(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 21 مرداد 1388- شماره 19434
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
چه ارزان خريدند ؟ ! (يادداشت روز)
پاسخ دير هنگام ديوان محاسبات به جوسازي ها: يك ميليون دلار تفريغ بودجه 85 گم نشده است
قاشق (گفت و شنود)
 آمادگي كميسيون فرهنگي مجلس براي همكاري با رئيس جمهور
امريكن فري پرس: دخالت آمريكا در وقايع اخير ايران محرز است
كيهان و خوانندگان
سازماندهي اپوزيسيون برانداز در پوشش همراهي با موسوي (خبر ويژه)
آمريكا امتياز مي خواست اصلاح طلبان فرصت را فراهم كردند (خبر ويژه)
كبوتر با كبوتر... كروبي با سفارت انگليس!؟ (خبر ويژه)
اعلام جنگ يا راز بقا؟! (خبر ويژه)
اگر ظرفيت اين چند نفر نباشد جنين براندازي سقط مي شود (خبر ويژه)



چه ارزان خريدند ؟ ! (يادداشت روز)

1- مي گويند پادشاهي با تعجب آميخته به تقدير، وزير خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در ميان اهل ديار خود قدر و منزلت بالايي داشت و جز به مقام بلند در كشور خويش تن نمي داد، چه ارزان او را خريدي و به آستان بوسي ما آوردي؟ آنهم در جمع چاكران و غلامان، نه بزرگان و اميران؟! و زير زمين ادب بوسيد و گفت: او را هنگامي خريدم كه قدر و قيمت پيشين بر باد داده و به غايت ارزان شده بود! هنر من آن نيست كه متاع گران را ارزان خريده باشم، بلكه كالاي ارزان را به قيمت خريده ام!
2- شامگاه روز يكشنبه 18 مردادماه 88 سايت اينترنتي حزب اعتماد ملي نامه اي از مهدي كروبي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني را منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاري هاي خارجي و سايت هاي خبري گروههاي ضد انقلاب روبرو شد. در اين نامه مهدي كروبي از رئيس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقيق كند»! اين نامه تاريخ 7 مرداد، يعني 14 روز پيش را دارد و پسر كروبي در توضيح آن مي گويد پدرش اين نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصي براي آقاي هاشمي رفسنجاني و در حالي كه جوابي از او نگرفته است براي عموم منتشر مي كند! در نامه كروبي آمده است «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند(!) كه منجر به ايجاد جراحات و... گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده اند، به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده اند»! كروبي در اين نامه از منابع خبري خود نام نمي برد و تنها مي نويسد: «افرادي اين مطالب را به من گفته اند كه داراي پست هاي حساس در اين كشور بوده اند»!
3- «منبع سياه» يكي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است كه بيشترين كاربرد آن در «شايعه پراكني» است. در اين ترفند، «شايعه» مورد نظر دشمن به نقل از يك منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر مي شود كه اصطلاحاً به «منبع سياه-Black Source» معروف است.
انتخاب منبع سياه با اين منظور صورت مي پذيرد كه مخاطبان شايعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و كشف واقعيت براي آنان امكان پذير نباشد، چرا كه اگر منبع ارائه شده از نوع «سفيد» -روشن و قابل دسترسي- و يا «خاكستري»- نيمه روشن و نهايتاً قابل كشف- باشد، علاوه بر رسوايي شايعه پردازان، كارآيي شايعه نيز از بين مي رود. كارشناسان و صاحب نظران برجسته عمليات رواني، تاكيد مي كنند كه شايعات برخاسته از منبع سياه، دوام چنداني ندارد و در فاصله كوتاهي پس از انتشار، بي اثر مي شود. از اين روي معتقدند كه از ترفند منبع سياه فقط بايد در فضاي غبارآلود و با اهداف كوتاه مدت استفاده كرد.
«منبع سياه» با واژه هايي نظير «گفته مي شود»! «شنيده شده است»! «افرادي كه نمي خواهند نامشان فاش شود گفته اند»! و... ارائه مي شود و در برخي از موارد نيز براي اين كه «شايعه» برخاسته از منبع سياه، واقعي جلوه داده شود، سازندگان شايعه، ضمن ارائه «منبع سياه» از مخاطبان مي خواهند كه خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقيق و بررسي بزنند!
در نامه كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني، تمامي ويژگي هاي «شايعه سازي با استناد به منبع سياه» ديده مي شود. در اين نامه به جاي ارائه منابع قابل بررسي، از واژه هايي نظير «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادي كه در كشور پست هاي حساس داشته اند، شنيده ام»! و... استفاده شده كه شامل افراد فراوان و بي شماري مي شود و هيچكدام از آنان نيز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسي نيستند. نكته درخور توجه اين كه در ادامه نامه مهدي كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني از دومين شگرد در «سازه شايعه با منبع سياه» نيز استفاده شده و خطاب به آقاي هاشمي از وي خواسته شده است «مسئوليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين اخبار را برعهده بگيرد»!
