(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 21 بهمن 1388- شماره 19582
 

من چاي مي دهم!
گفت و گو با امير تيمسار خلبان احمد ميقاني، فرمانده قرارگاه پدافندي خاتم الانبيا اينجا اولين خاكريز است
آقاي سحابي!لطفا تاريخ را تحريف نكنيد
يك زن؛ دو مصاحبه
فردا كه بهار آيد



من چاي مي دهم!

هنگامي كه قرار بود امام تشريف بياورند، ما در دانشگاه تهران تحصن داشتيم، جمعي از رفقاي نزديكي كه با هم كار مي كرديم و همه شان در طول مدت انقلاب، نام و نشان هايي پيدا كردند و بعضي از آنها هم به شهادت رسيدند، مثل شهيد بهشتي، شهيد مطهري، آقاي هاشمي، مرحوم رباني شيرازي، مرحوم رباني املشي و ... با هم مي نشستيم و در مورد قضاياي گوناگون مشورت مي كرديم. گفتيم كه امام دو سه روز ديگر وارد تهران مي شوند و ما آمادگي لازم را نداريم. بيائيم سازماندهي كنيم كه وقتي ايشان آمدند و مراجعات زياد و كارها از همه طرف به اينجا ارجاع شد، معطل نمانيم. صحبت از دولت هم در ميان نبود. ساعتي را در عصر يك روز معين كرديم و رفتيم در اتاقي نشستيم. صحبت از تقسيم مسئوليت ها شد و در آنجا گفتم مسئوليت من اين باشد كه چاي بدهم! همه تعجب كردند. يعني چه؟ چاي؟ گفتم: بله، من چاي درست كردن را خوب بلدم. با گفتن اين پيشنهاد، جلسه حالي پيدا كرد. مشخص شد كه مي شود آدم بگويد كه مثلاً قسمت دفتر مراجعات، به عهده من باشد. تنافس و تعارض كه نيست. ما مي خواهيم اين مجموعه را با همديگر اداره كنيم، هر جايش هم كه قرار گرفتيم، اگر توانستيم كار آنجا را انجام بدهيم، خوب است.
اين روحيه من بوده است. البته آن حرفي كه در آنجا زدم،
مي دانستم كه كسي من را براي چاي ريختن معين نخواهد كرد و نمي گذارند كه من در آنجا بنشينم و چاي بريزم، اما واقعاً اگر كار به اينجا مي رسيد كه بگويند درست كردن چاي به عهده شماست، مي رفتم عبايم را كنار مي گذاشتم و آستين هايم را بالا مي زدم و چاي درست مي كردم! اين پيشنهاد نه تنها براي اين بود كه چيزي گفته باشد، واقعاً براي اين كار آماده بودم.
من با اين روحيه وارد شدم و بارها به دوستانم مي گفتم كه آن كسي نيستم كه اگر وارد اتاقي شدم، بگويم آن صندلي متعلق به من است و اگر خالي بود، بروم آنجا بنشينم و اگر خالي نبود، قهر كنم و بيرون بروم. نخير، من هيچ صندلي خاصي در هيچ اتاقي ندارم. من وارد اتاق مي شوم و هر جا خالي بود، همان جا مي نشينم. اگر مجموعه احساس كرد كه اينجا براي من كم است و روي صندلي ديگري نشاند، مي نشينم و اگر همان كار را نيز مناسب دانست، آن را انجام مي دهم.
گفتن اين مطالب شايد چندان آسان نباشد و ممكن است حمل بر چيزهاي ديگري شود، اما واقعاً اعتقادم اين است كه براي انقلاب بايد اين طوري باشيم. از پيش معين نكنيم كه صندلي ما آنجاست و اگر ديديم آن صندلي را به ما دادند، خوشحال بشويم و برويم بنشينيم و بگوئيم حقمان بود و اگر ديديم آن صندلي نشد و يا گوشه اش ذره اي سائيده بود، بگوئيم به ما ظلم شد و قبول نداريم و قهر كنيم و بيرون برويم. من از اول اين روحيه را نداشتم و سعي نكردم اين طوري باشم. در مجموعه انقلاب، تكليف ما اين است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
حديث ولايت، جلد اول، صفحه 40

 



گفت و گو با امير تيمسار خلبان احمد ميقاني، فرمانده قرارگاه پدافندي خاتم الانبيا اينجا اولين خاكريز است

