(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 3 شهريور 1388- شماره 19445

تأملي در دانشكده هاي الهيات!
حلقه مفقوده عوامل آشوب ها
گزارش مستند كيهان از نقش آفريني گسترده و پشت پرده سازمان ادوار تحكيم در آشوب هاي اخير



تأملي در دانشكده هاي الهيات!

سيد روح الله امين آبادي
احساس كنيد بعد از يك عمر تلاش و كوشش بي شائبه و مطالعه سيلي از كتاب ها در مدت يك سال تحصيلي خود را براي ورود به دانشگاه آماده كرده ايد و در اين راستا با توجه به علاقه و تصوراتي كه داشته ايد رشته تازه تاسيس «فلسفه و عرفان اسلامي» را برگزيده ايد.
خودت را به اين اميدوار كرده اي كه قرن ها است ديگران مي كوشند اين دو شاخه از علوم اسلامي (فلسفه و عرفان) را آشتي دهند و اينك تو مي خواهي اين دو برادر ناهمخوان را آشتي دهي كه، «من حكم به العقل حكم به الشرع و من حكم به الشرع حكم به العقل». وارد دانشگاه مي شوي؛ چه آرزوهايي كه نداري! مي خواهي بعد از قرن ها ركود در عالم فلسفه و حكمت اسلامي خود واضع حكمت جديدي شوي و قرائت جديدي از هستي افزون بر قرائت هاي ديگر كه تاكنون توسط فلاسفه اي نظير ابن سينا، سهروردي و ملاصدرا به جهان انديشه ارائه شده را تدوين كني تا قرن ها دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي، اندوخته هاي تو را ياد دهند و نام تو بر سر در دانشگاه ها و ... حك شود!
دانشگاه حكيم...!
اما باورود به دانشگاه زلزله اي 8 ريشتري به سان زلزله عظيم چين بر تصوراتت قلم بطلان مي كشد و تو بي اختيار مي گويي فاتحه مع الصلوات!
يادت مي آيد كه فلسفه پيش دانشگاهي ذيل نام حكيم متعاليه ملاصدرا از اسفار اربعه خوانده بودي؛ «از سفر شخص از اميال درونيش به سوي منشا هستي يعني ذات باريتعالي» با خود گفته بودي كه من نيز، بايد اين سفرها را طي كنم طي كردني! و اينك بر سر كلاس درس صرف و نحو مي خواني و خود را براي كلاس تربيت بدني (1) حاضر مي كني ومي انديشي اگر اين هفته سر كلاس ادبيات عمومي (1) حضور پيدا نكني تازه 2 جلسه ديگر هم مي تواني حاضر نشوي و با عجله استاد را مخاطب قرار مي دهي و با لحن مودبانه اي كه شيطنت از آن مي بارد مي گويي:
استاد! خسته نباشيد!
جايي پيدا مي كني و دراز مي كشي تا استراحت كني شايد بتواني سفرهاي ياد شده را حداقل در خواب طي كني اگر در بيداري نشد و اينك متوجه مي شوي كه دانشكده الهيات تو را به آن مقصدي كه خواسته بودي نخواهد رسانيد به خصوص زماني كه ببيني استادي براي تدريس 2 واحد ناقابل عرفان اسلامي با يك استاد ديگر همچون سامورايي ها مشغول نزاع است و مي گويد نان بچه هاي من در گرو تدريس اين دو واحد است و آن يكي مي گويد به جان ابن عربي اگر بگذارم مگر من مرده ام، عمري است عرفان خوانده ام و محضر اساتيد بزرگي چون حكيم ... را درك كرده ام،اصلا خود آن بزرگوار ديشب به خوابم آمدند و فرمودند فلاني اين 2 واحد حق تو است و حق شاگردي را به جاي نياورده اي اگر سكوت كني و تو به عنوان دانشجو سراغ دوستان مي روي كه امضا جمع كني كه ما دانشجويان رشته فلسفه و عرفان اسلامي با تقدير از زحمات استاد فلان مي خواهيم سركلاس استاد بهمان حاضر شويم و اينچنين يك استاد عرفان دنبال كلاس ديگري براي امرار معاش خود مي گردد و شما به معناي راستين حكمت و عرفان اسلامي پي مي بريد!
خسته اي! از خود مي پرسي كه اگر فلسفه و عرفان اسلامي اين است مرا با اين چه كار و اصلا اين بزرگواران در سفر اول سوخت بنزينشان تمام شده و يا دچار پنچري گشته اند چه برسد به اسفار اربعه!
136 واحد درس را در چهار سال به هر
جان كندني كه شده مي گذراني و بعد اين همه مرارت اگر بپرسند خاطرات خود را تدوين كن يا سلف سرويس دانشگاه سوژه ات خواهد شد و يا گعده هاي شبانه به همراه دوستان كه بساط قليان و سيگار را فراهم كرده اند تا اندر فوايد حكمت نيچه سخن گويند و ربطش را با حكمت خسرواني سهروردي بكاوند و يا كلنجارهايي كه بامسئول آموزشي بر سر حذف و اضافه واحدهاي درسي داشته اي و ناگاه به خود مي آيي كه گويا قرار بوده حكمتي را بر حكمت هاي گذشته بيفزايي چه شد؟!
هر علمي را ماده اي است و روحي، الهيات اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست و سر اين كه كشورهاي جهان سوم باوجود دانشكده هاي مدرن و آموزش رشته هاي تخصصي به سبك غرب طرفي بر نمي بندند در اين راز نهفته است.
آموزش ماده خام هر علمي براي رسيدن به اهداف آن علم (خواه اين علم در زمره علوم رياضي و تجربي باشد و خواه در زمره انسانيات) كافي نيست، اگر چه لازم است.
