(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه اول شهریور 1388- شماره 19443
 

آخرين برنامه هاي رسانه ملي از زبان ضرغامي
تأسيس شبكه هاي فيلم، كودك و ورزش در اولويت برنامه هاي سيما
بايدها و نبايدهاي مديريت سينمايي-1
بازنگري در تعاريف سياستگذاري و برنامه ريزي
باور نمي كنيم نگران سينماي ايران باشيد ! درنگي درباب شكايت خانه سينما از يك كارگردان
نگاهي به نمايش «باغ شكرپاره» حيف از سياه و بازي او كه بي رنگ شد
واكنش منتقدان به حضور بازيگر جومونگ در ايران
ارتش سايه ها شب هاي رمضان روي آنتن شبكه خبر مي رود
بازي هاي رايانه اي ايران در بزرگ ترين نمايشگاه اروپا



آخرين برنامه هاي رسانه ملي از زبان ضرغامي
تأسيس شبكه هاي فيلم، كودك و ورزش در اولويت برنامه هاي سيما

رئيس صدا و سيما از تأسيس شبكه هاي فيلم، كودك و ورزش خبر داد.
سيدعزت الله ضرغامي در برنامه گفت و گوي ويژه خبري در خصوص تاسيس شبكه هاي تخصصي گفت: برنامه ما در آينده اين است كه شبكه هاي تخصصي مانند شبكه فيلم و سريال، شبكه ورزش و شبكه كودك و نوجوان تاسيس كنيم كه اين سه شبكه در اولويت كاري ما قرار دارد. البته با سيستم آنالوگ ما اين امر، امكان پذير نيست و ما بايد با پخش ديجيتالي اين كار را انجام بدهيم. همچنين اين سيستم، امتحان هاي خودش را هم پس داده است.
وي اظهار داشت: اين شبكه ها اشكالاتي هم دارند كه يكي از اشكالاتش اين است كه بيننده ممكن است فقط شبكه ورزش يا شبكه فيلم و سريال يا هر شبكه مورد علاقه اش را بببند و از موضوعات ديگر، بهره اي نبرد كه ما براي اين موضوع هم راهكارهايي پيدا كرده ايم.
ماه رمضان در سيما
ضرغامي در خصوص ويژه شدن برنامه هاي تلويزيوني در ماه رمضان گفت: شرايط اين ماه شرايط ويژه اي است. از اين رو همه برنامه هاي رسانه ملي در جهت بهره برداري از اين ماه است.
وي در ادامه با بيان اين كه در تمام ساختارها به برنامه فاخر توجه ويژه داريم به فارس افزود: در ماه رمضان امسال قرآن به صورت قرائت، ترتيل، تجويد، آموزش و جمع خواني در تمام شبكه ها پخش مي شود همچنين همانند سال گذشته كه قرآن به صورت جمع خواني در قم به تصوير كشيده مي شد، امسال در شهر مشهد اين كار انجام مي شود و هر روز يك جزء بعد از اذان صبح به صورت جمع خواني روي آنتن مي رود همچنين اين جمع خواني در شبكه 3، شهر قم را نيز پوشش مي دهد.
ضرغامي ادامه داد: امسال هم با حضور آقايان مكارم شيرازي، جعفر سبحاني و جوادي آملي برنامه هاي 5 و 6 دقيقه اي ضبط شده از شبكه هاي مختلف پخش مي شود.
وي در خصوص حضور هنرمندان و خوانندگان در برنامه هاي مختلف ماه رمضان بيان داشت: سعي ما بر اين است كه از همه ادعيه اي كه در اين ماه تاكيد شده، استفاده كنيم و در اين راه از همه هنرمندان استفاده مي شود و تهيه كنندگان در اين امر دست شان باز است و هيچ منعي براي خواننده خاصي وجود ندارد؛ همان طور كه اذان ها، نمازها و ادعيه هاي مختلف روي آنتن مي رود. البته تاكيد من روي محتواي كار است و بايد دقت كنيم دعاها چه چيزي مي گويند و ما چطور بايد خودمان را با حرف هاي شان تطبيق بدهيم كه در اين موضوع، صداي خوب هم تاثيرگذار است.
