(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 27 مرداد 1388- شماره 19439
 

معادله چند مجهولي اميني زندگينامه جمعي از رجال پهلوي63

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




معادله چند مجهولي اميني زندگينامه جمعي از رجال پهلوي63

اميني، علي 51
خيلي محرمانه
تاريخ: 2 مارس 1968 - 11/12/46
از: سفارت آمريكا، تهران الف - 459
به: وزارت امورخارجه
موضوع: حمله عمومي عليه علي اميني، نخست وزير اسبق
خلاصه: مفهوم حملأ عمومي جاري به اميني توسط هويدا و مطبوعات ايران كاملاً مشخص نيست. ما عقيده داريم شاه از عدم حمايت آمريكا از موضع ايران در قبال خليج فارس و مذاكرات كنسرسيوم نفتي بيم دارد. و در حال بستن و ترميم شكافها و روزنه هاي سياسي خود است، چون وي احتمالاً با تصميمات مشكل در مورد آنها و در مورد روابط خارجي اش با آمريكا و شوروي مواجه مي شود. اميني احتمالاً به عنوان بزرگترين منتقد سياسي سياست هاي شاه وارد ميدان خواهد شد، اما اگر شاه بتواند او را يكي از خدمتگزاران شركت هاي نفتي معرفي كند، ممكن است از نفوذ فعلي اش كاسته شود. احتمال دارد دولت هويدا تغيير كند، اما در شرايط فعلي ما شك داريم كه اين امر قريب الوقوع باشد، مگر اين كه ناآراميهاي كنوني دانشجويي بدتر شود.
مقدمه: اميني نخست وزير اسبق (62 - 1961)، برجسته ترين منتقد داخلي سياسي شاه و دولت ايران است. تا مدتي تاكتيك شاه اين بود كه با كوچك شمردن اميني و ناديده گرفتن وي و محدود ساختن فعاليت هايش، با اميني كنار بيايد. از 18 فوريه، اين تاكتيك عوض شد و اميني مورد حمله عمومي هويدا و بخش مهمي از مطبوعات ايران قرار گرفت. در 26 فوريه اعلام شد كه شوراي بزرگان دريافته است كه در بدو امر مواردي براي تعقيب قانوني اميني وجود دارد. از آنجايي كه نظرات اميني مدتها است كه شناخته شده و اعلام گرديده اند، به نظر مي رسد طرح دولت و سياست اقتصادي داخلي با روندي رضايت بخش به پيش مي رود و به نظر نمي آيد كه هيچ گروه سياسي جهت حمايت از اميني شكل گرفته باشد، مسئله سياسي اين است كه چرا شاه و دولت در اين زمان تصميم گرفته اند اميني را جدي تر بگيرند و عليه او اقدام كنند.
مجهولات زيادي در معادله وجود دارند، ولي برخي عناصر مؤثر يا مرتبط با اين روند به نظر مي رسد به شرح زير باشند:
1- نقطه نظرات اميني: اميني از مديريت اقتصادي كشور انتقاد مي كند، ليكن اين انتقادات اگر هم ربطي به حملات كنوني داشته باشد، بسيار اندك است. اميني همچنين از اين ديدگاه حمايت مي كند كه مقاصد و اغراض شوروي در خاورميانه، خليج فارس و ايران مظنون هستند و در صورت توسعه حضور شوروي در ايران، خطرات زيادي ايران را تهديد خواهد كرد. او چنين اظهار عقيده مي كند كه نفوذ شوروي در ايران و احتمالاً خليج فارس، به زودي با منافع آمريكا برخورد خواهد كرد و شاه بايستي سياست هاي خارجي اش را تغيير دهد. بنابراين شاه مجبور خواهد شد اميني را دعوت به كار كند و مشي اميني از اين نظر با منافع آمريكا هماهنگ خواهد بود و آمريكا به حكم عقل تمايل به حمايت و كار با او خواهد داشت.
