(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 3 شهريور 1388- شماره 19445

خيابان ولي عصر(عج) احيا مي شود؟! اجراي خواسته ساكنان قديمي
آن افطاري دلچسب با غريبه هاي آشنا
جاده هاي بي رحم در كمين رانندگان پرخطر



خيابان ولي عصر(عج) احيا مي شود؟! اجراي خواسته ساكنان قديمي

كيان خشايار
يكطرفه شدن خيابان ولي عصر(عج) اين روزها به بحث داغ مردم و رسانه ها تبديل شده است. ازدحام بيش از حد خودروها در اين خيابان به ويژه حد فاصل ميدان ونك تا چهارراه پارك وي،
عبور و مرور را به سختي كشانده و هزينه هاي رواني و فيزيكي بسياري به شهر تحميل مي كرد. اگرچه با يكطرفه شدن خيابان، هنوز ازميزان بار ترافيكي آن كاسته نشده و در مواردي شلوغ تر هم شده است اما با ازدياد اتوبوس هاي خط تندرو در اين مسير و عادت ترددكنندگان هميشگي از اين خيابان به حمل و نقل عمومي، اوضاع بهتر خواهد شد. واقعيت اين است كه چاره اي جز بيرون راندن محترمانه خودروهاي شخصي از تهران وجود ندارد و البته در قبال آن، بايد بر تعداد و سرعت اتوبوس ها افزوده شود. اگر خط متروي تجريش افتتاح شود، بسياري از كساني كه مقصد نهايي شان از مناطق جنوبي و مركزي شهر به ميدان قدس(تجريش) است ديگر نيازي به خودروي شخصي نخواهند داشت و با وجود خط تندرو اتوبوس در خيابان ولي عصر، اوضاع بهتر خواهد بود. متأسفانه در ايران يك فكر غلط به فرهنگ تبديل شده و آن اين است كه اتوبوس به قشر آسيب پذير جامعه تعلق دارد. حال آن كه اتوبوس وسيله نقليه عمومي است و به همه شهروندان اختصاص پيدا مي كند. باتوجه به اينكه بيشتر ساكنان حوالي خيابان ولي عصر به ويژه از خيابان انقلاب به بالا، از تمكن مالي نسبي تا عالي برخوردارند شايد اتوبوس سواري را در شأن خود ندانند اما اتوبوس صرفاً وسيله نقليه قشر متوسط به پايين نيست.
در چند روز گذشته كسبه خيابان ولي عصر، يكطرفه شدن اين مسير را موجب كاهش درآمد خود اعلام كرده اند كه البته به مرور زمان رفع خواهد شد. تجربه كاهش درآمد كسبه در تمام معابري كه يكطرفه مي شود، اتفاق مي افتد كه بخشي از آن به ناآشنايي مردم به نحوه توقف و پيدا كردن پاركينگ مناسب برمي گردد. با يكطرفه شدن يك خيابان، از ميزان خودروهاي آن كاسته نمي شود بلكه براي پيشگيري از گره هاي كور ترافيكي، خودروها هم مسير مي شوند. بنابراين كاهش درآمد به بهانه كاهش تردد، درست نيست.
با اين حال شهرداري بايد هرچه زودتر تعداد اتوبوس هاي خط ويژه خيابان ولي عصر(عج) را افزايش داده تا مردم به استفاده از اين وسيله ترغيب شوند. ضمن اينكه بايد تمهيدي براي افزايش پاركينگ ها انديشيده شود تا آنهايي كه به هر دليل نمي توانند از وسايل نقليه عمومي استفاده كنند، دچار مشكل نشوند.
خيابان ولي عصر به عنوان يكي از نمادهاي زيباي پايتخت بايد حفظ شود و براي حفاظت از آن، چاره اي جز سبك كردن بار ترافيكي آن وجود ندارد. اين تفرجگاه زيباي تهران، بايد بيش از آن كه براي عبور و مرور خودروها مهيا باشد، به پياده هايي كه مي خواهند لابلاي درختان راه بروند و از زيبايي ها استفاده كنند، آماده شود. واقعيت اين است كه خودروها دارند اين خيابان را نابود مي كنند.
بايد هرچه سريع تر مشكلات خيابان ولي عصر(عج) و مسيرهاي اطراف كه حالا به سمت جنوب، يكطرفه شده و همچنين محل هاي تلاقي، رفع شود تا مردم راحت تر از اين معابر عبور كنند. يكطرفه شدن خيابان ولي عصر اگرچه با گلايه هاي كسبه همراه شده اما يكي از خواسته هاي ديرينه ساكنان حوالي اين خيابان بوده است.
اگر قرار باشد تجربه بي آر تي در خيابان ولي عصر موفق باشد، بايد تمام ميادين به پل تبديل شود. از راه آهن تا ميدان قدس(تجريش) روي هرچه ميدان وجود دارد بايد پل زده شود. يعني اينكه ميدان برچيده و جاي خود را به پل بدهد تا سرعت حركت وسايل نقليه در خيابان ولي عصر افزايش يابد.

