(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 21 بهمن 1388- شماره 19582
 

هنر غربي ؛ ابزاري براي نااميد كردن جوانان 19
روايت چاپ يك آگهي و پيامدهاي آن خاطره دهم؛ آتش بازي در مجله صبح امروز- 71

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




هنر غربي ؛ ابزاري براي نااميد كردن جوانان 19

در ادامه پيش از پرداختن به نظرات رهبر انقلاب در زمينه روش هاي دشمن در جنگ نرم عليه نظام اسلامي به طور گذرا به برخي از سازوكارهاي عمليات رواني اشاره مي كنيم؛ هرچند كه بحث شايسته در اين زمينه نياز به مباحثي عميقتر و وسيعتر دارد اما به دليل اقتضاي فصل و توضيح سخنان مقام معظم رهبري به طور فهرست وار به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
نمكگير كردن و همراه سازي: جذب نخبگان علمي، فرهنگي، مذهبي، سياسي، جذب اصناف و اقليتها
شايعه سازي: شايعه پراكني در موضوعات مختلف
برجسته سازي: از كاه كوه ساختن (تغيير در ضريب اهميت اتفاقات)
مردم انگيزي: توسل به هيجان و شور اجتماعي
عوامفريبي: توسل به مقدسات و شخصيت سازي فرهمندانه
شستشوي مغزي: وارونه سازي و آدرس غلط
بحراني سازي: بحراني و آشفته جلوه دادن وضعيت كشور، اغراق در خطر حمله نظامي و انجام اقدامات خشونت آميز و تنش زا
تبليغات: به كارگيري آگاهانه نمادها (شفاهي، تصويري، مكتوب و...)
روشهاي تهاجم فرهنگي دشمن 21/9/1368
¤ ايجاد ناخالصي در فرهنگ انقلابي
¤ مانع تراشي براي رشد و يا دزديدن مغزها و استعدادهاي درخشان
ما و همه دست اندركاران فرهنگ در كشور بايد باور كنيم كه امروز آماج تهاجمات فرهنگي دشمنانمان هستيم ؛ هم به صورت آميختن فرهنگ انقلابي ما با چيزهايي كه آن را از خلوص و كارايي مي اندازد و هم به صورت مانع تراشيدن بر سر تربيت انسانهاي كارآمد و متخصص كه بتوانند همه امور كشور را اداره كنند. شكي نيست كه دشمن نسبت به همه اينها، به صورت جذب و ربودن و دزديدن مغزها و استعدادهاي درخشان از ميان ما، برنامه ريزي كرده است ؛ اين را هم مي دانيم كه اين برنامه ريزي ، نسبت به همه كشورهاي جهان سوم و از جمله كشور ما شده است ... آنها برنامه ريزي دارند و پول خرج مي كنند و اصلاً دستگاههايي براي شناسايي استعدادهاي درخشان كشورهاي مختلف دارند تا آنها را ـ چه در دوران كودكي و نوجواني و جواني و چه در دوران به ثمررسيدگي و كارايي ـ بربايند.
حمله به رسول اسلام، بخشي از تهاجم فرهنگي عليه اسلام
4/12/1368
شما مي بينيد كه در توطئه و تهاجم فرهنگي به اسلام ، يكي از قسمتهايي كه مورد توطئه خباثت آميز دشمن قرار مي گيرد، همين وجود مقدس و بزرگوار است كه در آن كتاب شيطاني مورد تهاجم قرار گرفت و نشان داد كه توطئه دشمن در مجموعه عقايد و عواطف ملت مسلمان ، به كجاها ناظر است .
بي اعتنايي به آثار انقلابي در مجامع جهاني و بها دادن به عناصر ضدانقلاب 21/5/1371
از جمله روشهاي ديگري كه دشمنان در مجامع جهاني به كار زدند، اين است (من اين را، واقعاً احساس مي كنم؛ و از آن دردهاي خاموش است. انسان دوست مي دارد اين چيزها را همه مردم، به وضوح بفهمند) كه وقتي فيلم يا آثار و فرآورده هاي هنري ايران مطرح مي شود، كاري كه نشان از همين روحيات انقلابي در آن باشد، مورد بي اعتنايي قرار مي گيرد! اين مجمع جهاني، مثلاً و به ظاهر، يك مجمع غيرسياسي است. امّا باطن قضيه، اين طور نيست. شما ديده ايد مجامع جهاني چه مي كنند. ديديد شوراي امنيت و سازمان ملل، با بوسني هرزگوين چه كردند. ديديد سازمان «ايكائو»، در قضيه هواپيماي ما، كه امريكا آن را ساقط كرد، چه كرد. امريكاييها خودشان گزارش دادند؛ گفتند «گزارش «ايكائو»، با همكاري ارتش امريكا تهيه شد»! و خلاصه اينكه، امريكا در انداختن ايرباس ايراني، مقصر نيست! مجامع جهاني، اين گونه اند.
