لغزش ها انسان را به انحراف در عقايد مي كشاند
|
 |
سفر با مركب ملوكانه ! ادامه خاطره شانزدهم؛ خبرنگار شماره 11 چه كسي بود؟! - 13
|
 |
|
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir |
 |
لغزش ها انسان را به انحراف در عقايد مي كشاند
وضعيت علوم انساني در دانشگاه هاي كشور نگران كننده است در بين اين مجموعه عظيم دانشجوئي كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوي دولتي و آزاد و پيام نور و بقيه دانشگاه هاي كشور داريم، حدود دو ميليون اينها دانشجويان علوم انساني اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مي كند. ما در زمينه علوم انساني، كار بومي، تحقيقات اسلامي چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه هاي علوم انساني مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزي كه معتقد به جهان بيني اسلامي باشد و بخواهد جامعه شناسي يا روانشناسي يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براي اين رشته ها مي گيريم؟ اين نگران كننده است. بسياري از مباحث علوم انساني، مبتني بر فلسفه هائي هستند كه مبنايش مادي گري است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوي به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انساني را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربي ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بي اعتقادي به مباني الهي و اسلامي و ارزش هاي خودمان را در قالب هاي درسي به جوان ها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلي مطلوبي نيست. اين از جمله چيزهائي است كه بايستي مورد توجه قرار بگيرد؛ هم در مجموعه هاي دولتي مثل وزارت علوم، هم در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، هم در هر مركز تصميم گيري كه در اينجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه ها و بيرون دانشگاه ها. به هر حال نكته بسيار مهمي است. بايستي به شدت مراقب انحراف و فسادپذيري شخصي بود گاهي لغزش هاي كوچك، انسان را به لغزش هاي بزرگ و بزرگ تر منتهي مي كند نكته ديگري كه فعالان سياسي، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئوليت هاي گوناگون و متنفذين به شدت بايستي مراقب آن باشند، مسئله انحراف و فسادپذيري شخصي است؛ همه مان بايد مراقبت كنيم. انسان ها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهي لغزش هاي كوچك، انسان را به لغزش هاي بزرگ و بزرگ تر و گاهي به پرتاپ شدن در اعماق دره هائي منتهي مي كند؛ خيلي بايد مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن اين هشدار وجود دارد. يك جا مي فرمايد: «ثمّ كان عاقبه الّذين اساؤا السّوأي ان كذّبوا بأيات اللّه»؛ عاقبت بعضي از كارها اين است كه انسان به آن خانه بدترين مي رسد كه تكذيب آيات الهي است. يك جا مي فرمايد: «فأعقبهم نفاقا في قلوبهم الي يوم يلقونه بما اخلفوا اللّه ما وعدوه»؛ خلف وعده با خدا كردند، اين موجب شد نفاق در دل هايشان به وجود بيايد. يعني انسان گناهي انجام مي دهد، اين گناه انسان را به وادي نفاق مي كشاند؛ كه نفاق، كفر باطني است. همين جا در قرآن، كافرين و منافقين در كنار هم هستند. در يك آيه ديگر مي فرمايد: «انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقي الجمعان انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا». اين كه مي بينيد يك عده اي در مقابل دشمن منهزم مي شوند، طاقت نمي آورند، نمي توانند ايستادگي كنند، به خاطر آن چيزي است كه قبلاً از اينها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب كرده اند. لغزش ها انسان را فاسد مي كند. اين فساد، به انحراف در عمل و گاهي به انحراف در عقيده منتهي