محمد صرفي
انقلاب اسلامي از اولين روزهاي پيروزي با انواع و اقسام تهديدها روبرو بوده است. هشت سال دفاع مقدس اصلي ترين ميدان براي به چالش كشيدن و تلاش براي ضربه زدن به اين انقلاب بود كه با فداكاري نيروهاي مسلح و جانفشاني مردم با پيروزي ايران اسلامي و شكست دشمنان متجاوز به سرانجام رسيد.
امروز هم در آستانه ورود به سي و دومين سال پيروزي انقلاب، جمهوري اسلامي به دليل ماهيت ضداستكباري و الهام بخش خود با تهديدهايي مواجه است. نوع تهديدها و وضعيت سياسي-نظامي بين الملل باعث شده است، مجموعه پدافندي كشور در نوك پيكان مقابله با اين تهديدات باشد. از همين رو به سراغ امير تيمسار ميقاني، فرمانده قرارگاه پدافندي خاتم الانبياء رفتيم تا از آمادگي اولين خاكريز دفاع از جمهوري اسلامي بشنويم.
¤ علت اينكه مجموعه پدافند هوايي كشور در قرارگاه پدافند خاتم الانبياء تجميع شد چه بود؟
- ماموريت قرارگاه پدافند هوايي اين است كه از آسمان كشور حفاظت كند. در زمان جنگ يگان هاي مسئول پدافند بصورت پراكنده اين مسئوليت را بعهده داشتند. در سال 1364 با تشكيل ستاد پدافند، يگان هاي پدافندي به صورت عملياتي تجميع شدند. يعني تابعيت آنها با يگان هاي اصلي خودشان بود اما در حالت عملياتي زير مجموعه اين ستاد قرار گرفتند. تا اينجا ستاد بود و قرارگاهي تشكيل نشده بود. بعد از جنگ به دستور فرماندهي كل قوا، قرارگاه پدافند هوايي تشكيل شد. اين قرارگاه مسئوليت پدافند كل كشور را بعهده گرفت. مسئوليت قرارگاه اين است كه رده هاي تحت تابعيت خودش و كليه مجموعه هاي پدافندي را در هر جايي كه هستند، بصورت متمركز و تحت نظارت يك شبكه درآورد. اين مركز به همه رادارها و پست هاي فرماندهي و يگان هاي پدافندي فرمان مي دهد كه چگونه عمل كنند.
هدف از اين تفكيك هم اين بود كه بدليل توان بالاي نيروهاي آفندي كه در برابر ما هستند، مجموعه اي كه قرار است دفاع كند بايد بسيار قوي، بروز و پيشرفته باشد.
جواب كلي را در يك كلمه خلاصه كنم اين مي شود كه دليل تجميع اين بود كه همه يگان هاي مربوطه تحت كنترل و فرماندهي يك مركز باشند تا در موقع لزوم بتوانند واكنش مناسب و لازم را از خود نشان بدهند.
¤ نوع تهديدها عليه ما نشان مي دهد، اگر قرار باشد روزي دشمن به خاك ما تجاوز كند به احتمال بسيار قوي ابتدا بصورت هوايي خواهد بود. حالا چه بصورت موشكي يا با هواپيماهاي با سرنشين و يا بدون سرنشين. لذا بنظر مي رسد مجموعه پدافند نوك پيكان مقابله و دفاع است. با اين تفاسير مي خواهم جايگاه پدافند را در استراتژي دفاعي ما تبيين كنيد.
- همينطور است. اولين مركزي كه بايد به مقابله با تجاوز دشمن بپردازد، قرارگاه پدافند هوايي است. استراتژي دشمن مستكبر كه بر اساس آفند است باعث شده آنها نيروي آفندي و هوايي خود را تقويت كنند و در صورت برنامه ريزي براي حمله به يك كشور، ابتدا اين كار توسط نيروي هوايي آنها انجام مي شود. علتش هم اين است كه مي خواهند در ابتدا برتري هوايي را بدست بگيرند. جايي هم كه بايد به اينها ضربه بزند و برنامه آنها را مختل كند مجموعه پدافند است. لذا اولين خاكريز برخورد با دشمن پدافند هوايي است.
اين خاكريز در ابتداي امر باعث مي شود نيروهاي مسلح ما غافلگير نشوند. ما با ابزار و امكانات و اطلاعاتي كه در اختيار داريم از اين غافلگيري جلوگيري مي كنيم. دشمن اگر بخواهد وارد حريم كشور شود، با اين وسايل دشمن را كشف مي كنيم و با همين وسايل براي درگيري و انهدام دشمن وارد عمل مي شويم. يعني ابزار و اختيار درگيري و انهدام هم در حيطه قرارگاه پدافند هوايي است.
