|
پنجشنبه 15 مرداد 1388- شماره
19429
همه مردان نخست وزير
|
 |
|
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir |
 |
همه مردان نخست وزير
وزير دارايي: عبدالحسين بهنيا اين وجه تمايز را دارد كه عضوي از كابينه اميني است كه سوابقي از اتهامات اصولي در مورد فساد و خلافكاري در مدت خدمتش دارد. سالهاي خدمت وي در وزارت دارايي، شاهد رشوه گري مكرر وي در تنظيم اسناد دارايي تجار بوده اند. در 1942 او متهم به اختلاس گرديد و از شغل رئيس كميسيون كنترل ارزهاي خارجي بركنار گرديد. اتهام وي اين بود كه در مدت كمبود در سطح كشور از انگلستان شكر خريده است و به بهاي گزاف به دولت فروخته است. صرفنظر از ماهيت فاسد خدمتي وي، بهنيا توسط مسئولين اقتصادي آمريكايي فردي سريع الانتقال، پويا و نسبتاً باسواد در امور اقتصادي توصيف شده بود. قبل از بركناري وي از دارايي، با وجود اين كه بعضي ها وي را فردي مي دانند كه زود تصميم مي گيرد و احساساتي است، به وضوح زيردستانش خيلي به وي علاقه مند بودند. نظر ايرانيان در مورد بهنيا معمولاً اين است كه به عنوان وزير، وي روش صبر و انتظار در پيش خواهد گرفت. به هر حال تعدادي از جوانترها، تحصيل كرده هاي آمريكا در سازمان برنامه، به انتصاب بهنيا با سوابق سوءاستفاده و اختلاس در سمت وزارت دارايي كه در وضع بسيار بحراني مي باشد، با شك و ترديد مي نگرند. آنها معتقدند خواه بهنيا شخصاً فرد فاسدي باشد يا نباشد، و به فرض شايستگي وي در زمينأ مسائل مالي، چنين شهرتي دست و پاي وي را براي هر نوع اقدامي در مورد فساد خواهد بست. يك اظهارنظر قوي و مهم در مخالفت با چنين ديدگاهي، توسط ابراهيم كاشاني، مدير بانك مركزي، كه شديداً تحت تأثير شيوه برخورد بهنيا با كارش قرار گرفته، عنوان شده است. به گفتأ كاشاني، وزير جديد به شدت از طرح ايجاد ثبات حمايت و در مورد روش هاي كاهش شديد در بودجه صحبت مي نمايد. در مورد يكي از جنبه هاي شخصيتي بهنيا، توافقي كلي وجود دارد و آن اين كه وي فردي بسيار قدرتمند و غالباً لجوج است و اگر در مورد چيزي تصميم خود را گرفته باشد، هيچ مخالفتي را تحمل نخواهد كرد. بهنيا در سال
1901 در تهران متولد شد و تحصيلات عالي خود را در رشته اقتصاد در پاريس به پايان رساند و در سال
1924 فارغ التحصيل شد. در سال 1931 وارد وزارت دارايي گرديد و به عنوان منشي خصوصي مشاور اقتصاد، علي اكبر داور، شروع به كار نمود. در
10 سال بعد بهنيا مشاغل مختلفي را از جمله جانشين رياست مركز مديريت به عهده داشت. در سال
1948 معاون وزير شد و در بهار 1950 به مدت دو ماه معاون اميني (كه وزير اقتصادي ملي در كابينه علي منصور بود) در امور مجلس بود. دو سال بعد بهنيا مديرعامل شركت هاي معاملاتي ايران شد و متهم به اين گرديد كه مبادلات با شوروي را تحت كنترل نگهداشته است. سه سال بعد رئيس بانك اعتبارات ايران شد. در اين شغل گفته شده كه معاملات نزديك مالي با احمد شفيق، شوهر سابق اشرف داشته است. جانشين نخست وزير و وزير خارجه: هادي اشتري داراي سوابق خدمتي بسيار طولاني است و با