2- فعاليت هاي اميني: ما قادر نبوده ايم بوضوح دريابيم كه آيا اميني ديدگاههايش را در ابعاد وسيعتر منتشر مي كند و آنها را به اقدامات كنوني شاه و مشكلات و مسائل قبل از حمله هويدا مرتبط مي سازد يا نه. مايليم اين گونه باور كنيم كه احتمالاً وي اين كار را بيشتر به عنوان هشداري به شاه در خصوص اين كه مخالفت موجود به روابط نزديك تر با اتحاد شوروي مربوط است، انجام مي دهد تا اين كه توقع انتصابش به نخست وزيري را داشته باشد. به هر حال يكي، از افراد مورد اعتماد اميني به ما گفت كه اميني اظهار داشته است شاه قبل از عزيمتش به اروپا در 10 فوريه، حمله به اميني را تأييد نموده است.
3- ساير فعاليت هاي سياسي: هر چند تهران مملو از شايعات قبل از سال نو در مورد تغيير دولت بوده است، ليكن ما فعاليت هاي تشديد شده اي از جانب چهره هاي سياسي فعلي ايران كه به حد كافي شايستگي جانشين شدن هويدا را داشته باشند، مشاهده نكرده ايم. اختلافاتي در كابينه از قبل وجود داشته و هنوز ادامه دارد، اما براي ما روشن نشده است كه آيا اين اختلافات زياد شده يا بر روي مسائل مهمتر و فوريتر متمركز شده اند اين نگراني وجود دارد كه مخارج نظامي مانع از اجراي برخي پروژه هاي عمراني خواهد شد، ليكن اين هزينه ها (نظامي) به طور كلي در مقايسه با سال قبل، كم و بيش توجيه پذيرتر شده اند و تاكنون موردي از لغو پروژه هاي عمراني مشاهده نگرديده است.
4- غيبت شاه: شاه در جريان حمله اميني، به اروپا رفته و غايب بوده است. گزارش فعاليت هاي اميني و شايعات مربوط به درگير بودن آمريكائيها در اين رابطه، بدون ترديد توسط دولت و احتمالاً از طريق دفتر نخست وزيري به شاه داده شده است. اين نيز محتمل به نظر مي رسد كه هويدا مواردي از اقدام عليه اميني را توصيه كرده باشد. قضاوت در مورد جنبه هاي اصلي حمله عليه اميني، عزم سياسي كافي جهت اخذ تصميم مقتضي توسط شاه را براي ما روشن مي كند.
5- مسئله نفت: بعد از بحث هاي طولاني، هنوز فاصله بين نيازهاي اظهار شده شاه به درآمدهاي نفتي و موضع كنسرسيوم، زياد است و به نظر مي رسد زمان تصميم گيري نزديك مي شود. اگر كنسرسيوم با درخواست شاه موافقت نكند (و تمام شواهد حاكي از آن است كه موافقت نمي كند)، خطر انجام اقدامات يك جانبه وجود دارد.
6- خليج فارس: لغو ديدار شاه با ملك فيصل و اقدامات نيروي دريايي عليه سكوي نفتي آرامكو، شايد برخي امتيازات ملي گرايانه براي او به ارمغان آورده باشد، ولي در محافل آگاه سياسي از اقدامات وي انتقاد شده است. شاه اكنون به نظر مي رسد به وضوح خواستار مذاكره اي سازنده با فيصل باشد، اما مواجه با برخي مشكلات بحث انگيز در رابطه با آيندأ سياسي بحرين و مسائل اقتصادي مهم خط مياني و ترتيبات لازم براي دفاع از خليج فارس مي باشد. تصميمات او مي تواند راه را براي انتقاد داخلي و خارجي از وي بگشايد و احتمالاً خواهد گشود.
7- شوروي: برخي از جنبه هاي روابط ايران و شوروي، بخصوص ذوب آهن و به طور مشكوك تر بعضي از خريدهاي تسليحاتي، غرور و هواداري بسياري از ايرانيان را برانگيخته است. معهذا در برخي از محافل، به ويژه نسل محافظه كارتر قديمي، نسبت به تغيير سريع روابط و خصوصاً حضور كاركنان و مستشاران بي شمار روسي در ايران و وابستگي هاي اقتصادي احتمالي ايران به شوروي، اعلام خطر شده است. ديدار كاسگين، نخست وزير شوروي، درآينده نزديك، اين نگراني ها را تشديد كرده و بيم گسترش روابط را افزايش داده است.