همانگونه كه ديده مي شود در نامه مهدي كروبي از يكسو شايعه اي خطرناك و مشمئز كننده ساخته مي شود و از سوي ديگر هيچ منبع قابل دسترسي براي تحقيق درباره آن ارائه نمي شود. يعني دقيقاً شايعه اي برخاسته از منبع سياه ساخته و منتشر شده است و با شناختي كه از مهدي كروبي در دست است و مخصوصاً طي چند ماه اخير آشكارتر شده است به جرأت مي توان گفت وي در حد و اندازه اي نيست كه خود اين شايعه را با رعايت تمامي ترفندها و ريزه كاري هاي فني تهيه كرده باشد. اما چه كساني آن را ساخته اند؟ كافي است به اطرافيان مهدي كروبي و سوابق شناخته شده آنها نظري افكنده شود!
4- در آموزه هاي عمليات رواني، شايعه برخاسته از منبع سياه در حد يك شبنامه ارزيابي مي شود كه فاقد اثرگذاري مورد نظر شايعه سازان است، كارشناسان عمليات رواني براي جبران اين نقيصه توصيه مي كنند كه ارائه «منبع سياه» را يك «شخص حقيقي» و شناخته شده برعهده بگيرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه كننده «منبع سياه» جلب شود كه اين وظيفه را مهدي كروبي برعهده گرفته است. اما، همين كارشناسان، از اين حالت با عنوان «ترفند كثيف DIRTY TRICK» ياد مي كنند و معتقدند شخصي كه مأموريت ارائه منبع سياه را برعهده مي گيرد بايد از شخصيت خود عبور كرده باشد و يا به اندازه اي كم شعور باشد كه قدرت درك پايان ماجرا را نداشته باشد، چرا كه شايعه برخاسته از منبع سياه، بسيار كم دوام است و بي اساس بودن آن خيلي زود بر ملا شده و براي شخص مفروض رسوايي برانگيز خواهد بود. بايد توجه داشت كه ميزان اين رسوايي با نوع شايعه ارتباط مستقيم دارد و هر چه شايعه مشمئز كننده تر، رسوايي حاصل از آن بيشتر...
و اما دشمن در مهدي كروبي كدام ويژگي مورد لزوم براي «ترفند كثيف» را كشف كرده كه او را برگزيده است؟! آنچه به جرأت مي توان گفت اين كه؛ كروبي طي چندماه اخير به يكي از سهل الوصول ترين شخصيت هاي مورد نياز براي دشمنان ايران اسلامي و مردم شريف آن تبديل شده و به قول وزير آن پادشاه، ارزان شده است كه ارزان خريده مي شود!
5-چرا كروبي نامه مورد اشاره را خطاب به آقاي هاشمي نوشته است؟ اين نامه، مطابق معمول و به روش جاري و معقول بايد خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه نوشته مي شد. ولي تهيه كنندگان نامه كذايي مي دانسته اند كه نامه نگاري به قوه قضائيه و درخواست بررسي از اين قوه الزاماً بايستي با ارائه سند، دليل و يا شواهد و قرائني همراه باشد و دست كروبي- بخوانيد تهيه كنندگان اصلي نامه- از اين اسناد و شواهد خالي است. و اساساً هدف از ارسال نامه ياد شده، شايعه پردازي و فضاسازي براي سوءاستفاده دشمنان بيروني بوده است و چنانچه كروبي اين نامه را براي آيت الله شاهرودي مي فرستاد، ايشان بلافاصله از وي درخواست سند و شاهد كرده و بررسي براي صحت و سقم اين شايعات را در دستور كار قرار مي داد. در اين حالت -مفروض- اولا؛ دست كروبي - بخوانيد دست هاي پنهان در پشت ماجرا- خيلي زود برملا مي شد. و ثانياً كروبي نمي توانست ادعا كند كه نامه را ابتدا به طور خصوصي براي آقاي رفسنجاني فرستاده و بعد از آن كه پاسخي نگرفته اقدام به انتشار عمومي آن كرده است! و حال آن كه مقصود اصلي نامه، سياه نمايي عليه اسلام و انقلاب و مقصد اصلي آن، رسانه ها و محافل بيگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آيت الله شاهرودي نوشته مي شد، اين مقصود و مقصد به دست نمي آمد، چرا كه ارزشي بيشتر از يك ترفند نداشت. دقيقاً مانند اين كه، شخصي با ارسال نامه به يكي از مسئولان غيرقضايي و غيرامنيتي ادعا كند «برخي از افراد و كساني كه قبلاً در كشور مسئوليت داشته اند، خبر داده اند كه مهدي كروبي تعدادي از جوانان را به بهانه اشتغال به يك خانه تيمي متعلق به حزب اعتمادملي كشانده و سپس به طرز فجيعي آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد كه «صحت و سقم اين اخبار را بررسي كند»! و سپس اين نامه را براي راديوهاي بي بي سي، آمريكا، اسرائيل و سايت خبري بهايي ها و... بفرستد. اين حالت با آنچه مهدي كروبي نوشته است چه تفاوتي دارد؟! هيچ! و از نظر قضايي و حقوقي چه ارزشي دارد؟ باز هم؛ هيچ!!... پس «اي هيچ براي هيچ بيهوده مپيچ»!
6- اگرچه مهدي كروبي براي بسياري از اطرافيان خود نيز قدر و منزلتي ندارد تا آنجا كه مسئول ستاد انتخاباتي وي، پاي صندوق راي، برگه راي خود را به همه نشان مي دهد تا بدانند او آنقدر كم هوش و كودن نيست كه به كروبي راي بدهد! ولي مردم براي قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامي خود ارزش فراواني قائلند و اجازه نمي دهند افرادي مثل مهدي كروبي براي خوشامد عوامل سيا و موساد، با حيثيت آنها بازي كند! بنابراين وظيفه قطعي و غيرقابل ترديد دستگاه قضايي آن است كه مهدي كروبي را احضار كرده و از او براي اتهامي كه وارد كرده است دليل و سند بخواهد و اگر دليل و سندي ارائه داد كه ماجرا با جديت و بدون اغماض پي گيري شود. و اگر دليل و سندي ارائه نكرد- كه ندارد و نمي كند- او را بدون كمترين ملاحظه اي مجازات كنند. بديهي است كه در اين زمينه بايد به قول حضرت امام(ره) نگاه حكومتي داشت و جرم انجام شده را عادي تلقي نكرد.
حسين شريعتمداري

 



پاسخ دير هنگام ديوان محاسبات به جوسازي ها: يك ميليون دلار تفريغ بودجه 85 گم نشده است