¤ فكر مي كنم يكي از دلايل اين تجميع، لزوم سرعت زياد در واكنش است. پراكندگي و نداشتن فرماندهي واحد مي تواند اين سرعت را تحت الشعاع قرار دهد. الان از اين منظر - يعني سرعت عمل در واكنش به تجاوز احتمالي دشمن- در چه وضعيتي هستيم؟
- از جمله خصوصيات جنگ هاي امروز اين است كه اين جنگ ها سرعتي هستند. پس شما هم در واكنش بايد سريع باشيد و غافلگير نشويد. يكي از وظايف مجموعه پدافند هوايي اين است كه به سرعت اطلاعات را دريافت كند، تصميم بگيرد و وارد عكل شود. اين سرعت بايد بصورتي باشد كه معادله دشمن را بهم بريزد و نگذارد او به هدفش برسد.
خب يك زماني ارتباط ما يك لايه و دولايه بود. مثلاً اگر مي خواستند تماس بگيرند و دستوري بگيرند شايد پنج دقيقه طول مي كشيد. اما حالا اين ارتباط متفاوت شده و با فشار دادن يك دكمه است. يعني لحظه اي. در كمترين زمان كار هدايت انجام
مي شود. غير از اين، يگان ها هر كدام وظيفه خودشان را در منطقه خود
مي دانند. اگر مسئله اي پيش بيايد مي دانند چگونه واكنش نشان دهند. ما در كنارهدايت متمركز، هدايت
غير تمركزي هم داريم.
¤ امير! به لحاظ خودكفايي در زمينه مسائل پدافندي قبلاً چطور بود و الان چه وضعي داريم؟
- قبل از انقلاب كه قادر به ساخت چيزي در اين زمينه نبوديم. خارجي ها در زمينه لوازم نيروي هوايي و پدافندي، خودشان توليد و خودشان هم تعمير و نگهداري مي كردند. يعني يك وابستگي كامل وجود داشت. در جنگ، خب مامشكلاتي داشتيم، اما به همت نيروهاي داخلي خيلي از قطعات توليد شد و خيلي هاي ديگر هم تعمير و نگهداري شدند. بعد از جنگ آمديم و خيلي از سامانه هاي خود را بهينه سازي كرديم. سامانه هاي ارتباطي، راداري، اطلاعاتي، هوايي و غيره، اينها را به روز كرديم.
همه اينها هم ناشي از همان تحريم و خودباوري بود. حضرت امام يك جمله اي دارند كه مي فرمايند؛ اگر آمريكا يك كار به نفع ما كرده باشد همين قطع رابطه و تحريم است.
اين تحريم ها در عمل ما را خيلي جلو انداخت. باعث شد كه ما با اعتماد بنفسي كه از انقلاب گرفتيم، متكي به خودمان باشيم و نيازهامان را در داخل توليد كنيم. يك زماني ما رادارهايمان را بهينه سازي مي كرديم اما الان نمي گوييم بهينه سازي كنيم. مي گوييم اين رادار خاص را با اين مشخصات فني براي فلان كار نياز داريم و متخصصان ما راداري با اين مشخصات را توليد مي كنند.
در زمينه ارتباط عرض كردم، يك زماني ارتباط ما يك لايه و دولايه بود. الان پنج-شش لايه شده است. ارتباط هم كه مي دانيد در جنگ خيلي مهم است. ارتباط ما الان به نحوي است كه سخت ترين حملات هم نمي تواند آن را مختل كند و فوق العاده امن است. يا مثلاً در زمينه سامانه هاي اطلاعاتي و يا موشكي. الحمد لله در همه اين زمينه ها توانمندي هاي بسيار خوب و بالايي داريم.
¤ آيا بصورت اعلام نشده و
بي خبر، توان و آمادگي سامانه ها و يگان هاي خود را آزمايش كرده ايد؟ مثلاً يك پرنده اي را بي خبر در يك منطقه بفرستيد و ببينيد آمادگي يگان مستقر در اين منطقه چگونه است.
- پروژه ها و سامانه هاي توليد شده به اين صورت تست نمي شود. سامانه هايي كه مستقر هستند را بصورت مترقبه و غير مترقبه تست
مي كنيم. به اين صورت كه پروازي را بدون اينكه يگان مربوطه در جريان باشد انجام مي دهيم، در واقع يك صحنه واقعي رزم ايجاد مي كنيم و يگان بايد واكنش نشان بدهد.
¤ از نتايج اين تست ها راضي هستيد؟
- الحمد لله در رزمايشي كه دو ماه پيش انجام شد و كارهاي غيرمترقبه اي هم كه داريم، آمادگي و عكس العمل ها را بسيار خوب و در سطح بالا بود و لذا مي توانيم يك دفاع مطلوبي را داشته باشيم.
¤ ارزيابي و تحليل شما جمع شدن بحث سپر دفاع موشكي در اروپا و انتقال آن به حوزه خليج فارس چيست؟