مي شود. اين هم به مرور پيش مي آيد؛ دفعتاً پيش نمي آيد كه ما فكر كنيم يك نفري شب مؤمن مي خوابد، صبح منافق از خواب بيدار مي شود؛ نه، به تدريج و ذره ذره پيش مي آيد. اين، علاجش هم مراقبت از خود است. مراقبت از خود هم يعني همين تقوا. بنابراين علاجش تقواست. مراقب خودمان باشيم. نزديكان افراد مراقبت كنند؛ زن ها از شوهرهايشان، شوهرها از زن هايشان، دوستان نزديك از همديگر؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر». از يكديگر مراقبت كنيم، براي اينكه دچار نشويم. مردم مسئولين را موعظه كنند، نصيحت كنند، خيرخواهي كنند، بنويسند براي آنها، بگويند براي آنها، پيغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند. خطرات لغزش مسئولين هم براي نظام، براي كشور و براي مردم بيشتر است. انسان گاهي در بعضي از حرف ها، در بعضي از اقدام ها و تحركات، اين را احساس مي كند؛ نشانه هاي يك چنين انحرافي را انسان مشاهده مي كند. به خدا بايد پناه برد، از خدا بايد كمك خواست. بايد همه مراقب باشيم كه نظام جمهوري اسلامي تبديل نشود به يك نظام سكولار بايد همه مراقب باشيم كه نظام جمهوري اسلامي - كه نظام اسلامي است، نظام ديني است، مفتخر به اين است كه در قالب احكام دين و اسلام و قرآن مي خواهد حركت كند - تبديل نشود به يك نظام بي اعتقاد به دين؛ به قول آقايان، يك نظام سكولار؛ باطن سكولار، ظاهر ديني؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربي و قدرت هاي مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر ديني و مسائل ديني دم دستي؛ اينجوري نشود. نظام اسلامي بايد به معناي واقعي كلمه، اسلامي باشد و روزبه روز به مباني اسلام نزديك تر شود؛ اين است كه گره هاي فروبسته را باز مي كند، اين است كه مشكلات را حل مي كند، اين است كه به جامعه عزت و اقتدار مي دهد، اين است كه طرفداران نظام جمهوري اسلامي را در همه جاي دنيا بيشتر خواهد كرد. مراقب باشيد يك نظام جمهوري اسلامي تقلبي براي ما درست نكنند! جمهوري اسلامي به معناي حقيقي - يعني همان جمهوري اسلامي كه امام (رضوان اللّه تعالي عليه) براي ما پايه گذاري كرد و به كشور ما هديه داد - مي تواند همين خصوصيات را تأمين كند؛ اقتدار بين المللي را، اقتدار سياسي را، عزت را، رفاه دنيا و آبادي معنوي آخرت را. اما مراقب باشيد يك نظام جمهوري اسلامي تقلبي نخواهند براي ما درست كنند؛ كاري كه در ده سال گذشته هم بعضاً حركاتي انجام گرفت، اما خداي متعال مهار كرد؛ مردم بيدار بودند، هشيار بودند، اجازه ندادند. مي خواستند كارهائي بكنند، شعارهاي امام را به موزه بسپرند؛ صريحاً مي گفتند كه اينها كهنه شده! نه، شعارهاي انقلاب كهنه شدني نيست؛ هميشه تازه است، هميشه براي آحاد مردم جذاب است. شعاري كه به نفع مستضعفين است، شعاري كه به نفع عزت ملي است، شعاري كه در آن مقاومت و ايستادگي است، اين شعارها هيچ وقت كهنه نمي شود؛ براي هيچ ملتي كهنه نمي شود، براي نظام ما هم كهنه نخواهد شد. هر چه ما توانستيم پيشتر برويم، توطئه دشمن هم پيچيده تر شده است معارضه با نظام، يك سابقه سي ساله در اين انقلاب دارد؛ چيز جديدي نيست. اشكال معارضه گوناگون بوده است، اما هميشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعيت ما در داخل بوده. هر جا احساس كردند و هر وقت احساس كردند مي توانند حضور قوي تري پيدا كنند، ضربه اي را كه مي توانستند - به خيال خود - وارد كردند. و انقلاب هم در طول اين سي سال در مقابل اين ضربات ايستاده است؛ نه فقط ضعيف نشده، بلكه روز به روز بحمداللّه كشور و نظام جمهوري اسلامي قوي تر هم شده. منتها يك نكته وجود دارد و او اين است كه هر چه ما در نظام جمهوري اسلامي، توانستيم ريشه خودمان را عميق تر كنيم