نردبام آسمان به جاي شب هزار و يكم
سيدعزت الله ضرغامي با اشاره به اين كه امسال به جاي چهار سريال مناسبتي، سه سريال روي آنتن سيما مي رود، گفت: تجربه در سال گذشته نشان داد، اگر تعداد سريال ها زياد باشد، مردم نمي توانند بهره كافي از آن ها ببرند همچنين اگر تعداد سريال ها زياد باشد، خانواده ها نمي توانند به امور عبادي و فعاليت ها ي شان برسند.
وي ادامه داد: امسال بين سريال اول كه بعد از افطار از شبكه سه پخش مي شود و سريال دوم؛ يك ساعت فاصله است تا مردم بتوانند به مساجد بروند همچنين اين تصميم گيري در تعامل با سازمان هاي مرتبط مختلف انجام شده است و با اين كار، استقلال سازمان صدا و سيما زير سوال نمي رود بلكه يكي از كارهاي سازمان اين است كه با تمام سازمان هاي مسئول هماهنگ باشد.
ضرغامي در خصوص جايگزين شدن سريال «نردبام آسمان» به جاي سريال «شب هزار يكم» گفت: سريال شبكه اول تا 24 ساعت قبل، «شب هزار و يكم» اعلام شده بود ولي اين تصميم مورد تجديد نظر قرار گرفت و قرار شد سريال «نردبام آسمان» كه يك سريال الف ويژه و پرهزينه است، در اين ايام پربيننده روي آنتن شبكه يك سيما برود همچنين رضايتمندي و حقوق مخاطبان براي ما اهميت فراوني دارد و اگر قبلا اعلام شده يك سريال پخش مي شود و حالا يك سريال ديگر پخش مي شود مانعي ندارد و اگر ما اين كار را انجام نمي داديم، يك جور رو در بايستي با مردم مي كرديم و حقوق مردم ضايع مي شود.
وي افزود: سريال شب هزار و يكم يك سريال دفاع مقدسي است و در زمان خودش در ايام دفاع مقدس پخش مي شود همچنين
سريال هايي مانند «در چشم باد»، «بشارت منجي»، «افسانه جومونگ» و سريال هاي خارجي و ايراني شبكه تهران، همانند گذشته روي آنتن مي رود.
رستگاران بالا تر از جومونگ
رئيس سازمان صدا و سيما در خصوص پخش سريال هاي شرقي اظهار داشت: وقتي سريال خوبي در هركجاي دنيا توليد مي شود، رسالت ما اين است كه سريال را تهيه كنيم و براي مردم نمايش بدهيم و مثل بعضي كشورهاي كمونيستي قديم نيستيم كه درها را به روي خودمان ببنديم و فقط برخي برنامه هاي تبليغي را نمايش بدهيم همچنين اگر عكس اين موضوع اتفاق بيافتد و سريال هاي غربي نمايش داده شود، همين سوال به نوعي ديگر مطرح مي شود كه چرا شما سريال هاي غربي را نمايش مي دهيد ولي من در ابتداي كارم در 5 سال گذشته يكي از سياست هاي مورد توجهم اين بود كه سريال هاي شرقي به دليل نزديكي فرهنگ بيشتر به ما، مي تواند مورد استفاده بهتر قرار بگيرد. وي در خصوص نظرسنجي سازمان در رابطه با سريال ها، افزود: سريال رستگاران در نظرسنجي نهايي ما، حدود 11 درصد از سريال افسانه جومونگ پيشي گرفت.

