(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 7 شهريور 1388- شماره 19448
 

قوانين راهنمايي و رانندگي را جدي بگيريم رفتني بي بازگشت با جنون سرعت - بخش نخست



قوانين راهنمايي و رانندگي را جدي بگيريم رفتني بي بازگشت با جنون سرعت - بخش نخست

گالياتوانگر
گاه حق را سيب كاملي مي دانيم كه بايد تنها توسط ما بلعيده شود. اين گونه به خودمان اجازه مي دهيم كه هر بلايي سر ديگران آورده و آخ هم نگوييم.
رانندگاني كه همه حق را مختص خود مي دانند، به قوانين راهنمايي و رانندگي كمترين توجه را داشته و نهايتا حوادث تلخي را رقم مي زنند.
انگار نه انگار كه اين قوانين براي آسايش همه مردم تصويب شده و قرار است به كمك آن سيب حق را بين همه مساوي تقسيم كرد.
صبح كه از خانه بيرون مي آييد، به ماشين ها و موتورسيكلت هاي عبوري خوب دقت كنيد. قريب 99 درصد آنها در طول روز حداقل مرتكب يك مورد خلاف ريز و درشت راهنمايي و رانندگي مي شوند.
چرا؟ سوال كوتاه و روشني است كه هنوز هم نتوانسته ايم به خودمان پاسخ دهيم. راستي چرا به خودمان اجازه مي دهيم كه قوانين را ناديده بگيريم و بعد هم كه مورد اعتراض و جريمه قرار مي گيريم، قيافه حق به جانب گرفته و با اين جمله كه همه همين كار را مي كنند، عمل نادرست خود را توجيه مي كنيم.
همه اهالي خانه روبروي تلويزيون نشسته اند و به يك برنامه مستند كه پيرامون رانندگان خاطي و برخورد پليس راهنمايي و رانندگي است، نگاه مي كنند. مرد جواني با پرخاش به مامور راهنمايي و رانندگي مي گويد: «دست به ماشين من نزن». بعد هم با يك شيرجه ازخودرو مدل بالايش بيرون مي پرد و دست به يك سري حركات نمايشي مي زند.
در حالي كه به روي مامور سلاح سرد كشيده، تلاش دارد اسلحه اش را بگيرد!
بچه ها شروع به خنديدن مي كنند. انگار يك فيلم اكشن را ديده باشند.
اما همه اين ماجراها كه در فيلم مستند شبكه 3 مي گذرد، برش هايي از حقايق تلخي است كه در بزرگراه ها و معابر بين شهري اتفاق مي افتد. حكايت مسابقه گذاشتن جوان ها زير پل پارك وي هنوز هم داستاني است كه هرچند مدت يكبار مي توان به وضوح ديد. كاش بزرگتري به فرزندش بگويد: «اين ها فيلم نيستند، ثانيه هايي هستند كه بايد به خاطر بسپاري تا خود در آينده آفريننده اش نباشي.»
وقتي روي ابرها سرعت مي گيريم!
يك خانم شهروند كه محل كارش در نزديكي پل پارك وي است، مي گويد «من كارمند صدا و سيما هستم. هرچند وقت يكبار كه عصرها از محل كارم برمي گردم، زير پل پارك وي ماشين هاي مدل بالايي را مي بينم كه در حال مسابقه دادن هستند. اغلب رانندگان آنها هم به نظر مي رسد حال طبيعي نداشته باشند و از مشروبات الكلي و يا موادمخدر استفاده كرده اند.»
وي ادامه مي دهد: «اين محيط ها و اين قبيل خودروها مخصوص برگزاري رالي نيستند. بايد ماشين از فيزيك لازم براي سرعت برخوردار باشد.
بعضا به سليقه خودشان بدنه را دست كاري مي كنند و چرخ ها را تغيير مي دهند. بعد هم در يك محيطي كه داخل شهر محسوب مي شود به اجراي يك سري حركات نمايشي دست مي زنند. همه اين موارد تخلفات آشكار است.»
اين شهروند به توصيف يكي از صحنه هاي تلخ مي پردازد و مي گويد: «آن روز يك ماشين با سرعت زياد به سمت جدول منحرف شد. راننده كه جوان كم سن و سالي بود از ماشين پياده شد و آن قدر استفراغ كرد كه بيهوش افتاد. من حدس زدم كه حال طبيعي نداشته باشد!»
شكستن هنجارها، حركات نمايشي، ناديده گرفتن قوانين، موسيقي تند و بلند، پرخاشگري و... همه و همه گواه به هم ريختگي شخصيتي است كه در عملكردهاي مختلف نمود پيدا مي كند و باعث آسيب زدن به ساير شهروندان، تصادفات تلخ و يك عمر پشيماني و در به دري مي شوند.