دانشجوياني كه در دانشكده هاي الهيات مشغول تحصيل هستند با مجموعه اي از بودها و نبودها و يا به عبارتي ديگر هست ها و نيست هاي انتزاعي روبرو هستند كه قادر نيستند اين آموخته ها را در سطح كلان جامعه عينيت بخشند، نكته اي كه غرب بر آن به خوبي واقف شد و با ايجاد فلسفه هاي مضافي چون فلسفه حقوق، فلسفه سياست، فلسفه اخلاق و... فلسفه را در متن جامعه پياده كرد.
سخن گفتن صرف از مدينه فاضله و يا اسفار اربعه به تنهايي وافي و كافي براي رسيدن به اين جوامع نيست چرا كه اساتيدي كه خود ماده اين علم را در اختيار دانشجويان بخت برگشته قرار مي دهند از روح اين علوم كه همان تقوا و عبوديت الهي است بعضا خالي هستند و اين نافي وجود اساتيد بزرگواري كه نفس وجودشان گرمي بخش مجامع دانشگاهي است نيست ولي اندكي به خود آئيم و به اين پرسش پاسخ گوئيم كه آيا اين سبك آموزش الهيات در دانشگاه هاي ما منافق پرور و رياكار پرور نيست؟
دانشجويان امروز ما تبديل به اساتيدي خواهند شد كه به نسل هاي بعدي مضاميني را ياد مي دهند كه خود بدان كمترين اعتقادي ندارند و قرن ها مي گذرد و آش همان و كاسه همان و ما هنوز اندر پي ابن سيناها و سهروردي ها و ملاصدراها خواهيم بود و اما دريغ!
¤ دانش آموخته رشته
فلسفه و عرفان اسلامي

 



حلقه مفقوده عوامل آشوب ها
گزارش مستند كيهان از نقش آفريني گسترده و پشت پرده سازمان ادوار تحكيم در آشوب هاي اخير

محمدحسن رضايي
آخرين پرده از سناريوي رهبران اغتشاشات اخير كه تحت عنوان تشكيل يك جبهه اجتماعي فراگير به تازگي رونمايي شده، تمامي تئوري هاي مطرح شده درخصوص حضور اين افراد در صحنه براندازي نرم را به راحتي به اثبات مي رساند.
بهره گيري از «سرمايه اجتماعي جامعه»، براي تشكيل يك «جبهه اجتماعي فراگير»، اجراي دقيق همان تئوري هايي است كه تحت عنوان راه اندازي «جنبش هاي اجتماعي» به منظور تدارك «مبارزات عاري از خشونت»، بارها از سوي دشمنان نظام تكرار شده است.
بديهي است كه اين اقدام اخير آشوبگران در تشكيل جبهه اجتماعي فراگير زمينه ها و پيشينه مفصلي را با خود به همراه دارد كه از اين مسير توانسته جرأت بروز و ظهور را كسب نمايد.
اما آنچه اين نوشتار درپي آن است بازخواني و بازيابي ماهيت يكي از صحنه گردانان اين ماجراست كه نقش حلقه واسطه را ميان رهبران اصلي اين غائله و بدنه اجتماعي آن برعهده دارد.
«سازمان ادوار تحكيم» با ماهيتي شبه حزبي، گروهكي است كه ضمن برقراري پيوندي عميق و گسترده با تندروترين مخالفين داخلي و خارجي نظام، تمام تلاش خود را در حوزه هاي مختلف اجتماعي براي تشكيل جنبش فراگير اجتماعي، از مدت ها پيش به كار بسته است.
حضور اين سازمان در تجمعات و محافل فمينيستي، نقش پررنگ آن ها در جنبش دانشجويي به عنوان اصلي ترين عرصه فعاليت، تلاش هاي گسترده اين گروهك در حوزه حقوق بشر و همچنين حقوق قوميت ها، نقش آفريني صريح در طرح مطالبات و تحركات كارگري، سرفصل برخي اقدامات آن ها در طي اين سال ها به شمار مي رود.
آنچه اهميت بررسي نقش سازمان ادوار تحكيم را در شكل گيري غائله اخير دو چندان مي كند، تلاش و تحرك غيرملموس و زيرپوستي اين گروهك است كه تحت عنوان «حركت با چراغ خاموش» از آن ياد مي شود. اين عامل حفاظتي، باعث گرديده تا سازمان ادوار به حلقه مفقوده اي در سامان دهي جنبش هاي دانشجويي، زنان، كارگري و قومي به منظور حضور در جبهه فراگير اجتماعي تبديل شود.
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، حاصل دغدغه عده اي از اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت، مبني بر پراكندگي فارغ التحصيلان دانشگاهي و جدايي آنها از فعاليت هاي سياسي است.
اولين اقدام اين افراد در جهت تأسيس تشكلي مستقل كه پاسخگوي دغدغه ياد شده باشد، در اواخر سال 75 انجام گرفت كه جلسات متعددي را در دانشگاه هاي مختلف تهران تحت عنوان اعضاي هيئت مؤسس برگزار كرد و سرانجام درسال 1378، يكصد نفر طي اطلاعيه اي در روزنامه صبح امروز، اعلاميه تأسيس اين تشكل را منتشر نمودند. از اين ميان نيز 7 نفر به عنوان اعضاي هيئت مؤسس به وزارت كشور جهت دريافت پروانه معرفي شدند و در شهريورماه سال 80 با اخذ مجوز رسمي از كميسيون ماده 10 احزاب، با نام سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، رسما فعاليت خود را آغاز كردند.
نحوه حضور سازمان ادوار در عرصه سياسي كشور فراز و نشيب هاي بسياري داشته، اما آنچه را كه مي توان به عنوان گفتمان غالب در اين گونه اقدامات مدنظر قرار داد، تئوري «اصلاح برون ساختاري» است. اين تئوري كه در ادامه نقد اصلاحات درون ساختاري برپايه عملكرد جنبش اصلاحات در سازمان ادوار ريشه دوانده؛ حاصل پيوند عميقي است كه ميان اين سازمان و جريان اپوزيسيون برون حكومتي علي الخصوص ملي- مذهبي ها ايجاد شد.