 



بايدها و نبايدهاي مديريت سينمايي-1
بازنگري در تعاريف سياستگذاري و برنامه ريزي

آرش فهيم
سينماي ايران، اكنون در يكي از مهم ترين و تعيين كننده ترين فصول خود قرار دارد. با آغاز فعاليت دولت جديد، با تغيير برخي از مديران، از جمله مديران فرهنگي و سينمايي همراه شده است. بدون شك، مديران فرهنگي و سينمايي جديد، بدون در نظر گرفتن نقاط ضعف و قوت گذشته نخواهند توانست سياستگذاري و برنامه ريزي متناسبي را انجام دهند. به همين دليل ديدگاه هاي برخي از سينماگران درباره اين آسيب ها و نيازها، قابل تأمل است. آنچه در پي مي آيد، نظرات «جمال شورجه» نويسنده و كارگردان پيش كسوت سينماي كشورمان است:
شورجه در ابتدا با اشاره به تلاش هايي كه در 4 سال اخير براي بهبود وضعيت سينما صورت گرفت گفت: با توجه به حساسيت هاي مديران فرهنگي دولت نهم، تا حدودي شيب انحراف سينما از مجموعه نظام كمتر شد.
وي افزود: مديريت سينمايي در اين دوره سعي كرد با توليد آثاري نمونه و فاخر، مطلوب نگاه خودش را عرضه كند، اما متأسفانه مشكلي كه در تمام 30 سال گذشته داشته ايم اين بود كه سينما، آن طور كه بايد و شايد در جهت اهداف كلان نظام و مقام معظم رهبري و اشاعه دهنده فرهنگ انقلاب و اسلام نبوده است. منهاي معدود آثاري كه در زمينه دفاع مقدس، يا آنچه به نام سينماي معناگرا مطرح هستند و به خاطر دغدغه و دل مشغولي سينماگران متعهد و متشرع ساخته شدند.
معضل سينماي جشنواره اي
شورجه در ادامه به فيلم هاي جشنواره اي اشاره كرد و دوري اين فيلم ها از ارزش هاي نظام را يك معضل خواند. او در اين باره توضيح داد: متأسفانه فيلم هاي ارائه شده به جشنواره هاي خارجي نه تنها رنگ و بويي از ارزش هاي نظام و انقلاب نداشته اند، بلكه برخي از اين گونه آثار با حركت كلي و اهداف كلان نظام، مغايرت دارند.
وي افزود: جشنواره هاي خارجي كه غالبا در كشورهاي استيلاجو برگزار مي شوند، با توجهات ويژه اي كه به اين آثار كردند، توانستند يك جريان فكري را در داخل سينماي ما ايجاد كنند. به اين ترتيب كه اكنون تعدادي از فيلمسازان جوان كه براي آن جشنواره ها فيلم مي سازند، با اين كه در دامن اين كشور و با هزينه هاي اين نظام سينماگر شده اند، با حضور در جشنواره هاي غربي تحت تاثير جو قرار گرفتند و عليه نظام فحاشي كردند. هر چند تعداد اين گروه از فيلمسازان بسيار اندك و كمتر از انگشتان يك دست است.
نياز به تعريف، سياستگذاري و برنامه ريزي درست
جمال شورجه در ادامه گفت: در 4 سال اخير، نسبت به دوره هاي قبلي مديريت فرهنگي، نسبت به زيرساخت ها توجه بيشتري شد و اين مديريت سعي كرد خودش را با اهداف سينماي آرماني نزديك كند، ولي هنوز فاصله زيادي با سينماي آرماني داريم.
وي عدم تعريف درست از سينما و فقدان برنامه ريزي و سياستگذاري روشن در اين عرصه را از جمله دلايل دوري از سينماي آرماني برشمرد.
او ادامه داد: يك مسئول سينمايي بايد اهدافي را طراحي كند و براي رسيدن به آن ها زمان بندي كند و وسايل و هزينه هاي لازم را فراهم نمايد.
شورجه اضافه كرد: مسئولان فرهنگي و سينمايي بايد نگاهشان نسبت به سينما تغيير كند. به اين معني كه نبايد چنين پنداشته شود كه سينما تنها وظيفه دارد كه ساعاتي مخاطب خود را سرگرم كند يا بخنداند و يا بگرياند، بدون اين كه هيچ حاصلي داشته باشد. در حالي كه به نظر من سينماي نظام جمهوري اسلامي، اگر يك دقيقه مي خواهد وقت مردم را بگيرد و حتي اگر مي خواهد در گونه هاي مختلف مردم را سرگرم كند، بايد حاوي يك مفهوم و پند و اندرزي براي مخاطب باشد. مفهومي كه در جهت رشد و تكامل مخاطب باشد.
