(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 25 مرداد 1388- شماره 19437
 

مأموران «فرزانه» ! سيا

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




مأموران «فرزانه» ! سيا

اميني، علي - 41
تاريخ: 23 سپتامبر 1964 - 1/7/43
سرّي - غيرقابل رؤيت براي بيگانگان - فقط استفاده داخلي
از: منبع كنترل شدأ آمريكايي (CAS)
به: رئيس بخش سياسي
موضوع: طرح هاي حكومت براي حمله به علي اميني
مطالب زير جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده اي كه مايليد از آن در محدودأ امنيتي تعيين شده به عمل مي آوريد، مي باشد. هرگونه گزارشي توسط شما از اين اطلاعات بايد قيد «غيرقابل رؤيت براي بيگانگان» را داشته باشد، ولي لزومي به ذكر CAS به عنوان منبع نمي باشد. منبع يكي ايراني با نفوذ (B) با تماسهاي خوب در ميان مقامات دولتي و محافل مطبوعاتي است.
1- حركتي كه توسط شاه عليه نورالدين الموتي، وزير سابق دادگستري، شروع شده است، بخشي از اقدامات اوليه عليه علي اميني، نخست وزير سابق، مي باشد چون آنها به طور مشترك مسئول اقدامات انجام شده توسط الموتي بودند. از آنجايي كه الموتي فردي اصولي است و اميني و او دوستان نزديكي هستند، مسلم است كه الموتي سعي نخواهد كرد اميني را درگير كند، ولي شاه قصد دارد با اين حركت اميني را درگير و متنبه سازد. تعدادي موارد تعيين تكليف نشده در پروندأ تهيه شده عليه اميني وجود دارند و هرگونه گام خطايي از سوي اميني مي تواند موجب مطرح شدن يك دعواي قانوني عليه وي بشود.
2- حركت شاه عليه اميني در جهت تقويت دولت منصور خواهد بود، زيرا وي به كنار زدن اميني به عنوان مدعي پست نخست وزيري كمك خواهد كرد و به مردم نشان خواهد داد كه شاه پشتيبان منصور است.
3- (اظهارنظر: به 6535 NIT كه از منبع ديگري اخذ شده مراجعه كنيد. در آن گزارش گفته شده كه پيگرد قانوني الموتي به منظور حمله عليه اميني صورت گرفته است. )
اميني، علي - 24
خيلي محرمانه
زمان و مكان: 28 ژانويه 1965 - 8/11/43 منزل آقاي راسياس
صورت مذاكرات شركت كنندگان: بهمن روشن، وزارت امورخارجه چارلز ان. راسياس، دبير دوم
در طول مذاكراتمان، آقاي روشن مطالب زير را اظهار داشت:
1- شاه با اميني ملاقات كرد: او از يك منبع موثق شنيده بود كه شاه، دكتر اميني را براي بحث دربارأ امكان تشكيل يك كابينه در آينده نزديك، فراخوانده بود. طبق گزارش، اميني گفته بود مشروط بر اين كه شاه اجازه انجام دو كار را بدهد، او موافقت خواهد كرد: الف) به جز وزير جنگ و رئيس ساواك كليه وزراي خود را شخصاً و آزادانه انتخاب نمايد، و ب) مجلس را منحل كرده و زمينأ انتخاب مجلسي را متشكل از نمايندگان مردمي فراهم كند. همان طور كه انتظار مي رفت، شاه شرايط اميني را نپذيرفت.
2- حكومت هويدا: برآورد «روشن» اين است كه هويدا، نخست وزير اجازه خواهد داشت كه تا بعد از ايام نوروز به كار خود ادامه دهد و احتمالاً يك دولت جديد تا ماه ژوئن تشكيل خواهد شد.
