(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


دوشنبه 12 مرداد 1388- شماره 19426
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
كارگزاران رسانه اي ليبرال سرمايه داري در خدمت پروژه سياه نمايي-1
پلوراليزم رسانه اي و روزنامه هاي اجاره اي
با تصويب نمايندگان مجلس اعزام مشمولان داراي عذر، حداكثر يك سال به تعويق افتاد
وارثان حقيقي زمين
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز: پروژه آژاكس 2 براي كودتاي مخملي در ايران شكست خورد
مخالفت كروبي با آخرين ايده موسوي تشكيل جبهه سياسي در كشور ما كارايي ندارد
استاد حقوق دانشگاه تهران: خاتمي بايد به عنوان يكي از متهمان اصلي در دادگاه حاضر شود
حميد رسايي: نبايد به محاكمه عناصر مياني اغتشاشات بسنده كرد
قومي كه از هنر نبرد بهره مرده است



كارگزاران رسانه اي ليبرال سرمايه داري در خدمت پروژه سياه نمايي-1
پلوراليزم رسانه اي و روزنامه هاي اجاره اي

بابك اسماعيلي
درماههاي پاياني سال 1383 به پيشنهاد «فرح كريمي» نماينده ايراني تبار پارلمان هلند و عضو حزب صهيونيستي سبزها، الحاقيه اي بر بودجه سال 2005 ميلادي وزارت خارجه اين كشور اضافه و تصويب كرد. براساس اين مصوبه دولت هلند موظف مي شد تا حمايت مالي از روزنامه نگاران و اصحاب رسانه اي مخالف نظام جمهوري اسلامي را در دستور كار خود قرار دهد. (1) دراين پروژه، پارلمان هلند ابتدا مبلغي در حدود 15 ميليون يورو را تحت عنوان «تامين اهداف و برنامه هاي سياسي و تبليغاتي هلند در حوزه ايران» تصويب نمود. با ابلاغ اين مصوبه در 9 تير 1384 به وزارت خارجه هلند، اين وزارتخانه مأمور شد با شناسايي و جذب چند NGO غربي فعال در حوزه هاي رسانه اي و تبليغاتي ضدايران و سازماندهي اپوزيسيون رسانه اي در داخل ايران در كنار «ان.جي.اوها» پروژه اي تحت عنوان «پلوراليزم» رسانه اي درايران را اجرايي كند.
دولت آمريكا نيز كه درسالهاي گذشته سوابقي از تصويب بودجه هاي 50 و 75 ميليون دلاري درجهت تقابل و عمليات براندازانه فرهنگي در ايران داشته است، ضمن حمايت از اين طرح هلند، با ارائه طرح تصويب يك بودجه 107 ميليون دلاري به سناي اين كشور، عملا با جريان تقويت پلوراليزم رسانه اي درايران همراه شد.
در 29 ژوئن 2008 ميلادي، «سيمور هرش» درنشريه «نيويوركر» با اشاره اي قابل تامل به كمك مالي ايالات متحده براي ايجاد يك عمليات پنهاني گسترده عليه ايران و درخواست تخصيص 400 ميليون دلار از سوي رئيس جمهوري آمريكا به همين منظور - كه مي توان آن را اقدامي موازي يا پروژه هلندي «پلوراليزم رسانه اي در ايران» ارزيابي كرد - مي نويسد: «جمع آوري اطلاعات در رابطه با پرونده هسته اي ايران، تحليل بردن توانايي هسته اي و تلاش براي تضعيف دولت ايران از طريق كار بر روي گروههاي مخالف و ارائه پول به آنها به منظور تغيير رژيم درايران از جمله اقدامات تصويب شده در دولت بوش بود.»(2)
بدين ترتيب وزارت خارجه كشورهاي آمريكا، هلند و رژيم صهيونيستي، شوراي روابط خارجي ايالات متحده، كنگره آمريكا، بنياد سوروس و مؤسسه خانه آزادي، مسئول مديريت تخصيص اين بودجه به مؤسسات هدف شناسايي شدند. تعدادي از اين مؤسسات هدف كه با جذب اين بودجه، وظيفه شناسايي، ديدار و پشتيباني مالي از دانشجويان، روزنامه نگاران، رسانه هاي مكتوب و ديجيتالي و وبلاگ نويسان مخالف نظام جمهوري اسلامي و فعالان بالقوه سياسي در ايران را عهده دار شدند، عبارت بودند از:
مؤسسه هلندي «هيفوس» (Hivos) براي كمك به مؤسسه ضدانقلابي «ايران گويا» و سايت «روزآنلاين» به مديريت «حسن باستاني» مؤسسه هلندي «پرس نو (Press now) تحت عنوان كمك به سايت و راديو اينترنتي «زمانه» به مديريت «مهدي جامي»، مؤسسه آمريكايي خانه آزادي (Fredom house) تحت عنوان كمك به سايت و پروژه «گذار» به مديريت «ساسان قهرمان» كه پيشتر توسط «محسن سازگارا» و «مريم معمار صادقي» هدايت مي شد، مؤسسه انگليسي «بي بي سي ورد سرويس تراست»(servis BBC World Trust) تحت عنوان كمك به سايت «زيگزاگ» به مديريت پيشين «سينا مطلبي»، بنياد «دخترك» در قالب كمك به سايت «شهرزاد نيوز» به مديريت «مينا سعدادي» پناهنده سياسي درهلند و عضو هيئت اجرايي سازمان فدائيان خلق مؤسسات و سايت هاي «راهي» به مديريت «شادي صدر» فمينيست و عضو كمپين دختركان و پسركان؛ «كنشگران داوطلب» به مديريت «سهراب رزاقي» مدير سابق دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور دولت سيد محمد خاتمي و «كارورزي سازمان هاي جامعه مدني» به مديريت «محبوبه عباسقلي زاده» فمينيست و فعال مسائل زنان»؛ «وردپرس فوتو» (photo world Press) (جديد مديا) (New Media) و ارتباطات براي توسعه(CFD).
درهمين حال مقرر شد تا بخش عمده اي از اين بودجه به منظور «جنگ رسانه اي در درون نظام» به صورت محرمانه در اختيار گروههاي اصلاح طلب ايراني داخل كشور قرارگيرد تا در رقابتهاي انتخاباتي دهمين دوره رياست جمهوري (22خرداد 1388) و از طريق مديريت و تقسيم اين بودجه بين برخي رسانه ها و روزنامه هاي مخالف با دولت نهم قرار گيرد.
سخنان «لرد بالتيمور» تحليل گر ارشد غربي در پايگاه خبري «خانه شفاف سازي اطلاعات» پيرامون نحوه تأمين مالي، ايجاد اغتشاش و انقلاب رنگي در ايران در همين راستا ارزيابي مي شود. بالتيمور در اين تحليل اظهار مي دارد: «كنت تيمرمن» مدير اجرايي مؤسسه اي موسوم به «بنياد دموكراسي ايران» اذعان كرده است كه ميليون ها دلار طي دهه اخير براي ايجاد انقلاب رنگي شبيه به اوكراين، با آموزش فعالان سياسي در ايران هزينه شده و برخي از پول ها ظاهراً به دست گروه هاي حامي موسوي رسيده است كه روابطي نيز با سازمان هاي غيردولتي خارج از ايران داشته اند.» (3)
اين جريان بر آن بود با سازماندهي جريان مخالف داخل كشور به موازات جريان اپوزيسيون خارج از كشور، طرح «پلوراليزم رسانه اي در ايران» را اجرايي كند. علت اين امر را نيز بايد در اين نكته كليدي دانست كه رسانه ها علاوه بر دارا بودن نقش انتشار اخبار و اطلاعات و تنوير افكار عمومي، در ده سال اخير به مهم ترين ابزار در دست دولت ها براي برخورد و مقابله با نظام هاي سياسي مخالف تحت عنوان «جنگ رسانه اي» تبديل شده است. پيشتر در طول دوران حاكميت اصلاح طلبان نيز شاهد بوديم كه برخي از رسانه ها با حمايت هاي پنهان و آشكار خارجي عملاً به پايگاه اپوزيسيون تبديل و با نقش آفريني در حوادثي چون «كوي دانشگاه» و «قتل هاي زنجيره اي» به گونه اي هدفمند به سازماندهي برنامه هاي اعلام شده از خارج از كشور پرداختند.