 



آن افطاري دلچسب با غريبه هاي آشنا

سال 1374 دانشجوي كارشناسي و در شهر ساري مشغول به تحصيل بودم. مجبور بودم همه هفته ها مسير رشت- ساري و بالعكس را رفت و آمد كنم تا هم به خانواده و هم به درسم برسم. دوسال بود كه اين مسير را رفت و آمد مي كردم و اتفاق خاصي برايم نيفتاده بود اما نكته جالب اين بود كه اكثر اوقات سوار اتوبوسهاي مشهد مي شدم و در واقع سعادت همراهي زائرين تا ساري را داشتم و بعضي هفته ها هم به زائران نذري مي دادم و مي گفتم سلام مرا به آقا (امام رضا برسانيد. ماه رمضان سال 74 بود كه ساعت يك بعدازظهر سوار اتوبوس شدم و چون بعد از اذان ظهر از رشت حركت كردم، روزه بودم. مثل بقيه مسافرها سرجايم نشستم و اتوبوس حركت كرد. مثل همه هفته ها كسي را نمي شناختم و ديگران هم همين طور. اما زمان افطار كه شد اتوبوس حال و هواي ديگري پيدا كرد تازه من متوجه شدم كه اكثر مسافرهاي اتوبوس روزه هستند. وقتي اذان مغرب از بلندگوي اتوبوس پخش شد، مسافرها طوري از همديگر پذيرايي مي كردند كه انگار سالهاست همديگر را مي شناختند و جالب بود كه در پذيرايي هركس مي خواست گوي سبقت را ازديگري بربايد و همه منتظر اين لحظه بودند تا يكديگر را به نحو شايسته پذيرايي نمايند. آن لحظه بود كه به عظمت اين ماه پرفيض پي بردم كه چه ماه پربركت و بزرگي است كه همه غريبه ها را آشنا مي كند. مانند آشناهايي كه سالهاست همديگر را مي شناختند. برخورد و رفتار آنها چقدر با هم مهربانانه و قشنگ بود، من هيچ گاه آن افطار زيبا و به يادماندني را فراموش نمي كنم و از همه مسافران آن روز كه زائرين امام رضا(ع) هم بودند تشكر مي كنم. من درساري پياده شدم اما دلم پيش زائران
امام رضا(ع) جا ماند.
علي شعباني- احمد سرايي

 