و پيشتر برويم و كارهايمان را پيچيده تر بكنيم، توطئه دشمن هم پيچيده تر شده است؛ اين را بايد توجه داشت. درست است كه ما تجربه غلبه بر چالش هاي تحميل شده را داريم - نه فقط در يك مورد و دو مورد؛ در تمام اين سي سال، تجربه نظام جمهوري اسلامي، تجربه غلبه بر چالش ها و بر معارضه ها و دشمني هاست - ولي بايستي توجه كرد كه - همانطور كه اشاره فرمودند - دشمن، «من نام لم ينم عنه»؛ بيدار است. دشمن هم اگر ضربه اي به ما زد ازجانب ضعف ماست ما هرگز منكر نيستيم كه در نارسائي هاي گوناگون و مشكلات فراواني كه بر سر راه جامعه و افراد پيش مي آيد، تقصيرهاي شخصي و تقصيرهاي اجتماعي، از درون وجود دارد؛ در اين هيچ ترديدي نيست؛ كسي اين را منكر نيست. «ما أصابك من حسنه فمن اللّه و ما أصابك من سيئه فمن نفسك»؛ اينكه معلوم است؛ دشمن هم اگر ضربه اي به ما زد و اين ضربه كاري شد، اين هم «من نفسك» است؛ در اين شكي نيست. در جنگ احد هم كه دشمن حمله كرد و ضربه زد، در حقيقت مسلمان ها از خودشان ضربه خوردند؛ در اين كه بحثي نيست؛ منتها نكته اين است كه اگر انسان بخواهد ضربه نخورد، بايد نقش دشمن را ببيند. يكي از لوازم توجه و ملاحظه براي ضربه نخوردن، ديدن دشمني است كه مي خواهد به ما ضربه بزند؛ از اين ما را نبايد غافل كنند. گروه هاي هدف يكي ديگر از موضوعاتي كه در تحليل جنگ نرم جايگاهي كليدي و راهبردي دارد، گروه هاي هدف يا لجمن (لبه جلو منطقه نبرد) جنگ نرم است. اين گروه ها كه به مثابه خط مقدم رويارويي به شمار ميروند در سه دسته كلي قابل تقسيم بندي هستند: 1. گروه هاي مرجع ¤ نخبگان علمي ¤ مسئولين نظام ¤ هنرمندان ¤ شخصيت هاي سياسي ¤ علما و روحانيون ¤ خانواده هاي معظم شهدا ¤ چهره هاي متنفذ و گروه هاي موجه ¤ ورزشكاران 2. اقشار خاص ¤ متمكنين و سرمايه داران ¤ زنان ¤ جوانان و دانشجويان ¤ گروه هاي اپوزسيون ¤ اصناف 3. ستون هاي حمايتي ¤ عموم مردم ¤ اجتماعات مذهبي ¤ نيروي مقاومت بسيج ¤ روحانيون و خانواده هاي شهدا ¤ نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي ¤ نهادهاي نظامي و انتظامي اما اينكه چرا دشمن اين گروه ها را در وهله نخست مورد هدف قرار مي دهد در مورد هر كدام توضيحي جداگانه دارد. گروه هاي مرجع همان گونه كه از نامشان پيداست از آن حيث مورد توجه دشمن هستند كه به لحاظ برخورداري از مقبوليت و شان اجتماعي ويژه، در حوزه عمومي و در ميان عامه مردم از تاثيرگذاري شايان توجهي برخوردار بوده و هر كدام به تناسب جايگاه و موقعيت خود توان اشاعه رفتار و يا انديشه هاي خاص را در گستره قابل توجهي از مردم دارند. اقشار خاص نيز از آن جهت كه به طور بالقوه توانايي ايفاي نقش پياده نظام دشمن در قالب هايي چون اردوكشي هاي خياباني، اعتصاب، تحصن، نافرماني مدني و... را دارند در كانون برنامه ريزي دشمن قرار مي گيرند. همچنين در فرايند جنگ نرم يكي از مراحل بسيار راهبردي، شبكه سازي اقشار خاص به منظور هم افزايي و تشكيل جنبش همبستگي از سوي دشمن است. علت توجه دشمن به ستون هاي حمايتي نظام نيز روشن و بديهي است. چرا كه وجود هر يك از آنها مانع بازدارنده بزرگي براي تحقق اهداف دشمن به شمار مي روند. همچنين توجه به اين نكته نيز ضروري است كه روحانيون و خانواده هاي شهدا از اين حيث كه در سطح جامعه از تاثيرگذاري خاصي برخوردارند در زمره گروه هاي مرجع به شمار ميروند اما از اين حيث كه نهاد روحانيت و خانواده هاي شهدا عموما در نقش حامي نظام اسلامي ظاهر شده اند در قسمت ستون هاي حمايتي نيز قابل ذكرند. لذا اگر در فرايند جنگ نرم، دشمن موفق به جذب و همراهسازي ايشان شود از آنها به عنوان گروه هاي مرجع استفاده مي كند و در صورت عدم موفقيت به تضعيف، تخريب و منزوي كردن ايشان مي پردازد.