وي تصريح كرد: اگر تعريفمان از سينما اين باشد كه بايد در طول نظام اسلامي باشد نه در عرض آن، مي توانيم هم توليدات را و هم فيلمسازان را سر و سامان دهيم. به عنوان مثال بايد اين موضوع در نظر گرفته شود كه اصلا فيلمسازي كه مورد حمايت قرار مي گيرد، مغايرتي با اهداف و ارزش هاي نظام دارد يا نه؟
شورجه ادامه داد: همدلي و نزديكي بين سينماگران و نظام صورت نخواهد گرفت، مگر اين كه داراي برنامه و سياستگذاري مدوني باشيم تا مجموعه سينماي ما را به سمت سينماي آرماني هدايت كند.
اين كارگردان اظهار داشت: مسئولين، از جمله شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد براي برنامه ريزي مقوله اي به نام سينما كه در جوامع، بسيار تاثيرگذار است، توليدات را رده بندي كنند و فيلمسازان را مورد شناسايي قرار دهند.
وي با تاكيد بر ضابطه مند شدن توليد فيلم توضيح داد: الان براي فيلمسازي كه قصد شروع كار دارد، ضابطه درستي وجود ندارد. اگر هم ضابطه اي هست، فقط شكلي است، نه محتوايي. به عبارتي، به ضوابطي نياز داريم تا فيلمساز را به سمتي هدايت كند تا براي اين نظام توليد فرهنگي كند.
مسئوليت هاي مديران جديد
جمال شورجه، در ادامه به مسئوليت مهم مديران فرهنگي جديد پرداخت و گفت: پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري، اتفاقاتي در اين كشور رخ داد كه به نوعي سره از ناسره جدا شد. به همين دليل تيم سينمايي هم بايد متناسب با شرايط روز فعاليت كنند.
وي با تاكيد بر اين كه در شرايط فعلي نبايد در بر همان پاشنه سابق بچرخد اظهار داشت: در كشور ما قحط الرجال نيست. به همين دليل انتصاب مديران سابق يا وابستگان آن ها يعني بازگرداندن همان سينماي سابق، سينماي بي انگيزه، بي هدف و بدون تعريف روشن.
شورجه با بيان اين كه دولت دهم بايد دوره همگرايي نهادهاي فرهنگي باشد، تصريح كرد: عدم هماهنگي و وجود تعارض بين نهادها و سازمانهاي فرهنگي، باعث ايجاد مغايرت در حركت ها شده است. به عنوان مثال با اين كه در زمينه حجاب و اهميت آن در جامعه تاكيدات بسياري مي شود، و صداوسيما هم آن را در نظر دارد اما اين مسئله در سينماي ما رها شده است.
كارگردان عمليات كركوك اضافه كرد: حركت مديريت هاي فرهنگي به صورت جزاير جداگانه، يكي از معضلاتي بود كه طي 30 سال اخير اتفاق افتاده است. اين در حالي است كه بايد مكمل هم باشند. اين وظيفه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي است كه پي گير اين گونه مسائل باشند.
وي افزود: مديران سينمايي و فرهنگي ما، توقعاتي از فيلمسازان دارند كه هيچ گاه براي نيل به آن توقعات به فيلمسازان كمك نكرده اند. مثلا هيچ گاه براي اعتلاي فكري و روحي سينماگران هزينه اي نشده است. هيچ وقت براي همگرايي سينماگران با مباحث فقهي و شرعي و آشتي اهالي سينما با حوزه هاي علميه اقدامي نشده است. در حالي كه چنين تلاش هايي نشده نمي توان توقع چنداني هم از سينماگران داشت.
او اضافه كرد: در زمينه تعادل و ايجاد عدالت توليدي هم در سينما تاكنون حركت بايسته و شايسته اي صورت نگرفته است. هنوز هم كه هنوز است، برخي از اهالي اين عرصه با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي دارند. از يك طرف برخي از سينماگران به خاطر حمايت هايي كه اغلب نيز از سوي جريانات سياسي خاص از آن ها مي شود، بسيار زياد كار كرده اند و كارهاي بسياري نيز در برنامه خود دارند از طرف ديگر، گروهي از فعالان سينمايي ما هر چند سال يك بار هم امكان كار برايشان فراهم نمي شود. به همين دليل بايد يك تعادل بين آن ها برقرار شود تا اين معضل كه يك بخش از سينما به شدت متورم شود و يك بخش ديگر به شدت ضعيف شود حل گردد.