جاده هاي بي رحم در كمين رانندگان پرخطر

شايد اين خبر را در آخرين روزهاي هفته گذشته در رسانه ها خوانده يا شنيده باشيد. خبري كه در ماهيت خود بسيار عجيب و اما براي ما ايرانيان شايد عادي به نظر مي رسد.
«در 118 فقره تصادف مهم جاده اي كه طي 24 ساعت گذشته رخ داد 24 نفر كشته و
170 نفر مجروح شدند.» اين گفته رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور در گفت وگويش با رسانه ها در روز چهارشنبه 14 مرداد 88 است. اين مقام در ادامه، دلايل اين رخدادهاي اندوه بار را در 29 مورد؛ عدم توجه به جلو در 31 مورد؛ انحراف به چپ و در 20 مورد؛ تخطي از سرعت مطمئنه اعلام نمود.
براستي وحشتي كه از شنيدن يا خواندن اين خبر به انسان دست مي دهد از جنس چه حسي است؟ آيا بايد خود دچار چنين حوادثي شده باشيم (البته با اين تفاوت كه جان سالم بدر برده باشيم) تا به عمق دهشتناك اين خبر پي ببريم؟ بنا به اين آمار و ارقام؛ در هر 60 دقيقه يك نفر جان خود را از دست داده و در همان مدت 7 نفر نيز دچار جراحت شده اند. چه بسا بسياري از آنان امكان بازگشت آسان و هموار به جريان متعارف زندگي را از دست داده باشند و ساليان دراز با درد و رنج و پيامدهاي ناگوار آن بايستي به ناچار گذران حيات كنند به گونه اي كه حتي بنابر نمونه هاي مشاهده شده، اين درد و رنج وضعيتي را براي آن فرد به ارمغان مي آورد كه آرزو مي كند كه اي كاش مي توانست به يكباره از آن خلاصي يابد!
از ميان عوامل عمده اي كه كارشناسان در زمان هاي گوناگون و به مناسبت بروز رخدادهاي از اين دست بيان مي نمايند مي توان به دو عامل اشاره كرد: عوامل (و خطاهاي) انساني و عوامل
(و نارسايي هاي) غيرانساني. به نظر مي رسد رخدادها و حوادث جاده اي به ويژه در كشور ما در درصد بسيار بالايي، از عوامل و خطاهاي انساني پديدار شده است. هر چند نرخ دقيقي از اين تاثيرگذاري در دست نيست اما شواهد و قراين، سهم 70 تا 90 درصدي عوامل ياد شده را در بروز اين حوادث تاييد مي نمايند. گذشته از تمام اقدامات و فعاليت هاي بعضاً موثر دستگاه ها و مقامات عمومي همانند نيروي انتظامي، صدا و سيما، رسانه ها و... با هدف فرهنگ سازي و ايجاد فرهنگي نو در رانندگي يا بهتر بگوييم دگرگوني در فرهنگ موجود آن كه به ويژه در برخي از زمانها مانند روزهاي آغازين سال يا در روزهاي تابستان از شدت بيشتري برخوردار است، با اين حال اين پديده ناميمون همانند ميهمان ناخوانده اي (البته بنا به نتايج نوشتار حاضر، چندان هم ناخوانده نيست) خود را بخش جداناپذيري از رخدادهاي روزانه كشور قرار داده و هر روز چهره ناخوشايند خود را به همگان شفاف تر نشان مي دهد.
هدف اساسي نهفته در اين نوشتار اين است كه براستي اين پديده را چگونه مي توان مهار و مديريت نمود و پيامدهاي آن را كاهش و در بازه زماني بيشتري به پايين ترين اندازه ممكن رساند. از سويي ديگر توجه مستقيم از نقد و بررسي، گذشته از برخي ضعف ها و ناكارآمدهاي مديريتي موجود يا نارسايي هاي نهفته در شبكه زيرساختهاي ارتباطات جاده اي كشور، صرفاً به نقش خود انسانها
(به عنوان راننده، مسافر و... و يا هر فرد تأثيرگذار در اين زنجيره) برمي گردد. به بيان روشن تر، مقصود راهبردي نگارنده اين است كه به واقع اين گوهر بي همتاي جان كه بنا بر آموزه هاي روشن ديني، آييني و اعتقادي ما، صيانت و نگاهداري از آن مورد تأكيد فراوان بوده و از سوي ديگر فرمان روشن عقل نيز به آن حكم مي نمايد، تا چه ميزان براي اين افراد واقعاً شناخته شده است؟ هرچند در نگاه نخست ممكن است اين پرسش كمي نامتعارف بنظر برسد اما آيا مي توان به اين نكته بي اعتنا بود كه اگر به عنوان نمونه مديريت مقامات عمومي متصدي امور شبكه هاي جاده اي در جايي و در مسيري بگونه اي نامطلوب عمل نموده و يا بخش هايي از اين شبكه مطابق استانداردهاي پذيرفته شده نباشد در تمام اين موارد آيا انسان به عنوان موجود داراي خرد و شعور نمي تواند با رعايت حداقل هاي منطبق با عقل خود از بروز برخي از حوادث ناگوار و ويرانگر پيشگيري نمايد. چه برسد به اينكه با فرض وجود حداقل ضوابط لازم از سوي مديريت جاده اي كشور و وجود مسيرهايي در مجموع مناسب نتايج ناباورانه اي بدست آيد كه در خبر بالا و اخبار مشابه ديده و مي بينيم. نگاهي به اظهارات مقام ياد شده در خبر بالا در رابطه با دلايل حوادث 24ساعته گواه روشني بر نكته فوق مي باشد.
