(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 21 مرداد 1388- شماره 19434
 

رنگين كمان شادي در آموزش كودكان
آسيب شناسي مهدهاي كودك و تاثير آن در رشد و آموزش كودكان - بخش نخست



رنگين كمان شادي در آموزش كودكان
آسيب شناسي مهدهاي كودك و تاثير آن در رشد و آموزش كودكان - بخش نخست

صديقه توانا
با صداي زنگ ساعت، چون فنري از جا درفته از خواب مي پرد، پشت دستي به پلكهاي سنگينش مي كشد و تن كوفته اش را از رختخواب مي كند، فقط نيم ساعت وقت دارد كه بچه ها را حاضر كند تا به سرويس برسند، مادر با عجله چند بسته گوشت و سبزي يخ زده از فريزر خارج مي كند و همه را درون آرام پز مي ريزد. به اتاق بچه ها مي رود، لباسها و وسايل مورد نياز آنها را در دو كوله پشتي عروسكي جداگانه مي ريزد، ابتدا دختر 4 ساله اش را از خواب ناز بيدار مي كند، بلوزي به تنش مي پوشد و كوله پشتي را روي شانه هاي باريك و نحيفش مي اندازد، موهاي مجعدش را آن چنان با كش محكم مي بندد كه آه از نهاد دختر خردسالش برمي خيزد، پسر 5/1ساله اش را هم بغل مي كند و بدون صبحانه از خانه خارج مي شوند تا به سرويس برسند. بين راه دفترچه كوچكي از كيف بچه ها را در مي آورد و دستورات لازم را يادداشت مي كند، ساعت 10 شربت يك قاشق، ساعت 12 شربت آهن، يك شيشه شير خشك قبل از خواب و...بچه ها را به مربي مي سپارد و با بوسه اي به گونه هاي فرزندان، از آنها جدا مي شود.
فرستادن كودك به مهد، دغدغه اغلب مادراني است كه كودكان زير 5 سال دارند. آيا كودك 3 ساله من نيازي به مهدكودك دارد؟ آيا با ورود به مهدكودك فرزند 4 ساله ام دچار مشكلات رفتاري و عاطفي نمي شود و آيا اصلاً كوچولوي 2 ساله مي تواند با دوري از مادر و شرايط خاص مهدكودك سازگاري پيدا كند؟
اغلب مادران شاغل شايد نياز چنداني به يافتن پاسخ اين سؤالات نداشته باشند، چرا كه وضعيت خاص آنها ايجاب مي كند ساعاتي از روز را در كنار فرزندانشان نباشند، ولي در صورت شاغل نبودن مادر چه لزومي بر استفاده كودكان از مهدكودك وجود دارد؟ چرا برخي از خانواده ها مهدهاي كودك ها را تنها محلي براي نگهداري از فرزندانشان انتخاب مي كنند تا خود راحت تر بتوانند به كارهاي روزمره برسند و يا به خريد بروند و كارهاي منزل را انجام دهند؟
امروزه اغلب والدين براي تربيت فرزندانشان راحت ترين و دم دستي ترين كار ممكن را انتخاب مي كنند يعني بچه را به مهدكودك مي فرستند، با اينكه اين روزها ديگر روانه كردن فرزندان به مهدكودك به امر عادي و جا افتاده بدل شده، اما هنوز روانشناسان و متخصصان تربيتي معتقدند استفاده از برخي روشهاي تربيتي غيراصولي در مهدهاي كودك باعث بروز مشكلات و اختلالات در آموزش كودكان هنگام ورود به مقطع پيش دبستاني و مراحل بالاتر مي شود.
به بهانه مهد كودك
ديوارهاي نارنجي و آبي با نقاشي هاي رنگارنگ، شازده كوچولو، تام و جري، پسر شجاع، ترن هاي هوايي، اينجا مهد كودك است. جلوي درب منتظر مي مانم، مادري با 2 دختر دوقلو نزديك مي شود، بچه ها كلاه سفيد حصيري با گلهاي صورتي بر سر دارند، چين هاي پايين دامنشان دور پاهاي لاغر و كوچكشان تاب مي خورد، كفشهاي صورتي ورني شان گران به نظر مي آيد، اما چشمانشان باراني است. جلو مي روم پس از سلام و گپ و گفتي كوتاه با بچه ها، موضوع گزارش را با مادر در ميان مي گذارم.