 



باور نمي كنيم نگران سينماي ايران باشيد ! درنگي درباب شكايت خانه سينما از يك كارگردان

محمد آرمان
آنچه مجموعه اي انساني را به عنوان يك صنف، قابل تعريف و توضيح مي كند، مباني فكري و خاصيت هاي انديشگي و به تبع آن رفتارهايي است كه موجوديت ذهني و قابليت هاي عملي آن را قابل تصور و سنجش مي سازد. وقتي هنر سينما به مثابه يك دستاورد مدرن، با ويژگيها و خاصيت هاي قابل توجه پديد آمد، با در نظر گرفتن تمام فراز و فرودهاي تاريخي آن، به يك نكته مهم و ارزشمند مي رسيم و آن اينكه، سينما هميشه توانسته با بهره گيري از اصالتهاي معرفتي اش و نيز ساير دستاوردهاي انساني در حوزه ها و قالبهاي متنوع، در مسير تعالي و رشد انسان گام بردارد. سينما توانسته است به تهييج و تحريك ارزشهاي ستودني و والاي اخلاقي دست يازد، يا عليه زشتي ها و پلشتي ها تصويرسازي كند. سينما توانسته است جنگ و خشونت و نفرت را تقبيح كند و مانع از هم گسستگي ها شود. سينما يادآور خاطرات بوده است و تداعي گر زيباييها و رشادتها. سينما به دفاع از آيين ها و اصالتهاي اقوام و ملتها برآمده و در مقابل هجمه هاي فرهنگ ستيز و ارزش گريز ايستادگي كرده است و مهمتر و فراتر و والاتر از همه اينكه، سينما توانسته است شكافنده و جلوه دهنده زيبايي ها باشد و به زندگي، در هر شرايطي، طراوت و تازگي بخشد.
سينما كه به فرموده رهبر هنردوست و فرزانه انقلاب، «هنر متعالي است» و خواست قلبي ايشان است كه «همگان بر اهميت و ارزشمندي اين هنر والا واقف شوند»، جلوه گاه تمام اين خوبيهاست. اما، اين همه در صورتي به وقوع مي پيوندد كه از «اصالت» اين هنر مردمي كه تدارك جميع هنرهاست، در خدمت تصويرگيري مدرن و دوست داشتني آن، حمايت شود و اين مهم، وظيفه مديران هنري و نهادهايي است كه در راستاي تأليف و تدوين و تنظيم سياست هاي حمايتي و هدايتي منابع مالي و انساني در حوزه اين هنر فعالند. حقيقت آن است كه مديران فرهنگي و هنري و نيز نهادهاي صنفي، از جمله «خانه سينما» در حوزه هنر هفتم، قرار نيست صرفاً به رفع و رجوع امور روزمره پرسنل عادي يا رفت و آمدهاي روزمره سينماگران و حواشي شان آن هم در حيطه ناقص و بي صنعتي سينماي كنوني ايران بپردازد. اينها را شايد بتوان براي چنين مجامعي در يك كشور عقب مانده دور افتاده بي آرمان كه تا خرخره در معادلات معاصر جهاني هضم باشد، پذيرفت. اما آيا مي توان همين توقع را از اين گونه نهادها در كشوري مثل ايران كه صاحب بزرگترين انقلاب فرهنگي قرن است داشت؟
مديريت هنري و به ويژه مجامع صنفي، خاصه «خانه سينما»، در محدوده امر فعاليت هاي جدي و معتبر و لازم هنر هفتم، البته با در نظر گرفتن شرايط جامعه ما پس از انقلاب اسلامي ايران، كارنامه اي بي رنگ و سست و باري به هر جهت و باسمه اي دارد. سنجش اين ادعا هم چندان پيچيده و مشكل نيست.
آيا اطلاق واژه فساد و ابتذال بر - حداقل- بخش هايي از اين بدنه مديريتي و ساختاري و حرفه اي، فارغ از نحوه و شيوه و منش گويندگان واژه، امر دور از ذهن و بعيد و نادرستي است؟ واقعيت اين است كه تا درد را نشناسيم، پي به درمان نمي بريم و تا زماني كه به «فساد» واقف نشويم و نخواهيم آنرا ببينيم، نخواهيم توانست در مقابل آن بايستيم و راه چاره را بيابيم.
و اما بعد.
موضوع شكايت خانه سينما از فرج الله سلحشور به دليل كليت بحث مطرح شده و عدم انطباق شخصي و شخصيتي بر فرد خاصي، از اصل و اساس: غير قابل قضاوت مطلق و يكپارچه- آنطور كه شكايت كنندگان عمل كرده اند- است و شاكيان مدعي، با هر نيتي، با انجام كار، خود را وارد يك بازي لفظي و بي فرجام كرده اند.
مشكل اصلي سينماي ايران، نوعي پوچي و عبث كاري و بي هويتي است كه از درون به جان بخشي از اين جمع افتاده و مثل خوره، فرسودگي و سقوط مدرجي را براي آنان به ارمغان آورده و مي آورد.
