(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 4 شهريور 1388- شماره 19446

سلول هاي بدن منبع انرژي سيستم هاي درماني
روزه وكاربردهاي آن درجهان پزشكي
تأثير افسردگي بر رانندگي
2 ديدگاه متفاوت درباره مثبت انديشي
حاملان «ژن شب» كم مي خوابند
بكارگيري آهن ربا در ترميم بيماريهاي قلبي
مكانيزم جديد براي نابودي سلولهاي سرطانزا
تاثير زيانبار سرب بر رشد كودكان و نوجوانان



سلول هاي بدن منبع انرژي سيستم هاي درماني

سلول هاي مخمر در گلوكز خون بدن انسان مي توانند روزي به منبع انرژي تجهيزات مصنوعي و داخلي بدن از قبيل سيستم تنظيم ضربان قلب تبديل شوند. منبعي زنده از انرژي كه توانايي احياي مجدد خود را داشته باشد، مي تواند نياز به جراحي هاي متعدد را به منظور تعويض باطري هاي سيستم هاي داخلي بدن از بين ببرد.
امكان استفاده از اين منبع طبيعي اكنون يك قدم به واقعيت نزديك تر شده است. محققان دانشگاه بريتيش كلمبيا با قرار دادن سلو هاي مخمر در داخل كپسول هايي قابل انعطاف كپسول هاي سوختي كوچكي را به وجود آورده اند كه مي توانند از قطره اي از پلاسماي خون انسان انرژي توليد كنند.
چنين سلو ل هاي سوختي به خصوص مي توانند در تأمين انرژي تجهيزاتي مانند ميكرو شتابگرهاي اسپينالي كه براي درمان بيماران ناتوان مورد استفاده قرار مي گيرد، موثر باشد زيرا چنين سيستمي بايد در موقعيتي از بدن قرار گيرد كه تعويض مكرر باطري مي تواند خطر جدي را براي بيمار به وجود آورد.
عملكرد سلول هاي سوختي رايج براساس حرارت بالا در كاتاليزورهايي مانند پلاتينوم است كه الكترون را از داخل سوخت خارج كرده و جريان الكتريكي به وجود مي آورد. نظريه سلول هاي سوختي زيستي كه به عنوان منابع قابل اطمينان به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته اند براساس استفاده گستره اي وسيع از كاتاليزوهاي كم دما يا آنزيم ها است كه در سلول هاي زنده به وفور يافت مي شوند.
ساده ترين راه براي انجام چنين فرايند طبيعي جداسازي الكترون ها بلافاصله پس از آغاز فعاليت تجزيه غذا توسط سلول هاست. اين عمل مي تواند با كمك يك رابط شيميايي سلولي كه براي وارد شدن به داخل سلول و ربودن الكترون ها و خروج مجدد از ابعاد مناسبي برخوردار است انجام گيرد.
سلول هاي سوختي جديد از كلني نوعي مخمر تشكيل شده است كه در صنايع غذايي استفاده دارد. اين سلول ها در كپسولي سيليكوني با نام اختصاري PDMS در اندازه 15 ميليمتر مربع و صخامت 14 ميليمتر جاسازي مي شوند. رابط سلولي استفاده شده در اين كپسول ها آبي متيل نام دارد و مي تواند در هنگام متابوليسم گلوكز موجود در مخمر الكترون ها را ربوده و به قطب مثبت سلول انتقال دهد كه اين فرايند جريان كوچكي از انرژي را به وجود مي آورد. در قطب منفي سلول نيز يون هاي هيدروژن كه از سلول مخمر به خارج منتشر شده اند با اكسيژن تركيب شده و آب توليد مي كنند.
براساس گزارش نيوساينتيست، سلول هاي سوختي مخمر درحال حاضر مي توانند حدود 40 نانو وات انرژي توليد كنند كه مي تواند براي استفاده در برخي از تجهيزات داراي باطري در ذخيره انرژي موثر واقع شود. در عين حال تغييرات ژنتيكي در مخمر نيز مي تواند در ميزان توليد انرژي آن تأثير داشته باشد.

