(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 4 شهريور 1388- شماره 19446
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
متن كيفرخواست متهمان كودتاي مخملي در چهارمين جلسه دادگاه
درخواست انحلال مشاركت و مجاهدين از سوي دادستان
حمزه كرمي عضو حزب كارگزاران
:سايت جمهوريت با صحنه گرداني مهدي هاشمي به انتشار شب نامه عليه دولت و نظام مي پرداخت
قناعت؛ حيات طيبه انساني
عضو ارشد جبهه مشاركت : موسوي دچار عارضه توهم پيروزي بود
هدايت آقايي از حزب كارگزاران در دادگاه: بحث تقلب در خارج از كشور كليد خورد
مسعود باستاني: براي سياه نمايي عليه نظام ماهيانه از بيگانگان پول مي گرفتم
طباطبايي: ديگران هم اشتباهات خود را بپذيرند



متن كيفرخواست متهمان كودتاي مخملي در چهارمين جلسه دادگاه
درخواست انحلال مشاركت و مجاهدين از سوي دادستان

در چهارمين جلسه رسيدگي به متهمان پرونده كودتاي مخملي، معاون دادستان تهران متن كامل كيفرخواست را قرائت و تاكيد كرد كه آشوبگران قصدي فراتر از انتخابات داشته و انديشه كودتاي نرم عليه نظام با سوءاستفاده از فضاي رقابت هاي انتخاباتي را در سر مي پرورانده اند.
خلاصه اي از متن كيفرخواست عمومي متهمان پرونده كودتاي مخملي مي آيد.
در كيفرخواست صادره كه توسط سپهري، معاون دادستان تهران قرائت شد آمده است: با تحقيقات و بررسي هاي به عمل آمده با قطع و يقين مي توان گفت طراحان اين توطئه قصدي فراتر از انتخابات داشته و انديشه كودتاي نرم عليه نظام با سوءاستفاده از فضاي رقابت هاي انتخاباتي را در سر مي پرورانده اند.
در متن كيفرخواست با تاكيد بر اينكه در ريشه يابي حوادث اخير به شكل گيري شايعه تقلب برمي خوريم تصريح كرد: با وجود هشدارهاي مسئولين عالي رتبه نظام برخي احزاب از قبيل حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب و كارگزاران كماكان راه قبلي را ادامه داده و با وجود اينكه همه مي دانند امكان تقلب با وجود ساز و كارهاي مردمي و قانوني وجود ندارد. اين احزاب براي نهادينه كردن اين شايعه و باوراندن هر چه بيشتر آن به مردم با بدعت گذاري، كميته موسوم به صيانت از آراء را در راستاي ترويج شايعه تقلب در انتخابات تشكيل داده و حتي بعضي عناصر آن از بيان ضرورت حضور ناظران خارجي كه مخدوش كننده استقلال و حاكميت ملي مردم ايران است ابايي نداشتند.
كانون آشوب ها
در متن كيفرخواست صادره با اشاره به شايعه تقلب در انتخابات آمده است: در منطقه قيطريه ستادي تشكيل گرديد كه منشأ فعاليت هاي غير قانوني گسترده، مانند پخش شايعات، تخريب عليه ساير كانديداها، راه اندازي و هدايت گروه هاي غير قانوني و كشيدن آنها به خيابان ها، راه اندازي شبكه تلويزيوني غير قانوني، ارتباط با ايستگاه پخش تلويزيون BBC فارسي و آغازگر و هدايت كننده اغتشاشات و درگيري هاي خياباني شد و نقش اساسي در سوق دادن جريان يكي از كانديداهاي ناكام به سمت افراطي گري و آشوب داشت.
نقش حزب مشاركت در آشوب ها
با وجود اظهارات و اطلاعيه هاي مكرر مقامات عالي نظام و مسئولان كشور و تاكيد بر پيگيري اعتراضات از مسير قانوني به جاي اصرار غير موجه مبني بر ابطال انتخابات و با وجود آنكه آثار و تبعات مخرب مواضع غير قانوني اين حزب و متحدانش در ابعاد داخلي و خارجي كاملا مشهود بود، حزب مشاركت مجددا در تاريخ 25 خرداد 88 با صدور بيانيه اي ديگر انتخابات را كودتا و سناريو از پيش طراحي شده عنوان كرد و خواستار ابطال آن گرديد. اين حزب علاوه بر اين اظهارات خلاف واقع و افتراء به دولت قانوني، با كشيدن هواداران خود به خيابان ها، مشاركت در تظاهرات غير قانوني، در اتفاقات تلخ آن روز كه موجب رعب و وحشت مردم و اخلال در آزادي و كسب و كار شهروندان و منجر به كشته شدن و مجروح شدن تعدادي از هموطنان در حمله هواداران به يك پايگاه نظامي در خيابان آزادي تهران گرديد نيز سهيم شدند.
رياست محترم دادگاه
اين رفتار غير قانوني و به صحنه كشاندن هواداران براي برخورد با دولت قانوني موضوعي اتفاقي و از سر احساسات ناشي از شكست در انتخابات نبوده بلكه بر اساس اسناد موثق موجود، استراتژي دائمي اين حزب آشوبگر مي باشد كه «فشار از پايين و چانه زني از بالا» بعنوان شعار محوري كه بارها توسط سران آن تكرار شده و در سال هاي گذشته كراراً به مرحله اجرا گذاشته شده است. در اين راستا ايجاد سازمان ها و گروه هاي غير قانوني بدون ثبت در وزارت كشور از جمله فعاليت هاي روساي حزب مشاركت در انتخابات اخير بوده تشكيلاتي با اقتباس از روش گلد كوئيستي بنام سازمان راي، موج سوم، گروه 88 از جمله آنهاست.
آقاي سعيد حجاريان مي گويد: «اين سازمان به صورت خوشه اي و مانند گلد كوئيست مي باشد. طراح آن آقاي ميردامادي بود و با طرح آن در دفتر سياسي ما به آن راي داديم و آنرا تاييد كرديم.»
اين حزب به جاي پيگيري اصولي خواسته هاي خود از مسيرهاي متعارف سياسي و قانوني، بر استفاده ابزاري از مردم و هواداران براي تحميل اراده خود به مقامات و دستگاه هاي قانوني كشور تاكيد دارد و اين مساله صرفا يك شعار نيست. تنها مربوط به دوراني كه حزب در دولت حضور ندارد، نيست. بلكه اين حزب معتقد است حتي زماني كه دولت را در اختيار داشته باشد مي بايد از فشارهاي توده اي براي تحميل خواست خود به ساير بخش هاي حاكميت بهره گيرد. در بند سه گام سند راهبرد حزب آمده است: «بخش مردم سالاري حاكميت در بهره گيري از فشارهاي توده اي براي رسيدن به سازش، استقلال عمل قابل ملاحظه اي پيدا كند.»
اين نظريه ناهنجار و منافقانه كه بازي همزمان در دو نقش دولت حاكم و نيروي معارض است و حاكي از كنار گذاشتن اخلاق انساني در عرصه سياسي است و طرح راهبردهايي مانند «خروج از حاكميت»، «حاكميت دوگانه»، «انسداد سياسي»، «نافرماني مدني» و «مقاومت فعال» توسط جرياني كه دولت حاكم و مجلس را توامان در اختيار داشت آن را چيزي جز نفاق نمي توان ناميد. پيش از اين نيز بارها از سوي حزب به مرحله اجرا گذاشته شد و حتي در سالهايي كه دولت برآمده از ديدگاههاي حزب مذكور بر سر كار بوده است با راه اندازي تجمعات خياباني ناآرام و غيرقانوني خسارات جاني، مالي و حيثيتي را موجب گرديد. نمونه ديگر آن جريان تحصن در مجلس ششم بود كه حزب تلاش فراواني براي به صحنه كشاندن مردم براي مقابله با تصميمات قانوني نهادهاي مسئول كرد كه با بي اعتنايي مردم به جايي نرسيد.
از آنجا كه حزب مشاركت فاقد پشتوانه مردمي بود و هواداران زيادي نداشت تا با به صحنه آوردن آنها به قول خودش فشار توده اي به نظام وارد آورد، انتخابات را كه در آن احساسات هواداران به اوج خود مي رسد براي به صحنه آوردن مردم بهترين موقعيت تشخيص داد.
ريشه يابي عملكرد ناهنجار مشاركت
رياست محترم دادگاه
در ريشه يابي علل عملكرد ناهنجار و غيرقانوني حزب مشاركت و اعضاي اصلي آن در حوادث اخير و بررسي علت مقابله اين حزب با نظام و مخالفت آنان با راي اكثريت مردم، در سير مراحل تحقيقات پاره اي از اسناد كشف شده در منازل و دفاتر متهمان مورد بررسي قرار گرفت كه اين اسناد حاكي از انحرافات عميق اين حزب، نه تنها از اسلام و ارزش هاي الهي، بلكه مخالفت صريح آن حزب با قانون اساسي و اركان نظام اسلامي است. اسنادي كه بعضا در آن حتي خيانت به ميهن برنامه ريزي شده و به صورت سند رسمي تحت عنوان تاملات راهبردي منتشر گرديده است.
در واكنش به برخي محتواي اين اسناد كه در ادامه نكاتي از آن را به عرض مي رسانم اكثر اعضاي شوراي مركزي كه مورد تحقيق قرار گرفته اند ابراز برائت يا ندامت نموده اند.