بخشي از اين سينما آويزان از اين و آن كه نه حاضر است به سنت ها و اصالتهاي ملي و ديني خود وفادار باشد و نه آنقدرها حوصله و شعور دارد كه دنبال فهم و معرفتي همه جانبه و استاندارد از سخت افزار سينما باشد و خاصه در جايي كه بدانيم و معتقد باشيم،«سينما» يك سيستم يكپارچه و يك «كل» واحد است و نمي توان اجزاء آنرا از هم گسيل داشت و تفكيك نمود. در اينجاست كه وقتي عده اي با عنوان سينما ورز، نه بر فن و صنعت سينما تسلطي دارند و نه نسبت به انديشه و تمدن خود و ديگران اشرافي، نه بر مباني ديني مردمانشان تفوقي دارند و نه گفتمانشان، ارزشها و آرمانهاي قوي است كه براي آن «انقلاب» كرده اند، نتيجه مي شود همين وضعيت مغشوش و مشوشي كه سالهاست، سينماي ايران با آن دست به گريبان است.
ظاهراً تشريح و توصيف اين گونه مسائل هم براي عده اي سخت و غيرقابل تحمل است چه رسد به آستين بالا زدن به قصد جراحي و از ميان برداشتن دمل هاي چركين زخم هايي كه بر تن سينماي ايران نشسته است.
بخش هايي از سينماي ايران- كه البته قابل تعميم به همه نيستند- در فضايي پرادعا و حراف و در عين حال، بي سواد و كم مايه، شكل گرفته و مي گيرد و خيلي خطرناك است اگر با تدارك محيطي محافظه كارانه و مصلحت طلبانه قشري، فضا بر هرگونه نقد و نظري بسته شود و اوضاع به نحوي مديريت شود كه همه، به اين وضعيت عادت كنند و آنگاه اگر كسي شجاعت به خرج داد و چون آينه اي، بر غبارها و تيرگي ها خروشيد، فرياد برآورند كه «اي واي! سينماي ايران از دست رفت!» «هويت صنفي» كه به ساختمان و دفتر و دستك نيست يا به اختصاص يافتن بودجه بيت المال و ]...[! «هويت صنفي»، پيش از آنكه چنين چيزهايي باشد، در ساحت انديشه و معرفت شكل مي گيرد.
سنجيدن وضعيت سينماي ايران در مقايسه با جايگاه خود انقلاب كار چندان مشكلي نيست و نياز به نبوغ ندارد. كافي است مثلاً سينماي پس از انقلاب را با شعر پس از انقلاب مقايسه كنيم.
خدمتي كه «شعر و ادبيات» به آرمانها و ارزشهاي مردمي داشته است، اساساً قابل مقايسه با آنچه در طول سي سال سينماي پس از انقلاب شاهد بوده ايم نيست. هرگز!
از همه اين مسايل گذشته، عملكرد خانه سينما، بيشتر از آنكه در دفاع از «سينما» و «مردم» و «سينماگرانشان» باشد، يك رفتار عقده گشايانه شخصي به نظر مي رسد. چرا؟
در طول اين سالها، بارها و بارها، شاهد بوده ايم كه عده اي ذيل عنوان سينماگر، با توليد آثار سينمايي، هرچه در توان داشته اند براي توهين و تحقير مردم ايران و دين و آيين شان به كار برده اند و سنتها و اصالتها را به سخره و توهين گرفته اند.
اين همه ابتذال و سخافت را نمي بينند؟ نمي فهمند؟ برايشان مهم نيست؟ يا چون خودشان در توليد آن سهيم و خلاق و ياريگر بوده اند نمي توانند دم برآورند؟
در گروهي از آثار سينمايي خيلي از اين سالها، ريشه اي ترين انديشه هاي ديني و مذهبي مردم مورد هجمه و تمسخر قرار گرفت و نه كسي رنجيد و نه در مقام دفاع از «سينما» يا «مردم» يا هر چيز ديگري برآمد. باور كنيم كه حضرات، دل مشغول و نگران هنر و مردمان و كشور و انصاف و- احياناً- اخلاق و انسانيت هستند؟! شما باورتان مي شود؟!
فراتر از دفاع از فرد يا جرياني يا تضعيف جريان يا فرد ديگري مهم اين است كه بتوان با چشماني كاملاً باز و البته با كمي- و فقط كمي- حساسيت نسبت به منويات، آيين و مردمي كه ولي نعمت مسئولان هستند، موقعيت سينماي ايران مورد بازنگري قرار گيرد و با عيار انصاف و شجاعت، محك زده شود.
دوستان خانه سينما، بايد بدانند كه به قول حضرت، «نكته دانانند در عالم بسي...»، پس نمي توان همه چيز را از توجيه و اغفال و انكار و اهمال و سستي و... تحت يك عنوان، اعتراض و شكايت به يك كارگردان به خاطر جمله اي يا حرفي- با هر درجه اي از درستي و نادرستي- پنهان و كتمان كرد.
اميدوارم به زودي دادگاهي تشكيل شود تا همه كساني كه در كسوت مدير يا هنرمند يا... سينماي ايران را به اين حال و روز كشانده اند، در محاكمه اي منصفانه، ضمن روبرو شدن با «عدالت هنري»، فرصتي را براي فراهم آمدن موقعيت و زمينه فعاليت سالم و استاندارد هنري براي ساير هنرمندان پاك و دوست داشتني و متين و متدين اين مرز و بوم پديد آورند،هر چند، اين دادگاه مدتهاست در خلوت وجدانهاي بيدار تشكيل گشته و رايي روشن و صريح را نيز صادر نموده است.