3- مدعيان احتمالي براي نخست وزيري آينده: روشن معتقد است كه جمشيد آموزگار نخست وزير بعد از هويدا مي باشد. شاه مي خواهد كه تظاهر به دادن امكان به «افراد جوان» براي ادارأ امور را همچنان ادامه دهد. آموزگار باهوش و با استعداد است و دانشجوي برجسته اي بود. او در ميان روشنفكران جوان، جايگاه خاصي دارد. روشن معتقد است كه آموزگار «مانند ديگر فرزانگان مأمور سيا است» چرا؟ براي اين كه 1) او به نحوي آشكار از ملاقات با خارجي ها و بويژه آمريكائيها پرهيز مي كند، و 2) آموزگار و پدرش ( حبيب الله آموزگار) به طور ناگهاني و بدون هرگونه ابزار مشهود براي ثروتمند شدن به رفاه و ثروت رسيده اند. روشن معتقد است كه آموزگار به دليل دخالت ها و كنترل مستقيم شاه، نخست وزيري كارآ و نيرومند نخواهد بود و همچنين مانند ساير نخست وزيران قبلي، پايگاه مردمي نخواهد داشت.
4- سفير ايران در كويت: روشن گفت كه او تقريباً صددرصد مطمئن است كه محمدرضا اميرتيمور كه اكنون رئيس ادارأ اول سياسي (ادارأ امور كشورهاي عربي تركيه) است، به سفارت ايران در كويت منصوب خواهد شد.
5 - پيراسته احتمالاً به بغداد باز نخواهد گشت: روشن گفت كه هنوز معلوم نيست، ولي به قضاوت وي، اگر ايران بخواهد روابط خود با عراق را بهبود بخشد، به نفع ايران نخواهد بود كه پيراسته به عراق بازگردد. احتمال قوي وجود دارد كه عباس آرام به عنوان سفير به بغداد فرستاده شود و احمد اقبال (سفير كنوني ايران در يوگسلاوي و وزيرمختار ايران در كشورهاي روماني و بلغارستان) به جاي آرام، وزير امورخارجه شود.
6- عوده (OWDAH) كجاست؟ بر طبق اطلاعات يك منبع موثق، روشن گفت كه ساواك رّد عوده، فراري مصري، را گم كرده است. روشن جزئيات بيشتري در اين مورد نداشت.
7- نطق شاه در ششم بهمن: طبق اظهارات روشن، به نظر بسياري از آگاهان سياسي ايران، اين نطق بسيار ضعيف بود. اين نطق طولاني، پراكنده و خسته كننده بود. روشن دريافته بود كه اين نطق پس از انجام سوءقصد عليه منصور ضبط شده بوده است. هنگامي كه مسلم شد منصور زنده نخواهد ماند، شاه يك برنامأ كوتاه تلويزيوني انجام داده و در آن به منصور اشاره كرده بود. اين برنامه سپس ويراستاري شده و به نوار ضبط اصلي وصل شده بود. روشن گفت كه به غير از اعلاميأ مربوط به منصور كه حذف شده بود، شاه براساس يادداشتهاي مختصري كه در دست داشت، صحبت مي كرد ولي در لحظه ايراد نطق ظاهراً اين مطالب را به صورت پراكنده مطرح مي ساخت. روشن معتقد بود كه اين نطق آشكاركننده مطالب زير بود:
الف) - با اجتناب كامل از ذكر نام مصدق و در عين حال اشاره به يك چهرأ كم اهميت تري مانند فاتح، شاه ثابت كرد كه «اين پيرمرد هنوز هم مزاحم است»؛
ب )- اشاره به اقدامات گذشتأ انگليسها و روسها با سليقأ بد و نامربوط تهيه شده بود و حساسيت واقعي شاه را به اين اتهام كه او سرسپردأ بيگانگان است، آشكار مي كرد؛
ج - تأثير كلي اين نطق، بيانگر سردرگمي فكري و فقدان اعتقاد بود. اين نطق بيشتر شبيه بحث هاي آزاد روان تحليلي بود تا يك سخنراني متفكرانه توسط يك رئيس كشور. روشن گفت كه وي براي درك عقيدأ ديگران با آنها صحبت كرد، زيرا فكر مي كرد كه تعصبات ضد رژيمي وي، واكنش او نسبت به سخنراني را متأثر و منفي كرده است. او گفت: بيشتر كساني كه او با آنها صحبت كرد، با عقيدأ وي موافق بودند. روشن عقيدأ خود را نسبت به سخنراني با گفتن اين كه اين سخنراني به وضوح نشان مي دهد كه شاه از درك لمس واقعيت ها دور شده است، خلاصه كرد.
