(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 20 مرداد 1388- شماره 19433
 

ارتقاء فرهنگ اجتماعي در گرو برنامه ريزي متحولانه
بررسي دلايل ضعف اخلاق فرهنگي در جامعه امروز- بخش پاياني



ارتقاء فرهنگ اجتماعي در گرو برنامه ريزي متحولانه
بررسي دلايل ضعف اخلاق فرهنگي در جامعه امروز- بخش پاياني

حسن آقايي
... تعجب مي كند. شگفتي، حالت طبيعي چهره اش را بدجوري درهم مي ريزد. گاه از شدت ناراحتي و تأسف، چشمانش را مي بندد و باز همچون دفعات پيش لحظاتي سكوت مي كند. او يكي از هزاران ساكن همجوار يك پارك بسيار بزرگ است. شاهد است كه عصرگاه و شب هاي تعطيلي به ويژه هر شب ايام تابستان از بلندگوي پارك به انبوه مردم و خانواده هاي حاضر در آن محيط سبز و مصفا توصيه و تقاضا مي شود از آوردن موتورسيكلت و دوچرخه به داخل پارك خودداري شود. از گذاشتن ظروف داغ و آتش كردن براي طبخ غذا روي چمن ها جداً خودداري شود،روي چمن ها راه نرويد، پارك متعلق به شما است، زباله ها را در كيسه نايلون بريزيد و در سطل هاي تعبيه شده در پارك بگذاريد... تكرارهاي چندباره به معناي بي خيالي و سهل انگاري در فرهنگ اجتماعي و بي نظمي در وظيفه شهروندي است. حالا، جاي تعجب و تأسف ندارد؟...
احترام گذاردن به مقررات اجتماعي، نشان از تحول و قابليت هاي انديشه گرايي انسان به شخصيت خود و ديگران نيز هست. نظافت محيط زيست، رعايت حقوق ديگران، پايبندي به نيك كرداري، قانون مداري، ارتباطات اجتماعي و... و... سبب امنيت، آسايش و برقراري روابط حسنه بين افراد و اجتماع مي شود.
فرهنگ؛ سامان دهي اخلاقي و رفتاري
در شناساندن كلمه فرهنگ كه دامنه گسترده دارد نظرات بسياري گفته شده است. يك مردم شناس معروف انگليسي به نام «تايلور» فرهنگ را مجموعه اي پيچيده ناميده است. از اين تعريف مي توان نكات برجسته اي مشخص كرد: فرهنگ پديده اي انساني و به نوعي تميز دهنده انسان از حيوان، امري اكتسابي و نه غريزي و قابليت كسب كردن است. بنابراين، انضباط اجتماعي مي تواند يك فرهنگ باشد كه در طول حيات بشري و با توجه به احساس نياز به آن به وجود آمده است. انضباط اجتماعي گردآوري شده از قوانين بايدها نبايدها و اخلاقيات است كه توسط افراد يك جامعه رعايت مي شود و روش و رفتارشان از طريق فرهنگ شان تعيين مي شود. به مفهوم ديگر، انضباط اجتماعي جزيي از مجموعه وسيع فرهنگ است كه خود از فعاليت هاي آموخته گروه هاي بشري است.
براساس اين تعاريف، نهادينه كردن فرهنگ نظم اجتماعي همواره در طول تاريخ از دغدغه هاي مسئولان مملكت بوده و هست، و اين در حالي است كه نظم اجتماعي به عنوان بستري براي رشد و توسعه همواره از ارزش والايي برخوردار بوده است. در جوامع فعلي، فرهنگ انضباط اجتماعي رابطه اي مستقيم با توسعه صنعتي دارد به طوري كه كشورهاي صنعتي و پيشرفته دنيا از انضباط اجتماعي بالاتري نسبت به جوامع موسوم به جهان سوم برخوردار بوده اند. اين انضباط در تمام امور زندگي شان قابل مشاهده است. با عنايت به آن كه نظم اجتماعي نوعي فرهنگ محسوب مي شود، بايد افزود كه لازمه توسعه، داشتن فرهنگ توسعه است. گرچه نهادينه شدن فرهنگ در جامعه، زمان زيادي مي برد اما ضرورتي انكارناپذير است.
نقش آموزش و پرورش در فرهنگ
فرايندهاي علمي- عملي آموزش و پرورش را مي توان كليد طلايي دگرگوني ساختارهاي ايمني تربيتي- اخلاقي و يادمان تاريخي ارزشمند دانست.