بر مبناي نظريه اصلاحات از بيرون ساختار، سازمان ادوار تنها گروه تاثيرگذار در اين عرصه را جريان هاي ملي- مذهبي دانست و از اين رو ميزان همراهي خود با اين جريان را بيش از پيش افزايش داد.
ابراهيم يزدي هم وقتي به دفتر سازمان ادوار رفته بود تا در سلسله جلسات انتخاباتي سازمان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دولت نهم شركت كند، اين گونه به اين مطلب اذعان كرد: «در محورهايي كه نهضت آزادي مواضعي دارد، با مواضعي كه ادوار تحكيم براساس بيانيه هايي كه منتشر كرده است و اظهارنظرهايي كه كرده است، يك همخواني وجود دارد. به عبارت ديگر من مي توانم با قاطعيت بگويم كه در محور مواضع سياسي، ميان محورهاي كليدي بين نهضت آزادي و ادوار يك هماهنگي وجود دارد]...[ من تصورم اين است كه در مواضع سياسي مان با هم تفاوت نداشته باشيم. در زمينه ايدئولوژيك هم از آنجا كه شما از تبار روشنفكران ديني محسوب مي شويد لذا در يك سلسله مسائل كليدي و اصلي با هم همسو هستيم.»1
اين بيان به وضوح حاكي از يك ارتباطي دوسويه و تنگاتنگ ميان سازمان ادوار و جريان برانداز ملي- مذهبي است از اين رو سناريويي كه سازمان ادوار براي خود ترسيم نموده نيز كاملا منطبق بر آراء آن جريان و همچنين اپوزيسيون خارج از كشور بوده و خود، نقش حلقه واسط جريان هاي مذكور را نسبت به جنبش دانشجويي ايفا مي كند.
اين مطلب همچنين در دومين كيفر خواست متهمين اغتشاشات اخير اين گونه منعكس گرديده: «در يكي از جلسات هم انديشي جريانات اپوزيسيون كه آذرماه سال 86 با ميزباني گروهك نهضت آزادي و حضور نمايندگاني از گروهك غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت، دفتر تحكيم، منتقدين ضدانقلاب، عناصر شاخص سياسي نظير عبدالله نوري، انصاري راد و ... برگزار گرديده بود، بر اين موضوع تاكيد شده بود كه؛ مشكل امروز كشور (آقاي) احمدي نژاد نبوده بلكه اصل ولايت فقيه است و نوك حمله ما بايد به آن سمت باشد.»
علي اكبر موسوي خوييني دبيركل سابق سازمان ادوار طي مصاحبه اي با روزنامه كارگزاران، با اشاره به نقش واسطه اي اين سازمان بيان مي كند: «مي توان گفت مجموعه سازمان دانش آموختگان، شكل حدواسطي است بين فعاليت دانشجويي با مقطع فعاليت تمام عيار حزبي.» 2
از آنجا كه راهبردها و سياست هاي كلان سازمان ادوار فراتر از سطح دانشگاه است و اين راهبردها نيز، تكرار تئوري هاي ارائه شده از سوي ديگر فعالين منتقد نظام مي باشد؛ از اين رو جاي هيچ ترديدي باقي نمي ماند كه اين سازمان ضمن برقراري ارتباط با دانشگاهيان و دانش آموختگان دانشگاهي به عنوان پياده نظام لشكر خود، از سوي ديگر ارتباط تنگاتنگ خود را با احزاب و گروه هاي دگرانديش و اپوزيسيون نظام در داخل يا خارج كشور حفظ مي كند و از اين طريق نقش حلقه اي واسط را براي دانشجويان بازي مي كند.
انتخاب احمد زيدآبادي به سمت دبيركلي سازمان ادوار تحكيم نيز محل تأمل جدي است چرا كه وي يك عضو گروهكي تمام عيار و عضو سابقه دار تشكيلات ملي- مذهبي محسوب مي گردد. «محمد گرگاني» پدر همسر وي و از اعضاي برجسته نهضت آزادي بوده و بستگان و دوستان نزديك او را عناصر سابقه دار سياسي تشكيل مي دهند. زيدآبادي از فعالين عرصأ روزنامه نگاري و مقاله نويس ثابت سايت ضدانقلابي روز آنلاين است. حضور فعال وي در اين سايت نيز نشان ديگري است از ارتباط با شبكه برانداز خارج از كشور؛ چرا كه فعالين ضدانقلاب نظير ابراهيم نبوي، حسين باستاني و نيك آهنگ كوثر گردانندگان اصلي اين سايت مي باشند.
همانطور كه اشاره شد تحركات سازمان ادوار در اين اواخر با نوعي پنهان كاري همراه بوده است، از اين رو از ابتداي سال 86 سازمان ادوار به وضوح سخن از سكوت و عدم برخوردهاي راديكال و تندرا، به ميان آورد و توصيه جدي آن ها به فعالان حوزه دانشجويي به نوعي «سكوت اعتراض آميز» تبديل شد.