- بحث انتقال سپر دفاع موشكي به منطقه خليج فارس از مدت ها قبل مطرح بوده است. ما هم نسبت به كيفيت، كميت و محل استقرار اين سامانه ها اشرافيت كامل داريم.
اولين هدف اينها موضوع پروژه ايران هراسي است. مي خواهند انسجام امت اسلامي را تحت تاثير اين حركت ها قرار دهند و همگرايي بين كشورهاي منطقه را به سمت واگرايي سوق بدهند.
هدف بعدي اينها، اين است كه دنبال تداوم حضور خود در منطقه هستند. تا بوسيله اين حضور بتوانند حركت هاي خاص خودشان را داشته باشند و به هدف هاي ديگرشان برسند.
موضوع ديگر اينكه، مدتي است كه غرب دچار بحران شديد اقتصادي شده است. اين حركت فروش
جنگ افزار مي تواند كمكي به اقتصاد ورشكسته اينها باشد. غرب از طريق فروش تسليحات به كشورهاي منطقه، سالانه ميلياردها دلار سود مي برد.
البته اين نكته هم جاي تامل دارد كه تست عملياتي اين سپر دفاع موشكي موفقيت آميز نبوده است. ما در جريان ريز اين مسائل هستيم.
مي دانيم كي منتقل كردند. كجا مستقر شده اند. نقطه دقيقش را مي دانيم. عملياتي هست يا نه.
در مجموع مي توان گفت اين بحث بيشتر براي خالي كردن جيب كشورهاي منطقه است كه به اينها بايد گفت اقتدار شما در حضور بيگانگان و خريد ميلياردي تسليحات نيست.
¤ امير! ارزيابي شما از تهديدهاي اخير رژيم صهيونيستي چيست؟
- اولاً بايد بگويم اينها نه توان تعرض و نه جراتش را دارند و دنبال هدف هاي خاصي هستند. مخصوصاً در رابطه با رژيم اسرائيل. اين رژيم در وهله اول دنبال مقابله با مشكلات داخلي خودش است. خب شما وضعيت اسرائيل را بعد از جنگ 33 روزه و 22روزه ديديد. خيلي از سران سياسي و نظامي شان بركنار شدند يا استعفا دادند. دچار فروپاشي روحيه شدند. اينها مي خواهند با ايجاد يك جنگ رواني، افكار داخلي خودشان را از اين مشكلات به سمت يك تهديد خارجي منحرف كنند.
نكته قابل توجه ديگر روي كار آمدن دموكرات ها در يك سال اخير در آمريكاست. با توجه به نفرت گسترده و عميق دنياي اسلام از آمريكا و تشديد آن طي سال هاي اخير، واشنگتن تاكتيك خودش را عوض كرد و با تاكتيك جنگ نرم و طرح موضوعاتي مثل مذاكره سعي كرد اين فضا را عوض كند. خب اين مسئله
مي تواند توازن قوا در منطقه را تغيير دهد و اين به نفع اسرائيل نيست.
بعلاوه مي تواند عاملي براي فشار به اروپا و آمريكا باشد. اسرائيل با راه انداختن اين جنگ رواني و ناامني در منطقه مي تواند خيلي از نياز هاي خود را بخصوص در بحث نظامي از اين طريق تامين كند.
نكته ديگر اينكه اسرائيل به شدت در منطقه منزوي است و مي خواهد از راه اين تهديدها با بخش هايي از اين دولت ها ايجاد ارتباط كند.
مورد ديگري هم كه محتمل است اينكه يك هماهنگي بين آمريكا و اسرائيل باشد. آمريكا مذاكره را مطرح مي كند و اسرائيل تهديد مي كند. همان سياست كهنه و نخ نماي چماق و هويج. البته اين سياست هم راه به جايي نخواهد برد و شكست خورده است.
¤ از حال و هواي انقلاب نمي فرماييد؟
- سال 54 وارد نيروي هوايي و يك سال بعد براي دوره خلباني به آمريكا اعزام شدم . ابتداي سال 1357 هم به كشور برگشتم .وقتي آمديم ايران، بصورت مخفيانه در تظاهرات ها شركت مي كرديم. روزي كه حضرت امام تشريف آوردند. من هم با سيل جمعيت همراه شدم. اتفاقاً رفتم نزديك ماشين بليزري كه حامل امام بود و خودمان را چسبانديم به شيشه و از نزديك ايشان را زيارت كرديم.
¤ با توجه به وضعيت ارتش و بخصوص توجه ويژه شاه به نيروي هوايي، وقتي از آمريكا برگشتيد چطور با افكار انقلابي آشنا شديد؟