قدري از بچه ها فاصله مي گيرد و آرام در مورد اينكه چرا اين دسته گلها را صبح زود آن هم با چشماني اشكبار از خانه بيرون مي آورد مي گويد: «اگر از روي ناچاري نبود آنها را لحظه اي هم از خودم دور نمي كردم، باور كنيد از جيغ و داد و شيطنت هايشان من كه به ستوه آمده ام هيچ، امان همسايه ها را هم بريده اند، در يك آپارتمان 60متري كه نمي توان فضاي مناسبي براي بازي بچه ها فراهم كرد، دائما بايد پشت سرشان راه بروم و اسباب بازي هايشان را جمع كنم. هنوز يك طرف اتاق را تميز نكرده، گوشه اي ديگر را كثيف مي كنند. بالا و پايين مي پرند و گرد و خاك مي كنند.» وي ادامه مي دهد: «وقتي بچه ها در مهد هستند حداقل اعصابم آرامتر است و راحت تر مي توانم به كارهاي خانه و خريد برسم.»
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا از شرايط آموزشي و بهداشتي مهد راضي هستيد؟ مي گويد: «روز اول كه براي ثبت نام و بازديد آمده بوديم همه چيز مرتب و خوب بود، برنامه هاي آموزشي و كلاسهاي نقاشي، زبان و سفال تا 2 هفته داير بوده اما به مرور زمان به بهانه نداشتن مربي فقط بچه ها را با يك دفتر نقاشي و چند بسته خمير بازي و آبرنگ و چند نوار شعر و قصه سرگرم مي كنند.» از او مي پرسم پس چرا با وجود اين آگاهي باز هم اصرار داريد، فرزندانتان را به مهد بياوريد؟ سرش را به علامت ناچاري كج مي كند و دست بچه ها را مي گيرد و وارد حياط مي شود.
دقايقي ديگر آقايي با دو كيف در دست و دختربچه اي در بغل به مهد نزديك مي شود، منتظر مي مانم تا فرزندش را به مربي تحويل دهد و برگردد. به خاطر عجله او تند و سريع سوژه گزارش را به او مي گويم و نظرش را در مورد ضرورت حضور دخترش در مهد مي پرسم. بدون معطلي مي گويد: «همسرم خيلي فرصت سروكله زدن با بچه را ندارد، در منزل خياطي مي كند، بچه هم كه دست و پا گير است به همين خاطر مجبور هستيم كه سوگل را در مهد بگذاريم تا با بچه هاي همسن و سالش سرگرم باشد و بازي كند.»
- از وضعيت رفتاري فرزندتان راضي هستيد؟ مي گويد: «از موقعي كه دخترم مهد آمده، كمي عصبي شده و براي هر چيزي جيغ مي كشد و با بچه هاي همسن و سال فاميل در ميهماني ها دعوا مي كند، ولي خب چاره چيست، راه ديگري نداريم.»