معاون حقوقي مجلس و تفريغ بودجه ديوان محاسبات كشور اعلام كرد كه موضوع يك ميليون دلار كه برخي از رسانه ها با دامن زدن به آن موجب التهاباتي در فضاي سياسي و انتخابات اخيردركشورشدند گم نشده بلكه اين مساله اختلاف نظري بين شركت نفت و ديوان محاسبات بوده است.
فريدون همتي ديروز در گفت و گو با ايرنا افزود: تنها ادعاي ديوان محاسبات اين است كه مبلغ يك ميليارد و 58 ميليون دلار مازاد درآمد نفتي بر اساس مستندات موجود به حساب ذخيره ارزي واريز نشده است.
وي بيان كرد: گزارش ها و اعلام ديوان محاسبات كشور بارها بر اين امر تاكيد كرده بود كه اين مبلغ گم نشده و برخي از رسانه ها نبايد اين مرجع دقيق نظارتي و موضوعات مربوط به ديوان محاسبات را در مسايل سياسي دخيل دهند.
حدود چند ماه پيش ديوان محاسبات اعلام كرد بخشي از سود سهم دولت ناشي از مازاد بهاي نفت خام صادراتي معادل يك ميليارد و 58 ميليون دلار (بيش از هزار ميليارد تومان) به حساب خزانه واريز نشده است.
همتي عنوان كرد: گزارش تفريغ بودجه سال 86 كه شامل نظرات كلي ديوان محاسبات كشور در مورد بودجه، گزارش عملكرد تبصره ها و در عين حال گزارش ديوان محاسبات است اعلام كرده كه اين ابهام درباره بخشي از سود سهم دولت است كه ناشي از مازاد بهاي نفت خام صادراتي است.
وي ، با بيان اينكه مطابق اين گزارش معادل يك ميليارد و 58 ميليون دلار از اين محل درآمدي به حساب خزانه واريز نشده است اظهار داشت: البته مواردي كه در تفريغ بودجه گذشته اعلام شده از طريق مراجع قضايي و قانوني در حال بررسي و تحقيق است و بايد تمامي نهاد هاي اجرايي و دولت از اين مرجع قانوني و نظارتي تمكين كنند.
همتي ابراز داشت: معيار و ملاك اصلي در برخوردها و بررسي ها قانون است و ديوان محاسبات با اقتدار و دقت نظر تمام مجموعه انحرافات و تخلفاتي را كه از مجراي عمليات مالي كشور بدست مي آورد را مورد بررسي قرار مي دهد و نتايج نهايي توسط محكمه قضايي و هيات هاي مستشاري قطعي و لازم الاجرا خواهد بود.
وي افزود: هم اكنون تمام تخلفات و انحرافات از تبصره ها و قوانين توسط حوزه هاي فني و مراكز استان ها مستند سازي شده و به دادسراي ديوان ارجاع داده شد تا پس از رسيدگي توسط هيات هاي مستشاري اعلام راي نهايي صورت گيرد.

 



قاشق (گفت و شنود)

گفت: يكي از مدعيان اصلاحات كه به آمريكا پناهنده شده است در مصاحبه با يك تلويزيون ماهواره اي سلطنت طلب سران اصلاحات را بي عرضه ناميد!
گفتم: چرا؟!
گفت: اين مدعي فراري مي گويد اگر سران اصلاحات عرضه داشتند هيچ سند و نشانه اي از رابطه خود با سفارت انگليس باقي نمي گذاشتند كه حالا باعث دردسر آنها شود.
گفتم: شخصي نزد دكتر رفت و از درد شديد شكم شكايت كرد، بعد از عكسبرداري معلوم شد كه تعداد زيادي قاشق مرباخوري توي شكمش است. دكتر پرسيد؛ اينا چيه؟! و يارو جواب داد؛ آقاي دكتر! خودت دفعه پيش يك شربت تجويز كردي و گفتي روزي 3 تا قاشق بخورم!

 



حدادعادل در نامه اي به احمدي نژاد اعلام كرد
آمادگي كميسيون فرهنگي مجلس براي همكاري با رئيس جمهور

دكتر غلامعلي حدادعادل رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در نامه اي به دكتر محمود احمدي نژاد ، آمادگي اين كميسيون را براي هر گونه كمكي به رييس جمهوري جهت انتخاب وزيري شايسته براي حوزه فرهنگ اعلام كرد.
متن اين نامه به شرح ذيل است:
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
سلام عليكم
ضمن عرض سلام و تبريك آغاز دور دوم رياست جمهوري و با آرزوي توفيقات روزافزون براي جناب عالي و همكاران محترم پيرو تشكيل جلسه فراكسيون اصولگرايان و اعلام آمادگي حضرت عالي مبني بر استفاده از پيشنهادها و ديدگاه هاي نمايندگان و كميسيون هاي تخصصي مجلس در جهت شكل گيري كابينه اي قوي، كارآمد، انقلابي و متخصص، كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با توجه به اهميت و جايگاه والاي فرهنگ در نظام مقدس جمهوري اسلامي و تاكيدات رهبر معظم انقلاب اسلامي در زمينه رفع مظلوميت از چهره فرهنگ و دستيابي به اهداف چشم انداز 20 ساله و هم چنين اهداف فرهنگي برنامه پنجم توسعه، نكاتي را به استحضار مي رساند. اميد است گشودن باب تعامل كميسيون فرهنگي و دولت باعث ارتقاي همگرايي و توسعه فرهنگ و هنر در كشور اسلامي مان گردد.
1- تكميل و اجراي طرح مهندسي فرهنگي كشور و تهيه پيوست فرهنگي براي طرح هاي مهم، مقابله با جريانات انحرافي در حوزه فرهنگي و زدودن خرافات و موهومات، مقابله با تحركات ضدفرهنگي انقلاب اسلامي، ساماندهي يارانه هاي بخش فرهنگ و هنر، تدوين لايحه جامع رسانه ها، توسعه فعاليت هاي هنري، سينمايي، رسانه اي و فرهنگي تبليغي و رفع موانع موجود، بازنگري و ساماندهي فعاليت هاي فرهنگي خارج از كشور، رفع مشكلات فراروي حج و زيارت تنها بخشي از ماموريت هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه مي بايست در دولت دهم اهتمام لازم در اين زمينه صورت گيرد.
2- انجام تكاليف و ماموريت هاي فوق الذكر مي طلبد كه سكان مديريت فرهنگي كشور به دست شخصيتي فرهيخته، توانمند، متعهد و صاحب نظر در عرصه هاي فرهنگ و هنر و داراي وجاهت و مقبوليت در ميان اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه باشد.
3- تحولاتي كه در ماه هاي اخير در جامعه ما و خصوصا در ميان بعضي از قشرهاي فرهنگي و هنري روي داده، مديريت اين بخش از جامعه را خطيرتر از گذشته ساخته و چالش هاي جدي و جديدي را پديد آورده است كه مي بايد در انتخاب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مورد توجه قرار گيرد.
4- توانايي برقرار نمودن ارتباط با جامعه عظيم فرهنگي، هنري، سينمايي و مطبوعاتي مستلزم آشنايي وزير پيشنهادي با اين عرصه گسترده و آگاهي از چالش هاي موجود و هم چنين برخورداري از راي و نظر در حوزه هاي فرهنگي است.
اعضاي كميسيون فرهنگي با توجه به اين نكات اميد دارند با طرح ديدگاه ها و دغدغه هاي خود به رييس جمهور محترم در انتخاب وزيري شايسته كمك نمايند.
توفيقات حضرت عالي و همكاران محترم را از خداي سبحان مسألت مي نماييم .