|
|
 |
سفر با مركب ملوكانه ! ادامه خاطره شانزدهم؛ خبرنگار شماره 11 چه كسي بود؟! - 13
تعداد خبرنگاران شماره 11 در مطبوعات ايران بسيار اندك بود و من در طي بيش از 30 سال فعاليت مطبوعاتي ام تنها 4 يا 5 نفر را مي شناختم كه داراي كارت خبرنگاري شماره 11 بودند. (1) خبرنگار شماره 11 روزنامه كيهان شخصي به نام منصوره پيرنيا(2) بود. اين شخص حتي در روزنامه كيهان براي بسياري ناشناخته بود؛ زيرا به كار مطبوعاتي اشتغال نداشت و ميز يا اتاق كار ويژه اي در اختيار وي نبود. اين شخص به دليل داشتن نسبت با خانم دكتر ليوسا پيرنيا پزشك مخصوص وليعهد با دربار رفت و آمد داشت و ]سناتور[ دكتر مصباح زاده مالك كارتل مطبوعات كيهان براي اينكه حداكثر استفاده را ببرد، خانم منصوره پيرنيا را با حقوق كلان به عنوان خبرنگار روزنامه كيهان و مجله زن روز استخدام كرده بود. خانم منصوره پيرنيا هم از عنوان خبرنگاري كيهان حداكثر بهره برداري را مي كرد؛ زيرا افزون بردرآمدي كه نصيبش مي شد، به عنوان خبرنگار ويژه روزنامه كيهان و مجله زن روز در تمام سفرهاي رسمي شاه و فرح پهلوي ملتزم ركاب به اصطلاح همايوني بود. مجموع كاري كه وي براي روزنامه كيهان و مجله زن روز در طول سال انجام مي داد تهيه يك گزارش از چگونگي تحويل سال نو در كاخ شاه بود كه همراه تصاويري از شاه و فرح و فرزندانش كنار ميز هفت سين چاپ مي شد. از آنجا كه خانم منصوره پيرنيا مشخصاً به رمز و راز نگارش مطالب مطبوعاتي آشنا نبود، اخبار مرتبط با سفرهاي شاهانه را براي فرج الله صبا(3) معاون مجيد دوامي(4) در مجله زن روز تعريف مي كرد و او كه در شمار روزنامه نگاران خوش قلم و قديمي جرايد ايران بود، گفته هاي پيرنيا را به گزارشي خواندني از زندگي يا سفر شاه و فرح مبدل مي ساخت. از آنجا كه فرح پهلوي هم نيازمند تبليغات بود و دوست داشت تا مردم تصويري متفاوت از زنان درباري از او در ذهن داشته باشند و وي را زني روشنفكر با تفكرات مدرن و متناسب با زمانه و حتي پيشگام تر از زمان بدانند و بشناسند، شخصاً سالي يكي دو بار منصوره پيرنيا را به حضور مي پذيرفت و با او درباره مطالب مختلف از شعر مدرن تا عرفان و تصوف و به طور كلي از مدرنيته و سنت صحبت مي كرد و ]منصوره[ پيرنيا نوار اين گفت و شنود را به ]سناتور[ دكتر مصباح زاده مي داد و او اگر تصميم به چاپ آن در زن روز مي گرفت، نوارها را در اختيار فرج الله صبا قرار مي داد و اگر قرار بود در روزنامه چاپ شود، نوارهاي آن را براي رضا مرزبان(5) سردبير روزنامه پيغام امروز - كه قبلاً معاون سردبير روزنامه كيهان بود - مي فرستاد و وظيفه تنظيم آنها به او محول مي گرديد. منصوره پيرنيا در تمام سفرهاي رسمي شاه و فرح همراه آنها بود و با اينكه كليه هزينه هاي رفت و برگشت و اقامت او در طول اين گونه سفرها را وزارت دربار پرداخت مي كرد، وي مبالغي به عنوان هزينه سفر همراه مركب ملوكانه از حسابداري كيهان مي گرفت. پيرنيا حتي به اين هم قانع نمي شد و هميشه يك روز قبل از آغاز سفر با شاه و فرح به ديدار مصباح زاده مي آمد و مبالغ كلاني خارج از ليست و از جيب و هزينه شخصي مصباح زاده دستخوش مي گرفت و مي رفت. اگر مسئولان كيهان در بين اسناد و نامه هاي به جا مانده از دكتر مصباح زاده كندوكاوي بكنند، حتماً به نمونه اي از نامه هاي منصوره پيرنيا و دستورات مصباح زاده براي پرداخت دستمزدهاي كلان به منصوره پيرنيا پيدا خواهند كرد. (6) . . . منصوره پيرنيا بدان سبب كه وابسته به دربار بود، خيلي زودتر از شاه و فرح از ايران فرار كرد، اما پس از مدتي دوباره سروكله اش در كنار فرح پيدا شد و در انتشار كتاب خاطرات فرح ]در خارج كشور[ به فعاليت پرداخت. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 - اسناد مربوط به ساير خبرنگاران ويژه دربار پهلوي در آرشيو مراكزي مانند «ضداطلاعات ارتش» و. . . وجود دارند و متأسفانه علي رغم گذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامي، همچنان منتشر نشده اند؛ اميدواريم مسئولان مربوطه با انتشار آن دسته از اسناد كه ديگر كاركردي در پروژه هاي امنيتي ندارند، زمينه غنا بخشيدن به پژوهش در حوزه تاريخ معاصر ايران را فراهم سازند. ]دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان[ 2- نام خانوادگي وي «حامدي ايزدي» بود. وي پس از وصلت با خاندان «پيرنيا» نام خانوادگي خود را به «پيرنيا» تغيير داد. 3- فرج الله صبا، از روزنامه نگاران قديمي است. از ابتداي فعاليت روزنامه نگاري همكاري با مجيد دوامي را سرلوحه كارهايش قرار داده بود. در دهه چهل به عنوان سردبير «هفته نامه روشنفكر» با «دوامي» همكاري داشت. پس از آغاز همكاري دوامي با «زن روز» به اين مجله نقل مكان كرد. وي در ماههاي اول پيروزي انقلاب اسلامي با «بهنود» در مجله «تهران مصور» همكاري داشت. در سال 1376 در سازماندهي تحريريه روزنامه «زن» به مديريت خانم فائزه هاشمي همكاري داشت. ]دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان[ 4- براي آشنايي با شرح حال و عملكرد «مجيد دوامي» ر. ك: «نيمه پنهان» (روزنامه نگاران جاسوس)، جلد 18، تأليف دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان. 5- رضا مرزبان از نيمه دوم دهه 20 فعاليت روزنامه نگاري را آغاز كرد. وي از اعضاي حزب توده بود. همانند اكثر اعضا و سركردگان اين حزب پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به خدمت رژيم درآمد. وي پس از مدتي همكاري با روزنامه كيهان، سردبيري روزنامه پيغام امروز را برعهده گرفت. عملكرد اين نشريه كه در سال هاي قبل از پيروزي انقلاب در خدمت رژيم پهلوي بود، در آستانه پيروزي انقلاب با چرخشي از موضع چپ هاي ماركسيستي راديكال انقلاب اسلامي را آماج تهمت و تهاجم قرار داد. با تعطيلي روزنامه پيغام امروز در سال 1358 مرزبان به خارج كشور فرار كرد و در آنجا همكاري با نشريات ماركسيستي افراطي را پي گرفت. ]دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان[ 6- با پيشنهاد مرحوم اللهياري به آرشيو محرمانه كارگزيني مؤسسه كيهان مراجعه شد و تعدادي از مكاتبات في مابين ضداطلاعات ارتش در خصوص خبرنگار شماره 11، همچنين مكاتبات پيرنيا و مصباح زاده به دست آمد. روزنامه كيهان ضمن انتشار كليشه يكي از اين اسناد متعاقباً اقدام به انتشار شرح حال و عملكرد «منصوره پيرنيا» خواهد كرد. ]دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان[
|
|