تصورش را بكنيد كه خانواده راننده اي كه بر اثر تصادف فردي را كشته و يا خانواده اي كه عزيزشان در صحنه تصادف از دست رفته چه حالي دارند؟
يك بار حماقت موجب از هم پاشيدگي زندگي يك جمعي از جامعه مي شود. «چرا؟» بازهم به اين «چرا؟» خوب فكر كنيم و لااقل به خودمان پاسخ بدهيم.
نارضايتي رئيس پليس راه كشور
در سطح كشور در هر ساعت قريب به 7 نفر كشته و 31مورد تصادفات اتفاق مي افتد.
سرهنگ اسماعيلي فرمانده پليس راه كشور در گفت وگوي تلفني با لحني معترضانه مي گويد: «هر روز يك آماري در خبرها درج مي شود. اين آمار ضد و نقيض جز تشويش اذهان عمومي و زير سؤال بردن عملكرد ما نتيجه اي ندارد. حقيقت اين است كه آمار تخلفات و تلفات بالاست ولي ما تمام تلاش خود را به كار گرفته ايم كه نرخ تلفات را كاهش دهيم و اتفاقاً تا حدودي هم كاهش يافته است.»
سرهنگ اسماعيلي آن قدر زمينه ذهني اش نسبت به روزنامه نگاران و خبرنگاران تيره است كه مايوسانه مي گويد؛ «احساس مي كنم حوزه راهنمايي و رانندگي يك كار تخصصي است.
خبرنگار حتي سمت بنده را نمي داند، بعد اقدام به طرح پرسش مي كند! ببينيم هدفمان از تهيه خبر ايجاد تشويش است و يا مي خواهيم حقايق را عنوان كنيم؟!»
سرهنگ عليشاهي معاون سرهنگ اسماعيلي را نيز در حين رسيدگي به وضعيت جاده هاي خارج شهري يافتيم. وي گفت: «همه خبرنگاران و روزنامه نگاران بايد قبل از ساعت 9 صبح براي تهيه خبر با بنده تماس بگيرند. بايد متوجه باشيد كه بعد از اين ساعت سر پست خود هستيم و نمي توانيم پاسخگوي سؤالات باشيم.»
عليشاهي مي گويد: «35درصد تصادفات واژگوني خودروهاست. اين خودروها عمدتاً ناايمن و فاقد ترمز ABS و كيسه هوا هستند. عدم توجه به جلو با 6/29درصد، عدم توانايي در كنترل وسيله نقليه بر اثر تخطي از سرعت مطمئنه با 27درصد بيشترين علت تصادفات را در ماه گذشته به خود اختصاص داده همچنين انحراف به چپ با 4/19درصد و عدم رعايت حق تقدم نيز با 13درصد از ديگر علل تصادفات جاده اي محسوب مي شوند.»
رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور با تاكيد بر اين كه وظيفه پليس راه كشور در حيطه جاده هاي خارج شهري است و اين آمار مربوط به جاده هاي بيرون شهري هستند، مي گويد: «سواري و وانت با 3/53درصد بيشترين آمار تصادفات را به خود اختصاص داده اند. ناوگان حمل ونقل عمومي با 14/2درصد كم ترين نقش را در شكل گيري تصادفات ماه گذشته داشته اند. نقش ناوگان حمل و نقل عمومي به دليل كنترل ها و تشديد آن كاهش يافته است. پيش از اين خودروها در 3 درصد تصادفات نقش داشتند.
نقش سواري و وانت در تصادفات قابل تامل است و بايد براي حل اين معضل چاره انديشي كرد تا از افزايش تصادفات و تلفات ناشي از آن كاسته شود.»
قابل ذكر است كه در خبرها نرخ كشته شده ها ناشي از تصادفات در محورهاي خارج شهري از تاريخ 25/5/88 تا 31/5/88، 170 كشته و يك هزار و 119 نفر مجروح اعلام شده است كه رقم قابل تاملي است.
ايمني پايين خودروها و غفلت رانندگان
حميد اقليمي مسئول يكي از پايگاه هاي معاينه فني خودرو كه خود 20 سال در تعميرگاه كار كرده به مواردي كه در معاينه فني مدنظر قرار مي گيرد، اشاره مي كند و مي گويد: «وقتي كه جلوبندي را مورد بازديد قرار مي دهيم مي بينيم كه متأسفانه قسمت فرمان در اكثر ماشين ها دچار اشكال است. اين بخش از انعطاف پذيري لازم برخوردار نيست، ترمز ماشين ها هم مرغوب نيستند. گارانتي هم ندارند و تعويض آنها هزينه زيادي مي خواهد. ترمز اغلب ماشين ها بوستري و خشك و غيرقابل انعطاف است. در حالي كه ترمزهاي مرغوب ABS ايروبيك هستند و حداقل 10 فشارشكن دارند.»