8- موضع آمريكا: توجه زيادي در محل به شايعاتي در اين موارد شده كه آمريكا: (الف) با اميني در ارتباط بوده و از او حمايت مي كند؛ (ب) طرفدار شركت هاي نفتي در مذاكراتشان با دولت مي باشد؛ (ج) از عربستان سعودي و شركت هاي نفتي آمريكايي در برابر ايران در شمال خليج فارس حمايت مي كند. شاه و دولت به نظر مي رسد به اين شايعات توجه كرده باشند. اين شايعات كم و بيش در حملات هويدا به اميني منعكس شده است و در بخش بررسي اخبار (در بولتن Echo of Iran) به طور ضمني آمده است كه هويدا قبل از انتشار اين مطالب، از آنها مطلع بوده است. هنوز يك شايعه بدتر وجود دارد و آن اين كه آمريكا در سال 1953 شاه را به تاج و تخت برگرداند تا ثبات و منافع آمريكا در منطقه را حفظ كند، حالا اگر شاه اين نقش را به خوبي ايفا نكند، آمريكا او را بركنار خواهد كرد.
9- نارآميهاي دانشجويي: از ماه نوامبر، اعتصابها و تظاهرات دانشجويي چندي در مؤسسه هاي متعدد دانشگاهي در تهران، اصفهان و شيراز وجود داشته است. دانشجويان در تشييع جنازه تختي، كشتي گير پهلوان، شركت گسترده داشتند و به آن جنبه سياسي بخشيدند. هنوز فعاليت هاي دانشجويي ادامه دارد و تعدادي از دانشجويان بازداشت شده اند و طبق گزارشهاي واصله قرار است دانشجويان دانشگاه تهران در سالگرد مرگ مصدق (5 مارس)، تظاهرات كنند. اين كه فعاليت هاي دانشجويي انگيزه مستقيم سياسي دارد يا نه، مشخص نيست، ليكن ظاهراً رژيم را عصباني كرده است.
10- خواسته هاي معلمان: توسعه دبيرستانها، خواسته هاي معلمان را از تقاضاي آنها مبني بر افزايش حقوق كه به آنها وعده داده شده، فراتر برده است. برخي ناآراميها در دانشكده تربيت معلم در تهران ادامه دارد و به دولت فشار مي آورند كه به وعده هاي خود وفا كند.
نتيجه گيريها: پاسخ به همه سؤالهاي نهفته در حمله عليه اميني، ذهني و نظري هستند، در واقع بسياري از حقايق ناشناخته اند وليكن ممكن نيست شناخته شوند، زيرا آنها اغلب بستگي به اظهاراتي دارند كه توسط ايرانيان، چه در حيطأ قدرت و خارج از آن، با اهميت سياسي «آنچه آنها در تهران مي گويند»، ايراد مي شوند. البته در جايي كه بحث سياسي در مورد مسائل با اهميت به طور عمومي صورت نمي گيرد و در جايي كه گروههاي سياسي به طور واقعي وجود ندارند و در جايي كه اقدام سياسي براساس «آنچه آنها مي گويند» اتخاذ مي شود، اين ممكن است تنها مبناي قابل دسترس براي قضاوت باشد. اظهاراتي كه در ذيل مي آيند، باتوجه به اين تنگناها ارائه مي شوند:
1- شاه احتمالاً با تحريك هويدا بر عليه اميني اقدام كرده تا روزنه هاي سياسي خود را ترميم كند، زيرا وي مواجه با تصميمات حساس مؤثر بر نقش ايران در خليج فارس، درآمدهاي نفتي هنگفت و احتمالاً روابط با ايالات متحده و اتحاد شوروي مي باشد.
2- شاه از موضع آمريكا در مورد مسائل خليج فارس و مذاكره با كنسرسيوم نگران است و شايد اين نگراني ترديدهايي را در مورد شايعات فعاليت هاي سياسي آمريكا در ايران در ذهن او پديد آورده باشد.