 



روزه وكاربردهاي آن درجهان پزشكي

روزه تمام دستگاههاي بدن، بافت ها، رگ ها و غده ها، اعصاب، روده ها و شرايين را از خستگي بيرون مي آورد. زيرا در اثر عمليات مداوم و شبانه روزي، قسمت هاي مختلف بدن، سست و ضعيف مي شوند.
درست به همين دليل است كه مي گويند، روزه عمر را طولاني مي كند، به جسم نشاط مي دهد و انسان را از كسلي و سستي نجات مي بخشد و از مرض ها و دردها آزاد مي كند.
به تازگي در آسياي شرقي و برخي كشورها بيمارستان هايي افتتاح شده اند كه از طريق روزه، بسياري از بيماري ها و مرض ها را معالجه مي كنند.
به گفته دكتر الكسي سوفورين دانشمند شهير روسي جسم به هنگام روزه به جاي غذا از مواد داخلي استفاده كرده و آنها را مصرف مي كند و بدين وسيله خود را به وسيله روزه، پاكيزه مي سازد. اكثر بيماريهاي حاد و مزمن را مي توان به وسيله روزه بهبود بخشيد يا از شدت آنها كاست. بهترين درمان بيولوژيكي اين است كه به وسيله دفع مواد مضر، سلامت فرد را تأمين نماييم. به محض آنكه نيروهاي نوسازي موجود زنده، در هنگام روزه فعال و آزاد بشوند، تصفيه مواد زائد حاصل از متابوليسم ايجاد مي شود.
افرادي كه در طول 11ماه سال، بدن خود را به خوردن 3 تا 5وعده غذايي در روز يا حتي در برخي مواقع بيشتر از اين، عادت داده اند حالا بايد كم خوري و پرهيز را به بدن خود يادآوري كنند و برنامه غذايي جديدي را براي سلامت جسم و روح شان به اجرا درآورند.
ماه رمضان، فرصت خوبي است براي اينكه عادات غذايي خود را از جنبه هاي مختلف فيزيولوژي، اجتماعي و اخلاقي بهبود ببخشيم و به سلامت هرچه بيشتر بدنمان كمك كنيم.
روزه به طور كلي فوايد زيادي براي بدن دارد، اما بايد مراقب باشيم فقط فوايد اثبات شده را درباره آن بيان كنيم. در غير اين صورت ممكن است فوايد اثبات نشده، خود به صورت زيان ظاهر شوند و اين نكته اي است كه بيان آن ضروري است.
روزه در وجوه مختلفي براي سلامتي بدن مفيد است كه مهمترين آنها دريافت چربي كمتر از سوي روزه دار در طول ماه رمضان است. اين دريافت كمتر باعث مي شود بافت چربي هاي بدن تجزيه و بازسازي شود.
اصولاً در بدن، تجزيه و بازسازي مجدد هميشه در همه بافت ها برقرار است. به طور مثال عمر هموگلوبين در بدن 120روز است. بافت هاي چربي هم براساس اين روند بازسازي مي شوند، اما نيمه عمر آنها طولاني تر از ساير مواد به حساب مي آيد. روزه كمك مي كند بافت چربي شكسته شده و بافت چربي جديد جايگزين آن شود.
در واقع بهتر است بگوييم روزه براي بدن همانند يك خانه تكاني است. ما هميشه خانه هاي خود را پاكيزه و مرتب نگاه مي داريم، اما خانه تكاني عيد چيز ديگري است. درباره بدن هم همين طور است! بدن هميشه در حال تجزيه و بازسازي بافت هاي مختلف است اما فرصت يك ماهه رمضان در هرچه بهتر انجام شدن اين كار تاثيرگذار است.
وقتي روزه مي گيريم ظرفيت نگهداري گليكوژن را در عضلات افزايش مي دهيم و كمك مي كنيم تا ذخيره گليكوژن در عضلات بدن بيشتر از سابق شود.
جالب است بدانيد گليكوژن، مجموعه اي از قند گلوكز است كه در عضلات و كبد ذخيره مي شود. اين قند مي تواند تا 300 يا 350 گرم نيز در عضلات ذخيره شود. باتوجه به اينكه هر گلوكز به اندازه 4 كالري دارد، پس ما 1400 ذخيره كالري در عضلات و كبد خود خواهيم داشت كه در هنگام روزه بودن مي تواند آزاد شده و مورد استفاده بدن قرار گيرد.
مورد ديگري را كه مي توان از فوايد روزه معرفي كرد، بهبود تركيب چربي خون است. خون ما از دو نوع چربي تري گليسيريد و كلسترول تشكيل شده كه بخش كلسترول خون شامل دو نوع چربي خوب (HDL) و بد (LDL) است. حال در مطالعات علمي نشان داده شده كه به هنگام روزه داري، كلسترول خوب (HDL) افزايش و كلسترول بد (LDL) كاهش خواهد يافت.