«دكتر سيما ويسي نژاد» عضو كميته علمي تخصصي دانشگاه جامع علمي- كاربردي و مدرس دانشگاه، در پاسخ به سؤالم پيرامون فرهنگ مداري، نظامندي در مراودات، ارتباطات و اخلاق در جامعه نكات ظريف و جامعي را مطرح مي كند و مي گويد: «نقش آموزش و پرورش در تربيت نسل آينده كه عهده دار مهم ترين وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي است بركسي پوشيده نيست. نگاه تحول را در مديريت كلان آموزشي و تربيتي جدا از نگاه بخشنامه اي و اداري رمز زنده كردن ارزش ها و احياي تفكر اخلاقي برآيند از بستر آموزش و پرورش است. وجود چنين مديراني سبب مي شود همپاي معلم و دانش آموز طرح ها و ارزش ها نمود عملي بيشتري پيدا كنند. اگر موضوع تربيت را در مدارس با نگاه تحول اخلاقي در دانش آموز معنا كنيم، دراين صورت ارزش ها در كنار اصول علمي مجال رشد و بالندگي پيدا خواهند كرد. چه بسا يك موضوع علمي و آموزشي طي ساليان متمادي از ذهن دانش آموز فراموش شود اما يك نگاه اخلاقي و تربيتي تا آخر عمر دانش آموز، با او خواهد بود. پس بايد به ماندگاري ارزش هاي فرهنگي در بستر تعليم و تربيت بينديشيم.»
وي همچنين براين باور است: «اولين چيزي كه در زندگي اجتماعي مهم است مراودات مردم با يكديگر است. در اسلام، چه دستورات فردي و چه دستورات اجتماعي همگي براساس رضايت، شادي، نشاط، تحرك و اميد انسان هاست. دقت دراين احكام، جدا از عنصر رضايت كه شادماني هميشگي را تضمين مي كند، نشان دهنده رفتارها و اعمال شادي بخش و نشاط آور است.»
فرايندهاي بي اعتنايي به فرهنگ كار
«دكتر ويسي نژاد» در ادامه صحبت هاي خود، با اشاره به آن كه ظاهرا كلمه كار و فرهنگ كار عناويني فراموش شده است، مي گويد: «امروزه فرار از كار و كم كاري در محيط هاي اشتغالي به صورت يك هنجار اجتماعي در ميان برخي افراد جامعه جاافتاده است. بي توجهي به الزام كار و فرهنگ كار به ويژه در دوران معاصر تأثيرات نامطلوبي بر بنيان هاي اقتصادي، اجتماعي و حوزه صنعت گذاشته است. صاحب نظران يكي از عوامل مهم توسعه نيافتگي را عدم رشد حوزه صنعت و توليد مي دانند و معتقدند رشد اين دو حوزه در گرو نهادينه كردن فرهنگ كار است، كاري كه نياز به تصميم گيري گروهي و اراده ملي دارد. در واقع اهميت دادن به تخصص يا به عبارتي تخصصي شدن فعاليت و رعايت تقسيم كار موجب افزايش مسئوليت پذيري مي شود كه از جلوه هاي اصلي و بالاي فرهنگ كار است: فراهم كردن امكان تصميم گيري براساس عقل و درايت و اهتمام واقعي به علم در تمام مراحل زندگي به ويژه از دوران كودكي از جمله بنيان هاي اصلي و تأثيرگذار در ايجاد تقويت فرهنگ كار محسوب مي شود.»