از جمله آقاي سعيد حجاريان عضو مركزيت حزب مشاركت با قرائت هر كدام از جملات انحرافي اسناد توسط كارشناس پرونده، هنوز جمله به آخر نرسيده دلايل انحراف و غلط بودن متن را پيش از اظهارنظر كارشناس خود بازگو مي كند. وقتي از او پرسيده مي شود شما كه با اين وضوح انحرافات را مي دانستيد چرا تصحيح نكرديد مي گويد: «من همه اين انحرافات را نقد كردم ولي به نقد من ترتيب اثر ندادند.» حجاريان در واكنش به عبارت اين سند مهم حزبي بخش هاي زيادي از آن را كاملا مردود مي شمارد و بعنوان نمونه چنين مي نويسد، جمهوري اسلامي مشروعيت داشته و دارد، اين كه بگويم هر زمان يك گرايش غالب بوده اشتباه است. اينكه ظرفيت نظام محدود است اشتباه است، اصطلاح ديكتاتوري ليبرال غلط است، توتاليتريسم در ايران منتفي است. الفاظي نظير تماميت خواه، توتاليتاريسم و سلطانيسم براي ايران اشتباه است.
آقاي حجاريان اين تحليل هاي غلط را غيرقابل انطباق با واقعيت هاي جمهوري اسلامي مي خواند و مي گويد اين سند بيشتر با استفاده از دو كتاب آقاي بشيريه نوشته شده و علوي تبار اين نظريات را از آنجا گرفته است.
آقاي حجاريان در اين زمينه مي گويد: «حسين بشيريه با پروفسور جان كين مرتبط بوده و ملاقات هايي داشته است وي كتب زيادي درباره گذار به دموكراسي نوشته كه به لحاظ محتوايي با اهداف بنياد سوروس همنوايي دارد.»
رياست محترم دادگاه مستحضريد كه آقاي بشيريه يك فرد لائيك، آمريكانشين و آقاي علوي تبار از متهمان نمايش كنفرانس مستهجن برلين است و جان كين رابط سرويس اطلاعاتي جاسوسي انگليس و از هدايت كنندگان برنامه هاي كودتاي مخملي است حال چگونه اين افراد تئوريسين يك حزب مدعي پيروي از بنيانگذار جمهوري اسلامي مي شوند خود موضوعي درخور تامل است.
وقتي از آقاي حجاريان پرسيده مي شود چرا ديگران اين سند را با اين خطاها و انحرافات فاحش امضا كردند؟ مي گويد: «90% اعضاي مركزي اصلا نمي دانند اين متن چيست حتي يكبار هم نخوانده و به اعتماد ديگران امضا كرده اند.»
آقاي صفايي فراهاني عضو ديگر مركزيت حزب مشاركت و معاون دبيركل حزب در جواب همين سؤال مي گويد: «من عنصر سياسي نيستم و اطلاعات سياسي من حتي از متوسط هم ضعيف تر است. تخصص من امور اقتصادي است اين متن را به اعتماد ديگران امضا كردم.»
ايشان در ادامه مراحل تحقيق نسبت به برخي از مفاد اسناد حزبي كه خود آن را امضا كرده است، مي گويد: «اگر اين متن درست تايپ شده باشد از اساس با آن مخالفم» و در جاي ديگر مي گويد: «معني اين قسمت را نمي دانم و خودم هم وقتي اين متن را در بازداشت قرائت كردم مراد از قوانين موضوعه را متوجه نشدم.» آقاي صفايي فراهاني سپس در پاسخ به سؤال علل و ريشه هاي انحراف حزب اين موارد را برمي شمارد:
1-مطالعه كتب، مقالات درون سايت ها و استماع بحث هايي كه از طريق شبكه هاي ماهواره اي پخش مي شود.
2-هزينه ساليانه ميليون ها دلار براي فعاليت هاي تبليغي توسط كشورهايي مثل آمريكا، انگليس، هلند و...
3-احداث شبكه هاي فارسي راديويي و تلويزيوني كشورهاي فوق (بيش از سي شبكه) و بهره گيري از آن
4-ارائه اسناد مجعول و بهره گيري از افرادي كه قبلا در ايران بودند، مثل سازگارا، گنجي و... در اين شبكه ها و سعي آنان در وارونه جلوه دادن ماهيت نظام.
5. عدم برنامه ريزي مناسب در كشور به منظور خنثي كردن اقدامات شبكه هاي خارجي از طريق ارائه بحث هايي كه جاذبه داشته باشد.
6. تحصيل افراد در خارج از كشور و ارتباط اين افراد، پس از تحصيل با اساتيد خود و دسترسي به جزوات ارزيابي جديد آنان از شرايط كشور ما و متعاقب آن تاثيرپذيري.
7. عدم اقناع افراد از اطلاعات و اخبار داخل كشور.
8. تماس و مراوده با اساتيد خارج از كشور و دريافت گزارشهاي اينترنتي دانشگاه هاي معتبر كه بعضي از آنها براي بعضي از كشورها مثل ايران صفحه مخصوص ايجاد مي كنند و آخرين تحليل هاي خود را روي شبكه اينترنت مي گذارند و براي كساني كه به زبان انگليسي تسلط دارند، مي تواند خيلي تاثيرگذار باشد چون مأخذ يك دانشگاه معتبر است و نويسنده و تحليلگر يك فرد شناخته شده در سطح بين الملل، مضاف بر آنكه اين تحليل ها مثل كتاب طولاني نيست و يك تجزيه و تحليل دو يا سه صفحه اي است كه به ظاهر تحليل دانشگاه است ولي مي تواند سير فكري افراد را كامل تغيير دهد.
آقاي رمضانزاده قائم مقام حزب مشاركت در اين زمينه ضمن ابراز برائت نسبت به بخشهاي مهمي از مفاد سند راهبردي حزب، در مورد بعضي بخشهاي سند مذكور اعلام مي دارد: «اين نظريه بنظر من كاملاً غلط است» و در جاهاي متعدد در واكنش به اسناد حزب مشاركت مي گويد: «چنين تحليل هايي خلاف مرامنامه و بيانيه موسسات حزب است» و در جاي ديگر با قرائت متن سند حزب با ناباوري مي نويسد: «من اين تحليل حزب را قبول ندارم.» نامبرده در جاي ديگري مي نويسد: «اين تخلف صريح حزبي است و غيرقابل پذيرش و فاقد وجاهت است» در واكنش به بخش ديگر از سند حزب مشاركت آقاي رمضان زاده چنين مي نويسد: «اين تحليل بسيار مغشوش ناچسب و غيرمنطبق بر واقعيت است.»
آقاي امين زاده كه بواسطه اشتغال در سمت هايي كه مباين با عضويت در احزاب و گروه هاست و از حزب استعفا داده است ولي عملاً در هسته مركزي، نظريه پردازي كاملاً فعال بوده است. ضمن اعلام برائت از بخش هاي عمده اي از مفاد سند راهبردي حزب مشاركت و اظهار بي اطلاعي در پاسخ به اين سؤال كه گفته مي شود بخش هايي از اين سند توسط شما تنظم شده در بازجويي هاي خودش آورده است: «جزوه حاضر جزوه بسيار بدي است. مطالب در بخش هاي اول با عباراتي بد و حساسيت آفرين، بدون رعايت حدود و شئونات وگاه با لحن و بياني گزنده و ناشايست نوشته شده است. به نظر من نويسندگان اين حتي قادر نبودند چنين محتوايي را در مطبوعات منتشر نمايند. لذا بسيار عجيب است كه آن را بعنوان جزوه استراتژيك يك حزب قابل قبول دانسته اند در حالي كه به باور من حتماً يك حزب براي ادبيات چنين جزوه اي كه قرار است مواضع رسمي حزب تلقي شود بايد دقت و رعايت هاي خيلي بيشتر از يك مقاله مطبوعاتي در نگارش آن اعمال مي كرد.» «من واقعاً متأسفم كه نوشته هاي اينجانب كه معمولاً با رعايت نوشته مي شود در كنار چنين مطالب و عباراتي قرار گرفته و بخشي از متني است كه بدليل همين بي توجهي ها متني كاملاً حساسيت برانگيز و مسئله آفرين شده است.»
آقاي امين زاده در بخش ديگري چنين مي نويسد: «به عقيده اينجانب اين شيوه عمل و تحليل و بي دقتي هايي كه در اين جزوه نمود پيدا كرده است عملاً سوءتفاهم ها ميان احزاب و مسئولين نظام را افزايش مي دهد»، «چيزي كه نه تنها راهكاري براي آينده حزب پيش رو نگذاشته بلكه باعث دشوارتر شدن شرايط فعاليت هاي آتي حزب هم مي شود.»
سند ننگ آور تاملات راهبردي
يكي از اسناد مكشوفه از حزب مشاركت كه مبناي اقدامات خلاف حزب مشاركت در حوادث اخير بوده و تحت عنوان «سند تعاملات راهبردي» منتشر و پس از تاييد در شوراي مركزي در كنگره يازدهم حزب نيز مصوب شده حاوي عبارات و مفاهيمي ننگ آور و ضدملي و ضد اسلامي است كه بعيد مي دانم از زمان تأسيس احزاب قانوني در ايران تاكنون هيچ حزب قانوني چنين انحراف فاحش را در اسناد رسمي خود داشته باشد. محتواي اين سند كه با حضور اعضاي مركزيت و برخي مشاوران نظريه پرداز حزب طي جلساتي مستمر تنظيم و تدوين شده، به اندازه اي منحرف و مجرمانه است كه تبيين انحرافات و تعارضات آن با اسلام، قانون اساسي، قوانين موضوعه و ارزش هاي ملت ريشه ايران از حوصله اين دادگاه خارج بوده و فرصتي مستقل مي طلبد.
در اينجا با اجازه رياست محترم دادگاه، در حدي كه براي استناد درخواست تقديمي لازم است، چند جمله اي را به استحضار مي رساند.