اظهارنظر: بعضي از رابطين من، اخيراً گفته اند كه شاه اميني را ديده است، ولي من در اين مورد از ساير منابع چيزي نشنيده ام. روشن در مورد تحولات جاري در وزارت امورخارجه معمولاً قابل اعتماد است. اميرتيمور يكي از واجد صلاحيت ترين مأمورين وزارت امورخارجه ايران است و در كويت نيز خدمت كرده است.
اميني، علي - 34
خيلي محرمانه
زمان و مكان: 13 فوريه 1965 - 24/11/34، اقامتگاه غني
صورت مذاكرات شركت كنندگان: علي اميني، نخست وزير اسبق مارتين اف. هرتز ، رايزن سفارت
موضوع: سياست ها و چشم اندازهاي اميني، آن طور كه خود او مي بيند
دكتر اميني در وضعيت روحي بسيار عالي قرار داشت، لبريز از شوق، بلندپروازي و اعتماد به نفس. او هنوز نمي داند كه آيا شاه بار ديگر از وي خواهد خواست تا كابينه تشكيل دهد، ولي تحت تأثير اشاراتي قرار گرفته است كه اين روزها شنيده مي شود مبني بر اين كه وي تنها فرد واجد صلاحيت براي تشكيل ائتلاف وحدت ملي است. يكي از اولين چيزهايي كه در جريان مكالمه پيش آمد و بسياري از ميهمانان ديگر در زمانهاي مختلف در آن شركت جستند، اين بود كه جبهه ملي (آنچه كه از آن باقي مانده است) در حال تشويق وي و اعتراف به اشتباهش در عدم حمايت از وي، زماني كه او آخرين بار بر مسند قدرت بود، مي باشد. اميني گفت: تماسهاي او با جبهه ملي به طور عمده از طريق «نمايندگان دانشجويان» صورت مي گيرد، و به دكتر فريدون مهدوي كه وي نيز در اين ضيافت حضور داشت، گاهي به عنوان نوعي روشنفكر كه اميني مي تواند روي حمايتش حساب كند، اشاره مي شد. اميني همچنين يك بار به هدايت الله
متين دفتري به عنوان يك طرف تماس ملي گرا اشاره كرد. در عين حال اميني اين نكته را پنهان نمي كرد كه بين او و آن دسته از عناصر تندرو كه مهدوي به آن اشاره مي كرد، اختلاف نظرهاي سياسي وجود دارد.
اميني به توافقي كه او با عبده در تشكيل يك دولت كرده بود و وجود يك فهرست توافق شدأ كابينه اشاره نكرد (در نتيجه تلاش هاي چوك راسياس ، ما قبلاً اين فهرست را از عبده دريافت كرده ايم. ) اميني گفت كه او قول هاي حمايت زيادي از عناصر مذهبي، چه آخوندها و چه بازاريان دريافت كرده است و اين كه او مي تواند روي پشتيباني بازرگانان و روشنفكران جهت برنامه و نه شخص خودش حساب كند. اين اظهارات بلافاصله با اعتراض عبدالعلي فرمانفرمائيان ( شركت نفت پارس)، كه در جلسه حضور داشت، روبرو شد. فرمانفرمائيان پرسيد چگونه دولتي كه با چنين عناصري از چپ تا راست تشكيل شده است، مي تواند برنامه اي را اجرا كند. اميني كه نسبت به مخاطبش، گاهي به فارسي و گاهي به فرانسه و انگليسي صحبت مي كرد، در پاسخ يك سخنراني ايراد كرد كه نتوانست عبدالعلي فرمانفرمائيان را متقاعد سازد و او مدام مي پرسيد كه چگونه ممكن است عناصر نامتجانس سياسي را در صورتي كه نتوان آرأ و عقايدشان را به هم نزديك ساخت، با يكديگر به كار گرفت.