71 سال سن يكي از خدمتگذاران محترم كشور است. او مشهور به شرافت و صداقت و همچنين سابقأ خوب در توانايي اجرايي است. چندين بار استاندار و آخرين بار استاندار استان تهران، همچنين مديركل انحصارات دخانيات و مديركل ديوان محاسبات كشور در وزارت دارايي بوده است. با اين وجود اشتري شايد به عنوان نويسنده و روشنفكر به دليل انتشار مقالات انتقادي ادبي متعدد بيشتر مشهور است. او از يك خانواده سرشناس مي باشد و تحصيلات خود را به روش سنتي ايراني در مكتب خانه و به صورت درس خصوصي گذرانده است. گفته مي شود كه به خوبي انگليسي صحبت مي كند. اشتري قبلاً عضو حزب عاميون (AMIUN) بود كه اكنون منحل شده است. اين حزب گروهي متشكل از مردان مسني (مانند سيد تقي زاده و ابراهيم حكيمي) بود كه محور تفكراتي آن مانند زمينه هاي فكري اعضايش بر اصول غربي (و بالاخص انگلستان) دمكراسي و پارلماني استوار بود. وزير كار: عطأالله خسرواني، كارمند دولت از سال
1941، ظاهراً از خود داراي طرز تفكر مستقلي نيست كه خود را به سرنوشت حسن ارسنجاني پيوند زده است. هر چند در بيشتر جنبه ها فرد ضعيفي است، اما با دقت زياد ارسنجاني را در كليه فعاليت هاي سياسي اخير دنبال كرد. وي همچنين در فعاليت هاي قره ني دست داشت و توسط پليس بازجويي شد، ولي زنداني نشد. او عضو جمعيت آزادي نيز بوده است. خسرواني به مراحل بالاي وزارت كار در سال
1951 رسيد، برابر گزارشات به علت اين كه او دنباله روهاي خاصي نداشت، بنابراين به صورت وسيله مورد علاقه وزير، جمشيد آموزگار درآمد. به هر حال طي دو سال گذشته به عنوان معاون دائمي وزير و پس از آن به عنوان مدير بيمه هاي اجتماعي كار خوبي ارائه نمود. وي به تدريج برخي از حقوق هاي گزاف در سازمان بيمه را حذف نمود و دو درمانگاه درجأ يك كه از درمانگاههاي درجه اول خاورميانه محسوب مي شوند، ساخت. بعضي ها تصور مي كنند كه خسرواني بهائي باشد، در اين صورت انتصاب وي، نقض مادأ 85 متمم قانون اساسي است كه تصريح مي كند وزراي كابينه بايستي مسلمان باشند. خسرواني در فرانسه و بلژيك تحصيل كرده و مدرك خود را در رشتأ علوم اجتماعي از دانشگاه بلژيك دريافت نموده است. وي مديريت اجرايي و معاونت مديركل سازمان بيمه هاي اجتماعي كارگران در وزارت كار را به عهده داشته است. وي در مي
1959 با سمت معاون دائمي، جانشين پرويز خوانساري شد و در سپتامبر
1960 به مقام معاون پارلماني ارتقا يافت. همسر وي فرانسوي است. وزير پست، تلگراف و تلفن: هوشنگ سميعي، داراي سوابق خدمتي طولاني در وزارت پ. ت. ت. مي باشد. برابر گزارشات براي سالهاي متمادي عملاً او وزارتخانه را اداره مي كرده است. گفته مي شود او علاقه بسيار كمي به سياست هاي ايران دارد. در زمان اقبال وقتي به وي پيشنهاد وزارت داده شد، نپذيرفت و اظهار داشت صحيح نيست حسن شهرت خود را خراب كند. برابر گزارشات او همكاري با اميني را فقط به علت دوستي شخصي با وي قبول نموده است. به عنوان يك متخصص و كارمند خدمتگذار كابينه، سميعي در سطح بالايي به «شرافت» مشهور است. او رياست گروه اعزامي به ايالات متحده در
1959 را به عهده داشت و در همه جهات بشدت طرفدار غرب است. سميعي در سال
1909 در رشت متولد شد. مدرسه ابتدايي و متوسطه را در تهران گذراند و در پاريس و انگلستان در رشته مهندسي برق فارغ التحصيل شد. در سال
1935، دو سال پس از ورود به وزارت پ. ت. ت. او استاد مهندسي برق در دانشگاه تهران شد و تا سال