 



نگاهي به نمايش «باغ شكرپاره» حيف از سياه و بازي او كه بي رنگ شد

علي اكبر باقري ارومي
قطب الدين صادقي بعد از مدت ها يك اثر، آن هم در قالب نمايش آييني و سنتي روي صحنه آورد. «باغ شكرپاره» يك نمايش سياه بازي است كه هدف اصلي اش نقد قدرت و در عين حال ايجاد لحظاتي شاد و مفرح است.
شاخصه اصلي اين نمايش، تأكيد كارگردان بر طرح يك طنز اجتماعي در قالب نمايشي آييني و پرورش آن در ابعاد تكنيكي است. اتفاقاً اشكال نمايش از همين جا آغاز مي شود. يعني از جايي كه مي خواهددر چارچوب يك نمايش سنتي وآييني، يعني سياه بازي خودنمايي كند.
در اين اثر شاهد تقليدو به نوعي تكرار آنچه در فرهنگ نمايشي سياه بازي بوده مي شويم.
وقتي دقت مي كنيم مي بينيم كه كارگردان نمادهاي نمايش سياه بازي را همان گونه كه در آن هست مورد استفاده قرار مي دهد؛ نمادهايي مانند عشق ودلباختگي سياه، رك بودن سياه، شجاعت سياه و در نقطه مقابل ترس او، قرار دادن انسانهايي خشن، بي رحم و در عين حال سياس در تضاد با سياه روند داستاني اين نمايش چيز تازه اي ندارد و متن آن از لحاظ قوت ادبي نيز به خاطر قرار گرفتن در دايره بسته تكرار، وزانت لازم را ندارد. اين مسئله خود به خود موجب افت كار شده و تماشاچي را اقناع نمي كند، چون همان طور كه گفتيم اصرار كارگردان بر حفظ چارچوب نمايش سياه بازي سبب مي شود كه در يك روند معمولي دست به اجراي اين نمايش بزند و به قول معروف تماشاچي را غافل گير نمايد. به طور نمونه، صحنه قتل سلطان است كه از نمايش ژوليوس سزار اقتباس شده است و صحنه هاي ديگر بعد از آن، صحنه هايي است كه با وارونه سازي نتيجه از تم سريال سلطان و شبان به عاريت گرفته شده است. صحنه حضور در بين مردم را نيز به تقليد از ساير سريالها و يا حتي نمايش هاي سياه بازي كه در طي دورانهاي مختلف ديده ايم تقليد كرده است و خلاصه، كارگردان سعي كرده است كه با تأكيد بر اين شگرد، افكار خود را در آن بسط و گسترش دهد. ولي آيا موفق بوده است؟! هر چند بايد گفت تكنيك هاي خلاقانه كارگردان بديع بوده و غافلگير كننده مي باشد، ولي يك نكته اساسي در پردازش متن وجود دارد؛ چه نقش زمان، و چه مكان در ساختار تيپ هايي كه مورد علاقه نويسنده قرار مي گيرند، آنقدر ابهام آميز و در دايره وسيعي از كليت قرار دارند كه آدم نمي تواند مصاديق خاصي براي آن يافته و بر آن منطبق نمايد. كلي گويي بدون مصداق در اين نمايش، حاكي از همان عدم اعتنا به خلاقيت و ساختار شكني اي است كه كارگردان بر آن تأكيد مي كند. در حالي كه مي توانست با كشف بداهه پردازي و محوريت قصه بداهه گويي سياه، ضمن باز گردانديدن اصالت، به نمايش نيز جاني تازه بدهد.
نكته قابل توجه در مورد نمايش «سياه بازي» اين است كه شخصيت سياه به عنوان يك نقش آفرين مردمي، تيزهوش و در عين حال فداكار، در واقع دايره بسته زمان و مكان را مي تواند بشكند و حسن سياه يا مبارك در همين است. ولي در اين نمايش از اين حس به خوبي استفاده نشده است و بحث قدرت مطرح شده در آن بسيار كلي و تكراري و مبهم است. در حالي كه مي شد با استفاده از تكنيك، بداهه كاري خلاق و شگفت انگيز و به روز شده ارايه شود.
اين هشدار را بايد جدي بگيريم كه ساختار تيپيكال با كليشه فرق مي كند و كارگردان از اين مسئله غفلت نموده است و اين سبب شده كه اين نمايش يك كار چهارچوب دار بي رنگ و بو شود. اين كلي گويي به اين مي انجامد كه سياه نمايش به ما نچسبد، هر چند كارگردان خواسته كه مثلاً با ايجاد تفاوت در قد سياه او را متمايز از سياه مرسوم كه معمولاً قد كوتاه است بنمايد و كارگردان در بخشي از صحنه ها قصد ساختارشكني داشته ولي در اين مورد هم موفق نبوده است. به عنوان مثال، مي خواسته كه شخصيت سياه را در قالب يك روشنفكر مطرح كند و براي چنان بداعتي به دادن يك كتاب به دست او و گذاشتن حرف هايي قلمبه و سلمبه در دهانش كفايت كرده است.
مهم ترين اشكال در مورد سياه اين است كه او تقريباً در ابتداي نمايش غايب است. يعني حتي اگر اين شخصيت، از ابتدا هم در نمايش حضور پررنگ نداشته باشد، بايد حضور محسوس داشته باشد. چون پيش برنده اصلي نمايش سياه است. اين در حالي است كه از يك سوم زمان نمايش به بعد است كه سياه سكان نمايش را به دست مي گيرد. اين سبب شده كه قصه نمايش طولاني شده و نتيجه دلخواه از آن به دست نيايد. چرا كه يك نمايش شاد و مفرح را آيا مي توان در دو ساعت و ده دقيقه اجرا كرد و انتظار داشت كه تماشاچي خسته نشود؟! آنهم با تأكيد بر اين نكته كه نيمي از نمايش رفته و نتواني تشخيص دهي كه كارگردان كار چه مي خواسته بگويد؟! مسلماً اگر صادقي زاويه نقد قدرت را در آثار خويش كمي تغيير داده و قدرت را نه از يك نقطه متمركز بلكه از تنوع بخشي به ديدگاه بهره مند مي ساخت، حتي در اين كار مي توانست موفق تر از اين جلوه نمايد.
ختم كلام اين كه مي شد با امتزاج تكنيك بداهه و تجربيات خوب بازيگران نمايشي نوتر و بهتر را به صحنه آورد و سياه بازي اي راه انداخت كه لحظاتي خوش را براي ما رقم زند. پاياني ترين نكته اين كه؛ راستي! حيف نشد كه سياه و بازي او اين قدر معمولي شد؟

 