3- حمله به اميني، پذيرش پيشنهادات كنسرسيوم را كه به مراتب كمتر از تقاضا و خواسته هاي ايران است، براي دولت ايران مشكل تر مي سازد.
4- موضع سياسي اساساً قوي شاه، به نحو قابل توجهي تحت تأثير حمله به اميني قرار نگرفته است.
5- گرچه به نظر مي رسد دولت ايران با مشكلاتش برخوردي بهتر از دولت هاي قبلي دارد، ولي دولت و هويدا كمتر از آنچه ما فكر مي كرديم به موقعيت خود اعتماد دارند. اين عصبانيت و حمله تاكتيكي كه هويدا عليه اميني در پيش گرفته است، احتمال تغيير دولت را زياد مي كند. به هر حال، ما تصور نمي كنيم اين تغيير فوري صورت بگيرد، مگر اين كه ناآراميهاي جاري دانشجويي يا مسئله جديد ديگري، شدت بيشتري يابد.
6- شاه زمينأ سياسي خوبي را براي حمله به اميني، به عنوان خدمتگذار منافع شركت هاي نفتي به دست آورد. اگر اظهارات شاه مورد پذيرش قرار گيرد، نفوذ بالقوه سياسي اميني مي تواند نقصان يابد. ما مطمئن نيستيم كه اتهامات وارده از طرف شاه تا چه حد مورد قبول خواهد بود.
7- احتمالاً اميني به عنوان يكي از مخالفان مهم سياست هاي شاه، محترم شمرده مي شود ولي اين كه مسئله تا چه حد درآينده اهميت دارد، بستگي به تغييرات مهمي خواهد داشت كه شاه احساس مي كند بايد در سياست هايش داده شود.
8- مردم احتمالاً توجه زيادي به ديدار كاسگين با شاه مبذول خواهند نمود و شاه ممكن است بدين علت محتاطانه تر عمل نمايد.
ماير
اميني، علي - 25
براي اطلاع شما شماره 316
3 مارس 1968 - 21/12/46
مسئله دكتر اميني
شايعات مربوط به نگراني حكومت از فعاليت هاي زيرزميني دكتر اميني سرانجام منجر به آن شد كه اميني سوي يك بازپرس احضار شود. (رجوع شود به شماره 216، 25 فوريه 1968) در تاريخ 52 فوريه يك هيئت منصفه به اتفاق آرأ رأي داد كه براي تعقيب قانوني نخست وزير پيشين، شواهد و مدارك كافي وجود دارد. اميني در تاريخ 28 فوريه نزد بازپرس حضور يافت و پس از 3 ساعت بازپرسي به قيد وجه الضمان به مبلغ 100 ميليون ريال (12 ميليون دلار) مرخص شد، مشروط بر اين كه از قلمرو قانوني دادگاه تهران خارج نشود. اين گزارش مشتمل بر سابقأ اميني مي باشد و عللي را كه منجر به تحول جاري شده است، تشريح خواهد كرد. اين گزارش شامل چهار قسمت زير است:
1- بيوگرافي مختصر.
2- فعاليت اخير.
3- فعاليت جاري.
4- واكنش نسبت به دكتر اميني.
1- بيوگرافي مختصر
علي اميني پسر چهارم (از هفت فرزند) محسن خان امين الملك و فخرالدوله است. پدر او فرزند يك صدراعظم به نام امين الدوله و مادر او دختر مظفرالدين شاه بوده است.
علي اميني در سال 1905 در تهران متولد شد. در سال 1926 براي تحصيل حقوق به پاريس رفت و درجه دكترا در حقوق و اقتصاد دريافت كرد و در سال 1931 به ايران بازگشت. هنگامي كه در پاريس بود به عنوان گزارشگر روزنامه اطلاعات نيز فعاليت مي نمود.
پس از بازگشت به تهران، اميني به استخدام وزارت دادگستري درآمد. در سال 1933 او با دختر وثوق الدوله، نخست وزير معروف و برادر قوام السلطنه يك نخست وزير ديگر، ازدواج كرد. بدين ترتيب خانوادأ اميني كاملاً اشرافي است.