در اين انديشه ام كه چرا والدين مجبورند جگرگوشه هاي خود را در چنين فضاهايي قرار دهند كه هر كدام از آنها بنا به دلايلي، فقط ناچارند و هيچ راه گريزي ندارند كه با صداي ترمز پژو 206 آلبالويي رنگ به خود مي آيم. زن جواني پياده مي شود، فرزندش را كه درون ني ني لاي لاي خوابيده، بلند مي كند، چشمان تر كودك به شدت مرا آزرده مي كند، دو خرس پوليشي، يك ماشين كوكي و ساكي پر از قوطي شير و پستانك و لباس را به زحمت از ماشين خارج مي كند. اجازه مي خواهم كه كمكش كنم وسايل بچه را مي گيرم و با هم وارد مهد كودك مي شويم. حياط زيبايي دارد، در گوشه اي استخري آبي رنگ با تيوپهاي رنگي، در گوشه اي تاب و سرسره و در گوشه اي صندلي هاي خرگوشي قرمز رنگ توجهم را جلب كرد. اجازه ورود نداشتم. مادر با مربي سرگرم صحبت مي شود، كيان 3 ساله تب دارد. مادر از اين بابت نگران است، به مربي خيلي سفارش مي كند كه حتما داروها را سر ساعت به بچه بدهد. با توجه به اينكه عجله دارد تا سر وقت به محل كارش كه يك دفتر مهندسي نقشه كشي است، برسد، اما سؤالاتم را بي پاسخ نمي گذارد و نظرش را در مورد مشكلات موجود براي بچه هاي مهد كودكي جويا مي شوم، مي گويد: «پس از به دنيا آمدن كيان، خواهرم كه در شهرستان زندگي مي كرد پيش ما آمد و تا حدود 2سالگي از كيان مراقبت مي كرد، واقعا در اين مدت فرزندم حتي يك روز هم بيمار نبود، اما او كه تا هميشه نمي توانست براي كودكم مادري كند و به ناچار الان حدود يك سال است كه او را به مهد مي آورم و مشكلات ما هم از همان روز آغاز شد. هر روز يك بيماري جديد، در تابستان اسهال و استفراغ مي گيرد و در زمستان دائم سرما مي خورد. در خواب دندان غروچه مي كند و گاهي از شبها هم جايش را خيس مي كند.» وي در ادامه مي گويد: «اين فقط برخي از مشكلات رفتاري بچه هاي مهد كودكي است، در مهد بچه ها هر چيزي را كه بلد نيستند از يكديگر ياد مي گيرند، حرفهاي زشت مي زنند، درست است كه مربيان زحمت زيادي مي كشند و به بچه هاي ما آموزش مي دهند، كلاسهاي نقاشي و بازي دارند، اما گاهي اوقات آنها هم از دست بچه هاي ما خسته مي شوند و سر آنها داد مي زنند وبچه ها را دعوا مي كنند.
خانم ديگري كه از صف خريدشير برگشته و شاهد گفت وگوي ما است در تاييد و ادامه صحبتهاي اين مادر جوان چنين مي گويد: «من كارمند بانك تجارت هستم، يك دختر 5/3 ساله و يك پسر 5/4 ساله دارم. اما هيچ يك رابه مهد كودك نگذاشته ام. بچه ها را پيش مادرم مي گذارم و الحمدلله تا به امروز هيچ مشكلي از نظر تربيتي و آموزشي ندارند. اما يك روز كه بنا به دليلي خاص مجبور شدم پسرم را در مهد بگذارم، هنگام غروب كه به خانه برمي گشتيم، به من گفت مامان توي مهد، همه با هم دعوا دارند و همه با صداي بلند با هم صحبت مي كنند و به من گفتند فقط يك بار دستشويي بروم و ...!»
وي ضمن دعاي خير و سلامتي براي طول عمر مادرش بر ضرورت حضور بچه ها در مهد در شرايطي خاص تاكيد مي كند و مي گويد: «ما نمي توانيم نقش آموزشي مهدهاي كودك را ناديده بگيريم، اما بايد اين مراكز آموزشي كاملاً تحت نظارت مسئولان سازمان بهزيستي، وزارت بهداشت و درمان باشند.»
استانداردهاي لازم
در هياهوي نشاط برانگيز و دنياي شاد كودكان مهد «عاطفه » غرق مي شوم. به دنياي بچگي مي روم. تعدادي از بچه ها در كلاس نقاشي، تعدادي در كلاس زبان و موسيقي و عده اي هم در كلاس خلاقيت مشغول بازي و آموزش هستند. «نوشين دياني » كه ليسانس روانشناسي باليني دارد و در مهد كودك عاطفه كلاس مهارت و خلاقيت مشغول كار و آموزش كودكان با چوبهاي بستني، شاخه هاي نازك و خشك و ماكاروني هاي شكل دار است، به مسئله پرخاشگري و برخي رفتارهاي ناهنجار در كودكان اشاره مي كند و مي گويد: طبيعي است كه وقتي بچه هايي از خانواده هاي مختلف با تربيت هاي متفاوت دور هم جمع مي شوند، دچار چندگانگي و واكنش هاي مختلف مي شوند، بعضي به توجه بيشتري نياز دارند، تعدادي گوشه گير و منزوي بار آمده اند، برخي به دليل جدايي پدر و مادر دچار افسردگي هستند و وقتي همه در فضايي به نام مهدكودك جمع مي شوند، اين وظيفه مربي است كه به گونه اي رفتار كند تا محيط متنوع و آرامي را براي بچه ها بوجود آورد و مانع بروز هر نوع رفتار ناهنجار در كودكان شود.