اميني جداگانه براي من در مورد روش تشكيلات ائتلاف خود، بشرح زير مطالبي گفت:
او نمي خواهد درباره شخصيت ها بحث كند، بلكه مي خواهد نكات عمده برنامه را مورد بحث قرار دهد. «بطور طبيعي هركس با همه چيز موافق نيست»، ولي او به افرادي كه به وي مراجعه مي كنند، گفته است «اگر آنها 100 را مي خواهند، ولي فقط مي توانند به
10 برسند، بايد بگويند كه 100 را مي خواهند ولي فعلاً به 10 رضايت مي دهند، به جاي اين كه بگويند تا زماني كه به 100 نرسند همكاري نخواهند كرد. » (به عبارت ديگر او در مورد يك برنامه كوتاه مدت صحبت مي كند. ) از او پرسيدم كه آيا اختلافات بر سر سياست خارجي بين او و ملي گراها، كه قبلاً با من در ميان گذاشته بود، حل شده است. او گفت نپذيرفت كه به سادگي در مورد بي طرفي و مسئله نفت بحث كند. وي گفت اين مسائل اهميت فوري ندارند. علاوه بر اين، سياست خارجي در خلأ اتخاذ نمي شود و اغلب توسط صدها نفر در طول زمان تعيين مي گردد. بي طرفي يك شعار بي معني است، ولي در يك دوره زماني برخي تعديلها ممكن است صورت بگيرد.
بعداً به هنگام عصر، بحث به مدت عمر يك دولت ائتلافي (اين واژه را من به كار برده ام، نه آنها) كشيده شد. در اين زمينه خداداد فرمانفرمائيان بيش از ديگران تواضع به خرج مي داد و در عين حال بي احترامي نيز كرد، زيرا وي گفت دكتر علي اميني حقيقتاً نماينده اين رژيم است (با تمام گرايشهايش براي سازش و طبق مقتضيات زمان عمل كردن) خواه از جهت ترساندن مردم يا خواه رضاي آنها در دراز مدت. او اظهار عقيده كرد كه اگر اميني بتواند ظرف دو سال بهبودي تقريبي در اوضاع اقتصادي ايجاد كند و حتي اگر بتواند اوضاع سياسي را اندكي تكان دهد، نيروهاي ديگري تا آن زمان سر برخواهند آورد كه مشتاق و يا قادر خواهند بود به ياري وي بشتابند. به نحوي عجيب، به نظر نمي رسيد اين نوع بحث و فرمول بندي، اميني را برنجاند. ظاهراً وي خود را واجد صلاحيت براي ايجاد تغيير مي بيند و از داشتن چنين نقشي راضي خواهد شد.
