(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 21 بهمن 1388- شماره 19582
 

اشغال هائيتي اين بار بشردوستانه!
بحران غزه و حقوق بشر
غزه را بشناسيم



اشغال هائيتي اين بار بشردوستانه!

فريده شريفي
ساعت 45/4 دقيقه عصر روز سه شنبه 12 ژانويه 2010 ميلادي زمين لرزه اي به بزرگي
3/7 ريشتر «پورتو پرنس» پايتخت هائيتي و مناطق اطراف آن را لرزاند، شمار دقيق كشته شدگان و مجروحان اين حادثه هنوز به طور كامل مشخص نشده است.
وزارت كشور هائيتي با اشاره به ادامه عمليات امداد و خروج آسيب ديدگان و قربانيان از زير آوار، پيش بيني كرده است كه آمار تلفات اين زلزله به 300 هزار نفر نيز افزايش يابد.
منابع رسمي همچنين آمار آسيب ديدگان اين زمين لرزه را دست كم سه ميليون نفر اعلام كرده اند، اين در حالي است كه جمعيت هائيتي 9 ميليون نفر است.
هائيتي از فقيرترين كشورهاي قاره آمريكا است و تاريخچه پرتلاطم دخالت ايالات متحده را در پرونده خود دارد.
علت اصلي فقر و فلاكت مردم هائيتي را بايد در سياست هاي امپرياليستي آمريكا جست وجو كرد.
حمايت آمريكا و سازمان ملل و ديگر قدرت هاي جهاني از حاكمان فاسد اين كشور موجب شده كه آنها با تأمين منافع قدرت ها زمينه را براي فقر بيشتر مردم فراهم سازند.
پياده شدن اين سياست باعث فقر شديد مردم، نابودي جنگل ها، راه هاي ارتباطي،نابودي كشاورزي و اقتصاد اين كشور شده است. همين سياست ها پيامدهاي ناشي از وقوع زلزله را صدچندان كرده و خرابي ها و صدمات حاصله از اين حادثه طبيعي (كه در طبيعي بودن آن نيز شك و ترديدهاي زيادي وجود دارد) را به وجود آورده است.
با مروري به تاريخچه اين كشور مي توان به سادگي دريافت كه آمريكا دخالتي درازمدت در هائيتي داشته و دارد و اكنون نيز به بهانه حمايت از زلزله زدگان با بيش از 15 هزار نظامي اين كشور را اشغال كرده است و تصميم دارد نيروهاي خود را به بيش از 20 هزارنفر افزايش دهد.
در دوران جنگ سرد، آمريكا از ديكتاتور اين كشور، «پاپا دوك دواليه» حمايت مي كرد، به دنبال دواليه پدر، پسرش جانشين وي شد.
آمريكا به دليل اينكه اين پدر و پسر از سياست هاي ضدكمونيستي پيروي مي كردند از آنها حمايت مي كرد و در اين سال ها اقتصاد هائيتي يك اقتصاد بسته و عقب افتاده بود و اكثر اهالي به كشاورزي سنتي مشغول بودند. و سيل ورود كالاهاي كشاورزي آمريكا، كشاورزي بومي اين كشور را نابود كرد، در نتيجه صدها هزار نفر از كشاورزان كار و زندگي خود را از دست دادند و به پايتخت هجوم آوردند.
در دهه 80 مردم هائيتي براي سرنگون ساختن دواليه
به پا خاستند و «ژان برتراند آرستيد» را به عنوان رئيس جمهور خود انتخاب كردند.
ارستيد وعده اصلاحات ارضي، سرمايه گذاري در زيرساخت هاي اين كشور و افزايش دستمزدها را داد ولي اين سياست ها با خوي استكباري آمريكا جور درنمي آمد به همين دليل در سال 2004 آمريكا كودتايي را عليه ارستيد برپا و حكومت وي را سرنگون كرد.
سربازان سازمان ملل كه در ظاهر براي حفظ امنيت به اين جزيره ارسال شده بودند در واقع اين كشور را اشغال كردند و دولت سرسپرده «جرارد لتوريتو» را به جاي آرستيد به قدرت رساندند.
اين دولت مدت كوتاهي در قدرت بود. «لتوريتو» و اطرافيانش تا توانستند بخش بزرگي از كمك مالي 4 ميلياردي را به جيب خود زدند و فقر و فلاكت مردم هائيتي شتاب بيشتري به خود گرفت.