احمد زيدآبادي- دبيركل سازمان- در تاريخ 29 آبان 86 در نشست دفتر تحكيم اين مطلب را اين گونه بيان مي كند: «باتوجه به وضعيت به وجود آمده احساس من اين است كه نوع فعاليت هاي قبلي هزينه هاي زيادي دارد. به دليل اين كه فعاليت ها تأثير زيادي داشته باشد. بايد در راه ها و روش ها تجديدنظر شود. فعاليت مؤثر در شرايط امروز بدون درگير شدن در شرايط، تناقض آميز است ]...[ دوستان را به يك نوع تجديدنظر در استراتژي قبلي و دست يافتن به يك تصوير روشني از آينده توصيه مي كنم.»3
وي در گفتگوي تلفني كه در تاريخ 14 بهمن 1386 با نشريه شهرگان داشته ضمن تأكيد بر سياست سكوت عنوان مي كند: «ما فعاليت سياسي را از اين به بعد در بيانيه هاي تند نخواهيم ديد. علاوه بر اينكه به نظر من اين شكل كار اثري ندارد، براي نيروهاي جواني كه اينجا هستند نيز مشكلات امنيتي ايجاد مي كند. من معتقدم اگر ادوار بخواهد به عنوان يك نيروي جدي عمل كند بايد به درون خود بازگردد و آموزش ببيند.»4
مسئله تأكيد بر عدم موضع گيري هاي تند در واقع نوعي چرخش تاكتيكي براي به دست آوردن فرصت در جهت تجديد قوا و تعيين استراتژي جديد است. در عملكرد پيشين زيدآبادي، موضع گيري هاي تند و بي پرده اي مشاهده شده است كه همين امر به وضوح اين چرخش تاكتيكي را اثبات مي كند.
بيان شعار «سكوت» از سوي گروهك ادوار تحكيم كه حجم بالايي از اعتراضات و ناآرامي هاي غيرقانوني را در پروندأ عملكرد خود دارد- تا حدي كه به دستگيري دبيركل و اعضاي سازمان و پلمپ دفتر آنها منجر شد- و همچنين ابداع اين شعار توسط زيدآبادي كه در زمره چهره هاي شناخته شده ملي- مذهبي مي باشد از دو منظر قابل تأمل و تحليل است.
جنبه اول اين سناريو، نگاهي به ريشه ها و عقبه اين شعار است، شعاري كه با نام زيدآبادي بر زبان بازيگران صحنه سياست مي گردد. ولي به واقع از جاي ديگر تغذيه شده است.
تئوري امنيتي «سكوت» پيش از اين توسط عزت الله سحابي به وضوح و البته با بياني ديگر عنوان شده بود. وي نيز با مشاهده وضعيت موجود جامعه چنين توصيه كرد كه: «در دوره فعلي بايد با مقابله سياسي و با چراغ خاموش حركت كرد. البته هيچ گاه نبايد موضع اعتراضي و انتقادي را كنار گذاشت. بايد با نقدهاي مستدل و منطقي اوضاع را بررسي كرد.»5
مدعيان تئوري «سكوت اعتراض آميز»، دو مؤلفه را در شعار خود دنبال مي كنند يكي مسئله «سكوت» است كه به يقين سكون و بي تحركي را شامل نمي شود بلكه به اين معناست كه بايد همان اهداف و برنامه هاي گذشته را دنبال كرد اما بدون سر و صدا. پرواضح است كه «سكوت بدون سكون» همان «حركت با چراغ خاموش» است كه پيشتر از سوي سحابي مطرح گرديد.
مؤلفه دوم اين شعار، مسئله «اعتراض آميز» بودن سكوت است. و نيازي به تبيين ندارد كه اين مؤلفه نيز برگرفته از بخش دوم توصيه سحابي است كه با اين بيان طرح گرديده: «هيچ گاه نبايد موضع اعتراضي و انتقادي را كنار گذاشت.»
با اين بيان به روشني قابل مشاهده است كه گروهك ادوار تا چه اندازه پيوند عميقي با فعالين و گروه هاي موسوم به ملي- مذهبي برقرار كرده و شايان ذكر است كه سازمان ادوار با اين گرايش منحرف، خود را پدر خوانده و قيم دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه ها و چه بسا جنبش دانشجويي مي داند و در همين راستا نيز مشغول فعاليت و تأثيرگذاري است.
و اما آنچه را كه به عنوان سناريوي كلان سازمان مي توان مورد بررسي قرار داد بدين شرح است:
الف) نقد اصلاح طلبي از درون ساختار
طبق بيان گذشته، در ادامه تغيير رويكرد گروهي از اصلاح طلبان، در ميانه راه جنبش اصلاحات و طرح نظريه «گذر از خاتمي» ، سازمان ادوار يك قدم فراتر نهاده و به طور كلي اصلاحات از درون ساختار و از بالا به پايين را امكان پذير ندانست. دليل اين ادعا را نيز، عدم دستيابي اصلاح طلبان، در دوره هشت ساله فعاليت هاي خود، به نتايج حداقلي معرفي كرد. همين مطلب باعث شد كه گروهك ادوار در انتخابات مجلس هشتم به نفي اصلاحات پارلمانتيستي پرداخته و شركت در اين انتخابات را بي معنا قلمداد كند.
در همان ايام عبدالله مؤمني سخنگوي سازمان ادوار طي صحبتي كه تحت عنوان «كارايي انتخابات» انجام داده و در سايت نهضت آزادي منعكس كرد، تصريح نمود: «عدم كاميابي جريان هاي سياسي در برآوردن خواسته هاي مردم]![ در سال هاي اخير بايد كساني را كه مدعي تداوم اصلاحات هستند، موظف كند كه در بازخواني حركت اصلاحات دقت بيشتري كنند و به طور شفاف بيان كنند كه آيا اصلاحات درچارچوب موجود امكان پذير است يا نه و اگر معتقدند كه اصلاحات امكان پذير است. دليل به دست نيامدن دستاوردهاي حداقلي درسال هاي اخير را بيان كنند]...[اگر اين افراد معتقد هستند كه دوران اصلاحات دستاوردي نداشته است. مشخص كنند كه با چه برنامه عملي و سياسي مي خواهند عمل كنند و چه استراتژي مناسبي را براي ساختار بسته كنوني دارند.6
موضوع «عدم امكان اصلاحات درچارچوب موجود» و پيشنهاد «استراتژي مناسب براي ساختار بسته كنوني» كه درصحبت هاي مؤمني به آن اشاره شده، به راحتي در اظهارات ابراهيم يزدي قابل مشاهده است وي كه در سازمان ادوار مشغول تشريح برنامه هاي انتخاباتي خود بود، اينگونه تأكيد كرد كه:«ما به دنبال تغيير در ساختارهاي حقيقي هستيم نه حقوقي. نه به اين معنا كه خواهان ساختارهاي حقوقي هستيم. نه، آن بايد اصلاح شود. اما با چه نيرويي؟7
براي تبيين بيشتر اين موضوع بايد اضافه كرد كه «تغيير درساختارهاي حقيقي» به معناي ايجاد موازنه قدرت ميان حاكميت و مردم است كه از طريق تشكيل جنبش هاي اجتماعي به وجود مي آيد، اين قدرت جايگزين، موجب به چالش كشيدن قدرت حاكميت شده و علاوه بر محدود كردن آن، موجب تغيير در ساختار حقوقي حاكم نيز مي گردد و اين همان نظريه اي كه تحت عنوان «اصلاحات از بيرون حاكميت» از آن ياد مي شود.