 



امريكن فري پرس: دخالت آمريكا در وقايع اخير ايران محرز است

يك نشريه آمريكايي با بيان مصاديق دخالت رسانه اي آمريكا در وقايع انتخابات ايران ادعاي اوباما درباره عدم دخالت در امور داخلي ايران را رد كرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران،هفته نامه امريكن فري پرس در مقاله اي به بررسي دخالت دولت و مجلس آمريكا در وقايع اخير ايران پرداخته است. در اين مقاله با اشاره به تصويب بودجه اي چند ميليون دلاري از پول ماليات دهندگان آمريكايي توسط سنا در 23 جولاي، جهت مداخله در روند سياسي ايران، آمده است:
اين پول علي الخصوص صرف برنامه هايي براي ترويج «اخبار غربي » و « سايت هاي ارتباطات اجتماعي » اينترنتي خواهد شد كه به ادعاي آنها توسط مخالفان سياسي ايران براي كمك به سازماندهي اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوري استفاده مي شد.
به نوشته اين مقاله برخي از اعضاي سنا همچون سناتور جان مك كين (جمهوري خواه)، لينزي لوهان (جمهوري خواه)، جوزف ليبرمن (مستقل)، تد كافمن (دموكرات) و رابرت كيسي (دموكرات)، كه از طرفداران بسيار پر شور اسرائيل هستند، در پشت اين لايحه موسوم به « قانون قربانيان سانسور صدا در ايران » بودند. هدف اين اقدام، اين است كه « بدون دخالت، از مردم ايران در فرايند جستجو، دريافت و انتشار اطلاعات و ترويج افكار به صورت نوشته، چاپ شده، يا از طريق هر رسانه اي پشتيباني كند.»
اين نشريه آمريكايي با بيان اينكه اين قانون خواهان اختصاص 30 ميليون دلار براي گسترش پخش راديو اروپاي آزاد به زبان فارسي نيز شده است، مي افزايد: اين پول همچنين براي مبارزه با آنچه كه به گفته مقامات تلاش هاي حكومت ايران براي مسدود كردن وب سايت ها يا پيام هاي متني در شبكه هاي تلفن همراه خوانده شده است، صرف خواهد شد. 20 ميليون دلار ديگر نيز براي تشكيل يك «صندوق ويژه براي ايجاد راه هاي جديد دسترسي به اطلااعات و به اشتراك گذاري آنها براي ايرانيان» هزينه خواهد شد.
به نوشته اين مقاله براي دانستن اين موضوع كه ايراني ها خواهان مداخله حكومت آمريكا - به ويژه جوزف ليبرمن و جان مك كين - در كشورشان نيستند نيازي به مدرك دكترا نيست. اين اقدامات تنها ادعاهاي باراك اوباما مبني بر عدم دخالت آمريكا در امور ايران را خدشه دار خواهند كرد.
اين مقاله مي افزايد: منابع معتبر پيش از اين سيا را متهم ساخته اند كه تا حد زيادي مسئول ترويج خشونت در بين تظاهرات كنندگان آرامي بود كه از طرف گروه هاي سياسي مختلف در ايران حمايت مي شدند.
روزنامه لندن تايمز در سال 2007 گزارش كرده بود كه در زمان حكومت بوش، كنگره 400 ميليون دلار را براي سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا اختصاص داده بود تا «براي رسيدن به تغيير رژيم در ايران عمليات هاي سياه مخفي آغاز كنند. »

 