... عين همين قضيه را، اين مجامع هنري جهاني، با فيلمهاي ما، با نمايشنامه هاي ما، با كارهاي ويژه كودك ما، و موارد ديگر، دارند. چطور كسي مي تواند چشمش را روي هم بگذارد و بگويد «اينها غيرسياسي اند»؟! چرا در همه اين مواردي كه اينها جايزه دادند، يك مورد اثر انقلابي وجود ندارد؟! ما فيلم انقلابي نداريم؟! ما شعر انقلابي نداريم؟! ما نمايشنامه انقلابي نداريم؟! اين همه فرآورده هاي انقلابي كه جوانهاي ما درست كردند، هيچ كدام ارزش هنري ندارد؟! بنده احتمال مي دهم اگر رويشان بشود، جايزه نوبل را هم حاضرند به يكي از همين عناصر ضداسلامي و ضدانقلابي بدهند، براي اينكه آنها را در دنيا بزرگ كنند؛ براي اينكه عناصر انقلابي را منزوي كنند! اين، تهاجم فرهنگي نيست؟!
انصراف جوانهاي مومن از پايبندي به ايمان و ابتلاي به اعتياد و فساد 21/5/1371
يكي از راههاي تهاجم فرهنگي، اين بوده است كه سعي كنند جوانهاي مؤمن را، از پايبندي هاي متعصبانه به ايمان، كه همان چيزهايي ست كه يك تمدن را نگه مي دارد، منصرف كنند؛ همان كاري را كه در اندلس، در قرنهاي گذشته كردند. يعني جوانها را در عالم، به فساد و شهوت راني و ميگساري و اين چيزها مشغول كردند. اين كار، حالا هم دارد انجام مي گيرد... جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره اش كردند؛ اگر اول يك ويدئو در اختيارش گذاشتند، بعد او را به تماشاي فيلمهاي جنسي وقيح وادار كردند؛ شهوت او را تحريك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند، چه خواهد شد؟! وقتي تشكيلاتي وجود داشته باشد، جوان را در اوج نيروي جواني، فاسد مي كنند.
منظور دشمن از آزادي تامين امنيت توطئه گران است
21/5/1371
توقع دشمن اين است كه قلمزنان جريان فرهنگي وابسته به استكبار، هرچه مي خواهند بنويسند، و قلمزنان طرفدار نظام و جناح و جريان اسلامي، به آنها جواب ندهند! توقعشان اين است! اگر جواب دادند، مي گويند: «آزادي نيست. شما ما را مرعوب كرديد!» اين، آن فضايي ست كه دشمن به وجود مي آورد.
راهبردهاي دشمن در تهاجم فرهنگي عليه انقلاب اسلامي
21/5/1371
من وقتي به تنوع ابزارهاي دشمن نگاه مي كنم، مي فهمم چقدر اين قضيه براي اينها اهميت داشت! يكي از كارها اين بود كه جريان ادب و هنر و فرهنگ انقلابي را در كشور تحقير كنند و به انزوا بكشانند. اين يكي از كارهايشان بود.
انزواي مجموعه هاي جوان مومن و انقلابي در داخل كشور
21/5/1371
يكي از كارهاي دشمن، اين شد كه اين مجموعه هاي مؤمن را منزوي كند. جوان، بي تجربه است. به مجرد اينكه ببيند در يك دستگاه رسمي كشور، مثلاً در يك مركز فرهنگي كشور، دو نفر به او اخم كردند، به او بي اعتنايي كردند، او را تحقير كردند، در حركتش اثر مي گذارد و او را كند مي كند. يا مثلاً وقتي ببيند كه در مجلات به اصطلاح ادبي و هنري كشور، چهره هاي مخالف با اين روش و خط را، بزرگ مي كنند، بر جسته مي كنند، تعريف مي كنند، اين جوان دلش آب مي شود و روحيه اش را از دست مي دهد. وقتي يك فيلمساز، اثرش را به مراكزي مي برد كه مي توانند از او استفاده كنند و كاري كنند كه بتواند كارش را ادامه بدهد، اما با بي اعتنايي به او مي گويند: «نه آقا؛ ما اين را قبول نداريم. اين طورش را قبول نداريم»، و بعد در همان حال ببيند انواع و اقسام كارهايي كه از لحاظ مايه هاي هنري از كار او كمتر است امّا چون مايه اسلامي ندارد مورد قبول آنهاست، اين جوان به خودي خود، منزوي و نااميد خواهد شد.
دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط سعي مي كند جوان هاي ما را از ما بگيرد 22/4/1371
دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط، فرهنگ فساد و فحشا، سعي مي كند جوان هاي ما را از ما بگيرد. كاري كه دشمن از لحاظ فرهنگي مي كند، يك «تهاجم فرهنگي»، بلكه بايد گفت يك «شبيخون فرهنگي»، يك «غارت فرهنگي» و يك «قتل عام فرهنگي»ست. امروز دشمن اين كار را دارد با ما مي كند.
دشمن ميخواهد جوان هاي ما را به لذات و شهوات سرگرم كند
15/2/1372
عده اي خيال كرده اند كه وقتي ما به تهاجم فرهنگي غرب حمله مي كنيم، فقط مسئله مان اين است كه يك نفر در خيابان حجابش را درست رعايت نكرده است. مردم بحمداللّه حجابشان را رعايت مي كنند؛ الا افرادي قليل. مسئله اينها نيست. اين، فرعي است. اصل قضيه آن است كه داخل خانه هاست، و از مجامع جوان ها سرچشمه مي گيرد؛ و دشمنان آنجا دارند كار مي كنند. آن كه آشكار نيست، آن كه پنهان است، خطر آنجاست. جوانهاي ما شهوات را انداختند دور؛ راحتي و لذت را انداختند دور؛ رفتند در ميدان مبارزه، و توانستند دشمن را به زانو در بياورند. حالا دشمن دارد از جوانهاي ما انتقامش را مي گيرد. انتقامش چيست؟ انتقام او اين است كه جوانهاي ما را به لذات و شهوات سرگرم كند. پول خرج مي كنند، عكس مبتذل چاپ مي كنند و مجاني بين جوانها منتشر مي كنند. ويدئو درست مي كنند؛ فيلمهاي مهيج شهوت را مجاني مي دهند به اين و آن، كه نگاه كنند. البته، يك عده، از اين طريق، پول هم به دست مي آورند. اما آنهايي كه سرمايه گذاري مي كنند، براي پول، سرمايه گذاري نمي كنند. مي توانند آنها را در كشورهاي ديگر، آزادانه پخش كنند و پول به دست بياورند. اينجا مي خواهند نسل جوان را ضايع و نابود كنند.
مهمترين طرح دشمن انتظار از اثر گذاري ميكروب ارتجاع در جامعه 15/10/1373
امروز مهم ترين طرح دشمن، «انتظار» است. دشمن منتظر نشسته است تا اين ميكروب ]ارتجاع[ در داخل اين كالبد سالم و نيرومند، يعني كالبد نظام اسلامي و جمهوري اسلامي، اثر كند. لذا، ما بايد مراقب باشيم.
مصاديق ميكروب ارتجاع و روش دشمن در مقابل ملت ايران
15/10/1373
امروز آنها منتظرند كه فساد در داخل اين كشور نفوذ پيدا كند، ترديد در اذهان جوانان اين كشور نفوذ پيدا كند، سرگرمي هاي باز دارنده و فاسد، بر آرمانهاي بزرگ غلبه پيدا كند، دنياطلبي و اشتغال به مال و زينت دنيا رايج شود، و لذت پول و زندگي راحت و تجملاتي، خود را زير دندان عناصر انقلابي نشان بدهد؛ اينها ناقل هاي ميكروب ارتجاع اند. نه اينكه مردم يا انقلابيون نبايد زندگي كنند! نعمت و بركات خدا، مال همه است، و همه بايد از آنها استفاده كنند. اما پرداختن به دنيا و شهوات، پرداختن به مال و مال اندوزي، پرداختن به خود بيش از پرداختن و انديشيدن به جمع و هدف و خدا و دين خدا، دچار شدن به فساد اخلاقي - اعم از فسادهاي مالي، جنسي، اداري و اختلافات داخلي؛ كه اين هم يك نوع فساد بسيار خطرناك است - و جاه طلبي هاي غلط و نامشروع، آن چنان كه در دنياي غرب مطرح است، چيزهايي هستند كه كاخ آرماني انقلاب و اسلام و هر حقيقتي را ويران مي كنند. بناهاي جديدي ساخته خواهد شد؛ اما بناهاي طاغوتي، غير خدايي، بناهاي ضد اسلامي و ضد ارزش هايي كه به خاطر آنها خون شهداي ما ريخته شد. و اين يعني همان رجعت و برگشت، كه دشمن منتظر آن است.