علي افشاري- دبير سابق دفتر تحكيم وحدت كه اينك درشبكه صداي آمريكا حضور دارد - نيز از آن سوي مرزها همين حرف ها را تكرار مي كند:«حاملان اصلاحات درون حكومتي از اقناع افكار عمومي، نيروهاي جامعه مدني، روشنفكران، و فعالان جنبش دانشجويي عاجز هستند. بنابراين چون موقعيت اين روش محتاج حمايت موثر افكار عمومي است، لذا ضريب موفقيت اين رويكرد پايين خواهد بود]...[ اين انتخابات (مجلس هشتم) بارديگر ضعف اساسي خاتمي را دركسوت رهبري جنبش اصلاحات نشان داد كه وي فاقد هرگونه برنامه و اراده لازم براي هدايت و جلو بردن اين جنبش است ]...[ اين رويداد نشان داد كه بلند كردن چماق تندروي بر سر كساني كه در طي اين سال ها رويكردي راديكال درپاسداري از حقوق ملت و مخالفت با خودخواهي ها و رويه هاي استبدادي مقامات عاليه نظام و عقبه هاي نظامي و سياسي حامي آنان داشتند، هيچ نتيجه اي در برنداشت اين سياست كه پس از شكست اصلاح طلبان حكومتي در انتخابات رياست جمهوري اخير در سطوح مختلف از سوي كروبي، خاتمي و حزب مشاركت در انتقاد از مخالفان راديكالشان درحوزه اصلاح طلبي انجام شد، فقط لبه چاقوي سركوب حكومت را تيزتر كرد كه منجر به قرباني شدن خودشان شد.»(8)
در راستاي نفي اصلاحات درون ساختاري، سازمان ادوار سياست دوري از قدرت را پيش گرفت و براين نظريه متمركز شد كه اصلاح طلبان به خاطر دستيابي به يك استراتژيك جديد بايد مدتي از ساختار قدرت كناره بگيرند؛ زيرا اصلاحات از درون قدرت امكان پذير نيست واين مطلب در زماني كه اكثريت قدرت در دست
اصلاح طلبان بود به اثبات رسيده چه برسد درحال حاضر كه اصلاح طلبان در اقليت قرار دارند.
ب) توجه به حوزه عمومي و توده مردم
پس از نقد اصلاحات از بالا به پايين و نفي حضور در اركان قدرت، سازمان ادوار نوك پيكان توجه خود را رو به توده مردم و تقويت حوزه عمومي قرار دادو اين مسئله را مقدمه اي براي تحقق دموكراسي عنوان كرد.
گذرگاهي را كه اين گروهك به منظور اعتمادسازي در حوزه عمومي كشور پيش روي خود قرار داد تأكيد بر مقوله حقوق بشر بود. البته پيوند مسئله حقوق بشر به عنوان اصلي ترين شعار ادوار تحكيم با مسئله معيشت و رفاه مردم، سياستي عوام فريبانه براي جلب آراء مردمي و يافتن پايگاه اجتماعي در ميان آنان قلمداد مي گردد، چرا كه تاكنون مشي سياسي سازمان اندك قرابتي با محتواي نيازمندي هاي مردم نداشته است.
حال جا دارد اين پرسش مطرح شود كه تاكتيك «توجه و تقويت حوزه عمومي» كه تاكنون هيچ گونه اثري از آن در نظرگاه ادوار مشاهده نمي شد چگونه به عنوان استراتژي كلي سازمان در سند مواضع راهبردي آنها كه در سال 68 به تصويب رسيد، مورد اشاره قرار مي گيرد؟ به ديگر سخن اين تئوري از كدام سو براي آنها ديكته شده است؟
براي پاسخ به اين پرسش به نظر مي رسد، مطالعه اظهارات برخي سران ملي مذهبي كه در ادامه ذكر مي گردد كافي باشد.
عزت الله سحابي در ديدار با اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم، در اين خصوص ابراز مي دارد: «گروه هاي منتقد داخلي بايد به سوي شكل گيري يك ائتلاف ملي حركت كنند و همچنين در ميان توده هاي مردم نفوذ يابند و نفوذ در قشر دانشگاهي و روشنفكر به تنهايي كافي نيست واين نقصي است كه در انقلاب 75 هم در ميان گروه هاي سياسي وجود داشت و آن عدم وجود پايگاه در طبقات مختلف اجتماع است.»9
تقي رحماني (فعال ملي مذهبي) نيز در تجمع اعتراض آميز دفتر تحكيم در دانشگاه تهران در اين زمينه مي گويد: «جامعه ما به تعامل و گفت وگو بين تشكل هاي دانشجويي و مردم نياز دارد و طبقه متوسط و احزاب، ضعيف تر از آن هستند كه به تنهايي به دموكراسي برسند.»01
وي همچنين در تاريخ دوم مرداد سال 68 در ديدار با اعضاي دفتر تحكيم مي گويد: «جنبش دانشجويي ابزار و امكانات ندارد لذا به تبع آن امكان خطا كردن نيز ندارد بنابراين بايد روش مواجهه و ابزار خود را در راستاي تقويت حوزه عمومي تغيير داده و تناسب بين روش ها و اهداف مبارزه سياسي پيدا كند و به نوع جديدي از مبارزه سياسي برسد و به بازي هاي سياسي حاكميت تن ندهد.»11
ج) همبستگي نيروهاي اصلاح طلب
راهكار كوتاه مدت سازمان ادوار در مقطع دوري از قدرت و جلب اعتماد مردم، ايجاد وحدت و يكپارچگي ميان احزاب منتقد نظام و اپوزيسيون است، كه تحقق اين مهم را از طريق تأكيد بر اشتراكات حداقلي و عدم توجه به اختلافات مي داند، راهبردي كه سازمان ادوار تحت عنوان «گفت وگوي ميان احزاب» پيشنهاد مي كند، مبتني بر همين اصول است.