پيش نويس اين سند كه به امضاي تعدادي از اعضا رسيده است و مفاد آن بسيار زشت و حاوي عباراتي ننگ آور مي باشد در پرونده موجود داست. اما از آنجا كه اين سند پيش نويس مورد تاييد كل اعضاء قرار نگرفته، در چارچوب پرونده مربوطه و افرادي كه در تنظيم پيش نويس آن مشاركت داشته اند به استحضار دادگاه محترم خواهد رسيد.
هر چند اصل تفكر سانسور نشده حزب مشاركت همان محتوايي است كه در پيش نويس آمده است و متن نهايي مصوب كنگره چندين بار تعديل شده تا از لحاظ حقوقي و هضم و پذيرش ساير اعضا با مشكل مواجه نشود لكن به جهت رعايت جوانب حقوقي به قدر كفايت براي درخواست انحلال اين حزب صرفاً به عباراتي كوتاه از سند نهايي بسنده مي كنيم:
1. در بند الف 1 اين سند در تحريف آشكار تاريخي، انقلاب اسلامي ايران را انقلاب ايران و برخلاف نص قانون اساسي و در مقابل نقض آشكار با نظرات امام خميني(ره) و ملت ايران كه براي تحقق يك انقلاب مكتبي دهها هزار شهيد تقديم نموده اند، انقلاب جمهوريت در سازگاري با ارزشهاي ديني و نه انقلاب اسلامي معرفي مي كند.
2. در چند سطر بعد با تقبيح احترام نظام به آراء عموم مردم و در مخالفت به احترام به آراء عموم ملت در مقابل آراء خواص و احزاب قدرت طلب اين احترام نظام به مردم كه مرام اميرالمومنين(ع) و سيره عملي امام خميني(ره) بوده است را «تقدس بخشيدن به عامه مردم» در مقابل نهادهاي مدني مي خواند و با اهانت به آگاهي مردم شريف ايران حضور آنان در صحنه را «مشاركت توده وار و بسيج شده از بالا» نام مي گذارد و مدعي مي شود كه پس از ارتحال امام خميني(ره) «اندك سالاري» يا حاكميت اقليت بر اكثريت حاكم شده است و با كاربرد عبارت «يكه سالاري» مدعي مي شود كه كشور در حال سير از «اندك سالاري» به «يكه سالاري» است.
3. در سراسر اسناد حزب ضمن تصريح به عدم وجود مردم سالاري در ايران موضوع گذار به دمكراسي مطرح است و شرايطي را كه براي حركت از يك نظام ديكتاتوري به نظام دمكراسي بايد طي شود را مرحله بندي و پيشنهاد مي نمايد.
4. در بند الف 2 از همين سند حاكميت ايران را توتاليتر، اقتدارگراي نظامي و سلطاني معرفي كرده و با قدري ارفاق به بخشي از جريان حاكميت ايران به آن عنوان «ديكتاتوري ليبرال» داده است كه كاربرد چنين نسبت هايي به نظام برآمده از خون ده ها هزار شهيد و صدها هزار جانباز و مسئولاني كه با راي بالاي مردم و با مشاركت هاي بي سابقه در جهان، بطور مستقيم و غيرمستقيم انتخابات گرديده اند ظالمانه مي باشد.
5. حزب استراتژي خود را در بند الف 2 در سه مرحله مطرح مي كند:
كوتاه مدت: مقابله با ساختار حقيقي مسئولان موجود كشور و در دست گرفتن قدرت تحت عنوان گذر به مردم سالاري بيشتر.
ميان مدت، تغيير ساختار حقوقي (قانون اساسي)
بلند مدت: مردم سالاري تمام عيار كه منظور آنها حذف دين از مالكيت كشور است.
آقاي رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در بازجويي خود در خصوص منظور از مردم سالاري تمام عيار موردنظر حزب چنين مي نويسد: «من از مردم سالاري تمام عيار آن چيزي كه مي فهمم دمكراسي بي قيد و شرط و يا حتي غيرديني است.»
6. در بند الف 4 اين سند حزب مشاركت گام اول مبارزه خود را ايجاد يك بخش مردم سالار در درون حاكميت مي خواند. صرفنظر از جفاي بزرگ اين حزب در كاربرد اين عبارت كه به معني عدم وجود حتي يك بخش مردم سالار در درون حكومت در شرايط فعلي است موضع بدتر از آن اين است كه رسيدن به امكان حضور مردمسالاران در بخشي از حكومت را مستلزم دگرگوني ارزشي و ايدئولوژيك نظام و يا يك اتفاق پيش بيني نشده مي داند.
ارتباط با بيگانگان
در بخشي ديگر از كيفرخواست صادره آمده است:
رياست محترم دادگاه:
موضوع دل دادن به حمايت بيگانگان و امتياز دادن به دشمنان ملت ايران براي تسويه حساب هاي داخلي و جفاي حزب مشاركت در موضوع انرژي هسته اي محدود نمي شود.
عملكرد دبيركل حزب مشاركت آقاي محسن ميردامادي در دوره تصدي رياست كميسيون امنيت ملي مجلس ششم نمونه ديگري از اين عملكرد خائنانه است. در اين مورد محمدعلي ابطحي رئيس دفتر و معاون پارلماني وقت رئيس جمهور در بازجويي هاي خود چنين مي نويسد:
«بي هويتي اصلاح طلبان در سياست خارجي شاخص ترين وجه و بارزترين خصوصيت آنها بود. از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در برابر غرب فروگذار نمي كردند. غربي ها اگر ظالمانه ترين تقاضاها را هم داشتند حاضر به انجام آن بودند و بدتر اينكه در مواردي پيش بيني مي كردند كه غرب چه خواسته اي مي طلبد پيشاپيش آنها خود را هماهنگ نشان مي دادند. اوج اين قضايا در مجلس ششم بود.
كميسيون سياست خارجي گويا جزئي از وزارت خارجه غرب بود كه يكسره وزارت خارجه بي بند و بار آن روز را هم مورد ملامت قرار مي داد و به قول آقاي كروبي كه يكبار مي گفت كه اعضاي كميسيون خارجي مجلس با هر هيئتي كه صحبت مي كنند در مورد خوبي روابط با آمريكا حرف مي زنند، حتي اگر آن كشور خودش ضد آمريكايي باشد.»
تماس هاي ذليلانه ميردامادي
آقاي محمدعلي ابطحي در اين نوشته مي افزايد:
«آقاي احمد عزيزي سفير ايران در آلمان مي گفت در سفر رسمي برخي اعضاء پارلمان ايران كه آقاي ميردامادي رئيس آن بود به قدري ذليلانه و طوري عليه مسئولان كشور مثل رهبري حرف مي زدند و بحث انتخابي و انتصابي را مطرح مي كردند كه من در نوشتن گزارش جلسه دچار مشكل شده بودم.»
اسناد درون گروهي حزب مشاركت
متاسفانه اسناد درون گروهي حزب مشاركت واقعيت هاي تلخي را روشن مي سازد. در جلسه كميسيون تدوين استراتژي حزب كه در تاريخ 19 تيرماه 1387 تشكيل گرديد پس از بيان مدل هاي مختلف براي در دست گرفتن قدرت، آقاي حجاريان با اشاره به مدل «جين شارپ» براي كودتاي مخملي با تاكيد بر فشار از پائين و استفاده توده اي، آن را اينگونه تبيين مي كنند:
«اين راه كه يعني جلوي پارك ملت و اينطور جاها شلوغي راه بيفتد و كم كم از اين گوشه و آن گوشه شروع بشود و يك كارگر بشود رهبر برود با رژيم چانه بزند.»
آقاي تاج زاده ضمن برشماري مدل هاي در دست گرفتن قدرت در كشور مي گويد: «راه چهارم هم سلاح آمريكاست و انقلاب مخملي كه من موافق راه چهارم هستم، تئوري جين شارپ و براندازي نرم خارجي و اينها هم در همين راه چهارم است.»
محمدرضا خاتمي مي گويد: «در عين اين كه پشتوانه داخلي را حساب مي كنيم پشتوانه خارجي را هم حساب كنيم.»
تاج زاده مي گويد: «اين همان مدل چهارم است، مدلي كه در برخي از كشورها بصورت مخملي اتفاق افتاد و دو تا كار مي كنند يعني اينكه شما در جامعه چطوري NGO بزنيد و دوم اين كه آمريكا چه كمك هايي براي گسترش روند دموكراسي خواهد شد.»
دبيركل حزب آقاي ميردامادي در اين جلسه مي گويد: «فقط قرار شد انقلاب مخملي را كه مي خواهيم صحبت كنيم آن را بومي كنيم.»
متاسفانه اين حزب مرعوب نسبت به آمريكا در توهمي است كه انقلاب اسلامي در معرض سقوط توسط آمريكاست و اگر دير بجنبد فرصت حضور در حكومت كودتاي آمريكايي را از دست مي دهد.
نتيجه اين تفكرات توهم آلود اين است كه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از هر فرصتي براي پيشي گرفتن در راه اندازي كودتاي مخملين عليه نظام مردمي جمهوري اسلامي ايران از همه قوا استفاده مي كنند و نمونه آن حوادث تلخ انتخابات اخير است.
براساس مستندات حزب مشاركت در جلسه روز بعد از انتخابات اخير رئيس كميسيون زنان حزب بنام فريده ماشيني مي گويد: «الان بعضي از بچه هاي خودمان اين ذهنيت را دارند كه شايد اصلا تقلبي صورت نگرفته باشد، ولي تقلب بايد تاكيد شود.»
محسن ميردامادي در ادامه اظهار مي دارد:
«وارد مصاديق تقلب نخواهيم شد. در اين ترديدي نيست كه نتيجه كه اعلام شده واقعي نيست.»
زهره آغاجري در اين زمينه بيان مي دارد: «شوري كه ايجاد كرديم خود موسوي ايجاد نكرده، جواناني كه الان دارند بيرون كتك مي خورند، مسئولشان ما هستيم چون همه را ما آورديم و ما آنها را وارد صحنه كرديم. ما بايد كار عملي كنيم، فراتر از بيانيه و ديدگاه اصلي، حكومت داري را از امروز بيان كنيم.»
جلايي پور مي گويد:
«بايد كارهاي پشت پرده مان خيلي بيشتر از روي پرده باشد.»
آقاي صفايي فراهاني در تحريك ديگران به اقداماتي فراتر از بيانيه، خطاب به اعضاي شوراي مركزي مي گويد: «آن بچه اي كه امروز دارد در خيابان چوب مي خورد، آن بچه اي كه تير خورده مقصرش من هستم، شما هستيد. آن بچه ها كه سياسي نيستند، شما كه دور اين ميز نشسته ايد سياسي هستيد، شماها آنها را تحريك كرديد راه بيافتند.»
رياست محترم دادگاه؛
اينها اقارير متهمان در بازجويي نيست كه كسي بخواهد به هر بهانه اي در آن تشكيك كند، آنچه تاكنون به استحضار دادگاه محترم رسيد غالبا مستند به مدارك حزبي قبل از دستگيري آنها است كه اسناد آن به دادگاه تقديم گرديده، اسنادي كه به وضوح نشان مي دهد ذهنيت تقلب، ساخته و پرداخته احزاب و گروهك هاي شكست خورده در جلب آراء مردم بوده است و آنان بودند كه با برنامه ريزي حساب شده و غيراخلاقي اين دروغ را اشاعه داده اند و تحريك هواداران به درگيري و مقصر آشوب ها و كشته ها و زخمي ها بنا به اقرار خودشان در جلسات درون گروهي همين احزاب و گروه ها هستند كه به طمع تحميل اراده خود به نظام و پايمال كردن حقوق و آراء اكثريت مردم ايران براي نشستن بر كرسي قدرت با سوءاستفاده از احساسات برخي هواداران حزبي يا انتخاباتي به مرحله اجرا گذاشته شده است.
آقاي رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در تحقيقات خود مي نويسد:
«هرگونه به مسئله انتخابات نگاه مي كنم به اين نتيجه مي رسم كه انتخابات در مسير قانوني و درست انجام شده و پذيرش آن براي همه تكليف قانوني است، نبايد در آن شبهه ايجاد كرد.»
حجاريان و ارتباط با بنياد سوروس
سعيد حجاريان ديگر متهم اين جريان درخصوص نحوه ارتباط با موسسه سوروس مي گويد: « به واسطه آقاي ناصر هاديان استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران با نماينده بنياد سوروس (كيان تاج بخش) آشنا و دو مرحله نيز با وي ملاقات نمودم». حجاريان مي افزايد در ديدارهاي به عمل آمده قرار بود سازمانهاي غيردولتي را در ايران فعال كنيم و نيز يكي از اهدافمان قدرتمند نمودن جامعه مدني بود و قرار بود از تجارب بنياد سوروس در جهت انقلاب رنگي استفاده نمائيم. وي همچنين مي افزايد: «در جلسه اول آقاي تاج بخش كتاب پانتام را به من داد و من پس از تورق احساس كردم كه جاي آن در كتب درسي دانشگاهي خالي است و از او خواستم كه آن را ترجمه نمايد تا از آن در دروس دانشگاهي استفاده نمائيم در جلسه بعد هم قصد مطالعه درخصوص سرمايه اجتماعي در ايران را داشت كه مقدمات آن را فراهم كرديم».
رفت و آمد گسترده بعضي اعضاي مركزي حزب به آمريكا و اقامت مستمر در آنجا، شركت فراوان اين اعضاء در كنفرانس هاي بين المللي تدارك ديده شده توسط موسسات پوششي سازمان سيا در كشورهاي مختلف، حضور نظريه پردازان كودتاي مخملي و تحريك كنندگان تعارضات ملت ها با دولت ها نظير جان كين انگليسي مشهور به وابستگي به دستگاه جاسوسي انگليس و هابرمارس در ايران و ملاقات با بعضي اعضاي مركزي حزب مشاركت و القائات فكري به آنان در كنار ضعف هاي اساسي در علوم انساني دانشگاهها كه غالباً متكي به اسناد ترجمه شده وارداتي است. احزابي مانند مشاركت و مجاهدين انقلاب را به بطور كامل از آبشخورهاي زلال اعتقادي و منابع اصيل اسلامي بريده و از اين احزاب مجموعه هاي بسيار آسيب پذير ساخته است كه مي توان با كوچكترين تغيير آنرا به جهات خطرناك سوق داد.
مذاكره با جان كين
براي كودتاي مخملي
آقاي سعيد حجاريان عضو مركزيت حزب مشاركت در پاسخ به اين سوال كه تردد جان كين به ايران و ملاقات با برخي احزاب در راستاي جامعه مدني چه توجيهي دارد پاسخ مي دهد: «قطعاً پروژه دمكراتيزه كردن ايران به سبك غربي است. اينطور فكر مي كنند كه تكنيك هاي انقلاب رنگي كه در بعضي جاها كارگر افتاده در ايران نيز قابل پياده شدن است.»
در پاسخ به سوال ديگر مبني بر اينكه آيا از تئوري هاي جان كين در راستاي انقلاب رنگين اطلاع داريد آقاي حجاريان پاسخ داد:
«جان كين فقط درباره فاز اول اين پروژه با من صحبت كرد كه همان جامعه مدني و تقويت نهادهاي آن است اينكه كسي كه سي سال در ايران نبوده است و بيشتر از ايراني بودن يك آمريكايي بوده است، يكباره به عنوان مشاور ارشد يك بنياد استعماري از راه مي رسد و در عاليترين سطح يك حزب رسوخ فكري مي كند مسئله كوچكي نيست.
البته افراد مركزيت حزب مشاركت نيز مانند هر ايراني در انتخاب فكر و انديشه و دنباله روي از هر مكتب آزاد هستند، ولي اينكه حزب و جرياني مدعي پيروي كامل از انديشه هاي امام(ره) باشد و عده اي را با همين ادعا جذب كند ولي در يك تناقض آشكار انديشه خود را از جرياناتي كاملاً معارض فكر و انديشه امام(ره) مانند بنياد سوروس يا بشيريه بگيرد نوعي فريبكاري و اغواگري قابل پيگرد است.
نقش سازمان مجاهدين
رياست محترم دادگاه
اما در مورد سازمان مجاهدين انقلاب هم با توجه به مباني مشترك فراوان با حزب مشاركت و حتي اعضاي مشترك مركزيت و ائتلاف در حوادث اخير آنچه در مقدمه رفت و به ويژه آنچه مربوط به انتخابات گفته شد عيناً براي سازمان مجاهدين نيز مدخليت دارد.
كيفرخواست در ادامه مي افزايد: در تاييد تحليل كساني كه اين سازمان را جريان نفاق، خطرناك مي دانسته در اينجا به نمونه اي اشاره مي شود.
آقاي نبوي در اصلاح قطعنامه پاياني كنگره دوازدهم كه به قلم آقاي آرمين تقرير شده در همايش بيانيه خطاب به آرمين مي نويسد.
«برادر آرمين، با سلام اولا صفحات اول خيلي لحن اپوزيسيوني دارد، همه اين حرفها را همراه با دفاع از انقلاب، امام و... مي توان زد.»
جمله فوق كاملاً گوياي ماهيت نفاق آلود اين جريان است كه با نقاب خط امام و انقلاب و... در حال توطئه بر عليه انقلاب اسلامي و كشور است.
تقاضاي مدعي العموم
رياست محترم دادگاه
با توجه به پر حجم بودن مصاديق و مستندات، بخشي از آن به ضميمه ادعانامه تقديم مي گردد تا وقت جلسه دادگاه بيش از اين به ذكر مصاديق كلي گرفته نشود.
مع الوصف با توجه به عملكرد اعضاء سازمان به ويژه از زمان تاسيس سازمان دوم كه بدون ترديد نمي توان آن را در خط امام(ره) و انقلاب اسلامي ارزيابي نمود مطابق با مرامنامه سازمان بند ج تبصره 3 كه آمده است: هرگونه تغيير و انحراف از ماهيت اسلامي و اصيل سازماني به منزله خيانت به بنيانگذاران سازمان بوده و خود به خود موجب انحلال سازمان مي گردد، بنابراين درخواست انحلال اين سازمان و محاكمه اعضاء آن به ويژه در مورد تحريك به آشوب در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري كه منجر به وارد آمدن خسارات جاني و مالي به مردم شريف ايران گرديد را مطابق مقررات قانون مجازات اسلامي در خصوص اشخاص حقيقي و اعمال مقررات مواد 16 و 17 قانون فعاليت احزاب مصوب سال 1360 را دارم. همچنين كيفرخواست اعليحده انفرادي هر يك از متهمين حاضر در جلسه با ذكر نوع اتهامات و دلايل و مستندات قانوني تقديم گرديد كه در نوبت اعلامي به استحضار دادگاه محترم مي رسد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
سعيد مرتضوي
دادستان عمومي و انقلاب تهران