1947 به همين نحو خدمت نمود. سه سال بعد سميعي به علت اختلافاتي كه با وزير، جلال الدين تهراني، داشت از كار بركنار شد. او در اكتبر
1950 با عنوان معاون فني مجدداً به كار مشغول شد. به عنوان سرپرست در نشست هاي وزراي سنتو، او در بسياري از كنفرانس هاي منطقه اي و بين المللي، نمايندگي ايران را به عهده داشت. در واقع هم اكنون او در شانزدهمين كنفرانس بين المللي ارتباطات جمعي در ژنو شركت نموده و انتظار مي رود تا پايان كنفرانس يعني
20 مي در آنجا باقي بماند. وي فرزند يك خانواده ثروتمند گيلاني است. سميعي ازدواج نموده و داراي يك دختر است كه در انگلستان تحصيل مي كند و دو پسر جوانتر كه در تهران به مدرسه مي روند. او به رواني به زبانهاي فرانسه و انگليسي صحبت مي كند. وزير صنايع و معادن: از بين انتصابات اميني، غلامعلي فريور مشكل ترين فرد از جهت دست بندي كردن و تعيين وضعيت است. او باهوش، سخت گير و خطرناك و در كليه جهات غيرقابل پيش بيني است. به عنوان نماينده مجلس چهارهم بعد از جنگ، او خط توده را با بعضي تغييرات در سطحي كه بعدها به عنوان دشمن آنها مشهور به «كانديد بلشويك حزب توده» شد، دنبال مي كرد. به هر حال او در هر دو نقش به قدري خوب بازي كرده كه هيچ كس حتي همسرش (بنا به اظهارات يك روزنامه) نمي داند واقعاً او در كدام طرف است. وقتي نيروهاي روسيه در سال
1946 آذربايجان را ترك كردند، فريور سعي كرد حزب ايران و حزب توده را يكي كند. او متهم شده بود كه جاسوس انگلستان است و براي حزب كمونيست فرانسه كار مي كند. او از مصدق پشتيباني كرد، و در يك مصاحبه مطبوعاتي در اكتبر
1951، اظهار داشت كه ايران بايد بازار نفت را هم توسط جاسوسان انگليسي و هم بانك بين المللي حفظ نمايد. به طور دقيق نمي توان گفت چه چيزي فريور را به اميني متصل كرده است. شايع شده بود كه او باتوجه به ارتباطات اميني در اروپا جهت اجتناب از سانسور و ارسال آنها براي قره ني در تهران، رابط بين اميني و قره ني در سال
1958 بوده است. بايد تأكيد نمود كه اطلاعات سفارت از فريور ناقص و در بسياري موارد با هم متضاد هستند. آنچه مطمئناً مي توان اظهار داشت اين است كه او به عنوان بازيگري كه نقشي بسيار عميق بازي مي كند، مشهور است. فريور در سال
1906 در تهران متولد شد. او تحصيلات متوسط خود را در انستيتو پلي تكنيك تهران را به پايان رساند و در سال
1928 جهت ادامأ تحصيلاتش به اروپا رفت. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه گرنوبل، جهت كارورزي به پاريس در. . . (ناخوانا) رفت و آن را در سال
1935 به پايان رساند. از زماني كه به ايران بازگشت او سمت هاي مدير اداره مستقل برق تهران، مدير قسمت فولاد ايران، مشاور وزير بازرگاني، مديركل كارخانجات سنگ معدني را عهده دار بوده است. فريور در سال
1952 به عنوان وابسته تجاري و بازرگاني ايران در آلمان غربي انتخاب شد و همزمان با آن سعي كرد در انتخابات مجلس هفدهم شركت كند (موفق نبود). اخيراً به عنوان رئيس هيئت مديره بانك رهني ايرانيان مشغول به كار شده است و در ساعات بيكاري در دانشكدأ مهندسي دانشگاه تهران تدريس مي نمايد. وزير بهداشت: دكتر عبدالحسين طبا، در سه سال گذشته مدير دفتر مديترانه شرقي سازمان بهداشت جهاني بود. از طريق ازدواج با اميني فاميل شده است و همسر وي دختر دوم وثوق الدوله است. او سابقه خدمت زيادي در برنامه هاي بهداشتي ايران داشته و به عنوان يك مدير قابل و شرافتمند شناخته شده است. نظريات سياسي وي براي سفارت شناخته شده نيستند. در سال
