(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


دوشنبه 19 مرداد 1388- شماره 19432
 

گوهر فرهنگ گم شده در پيچ و خم هاي زندگي
بررسي دلايل ضعف اخلاق فرهنگي در جامعه امروز- بخش نخست



گوهر فرهنگ گم شده در پيچ و خم هاي زندگي
بررسي دلايل ضعف اخلاق فرهنگي در جامعه امروز- بخش نخست

حسن آقايي
فرهنگ، انديشه و روان انسان را صيقل مي دهد، همان دانش است كه معرفت انسان را بارور مي كند و زندگي را نظم و قوام مي دهد.
فرهنگ، درخشان ترين و ماندگارترين برگ شناسنامه زندگاني يك ملت، يك قوم و يك سرزمين است.
فرهنگ، معتبرترين وثيقه انسان محوري، قانون مداري، مهرورزي، بخشندگي، همدلي و اخلاق گرايي است.
فرهنگ و جامعه ما همواره به اصالت هاي معنوي، ملي و سوابق ارزشمند تاريخي خود معروف بوده و بدان مي بالد.
اما با اين همه تفاخر معرفتي ريشه دار، خرده تناقض هايي فضاهاي همزيستي را كدر مي كند و اگر چه ناگفته پيدا است اما چند مورد ذكر مي شود: بي نظمي در رانندگي، عدم رعايت حقوق فردي و اجتماعي، وقت ناشناسي، خلف وعده ديدارهاي فاميلي و دوستي و بعضا حتي در رده هاي مديريتي در مقام اجرايي، تسهيلاتي، حمايتي و... اجحاف برخي فروشندگان نسبت به مشتريان به لحاظ گران فروشي، نبودن امكانات نسبي حمل ونقل شهري نسبت به جمعيت و مشكلات و رنج هاي شلوغي در انواع وسايط نقليه موتوري سنگين و نيمه سنگين و بي ملاحظگي ها در حفظ اموال عمومي (بيت المال) و...
در اين دو شماره گزارش نيم نگاهي به موقعيت و لزوم فرهنگ گرايي، دلايل بي نظمي در مبادلات و رفتارها و طرح مواردي به عنوان چاره جويي خواهيم پرداخت.
مفهوم واژه فرهنگ
تعريف مفهوم واژه فرهنگ خلاصه مي شود به مجموعه باورها و رفتارهاي گروهي در جامعه كه در اضلاع مختلف خود پيچيدگي ها و جنبه هايي دارد از جمله فرهنگ خاص و عام و معنوي و مادي.
يك كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي، در شناسه هاي چندسويگي فرهنگ پذيري فردي، اجتماعي و نظم و قانون گرايي معتقد است جامعه بايد متناسب با شرايط زمان، خود را با فرهنگ پذيري همساز كند. حتي بر اين نظر است كه چنانچه جامعه، فرهنگ را هدايت نكند، فرهنگ خود راهنماي جامعه خواهد شد و در عين حال از آن مي گويد كه فرهنگ پذيري در تبادلات فرهنگي متوليان مربوطه شكل و توسعه مي يابد و همچنين با اشاره به لزوم تقابل ميان برنامه ريزان فرهنگي و اجتماعي بازنگري بنياني برنامه ريزي ها و شروع نخست از جانب مسئولان و هماهنگي بين دستگاه هايي كه نقش مستقيم در گستره و آموزه هاي فرهنگي دارند را مطرح مي كند كه مي توانند جامعه را از كم و كسري هاي پروسه فرهنگي و تعليم و تربيت، بيرون آورند.
پيشي گرفتن فرهنگ مادي
از فرهنگ معنوي
«رضا نباتي» فرهنگ را مجموعه اي پيچيده و دربرگيرنده باورها و رفتارها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي ديگر مي خواندكه به وسيله انسان به عنوان عضوي از يك جامعه انجام مي شود. وي مي گويد: «در آشكاري عناصر دخيل در موضوع فرهنگ تنها هنرمندان اهل فرهنگ نيستند بلكه روحانيون، معلمان، اساتيد دانشگاه، قاريان و مداحان قرآن، مسئولان امور فرهنگي، اجتماعي و سياسي هم اهالي فرهنگ هستند كه هر طيف به يك صورت در فرهنگ تأثيرگذارند. ابعاد فرهنگ هم متعدد و مختلف است از جمله عام و خاص؛ فرهنگ عام از سير اجتماعي شدن برخوردار است كه در عرصه مثلا بين المللي، ملي و يا ديني نمود پيدا مي كند. اما فرهنگ خاص، فراگيرتر از خانواده و در حوزه اداره، شهر، روستا و قوم است كه خود با هم يك مجموعه مرتبط فرهنگ را در قالب فرهنگ ملي يا ديني تشكيل مي دهد.»