- خب، كلاً پرسنل ريشه هاي مذهبي داشتند. ما هم از كودكي و دوران مدرسه اهل مسجد و نماز و اين موضوعات بوديم. وقتي هم رفتيم آمريكا وارد يك سري مسائل انحرافي نشديم. نمازمان را مي خوانديم، روزه مي گرفتيم و برنامه هاي ديني خودمان را ادامه داديم. اين روحيه تقريباً در همه نيروها بود و به لطف خدا اكنون هم همينطور است.
اين روحيه خيلي موثر بود. اطلاعيه هاي حضرت امام به همه جا مي رسيد. اعتصابات اعلام نشده اي در يگان هاي مختلف انجام مي شد. در شهرهاي مختلف. نيروها در تظاهرات ها شركت مي كردند. البته خيلي ها هم دستگير و تبعيد شدند. اگر انقلاب پيروز نمي شد، خيلي از اين پرسنل هم اعدام مي شدند. بعد از حضور امام به شكل پررنگ تري پرسنل كمك به انقلاب را وظيفه خودشان دانستند و حركت هاي انقلابي بيشتر شد. در نهايت هم مسئله بيعت همافران در روز نوزدهم پيش آمد كه حركت عظيمي بود. اين اتفاق صبح بود. بعد از ظهر همان روز هم از اصفهان نيروهايي خدمت امام آمدند و اعلام همبستگي كردند.
شب بيستم هم كه درگيري در مركز آموزش پيش آمد و نيروهاي گارد حمله ور شدند. مردم با دستور امام به كمك نيروهاي انقلابي آمدند مسلح شدند. از بعدازظهر روز بيست و يكم جاهاي حساس تهران به دست نيروهاي انقلابي افتاد و اين روند در صبح 22 بهمن تكميل شد.
¤ پايان بخش اين گفت و گو را مي خواهم به نحوه مديريت حضرت آقا در مباحث نظامي اختصاص دهيم. حالا چه در دوران جنگ و چه پس از آن.
- نقش ولايت فقيه، چه حضرت امام و چه بعد از ايشان، حضرت آقا در اين بحث بي بديل بوده است تا بتوانند نيروهاي مسلح را در تمامي ابعاد به جايگاه شايسته خودش برسانند. زمان رژيم سابق هم ما تحقير مي شديم، هم مسئولين كشور تحقير مي شدند. وابسته و ذليل بوديم. اما الان در ابعاد مختلف علمي و نظامي پيشرفت هاي عجيبي كرده ايم.
حضرت آقا از نزديك در جريان جنگ بودند و حضور قوي و تقريبا مداومي در جبهه داشتند. لذا با نيازها و كمبودهاي نيروهاي مسلح بخوبي آشنا بودند. لذا همان سال ها به دستور ايشان جهاد خودكفايي نيروي هوايي تشكيل شد تا از منظرهاي مختلف به خودكفايي برسيم. چه از نظر توليد قطعات، بروز كردن سامانه هاي مختلف و انجام پروژه هاي مختلف.
در زمان رژيم گذشته با اينكه خلبان هاي ما بهترين بودند اما حكومت به دليل وابستگي، نيروها را براي دوره به خارج اعزام
مي كرد. مي خواستند روي نيروها از نظرهاي گوناگون بخصوص اعتقادي و فكري كار كنند و به اهداف خاص خودشان برسند.
مثلاً بين خلبانان كشورهاي پيمان سنتو سالانه مسابقه اي در زمينه پرواز و هدفگيري و بمباران و از اين دست موضوعات برگزار مي شد. در اغلب اين مسابقات ايراني ها اول مي شدند. مثلاً سال 54 اين مسابقه در پاكستان بود. در اين مسابقه شهيد اردستاني مقام نخست را كسب كرد.
يك زماني در جنگ ما كمبود خلبان داشتيم. خيلي ها شهيد شده بودند. با تدبير حضرت آقا، دانشكده خلباني در اصفهان راه اندازي شد و خلبان هاي ماهري تربيت شدند.
حضرت آقا مي فرمودند قطعات گلوگاهي و كليدي را خودتان توليد كنيد. تجهيزات حساس و با فناوري بالا را خودتان بسازيد. ما هم حقيقتاً روي همين تدابير حركت كرديم و به لطف خدا توانسته ايم به سطح بسيار خوبي از خودكفايي و آمادگي برسيم. اگر اين تدابير نبود شايد ما مي رفتيم و سعي مي كرديم و اين نيازها را به طرقي از خارج تامين كنيم. ايشان روي اين پروژه هاي حساس هميشه نظارت دقيقي داشته اند. نيروها هم با عشق و علاقه اي كه دارند، سعي شان بر اين است با اجراي اين تدابير دل آقا امام زمان را راضي و خشنود كنند.
¤ حرف آخر؟
- صحبت خاصي نيست. جز اينكه در روز 22 بهمن همه دشمنان و دوستان به ما نگاه
مي كنند. ان شاء الله مردم ما اين روز را به روز همبستگي ملي تبديل خواهند كرد.