 



روايت چاپ يك آگهي و پيامدهاي آن خاطره دهم؛ آتش بازي در مجله صبح امروز- 71

روزهاي گمشده- خاطرات احمد اللهياري
غروب يكي از روزهاي زمستان سال 1347 بود. ناصر ملك محمدي سردبير مجله صبح امروز شتابزده و درحالي كه هيجان و اضطراب در صدايش موج مي زد به خانه ما تلفن كرد و گفت كه احمد در هر شرايطي هستي رها كن و خود را به دفتر مجله برسان كه خاك برسر شديم.
از شيوه حرف زدن ناصر ملك محمدي ترس هم بر وجود من سايه انداخت. آخر او اداره تمام امور مجله را به من سپرده بود. شتابزده مجموع فعاليت هاي هفته گذشته و مطالبي را كه براي چاپ فرستاده بودم، در ذهنم مرور كردم، اما چيزي كه اسباب خاطر ناراحتي سردبير را به اين شدت وحدت فراهم كرده باشد، نيافتم.
به سرعت خودم را به دفتر مجله «صبح امروز» كه چاپخانه اش در آن ايام در خيابان فردوسي كوچه جنب «شركت فرش» بود رساندم. ديدم كه ماشين هايي كه مجله را چاپ مي كردند، خاموش هستند و افزون بر ناصر ملك محمدي، دكتر مصطفي الموتي(1) مدير مجله هم عصبي و شتابزده از اين سو به آن سوي حياط روزنامه مي رود.
ماجرا را پرسيدم و فهميدم كه در ذيل تشويق نامه يك شاگرد اول تصويري از دوران كودكي محمدرضا پهلوي چاپ شده است.
دكتر الموتي مدير اين مجله تا آن حد از اين ماجرا ترسيده بود كه درب چاپخانه را بسته بود و ورود و خروج كارگران را قدغن ساخته بود و مدام با خودش مي گفت مي دانم كه اين يك توطئه است. من يك مشت مار در آستين پرورش داده ام و آنها بنا به خواست مخالفان من اين آش را برايم پخته اند تا مرا از صحنه سياسي كشور حذف كنند.
نمونه اي از صفحه چاپ شده را گرفتم و با دقت نگاه كردم. چاره اي جز سوزاندن صفحات چاپ شده نبود. به ناچار همراه با دكتر الموتي و ناصر ملك محمدي در حياط ساختمان مجله صبح امروز يك آتش بازي به پا كرديم و 4000 فرم چهارصفحه اي از مجله صبح امروز آن شماره را سوزانديم.
پس از اينكه از كار سوزاندن اين فرم ها فارغ شديم دكتر الموتي دستور حذف آن عكس را داد و من به اندازه جاي آن يك آگهي و خبر دروغي درباره كتابي كه از كارو دردريان برادر ويگن خواننده معروف جاز دردست انتشار بود نوشتم و جايگزين آن ساختم و ماشين هاي چاپ صبح امروز غرش كنان شروع به كار كردند و تا صبح آنها را به قسمت صحافي رسانديم آن روز صبح ساعت 8 صبح روزنامه براي مركز توزيع جرايد كه در ابتداي كوچه روزنامه كيهان (شهيد شاهچراغي كنوني) قرارداشت ارسال شد.
نكته مهم در اين ميان وحشت بيش از حد دكتر الموتي بود. او آنقدر از اين ماجرا ترسيده بود كه تا ساعت 5/8 كه آخرين بسته نمونه هاي چاپ شده جديد مجله صبح امروز به مركز توزيع جرايد رفت در محل روزنامه بود و مثل مرغ سركنده، مدام از اين سو به آن سو مي دويد تا مجله اش در ساعت مقرر روي ميز روزنامه فروش ها باشد. زيرا مي ترسيد تاخير در ارسال آن به مركز توزيع جرايد باعث فاش شدن موضوع شود و او از نظر موقعيت سياسي لطمه شديد ببيند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مصطفي الموتي سال 1306 در تهران متولد شد دكتراي اقتصاد خود را از دانشگاه تهران گرفت - سالهاي 2-1331 با روزنامه «داد» همكاري داشت و در همان ايام با سپهبد زاهدي آشنا شد. در دولت زاهدي سمت معاونت نخست وزيري را بدست آورد. سال1333 روزنامه «صبح امروز» به مديريت همسرش را منتشر كرد در دوران نخست وزيري دكتراقبال در امور سياسي به كارش ادامه داد. وي با اعمال قدرت و پيوند با «سازمان برنامه و بودجه » به يكي از ثروتمندان بزرگ تبديل شد. سابقه عضويت در كلوپ صهيونيستي روتاري و فراماسونري (لژ ژاندارك) رادارد. سال 1340 به دعوت رژيم صهيونيستي با همسرش به تل آويو سفر كرد همزمان با پيروزي انقلاب به خارج فرار كرد وي در خارج كشور اقدام به انتشار سلسله كتابهايي با هدف تطهير سياستمداران رژيم پهلوي مي كند ]دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان [
براي آشنايي بيشتر با شرح حال و عملكرد وي ر. ك « معماران تباهي»جلد 2 تاليف دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14