واكنش منتقدان به حضور بازيگر جومونگ در ايران

منتقدان سينمايي كشورمان درباره حضور بازيگر نقش جومونگ در ايران نظرات خاصي دارند.
از جمله اين منتقدان عزيزالله حاجي مشهدي است كه در اين باره گفت: حضور «سانگ ايل گوك» در ايران بي ترديد يك حضور تبليغاتي و بي ارتباط با هنر است.
وي درباره برداشت خود از حضور بازيگر اصلي جومونگ در ايران، گفت: حضور اين در ايران بي ترديد يك حضور تبليغاتي است كه به ابتكار يك شركت معروف توليد لوازم خانگي و الكترونيكي كره اي انجام پذيرفته است و انجام چنين سفري آن هم درست در شرايطي كه در صدا و سيما و سياست هاي كلي دولتي شعار منع تبليغ كالاهاي مصرفي خارجي داده مي شود، يك كار هوشمندانه تبليغي - تجاري است و ربط چنداني به مسايل توليد فيلم و سريال و دنياي هنر ندارد.
از سويي تا آنجا كه من مي دانم سانگ ايل جونگ بازيگر 38 ساله كره اي با وجودي كه دانش آموخته دانشگاه و از بازيگران پرطرفدار در كشور كره جنوبي است و تاكنون به دليل حضور در چندين مجموعه تلويزيوني از جمله: امپراطوري بادها و تعداد كمي فيلم سينمايي، جوايزي نيز در عرصه بازيگري به دست آورده است، آدم چندان عميقي نيست كه مثلا به عشق سينماي ايران يا حتي تمدن و فرهنگ دير ساله اين سرزمين به كشورمان سفر كرده باشد. كسي كه با علم و آگاهي به سفر قريب الوقوع خود به ايران، به خودش زحمت نداده است كه دست كم چند فيلم ايراني ببيند و گويا تنها يك فيلم از سينماي ايران ديده است(!) بي ترديد چندان دغدغه اي هم در خصوص سينما و هنر و اين مسايل ندارد!
به نظر من سفر «جومونگ» به تهران يا ايران پديده اي چندان پر اهميتي نيست. شايد پياز داغ اين گونه ماجراهاي كم اهميت را برخي خبرنگاران جوان خودمان كه سخت دچار ذوق زدگي شده اند، زياد كرده اند!
محمدتقي فهيم ديگرمنتقد سينما نيز در اين باره گفت: طرفداري مردم از سريال«جومونگ» و بازيگر آن، نشان مي دهد نه تنها از موقعيت خود براي ارائه آثار فاخر استفاده نكرده ايم بلكه به كره اي ها ميدان داده ايم و اين حوزه را در اختيار آنها قرار داده ايم.
سردبير مجله سينمارسانه در مورد بازتاب حضور بازيگر «افسانه جومونگ» در ايران، گفت: اين سريال مي تواند الگويي براي سينما و سريال سازي ما باشد.
فهيم در ادامه درباره حضور سانگ ايل گوك بازيگر نقش جومونگ در ايران، افزود: آمدن سوپراستار اين سريال بالطبع از هوشمندي سازندگان اين سريال است. هوشي كه به ويژه در بخش تبليغات دارند.
وي گفت: البته در واقع خلأ سريال هاي سرگرم كننده در كشور ما موجب مي شود يك سريال كره اي آنقدر جذاب شود كه به سريال فراوطني تبديل شود و اين براي ما يك مسئله مهم است اگر ما قرار است يك رسانه قدرتمند داشته باشيم بايد آثار فاخر اجتماعي هم داشته باشيم و در اين زمينه سريال افسانه جومونگ مي تواند يك الگو باشد كه استفاده هاي تبليغي هم مي شود.

 



ارتش سايه ها شب هاي رمضان روي آنتن شبكه خبر مي رود

«ارتش سايه ها» سري دوم مجموعه مستند «راز آرماگدون2» از اول ماه مبارك رمضان روي آنتن شبكه خبر سيما مي رود.
اين برنامه هرشب ساعت 21/15 از شبكه خبر سيما پخش خواهد شد و روز بعد ساعت 45/9 صبح تكرار مي شود. بنا براين گزارش، اين مجموعه مستند كه به نويسندگي و كارگرداني سعيد مستغاثي در گروه سياسي شبكه خبر و در 26 قسمت توليد شده ، به ريشه هاي تاريخي، اجتماعي و سياسي
تهاجم فرهنگي غرب صليبي/صهيوني از 4 قرن پيش پرداخته و براساس اسناد و مدارك معتبر و همچنين نظرات و ديدگاه هاي كارشناسان و محققان ، روند بسط و تكامل آن در سده هاي بعدي تا به امروز را در قاب تصوير نشانده است. بنا براين گزارش، مقوله ناتوي فرهنگي كه مهم ترين شاخه تهاجم فوق را در قرن جديد و هزاره سوم تشكيل مي دهد و امروزه در آكادمي ها و پژوهشكده هاي معتبر فرهنگي و آموزشي جهان به شدت مورد توجه قرار گرفته، از ديگر موضوعاتي است كه در اين مجموعه به تصوير كشيده شده است.

 



بازي هاي رايانه اي ايران در بزرگ ترين نمايشگاه اروپا

بنياد ملي بازي هاي رايانه اي وزارت ارشاد در نمايشگاه بزرگ بازي هاي رايانه اي در شهر كلن آلمان برگزار مي شود با 54 شركت بازي ساز ايراني حضور دارد.
اين نمايشگاه كه يكي از سه نمايشگاه مطرح
بازي هاي ويدئويي در سطح جهان است،
از 19 تا 23 آگوست مصادف با 28 مرداد ماه جاري لغايت اول شهريور در شهر كلن آلمان برگزار و به عنوان مهمترين نمايشگاه بازي هاي ويدئويي در اروپا هر ساله در همين تاريخ برگزار مي شود.
بنياد ملي بازي هاي رايانه اي براي نخستين بار در برگزاري اين دوره از جشنواره با حضور در اين نمايشگاه 10 بازي ايراني را كه بر اساس فرهنگ - ايراني اسلامي توليد شده اند، معرفي خواهد كرد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14