 



حمزه كرمي عضو حزب كارگزاران
:سايت جمهوريت با صحنه گرداني مهدي هاشمي به انتشار شب نامه عليه دولت و نظام مي پرداخت

حمزه كرمي عضو حزب كارگزاران و مدير سايت جمهوريت، گرداننده واقعي اين سايت را مهدي هاشمي رفسنجاني اعلام كرد و گفت: پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي پرداختند.
پس از قرائت متن كيفرخواست اختصاصي «حمزه كرمي» عضو حزب كارگزاران، وي با توجه به عدم انتخاب وكيل، به ايراد دفاعيات خود پرداخت.
كرمي در بيان مسائل رخ داده در انتخابات دهم رياست جمهوري تأكيد كرد:مهدي هاشمي با بنده صحبت كرده و گفت كه ما بايد براي انتخابات كار رسانه اي قويي اي را آغاز كنيم. چند روز بعد هم در جلسه اي جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود. از اين رو ما نيز سايت جمهوريت را با مديريت رسمي مهدي هاشمي راه اندازي كرديم، البته چند روز بعد جاسبي با تغيير نظر به ما اطلاع داد كه بنده مي خواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطيلي سايت جمهوريت را صادر كرد ولي با فشارهاي هاشمي اين سايت به كار خود همچنان ادامه داد.
وي افزود: سايت جمهوريت ابتدا قرار بود از كانديدايي در انتخابات حمايت ونسبت به دولت نهم نيز نقدهايي داشته باشد ولي با فشارهاي مهدي هاشمي ، اين سايت تبديل به سايت تضعيف كننده سازمان هاي نظامي از جمله بسيج و سپاه و سازمان هاي دولتي شد و حتي اين سايت خدمات دولت را نيز پول پاشي معرفي مي كرد و كار به جايي كشيد كه اين سايت برخلاف واقعيت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقين كرد.
اين متهم دستگير شده در جريان حوادث اخير خاطرنشان كرد: مهدي هاشمي حتي مطالب تندتري را براي انتشار به سايت جمهوريت ارائه مي داد كه از جمله مطالب مي توان به گزارشي كه 2 روز قبل از انتخابات توسط وي به ما داده شده، اشاره كنم كه در اين گزارش فرمانده بسيج متهم به تخريب و تضعيف ميرحسين موسوي شده بود، البته مااين گزارش را هرگز منتشر نكرديم.
كرمي در ادامه تاكيد كرد: در روزهاي آخر هم برخي پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي پرداختند و بنده متاسفم كه توسط افرادي مورد سوءاستفاده قرار گرفته ام.
وي در دفاع از اتهامات مطرح شده در خصوص خود گفت: بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمي دانم چرا كه سايت جمهوريت مديرمسئول داشته و طبق قانون هم بايد مديرمسئول اين سايت پاسخگوي تخلفات آن باشد.
كرمي در پايان ضمن عذرخواهي، از دادگاه تقاضاي عفوكرد.