 



آقاي سحابي!لطفا تاريخ را تحريف نكنيد

اگر چه شايد كمي از من گذشته باشد كه مجلات«تين ايجري» بخوانم اما چند روز قبل شماره 376 هفته نامه چلچراغ را ديدم. چلچراغ در اين شماره مطالبي را به موضوع انقلاب (اسلامي اش را از قصد نمي نويسم. علتش را خودتان خواهيد فهميد.) اختصاص داده است. از همه مطالب كه بگذريم، مصاحبه نشريه با آقاي عزت الله سحابي از همه قابل تامل تر است. متاسفانه اين مطلب را وقتي مي نويسم كه ديگر فرصتي براي نقد مفصل مصاحبه نيست و البته صفحه هم فضاي زيادي ندارد.
اما از چند نكته نمي توان گذشت. نكاتي كه گذشتن از كنارشان، يعني تن دادن به تحريف تاريخ. تاريخ دو قرن و پنج قرن پيش هم نه، تاريخ 30 سال پيش!
سحابي در مصاحبه اش سه دليل براي انقلاب ذكر مي كند؛ نبودن آزادي، فساد رژيم و صرف هزينه هاي هنگفت نظامي توسط رژيم.
تنها چيزي كه در استدلال ها و روايت جناب سحابي از انقلاب، جايي ندارد عامل معنويت و مذهب است.
نكته ديگر كه كاملاً وابسته به مورد قبلي است، اينكه اگر يك آدم كم مطالعه درباره انقلاب آن را بخواند، گمان مي كند ملي مذهبي ها و نهضت آزادي ها اين انقلاب را شروع و به ثمر رساندند. جالب تر اينكه برخي از اعضاي انقلابي شوراي انقلاب را متهم به پذيرفتن دولت بختيار كرده و نهضت آزادي را خواهان براندازي شاه معرفي مي كند!
آقاي سحابي! فكر نمي كنيد 30 سال براي تحريف يك انقلاب كمي زود باشد؟ شما را ارجاع مي دهم به دو مورد از تذكرات امام.
ايشان در پيام دوم اسفند سال 1356 خطاب به همين دوستان شما مي فرمايند: «به آنها كه دم از چهارچوب قانون اساسي مي زنند تذكر اكيد دهند كه با اين كلمه صحه بر رژيم سلطنتي فاسد موجود نگذارند.»
يا در دهم خرداد 1357 كه فرمودند: «اگر شما در نوشته يك حزبي ديديد كه از آن بيرون مي آيد كه ما قانون اساسي مي خواهيم، به طور مطلق اين را گفتن معنايش اين است كه ايشان(شاه) بايد باشد، اين خيانت است.»
آقاي سحابي! خطاب اين سخنان امام به شما و دوستان شماست نه شهيد مطهري و شهيد بهشتي!
در مورد نقش مذهب هم از داوري طرف سوم استفاده مي كنم. (هر چند اين طرف، طرف شماست!) نمي دانم آقاي «هنري پرچت» را مي شناسيد يا نه. وي مدير بخش ايران در وزارت امور خارجه امريكا، بين سال هاي 1980 ـ 1978، در جريان انقلاب ايران، پستي كليدي داشت. پيش از آن، از سال 1972 تا 1976 در مقام مأمور سياسي ـ نظامي در سفارت امريكا در تهران انجام وظيفه كرده بود.(حالا ديديد كدام طرفي است.)
پرچت مصاحبه جالبي دارد كه شنبه همين هفته، در همين صفحه گزيده اي از آن منتشر شد. متن كامل آن را هم مي توانيد در شماره چهارم فصلنامه مطالعات تاريخي بخوانيد. پرچت در اين مصاحبه صراحتا ماهيت انقلاب را اسلامي معرفي مي كند. بخشي از آن مصاحبه اين است؛
«¤ در آن زمان آيا برداشت ديگران و همچنين نظر شخصي خودتان، اين بود كه شاه يا بايد ليبرال تر شود و يا محافظه كار تر و مذهبي تر؟
- اصولاً، در آنزمان واشنگتن فكر نمي كرد شاه، كه از سال 1941 به بعد با مشكلات عديده اي مواجه شده بود، واقعاً در خطر باشد. برخي فكر مي كردند ليبرال تر شدن شاه، يعني خودداري از سركوب مردم، مشكل را حل مي كند؛ ولي هيچكس فكر نمي كرد كه مذهبي شدن او و يا كمك به مساجد و غيره را ه حل مشكل باشد، زيرا در آن مرحله مذهبيون نفوذ چنداني بر تفكر آمريكا نداشتند.
¤ آيا به اين دليل نبود كه نمي خواستيم با روحانيون صحبت كنيم و اين كه آمريكايي ها، به ويژه در آن روزها، تفكري مذهبي نداشتند؟ ما مردمي سكولار هستيم و به همين دليلي دنبال راه حل هاي سكولار مي گرديم.
- فراموش نكنيد داريم به مسايلي كه در گذشته رخ داده نگاه مي كنيم. پيش از آن هرگز يك انقلاب اسلامي رخ نداده بود.»
بله آقاي سحابي! انقلاب ما اسلامي بود. حالا چه شما خوشتان بيايد و چه نيايد. پس لطفاً تاريخ را تحريف نكنيد. هر چند ما وشما مي دانيم اين ادعاها از سوزش كدامين نواحي ناشي مي شود. بگذريم...