1911 در خراسان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در مشهد گذراند و سپس در كالج ثروت در تهران ادامه تحصيل داد. وي به مدت 7 سال در رشته پزشكي در دانشگاه بيرمنگام تحصيل كرد و عضو انجمن سلطنتي جراحان شد و در سال 7391 به تهران بازگشت. براي خدمت سربازي به مدت 4 سال به عنوان پزشك با AIOC كار كرد. در سال
1942 خدمت سربازي وي به اتمام رسيد و به عنوان متخصص جراح در راه آهن سراسري ايران شروع به كار نمود. در سال
1949 به سمت رئيس قسمت جراحي راه آهن منصوب شد. از ژوئيه
1945 تا فوريه 2591، طبا نمايندأ نائين در مجلس پانزدهم و شانزدهم بود. در اين مدت او موقعيت خود را در راه آهن سراسري حفظ نمود. در ژوئن
1952 به سرپرستي هيئت اعزامي ايراني در كنفرانس بهداشت جهاني در نيويورك منصوب شد. طبا در ژوئيه
1952 به عنوان معاون مدير دفتر منطقه اي سازمان بهداشت جهاني در الكساندريا مشغول به كار شد و اين سمت را تا اكتبر
1957 حفظ نمود و در آن تاريخ مدير آن قسمت گرديد. وزير راه: جمال گنجي، يكي از كانديداهاي ناموفق مجلس بيستم از نيشابور، مشهور است كه فردي توانا، شريف و خدمتگزار مردم است. به استثناي عضويت در حزب مردم، وي شهرت زيادي به واسطأ دخالت در فعاليت هاي سياسي ندارد. گفته مي شود كه او مرد آرام و مؤدبي است. گنجي از يك خانواده مشهور و خوشنام خراسان است. در سال
1011 در نيشابور به دنيا آمد. او مدرسه ابتدايي و متوسطه را در ايران گذراند و تحصيلات خود را در بروكسل ادامه داد. در پايان آن به دانشگاه ژنو رفت و در رشته مهندسي ساختمان فارغ التحصيل شد. پس از بازگشت به تهران به استخدام وزارت راه درآمد و به سمت معاون دائمي رسيد و فقط در زمان وزارت ولي انصاري استعفا داد. او در سال
1957 به حزب مردم پيوست، در سال
1960 گنجي به عنوان رئيس دفتر مركزي حزب مردم انتخاب شد. او به زبانهاي فرانسه و انگليسي صحبت مي كند. وزير فرهنگ: محمد درخشش، رهبري و سازماندهي اعتصابات معلمان را در سراسر كشور به عهده داشت و موجب به قدرت رسيدن اميني شد. واضح بود كه او انتخاب شده تا به معلمان ثابت كند و نشان دهد كه دولت فعلي دولت كار است. او در انتخاب اين شغل خيلي كند بود. احتمالاً او عقيده داشت كه همكاري وي با دولت اميني مي تواند مقدار زيادي از پشتيباني جناح چپ را در بين معلمان كاهش دهد و يا شايد منتظر بود تا پول لازم براي افزايش حقوق معلمان تأمين شود (كه شد. ) به هر حال گزارش شده كه درخشش به اميني گفته است اين شغل را فقط با اين شرط مي پذيرد كه پس از سه ماه استعفاي وي پذيرفته شود. درخشش سابقه تاريخي در فعاليت هاي سوسياليستي ايرانيان دارد و در حقيقت تنها عضو كابينه اميني است كه در بين طبقأ متوسط تحصيل كرده ايران مشهور به مخالفت با رژيم است. در اوايل دهه 04 او با كريم سنجابي در تشكيل هسته اوليه حزب ايران همكاري داشت كه بعدها نيروهايش را به توده ملحق كرد. با همكاري كمونيست ها، درخشش سپس جمعيت معلمان فارغ التحصيل دانشگاه را تشكيل داد كه اعضاي اصلي آن كمونيست بودند. فشار توده در سال