در سال 2006 مردم هائيتي به يار ديرينه ارستيد يعني «رنه پري وال» كه در حال حاضر رئيس جمهور كشور است رأي دادند اما پري وال برخلاف آرستيد با طرح هاي آمريكا كنار آمد. ارستيد در انتقاد از انتخابات 2006 آن را انتصابات ناميد و روي كار آمدن پري وال را خنجري بر پشت مردم هائيتي ناميد.
روي كار آمدن باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا نيز تغييري در سياست هاي آمريكا نسبت به اين كشور فقير قاره آمريكا به وجود نياورد. و اوباما نيز دقيقا سياست هاي روساي جمهوري قبلي را ادامه داد، به همين دليل دولت ضعيف هائيتي نه تنها تغيير نكرد بلكه ضعيف تر هم شد و با توجه به شرايط بحراني اين كشور و وقوع زلزله اي با اين ابعاد اين دولت به هيچ وجه قادر به كمك رساني به مردم نيست.
ارسال كمك هاي مردم صلح جوي جهان به هائيتي همچنان ادامه دارد اما نحوه ارائه اين كمك ها بسيار تامل برانگيز است.
در همين رابطه روساي جمهور ونزوئلا و نيكاراگوئه نسبت به اعمال قدرت و سوءاستفاده برخي از قدرت ها به ويژه آمريكا در هائيتي هشدار داده اند.
هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در اين باره اعلام كرده كه آمريكا قصد دارد به بهانه ارسال كمك هاي انسان دوستانه براي زلزله زدگان هائيتي اين كشور را به طور مستقيم به اشغال نظامي خود درآورد.
چاوز اظهار داشت، در هائيتي كمبود اسلحه وجود ندارد بلكه زلزله زدگان به پزشك، دارو، سوخت و بيمارستان هاي صحرايي احتياج دارند.
رئيس جمهور ونزوئلا به عنوان دشمن هميشگي امپرياليسم سياست هاي كمك رساني آمريكا را مورد تمسخر قرارداد و گفت، من كه سربازان آمريكايي را در خيابان ها در حال جمع آوري اجساد و يا كمك به مجروحان نديدم، پس آنها در هائيتي چه مي كنند؟...!
وي اضافه كرد، آمريكا قصد دارد اين كشور را اشغال كند و از اين كشور زمينه حمله نظامي به ديگر كشورهاي منطقه را فراهم سازد. دانيل اورتگا رئيس جمهور نيكاراگوئه نيز نسبت به فرصت طلبي ارتش آمريكا براي استقرار نيروهاي خود در هائيتي هشدار داد.
گفتني است پنتاگون بيش از 15هزار تفنگدار و سرباز آمريكايي را به هائيتي فرستاده و كنترل فرودگاه و مراكز حساس پورتوپرنس را به آنها واگذار كرده است.
استقرار ناوهاي آمريكايي دراطراف اين جزيره، تجهيزات نظامي و سربازان آمريكايي در خيابان هاي پورتوپرنس بيشتر از اينكه انسان را به ياد كمك رساني به زلزله زدگان بيندازد تصوير يك كشور اشغال شده را در اذهان به وجود مي آورد.
«پاتريس علي» وزير دفاع سابق هائيتي با ابراز نگراني نسبت به تلاش آمريكا براي سلطه جويي بر اقدامات امدادي و استقرار سرباز اظهار داشت، ما به سرباز نياز نداريم، زيرا اينجا جنگ اتفاق نيفتاده است. آنچه در هائيتي اولويت دارد كمك رساني به مردم است كه بايد توسط دولت و مردم تصميم گيري شود نه قدرت هاي خارجي.
«آلن ژوآنده» وزير مشاور فرانسه در امور همكاري نيز اعلام كرد حدود اختيارات و نقش آمريكا در هائيتي بايد از سوي سازمان ملل مشخص شود.
وي اظهار داشت، مسئله كمك به هائيتي است نه اشغال اين كشور و بايد به گونه اي عمل كرد كه هائيتي بتواند زندگي را از سر بگيرد.
وزير مشاور فرانسه همچنين خاطر نشان كرد كه به منظور گرفتن مجوز براي فرود هواپيماي حامل كمك هاي فرانسه مجبور شده شخصا نزد مقامات آمريكايي برود.
شبكه تلويزيوني فرانس 24 نيز در گزارشي اعلام كرد كه به نظر مي رسد آمريكا در مقام پاسخگويي به نگراني ها و انتقادهاي جهاني نسبت به تسلط به كشور زلزله زده هائيتي، تحت پوشش كمك هاي بشردوستانه نيست.