نكته مهم اينجاست كه به نظر مي رسد بدن در طول ماه رمضان حسابي فعاليت مي كند، اما برخي افراد معتقدند كه ماه رمضان يك استراحت براي سيستم گوارش به حساب مي آيد.
اين موضوع از دسته موارد ناصحيح است كه از سوي برخي افراد مطرح مي شود. واقعيت اين است كه دستگاه گوارش بدن در طول ماه رمضان استراحت نمي كند و اصلا به اين نوع استراحت نيازي ندارد! حتي جالب است بدانيد افرادي كه در سحر و افطار پرخوري مي كنند، نه تنها به دستگاه گوارش خود استراحت نمي دهند بلكه فشار زيادي را نيز به آن وارد خواهند كرد.
وقتي ما كمتر غذا مي خوريم. ياد مي گيريم پرهيز كنيم و ياد مي گيريم غذاهايي كه از خوردن آن منع شده ايم را نخوريم. بدن حين روزه داري در حقيقت پرهيز غذايي را فرا مي گيرد.
از سوي ديگر وقتي گوشت و مرغ در وعده هاي غذايي ما كاهش مي يابد به طور غيرمستقيم به محيط زيست خود كمك كرده ايم. با اين حال باز هم فوايد روزه به اين موارد خلاصه نمي شود، بلكه فايده معنوي آن بسيار مهم تر از همه فوايد فيزيولوژي آن است.
البته ذكر يك نكته ضروري است و آن اينكه تمام افراد از اين فوايد بهره نخواهند برد. افرادي را مي بينيم كه در پايان ماه رمضان نه تنها كاهش وزن نداشته اند بلكه وزن آنها نسبت به قبل افزايش هم داشته است!
بايد توجه داشت در طول اين ماه، يك وعده غذايي را حذف كنيم و براساس يك ماه روزه درست بايد بتوانيم 3 تا 4 كيلو كاهش وزن داشته باشيم كه افراد چاق بايد تلاش كنند اين وزن كاهش يافته ديگر جايگزين نشود.
اكثر پزشكان توصيه مي كنند به هيچ عنوان بدون سحري روزه نگيريد. چرا كه به هر حال بدن به اين انرژي نياز دارد. مي توان در سحر يك وعده غذا با ويژگي صبحانه كامل يا ناهار سبك خورد. سالاد گوجه و كاهو تا اندازه زيادي مي تواند به ديرتر تشنه شدن كمك كند. همين طور نان سبوس دار به شما كمك مي كند تا ديرتر احساس گرسنگي كنيد.
علاوه بر اين اگر افطار و شام از هم جدا شوند، نه تنها خواب خوبي نخواهيم داشت و ميل به سحري نداريم بلكه حذف يك وعده غذايي كه هدف ما در ماه مبارك رمضان به حساب مي آيد نيز حاصل نمي شود.
از سوي ديگر يكي از فوايد روزه داري، بر دستگاه قلبي- عروقي است، قلب انسان در دقيقه به طور ميانگين 72 ضربه مي زند و از اين طريق جريان خون را ازقلب به كليه، عروق و اعضاي بدن منتقل مي كند در واقع با انقباض بطنهاي قلبي، خون سرشار از موادغذايي از قلب به ريه ها منتقل مي شود و پس از اكسيژن گيري مجددا به قلب بازگشته و با پمپاژ بعدي به مغز و كليه ها و ساير اعضاي بدن انسان مي رسد. اين عمليات به ظاهر ساده و انتقال موادغذايي توسط خون كه از طريق انقباض قلب صورت مي گيرد، بدينگونه است كه قلب انسان در دقيقه 72 ضربه و در روز 50 هزار ضربه و درسال 18 ميليون بار تپش مي كند. در نتيجه مي بينيم كه اين عضو كوچك با اين همه فعاليت طي روز نياز به استراحت و تجديد قوا دارد تا از بار قلبي كاسته شود.
با روزه داري از بخشي فشارهاي غذايي به قلب كه طي سال ايجاد مي شود، كاسته شده و حداقل قلب براي يك ماه به استراحت مي پردازد. اين استراحت قلبي همراه با تخليه چربي از قلب و عروق نيز همراه است و بخشي از چربيهاي رسوب كرده در عروق كرونر قلبي كه به صورت آترواسكلروز (سفت شدن عروق بدن) تجزيه شده از داخل عروق كنده مي شوند و وارد جريان خون شده و به صورت كالري و حرارت از بدن خارج مي شود.
همانگونه كه در بيمارستان به بيماراني كه چربي خون بالايي دارند يا دچار سكته هاي قلبي و مغزي شده اند توصيه مي شود از حجم غذاي مصرفي كاسته و به استراحت قلب و آرامش آن توجه كنند. همچنين از آنجا كه تعداد وعده هاي غذايي در شبانه روز و ميزان مصرف نمك در ماه رمضان كاهش مي يابد در نتيجه فشار خون روزه داران نيز درحد متعادل و طبيعي مي ماند.

