|
دوشنبه 2 شهريور 1388- شماره
19444
سحري در سفره هاي سحري رمضان، ماه انس با قرآن، خودسازي و تهذيب نفس- بخش سوم
|
 |
 |
سحري در سفره هاي سحري رمضان، ماه انس با قرآن، خودسازي و تهذيب نفس- بخش سوم
گاليا توانگر باورم اين است كه عشق از دامن سحرهاي رمضان متولد شده است. در عشق س حري نهفته است، همچنان كه دراين سحرهاي پراز ستاره هاي دعا و توكل نيز س حري وجود دارد. آن رهرويي كه دل به رفتن و رسيدن مي سپارد، رهرويي كه خواب و خوراك را به عشق محبوب فراموش كرده، تنها اوست كه مي تواند قفل س حر را بگشايد و به اعجاز سحرهاي رمضان دست پيدا كند. وقتي مي خواهي از رمضان صحبت كني، وقتي تصميم مي گيري از زيبايي هايش بگويي، وقتي اراده ات بر توصيف ساعات و لحظات افطار جزم مي شود، وقتي لحظه نوشتن فرامي رسد، قلم هم روزه مي گيرد. واژه ها هيچ كدام در خور گشودن درهاي توصيف نيستند! شايد عجز قلم، بيان از درك ناقص من و تو دارد و شايد شگفتي، زبان را الكن كرده باشد. رمضان شهري است پر تمنا، پراز چشم هاي مشتاق تر شده، لبان گوياي پشيماني و قد ومي خميده و شرمسار از سنگيني بار گناه. اما دل هاي حاجتمند به قدري شريف، اميدوارند. به راستي تفاوت رمضان با ساير ماه ها و تفاوت روزهايش با ساير روزها چيست؟ آيا ساعات روزهايش طولاني تر است؟ آيا آسمان شب هايش پرستاره ترند؟ آيا سحرهايش سپيدي بيشتري دارند و يا صبا در هنگامه صبح پر رمز و رازتر و سرگشاده تر مي وزد؟ آيا مؤذن اذان صبح شيوه طنازي ديگري دارد و بر مناره بلند مسجد از دلدادگي و آواز يگانگي خدا و ختم رسولش مي خواند؟ همه اين ها هست، اما همه هم اين نيست! تفاوت رمضان در تغيير حالت دل مؤمن است. تفاوت رمضان درخانه تكاني قلب، زدودن غبارفراموشي و گناه از دل، شستن چشم سر براي جور ديگر ديدن معنا مي شود. اين ماه پربركت گام هاي من و تو را در پيمودن صراط المستقيم قوت مي بخشد. سبكبال مي شوي، راه دل مشتاق را گرفته و به سر منزل مقصود مي رسي. باد صبا بوي بهشت آورد! شروع رمضان با سحر است، سحري كه س حري در ثانيه هايش جاري است. بر سفره سحر خرما گذاشته ايم، تا سهمي از كوله بار پربركت رمضان برداريم. شروع رمضان با دست خالي و برخاسته به سوي آسمان است تا به ياد آوريم هميشه براي اجابت دري گشوده اند. شروع رمضان با گريه و لابه است، غمازتر از اشك در بيان عشق و دل دادگي نيست. آغاز اين فصل سبز با دعاست، چرا كه دعوت ها پاسخ داده شده اند. ميترا خسروبيگ كارشناس ادبيات مي گويد: «سحر در لغت به معناي وقت آخر شب و زمان پيش از صبح است. برخي نيز گفته اند كه سحر سپيدي است كه بربالاي سياهي رخ مي نمايد و يا سپيدي كه بر سياهي برمي آيد. سحرگاهان ماه رمضان نقطه آغازي است براي شروع روزه داري و ستيز كردن با هواي نفساني و اولين لحظات خودسازي و سجده بندگي است، از اين رو اهميت بالايي دارد. در ميان عرفا سحر و دعاي صبحگاهي ارزش و اعتبار بالايي دارد و شعرا در وصف آن سخن ها گفته اند. از