گفتني است كه اين نظريه، نوعي رويكرد تاكتيكي جهت عبوراز دوران گذار است؛ يعني ضمن تأكيد بر اختلافات و بقا انتقادات وارده بر اصلاحات چيان، همبستگي و اتحاد را از عوامل ضروري جهت نيل به اهداف خود مي دانند، به بيان ديگر قائل به وحدت در عين كثرت مي باشند.
سخنگوي سازمان ادوار در سميناري كه توسط جبهه مرتد ملي در دانشگاه مريلند برگزار شد، بدين شرح به بيان مواضع سازمان در اين زمينه مي پردازد: «مهم ترين شكاف و نزاع سياسي در جامعه ايران شكاف دموكراسي- آمريت است، به همين جهت همه نيروهاي دموكراسي خواه و مسالمت جو، متحد بالقوه يكديگر هستند. براي بالفعل شدن اين اتحاد بايد سطح مداراي سياسي مان را گسترش دهيم و خط شكني هاي كهنه تاريخي را فراموش كنيم ]...[ همبستگي پروژه اي دستوري نيست بلكه پروسه اي است نيازمند حضور فعال و تعامل گسترده همه گروه هاي دموكراسي خواه، در عين حال اين نكته را نيز نمي بايست از نظر دور داشت كه پيش نياز مشاركت گروه ها در تحقق جبهه «همبستگي دموكراتيك» برقراري ديالوگ هدفمند و چندجانبه آنها در چارچوب گفت وگويي صريح و صادقانه هست ]...[ مادامي كه نيروهاي حامل دموكراسي و عامل گذار ، تن به گفت وگو ندهند از همبستگي و همگامي، خبري نخواهد بود، چرا كه هم كلامي مقدمه همگامي است.»21
اي كاش فعالان سازمان ادوار در توليد ]؟![ ديدگاه هاي خود اندكي نوآوري و ابتكار نيز به خرج مي دادند. البته از آنجا كه آنها بايد پايبندي خود را به منابع تئوريك و فكري خود ثابت كنند، از آن سازمان انتظار «توليد» تئوري نمي رود؛ اما اي كاش قدمي برمي داشتند تا حداقل بتوان عمل آنها را «باز توليد» ناميد، نه اينكه تكرار كامل حرف هاي ديگران باشد.
جالب است كه بدانيد كه «نظريه گفت وگوي ميان احزاب به جهت همبستگي»، پيش از اين توسط ابراهيم يزدي مطرح شده بود، وي طي مقاله اي كه در روزنامه اعتماد به چاپ رسيده بر لزوم گفت وگو ميان احزاب و گروه هاي سياسي و اجتماعي تأكيد ورزيده و خاطرنشان مي كند: «بايد پذيرفت كه ميان مواضع و اولويت هاي احزاب و گروه هاي سياسي-اجتماعي، سه ناحيه يا سه گروه از مسائل قابل بررسي و تميز از يكديگر هستند. گروه اول مسائل يا موضوعاتي هستند كه ويژه هر گروهي است و توافقي يا تعارضي با ويژگي هاي گروه هاي ديگر ندارد. دوم اينكه در ميان هر دو يا چند گروه موضوعات و مسائلي وجود دارند كه متفاوت و متعارض هم هستند و وجه اختلاف آنها را بيان مي كند ]...[ و سوم موضوعات مشترك مي باشد. در گفت وگوي ميان احزاب و گروه ها، تعريف و فهم درست يا فهم نيكوي موضوعات دست دوم و سوم اهميت بسيار دارد، هدف گفت وگو بايد روشن كردن و طبقه بندي موضوعات مشترك و غيرمشترك باشد. و از اين رهگذر راه براي توجه و تمركز براي موضوعات مشترك و همكاري پيرامون آنها باز مي شود.»31
ه) جنبش اجتماعي
تئوري جنبش اجتماعي كه برپايه اصلاحات از بيرون ساختار قدرت استوار و نفوذ در توده جامعه نيز به همين منظور طراحي شده بود، رهيافتي است كه سازمان ادوار در آستانه انتخابات رياست جمهوري دولت دهم بدان روي آورده است.