 



تأثير افسردگي بر رانندگي

نتيجه يك تحقيق در آمريكا نشان مي دهد داروهاي ضدافسردگي بر مهارت رانندگي اشخاص تاثير منفي دارد.
محققان دانشگاه داكوتاي شمالي با استفاده از دستگاه شبيه ساز مهارت هاي 60 نفر را در هدايت خودرو بررسي كردند. تمركز و سرعت واكنش اين افراد هم از موارد تحقيق بود. به گزارش اين محققان نتيجه آزمايش ها در افرادي كه داروهاي ضدافسردگي مصرف مي كردند، ضعيف تر از ديگران بود اما به گفته محققان هنوز به طور كامل مشخص نيست كاهش مهارت مصرف كنندگان داروهاي ضدافسردگي به خاطر تاثير مستقيم داروهاست يا به خاطر شرايط ناشي از ابتلا به افسردگي.
محققان افراد مورد مطالعه را به سه گروه تقسيم كردند. اعضاي گروه اول از داروهاي ضدافسردگي استفاده نمي كردند، گروه دوم مقادير كمي از اين داروها را مصرف مي كردند و گروه سوم مصرف كننده دوز بالاي اين داروها بودند. دستگاه شبيه ساز شرايط مشابهي را با رانندگي در شهر مانند واكنش به چراغ ترمز خودروي جلو، علائم رانندگي و چراغ قرمز ايجاد مي كرد. محققان در آزمايش هاي خود متوجه اختلاف فاحش عملكرد گروه اول با گروه سوم شدند.
به گفته آنها در حالي كه متوسط امتياز رانندگي گروه اول 69 امتياز و براي گروه دوم 65 امتياز بود، اين رقم براي گروه سوم 54 امتياز بود. محققان مي گويند براي مشخص شدن علت كاهش مهارت رانندگي مصرف كنندگان دوز بالاي داروي ضدافسردگي به مطالعات بيشتري نياز است.
به گفته دكتر دانويتز بيماراني كه داروهاي ضدافسردگي مصرف مي كنند بايد هنگام رانندگي يا انجام كارهايي كه به تمركز و دقت احتياج دارد، احتياط كنند.

 