كيهان و خوانندگان

¤ وقت آن رسيده با افرادي مثل آقاي كروبي كه شرم و حيا را كنار گذاشته و نامه اخير را منتشر كرده است، برخورد قضايي بشود و بدين ترتيب تكليف مردم و نظام با امثال وي مشخص گردد.
دشتي
¤ با توجه به اظهارات اخير وزير خارجه آمريكا مبني بر حمايت علني از آشوبگران حوادث بعد از انتخابات و ادامه اين روند، وظيفه مسئولين امنيتي كشور بسيار خطير مي شود فلذا بايد بيشتر از پيش مراقب باشند و بر همين اساس از مسافرت سران شناخته شده اغتشاشگران به خارج جلوگيري كرده و مقدمات برخورد قضايي با آنان را فراهم سازند.
محمودي
¤ از خبر مذاكرات آقاي احمدي نژاد رياست محترم جمهوري با نمايندگان فراكسيون اصولگرايان مجلس خوشحال شدم اميدوارم وزيراني از جنس خود ايشان به مجلس معرفي و با راي قاطع نمايندگان مردم هر چه زودتر به خدمت مردم مشغول شوند. بويژه تيم اقتصادي دولت كه بايد براي رفع گراني و تورم تلاش نمايد.
سهيل نژاد
¤ وقتي روزنامه هاي اجاره اي و زنجيره اي با چاپ مطالب دروغ و تنش زا از جامعه سلب آسايش مي كنند چرا مسئولين مربوطه با گردانندگان آنها كه اهميتي به موضوع امنيت و آرامش نمي دهند برخورد قانوني نمي كنند.
علي
¤ از فردي مثل آقاي علي مطهري كه بخاطر شهرت پدر شهيدش موقعيت امروز را پيدا كرده تعجب مي كنم كه چرا در نامه خود هيچ اشاره اي به شهداي بسيجي حوادث اخير نكرده است.
حيدري
¤ يكي از جواب هايي كه مي شود به آقاي علي مطهري در مورد كشته شده هاي حوادث بعد از انتخابات داد اين است كه اگر پيامبر خطاب به عمار آن جمله معروف را فرمود كه بوسيله ظالمين كشته مي شود اين موضوع در حقيقت بيانگر حقانيتي بود كه در وجود شخصيت عمار بود يعني اين كه عمار چون بر حق بود كشته شدنش لاجرم بدست ظالمين بود. حال چه كسي مي تواند ادعا كند كه آشوبگران كشته شده حوادث اخير بر حق بوده اند كه بتوان آنها را با عمار مساوي دانست و آن نتيجه دلخواه را گرفت.
شهبازي از قم
¤ كشورهاي غربي براي مسئولين كشورمان خط و نشان كشيده اند كه در پيگيري حوادث و آشوب هاي پس از انتخابات كاري به بعضي از افراد موردنظر آنان نداشته باشند. دولت جمهوري اسلامي ايران بايد نشان بدهد كه مستقل و قاطع عمل مي كند.
كدخدازاده
¤ اگر براي كيهان امكان دارد ستون ويژه اي را به نقد مردم از مسئولين اختصاص بدهد تا با انعكاس اين انتقادها اشتباهات دولت و دولتمردان كمتر بشود و امور اصلاح گردد.
كشيشي
كيهان: اين ستون و همچنين صفحه «نامه ها و پاسخ مسئولان» براي انعكاس نظرات خوانندگان محترم در موضوعات مختلف مي باشد. شما مي توانيد انتقادات خود را با حفظ حريم افراد، بيان نماييد.
¤ شهرداري با قبض عوارض نوسازي كه درب منازل شهروندان تهراني فرستاده آرامش خانواده هاي را به هم ريخته است. براي بنده مبلغ 150 هزار تومان عوارض نوسازي تعيين كرده اند كه 13 هزار تومان جريمه است- در حالي كه خودشان كوتاهي كرده اند و عوارض سال گذشته را نگرفته اند. در ضمن شماره تلفن 137 هم مشكلي را حل نمي كند.
يك شهروند ناراضي از شهرداري تهران
¤ بابت چاپ سخنراني آيت ا... جوادي آملي در مورد ولايت فقيه در روزنامه كيهان مورخ 19/5/88 تشكر مي كنم.
نظري
¤ مقاله اي كه با عنوان «كودتاي رنگي در ايران شكست خورد» در صفحه سياسي كيهان مورخ 18/5/88 چاپ شده از جهت روشنگري بسيار آموزنده و قابل استفاده بود. تماس گرفتم تا بابت زحمت هايي كه در روزنامه مي كشيد قدرداني بكنم و خسته نباشيد بگويم.
جهان ماني
¤ در شهرستان قزوين 30 مورد تعاوني مسكن مهر تشكيل شده كه از هر عضو تعاوني مبلغ دو ميليون تومان پول گرفته اند. ولي بعد از گذشت دو سال هيچ كاري انجام نداده اند اگر از همين امروز هم كار ساخت مسكن را شروع كنند حداقل دو سال ديگر طول مي كشد. جواب اين بي توجهي ها را چه كسي بايد بدهد؟
كاظمي
¤ در خيابان دماوند در ايستگاه منصوري روبروي تامين اجتماعي نياز شديد به نصب پل عابر پياده وجود دارد. مي خواستم از طريق اين ستون اين نياز و درخواست خود را به گوش مسئولان شهرداري منطقه برسانيم. اميدوارم مورد توجه قرار بدهند.
تاجيك
¤ تعدادي دوره گرد با بلندگو صبح تا شب در بلوار 110 فرديس كرج مزاحم زندگي و آسايش ساكنين اين محله شده اند. بارها به اداره سدمعبر شهرداري در اين مورد مراجعه كرده و شاكي شده ايم اما با بي توجهي كامل روبرو مي شويم.
پيام
¤ حدود يك سال است كه از دانشگاه علوم پزشكي تهران بازنشسته شده ام، اما هنوز پاداش اين بازنشستگي پرداخت نشده است. از دولت محترم تقاضاي رسيدگي مي شود.
قاسم نيا
¤ آپارتمانم را به همسرم صلح كردم و حالا كه به اداره دارايي مراجعه كردم تا براي تنظيم سند مفاسا حساب مالياتي بگيرم، اين اداره از من كد رهگيري معاملات مطالبه مي كند و راهي بنگاه هاي معاملات ملكي كرده است. فكر نمي كنيد اين كار مردم را سرگردان و كلافه كرده است.
كيهان نيا
¤ در بيمارستان... بندرعباس، تمام كارهاي مربوط به بانوان، توسط پزشك هاي مرد انجام مي شود. حتي در مورد مامايي نيز در اين بيمارستان، پزشك زن حاضر نيست. از وزارت بهداشت و درمان تقاضاي رسيدگي مي شود.
سالاري از هرمزگان
كيهان: نام بيمارستان نزد روزنامه محفوظ است.
¤ براساس اعلان مسئولين سازمان بازنشستگي قرار بود خردادماه طلب بازنشستگان 87 و 86 نيروهاي مسلح پرداخت شود ولي با گذشت قريب به 2 ماه خبري نيست. خواهشمند است به وعده ها عمل كنيد.
بازنشسته اكبرزاده از مشهد
¤ از نيروي انتظامي تقاضا مي شود نسبت به برخورد با افرادي كه به بهانه داروفروشي در ناصرخسرو جلوي مغازه ها بعضا به ايجاد مزاحمت و فروش موادمخدر مبادرت مي ورزند اقدام نمايند.
قاسمي
¤ اين دومين بار است كه راجع به آسفالت شهرك شيرين انصاري بوستان پنج اعتراض مي كنم. آيا سزاوار است بعد از گرفتن پول از اهالي اين كوچه بعد از 17 سال هنوز اين كوچه آسفالت نشده باشد. اين در حالي است كه در سفر رئيس جمهور محترم به اين منطقه بودجه قابل توجه هم دريافت شده است پس چرا اقدامي صورت نمي گيرد؟
رضازاده از رودسر

 



سازماندهي اپوزيسيون برانداز در پوشش همراهي با موسوي (خبر ويژه)