اين شبكه تلويزيوني افزود، آمريكا از همان ابتدا در مورد اين زمين لرزه با آمادگي كامل و بسيار نظامي گرايانه وارد عمل شده است.
از سوي ديگر، جامعه كشورهاي درياي كارائيب نيز به حضور ارتش آمريكا در هائيتي اعتراض كرده اند.
نمايندگان اين سازمان كه شامل چند تن از رهبران دولت هاي منطقه و دبيركل اين سازمان بودند خواستار ورود به هائيتي شدند كه به هواپيماي حامل آنان اجازه ورود به فرودگاه پورتو پرنس داده نشد.
افراد شركت كننده در اين هيئت مجبور شدند به جامائيكا رفته و از آنجا به كشورهاي خود بازگردند.
به هر حال كارشناسان آگاه منطقه معتقدند آمريكا همچنان در گوشه و كنار جهان به دنبال توسعه طلبي است و برايش تفاوتي نمي كند كه حيطه استعماري اش را در چه كشوري بگستراند، هائيتي زلزله زده يا عراق و افغانستان ....

 



بحران غزه و حقوق بشر

ماندانا سكوتيان
برخلاف اين كه جنگ 22 روزه غزه و به دنبال آن محاصره شديد غيرنظاميان ساكن در اين منطقه (كه در حال تبديل بشه يك فاجعه انساني است) نقض آشكار تمامي قوانين و تعهدات بين المللي بشردوستانه توسط رژيم غاصب صهيونيستي به شمار مي رود، متأسفانه تا به حال به سكوت تلخ و معني دار دولت هاي به اصطلاح حامي حقوق بشر از يك سو و دولت هاي عرب مسلمان منطقه از سوي ديگر، رو به رو بوده است.
زماني كه «تز يپي ليوني» وزير خارجه وقت رژيم صهيونيستي حملات ددمنشانه ارتش صهيونيستي را به جنگ ارزشي تعبير كرد و صريحاً اعلان داشت كه رژيم اشغالگر قدس به هيچ قرارداد و قطعنامه بين المللي در قبال فلسطين پاي بند نخواهد بود هيچ صداي اعتراضي از مجامع بين المللي و سازمان هاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر در حمايت از مردم مظلوم فلسطين به ويژه شهروندان غزه، برنخاست.
بحران امروزه غزه به محاصره آن در سال 2008 (جنگ 22 روزه) باز مي گردد كه با محاصره شديد نظامي گذرگاه ها و راه هاي ورودي به غزه (به ويژه منطقه رفح) توسط نظاميان صهيونيست، اين منطقه عملاً به زنداني بزرگ براي 5/1 ميليون شهروند غيرنظامي ساكن در آن ناحيه تبديل گشت. شهرونداني كه فقط به دليل حمايت و پشتيباني معنوي از نيروهاي جنبش مقاومت اسلامي (حماس) در برابر رژيم غاصب صهيونيستي، مشمول سياست هاي جنگي اين رژيم عليه حماس قرار گرفته اند.
يكي از اقدامات ضد بشري رژيم صهيونيستي عليه ساكنان غزه قطع كامل برق منطقه درجريان جنگ 22 روزه بود. پيامدهاي منفي اين عمل ضد انساني نه تنها نظم عادي زندگي شهروندان ساكن در ناحيه را مختل ساخت بلكه ادامه وضع را نيز از نظر روحي - رواني تقريباً براي آنها به صورت ناممكن در آورد. از اين رو، چند ماه پس از ادامه محاصره، مردم غزه، طي اقداماتي هماهنگ و منسجم به سمت مرز مصر حركت كردند وبا شكستن ديوار مرزي از مرز عبور كرده، وارد مصر شدند. در اين راستا، بحران به مناطق مرزي مصر نيز كشيده شد. اگر چه با وخيم شدن اوضاع در نوار غزه، شوراي امنيت سازمان ملل اقدام به برگزاري يك نشست اضطراري كرد اما به دليل حمايت هاي يك جانبه گرايانه آمريكا از رژيم صهيونيستي، حتي پس از سه دور مذاكره فشرده، نتوانست در محكوميت متجاوزان صهيونيست يك بيانيه صادر كند چه رسد به صدور قطعنامه.