2 ديدگاه متفاوت درباره مثبت انديشي

طبق آخرين نظريه دانشمندان، زناني كه هميشه ديدي مثبت دارند، شانس ابتلاي خود را به سرطان سينه تا حد قابل توجهي كاهش مي دهند، از طرف ديگر همين آزمايش ها نشان داده طلاق گرفتن، بيوه شدن يا داغ ديدن، ريسك ابتلا به سرطان را بالا مي برد.
از سوي ديگر دانشمندان انگليسي نتايج اين آزمايش ها را چندان قبول ندارند. آنها مي گويند ممكن است زناني كه در اين تست ها شركت كرده اند پس از آنكه متوجه شدند مبتلا هستند، طرز فكر خود را تغيير داده اند. مخالفان معتقدند مقايسه فشار احساسات در زنان متفاوت، كار راحتي نيست.
همواره بحث ديدگاه هاي ذهني در سرطان جزء مباحث مناقشه برانگيز علم پزشكي بوده است. تعدادي از تحقيقات نقش قدرت تلقين را پذيرفته اما برخي ديگر هنوز تاثير قابل قبولي مشاهده نكرده اند، چه در احتمال پيشرفت بيماري در مراحل اوليه، چه در ابتلا به سرطان. آخرين تحقيق روي 255 زن مبتلا به سرطان سينه انجام شده است. در اين بررسي پرسشنامه اي راجع به ديدگاه هاي ذهني و اتفاقات زندگي در ميان بيماران توزيع شد و در نهايت بين پاسخ ها و 367 مورد كنترل سلامتي مقايسه كلي صورت گرفت. نتيجه نشان مي داد ديد مثبت كلي به زندگي شانس ابتلا به سرطان را در حدود يك به چهار كاهش مي دهد و در كل هم بي پناه بودن در برابر فشارهاي زندگي مثل از دست دادن پدر و مادر و همسر ريسك را بيش از 60 درصد افزايش مي دهد. رئيس تيم تحقيقات با دفاع از نتايج منتشر شده گفت: «با احتياط مي توانيم بگوييم تجربه بيش از يك اتفاق طاقت فرسا يا حتي حوادث ناگوار، عامل موثري در ابتلا به سرطان سينه در بين زنان جوان است. از طرف ديگر، احساسات كلي شادي و مثبت انديشي نقشي بازدارنده دارند.» از سويي ديگر دكتر سارا كانت رئيس بخش سرطان سينه بيمارستاني در لندن عنوان مي كند دليل قاطعي براي ابتلا وجود ندارد و اينكه حوادث مثبت يا منفي بتوانند تاثير مستقيمي روي ريسك بروز اين بيماري داشته باشند را نمي پذيرد؛ وي گفت: «احساسات و عواطف انساني جزء پيچيده ترين عملكردهاي ذهن است و اندازه گيري آنها كار بسيار مشكلي است.» به عقيده او سرطان سينه بيماري مرموزي است و به نظر نمي رسد تنها به يك دليل رخ بدهد.

 



حاملان «ژن شب» كم مي خوابند

پژوهشگران آمريكايي يك جهش ژنتيكي را با عنوان «ژن شب» يافتند كه حاملان آن حتي در صورت كم خوابي نيز هرگز احساس خستگي نمي كنند.
محققان دانشگاه كاليفرنيا در سانفرانسيسكو جهش ژني با عنوان DEC2 معروف به ژن شب را يافتند كه مي تواند در DNA برخي افراد يك خانواده وجود داشته باشد. افراد حامل اين جهش ژنتيكي تنها 6 ساعت در شبانه روز مي خوابند در حالي كه هرگز احساس خستگي نمي كنند.
اين دانشمندان با بيان جهشهاي DEC2 در موشها خطي از اين حيوانات آزمايشگاهي را ايجاد كردند كه كم مي خوابيدند و در صورت فقدان خواب نيز نه خسته مي شدند و نه احساس نياز به خواب پيدا مي كردند.
براساس گزارش Scientific American، به طور عادي افرادي كه در طول شب كم مي خوابند در تمام روز احساس خستگي مي كنند اما در افرادي كه داراي جهشهاي اين ژن هستند هرگز احساس خستگي نمي كنند.
ژن DEC2 يك فاكتور كنترل فعاليت ژنهاي ديگر است و احتمالا در تنظيم ريتمهاي روز و شب نيز دخالت دارد.

 