 



قناعت؛ حيات طيبه انساني

«فقر» همانطوري كه مستحضريد با (فرهنگ) درگير است. اين عالم، عالم حمله يك جانبه نيست! درباره نماز فرمود: «ان الصلاه تنهي عني الفحشاء والمنكر» (1) يعني اگر ان الصلاه تنهي عني الفحشاء والمنكر، ان الفحشاء والمنكر (هم) ينهيان عن الصلاه ! چون درگيري و چالش و زد و خورد است. اينطور نيست كه نماز جلوي بدي را بگيرد و بدي جلوي نماز را نگيرد؛ اين نيست! آدم تبهكار توفيق خواندن نماز مستحب را اول از دست مي دهد، بعد كم كم نماز واجبش هم ضعيف مي شود، بعد هم نمي خواند. اينطور نيست كه عالم، عالم (خورد) باشد؛ عالم؛ عالم «زد و خورد» است. هيچ ممكن نيست كه نماز جلوي بدي را بگيرد. ولي بدي هيچ كاري با نماز نداشته باشد. اگر يك چيزي، ديگري را طرد مي كند؛ آن هم درصدد طرد اين است. اگر با فرهنگ بخواهيم فقر را ازبين ببريم، فقر هم واقعا با فرهنگ درگير است. نمي گذارد فرهنگ به جا باشد. اصلا فرصت فكر به آدم نمي دهد!
ارتباط تنگاتنگ اقتصاد خوب با دينداري جامعه
مطلب ديگر درهمين راستا بيان نوراني اي است كه مرحوم كليني (رض) درجلد پنجم كافي از وجود مبارك امام صادق و ايشان هم از وجود مبارك پيامبر(ص) نقل كرده كه: وجود مبارك پيامبر عرض كرد: اللهم بارك لنا في الخبز و لاتفرق بيننا و بين الخبز، لولا الخبز ما صلينا و لاصمنا ولا ادينا فرائض ربنا! (2) وجود مبارك پيامبر با آنكه خودش 3 سال تحريم اقتصادي و محاصره شده بود و در آن دره، گرسنگي را تحمل مي كرد، اين را عرض كرد: خدايا! بين مردم و نان مملكت جدايي نينداز! كشوري كه بين آن و اقتصادش جدايي بيفتد، توقع دينداري نداشته باشيد!!
اصالت (اعتقاد) در برابر (اقتصاد)
كساني كه انقلاب اسلامي حجاز را راه اندازي كردند، براساس اصالت اعتقاد، انقلاب كردند، نه اقتصاد! اقتصاد خيلي مهم است. اما اهم از اقتصاد «اعتقاد» است. همين مردم گرسنه بودند كه قيام كردند. كسي نمي خواهد بگويد اقتصاد مهم نيست؛ اما عقيده، اعتقاد، سلمان ها و اباذر را كه گرسنه بودند به اين وضع درآورد! پس به نظر ما اعتقاد، اصل است، نه اقتصاد، به نظر ماركسيست ها و آنها، بله، اقتصاد اصل است. لكن اقتصاد نمي گذارد آن اعتقاد پديد بيايد!
آنچه را كه مرحوم كليني از وجود مبارك پيامبر(ص) نقل نمود؛ اين وصف است، نه دستور! يعني اكثر مردم اينجوري هستند، نه بايد اينجوري باشند! يك وقت است دستور است كه چه جور باشيد؟ به ما گفتند معتقد باشيد اين دستور است. اما مردم دنيا را كه وقتي وصف مي كند، مي فرمايد: اكثر مردم دنيا اينچنين هستند، نه اينچنين بايد باشند!
آدامسي بودن دينداري عده كثيري از مردم
مطلب سوم بيان نوراني حضرت سيدالشهداء(ع) است. وقتي كه قيام كرد، فرمود: الناس عبيد الدنيا الدين لعق او لعوق علي السنتهم. يحوطون به ما درت به معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون. (3)
يك چيزي كه سابقا ما در كودكي مي ديديم به نام مستكي، الان رايج نيست، ولي آدامس الان رايج است. بيان نوراني سيدالشهداء اين است كه: بعضي ها اسلام شان «آدامسي» است! با آدامس چه كار مي كنند؟ آدامس يكي چيزي است كه يك مقدار شيريني دارد، آدم اين را در فضاي دهان مي گرداند، بعد كه شيريني اش تمام شد، تف مي كند، مي اندازد دور! فرمود: دين اكثر مردم آدامسي است!! مادامي كه با اينها هست، سخن از اسلام است و انقلاب اسلامي؛ وقتي به كام ايشان شيرين نشد، مي اندازند دور. اين وصف است، نه دستور!
عنايت به تقوا، عامل نجات كشور
مطلب چهارم اين است كه: ما بايد چه كار بكنيم كه اصل را اعتقاد قرار بدهيم، و اين مردم را هم نجات بدهيم؛ كه اگر خداي ناكرده يك حادثه اي پيش آمد، اينها مبارزه كنند! مستحضريد جنگ ما جنگ 01 ساله بود، نه 8 ساله! جنگ 8 ساله برون مرزي بود؛ اما 2 سال اول جنگ داخلي بود! يعني تا انقلاب به ثمر رسيد، گنبد آتش شد، بعد از گنبد، آن كه آتش گنبد خاموش شد، آتش كردستان روشن شد؛ بعد خلق مسلمان، بعد خلق عرب. 02 سال يعني جنگ داخلي بود پس ما 01 سال داشتيم كشته مي داديم.
اما چه چيز اين مردم را حفظ كرد؟ همين مردم گرسنه بودند اما فقط خون دادند. درست است ما ايراني هستيم، به ايران علاقمنديم، براي ايران فداكاري مي كنيم، چو ايران نباشد...؛ همه را مي گوئيم. ولي شب هاي عمليات سخن از يا حسين، يا حسين بود؛ سخن از مرز پرگهر نبود! كي در خط مقدم جبهه، ايران مرز پرگهر مي خواند؟! شما يك نفر بياوريد كه در شب هاي عمليات، در آن خاكريز اول، ايران مرز پرگهر خوانده باشد! يا حسين، يا حسين؛ كربلا، كربلا آمديم؛ همين ها را مي خواندند. اين سرمايه بايد حفظ بشود! نه دنيا تمام شده، نه انقلاب ما به آن اوج خود رسيده؛ خداي ناكرده اگر مردم لعوق شدند و اسلام آدامسي را تف كردند و انداختند دور، چه بكنيم ما؟! بنابراين بايد عميقاً حواسمان جمع باشد.
لزوم شكرگزاري به درگاه خدا
مطلب بعد اين است كه شما شب و روز اگر يك مهر داشته باشيد، پيشاني تان بگذاريد؛ دائماً سجده كنيد، به خدا نمي رسيد! براي اينكه يك آبروئي خدا به شما داد به اين كار نيازي نداريد، از خودتان هم مايه مي گذاريد، وقت و تلاش و كوشش و گاهي هم از جيب تان كمك مي كنيد كه به اين نظام خدمت بكنيد؛ اين هم نصيب هر كس نمي شود!
بعضي ها خدمت مي كنند، منتظر حقوق آخر ماهشان هستند؛ شما يك چيزي هم مي دهيد! بنابراين شبانه روز بايد شاكر باشيد. اين توفيق نصيب هر كس نمي شود! درست است خيلي ها دارند كار مي كنند، خدمت مي كنند؛ آنها خدمتشان محفوظ است. اما پايان ماه دارد حقوقش را مي گيرد! شما يك چيزي هم مي دهيد؛ اين شكر ندارد؟! بگوئيد: خدايا! آن را كه دادي، نگير از ما؛ شبانه روز بايد شاكر باشيد.
مساله بعد اين است كه مردم به هر كسي رو نمي كنند، اعتماد نمي كنند؛ شما امين مردميد! اين هم يك آبروئي است، اين سرمايه است؛ خدا به هر كس نمي دهد! اينها شب و روز شكر دارد.
بنابراين بايد تلاش و كوشش كرد كه اين فرهنگ گرفته نشود؛ و اين (فقر) هم، قدر است!! اين، مار دمان است، فقر، افعي است و ديني را باقي نمي گذارد!
ضرورت گسترش فرهنگ «قناعت» در بين جوانان
شما عزيزان تلاش و كوشش تان اين باشد كه اين جوانهائي كه زير پوشش شما هستند، اينها را با فرهنگ قناعت آشنا كنيد، البته علمائي كه با شما همكاري مي كنند، ائمه جمعه و جماعات، راهنمائي هاي مقام معظم رهبري، دولت خدمتگزار، همه اينها كمك مي كند؛ ولي وظيفه شما كه ارتباط مستقيم با جوانهاي زير پوشش داريد، اين است كه ازدواج اينها تأخير نيفتد! سن ازدواج خداي ناكرده بالا برود، آسيب ها و آفت هايش كم نيست.
اين آيه سوره مباركه نحل كه فرمود: اگر كسي مؤمن بود و عمل صالح انجام داد، خدا فرمود: فلنحيينه حياه طيبه (4)، از وجود مبارك حضرت اميرالمؤمنين (ع) سؤال كردند كه حيات طيبه چيست؟ فرمود: هي القناعه (5) اين آقايان اگر با قناعت بتوانند زندگي كنند، به حيات طيبه مي رسند. يعني دو نفر، هر دو چون ساده زندگي كردند و بالا آمدند، مي توانند يك زندگي تشكيل بدهند با قناعت و با آبرو و (حيات طيبه) برسند.
سخنراني آيت الله جوادي آملي دامت بركاته در ديدار با اعضاي شوراي مركزي كميته امداد امام خميني(ره) -قم 26/1/1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) عنكبوت/ 54 (2) الكافي/ 5/37 (3) بحارالانوار/44/383
(4) نحل، 79 (5) نهج البلاغه، كلمات قصار، 923
خوان حكمت درماه مبارك رمضان هر روز منتشر مي شود.