در مورد افكار عمومي صحبت زيادي شد، ولي در يك مورد اميني اعتقاد راسخ داشت كه دادن آزادي كامل بيان در چنين موقعيتي غيرقابل تصور است. اين امر فقط به هرج و مرج خواهد انجاميد. از سوي ديگر او احساس مي كرد آزادي تدريجي مطلوب خواهد بود، زيرا تا مردم احساس نكنند كه نظراتشان به دولت منتقل نمي شود، نمي توان اعتماد آنها را به دست آورد. به همين ترتيب، او مخالف انتخابات كاملاً آزاد است، ولي با انتخاباتي كه مثلاً در نتيجه آن جبهه ملي بتواند كانديداهايي از جانب خود براي شهرها معرفي كند، موافق است. چون در مورد شهرستانها، مي توان كانديداهاي مناسبي پيدا كرد و كشاورزان مي توانند آنها را انتخاب كنند. اميني در مورد اين موضوعات چنان بحث مي كرد كه گويي اين موضوع كمترين نگراني وي بود. به نظر مي رسيد وي مي خواهد بگويد انتخابات در ايران هرگز آزاد نبوده است، ولي مي توان درباره نوع مجلسي كه تشكيل خواهد شد، توافق كرد و تقريباً هر نوع تركيب ديگري، اصلاحي بر وضع كنوني خواهد بود كه هركس آن را يك تركيب و وضعيت دروغين و ساختگي تلقي مي كند. اميني گفت هرگز از وي خواسته نشده است تا ايران را ترك كند. هنگامي كه وي سال گذشته كشور را ترك كرد، از شاه كسب اجازه نموده بود. معالجه و درمان در مونتكاتيني برايش بسيار مفيد بوده است. وي اكنون در سلامتي كامل به سر مي برد، ولي اخيراً بد مي خوابيده است. ترور منصور ، ذره اي او را خوشحال نكرده بود، زيرا او معتقد است كه جوّ خشونت براي هر دولتي بد است و از جمله دولت ائتلافي آينده. او همچنين فكر مي كند كه ترور منصور شانس روي كار آمدن و دعوت وي به نخست وزيري توسط شاه را افزايش نداده است. مسئله اي كه ممكن است دعوت شاه از وي را به دنبال داشته باشد، فروپاشي اقتصاد است كه عليرغم درآمد نفتي (و تا اندازه اي به علت همين درآمد)، به زودي تورم شديدي به وجود خواهد آمد. فريدون مهدوي گفت كه شاه ممكن است قبل از اين كه دريابد يك تغيير ريشه اي اجتناب ناپذير است، مجبور شود چند دولت از نوع دولت كنوني را تغيير دهد.
از زماني كه اينجا آمده ام، يعني از يك سال و نيم قبل، اين چهارمين باري است كه اميني را مي ديدم. يكي از مناسبت ها، صرف شام با حضور كارمندان و مناسبت هاي ديگر كم و بيش شبيه همين مناسبت اخير بود كه افراد و شركت كنندگان در مكالمه و گفتگوها جابجا مي شدند، ولي گاه به گاه جمعيتي در اطراف اميني تشكيل مي شد. هر چند من نمي توانستم پاسخ هاي اميني را به زبان فارسي با تمام جزئياتش دنبال كنم (او بسيار تند صحبت مي كند و واژه هاي بسياري به كار مي برد كه كتب مؤسسه مطالعات خارجي به نظر نمي آيد اين واژه ها را در برداشته باشند)، بار ديگر روشن شد كه وي قادر است با سخنانش ديگران را تحت تأثير قرار دهد. او به نظر مي رسد قريحه حاضر جوابي و تمايل به لطيفه هاي نيش دار دارد و تأثيري كه در انسان برجا مي گذارد، تأثير يك «مبارز سرحال» است. بسيار با احترام با وي رفتار مي شد و تنها بلند شدن اندك صداي او كافي بود كه ساير مكالمات در اتاق متوقف شود. چند تن از ميهمانان مي خواستند در مورد ماير، سفير امريكا، اطلاعاتي كسب كنند. من اين موضوع را روشن كردم كه دليلي ندارد تصور كنند كه تغيير سفيران، تغييري در سياست آمريكا نسبت به ايران به وجود خواهد آورد.