بكارگيري آهن ربا در ترميم بيماريهاي قلبي

محققان كالج لندن اعلام كردند با اتصال ذرات مغناطيسي به سلولهاي بنيادين و هدايت سلولها با كمك گرفتن از آهنربا مي توان آسيبهاي ناشي از بيماريهاي قلبي را ترميم كرد.
دانشمندان با استفاده از آهنربا، ذرات مغناطيسي و سلولهاي بنيادين موفق به ارائه روشي جديد براي درمان اختلالات قلبي شده اند. در اين شيوه با كمك آهنربا مي توان سلولهاي بنيادين را به گونه اي در قلب قرار داد تا آسيبهاي ايجاد شده در آن با سرعتي بالا بهبود پيدا كند.
به گفته محققان دانشگاه كالج لندن با اتصال ذرات مغناطيسي ميكروسكوپي به سلولهاي بنيادين مي توان قسمتهاي آسيب ديده قلب را كه در اثر بيماري يا حمله قلبي دچار اختلال شده اند تحت درمان قرارداد. سپس با كمك گرفتن از آهن ربايي در خارج از بدن مي توان سلولهاي بنيادين مغناطيسي را به مناطق موردنظر در قلب هدايت كرده و فرآيند ترميم را سرعت بخشيد.
نتيجه اين شيوه درماني بر روي موشها به اثبات رسيده است و به گفته محققان استفاده از آن در درمان قلب به مفهوم افزايش 5 برابري تعداد سلولهاي بنياديني خواهد بود كه براي ترميم به قسمتهاي موردنظر و آسيب ديده خواهند رسيد.
براساس گزارش تلگراف، دانشمندان معتقدند به دليل اينكه تمامي مواد استفاده شده دراين شيوه در حال حاضر مورد تاييد قرار دارند، مي توان گفت كه طي 3 تا 5 سال آينده امكان آغاز دوره آزمايشي اين شيوه درماني بر روي انسانها به وجود خواهد آمد.
همچنين دانشمندان اميدوارند در آينده بتوان اين شيوه درماني را براي مقابله با بيماري هاي ديگر از جمله از بين بردن تومورهاي سرطاني مورد استفاده قرارداد.

 



مكانيزم جديد براي نابودي سلولهاي سرطانزا

پژوهشگران آمريكايي مكانيزم جديدي را شناسايي كردند كه به ارگانيسم در حذف سلولهاي سرطانزا كمك مي كند.
زيست شناسان مدرسه پزشكي هاروارد دريافتند كه سلولها دوست ندارند تنها بمانند. در اولين مراحل تشكيل يك تومور يك سلول به دليل رشد زياد مي تواند به خارج از محيط خود پرتاب شود.
پس از آنكه سلول سرطانزا از محيط زيست خود خارج شد، به طور طبيعي با نابودي هسته و DNA خود به اين بي خانماني پاسخ مي دهد و به اين ترتيب خودكشي مي كند.
اين دانشمندان نشان دادند فرآيند ديگري نيز وجود دارد كه مي تواند دركشتن اين سلولهاي بي خانمان كه به صورت بالقوه سرطانزا هستند، كمك كند.
براساس گزارش نيچر، اين دانشمندان با مطالعه بر روي دو نوع مختلف از سلولهاي اپيتليال سينه كشف كردند زماني كه اين سلولها از محيط خود جدا مي شوند توانايي خود را در جمع آوري انرژي از دست مي دهند و به اين ترتيب مي ميرند.
اين محققان، دراين خصوص اظهارداشتند: مطالعات ما نشان داد زماني كه اين سلولها از محيط خود خارج مي شوند نمي توانند به اندازه كافي گلوكز حمل و انرژي لازم براي بقاي خود را تامين كنند. اين كشف مي تواند راهكار جديدي در نابودي سلولهاي سرطانزا ارائه كند.

 