جامعه بين الملل عموماً و دولت هاي عرب مسلمان خصوصاً پاسخي مناسب به اقدامات ددمنشانه صهيونيست ها ندادند اما شهروندان شجاع غزه با استقامت و پايداري كم نظير خود در برابر تمامي جنايات ضد بشري صهيونيست ها و سردادن فرياد «مقاومت تا پيروزي» كوبنده ترين پاسخ را در طول تاريخ به استكبار جهاني داده اند. پاسخي كه لرزه بر اندام صهيونيست ها و اربابان شان انداخته و خواب راحت را از آنها گرفت. تخليه كامل شهرك هاي مرزي صهيونيست نشين درجريان جنگ 22 روزه خود شاهدي بر اين مدعا است.
تمامي بيانيه ها و قطعنامه هاي سازمان ها و مجامع بين الملل درحمايت از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه، برحق بهره مندي شهروندان مناطق جنگي از نيازهاي اساسي چون آب، غذا، بهداشت و خدمات عمومي تأكيد جدي دارند. از جمله اصول اين حقوق و تعهدات كه درتمامي شرايط لازم الاجرا است، به كارگيري «اصل تفكيك» درجنگ يا به عبارتي ديگر رعايت حقوق بشر دوستانه است. برپايه اين اصل، بايد درعمليات جنگي ميان نظاميان و غير نظاميان تمائز قائل شد. يعني طرفين درگير درمنازعه به منظور تغيير موازنه به نفع خود، حق ندارند به عمليات و اقداماتي دست بزنند كه موجب نسل كشي شهروندان غير نظامي شود. درچنين صورتي، اين امر نقض آشكار حقوق
بشر دوستانه خواهد بود.
اين درحالي است كه درجنگ 22 روزه، شهروندان غير نظامي غزه علاوه بر محاصره شديد از زمين و هوا نيز مورد هدف حملات نظامي سنگين و سلاح هاي مرگبار و ممنوعه اي چون بمب هاي فسفري توسط رژيم ددمنش اسرائيل قرار گرفتند كه با كمال تأسف، اين جنايت عليه بشريت، تاكنون با سكوت معني دار مجامع بين المللي به اصطلاح حامي حقوق بشر مواجه بوده است.
آيا به شهادت رسيدن، مجروح و مصدوم شدن كودكان معصوم فلسطيني بر اثر به كارگيري بمب هاي فسفري توسط رژيم جنگ افروز اسرائيل غاصب، نقض آشكار حقوق بشر و تمامي اصول و تعهدات بين المللي نيست؟!
در پروتكل هاي الحاقي 1977 ژنو و ماده 54 پروتكل اول وماده 14پروتكل دوم الحاقي كنوانسيون حقوق بشر آمده است: «تحت محاصره قرار دادن راه هاي ارتباطي و جلوگيري از رساندن آب، غذا، دارو و سوخت به
غير نظاميان نمي تواند وسيله و روش جنگي قرار گيرد و تحت چنين عنواني مورد استفاده طرف هاي متخاصم واقع شود».
اگرچه رژيم غاصب صهيونيستي، رسما از امضاكنندگان اين پروتكل ها نيست اما اين موضوع نمي تواند دليلي بر بي توجهي صهيونيست ها به مواد مذكور باشد. چون زير پاگذاشتن اين اصول و تعهدات، نقض آشكار حقوق بشر است.
حلقه هاي تنگ محاصره غزه و به چالش كشاندن شهروندان غيرنظامي با بحران آب، غذا، دارو و سوخت و در واقع تبديل محاصره به يك فاجعه انساني از يك سو و زير آتش سنگين قرار دادن آنها به منظور آغاز مجدد درگيري ها از سوي ديگر (به نقل از رسانه هاي خبري، جنگ افروزان صهيونيست طي يك روز، 97بار ساكنان غزه را مورد حملات سنگين ماشين هاي جنگي خود از زمين و هوا قرار داده اند) نه تنها نمونه اي بارز و در عين حال غيرقابل باور از نقض حقوق بشر به شمار مي رود، بلكه سبب غيرنافذ شدن اصول، تعهدات و كنوانسيون هاي بين المللي در اين زمينه شده است.
حال اين پرسش مطرح مي گردد كه چرا وقتي تقدم حقوق بشر، بر حقوق حاكميتي دولت ها از كليت خارج مي شود و به مصداق هايي در جهان سوم از جمله خاورميانه مي رسد، خلاف آن عمل مي شود و از كرسي ها و منشأ هاي نظريه پردازي صدايي در نمي آيد و به سادگي سكوت اختيار مي گردد.