روز بعد، يعني 14 فوريه، عبدالعلي فرمانفرمائيان، ميهمان ضيافت شام در خانأ من بود و من از او پرسيدم دليل اين همه سروصدايي كه او شب قبل با سؤالهاي خود برپا كرده بود، چيست. او گفت آن قضيه بدان دليل بود كه وي همواره چنين سؤالي را تكرار مي كند كه «دولت آقاي اميني چه تفاوتي با ديگر دولتهايي كه ما داشته ايم، دارد»؟ آيا توانايي و اعتبار وي هنوز متكي به يك فرد (شاه ) نيست و آيا هنوز به جاي اين كه در برابر مردم مسئول باشد بايد در برابر آن مرد (شاه ) مسئول باشد؟ و چه عاملي باعث مي شود كه او تصور كند جامعه بازرگانان كه هنوز هم او را به خاطر ركود اقتصادي سرزنش مي كنند، از روي كارآمدن او با شور و هيجان استقبال خواهند كرد؟ او اين سؤالها را البته مؤدبانه تر عنوان مي كرد، ولي فريادهاي خشماگيني كه اين سؤالها در سيروس غني و خداداد فرمانفرمائيان برانگيخت، نشان مي داد كه درست به هدف خورده اند.
اميني، علي - 44
تاريخ: 24 فوريه 1965 - 5/12/34
سرّي - غيرقابل رؤيت براي بيگانگان - فقط استفادأ داخلي
از: منبع آمريكايي كنترل شده (CAS)
به: رئيس بخش سياسي
موضوع: فعاليت هاي علي اميني، نخست وزير پيشين
مراتب زير جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده اي كه شما مايليد در محدودأ امنيتي تعيين شده از آن به عمل آوريد، مي باشد. هرگونه گزارشي از اين اطلاعات از طرف شما بايد قيد «غيرقابل رؤيت براي بيگانگان» را داشته باشد، ولي لازم نيست CAS به عنوان منبع ذكر شود.
1- يك منبع قابل اعتماد، روز 30 ژانويه 1965 گزارش داد كه جلال عبده با علي اميني، نخست وزير پيشين، پيمان دوستي و همكاري سياسي بسته است و عبده در مقابل پشتيباني از اميني، سمتي در كابينه اميني، هنگام تشكيل كابينه اش به دست خواهد آورد. عبده به منبع گفت كه اميني از پشتيباني جبهأ ملي برخوردار است.
2- منبع از آن زمان به بعد، فعاليت هاي علي اميني، نخست وزير پيشين، را زير نظر گرفته و متوجه شده است كه اميني مدعي است از پشتيباني كنسرسيوم نفتي برخوردار است، و اين كه هويدا موقتي است و فقط براي مدت كوتاهي نخست وزير خواهد بود، و اميني با شاه ديدار كرده، بدون اين كه ذكر كند اين ديدار چه زماني رخ داده است و اين كه جبهأ ملي از اميني به عنوان نخست وزير پشتيباني مي كند. منبع موضوع را با عده اي از رهبران شناخته شده جبهأ ملي كنترل كرده و متوجه شده است كه جبهأ ملي به هيچ وجه فعاليت ندارد و اين كه جبهأ ملي از اميني حمايت نمي كند.
3- اعلاميأ دكتر شمس الدين اميرعلايي، عضو شوراي مركزي جبهأ ملي، كه در آن گفته شده است جبهأ ملي در پشتيباني از هيچ كدام از نامزدهاي نخست وزيري فعاليتي ندارد، منعكس كننده روش و موضع جبهأ ملي است. امير علائي از مصدق، نخست وزير اسبق، به دليل مضمحل كردن جبهأ ملي و عدم فعاليت آن در حال حاضر، «سپاسگزاري» كرده و اعلام داشته است اگر به خاطر مصدق نبود، جبهأ ملي در هنگام ترور منصور ، نخست وزير، از نظر سياسي فعال مي بود و به همين دليل به طور قطع جبهأ ملي مقصر شناخته مي شد و او ( امير علائي) در حال حاضر در زندان به سر مي برد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14