وي يك نمونه BMW ساخت آلمان را كه داراي كيسه هوا در محل فرمان است، نشان مي دهد و مي گويد: «اكثر ماشين هاي خارجي مورد كيسه هوا را جدي گرفته و داراي اين قبيل تجهيزات هستند. اما به جز زانتياي ساخت ايران ساير اتومبيل ها فاقد كيسه هوا هستند! حتماً مي دانيد كه در حين تصادف كيسه هاي هوا حكم معجزه را دارند. ما نه تنها به ايمني ماشين توجه نداريم، بلكه حاضر نيستيم كمربند ايمني ببنديم. در تصادفات شديد اغلب افراد بر اثر ضربه مغزي جان مي دهند.»
اقليمي در پاسخ به اين سؤال كه چرا افراد معاينه فني را با اكراه آن هم بالاجبار سالي يك بار انجام مي دهند، مي گويد: «هزينه يك معاينه ساده 30 هزار تومان است. ميزان كردن فرمان 8 هزار تومان هزينه دارد و در مواردي لازم است چند قطعه تعويض شود. اغلب رانندگان از هزينه ها هراس دارند.»
اين كارشناس فني اتومبيل بازديد روغن ماشين، 4 چرخ، ميزان فرمان و... را از موارد ديگر معاينه فني خودرو برشمرد. وي مي افزايد: «در مورد بازديد چرخ هم لنت ترمزها را كنترل مي كنيم.»
وي صراحتا مي گويد: «لوازم يدكي خوب نداريم مثلا لوازم يدكي نو مي خريم، در محل تعميرگاه خراب مي شود! يك قطعه از اتومبيل پرايد را چندين كارخانه با كيفيت هاي متفاوت مي سازند و به بازار عرضه مي كنند. يك قطعه براي فلان شهر است، آن يكي براي شهر ديگري، هنگام خريد نمي دانيم كدام را انتخاب كنيم كه مرغوب تر باشد؟الان هم كه قطعات چيني وارد بازار شده اند و خودتان مي دانيد كالاي چيني چه وضعي از لحاظ كارايي دارد!»
وظيفه شناسي كه قدرش را نمي دانيم
م.ن افسر وظيفه راهنمايي و رانندگي ظل آفتاب در ميدان توپخانه ايستاده و صبورانه به راهبران خدمات مي دهد. وي اجازه ندارد خودش را به طور كامل معرفي كند. شمرده، متين و درست مثل همه نظامي ها قانونمند صحبت مي كند. در حين گفت وگو يك دستگاه پرايد با سه سرنشين جوان از كنارش عبور مي كنند. همگي شان سر و وضع نامتعارفي دارند. صداي موزيك خارجي به گوش مي رسد و سرنشين صندلي عقب بي ادبانه دود سيگارش را به سمت افسر وظيفه مي گيرد.
اين افسر راهنمايي و رانندگي توضيح مي دهد: «بايد صبورانه و صريح جواب راهبران را داد. وقتي با قدرت پاسخ بدهي، يك قدم عقب نشيني مي كنند. ما سلاح دفاعي نداريم، تنها شيفت شب ممكن است اسلحه داشته باشند.»
متعجبانه با خود مي گويم: «متوجه تمسخر آنها نشد؟»
وي مثل اين كه ذهنم را خوانده باشد، مي گويد: «اينجا فقط وظيفه حرف اول را مي زند. در گرماي تابستان و سرماي زمستان به سخت ترين كار ممكن مشغوليم، ولي تنها به سلامت شهروندان فكر مي كنيم. احساسات شخصي دخالتي ندارد.»
با خودم فكر مي كنم: «افرادي مثل سرنشينان همين اتومبيل پرايد هستند كه هنجارشكني مي كنند و چه حوادث تلخي را رقم مي زنند و اين گونه سرمايه هاي كشور را بر باد مي دهند.»
افسر وظيفه شناس توضيح مي دهد: «در حال حاضر برچسب معاينه فني خودرو را كه سه هفته پيش الزامي شده بر روي شيشه جلو اتومبيل ها كنترل مي كنيم و همچنان كنترل طرح ترافيك را در دستور كار خود داريم. مطمئنا در لحظه نوشتن برگ جريمه برخوردهايي از سوي شهروندان صورت مي گيرد، ولي چون به كارمان كه برقراري نظم در شهر است، معتقديم، تحمل مي كنيم.»
يكي از شيوه هايي كه از حضور مستقيم پليس مي كاهد، استفاده از سيستم هاي الكترونيكي و كنترل طرح ترافيك و طرح زوج و فرد به كمك فناوري هاي جديد است.
اين گونه صدمات روحي پليس و نيز برخورد بين پليس و متخلفان كمتر خواهد شد. اما اين كه چنين امر مهمي در چه زماني تحقق پيدا كند، به هوشمندي و ضرورت سنجي مسئولان بستگي دارد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14