كوتاه سخن آنكه به بيان معروف آيا وقت آن نرسيده است كه اين وجدان هاي به ظاهر در خواب، اندكي به سوي هوشياري و آگاهي تغيير مسير داده و «راه راست» نمايند و به اين بيانديشند كه پيامدهاي اين رخدادهاي ويرانگر را چگونه مي توان كاهش داد يا از بين برد. (بديهي است كه «پيشامد» با «پيش آورده» تفاوت بارز دارد و اگر درست و دقيق به همين جمله بيانديشيم ترديدي نيست كه به يك نقطه روشن خواهيم رسيد و آن «خودآگاهي» و فهم به ضرورت ارتقاي اين خودآگاهي در زمينه موضوع موردبحث مي باشد). با اين حال موارد متعددي از پيامدهاي اشاره شده در بالا را مي توان تصور نمود كه حس نوع دوستي انسان را سخت جريحه دار مي سازد. تصور كنيد يكي از همان 24نفر، مادري باشد كه فرزند شيرخوارش زنده مانده يا پدري بوده كه همسر و دو فرزند خردسالش (چه در فرض همراه بودن با وي در خودرو و چه در فرض همراه نبودن) در حال حاضر زنده و سوگوارند يا تنها نان آور و سنگ صبور و كمك حال يك يا چند خانواده در ميان آن 24نفر يا يكي از 170نفر مجروح تصادفات سه شنبه بوده و دچار عارضه منجر به قطع نخاع يا قطع دست شده باشد و دهها تصور ديگر متصور است. هرچند به سبب ناآگاهي از جزييات احوال مجروحان حوادث مورد بحث با تمام وجود آرزومند جزيي بودن و برگشت پذير بودن صدمات آنان هستيم. با اين حال حتي اگر اين تصورات با پيامدهاي رخدادهاي آن روز دقيقا منطبق نباشد، به هرحال تحقق چنين وضعيت هايي دراين گونه رخدادها چندان دور از ذهن نبوده و ذات چنين رخدادهايي،پديد آورنده اين گونه عوارض و آسيب ها خواهد بود. به هر روي ناگفته پيداست؛ دردها و رنج هاي ناشي از اين وضعيت هاي بغرنج خانمان سوز است و ويرانگر و همه و همه نتيجه رعايت نكردن امور عقلاني و از سوي ديگر پيامد بي مبالاتي عده انگشت شماري از به ظاهر «هم وطن» و «هم نوع» كه با اقدام هاي نابخردانه خود در عمل آن وصف مشترك را زايل نموده و به هيچ انگاشته و از اين طريق سرنوشت انسان هايي را به بدترين شكل ممكن ترسيم و آن را فداي اميال نامشروعي مي نمايند كه در يك جامعه معقول انساني به رسميت شناخته نمي شود.
شوربختانه، ژرفا و گستردگي اين پديده در كشور ما به گونه اي درآمده كه در ماه گذشته، رئيس پليس راه كشور ضمن مقايسه آمار مربوط به كشته شدگان جاده اي سه ماهه اول سال جاري با سه ماهه اول سال گذشته از كاهش 9/8 درصدي آسيب ديدگان (كشته شده) خبر داده و اين مسئله را يك موفقيت تلقي نموده است. ضمن ارج نهادن به تلاش هاي مقامات عمومي در دستيابي به اين كاهش، اگر دقت شود كه اين درصد به لحاظ اينكه تنها شامل 200 تا 300 نفر شده و عملا در سه ماهه نخست سال 88 نزديك به 3000 نفر كشته شده اند، درمي يابيم كه هنوز اين هيولاي هفت سر با بيرحمي تمام هم وطنان و هم نوعاني از ما را به كام خود مي كشاند و به دنبال آن پيامدهايي برجاي مي گذارد كه به گوشه ايي از آن اشاره شده است.
در پايان دردمندانه بايد گفت كه از كنار اين رخدادها و اخبار مربوط به آن به آساني و با يك حيرت آني و اظهار تاسف سطحي عبور نكنيم و به عمق و ابعاد آن بيانديشيم و درهرجا و موقعيت ممكن در راستاي فرهنگ سازي نسبت به اين امر درحد توان خود اقدام نماييم.
حسين عبدي نوري

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14