طرفي باد صبا نيز به عنوان پيك خوش خبر، نامه سرگشاده حق را به بندگان مقرب مي رساند. هم زبان گويا براي گفتن اسرار و هم گوش شنوايي براي شنيدن گلايه ها و اشتياق عارف دارد.» وي ادامه مي دهد: «صبا به عنوان پيكي از جانب خدا درد دل عارف عاشق سجاده نشين را مي شنود و رازهاي نهفته را بازگو مي كند. گويي از عالم غيب خبرهاي خصوصي دارد.» اين كارشناس ادبيات با قرائت ده ها بيت درباره شكوه سفره سحري مي گويد: «نشستن بر سر سفره سحري كه همراه با آداب و تشريفات خاصي است، بسيار دل انگيز و شادي آفرين است. اين لحظات ناب كه هر آنش با آني ديگر متفاوت است، زيباترين خاطرات انسان را درعهد نوجواني و جواني رقم مي زند. سحر نردباني كوتاه براي از بين بردن فاصله فرش تا عرش است. نردباني كه پله هايش ذكر و نماز و صلوات و به اندازه نزديكي دل به خداست.» خسرو بيگ معتقد است كه ناب ترين لحظات استجابت دعا درنظر عرفا و شعراي ايران همين ثانيه هاي سحر توصيف شده است. وي مي گويد: «سفره سحري با دستاني گشوده مي شود كه تهي از تمناي دنياست. ناني در آن جاي مي گيرد كه سير كننده چشم و دل از مال دنياست. غذايي در آن چيده مي شود كه ساده ترين غذاهاست، خرما و پنير و نمك غذاي پيامبر(ص) بوده است. در پاي سفره سحر همه مي نشينند، از كودك و نوجوان، مرد و زن تا پير و افرادي كه توان بدني روزه گرفتن ندارند. اصل وصال است كه دل آن را به خوبي انجام مي دهد. سفره سحر، سفره راز و نياز است. مثل سجاده نماز پاك و پربركت است. در سفره اي كه براي ميزباني خدا چيده شده، هيچ چيز كم نيست، چون خدا هست.» برسرسجاده سحر، ياد آنهايي كه رفته اند... بانگ خروس، خواندن سوره ياسين و طه شب هنگام به نيت بيداري در وقت سحر، كوبيدن در همسايه، صداي مناجات و شليك توپ و... از شيوه هاي بيداري در هنگام سحر درتهران عهد قديم بوده است. بگذريم كه امروز همسايه حتي نام همسايه را نمي داند و صداي SMSها در هنگام سحر جاي شليك توپ را گرفته اند. اعظم سادات تاج الديني زن خانه دار 65 ساله اي است كه براي سحرهاي ماه رمضان كه در تابستان امسال واقع شده است، بيشتر غذاهاي برنجي را توصيه مي كند. وي مي گويد: «غذاهاي برنجي تشنگي نمي آورند. به جاي دوغ و ماست هم از هنداونه و خربزه استفاده كنيد، چون عطش را تخفيف مي دهد.» از وي در مورد نحوه بيداري اش در سحر مي پرسم. وي مي گويد: «شوهرم كه به رحمت خدا رفته و دختر و پسرم هم ازدواج كرده اند. خودم هستم و خداي خودم. هنوز راديوي بزرگ قديمي مان نفسي دارد. يك حمد و سوره و چند صلوات نذر بيداري سحر مي كنم و درست نيم ساعت مانده بيدار مي شوم و به جاي برنامه هاي تلويزيون به مناجات سحر از راديو گوش مي دهم. مناجات راديو خاطرات جواني ام را زنده مي كند. خاطرات حضور شوهر خدا بيامرزم. هر سحر كنار قاب عكسش شمعي روشن مي كنم.» سحرهاي تنهايي ماه رمضان معنا ندارد. اعظم سادات تاج الديني وقتي با گوشه روسري پرشكوفه اش اشك چشم مي زدايد، زمزمه مي