علني شدن ساخت ديوار فولادي با توطئه مشترك آمريكا، مصر و اسرائيل عليه فلسطينيان ساكن غزه عموماً و جهادگران حماس خصوصاً، به گونه اي ضد بشري است كه حتي اعتراض و اظهار تأسف نهادهاي بين المللي و فعالان حقوق بشر را برانگيخته است. تا آن جا كه كميسير كل آژانس امدادرساني و كاريابي آوارگان فلسطيني «آنروا» وابسته به سازمان ملل متحد تأكيد كرده است: «يكي از دلايل احداث اين ديوار فولادي، ممكن است زمينه سازي براي حمله احتمالي رژيم صهيونيستي به نوار غزه باشد.» هم چنين اين مقام بين المللي از مشاركت مصر در چنين طرح هايي كه به نفع رژيم صهيونيستي و ضرر مردم فلسطين است اظهار تأسف كرده است.
«طرح موسوم به ديوار فولادي» در مرز مصر، غزه و گذرگاه رفح به منظور جلوگيري از انتقال سلاح، مهمات و مايحتاج مبارزان فلسطيني در واقع طرحي است كه با مشاركت اسرائيل، آمريكا و مصر به مرحله اجرا درآمده است. دولت آمريكا هزينه مالي، اسرائيل تجهيزات و لوازم و مصر هم اجراي آن را برعهده داشته است.
اگر چه «اسماعيل هنيه» نخست وزير دولت حماس در مراسم بيستمين سالگرد تأسيس جنبش اسلامي حماس با بيان اين جمله كه «ما همچون كوه هاي فلسطيني استوار خواهيم ماند» بي اثر بودن چنين توطئه هايي را صراحتاً اعلام كرد اما اين پرسش ها هم چنان به قوت خود باقي است:
«وجدان هاي آگاه و بيدار چه پاسخي به اين توطئه هاي ضدبشري دارند؟»
«آيا چنين طرح هايي رعايت اصول و موازين حقوق بشر به ويژه از سوي مناديان جهاني آن است؟» «آيا دست يازيدن به چنين اقدامات ضدبشري، نقض آشكار تمامي قوانين و تعهدات بين المللي حقوق بشر دوستانه نيست؟»

 



غزه را بشناسيم

نوارغزه ناحيه اي است نوارگونه كه در كنار درياي مديترانه و در منطقه خاورميانه قرار دارد. نوار غزه از جنوب غربي با مصر و از شمال و شرق با فلسطين اشغالي 1948 هم مرز است. منطقه نوارغزه 41 كيلومتر طول و در بخش هايي از 6 تا 12 كيلومتر عرض دارد. مساحت كلي نوارغزه، 36 كيلومتر مربع است. نوار غزه نامش را از شهر غزه كه بزرگترين شهر در منطقه نوار غزه است، مي گيرد. مردمي كه در منطقه باريكه غزه زندگي مي كنند تماما فلسطيني هستند.
اين منطقه داراي 51 كيلومتر مرز با فلسطين اشغالي 1948 و نزديك به 14 كيلومتر با مصر است.
جمعيت اين منطقه نزديك به يك ميليون و 500 هزار نفر است و پرتراكم ترين منطقه در جهان محسوب مي شود.
خان يونس در 7 كيلومتري شمال شرقي رفح واقع شده و شهرهاي متعدد در طول ساحل بين اين منطقه و شهرغزه واقع شده است. بيت لاهيا و بيت حانون به ترتيب در شمال و شمال شرقي شهر غزه واقع شده اند.
نوار غزه داراي آب و هواي معتدلي است كه داراي زمستاني ملايم و خشك و تابستاني گرم و توام با خشكسالي است. سطح زمين مسطح يا هموار است و تپه هاي شني نيز در كنار ساحل القراره به چشم مي خورد. مرتفع ترين نقطه «جز ابوعوده» نام دارد كه داراي ارتفاع 105 متر از سطح درياست. منابع طبيعي فلسطين شامل زمين هاي قابل كشت است. (حدود يك سوم از نوار غزه را زمين هاي آبي تشكيل مي دهد) مسائل زيست محيطي فلسطين شامل كويرزدايي، استفاده از آب شور براي آبياري محصولات كشاورزي،
آب شيرين، تصفيه فاضلاب، بيماري هايي كه از راه آب منتقل مي شود، فرسايش خاك و كاهش و آلودگي منابع آب زيرزميني است. گفته مي شود نوار غزه يكي از پانزده سرزميني است كه «مهد بشريت» را تشكيل مي دهد.