تاثير زيانبار سرب بر رشد كودكان و نوجوانان

نتايج چند پژوهش جديد نشان مي دهد برخي آلاينده ها مي توانند مدت ها بعد به سلامت انسان آسيب برسانند، يعني سال ها بعد از آنكه فرد در معرض آن ماده آلاينده قرار گرفت، اثر خود را نشان مي دهد.
اين پژوهش ها كه جزء يك حوزه جديد تحقيقاتي است، نشان مي دهد قرار گرفتن در معرض سرب سن مغز را 5 سال بيشتر از آنچه واقعا هست، بالا مي برد. هر چند بيش از 20 سال قبل ميزان سرب محيط ناگهان كاهش يافت، باز هم آثار گسترده آن باقي است. دكتر «برايان شوارتز» از دانشگاه جانز هاپكينز مي گويد: «بخشي از آنچه پيري طبيعي خوانده مي شود، در واقع ناشي از عوامل محيطي فراوان، نظير سرب است.» «شوارتز» كه سرپرستي تحقيق در زمينه اثرهاي تاخيري سرب را برعهده دارد، مي گويد ساير آلاينده ها نظير جيوه و آفت كش ها نيز همين تاثير را دارند.
در واقع برخي تحقيقات جديد بيانگر آن است كه قرارگرفتن در معرض آفت كش ها، خطر ابتلا به پاركينسون را حدود يك دهه بعد افزايش مي دهد. براساس اعلام كارشناسان چنين بررسي هايي روي جيوه انجام نشده است.
آثار تاخيري چيز تازه اي نيست. براي مثال، سيگار و آزبست مي تواند سال ها بعد به بروز سرطان بينجامد. اما در سال هاي اخير دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه قرار گرفتن در معرض ساير آلاينده ها در اوان زندگي، بعدها به بروز بيماري مي انجامد.
دكتر «فيليپ لاندريگان» از دانشكده پزشكي ماونت سايناي در نيويورك معتقد است اين حوزه تحقيقاتي نوظهوري است. اگر ماده اي سلول هاي مغزي را در اوان زندگي نابود كند مغز از ظرفيت ذخيره خود استفاده مي كند، تا آنكه با بالا رفتن سن سلول هاي بيشتري از دست مي رود. در اين زمان است كه علائمي نظير فراموشي يا رعشه ظاهر مي شود.
«ليندا برن بام» مدير سم شناسي تجربي در سازمان حفاظت محيط زيست مي گويد: «نوزادان موش هايي كه در معرض مواد شيميايي نظير پي سي بي ها قرار مي گيرند، در جواني آثار بسيار جزيي از اين ماده شيميايي نشان مي دهند. اما ضررهاي شديدتر در حركت و يادگيري زماني بروز مي كند كه حيوان به سن پيري مي رسد.»
همچنين شواهد روشني نشان مي دهد كه قرار گرفتن در معرض مواد مضر در رحم، مي تواند بعدها به سلامت انسان آسيب برساند. به طور مثال جوندگاني كه قبل از تولد در معرض پي سي بي يا ديوكسين قرار مي گيرند، زماني كه بالغ مي شوند بيشتر مستعد ابتلا به سرطان هستند.
بررسي اثرهاي تاخيري در انسان ها دشوار است، زيرا به طور طبيعي افراد بايد مدت طولاني تحت نظر باشند. تحقيق روي سرب آسان تر است، زيرا دانشمندان مي توانند مقدار سرب جمع شده در استخوان ساق پا را طي چند دهه اندازه بگيرند و مقدار سربي را كه فرد در گذشته در معرض آن بوده است، محاسبه كنند. اما وجود سرب در خون، بيانگر آن است كه فرد به تازگي در معرض اين ماده قرار گرفته است. تقريبا تمام آمريكايي ها در خونشان سرب دارند، اما مقدار آن بسيار كمتر از گذشته است.
كاهش تدريجي مقدار سرب در بنزين از سال 1976 تا 1991 علت اين كاهش است. با اين كار و اقدامات جانبي ميانگين سرب خون در بزرگسالان آمريكايي تا سال 1980، 30 درصد و تا سال 1990، 80 درصد كاهش يافت. تحقيقات «شوارتز» و دكتر «هوارد هو» از دانشگاه ميشيگان بيانگر آن است كه آثار درازمدت دوراني كه مقدار سرب بالا بوده است هنوز هم احساس مي شود. در سال 2006 «شوارتز» و همكارانش نتايج يك بررسي روي هزار تن از ساكنان بالتيمور را منتشر كردند. اين افراد 50تا 70سال داشتند و تا قبل از حذف سرب از بنزين مقدار سرب زيادي در بدن جذب كرده بودند. بيشترين جذب سرب طي سال هاي 1960 تا 1970 و عمدتا از طريق استنشاق هواي آلوده به دود اگزوز خودروها