اين پروژه كه با معرفي عبدالله نوري به عنوان كانديداي مورد نظر سازمان ادوار، بروز يافت؛ شمشير دولبي است كه در صورت موفقيت و يا عدم موفقيت نوري در اين انتخابات، ادوار را به هدف خود مي رساند. زيدآبادي در توضيح اين مطلب ضمن پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه چرا نوري را نامزد مي كنيد؟ ابراز مي دارد: «يك سلسله نيروهاي اجتماعي گسترده در ايران وجود دارند كه از وضع موجود رضايت ندارند. اين نيروها در حال حاضر مستقل هستند و به صورت جزاير پراكنده اي از يكديگر به سر مي برند، تصور ما اين است كه با تمسك به انتخابات رياست جمهوري قادر خواهيم بود به اين بخش از نيروها تحركي ببخشيم تا كانديدايي با طرح مطالبات آنان بتواند يك جنبش اجتماعي ايجاد كند. در اين ميان او اگر موفق شود خود را به نحوي به سيستم بقبولاند اين امر بيانگر آن خواهد بود كه اين جنبش مي تواند گامهاي بعدي را نيز براي رياست جمهوري بردارد و كشور را تا اندازه اي از بن بست ها خارج كند. اگر هم به هر دليلي سيستم نپذيرفت و مقاومت كرد، در هر حال يك نيروي اجتماعي شكل گرفته كه قادر خواهد بود خارج از عرصه قدرت حاكم، بر مناسبات تأثير بگذارد.»41
با توجه به «نفي اصلاحات درون ساختاري و دوري از قدرت» در سازمان ادوار و همچنين درصد احتمال اندكي كه نسبت به تأييد صلاحيت نوري وجود دارد- و خود ادوار نيز به آن اذعان دارد- به نظر مي رسد مطرح كردن موضوع كانديداتوري نوري فقط حربه اي براي دستيابي به پروژه جنبش اجتماعي است و خود انتخابات موضوعيت ندارد. البته اين مسئله آنگاه روشن تر خواهد شد كه عملكرد سازمان درخصوص تأكيد بر حقوق جنبش هاي زنان، كارگري، معلمان و دانشجويان و همچنين طرح مطالبات معيشتي مردم در ماه هاي گذشته مورد توجه قرار گيرد و از اين رهگذر است كه زمينه سازي اين گروهك براي مطرح كردن جنبش اجتماعي با وضوح بيشتري خودنمايي مي كند.
عبدالله مؤمني سخنگوي سازمان ادوار نيز در اين باره مي گويد: «ما معتقد هستيم كه از قضا، طرح چنين كانديدايي مثل آقاي نوري و چنين ايده اي كه ما نيازمند به جنبش اجتماعي قوي هستيم بر مبناي شيوه هاي نويني، بتواند جامعه را نسبت به سرنوشت خودش و مطالبه اش حساس بكند و جنبش اجتماعي به عنوان يك جريان قوي بتواند از حاكميت مطالباتش را بخواهد، مي تواند آغاز يك راهي باشد، آغاز يك حركت و شيوه نويي باشد براي دوره هاي بعدي هم.»51
اما گذشته از هدف اصلي اين طرح، اين كه چه كساني در پس اين جنبش قصد حضور در صحنه، با چراغ خاموش را دارند مطلبي است كه در اظهارات مؤمني قابل مشاهده است وي در اين زمينه مي گويد: «تحول خواهان مي توانند حول محور آقاي نوري با هم به توافق برسند و در نتيجه، امكان به صحنه آوردن نيروهايي كه در طي سال هاي گذشته جزو محذوفين سياسي و اجتماعي محسوب مي شدند، ايجاد مي شود.»61
سازمان ادوار در پي اين تلاش ها در جهت به صحنه آوردن نوري و پس از نااميدي از همراهي ديگر اصلاح طلبان در تحقق اين خواسته، در جريان انتخابات اخير به حمايت از كروبي پرداخت. از آنجا كه دليل اصلي حضور اين سازمان و همچنين كليه نيروهاي اپوزيسيون و همچنين تحريمي ها در اين دوره از انتخابات كه شكست آنها از ابتدا محرز بود، تنها تدارك «نافرماني هاي مدني» و «فشار از پايين بر نظام» به منظور «براندازي نرم» بود لذا در مرحله بعد و پس از اعلام حضور قطعي در جريان انتخابات و حمايت از كروبي، همچون ديگر هم قطاران خود فاز دوم پروژه را كليد زده و به القاي امكان تقلب در انتخابات در پيش از برگزاري آن اقدام كردند.
در بيانيه سازمان به تاريخ 02 خرداد 88 آمده است:
«سازمان دانش آموختگان ايران اعلام مي دارد كه نهال نحيف انتخابات در ايران از پس يك دور رقابت هاي فشرده و طاقت فرساي نامزدها با گرايش هاي گوناگون، اينك در مرحله اي است كه بار ديگر سلامت انتخابات به عنوان مهمترين دغدغه و نگراني نيروهاي هوادار تغيير مطرح شده است، مشاهده برخي روندهاي ناموجه و ترديدآفرين كه پيش از اين از سوي كميته صيانت از آراء ستاد انتخاباتي آقاي مهدي كروبي و شخص خود ايشان و نيز ساير كانديداها اعلام شده است، هشداري جدي پيش روي همه اقشار ملت است كه با توسل به هر شيوه قانوني و مسالمت آميز در راه دفاع از حق تعيين سرنوشت و مشاركت خود در اداره كشور بكوشند.» 71
سومين مرحله سناريوي تدوين شده مخالفين نظام پس از برگزاري انتخابات و با اعتراض به نتايج آن آغاز مي شد اتفاقي كه زمينه چيني هاي آن از مدت ها پيش و با القاي امكان تقلب آماده شده بود. در فاز سوم اين ماجرا نيز ادوار توانست به خوبي نقش آفريني كند و در راه اندازي اين اعتراضات تاثير فراواني را بر جاي گذارد تا جايي كه به بازداشت دبيركل، سخنگو و عده اي از اعضاي آن ها انجاميد.
«بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران در خصوص كودتاي 22 خرداد» شاهد روشني بر حضور چشم گير اين سازمان در اغتشاشات اخير است.
در اين بيانيه آمده است:
«نتايج اعلام شده از سوي وزارت كشور آن چنان مضحك و بي اعتبار است كه بيش از آن كه بتوان بدان به عنوان يك سند دولتي استناد كرد به دستكاري كودكي شرور و لجباز در تابلويي زيبا شبيه است
سازمان ادوار اعلام مي نمايد كه ابطال انتخابات برگزار شده در روز 22 خرداد و برگزاري مجدد انتخابات در اسرع وقت توام با جلب اعتماد نامزدهاي محترم امري ضروري است.» 81
همصدايي سازمان ادوار با رهبران اصلي اين غائله در جهت بي اعتبار كردن اعترافات متهمين از طريق محكوم نمودن نظام به اعمال خشونت در خصوص آنها، نقطه ديگري از اين همراهي و همگامي را به نمايش مي گذارد.