«رضا نباتي» كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي دراين باره مي گويد: «سناريوي فرهنگ باوري در همراهي متوليان فرهنگي با جامعه به وجود مي آيد كه بر اثر مبادله فرهنگي بين اولياي فرهنگي و اعضاي اجتماع تبديل به فرهنگ پذيري مي شود و در فلسفه فرهنگ مشكلي ايجاد نمي شود.» وي دراين باره به پشتوانه تمدن ريشه دار ايران اشاره مي كند و براين مبنا اظهار مي دارد «چنانچه در طرح و برنامه ها به ريشه فرهنگي مان توجه شود، آنگاه برنامه سازي هاي فرهنگي مقطعي نخواهد بود.» ادامه نظر او پيرامون موضوع فرهنگ اشاره اي به عزاداري ها است به گفته وي به جاي آن كه با برخي سليقه ها كه غيراصيل است مستقيم برخورد كنيم، بهترين كار آن است كه خوبي هاي فرهنگ را پررنگ و اشكالات را كمرنگ كنيم مضاف به آن كه در طول زمان كوتاه نمي توان به وسيله انقلاب فرهنگ اصيل را گسترش دهيم.» مي گويم درباره مشكلات فرهنگي، اجتماعي، زيست محيطي، رانندگي، حرمتمداري، بخشش و... سال ها است از تريبون هاي مختلف مسئولان حتي در مباحث بين مردمي سخنان متعددي مي شنويم مبني بر اين كه به فرهنگ سازي نياز داريم كه اين مسئله به فرصت و زمان خاص نيازمند است، حال شما هم به لزوم توسعه فرهنگ گرايي كه به حق يك ضرورت حياتي در بسياري عرصه هاي جامعه است توصيه و تاكيد داريد؟
پاسخ اين كارشناس ارشد تعليم و تربيت، معطوف به مديريت ها است، وي مي گويد:«اين مسئله به متوليان امور فرهنگي، سياسي و اجتماعي برمي گردد چرا كه آنان بايد سناريوي فرهنگي داشته باشند و بين برنامه ريزان و اعضاي اجتماع بايست تقابل و مبادله صورت گيرد، نقاط قوت را تقويت كنيم. رفتارها و فرهنگ موجود جامعه با فرهنگ مطلوب همسازي و هماهنگي شوند. نكته مهم آن است كه باورهاي فرهنگي به واقع فرهنگ شفاهي بوده است. يك مشكل در جامعه فرهنگ غالب شفاهي است كه بايد تبديل به فرهنگ كتبي شود و آن را تقويت كنيم. بايد دانست وقتي طالب مطالعه نيستيم، رشد فكري و فرهنگي از عمق لازم برخوردار نيست ولي اقيانوسي از فرهنگ هاي مختلفي داريم اما عمق آن فرهنگ ها بسيار اندك است. براي دست يافتن به ژرفاي اين موضوع مهم بايد سازمان هاي تبليغات و صدا و سيما و وزارتخانه هاي فرهنگ و ارشاد اسلامي و آموزش و پرورش هماهنگ شوند و جامعه را از كماي موجود بيرون آورند» وي در ادامه مي گويد: «تحقق آن انسجام باعث خروج از كما مي شود. من فكر مي كنم در بحث كنترل ترافيك و آلودگي هوا بايد موضوع فرهنگ پذيري نيز مورد توجه قرار بگيرد. همچنين بهداشت محيط، كيفيت آموزش در خانه و خانواده، محيط هاي رسمي تحصيلي، اصلاح الگوي مصرف، فرهنگ معنوي، ايثار، مقاومت و... همه نياز به تقويت فرهنگ پذيري و نه جامعه پذيري، دارند. در باورهاي فرهنگي و مباني برنامه ريزي هاي فرهنگي، بازنگري را از خود شروع كنيم. متوليان بايد ابتدا خودشان اين موارد را رعايت كنند چون عدم رعايت متوليان ممكن است جامعه را دچار تعارض كند.»
«نباتي» در حوزه بازنگري باورها و برنامه ريز ي ها و چگونگي انجام آن ها تكيه گاه گفتار خود را جامعه ديني مان مي داند و مي گويد: «مسايل فرهنگي ما كه مشتق و نشأت گرفته از فرهنگ ديني و اعتقادي ماست بايد پاسخگوي نيازهاي روز نسل جوان و نوجوان باشد و آنان را به اقتضاي زمان تربيت كند. بايد روش هاي نو و برنامه هاي جديد در توسعه و تعميق فرهنگ معنوي متناسب با احتياج هاي امروز باشد، در بحث فرهنگ يادمان باشد كه آموزش، اجتماع و موضوعات تربيتي و اقتصادي را از فرهنگ جدا ندانيم چون آموزش در بستري فرهنگي اتفاق مي افتد و خودساز هم است. نكته مهم در باب فرهنگ پذيري بحث ايجاد دانش و علاقه با فرهنگ مدنظر ماست. اين امر با دادن اطلاعات و گفتن و برنامه ساختن اتفاق نمي افتد. از سوي ديگر هر فرد بنابه وظيفه بايد از قانون تابعيت كند، به عنوان نمونه، با توجه به اين كه بستن كمربند ايمني هنگام رانندگي يك الزام قانوني است ليكن بسياري هنوز حين رانندگي اين ضرورت را رعايت نمي كنند و يا فردي كه در محل كار نسبت به انجام وظيفه اش كم اعتنا است، كسي كه گرانفروشي مي كند يا فردي كه حق ديگري را تضييع مي كند و امثال رفتار و عملكردهاي ناروا نبايد با بدترين نحوه به آن پاسخ گفت، گرچه موضوع تشويق و تنبيه بايست مدنظر باشد. اگر چنين اتفاقات با بسترسازي مناسب فرهنگ باروري در جامعه صورت نگيرد انگيزه مثبت از دست مي رود.