اين منطقه داراي قديمي ترين بقاياي مربوط به آتش هاي بزرگ ساخته دست بشر و برخي از قديمي ترين اسكلت هاي بشر است.
پس از شكست نيروهاي امپراتوري عثماني از بريتانيا در طول جنگ جهاني اول، دولت وقت بريتانيا در 25 آوريل 1920 ميلادي كنترل نوارغزه را به همراه ديگر سرزمين هاي فلسطين برعهده گرفت و با تشكيل يك سيستم حكومتي تحت عنوان قيمومت بريتانيا بر فلسطين كنترل نوارغزه و ديگر سرزمين هاي فلسطين را در دست گرفت. مصر بعد از تشكيل رژيم صهيونيستي به مدت 19 سال اداره اين منطقه را به عهده داشت؛ ولي سرانجام اين رژيم در جريان جنگ ژوئن سال 1967 نوارغزه را اشغال كرده و اين منطقه از آن زمان به بعد تحت سلطه رژيم صهيونيستي درآمد.
در سال 2005 ارتش رژيم صهيونيستي به دنبال ضربات كوبنده مقاومت از غزه عقب نشيني كرده و اين رژيم هزاران نفر از شهرك نشينان يهود را از اين منطقه بيرون راند.
اما همچنان رژيم صهيونيستي از هوا و زمين و دريا نوارغزه را محاصره كرده و اين منطقه را به بزرگ ترين زندان روباز دنيا تبديل كرده است.
اقتصاد نوارغزه به دنبال اشغال فلسطين و جنگ هاي پياپي و اشغال اين منطقه در سال 1967 فرو پاشيده است و بيش از 70 درصد از ساكنان اين منطقه زير خط فقر زندگي مي كنند.
صنايع نوارغزه اغلب از تجارت هاي خانوادگي كه به توليد منسوجات، صابون، حكاكي بر چوب درخت زيتون، و سوغاتي صدف مرواريد مي پردازد تشكيل شده است.
نوارغزه داراي شبكه كوچك و محدودي از راه هاست. اين منطقه همچنين داراي يك راه آهن يك خطه استاندارد است كه در طول نوار در مسير شمال به جنوب از مركز اين منطقه مي گذرد. اين راه آهن به وسيله رژيم صهيونيستي تخريب شده است. اين راه آهن سابقا از جنوب به راه آهن مصر و از شمال به راه آهن داخل فلسطين اشغالي ختم مي شد.
احداث تنها بندر نوارغزه پس از آغاز انتفاضه الاقصي به صورت نصفه كاره رها شده است. فرودگاه بين المللي غزه به موجب توافقاتي كه در پيمان دوم اسلو و نيز در تفاهم نامه 1998 واي ريور به عمل آمده بود در 24 نوامبر 1994 افتتاح شد. اين فرودگاه در اكتبر 2000 به دستور اسرائيل بسته شد و به وسيله ارتش صهيونيستي در دسامبر 2001 كاملا تخريب شد.
شهر غزه بعد از بيت المقدس دومين شهر بزرگ فلسطين است كه در شمال نوارغزه و جنوب غرب فلسطين در ساحل درياي مديترانه واقع شده است. مساحت اين شهر 45 كيلومترمربع و تعداد ساكنان آن تا سال 2006 چهارصد هزار نفر بوده است.
هم اكنون كليه گذرگاه هاي نوارغزه كه بيش از 10 گذرگاه است، به جز گذرگاه رفح تحت كنترل و سيطره رژيم صهيونيستي است و گذرگاه رفح نيز به وسيله مصر بسته شده است.
نوارغزه داراي يك فرودگاه است كه در جريان انتفاضه الاقصي به دست ارتش صهيونيستي بمباران و كاملا تخريب شد.
بيشترين ساكنان نوارغزه را آوارگان فلسطين اشغالي 1948 تشكيل مي دهد. بيشتر ساكنان غزه در 80 اردوگاه زندگي مي كنند كه سازمان ملل متحد خدمات درماني و آموزشي در اختيار آنان قرار مي دهد.
تعدادي از اين اردوگاه ها در مرزهاي شهرها برپا شده اند كه بعدها به عنوان بخشي از شهرها درآمدند.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14