 



عضو ارشد جبهه مشاركت : موسوي دچار عارضه توهم پيروزي بود

عضو ارشد جبهه مشاركت ايران اسلامي در چهارمين جلسه دادگاه بررسي اتهامات عوامل آشوب هاي پس از انتخابات، ريشه اصلي رخدادهاي اخير را دامن زدن به شايعه تقلب و عارضه توهم پيروزي از سوي ميرحسين موسوي دانست.
سعيد شريعتي پس از قرائت متن دفاعيات سعيد حجاريان در دادگاه در سخناني گفت: با موافقت آقاي مرتضوي بنده متن دفاعيات خود را قرائت مي كنم هرچند كيفر خواست اينجانب قرائت نشده است.
وي در بخشي از مطالب خود بيان داشت: ريشه اصلي رخدادهاي غم انگيز اخير انتشار و دامن زدن به شايعه تقلب گسترده در انتخابات بود. ادعايي فوق العاده بزرگ و مسئوليت آور با تكيه بر حداقل مستندات و صرفاً براساس شايعات، اخبار ناموثق و گزارش هاي نادقيق. من نه در اينجا بلكه از پيش معتقد بوده ام كه در انتخابات تقلب نشده است.
وي با نقد موسوي اظهار داشت: دو عارضه توهم و استغنا كه من همواره در نقد رفتار ايشان و اطرافيانشان بيان داشته ام هم موجب پديد آمدن اصطكاك هاي فراوان در طول مسير حركتهاي انتخاباتي و هم زمينه ساز تحريك پذيري و عملكردهاي احساسي ايشان در رويارويي با نتايج انتخابات شد.
اشتباه ديگر و بزرگترين اشتباه آقاي موسوي نوع مواجهه ايشان با مسئله نتايج انتخابات و نحوه اعلام آن بود كه تعجيل تحريك شدگي احساسات زدگي موجود در آن از سياست مداري با سابقه و پخته چون ايشان بعيد مي نمود.
سعيد شريعتي در ادامه اظهارات خود به انتقاد از رويه حزب مشاركت پرداخته و گفت:ما در انتقال اعتقادات و آرمان هايمان به نسل جوان تر حزب دچار مشكل شده ايم و آينده حزب ما به اين لحاظ در خطر گژتابي و انشقاق و انحراف سياسي قرار گرفته است كما اينكه در همين انتخابات نشانه هاي اين پديده خطرناك را به عينه ديديم و مصائب و مشكلات را لمس كرديم.

 



هدايت آقايي از حزب كارگزاران در دادگاه: بحث تقلب در خارج از كشور كليد خورد

يك عضو شاخص حزب كارگزاران بر كليد خوردن موضوع تقلب در انتخابات در خارج از كشور و دامن زدن به آن توسط برخي در داخل حتي در نماز جمعه تهران تاكيد كرد.
هدايت آقايي ديروز در ادامه چهارمين دادگاه رسيدگي به اتهامات عوامل اغتشاش در ايام پس از انتخابات دهم رياست جمهوري پس از شنيدن كيفرخواست خود در پشت تريبون دادگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت و گفت: بنده فعاليت سياسي خود را ازسال 52 در حضور هاشمي رفسنجاني كه نماينده تام الاختيار امام(ره) در فارس بود آغاز و در نيمه دوم سال 55 توسط گارد دانشگاه دستگير شدم و در سال 56 هم به دليل راه اندازي تظاهرات توسط ساواك دستگير و پس از پيروزي انقلاب هم براي تثبيت نظام در نهادهاي مختلف فعاليت كردم.
آقايي با بيان اينكه بنده ضمن حضور در جبهه هاي جنگ اين افتخار را دارم كه برادر شهيد بوده و دو برادر ديگرم نيز جانباز هستند خود نيز جراحاتي از ايام دفاع مقدس به يادگار دارم.
آقايي خاطرنشان كرد: اين بازداشت فرصتي بود براي بازبيني و نگرش به عملكرد خود كه بايد از آن استفاده كنيم تا چراغ راهي براي آينده باشد.
وي با اشاره به انتخابات خرداد 76 اظهار داشت: متاسفانه پس از اين تاريخ انحرافات ذهني و فكري در لايه هايي از فعالين سياسي به وجود آمد كه اين انحرافات از طريق رسانه ها، احزاب، سخنراني ها و برنامه هاي مختلف به ميان جوانان و مردم كشيده شد.
آقايي تكيه بر نظرسنجي هاي ساختگي و طرح موضوع تقلب در انتخابات را از اشتباهات استراتژيك فعالين سياسي دانست و گفت: اين موضوع را ضدانقلاب در خارج از كشور با قصد و نيت مطرح مي كرد و ديديم كه با برنامه ريزي هاي منسجم از طريق رسانه هاي بيگانه اين موضوع دنبال مي شد كه در اين انتخابات به طرز عجيبي با يكديگر هماهنگ بودند و در داخل نيز برخي افراد شايد ناخواسته به اين موضوع دامن زدند.
وي با بيان اينكه بنده در ستاد قيطريه حضور داشتم گفت: من مسئوليت اجرايي به عهده نداشتم اما در جلسات ديدم كه گفته شد مثلا اگر تقلب شد چه بكنيم و تكرار همين بحث ها باعث دامن زدن به اين موضوع شد و آنقدر بحث مطرح گرديد كه براي مثال حتي در سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه كه گفت، مردم براي صيانت از آراء به صورت گسترده در انتخابات شركت كنند نيز استنباط تقلب شد.
آقايي ادامه داد: انسان هاي عاقل بايد بنشينند و ببينند كه چطور مي شود چنين آراء بالايي را جا به جا كرد در حالي كه به لحاظ عقلي هيچ كس دست به چنين ريسكي نمي زند.
وي با بيان اينكه ريختن 11 ميليون راي به صندوق ها بايد از چند ماه قبل انجام گيرد و كار يك شب نيست اظهار داشت: اگر قبول كنيم كه اين امر كه در گذشته انجام گرفته بانيان آن چطور مي توانستند بدانند كه چه تعداد از راي دهندگان در انتخابات شركت مي كنند و اگر براي مثال پس از اين كار 51 ميليون راي اخذ مي شد چطور جواب اين تعداد اضافه از راي دهندگان را مي دادند.
وي همچنين با رد اين موضوع كه آرا پس از اخذ به نحو ديگري خوانده شده است اظهار داشت: اگر نتايج حوزه ها به صورت تفكيكي اعلام نمي شد شايد امكان اين كار بود اما در سايت وزارت كشور آمار حوزه به حوزه درج شد و بايد بدانيم كه افراد حاضر در هر شعبه قبل از اعلام نتايج از چينش آرا مطلع هستند بنابراين، اين امر نيز نمي تواند صورت گرفته باشد.
موسوي در زير پا گذاشتن قانون پيش قدم بود
آقايي با اشاره به روز انتخابات گفت: از اين تاريخ به بعد اشتباهات طورديگري ادامه يافت.
آقاي موسوي در جريان انتخابات گفت كه بنده برخي قوانين را قبول ندارم اما به آنها عمل مي كنم ولي به سمت اصلاح آنها حركت خواهم كرد كه اين حرف يك حرف پذيرفته شده و منطقي بود اما ديديم كه خود او اين حرف خود را زير پا گذاشت و با بيانيه اي كه قبل از پايان انتخابات صادر كرد و خود را رئيس جمهور خواند و آقاي خاتمي نيز به وي تبريك گفت اين حرف را نقض كرد و فرداي آن روز آقاي محتشمي پور هم موضوع ابطال انتخابات را مطرح كرد و بيانيه احزاب يكي پس از ديگري صادر شد كه يكي از آنها بيانيه دوم حزب كارگزاران بود كه به نظر من بيانيه بسيار تندي بود.
وي ادامه داد: اين مسائل سنگ بناي بدي بود تا ضدانقلاب از اين فرصت استفاده كند و اصلاح طلبان نيز هرچند كه بچه هاي نظام محسوب مي شوند دچار اشتباه شده و ما به عنوان حماله الحطب آتش افروز اين معركه بوديم.
انقلاب نرم در كشوري كه قدرت نرم دارد عملي نيست
وي با بيان اينكه وقتي ضدانقلاب نمي تواند از طريق تهديد سخت اهداف خود را پيش ببرد به دنبال تهديد نرم مي رود و دراين زمان نيز فكر كردند مي توانند از اين فرصت استفاده كنند اظهار داشت: آنها بايد بدانند اين كارها در كشوري كه خود قدرت نرم دارد عملي نيست و جمهوري اسلامي با تهديدات نرم آنها برخورد مي كند.
عضو حزب كارگزاران در ادامه به شوخي گفت: در زمان مشروطه ما خودمان تجربه انقلاب مخملي با اسم انقلاب نمدي داشتيم كه در آن هر كس كلاه نمدي به سر داشت به دنبال انقلاب بود و دشمن بايد بداند كه مردم ما همه چيز بلدند و اگر جواب آنها را نمي دهند چون مي دانند مسئوليني دارند كه در راس آنها رهبري معظم انقلاب است كه صادقانه در حمايت از مردم قدم برمي دارند.
آقايي با بيان اينكه مردم ما هوشيار هستند و در مواقع مناسب پاسخ دشمن را خواهند داد گفت: با توجه به اين اتفاقات بايد سعي كنيم تا خسارات به بار آمده كه بخشي از آنها متوجه آراء خاموش كشور شده است بازسازي شود و با اينكه اين اتفاقات را يك مصيبت مي دانيم اما خوشحاليم كه چنين نظام قدرتمند و مردم هوشياري داريم.