يك عنصر چپ و ضد انقلاب مقيم آلمان با تاكيد بر اينكه «جريان سكولار غيرمذهبي در موقعيتي نيست كه اپوزيسيون و آلترناتيو جمهوري اسلامي باشد» از جريان هاي ضد انقلاب دعوت كرد فعلا در پوشش حمايت از موسوي و كروبي به فعاليت ادامه دهند.
كاظم كردواني عضو كانون منحله نويسندگان و از طرفداران پروژه تهاجم فرهنگي در گفت وگو با سايت گروهك فدائيان خلق تاكيد كرد «آقاي موسوي يي كه قبل از انتخابات حرف مي زد با آقاي موسوي امروز يكي نيست. حرف هايي كه امروز مي زند، حرف هايي نيست كه قبل از انتخابات مي زد. اگر او با پختگي تغيير موضع دهد بايد اين را به فال نيك گرفت. حركت اخير اپوزيسيون طبيعتا موسوي و آقاي كروبي را به تغيير موضع مي كشاند و حركت به گونه اي است كه اجازه عقب نشيني از موضع را نمي دهد.
وي با لحني منافقانه، درباره تاكيد بر شعارهايي نظير جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي يا سكولاريسم و دوري از مذهب گفت: اگر گروهي شعارهاي مذهبي بدهند، تعداد زيادي كه سكولار غيرمذهبي هستند از جنبش كنار گيري خواهند كرد و اگر سكولارهاي غيرمذهبي بگويند به جريان هاي مذهبي كاري نداريم، باز هم عده اي از جنبش جدا خواهند شد. زياده روي ضرر مي زند. امروز آلترناتيو سكولار غيرمذهبي براي حكومت در موقعيتي نيست كه بتواند مجموعه جامعه را هدايت كند. اگر راه حلي وجود داشته باشد اين است كه اين فعالان سياسي و اجماعي و فرهنگي در جنبش شركت كنند تا بتوانند آرام آرام سازماندهي كنند و ديدگاه هاي خود را در جامعه تثبيت نمايند. اپوزيسيون سكولار غيرمذهبي اگر بتواند با حفظ تمايز در جنبش شركت كند و تبديل به يك نيروي اجماعي شود، به موفقيت بزرگي دست يافته است.
اين چپ پشيمان همچنين ايده اعتصاب و تعطيلي صنايع را خام و ناممكن دانست و با اذعان به بي اقبالي به شعار سرنگوني گفت: شما بايد سياست هايي را مطرح كنيد كه قابل تحقق باشد. مي توانيم شعارهاي عالي بدهيم اما بايد ديد بازتاب هاي اجماعي آن چه قدر است. به گمان من طرح چنين ايده هايي نادرست است و حاصلي جز سرخوردگي ندارد. همچنين طرح شعار سرنگوني رژيم- كه بايد ديد در ايران چه كسي مي تواند آن را طرح كند- چيزي جز پراكنده كردن و از هم پاشيدن حركت عمومي نخواهد بود.
كردواني در عين حال تصريح كرد: طبيعتا بايد شعار تغيير قانون اساسي و جدايي دين از حكومت را بخواهيم.

 



آمريكا امتياز مي خواست اصلاح طلبان فرصت را فراهم كردند (خبر ويژه)

روزنامه آمريكايي بوستون گلوب يكي از دلايل حمايت كاخ سفيد از آشوبگري مدعيان اصلاح طلبي را فاش كرد.
بوستون گلوب در تحليل خود تأكيد كرد: دولت اوباما اميدوار است حوادث پس از انتخابات و افزايش شكاف در ايران، منجر به امتيازدهي جمهوري اسلامي به آمريكا شود.
اين روزنامه افزود: اكنون فرصت مناسبي براي مذاكره فراهم شده و حوادث اخير مي تواند فرصت تازه اي براي دولت آمريكا باشد.
بوستون گلوب همچنين نوشت: بهترين گزينه و شانس براي باراك اوباما در جهت اينكه به دو گزينه خطرناك «پذيرش ايران اتمي» يا «افزايش تنش ها در روابط دو جانبه با ايران» تن ندهد، تجديد درخواست مذاكره با دولت ايران در كنار تاكيد بر اين نكته است كه اين مذاكره با تمام ايرانيان است و هدف آن صرفاً معامله يا مذاكره با گروه خاصي نيست.
مقامات آمريكايي از دولت بوش تا به امروز بارها تاكيد كرده اند كه ايران در مذاكرات هسته اي 6 سال اخير و همچنين تعاملات و مذاكرات مربوط به مسائل منطقه اي دست برتر را داشته و تا وضعيت بدين نحو است، توقع مذاكره موثر- با هدف امتيازگيري از ايران- احمقانه و مضحك خواهد بود. آنها به همين دليل با تدارك اغتشاش درصدد برآمدند براي ميز مذاكره، برگ برنده اي در دست داشته باشند اما با وجود انتحار افراطيون، برگ كذايي هم با اقتدار جمهوري اسلامي و هوشياري ملت ايران سوخت و خاكسترش براي غرب و آمريكا باقي ماند. اكنون برخي از كارشناسان و صاحب نظران غربي اذعان مي كنند نشستن پاي ميز مذاكره و جلب اعتماد ايران و بر حذر ماندن از تلافي اين كشور به مراتب سخت تر از گذشته است.
همكاري آمريكا و غرب با افراطيون مدعي اصلاح طلبي در آشوب هاي خياباني در حالي به اوج رسيد كه در چالش هسته اي نيز مقامات دولت بوش بارها اعلام كردند به كمك اصلاح طلبان توانسته بودند تمام فعاليت هاي هسته اي ايران را به تعطيلي بكشانند اما روي كار آمدن دولت اصولگرا همه چيز را به هم ريخت. بوش به همين دليل از حمايت صريح خود از اصلاح طلبان در ايران خبر داده بود و اوباما نيز همان رويه را به شيوه اي پنهانكارانه تر ادامه داد.