اين كارشناس فرهنگي ادامه مي دهد: «فرهنگ همچنان ابعاد مادي و معنوي دارد؛ فرهنگ مادي گرايي و تجملاتي معمولا رشدش سريع تر از فرهنگ معنوي است، دليلش هم بحث نياز انسان است. به گفته وي اگر در جامعه دچار چالش فرهنگي هستيم علتش اين است كه فرهنگ معنوي متناسب با فرهنگ مادي، رشد نكرده است. فرهنگ معنوي شامل ادبيات، فلسفه عام، سياست و اجتماعات است. او مي گويد: «در بحث رشد و ارتقاء در ابعاد مختلف فرهنگ در اجتماع يك حلقه مفقوده در قالب عدم توجه يا كم توجهي به موضوع فرهنگ سازي است...»
يك كتاب فروش علت بهم ريختگي هاي روابط نيك و حسنه فردي و اجتماعي و رعايت حال و وضعيت همديگر را نخست از سودانديشي ماديات و شرايط اقتصادي و كم اعتنا شدن به ملاحظات انساني- فرهنگي و غفلت يك نسل مي داند.
غفلت يك نسل از فرهنگ مداري
«منفعت جو هستيم.» اين اولين جمله «همايون» است. و بعد: «هرچه به نفع مان باشد به سويش مي رويم. حتي عبور از چراغ قرمز را به سود خود مي دانيم. راننده اتوبوس ريالي پشت چراغ قرمز كه ايستگاهش هم نيست در ماشينش را باز مي كند و مسافر سوار مي كند اما راننده اتوبوس بليتي فقط در ايستگاه هايش توقف مي كند. تفاوت اين دو عملكرد همان سود داشتن و سود نداشتن است. البته شايد راننده اي كه فقط در ايستگاه مسافر سوار مي كند نظم در كارش را مهم مي داند ولي كتاب فروش معتقد است: «علت تنزل مراعات حقوق ديگران و پايبندي به وظايف اجتماعي، شغلي و فرهنگي غفلت از خودسازي رفتاري و فرهنگ مداري در سال هاي گذشته است يعني همپاي توسعه اقتصادي و كسب معاش، فرهنگ گرايي و ملاحظات حقوق اجتماعي صورت نگرفته است.» وي ادامه مي دهد: «من با ماشين خودم به محل كارم نمي آيم، مي خواهم از اتوبوس استفاده كنم اما داخل اتوبوس- خصوصا بليتي ها- هر جا نگاه مي كنم، ركاب و شيشه پنجره ها كف راهرو و صندلي ها كثيف و فرسوده است. به عنوان نمونه وسط مسير در ايستگاه سوار اتوبوس شدم ديدم اكثر صندلي ها خالي است ولي خيلي از مسافران وسط راهرو ايستاده اند. به يك نفرشان گفتم چرا نمي نشيني؟ با پوزخند سر تكان داد. جلوتر رفتم صندلي ها را يك يك نگاه كردم ديدم از بس كثيف و كهنه هستند كسي رغبت نكرده روي صندلي بنشيند! منهم ناچار سرپا تا مقصدم ايستادم. جامعه اي كه به مسئوليت هاي فردي و عمومي خود مقيد نباشد و درستكاري جدي گرفته نشود فرهنگ و خانواده و آداب و درس و رسانه فراگيرش وظايف مردمي شان را به نحوي كامل و مسئولانه مورد توجه قرار نمي دهند.
همه اين قبيل پديده هاي فردي و اجتماعي به چگونگي سطح فرهنگ سازي برمي گردد. علت ضعف فرهنگ را بايد در غفلت يك نسل جستجو كرد. در گذشته هرچيز و وضع را قبول نمي كرديم چون هرچيز بايد داراي معيار باشد. اگر انسان از اخلاق و فرهنگ واكسينه باشد اما هرچيز سر جاي خودش نباشد و همه ملزم به رعايت حقوق هم نباشند چه فايده اي براي آن انسان دارد.»
اين كتاب فروش در ادامه صحبت هاي خود به رغم آن كه بر اين نظر است كه آموزگار فقط درس مي دهد، ليكن معتقد است فرهنگ سازي را بايد از مراكز آموزشي شروع كرد. او تعريف مي كند زماني كه معاون مركز پيش دانشگاهي بوده است مادر يكي از بچه ها مراجعه مي كند و جوياي وضع تربيتي، رفتاري فرزندش مي شود و اعتراف مي كند شناخت اطمينان بخشي از او ندارد. در واقع مادر با بچه اش بيگانه بوده است. اين يعني نگراني از ضعف فرهنگ و تربيت. «همايون» اما در پايان اظهارات خود سواي آنچه دليل دوري برخي از مردم از وظايف و رعايت حقوق فردي و اجتماعي ناميد، به عنوان راهكار، پايبندي هر شخص به تعهد و مسئوليت پذيري را در يكي بودن حرف و عمل مي داند. ضمناً اضافه مي كند آگهي هاي بازرگاني تلويزيوني براي پولدارها است. اين حرفش شايد تأكيد بر آنچه در اول صحبتش گفت: «منفعت پرست هستيم» باشد!
خروج از دغدغه هاي رايج
فرهنگ آموزي و تعليم و تربيت اجتماعي بايد از نخستين روز درس به بچه ها ياد داده و شناسانده شود.