آفت اخلاقي
خصوصيات ناخوشايند در فرهنگ رفتاري برخي ها حاكم شده كه پيامدهاي سويي دارد ولي به دليل شيوع آن، قبح خود را البته در نزد برخي ها از دست داده و به صورت يك نوع فرهنگ پابرجا ماندگار شده است. وظيفه دستگاه هاي فرهنگي و مرتبط با امر تعليم و تربيت اين است كه از جا كندن اين چنين خصوصيات اخلاقي را از ميان بردارند. به بيان ديگر چنانچه نهادهاي مسئول تعليم و تربيت، جامعه را در جهت اصلاح تغيير ندهند، درواقع به وظيفه خود عمل نكرده اند. نمونه هايي از اين خصوصيات اجمالا با توضيحاتي، چنين است: رعايت حقوق ديگران از اهم فضايل اخلاقي است كه بايد از ابعاد فردي و اجتماعي در فرهنگ جامعه تزريق شود، چرا كه در جامعه مظاهري از عدم رعايت حقوق ديگران در رفتارهاي روزمره به چشم مي خورد: عدم رعايت نوبت در صف ها؛ گران فروشي، عدم رعايت حقوق همسايه، مزاحمت هاي خياباني، كلاه برداري، فروش اجناس تقلبي، كم گذاشتن در «پيمان» كاري، غيبت، افتراء، تظاهر و ريا، دو چهره بودن، خيانت در امانت و عدم شجاعت اخلاقي.
«ويسي نژاد» ادامه اين بخش از گفتارشان را معطوف به موضوعات منفعت محوري، بها ندادن به وقت، قانون گريزي مي داند. به گفته وي: «افرادي از جامعه منافع فردي شان را بر منافع جمعي ترجيح مي دهند، اين نشانگر عدم رشد احساس مسئوليت اجتماعي است. از سوي ديگر در محاورات و مراسم با مواردي روبرو مي شويم كه مي نمايد وقت گذراني است نه استفاده بهينه و تنها چيزي كه روي آن حساب نمي شود، زمان است. مورد ديگر قانون گريزي است. در جامعه هنوز فرار از قانون، به زرنگي و شجاعت! تعبير مي شود. برخي شركت ها و موسسات تجاري براي كم پرداختن ماليات خود، دو دفتر حساب دارند و بعضا دفتر خود را طوري تنظيم مي كنند كه مشمول ماليات نشوند يا كمتر بپردازند!»
فرهنگ پذيري
روش زندگي
«دكتر ويسي نژاد» كه در رشته اطلاع رساني و ارتباطات نيز تخصص دارد، ادامه ديدگاه هاي كارشناسي خود را معطوف به فرهنگ پذيري مي داند و مي گويد: «فرهنگ به يك معنا راه و روش زندگي انسان ها است. هر نسلي براي ادامه حيات خود نياز به فرهنگ دارد. به گفته او مكانيسم انتقال فرهنگ آنقدر مهم است كه مي تواند ماهيت فرهنگ را تغيير دهد و چه بسا مي تواند آن را وارونه انتقال دهد. مهمترين عوامل انتقال دهنده فرهنگ و فرهنگ پذيري، افراد يك جامعه عبارتند از خانواده، مدرسه، گروه همسالان، رسانه هاي جمعي و...
خانواده به عنوان اولين محيط انتقال دهنده فرهنگ از جايگاه پراهميتي برخوردار است و يكي از تأثيرگذارترين عوامل بر شكل گيري شخصيت افراد جامعه محسوب مي شود. نظرات و رفتارهاي خانواده مستقيما بر اعمال و رفتار كودك نيز تأثير مي گذارد. خانواده ها مي توانند نظم اجتماعي را در قالب برنامه ها به فرزندان خود انتقال دهند. برنامه هايي از قبيل وقت شناسي، احساس مسئوليت، احترام به حقوق ديگران، رعايت نظم و پاكيزگي از جمله مواردي هستند كه خانواده ها با توجه به ويژگي هايي كه دارند، مي توانند به فرزندان خود انتقال دهند.»
گزارش روز

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14