 



كبوتر با كبوتر... كروبي با سفارت انگليس!؟ (خبر ويژه)

پروژه «عادي سازي» به طور گسترده در دستور كار محافل رسانه اي مرتبط با پروژه شكست خورده اغتشاش و آشوب قرار گرفته است. در اين پروژه كه واكنشي منفعلانه به رسوايي بزرگ پس از انتخابات ارزيابي مي شود، رسانه ها و چهره هاي درگير در ماجرا در تلاشند تا اصطلاحاً قبح «جاسوسي براي بيگانه و سفارت هاي خارجي»، «دخالت و تحريك براي آشوب»، «تلاش براي باج خواهي ولو به قيمت به هم ريختن كشور و قرباني كردن شماري از شهروندان» و... را بريزند و ارتباط و همكاري با جبهه دشمنان اصلي انقلاب در خارج را عادي جلوه دهند. دو روزنامه اعتماد و اعتماد ملي- در كنار برخي نشريات زنجيره اي مشابه- در پروژه تازه نيز مانند پروژه تقلب و آشوب، هماهنگ با صداي آمريكا، بي بي سي انگليس، راديو فردا، دويچه وله آلمان و راديو فرانسه عمل مي كنند. زير سؤال بردن اعترافات عوامل دستگير شده اغتشاش و تمركز محض بر موضوع «بدرفتاري با دستگيرشدگان» از ديگر شگردهاي «شبكه عنكبوت» در تحريف صورت مسئله است.
در اين زمينه ارگان حزب اعتماد ملي- حزبي كه دبير كل ناكام آن براي عقب نماندن از قافله، تحريك به ميدانداري در اغتشاشات شد و برخي از همكاران و اعضاي اصلي آن نظير محمدعلي ابطحي جزو عوامل تحريك به آشوب بودند- در مقاله اي به قلم صادق زيبا كلام، اقدامات خصمانه سفارت انگليس در چند ماه اخير را «وظيفه ديپلماتيك و نه جاسوسي» توصيف كرد!
زيباكلام براي بي ارزش ساختن اعترافات حسين رسام تحليل گر ارشد سفارت بي بي سي در دادگاه مبني بر «ارتباط گيري و جمع آوري خبر از ده ها چهره سياسي از جمله عطريانفر، شمس الواعظين و ليلاز» و «حضور فعال ديپلما ت هاي انگليسي در آشوب ها»، اعترافات نامبرده را زير سؤال مي برد و مي نويسد: اساساً كاركرد يك سفارتخانه از جمله سفارت انگلستان در تهران چيست؟ عادي ترين كاري كه سفارت بريتانيا در تهران انجام مي دهد آن است كه از جمله بايد با افراد، شخصيت ها و رهبران سياسي مختلف، نخبگان سياسي، و روحانيون و ساير گروه ها مراوده و گفت وگو داشته باشد. تمام آنچه حسين رسام انجام داده چيزي نبوده الا اينكه وي و سفارت در تهران صرفاً به وظيفه اصولي و ديپلماتيك خود عمل مي كرده اند. رسام ظرف 5 سال گذشته افراد و چهره هاي خوشفكر را به مقامات مافوق سفارت معرفي مي كرد و با آنها قرار شام و نهار و عصرانه با مقامات ارشد سفارت مي گذاشت و اين اساساً شغل وي بوده».
زيبا كلام كه گويا خيلي هم از فعاليت هاي سفارت بي خبر نيست، توضيح نداد كه اولاً با اين اوصاف اساساً جرم جاسوسي و خيانت به كشور يعني چه، ثانياً براساس كدام موازين حقوقي و پروتكل هاي ديپلماتيك، جاسوسي و مداخله به قصد ايجاد آشوب- كه تحليل گر سفارت انگليس بدان اعتراف مي كند و آقاي زيبا كلام مصر به انكار آن است!-جزو وظايف و كاركردهاي يك سفارت سالم و قانوني است. ثالثاً اگر جاسوسي از سوي بيگانگان را امري عادي- و نه قانوني- بدانيم، آيا حكم خبرچيني و جاسوسي براي بيگانگان هم به همان اندازه عادي است. رابعاً آيا «چهره هاي خوشفكر» در دادن اطلاعاتي كه بعضاً سري است نبايد از خود بپرسند دولتي كه در عرض يك قرن، يك نهضت (مشروطه) را به شكست كشانده و دو كودتا را به ملت ايران تحميل كرده و پس از آن در انواع دشمني ها و آخرين آنها چالش هسته اي پيشاهنگ بوده، با اين آدم هاي خوشفكر چه سروسري دارد؟!
البته پاسخ به اين ابهامات چندان پيچيده نيست چرا كه در همان روزگاري كه گروهك ها فرزندان ملت را در كردستان و مناطق غربي كشور سر مي بريدند، آقاي زيباكلام را متفاوت تشخيص داده و بلافاصله پس از بازداشت رها كردند. او سال ها بعد به تأسي از تئوري كارل پوپر (از شواليه هاي ناتوي فرهنگي) مبني بر «توطئه توهم است» كتابي در انكار نقش استعمار در عقب ماندگي نوشت. 9-8ماه پيش هم وقتي وزارت خارجه و سيستم اطلاعاتي انگليس تشخيص دادند كه براي برهم ريختن انتخابات و مردم سالاري در ايران لازم است شبكه تلويزيوني بي بي سي را هم راه اندازي كنند، آقاي زيباكلام تقريباً تنها ايراني مقيم كشور بود كه تملق نامه رپرتاژگونه و مفصلي براي اين شبكه تلويزيوني در سايت آفتاب - سايت وابسته به برخي ديپلمات هاي هسته اي سابق كه اتفاقاً برخي اطلاعات هسته اي را به سفارت انگليس داده بودند- نوشت و تعجب ناظران را برانگيخت. حالا شما پيدا كنيد پرتقال فروش را و اينكه اين آقاي خوشفكر و خوش سابقه! در ستون تحليل هاي ارگان حزب اعتماد ملي چه مي كند و چرا به عادي سازي جاسوسي و خرابكاري آن هم در سطح اقدامات سفارت دولت خبيث انگليس مي پردازد؟! آيا بي بي سي جرأت داشت به اين گستاخي، جاسوسي را عادي جلوه دهد يا به تبرئه دولت متبوع خودكه در پي اعترافات حسين رسام، به انفعال و لكنت زبان افتاده است بپردازد ؟ وسرانجام اينكه كدام سنخيت باعث اين ميزان از همراهي و تجانس ميان «اعتماد ملي» كروبي و سفارت انگليس شده است؟
اين نكته هم شايان ذكر است كه حزب اعتماد ملي پس از شكست سنگين نامزد (دبير كل) حزب در انتخابات و كسب صرفاً 330 هزار رأي از مجموع حدود 40 ميليون رأي دچار بحران روحيه و هويت شديد شده و براي جبران آن تحت فشار و تحريكات برخي عناصر تندرو براي افراطي گري بيشتر قرار گرفته كه شايعه پراكني هاي اخير كروبي- با ميدانداري پسر وي- از جمله اين رفتارهاست.
دعوت از عناصر بدسابقه اي چون سروش، سحرخيز، عبدي و ابطحي و ... به ستاد كروبي چند ماه قبل از انتخابات، ترديدها درباره نفوذ بيگانگان و عناصر افراطي وابسته در حزب اعتماد ملي را شدت بخشيده بود.