«حجتي» تحصيلكرده آلمان و شغلش مجري طرح هاي صنعتي بوده است. او هم تأكيد دارد: «تعليم و تربيت اجتماعي بايد از اولين روز كه بچه وارد دبستان مي شود صورت بگيرد و بچه بايد نظم در كارها را بياموزد. به او رفتار درست در اجتماع و حركت در خيابان ياد داده شود. مثلاً معلم به دانش آموز ابتدايي بياموزد هنگام عبور از عرض خيابان چگونه به سلامت بگذرد. فرضاً گفته شود براي رفتن از پهناي خيابان دو طرفه، اول بايد به طرف دست چپ و به محض رسيدن به وسط خيابان، به طرف دست راست خود نگاه كند كه ماشين و موتورسيكلت نمي آيد و حتماً هم از روي قسمت خط كشي عبور كند. از طرف ديگر بزرگترها هنگام رانندگي بايد كاملاً مقررات راهنمايي و رانندگي و عابران را رعايت كنند و حرمت قانون را عملاً درنظر بگيرند. در مدرسه همچنين وظيفه احترام متقابل افراد كوچك و بزرگ را به بچه ها يادآوري نمايند، بزرگترها هم درنظر داشته باشند بي توجهي در هر زمينه نسبت به حقوق ديگران درخور شأن انسان هاي مقيد به وظيفه شناسي نمي باشد.»
اين شهروند مي گويد: «ضعف فرهنگي در لايه هايي از اجتماع باعث توسعه بي نظمي در بسياري از امور، مبادلات و روابط همگاني شده و تأثير عدم مسئوليت در هر شغلي و سوء مديريت سبب بدبيني، بدرفتاري متقابل و قانون گريزي گرديده است.» او همچنان تأكيد مي كند: «براي تحقق فرهنگ گرايي عمومي همه بايد به وظايف حرفه اي و انساني خود پايبند باشيم. ترويج بي نظمي در هر زمينه و حرمت شكني همديگر زيانش ولو در دراز مدت شامل همه جامعه خواهد شد.»
او به اين باور است انسان هايي كه حقوق ديگران را رعايت مي كنند و در روابط متعارف اجتماعي، آرامش خاطر دارند، موجب آموزندگي ديگران و نهادينه شدن مباني فرهنگ هم مي شوند. اگر همه ما چنانچه به حد و مرز حقوق فردي و اجتماعي خود احترام بگذاريم مسلماً زندگي با دغدغه هاي مخل سلامت جسم و روان خود نيز نخواهيم داشت.»
فرهنگ سازي
با جبر و جريمه جواب نمي دهد
«نباتي» در ادامه بيان نظرات كارشناسي خود با اشاره به آن كه مقوله فرهنگ در زندگي هاي فردي و اجتماعي بسيار مهم و مؤثر است، مي گويد «چنانچه فرهنگ را هدايت نكنيم، فرهنگ ما را هدايت مي كند به عنوان مثال در نيمه شعبان موضوع فرهنگ انتظار است كه مختص شيعه نيست، اهل تسنن و فرقه هاي ديگر هم منتظر منجي كل عالم هستند اما در نوع فرهنگ شيعه انتظار، انفعالي نيست. شيعه مي گويد زمينه هاي ظهور را فراهم كنيم.» وي در ادامه گفتار خود مي افزايد: «فرهنگ پذيري نياز به زمان طولاني و مشاركت عمومي دارد. نكته مهم در اين مورد، بحث ايجاد انس و علاقه مردم با فرهنگ مدنظر است. اين امر با دادن اطلاعات، گفتن و برنامه ساختن و با اجبار به انجام و رعايت كردن و اعمال جريمه جواب نمي دهد. اصولاً بايد كاري كنيم كه دروغ گفتن، در جامعه و بدقولي در مناسبات فردي و اجتماعي از بين رود، مثلاً راننده اي كه كمربند ايمني نمي بندد و يا در اداره اي كسي نسبت به وظيفه اش اهمال مي ورزد را هنگام برخورد تذكر دهيم تا خود به خود اين فرهنگسازي به وجود آيد الآن سيستم تشويق و تنبيه به هيچ عنوان تأثيرگذار نيست اما فرهنگ سازي مي تواند نقش مهمي در چرخه زندگي ها داشته باشد. اگر اتفاقات مثبت با هدف بسترسازي مناسب فرهنگ صورت نگيرد، انگيزه ها نيز از دست خواهند رفت.»
خانواده مهمترين نقش را دارد
فرهنگ سازي مي بايد بر وفق شرايط جامعه پذيري صورت بگيرد. اگر فرد از درون بپذيرد و خود را هماهنگ با فرهنگ اصيل اجتماع وفق دهد هدف محقق مي شود.
مع الوصف مهمترين نقش در فرهنگ پذيري متوجه خانوادها است. فرضاً فرزندي كه مي بيند پدرش كمربند ايمني ماشينش را فقط با ديدن پليس، مي بندد، اين گونه رفتار و اين نوع مواجه شدن با قانون به آن فرزند هم سرايت مي كند.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14