در بيانيه مورخ 9تير 8138 «در خصوص سركوب هاي اخير و سناريوي اعتراضات اجباري» آمده است:
«اگر مشاهده خشونت عريان عوامل نظامي و شبه نظامي حاكمان عليه فرزندان اين ملت كه هيچ كم از صحنه هاي نبرد كلاسيك البته درمقابل مردمي بي دفاع ندارد، زخمي دردناك را برپيكر اين ملت وارده آورده است؛ دروغ پراكني حاكمان كذابي كه زير تابوت قربانيان خويش را مي گيرند و اشك تمساح مي ريزند، استخواني لاي زخم و نمك پاشي بر دل ريش خانواده هاي شهداي فجايع اخير و عموم شهروندان عزادار است.
كارگردانان، نويسندگان و مجريان اين سناريورهاي خطرناك بايد بدانند كه آبروي از كف رفته را از طريق اقارير بي اعتنا كسب شده در باز داشت گاه هاي امنيتي كه كمترين وجاهت قانوني و شرعي ندارد، نمي توانند بازگردانند. ونيز استقلال و اصالت جنبش اعتراضي مردم را با توسل به چنين شيوه هاي سركوبگرايانه اي قادر نخواهند بود به زير سؤال برند. چرا كه افكار عمومي به درستي پيش از اين تصميم خود را گرفته و بر همين مبنا نيز با رأي خود درروز 22 خرداد به ادامه اين سياست ها «نه» قاطعي گفته است.» (91)
اجراي سه پرده از نمايش توسط گردانندگان اصلي اين صحنه، و حضور قابل توجه سازمان ادوار درجاي جاي آن به عنوان ارتباط دهنده و حلقه واسط رهبران با بدنه اجتماعي اين غائله، زمينه را براي رونمايي از آخرين پرده اين ماجرا و همچنين به نمايش گذاشتن اهداف پشت پرده آن مهيا نمود.
طرح موضوع تشكيل جبهه فراگير اجتماعي از سوي رهبران اغتشاشات، آخرين دستاورد آنهاست كه سازمان ادوار نيز اين بار همچون گذشته نقش بسزايي را ايفا مي كند.
در بيانيه مورخ 03 تير 88، با عنوان تشكيل جبهه ملي و فراگير از معترضين، آمده است:«سازمان دانش آموختگان ايران پيشنهاد تشكيل جبهه اي ملي و فراگير با مشاركت احزاب، تشكل ها و جريانات سياسي معترض به وضع موجود را اقدامي موثر و الزامي مي داند كه با توجه به عدم پذيرش مشروعيت تشكيل دولت بر آمده از كودتاي 22خرداد از سوي اين سازمان، اجرايي كردن آن علاوه بر تاثير مثبت در راهبري اعتراضات مي تواند منشأ خير و بركات ديگري نيز باشد» (02)
پي نوشت ها:
1- سخنراني ابراهيم يزدي پيرامون انتخابات رياست جمهوري دولت نهم در دفتر سازمان ادوار تحكيم
2- «بستر حركت در جهت فعاليت حزبي (گفت وگو با مهندس موسوي خوئيني»، 41/21/68، wwwadvarnewsus
3- «اولين روزنشست تحكيم»، احمد زيدآبادي،
92/8/68، wwwadvarnewsus
4- «سخنان دبيركل سازمان دانش آموختگان در دفتر جنبش مسلمانان مبارز و در گفت وگو با نشريه شهرگان»، 22/11/86، wwwadvarnewsus
5- ديدار با اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم، عزت الله سحابي، 11/6/68
6- «عبدالله مؤمني»، كارايي انتخابات براي جنبش داشجويي از نتيجه آن مهم تر است»، wwwnehzateazadiorg
7- سخنراني ابراهيم يزدي پيرامون انتخابات رياست جمهوري دولت نهم در دفتر سازمان ادوار تحكيم
8- علي افشاري، «پاياني بر پايان اصلاح طلبي دوم خرداد»، 13/1/78، wwwAutnewscom
9- عزت الله سحابي، «ديدار با اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم»، 11/6/68
01- تقي رحماني، «سخنراني در تجمع اعتراض آميز دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه تهران»، 51/9/58
11- تقي رحماني، «ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت»، 2/5/68
21- عبدالله مؤمني، «مهم ترين شكاف، شكاف دموكراسي- آمريت است»، 12/3/78 wwwhidegeniecom
31- ابراهيم يزدي، «نگاهي به دلايل ناكامي احزاب در ايجاد تعامل متقابل گفت وگو و تفاهم»، روزنامه اعتماد، شماره 4551، 11/9/68
14- احمد زيدآبادي، «چرا عبدالله نوري را نامزد مي كنيم» 81/6/78، wwwnewsgooyacom
51- عبداله مؤمني، «نوري مي تواند اعتماد از دست رفته جامعه به اصلاح طلبان را بازسازي كند»، 13/6/78، wwwadvarnewsus
61- همان
71- بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران، «به ارتقاي دموكراسي و حقوق بشر آري بگوييد»، 02/3/88، wwwadvarnewsus
81- «بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران در خصوص كودتاي 22 خرداد»، 52/3/88، wwwadvarnewsus
19- «بيانيه سازمان ادوار تحكيم در خصوص سركوب هاي اخير و سناريوي اعترافات اجباري»،
9/4/88 wwwadvarnewsus
20- «بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران، جبهه اي ملي و فراگير از معترضان تشكيل شود»، 03/4/88، wwwadvarnewsu

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14