 



اعلام جنگ يا راز بقا؟! (خبر ويژه)

همكار سابق روزنامه هاي زنجيره اي كه مدتي است به لندن گريخته، درباره بازخواست سران اغتشاش هشدار داد و مواخذه آنها را به منزله «اعلام جنگ رسمي» توصيف كرد:
«مسيح- ع» در بحبوحه التهابات سياسي از كشور خارج شد و پس از خروج از كشور مدعي شد اگر در كشور مانده بودم، دستگير مي شدم. وي كه با برخي سايت هاي بيگانه نظير بي بي سي و راديو زمانه همكاري مي كند، با ژست حمايت از برخي سردمداران جبهه اصلاحات مدعي شد: اگر حاكميت حتي يكي از اينان را محاكمه كند، به منزله اعلام جنگ رسمي و آماده كردن نيروهاي نظام براي اعلام جنگ واقعي است.
نامبرده ماهها پيش از انتخابات با ابراز غيظ و غضب به مردم شريفي كه با اشتياق تمام در شهرهاي مختلف به استقبال رئيس جمهور مي روند، آنها را به دلفين هايي كه به اين طرف و آن طرف مي پرند، تشبيه كرده بود. وي چند ماه پيش در مصاحبه با راديو زمانه (راديو بردگان) تصريح كرد كه حتي پدرش در ايران نيز به وي به چشم جاسوس و مزدور بيگانه نگاه مي كند.
اظهارات اين پادوي رسانه هاي بيگانه درباره نگراني از مواخذه سران اغتشاشات خياباني در حالي است كه برخي از عناصر مذكور با وجود اطلاع از واقعيات و پيامد دعوت به اغتشاش، هماهنگ با پروژه آژاكس2 آمريكا و انگليس عمل كرده و در واقع در پيشاهنگي جبهه خارجي مهاجم و اعلام جنگ كرده با نظام قرار گرفته بودند اما جز سرافكند گي نزد ملت و بدگماني و انزجار عمومي، چيزي عايدشان نشد.
برخي عناصر آوازه جو پس از خروج از كشور و مواجه شدن با بي اعتنايي طرف غربي كه هزاران نفر از اين دست روي دستشان مانده به صرافت مي افتند حرف هاي راديكال تر و گنده تر از ديگران بگويند تا مورد توجه قرار گيرند و به نظر مي رسد اظهارات اخير فرد ياد شده نيز در راستاي اجراي همين شيوه «بقا» باشد وگرنه بسياري از همين هايي كه امروز در حال محاكمه هستند، باورشان نمي شد با مصونيت هايي كه براي خود ساخته اند روزي مجبور به پاسخگويي در برابر محكمه باشند.

 



اگر ظرفيت اين چند نفر نباشد جنين براندازي سقط مي شود (خبر ويژه)

«بايد با رويكرد تاكتيكي دفاع از جمهوري اسلامي و جنبش سبز، از حداكثر ظرفيت ريزش نيرو در طرف جمهوري اسلامي و در درون ساختار قدرت بهره گرفت».
اين مطلب را يكي از هواداران گروهك تروريستي منافقين در توجيه همراهي با ميرحسين موسوي و مدعيان اصلاح طلبي عنوان كرد. «حبيب-ت» كه در سوئد اقامت دارد در سايت ضد انقلابي راهبرد مي نويسد: «جلب حمايت و يا حتي جلب بي طرفي مثبت برخي آيات عظام و بخش هايي از اصولگرايان در اين رويارويي، از اهميت استراتژيك برخوردار است و نبايد فعلاً در دام شعار عبور از جمهوري اسلامي به جمهوري ايراني افتاد. فراموش كردن موازنه منفي نيرو، به زيان جنبش است و اين وسوسه را در برخي برمي انگيزد كه مصنوعاً به حركت شتاب داده و رهبري آن را به جلو هل دهند.»
اين منافق متواري در حالي خواستار حمايت از موسوي شده كه در انتخابات به حمايت از كروبي برخاسته بود. نامبرده اضافه مي كند: معني تغيير شعار جمهوري اسلامي- به آن معنا كه موسوي و كروبي مي گويند- به جمهوري ايراني به طور ساده و صريح يعني يافتن رهبري جديد براي حركت و نگارنده نه در چشم انداز نزديك و در افقي كمي دورتر چنين بديلي را مشاهده نمي كنم به ويژه اينكه رهبري حركت چه موسوي و كروبي و حتي كمي آن سوتر خاتمي، نشانه اي از عقب نشيني بروز نداده اند. بايد توجه داشت كه تقويت نقش موسوي و كروبي به معناي تخريب و يا تضعيف نيروهاي بالقوه تحول طلب نيست زيرا در گفتمان اين دو نفر پتانسيل و ظرفيت پيشرفتي ماوراي آنچه در نگاه نخست به چشم مي خورد، وجود دارد. تقويت نقش اين دو در حقيقت مصادره وزن نيروهاي سنتي به سود كل جنبش است. نمي توان مسئله را از اين ساده تر توضيح داد. كوشش براي بديل سازي رهبري جنبش يا تحميل شعارهاي راديكال تر جز كمك به سقط اين جنين بسته نيست.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14