 



يك زن؛ دو مصاحبه

اوريانا فالاچي، روزنامه نگار ايتاليايي كه چهار سال قبل از دنيا رفت، يكي از معروف ترين
روزنامه نگاران دوران خود بود. شهرت وي بدليل مصاحبه هاي آتشينش با سران سياسي دنيا بود. «زندگي، جنگ و ديگر هيچ» از معروف ترين كتاب هاي فالاچي است كه در مورد جنگ ويتنام است. اين كتاب كه گزارشي جذاب از حضور وي در
صحنه هاي جنگ ويتنام است در سال 1970 جايزه معتبر بانكارلا را برد و او را جهاني كرد.
همزمان با سفر ريچارد نيكسون رييس جمهور وقت آمريكا به تهران
]مي 1972[ماموران ساواك كتاب وي را از كتابفروشي ها جمع آوري كردند و نام او در فهرست سياه ساواك جا گرفت.
مصاحبه اوريانا فالاچي با شاه جنجالي در پي آورد و به نوعي حتي روابط ايران و ايتاليا را تحت تاثير خود قرار داد، مصاحبه اي كه انتشارش به زبان فارسي تا زمان انقلاب اسلامي ممكن نشد.
مصاحبه جنجالي
سال 1351 سرانجام دربار ايران با مصاحبه وي با شاه موافقت كرد و حاصل آن يكي از جنجالي ترين كارهاي
روزنامه نگاري فالاچي بود. در آن مصاحبه چنان كه فالاچي بعدها نوشت: وي موفق شد شاه را چنان عصباني كند كه سخناني بگويد كه معمولا نمي گفت. از همين رو، روز بعد از جانب دربار از وي خواسته شد مصاحبه اش را تجديد كند اما او توانسته بود نسخه اي از مصاحبه را در همان ساعت هاي اول از دسترس ماموران ساواك كه در غياب وي در اتاق محل اقامتش به جستجوي آن برآمده بودند، دور نگاه دارد.
چنين بود كه چند مقاله عليه وي به سفارش دربار در روزنامه هاي فارسي چاپ شد و باز براي چند سال انتشار ترجمه فارسي كتاب هايش دچار دست انداز شد. وي به همين مناسبت چند مقاله عليه رژيم پهلوي و سياست هاي شاه نوشت و در آنها حرف هاي تازه اي درباره ديكتاتور ايران مطرح كرد.
هشت سال بعد
فالاچي هشت سال بعد از مصاحبه با شاه، يك بار ديگر به ايران آمد. اين بار قرار بود با رهبر انقلاب نوپاي ايران گفت و گو كند. فالاچي براي اين مصاحبه به قم رفت. فالاچي در مصاحبه هايش عادت داشت طرف مقابل را عصبي كند و به هدفش برسد. اما اين بار اوضاع فرق مي كرد. او بشدت
تحت تاثير سادگي فضا قرار گرفته بود. چيزي كه برايش عجيب بود. امام پاسخ هايي به سئوالات او داد كه شايد انتظارش را نداشت. فالاچي چنان كه بعد ها نوشت در همان وضعيتي قرار گرفته بود كه ساليان دراز مصاحبه شنوندگانش را قرار مي داد، عصبي بود.
ضد اسلام
فالاچي در سال هاي پاياني عمرش به فردي كاملاً ضد اسلام و مسلمانان تبديل شد. واقعه 11 سپتامبر اين دشمني را به اوج خود رساند. وي بعد از حوادث تروريستي اسپانيا در سال 2005 در مقاله اي نوشت كه اگر ماده انفجاري در اختيار داشت با آن مساجد را منفجر مي كرد!
خواندن مصاحبه وي با شاه و امام(ره) براي نسل جوان جذابيت هاي خاص خود را خواهد داشت و زواياي ديگري از تاريخ پرتلاطم معاصر اين سرزمين را روشن خواهد كرد. در ادامه گوشه هايي از مصاحبه فالاچي با شاه را مرور مي كنيم.
¤¤¤
شاه: ... همه مي دانند كه الهاماتي به من شده است. من حتي اين را در زندگينامه ام نوشته ام. در كودكي دو بار به من الهام شده است يك بار در پنج سالگي و بار دوم در شش سالگي. در نخستين بار من حضرت قائم را ديدم كه بنابر مذهب ما غايب شده است تا روزي برگردد و حهان را نجات دهد... من اين را مي دانم زيرا من او را ديده ام، نه در رويا، در واقعيت، واقعيت مادي،
مي فهميد؟ من او را ديدم، همين. كسي كه همراه من بود او را نديد. و كسي هم جز من نمي بايستي او را ببيند، زيرا... آه مي ترسم منظورم را درك نكنيد... الهامات من معجزه هايي بودند كه كشور را نجات دادند. سلطنت من كشور را نجات داده زيرا خدا به من نزديك بوده است.
...
شاه: شما زنان هرگز يك ميكل آنژ، يا يك باخ نداشته ايد يا حتي يك آشپز بزرگ، و اگر از امكان و فرصت صحبت كنيد، پاسخ مي دهم كه شوخي است... هيچ چيز بزرگي نداشته ايد. راستي شما در طي اين
مصاحبه هايتان چند زن قادر به اداره يك كشور را ديده ايد؟
...
شاه: اقليت هاي سياسي به قدري كم اهميت و مسخره هستند كه حتي نمي توانند يك نماينده انتخاب كنند. من همچنين نمي خواهم كه حزب كمونيست مجاز باشد. در ايران، كمونيست ها غيرقانوني هستند... اما من دموكراسي را نمي خواهم و نمي دانم با آن چه بايد كرد. اين دموكراسي ارزاني خودتان باد... در اين جا لازم و درست است كه بعضي ها اعدام بشوند. در اين جا ترحم بيهوده است.