وي مي گويد: چند سال قبل يكي از بچه هاي ما دائماً ناخن مي جويد كه به مرور زمان خوب شد.
نسرين السادات حسيني، كارشناس آموزش قبل از دبستان در مهد كودك عاطفه ضمن تكميل صحبتهاي همكارش به ويژگيها و استانداردهاي لازم در يك مهد كودك خوب اشاره مي كند و مي گويد: رنگ آميزي محيط، فضاسازي فيزيكي، ارتفاع دستشويي و روشويي و ارتفاع ميز و صندلي و ... از ابتدايي و مهمتر ين نكاتي است كه يك مهدكودك خوب و استاندارد بايد از آن برخوردار باشد. اما مهمتر از آن خلق و خوي مدير و مربيان، تخصص و دانش لازم است كه بايد مورد توجه و دقت نظر قرار گيرد.
به اعتقاد وي يك مربي بايد عاشق بچه ها باشد و حوصله لازم براي رفتار و گفتار درست با بچه ها را دارا باشد.
خانم حسيني ضمن تاييد گفته هاي مادران در مورد كم توجهي برخي از مهدهاي كودك به بچه ها و وضعيت آموزشي و بهداشتي و نارضايتي خانواده ها مي گويد: در برخي از مهدهاي كودك به دليل عدم مديريت صحيح از دختران جوان بيكار و كم سن وسال با ظاهري نامناسب و ناخن هاي كاشته شده، به عنوان مربي استفاده مي كنند كه به دليل ناآشنايي با حرفه مربيگري مشكلات زيادي را براي والدين و بچه ها به وجود مي آورند.»
وي مي گويد:« بچه هايي كه به مهدكودك مي آيند و تحت آموزشهاي تخصصي قرار مي گيرند، در آينده افرادي مستقل و موفق خواهند بود. بچه ها در كنار گروه همسالان مهارتهاي گفتاري و شنيداري را زودتر مي آموزند و در كارهاي اجتماعي بهتر مشاركت مي كنند، و اين در صورتي ميسر است كه مديران و مربيان به وظايف خود آگاهي كامل داشته باشند. و البته اين به معناي شانه خالي كردن خانواده ها از زيربار مسئوليت بچه ها نيست. بسيار لازم است كه والدين در منزل با فرزندانشان بازي هاي شاد و گفت وگو داشته باشند و در مسائل تربيتي يكسان عمل كنند و مهدكودك را محيطي براي راحت شدن از شر بچه ها قلمداد نكنند.»
وي ضمن انتقاد از اينكه برخي از پزشكان اين برچسب را مي زنند كه بچه ها بيماريها را از مهد كودك مي گيرند و اين ذهنيت غلط را در مادران ايجاد مي كنند، مي گويد: «بچه ممكن است با رفتن در يك پارك هم بيمار شود، در اينجا بحث ورود بچه ها به اجتماع مطرح است. چه بسا ديده شده بچه هايي كه از سنين كودكي به مهدكودك يا كودكستان نمي روند، به محض ورود به دوره هاي، پيش دبستاني يا مدرسه به بيماريهاي زيادي مبتلا مي شوند». وي ادامه مي دهد: «كودكاني كه به مهدكودك مي آيند سيستم ايمني دفاعي قوي تر دارند و از بدنهاي مقاوم تري برخوردارند و در برابر بيماريها واكسينه مي شوند، ضمن اينكه بسيار ديده شده است بچه هايي كه به مهدكودك نمي روند، از نظر مهارتهاي آموزشي هم مشكل دارند و در شناخت رنگها و حدودشناسي از بچه هاي گروه هم سن خود عقب تر هستند.
وي ادامه مي دهد: مسئله پرخاشگري كه برخي از والدين آن را ناشي از رفتار نامناسب مربيان مي دانند، بيشتر به تربيت خانوادگي و دوران بارداري مادر و شرايط خاص آن دوران بستگي دارد.