در سال 1935 به وزارت دارايي انتقال يافت و به تدريج در مناصب دولتي ارتقأ يافت تا اين كه در سال 1942 از سوي قوام السلطنه به معاونت نخست وزيري رسيد. در سال 1944 او خود را كانديد نمايندگي مجلس نمود، ولي موفق به كسب آراي لازم نشد. در سال 1947 او بار ديگر در اين زمينه تلاش كرد و نمايندأ اول تهران در آن دورأ مجلس شد. در سال 1950 او در كابينأ علي منصور به وزارت اقتصاد منصوب گشت و بعداً همين سمت را در كابينأ دكتر مصدق به دست آورد. در 19 اوت سال 1953 او زير دارايي در كابينه سپهبد زاهدي بود (و در همين سمت موافقتنامه نفت را با كنسرسيوم امضا كرد. )
در يكي از جلسات مجلس هنگامي كه به خاطر به اصطلاح موافقتنامه، اميني مورد حمله قرار گرفت، اعتراف كرد كه اين «يك موافقتنامأ ايده آل نبوده، بلكه بهترين موافقتنامه ممكن در شرايط حاكم بوده است».
در سال 1957 اميني سفير ايران در واشنگتن شد، ولي يك سال بعد به ايران احضار شد، زيرا - براساس شايعات - او پيشنهادي در سازمان ملل متحد بدون تصويب حكومت ايران ارائه داده بود. تا انتخابات تابستان 1960، اميني فعاليتي نداشت ولي از آن پس براي انتخاب شدن در مجلس فعاليت كرد و به عنوان رهبر مخالفان حزب ملّيون دكتر اقبال وارد مجلس شد. او كابينأ دكتر اقبال را به شدت مورد انتقاد قرار مي داد. دكتر اميني هنگامي كه انتخابات در همان سال باطل شد، يك پيروزي سياسي به دست آورد، ولي در سال بعد كمتر فعاليت داشت.
2- فعاليت اخير
دكتر اميني در روز 5 مي 1961 به دنبال استعفاي مهندس شريف امامي در همان روز، به علت اعتصاب و تظاهرات معلمان كه منجر به قتل يك معلم شد، به نخست وزيري منصوب گرديد. دكتر اميني همچنين فرمان همايوني را دربارأ انحلال مجلس كه در آن زمان تحت سلطأ حزب ملّيون دكتر اقبال بود و حزب مردم در گروه مخالف آن قرار داشت، به دست آورد. در اين فرمان گفته شده بود كه مجلس مانع اصلاحات ارضي است. بدين ترتيب اميني بدون مجلس حكمراني كرد و بنابراين از طريق مصوبأ قانوني قدرت قابل ملاحظه اي در دست داشت.
دولت اميني مشحون از حوادث مهم و بزرگ بود از جمله:
1- دستگيري و بازداشت عده اي از امراي ارتش و ساير اشخاص بانفوذ به اتهام فساد.
2- به راه انداختن اصلاحات ارضي از طريق دكتر حسن ارسنجاني وزير كشاورزي خود.
3- حركت در جهت افزايش حقوق معلمان به ابتكار درخشش، وزير آموزش و پرورش.
4- برنامأ مهم رياضت اقتصادي، به دنبال اعلان دولت مبني بر اين كه كشور عملاً در لبأ ورشكستگي قرار گرفته است. ( اميني مدعي بود كه تنها انتصاب «به موقع» وي كشور را از ورشكستگي نجات داده بود). دكتر اميني به همه اسلاف خود حمله نمود و به طور ناموفقي تلاش كرد آنچه كه از جبهأ ملي باقي مانده بود به سوي خود جلب كند. هر چند اميني خود از زمينداران بزرگ بود، مبارزه عليه زمينداران در جريان حكومت او به راه افتاد. در ابتدا در زمينأ سياست خارجي، دكتر اميني از حمايت جرائد غربي و به ويژه مطبوعات آمريكا برخوردار بود. مناسبات با آمريكائيها گرمتر شد، در حالي كه مناسبات با شوروي به سردي گراييد. والتر ليپمن (مفسر معروف سياسي امريكا) گفت كه اصلاحات اميني درست به موقع آغاز شد. روزنامأ نيويورك، هرالد تربيون در تاريخ 18 مه 1961 چنين نوشت: «شكست اميني يك انقلاب را به دنبال خواهد داشت. اين آخرين فرصت است. . . » سالزبورگر در تاريخ 25 ژوئيه در روزنامه نيويورك تايمز نوشت كه دكتر اميني براي زدودن فساد، 5 سال وقت لازم خواهد داشت.