و ساير منابع در محيط اتفاق افتاده است. محققان با اسكن استخوان ساق پا از نظر ميزان سرب، مقدار هميشگي سرب در بدن هر فرد را محاسبه كردند. سپس يك دسته آزمايش هاي توانايي ذهني از آنها انجام شد. محققان دريافتند هر چه ميزان سرب بيشتر مي شد عملكرد فرد در انواع عملكردهاي ذهني نظير حافظه ديداري و كلامي و توانايي زباني كاهش مي يابد. تفاوت در عملكرد قواي ذهني در افرادي كه بيشترين و كمترين دوز سرب را در بدن داشتند معادل دو تا شش سال افزايش سن بود كه به عقيده محققان تأثير زيادي است. اين محققان در تحقيق سال 2004 روي 466مرد با ميانگين سني 67سال روش ديگري را به كار گرفتند. اين مردان دو نوبت آزمايش توانايي ذهني با فاصله چهار سال انجام دادند. در كساني كه بالاترين ميزان سرب استخوان را داشتند افت قواي ذهني بيشتري در فاصله دو آزمايش مشاهده شد. اين تأثير معادل پنج سال پيري است. سرب تنها عامل كاهش قواي ذهني مرتبط با سن نيست و چندين عامل ديگر نيز نقش دارند. «برادلي وايز» از مؤسسه ملي پيري مي گويد در اين صورت آلودگي هوا به ساير عوامل احتمالي مؤثربر پيري نظير ازدياد فشار خون، ديابت، سكته، تنش عاطفي و سطح تحصيلات و آموزش مي پيوندد. هيچ كس دقيقاً نمي داند علت كاهش قواي ذهني با بالا رفتن سن چيست. با آنكه تحقيقات «هو» و «شوارتز» بيانگر نقش سرب است، اما وايز و برخي ديگر مي گويند آزمايش ها اين ارتباط را اثبات نمي كنند. دكتر «مارگيت ال بليكر» مدير مركز نورولوژي زيست محيطي و شغلي در بالتيمور معتقد است عوامل بسياري در نحوه پيري دخالت دارند، اما فرضيه سرب را بسيار جالب و نيازمند بررسي هاي بيشتر مي داند.
«اندرو رولند» از دانشگاه نيومكزيكو مي گويد شواهد جديد اين تحقيق مي تواند مردم را نگران كند. اين دو گروه تحقيقاتي عوارض مضري را براي ميزان پايين سرب بر روند پيري مغز يافته اند كه سؤالات مهمي را مطرح مي كند. به گفته «هو» «براي جوان ترها پيشگيري راهبرد واضحي است.» وي خواستار اتخاذ استانداردهاي سختگيرانه تر در مورد ميزان سرب موجود در محيط كار شد.
مناطق كم درآمد مي توانند براي حذف سرب در خانه هاي قديمي كه بسياري از هنوز رنگ هاي سرب دار دارند، اقدام كنند. سرب روي ديوارها، رادياتور و زير لايه هاي فوقاني رنگ وجود دارد. در جاهايي كه رنگ ها فرو مي ريزند، قرار گرفتن در معرض سرب هنوز ادامه دارد.
هنوز سرب در محيط زيست وجود دارد و قرار گرفتن در معرض اين ماده در بسياري از كشورهاي در حال توسعه در حد بالايي است. سرب مي تواند از راه جفت وارد بدن جنين شود. سرب موجود در بدن زناني كه در دهه 1970 بزرگ شده اند به اندازه اي است كه مي توانند سرب را به جنين خود منتقل كنند. كودكاني كه در قرن بيست و يكم به دنيا آمده اند بسيار كمتر از كودكان بزرگ تر از خود بايد نگران باشند (غبار، هوا و آب منابع سرب را تشكيل مي دهند). خطر سرب در برخي اسباب بازي ها به خوبي شناخته شده است، اما راه هاي بسيار ديگري وجود دارد كه مي تواند انسان ها را در معرض اين فلز قرار دهد. كودكان و همينطور نوجوانان به ويژه به علت اينكه به سرعت در حال رشد هستند، در معرض خطر قرار دارند. آسيب به مغز و دستگاه عصبي، كندي رشد و ساير مشكلات در اين كودكان وجود دارد. در بزرگسالان قرارگرفتن بيش از حد در معرض سرب مي تواند به مشكلاتي در توليد مثل، ازدياد فشار خون، مشكلات حافظه و تمركز حواس بينجامد. ميزان سرب در هوا از اواخر دهه 1970 به دنبال حذف سرب از بنزين كاهش يافته است. براساس اعلام سازمان حفاظت محيط زيست آمريكا، امروزه مهم ترين منبع سرب موجود در هواي كارخانجات صنعتي و عمدتاً در مناطق صنعتي و شهري است.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14