كند: «تنهايي براي دل بي خداست.» آب كم جو، تشنگي آور به دست در انديشه شهيد مطهري عنوان شده كه بين خواندن دعا و پديد آوردن دعاي حقيقي فرق است. اگر در سحرگاه رمضان احتياجي در روح خود احساس مي كنيد، بايد آنچنان دعا كنيد كه دل با زبان يكي باشد. شاعر مي گويد: «هرچه روئيد از پي محتاج رست/ تا بيابد طالبي چيزي كه جست هر كه جويا شد بيابد عاقبت/ مايه اش درد است و اصل مرحمت هر كجا دردي دوا آن جا رود/ هر كجا فقري نوا آن جا رود هر كجا مشكل، جواب آن جا رود/ هر كجا پستي است آب آن جا رود آب كم جو تشنگي آور به دست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست» حجت الاسلام اسماعيلي كارشناس فرهنگي پيرامون شرايط استجابت دعا به وقت سحر توضيح مي دهد: «بايد با يقين كامل دعا خواند. وقتي مؤمن دعا مي خواند، معنايش اين است كه حاجت او دم در آمده است. در دعاي معروف ابوحمزه ثمالي كه از ادعيه مشهور سحرهاي ماه مبارك رمضان محسوب مي شود و اميد و اطمينان در آن موج مي زند، آمده است: بار الها! من جاده هاي طلب را به سوي تو باز و صاف و آبشخورهاي اميد به تو را مالامال مي بينم. شهيد مطهري نيز در گفتار هيجدهم از كتاب ارزشمند «بيست گفتار» بيان داشته اند كه شرط استجابت دعا ايمان به رحمت بي منتهاي ذات احديت و شرط ديگر يقين است.» حجت الاسلام اسماعيلي هماهنگي ساير شئون زندگي انسان با دعا را يكي ديگر از شروط استجابت دعا برشمرده و مي گويد: «هرگاه يكي از شما بخواهد دعايش مستجاب شود، كار و كسب و راه درآمد و روزي خود را پاكيزه كند و خود را از زير بار مظلمه هايي كه از مردم برعهده دارد خلاص كند، زيرا دعاي بنده اي كه در شكمش مال حرام باشد به سوي خدا بالا برده نمي شود.» وي متذكر مي شود: «در دعا نبايد محالي را طلب كرد، مثلا زنده شدن مرده يا مرگ خويش را طلبيدن! قطع رحم و امثال اين ها. ضمنا تنها اتكا به دعا و پرهيز از امر به معروف و نهي از منكر در رفع بلاياي يك جامعه توصيه نمي شود. بايد هر دو اين ها در كنار هم باشند.» دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است در جنوب كشورمان رمضان امسال با وجود گرماي هوا حال و هواي ديگري دارد. اگرچه رمضان جنوب در تابستان عطشناك است، اما صبر مؤمن همه چيز را شيرين مي سازد. عليرضا يزدان خواه يك روزنامه نگار جوان از خطه خوزستان پيرامون رسم و رسومات اين منطقه در ماه مبارك رمضان توضيح مي دهد: «مردم دزفول در قديم رسوم جالبي در وقت سحر داشتند، به اين ترتيب كه چون در گذشته كوچه ها باريك و پشت بام خانه ها به هم چسبيده بود، هر روز نوبت يك نفر بودكه از روي پشت بام يا از طريق زدن در خانه اهالي كوچه يا محل خود را از خواب براي خوردن سحري بيدار كند. در وقت سحر هم هر روز يك خانواده به صورت داوطلب براي همسايه هاي خود سحري مي برد، غذاهايي مثل آش محلي، فرني و نشاسته اي كه با شيره گندم درست مي شد و تهيه آن بسيار پرزحمت بود. از ديگر رسوم اين شهر اين بود كه زن