در حالي كه روزنامأ ديلي تلگراف، چاپ لندن، موافقت داشت، نشريه اقتصادي «اكونوميست» هشدار داد كه دكتر اميني خصومت صاحبان قدرت را در ايران برانگيخته و ممكن است عليه او قيام كنند. روزنامأ فيگارو چاپ پاريس عملاً همين مطالب را تكرار كرد.
در ماه اكتبر، مخالفت هم از جناح چپ و هم از جناح راست نمايان شد و تنها يك نامأ تشويقي از شاهنشاه آنها را به سكوت وادار كرد. به غير از زمينداران بزرگ و ساير عناصر دست راستي، بقاياي جبهأ ملي و توده، نيروهايي كه در زير ذكر مي شوند با او مخالف بودند:
1- دكتر اقبال كه متهم به تقلب در انتخابات تابستان و سهل انگاري در دريافت 500 ميليون ريال ماليات از نوشابه هاي غيرالكلي بود.
2- سرلشكر علوي مقدم، رئيس سابق شهرباني و وزير سابق كشور، متهم به اختلاس پولهاي شركت اتوبوسراني.
3- ژنرال علوي كيا، رئيس سابق ضد اطلاعات ارتش، متهم به سوءاستفاده از قدرت و امكانات اداري خود.
4- سرلشكر ضرغام، وزير سابق دارايي و گمرك، متهم به اختلاس 750 ميليون ريال.
5- سرلشكر نفيسي ، رئيس سابق شركت دولتي شيلات، متهم به انجام معاملات مشكوك در مورد فروش خاويار.
6- سرلشكر آجوداني، رئيس سابق ادارأ برق تهران، متهم به اختلاس 14 ميليون ريال هنگام ساختن ايستگاه برق آلستوم.
7- ابوالحسن ابتهاج، رئيس سابق سازمان برنامه، متهم به حيف و ميل و سوءاستفاده از پولهاي توسعه و عمران.
8- فرج الله فرود، شهردار سابق تهران، متهم به فساد.
9- سرلشكر ولي انصاري، وزير سابق راه متهم به فساد در ارتباط با خريد لكوموتيوها از آمريكا.
عده اي حدود 12 نفر از كارمندان ارشد دولتي نيز به اتهام فساد تحت تعقيب قرار گرفته بودند. به موازات همأ اينها، نخست وزير به برنامه رياضت خويش ادامه مي داد. او واردات را كاهش داد و با سياست «درهاي باز» دكتر اقبال دربارأ واردات مخالفت كرد. سياست او يك نوع ركود اقتصادي به وجود آورد كه نظير آن طي ده ها سال سابقه نداشت.
موضوع اصلي كار او بيماريهاي اقتصادي كشور و ورشكستگي تقريبي بود. روز 19 ژوئن 1962 او گفت:
«وضع ارزي ما چنان بود كه هيچ كشور خارجي به پول رايج ما اعتماد نداشت. بانك مركزي بابت واردات مبلغ 5 ميليون دلار (در هفته) مي پرداخت، در صورتي كه ذخاير ارزي ما فقط براي دو هفته كفايت مي كرد. من اين خطر را برطرف كرده و اوضاع را بهبود دادم. . . ».
معذالك درست روز بعد او ناگهان استعفا داد و كسري بودجه و دوستان آمريكايي خود را كه به كمك او نشتافتند، مورد سرزنش قرار داد. بدين ترتيب حكومت او بنحو ناگهاني پايان يافت. در زماني كه زمام امور را به عهده داشت، مناسبات او با دربار شاهنشاهي سرد شده بود. بعداً شاه او را به خاطر ترسيم يك تصوير شوم از اقتصاد كشور و اغراق در فساد دستگاههاي دولتي مورد انتقاد قرار داد.
پاورقي

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14