 



مسعود باستاني: براي سياه نمايي عليه نظام ماهيانه از بيگانگان پول مي گرفتم

يكي از متهمان پرونده حوادث اخير، با اشاره به ارتباط خود با سايت ها و شبكه هاي ضدانقلاب به دريافت دستمزد ماهيانه از سوي همان شبكه ها براي ايجاد عمليات رواني و سياه نمايي عليه نظام اعتراف كرد.
«مسعود باستاني» يكي از متهمان پرونده حوادث اخير، پس از قرائت كيفرخواست اختصاصي از سوي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران، باكسب اجازه از رياست دادگاه، دفاعيات خود را بيان كرد.
اين متهم به كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران در بخشي از اظهارات خود گفت: بنده مدت 10 سال در كار حرفه اي خبرنگاري در داخل كشور مشغول بودم و در دوران گذشته از نظر فكري گرايشات چپ ماركسيستي داشتم.
باستاني با اشاره به همكاري خود با رسانه ها و روزنامه هاي اصلاح طلب اين همكاري را موجب استحاله فكري خود و نيز شكسته شدن قبح همكاري با رسانه هاي بيگانه برشمرد.
وي در ادامه به همكاري و ارتباط خود با سايت ها و شبكه هاي ضدانقلاب اشاره كرد و گفت: با راديو فردا، سايت ضدانقلابي روز آنلاين، هفته نامه شهرگان و نيز راديوچكاوك ارتباط داشته ام كه در خصوص وضعيت كشور سياه نمائي عليه نظام و نيز اخباري از وضعيت زندان ها و برجسته سازي مسائل سياسي گزارشاتي به اين رسانه ها ارائه كردم.
وي به اخذ وجه نقدي از سوي رسانه هاي بيگانه توسط يك صرافي در تهران كه ماهيانه به وي ارائه مي كردند اعتراف كرد و گفت: چندي پيش فردي به نام شميراني گرداننده يكي از رسانه هاي ضدانقلاب در كانادا از من خواست تا از وضعيت سنديكاهاي كارگري ايران گزارشي تهيه كنم و در ازاي مبلغ 400 دلار كانادا آن رابه اين رسانه ها ارائه دهم كه من با ارسال اين گزارشات به خارج موجب تبليغ عليه نظام شدم.
باستاني با اشاره به سابقه فعاليت خود با سايت جمهوريت، مكرراً گرداننده اصلي اين سايت را مهدي هاشمي رفسنجاني اعلام كرد و گفت: سايت جمهوريت زير نظر مهدي هاشمي رفسنجاني اداره مي شد و من به عنوان عضو شوراي سردبيري، زيرنظر افرادي چون كرمي و نوربخش كار مي كردم.
اين متهم به كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران با اشاره به محورهايي كه از سوي مهدي هاشمي رفسنجاني مديريت كلان سايت جمهوريت به آنها ارائه مي شد گفت: حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور همچون شوراي نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي مقاومت بسيج و نيز نيروي انتظامي، تضعيف شخص احمدي نژاد، ايجاد شبهه درانتخابات، ارائه اخبار ضد و نقيض مبني بر سوءاستفاده از اموال دولتي و القاء تقلب در انتخابات جزو محورهايي بود كه در راستاي وحدت شكني و ايجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور كار داشتيم.
وي با اشاره به گردانندگي سايت جمهوريت توسط مهدي هاشمي رفسنجاني و نيز استقرار اين سايت در محل دانشگاه آزاد گفت: دفتر اين سايت در يكي از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغي كه به ما ارائه مي شد از طريق چكي از سوي دانشگاه آزاد بود.
باستاني با اشاره به انتشار شب نامه اي توسط وي و گردانندگان سايت جمهوريت عليه رئيس جمهور اين شب نامه را مصداق توهين و افترا عنوان كرد و گفت: مقرر شد تا هزينه مالي اين ويژه نامه از سوي كرمي و هاشمي رفسنجاني تامين شود و سپس پس از تهيه به اعضاي ستاد 88 تحويل داده شد تا آنان اين شب نامه را توزيع كنند.
وي در پايان گفت: از سوي راديو ضدانقلابي چكاوك به صورت ماهيانه بين 300 الي 350 دلار طي 2 الي 3 سال دستمزد دريافت مي كردم.

 



طباطبايي: ديگران هم اشتباهات خود را بپذيرند

عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و رئيس ستاد 88 اعلام كرد كه از همان ابتداي فعاليت هاي انتخاباتي، موسوي و اطرافيانش دچار عارضه توهم پيروزي بودند.
«شهاب الدين طباطبايي» متهم به شركت در اغتشاشات اخير تهران و تلاش براي ايجاد كودتاي مخملي ديروز در ادامه جلسه رسيدگي دادگاه به اتهاماتش همه كاستي ها، تندرويها و كندروي ها در ستاد متبوعش را متوجه خود دانست و گفت: اي كاش كه همانطور كه بنده اشتباهات خود را پذيرفتم دوستاني كه با اطلاعيه ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده اند عواقب كار خود را مي پذيرفتند.
وي خاطرنشان كرد: از همان ابتداي ورود موسوي وي و مجموعه نزديكش دچار عارضه توهم پيروزي بودند.
طباطبايي با اشاره به اينكه دوستان موسوي وي را نخست وزير زمان جنگ معرفي مي كردند گفت: با اين اوصاف اطرافيان وي دائما مي گفتند كه وي حتما راي مي آورد كه اين امر موجب شد تا از همان اول فعاليت هاي انتخاباتي موسوي وي و اطرافيانش دچار عارضه توهم پيروزي شوند.
وي با اشاره به تشكيل كميته صيانت از آرا از سوي ستاد موسوي گفت: كه اعضاي اين كميته دائم به موسوي مي گفتند كه جز ابطال انتخابات مطالبه اي نداشته باشد.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14