البته اين مسئله را قبول داريم كه مهدكودك باعث تغييراتي در بچه هاي آرام مي شود، ولي گاهي بچه ها به اين تغييرات نياز دارند. چون اگر در يك محيط استريل و بسته نگه داري شوند، در سنين نوجواني و جواني در جامعه له مي شوند و قدرت دفاع از خود را در برابر همسالان نخواهند داشت.»
مهدكودك چرا و چگونه
زهرا مروتي مدير مهد كودك در گفت وگو با گزارشگر كيهان مي گويد: «توصيه ما براي استفاده مادران از مهدكودك نه فقط به جهت گذران ساعاتي از روز و صرف نگهداري و مراقبتهاي بهداشتي و تغذيه اي كودك است، بلكه هدف عمده از مهدكودك، رشد و تربيت اجتماعي و آموزشهاي ويژه اي است كه به صورت غيرمستقيم به كودكان داده مي شود و تنها مادراني قادرند از عهده آن برآيند كه خود آموزشهاي لازم را ديده باشند و علاوه بر آن امكانات متنوع آموزشي نيز در اختيار داشته باشند و دليل خود را براي نگه داري كودك در مهد مشخص كرده باشند.»
وي مي گويد: «مهدكودك مي تواند با داشتن امكانات متنوع تر، فرصتهاي بيشتري براي رشد خلاقيت، استقلال، سازگاري هاي فردي و اجتماعي، رشد حواس و...فراهم كند و از وابستگي هاي بين مادر و كودك بخصوص در خانواده هاي تك فرزند بكاهد.»
پيدايش نخستين كودكستان و مهد كودك
آن روز كه «فردريك آلماني» نخستين كودكستان را در سال 1837 ميلادي در «بلانكنبرگ» آلمان بنا نهاد، تا به امروز سال هاي زيادي گذشته است. كارها و عقايد او زمينه ساز كوشش مربيان ديگر و تاسيس كودكستان هاي ديگر شد.
به گونه اي كه رهاورد آن گسترش كودكستان را در سراسر جهان به همراه داشت.
كودكستان هاي اوليه هر چند محلي كوچك بود، اما تاثير بسيار عميقي در رشته آموزش و پرورش دوران اوليه كودكان داشت. گسترش مهدهاي كودك در جهان با تغييراتي همراه شد به گونه اي كه در اوايل قرن بيستم روش هاي سنجيده و علمي در زمينه كار با كودكان ايجاد شد و باز در كنار آن انديشه تربيت معلم يا مربي صورت واقعي تري به خود گرفت.
با اين حال اولين مهدكودك در ايران در سال 1303 در شهر تبريز و در محله صفي بازار توسط جبار باغچه بان (عسگرزاده) به نام «باغچه اطفال» تأسيس شد. البته در بين كودكان اين آموزشگاه تعدادي كودك كر و لال نيز وجود داشت.
باغچه بان در سال 1307 كودكستان ديگري را در شيراز تاسيس كرد. با استقبالي كه از اين كودكستان ها به عمل آمد، در مدت كوتاهي در تهران و برخي شهرهاي بزرگ كودكستان هايي افتتاح شد و با برنامه هاي ساده اي همچون بازي هاي مرسوم و محلي، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن، نقاشي، عروسك بازي و بسياري موارد ديگر سعي در جلب رضايت خانواده ها مي كردند.
به هر حال حضور مراكز پيش دبستاني در ايران نيز به واسطه نيازهاي گوناگون افراد جامعه، حضور مادران در شغل هايي خارج از خانه، تبديل خانواده هاي گسترده به خانواده هاي هسته اي رو به گسترش نهاد.
گسترش اين مراكز باعث شد تا در سال 1312 اولين آئين نامه كودكستان ها به تصويب شوراي عالي فرهنگ برسد و در ماده اول آن سن اطفال مورد پذيرش در كودكستان ها 4 تا 7 سال قيد شود اما با گذشت زمان و تغييراتي كه در طول سال ها اتفاق افتاد در سال 1353 از سوي آموزش و پرورش طي بخشنامه اي فقط كودكان پنج سال تمام حق ثبت نام در كلاس هاي آمادگي را داشتند كه تا امروز ادامه دارد.
گزارش روز

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14