1952 موجب گرديد كه اين جمعيت به دو جناح راست و چپ تقسيم شود. طبق گزارشات موثق، درخشش از اين زمان حزب را ترك نمود. در سال
1954، كانديد مجلس پانزدهم شد و يك دوره طولاني همكاري بين درخشش و كريم ملكي از نيروي سوم آغاز گرديد. هر دو نفر آنها با مخالفت حزب توده مواجه بودند. درخشش پس از اينكه براي منوچهر اقبال قسم خورد كه قبلاً توده اي بود ولي ديگر كمونيست نيست، در مجلس شانزدهم انتخاب شد. او گفت به دستور كميتأ مركزي حزب توده با اخراج معلمان توسط اقبال مخالفت كرده است. اقبال اين اطلاعات را به شاه منعكس نمود، شاه به او گفت مي دانسته درخشش در ارتباط با كمونيست ها بوده است، و همچنين مي داند كه متعاقباً از آنها جدا شده است و براي اطلاعات ارتش ايران كار مي كند. در سال
1957 به منظور كوشش براي انتخاب شدن در مجلس نوزدهم، درخشش به محمد جعفر بهبهاني پيوست كه گروه مستقل را تشكيل داده بود و از نزديك با اميني ارتباط داشت. او به هر حال انتخاب نشد. به عنوان معاون رئيس كميته آموزش مجلس هيجدهم، با پافشاري زياد براي حقوق معلمان جنگيد و شهرتي در رهبري موارد آكادميك به دست آورد كه هنوز آن را حفظ كرده است. او به طور رسمي و عملي رئيس باشگاه مهرگان است كه تنها باشگاه و سازمان معلمان مدارس ابتدايي و متوسطه در ايران است. او معلم تاريخ و جغرافي در مدارس تهران و مدتي نيز مدير اداره دانشجويان ايراني خارج از كشور در وزارت فرهنگ بوده است. در بوروكراسي حاكم بر وزارتخانه به نظر مي رسد كه او تجربه كافي ندارد و از قابليت مديريت كمي برخوردار است. همان گونه كه انتظار مي رفت، قديمي ترها از جمله معاون وزير كريم فاطمي و ولي الله نفيسي از هم اكنون استعفا داده اند. درخشش كه
46 سال دارد در تهران متولد شده و تحصيلات مقدماتي خود را در مدرسه فارابي به پايان رسانده و دوره دبيرستان را در مدرسه علميه گذرانده است. او از دانشكده تربيت معلم در سال
1938 فارغ التحصيل شد. درخشش ازدواج كرده است ولي فرزند ندارد. همسر وي كه براي صداي آمريكا و كنسول انگليس كار كرده است، به خوبي به زبان انگليسي صحبت مي كند، ولي خودش فقط فارسي حرف مي زند. مشاغل فروعي كابينه: اميني حداقل در حال حاضر تغييري در مسئولين دفاتر و ادارات نخست وزيري نداده است. سه محل مهم عبارتند از: معاون نخست وزير در امور امنيت و اطلاعات، معاون نخست وزير در امور جرائد و وسائل ارتباط جمعي و رئيس دفتر نخست وزير كه هنوز به ترتيب توسط سرلشكر حسن پاكروان، قدرت الله معينيان و مسعود فروغي اداره مي شوند. دكتر صفي اصفيا، مدير سازمان طرح و برنامه، مستقيماً در مقابل نخست وزير مسئول است، ولي عنوان وزير را ندارد. در مورد اصفيا در گذشته به وزارتخانه گزارش ارسال نموده ايم و به زودي گزارش جديدي خواهيم فرستاد. وزارت گمركات و انحصارات زير نظر وزير دارايي تغيير محل داده است. گزارش شده است كه مسئوليت هاي آنها بعداً به وزارتخانه هاي كشاورزي و دارايي ارجاع خواهد شد. از طرف سفير رايزن امور سياسي هنري اچ. شوارتز پاورقي
|
|

|