ها بعد از اذان صبح براي ختم قرآن خانه يكي از همسايه ها جمع مي شدند و به اين رسم مقابله مي گفتند.» وي در ادامه به تلاش چشمگير صدا و سيماي مركز خوزستان در انعكاس رسومات زيباي محلي و برنامه سازي منطبق با نيازهاي بومي اشاره كرده و مي گويد: «در هنگام سحر هر روزه داري ابتدا به سراغ راديو و تلويزيون مي رود تا از برنامه هاي پرفيض ويژه ماه مبارك و ادعيه سحري بهره مند شود. از صدا و سيماي مراكز استان ها انتظار مي رود كه محتواي سخنراني ها و نيز برنامه هاي نمايشي تا حدودي معطوف به نيازهاي بومي و روحيات جوانان آن منطقه باشد. اين گونه ثانيه هاي سحرپربارتر و پرفايده تر سپري خواهد شد. ضمنا مي توان به معرفي انديشمندان هر منطقه پرداخت تا ارتباط مردم هر منطقه با فرهيختگانشان دوچندان شود.» اين جوان در تكميل صحبت هايش صادقانه از مردم مي خواهد: «در وقت سحر امام زمان(عج) را فراموش نكنيد و با خواندن دعاي فرج و ذكر صلوات از خدا آرزوي تعجيل در ظهور يوسف زهرا(س) را داشته باشيم.» بيمه در برابر توطئه هاي دشمنان در سحرهاي ماه رمضان آنچنان به خدا احساس نزديكي داريم كه گويي در كنار ما و در خانه دل ما نشسته باشد. اين گونه هرگز دست خالي برنمي گرديم. خداي مهربان ناظر ماست و هر آنچه كه بخواهيم به ما عطا مي كند. رضا نباتي كارشناس تعليم و تربيت اسلامي مي گويد: «سحرهاي تابناك ماه رمضان وقت خوبي براي معاشقه با تك تك واژه هاي دعا و نماز است. مهمترين ره آورد اين سحرها طبق آيه 183 سوره بقره به دست آوردن گوهر پرارج تقوا، دست يابي به پارسايي، تربيت معنوي و در يك كلمه رسيدن به مقام محمود است. قرآن كريم در شب قدر نازل شد، لذا در قرآن بر شب زنده داري بارها تأكيد شده است.» وي فوايد سحرخيزي را اين گونه برمي شمرد: «عمل به سنت پيامبران، بزرگان و عرفاي دين، همنشيني با خدا، همنشيني با فرشتگان و ملائك. در روايات داريم كسي كه سحرخيز است و شب زنده داري مي كند، براي آسمانيان همچون ستاره اي بر روي زمين مي درخشد. فرشتگان مشتاقند كه بدانند اين نور از كجا بر روي زمين مي درخشد؟! فرد شب زنده دار را دعا كرده و تحنيت مي گويند.» اين كارشناس تعليم و تربيت اسلامي دور شدن از عذاب دنيا و آخرت، استجابت دعا و كفاره گناهان را از فوايد ديگر شب زنده داري و سحر خيزي عنوان مي كند. از لحاظ روانشناسي هم ثابت شده كه دعاگويان سحر افرادي لبريز آرامش و انديشه هاي مثبت هستند. نباتي در ادامه مي گويد: «سحرخيزي باعث نورانيت چهره انسان مي شود. كساني كه اهل سحرخيزي و شب زنده داري هستند، داراي نفس مطمئنه بوده و اعتماد به نفس بالايي دارند. از پيامبر(ص) نقل مي كنند: شرف مؤمن در شب زنده داري اوست و عزت او در بي نيازي از مردم. انسان با شب زنده داري مي تواند استعدادهاي معنوي خود را شكوفا كند و به مقام انسانيت برسد. گناه قفل قلب است كه كليد آن سحرخيزي است. شب زنده داري مؤمن را در برابر توطئه هاي دشمنان بيمه مي كند.» گزارش روز
|
|

|