 



فردا كه بهار آيد

¤ با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء كارت پايان خدمت سربازي، يك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار مي دادند.
¤ درساعت 5/4 بعدازظهر كلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط كرد و مردم و گاردي ها در اين زدو خورد چندين كشته و مجروح داشتند . از اين پس، كلانتري ها يكي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند.
¤ فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به كلانتري ها و پادگان ها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد.
¤ رژيم در تدارك يك كودتاي نظامي است. سپهبد رحيمي، فرماندار نظامي تهران و حومه، طي دستورالعملي به يگان هاي تابعه خود، از آنها خواست تا بي درنگ كليه رهبران نهضت را دستگير و با هواپيما به يكي از جزاير منتقل نمايند. همراه اين دستورالعمل، ليستي از اسامي صدها نفر كه بايد بازداشت شوند، الصاق شده است كه در رأس آنها نام حضرت امام، آيت الله طالقاني مهندس مهدي بازرگان، به چشم مي خورد. در اين دستورالعمل، پيش بيني شده است كه كليه رهبران درجه دوم كه اقدام به تحريك در مقابل اين دستگيري ها بكنند، بازداشت شوند.
¤ حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي كنم كه اگر دست از اين برادر كشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را يك توطئه توصيف كرد.
¤ امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و كساني كه قسم خورده اند بايد بر خلاف آن عمل كنند.
¤ مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا كرد.
¤ حجت الاسلام دكتر مفتح از جانب حضرت امام، عكس حسين پرتوي مندرج در روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را كاملا صحيح و واقعي دانست.
¤ بازرگان گزارش مطبوعات را در زمينه تماس با بختيار و سران ارتش، قويا تكذيب كرد.
¤ از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تكذيب شد.
22/11/1357
¤ با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه اي با حضور بازرگان، بختيار و قره باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.
¤ واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.
¤ نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.
¤ در پي درگيري هاي اخير، پزشكي قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده اند.
¤ تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا، راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.
¤ نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.
¤ فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.
¤ با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.
¤ حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.
¤ رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل سازي به جهت تمرد آنها بي نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي كردند و بدون اجازه به پادگان ها بر مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوايي به علت پيوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت.
بي نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني
همه گير شده بود.
¤ انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.
¤ امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره مند است و توطئه ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.
¤ مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.
¤ از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه هاي جداگانه اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.
¤ پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظامي مردم نقش مهمي داشتند ، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.
¤ به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.
¤ خسرو قشقايي ضمن ملاقات با حضرت امام، از دولت بازرگان پشتيباني كرد.
¤ آيت الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.
¤ حمايت گسترده از دولت بازرگان در شهرهاي مختلف كشور ادامه دارد و در همه شهرها و بخش هاي كشور، مردم با رهبري روحانيان مبارز محلي، مراكز اداري و دولتي مانند شهرباني، ساواك، استانداري ، فرمانداري و غيره را به تصرف خود در مي آورند و كميته هاي مسلح انقلابي تشكيل مي دهند.
¤ وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي پرسيد: آيا هنوز امكان كودتا وجود دارد؟

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14