بدين ترتيب علاوه بر ايجاد برخي نشريات، وبلاگ ها و سايت هاي خبري در فاصله چندماه پيش از آغاز انتخابات رياست جمهوري، شناسايي، اجاره و بعضاً انتقال تيم رسانه اي در تعدادي از روزنامه هاي سراسري براي جنگ رسانه اي در اولويت مسئولين پروژه قرار مي گيرد و مقرر مي شود تا به مرور زمان برخي روزنامه هاي ديگر نيز به طور غيرمستقيم و ازطرق مختلف درگير اين برنامه شوند.
درخارج از كشور نيز جرياني موازي مأموريت يافت با هدايت مستقيم وزارت امور خارجه اسراييل، تلاش هاي گسترده اي را براي راه اندازي يك جنگ تمام عيار رسانه اي عليه ايران با محوريت موضوعي «سياه نمايي از ايران و مخابره تصويري سياه ازايران به سراسر جهان» آغاز كند. در همين رابطه روزنامه صهيونيستي «هاآرتص»، چندي پيش از برگزاري شكوهمند انتخابات در ايران مي نويسد: «حدود يك ماه پيش از انتخابات در ايران، رئيس كار گروه ويژه «منزوي كردن ايران» در وزارت خارجه اسراييل يك تلگرام طبقه بندي شده با عنوان «فعاليت هاي لازم در آستانه انتخابات رياست جمهوري ايران» را به تمامي سفارتخانه ها و كنسول گري هاي اين رژيم ارسال كرده است.»
در اين تلگرام با اشاره به شرح دقيق جزئيات وظايف نمايندگان اسراييل در پيش، طول و پس از انتخابات ايران آمده است: «صدها ژورناليست از سراسر جهان قرار است براي پوشش رسانه اي رويداد انتخابات به ايران سفر كنند. از اين رو از نمايندگان اسراييل خواسته شد پيش از سفر خبرنگاران، اطلاعات پيش زمينه عليه ايران را دراختيار آن ها قرار دهند.»
«ها آرتص» در اين گزارش به نقل از وزارت امور خارجه اسراييل مي نويسد: «در آستانه انتخابات رياست جمهوري در ايران، ديپلمات ها و نمايندگي هاي اسراييل در سراسر جهان مأموريت يافته اند تصويري كدر و سياه از ايران انتشار دهند... به طور خلاصه هدف بدنام كردن وجهه ايران در سطح بين المللي در آستانه انتخابات اين كشور است.»
سياه نمايي، القاء ناكارآمدي دولت نهم، بزرگنمايي مشكلات اقتصادي و قريب الوقوع جلوه دادن بروز بحران شديد در ايران، ايجاد ترديد در موفقيت هاي علمي و فن آوري نوين با اولويت حوزه هاي هسته اي و فضايي، زيرسؤال بردن سياست خارجي دولت نهم به ويژه در موضوع اتمي و القاء چند پارگي ميان مسئولان ارشد نظام و استحاله فكري، عقيدتي و فرهنگي مخاطبان ايراني، ازجمله اهداف هوشمندانه و نوشته شده اي بود كه اين رسانه ها در كنار رسانه هاي به خدمت گرفته شده داخلي موظف بودند تا به طور موازي با جريان اپوزيسيون خارج از كشور دنبال كنند.
از آنجائي كه مقرر شده بود تا با توجه به برخي مشكلات اقتصادي موجود در كشور، بيشترين توجه به حوزه اقتصاد شود و ناكارآمدي دولت نهم در حوزه اقتصاد با استفاده از آمارسازي ها، ايجاد ترديد در موفقيت ها و حتي جعل اخبار و آمارهاي رسمي كشور در سطح گسترده اي به مخاطبين القا شود، مقرر شد تا ضمن حمايت از روزنامه هاي حزبي پيشرو در انتقاد از دولت نهم، تعدادي از روزنامه هاي اقتصادي متمايل به نظام ليبرال سرمايه داري غرب نيز به اجاره اين اردوگاه درآيد و تيم رسانه اي آموزش ديده اي در آن ها استقرار يابد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-«فرح كريمي» در مصاحبه با راديو فردا. 2/10/.1383
2-نشريه The New Yourker29.ژوئن .2008
3- پايگاه اينترنتي «خانه شفاف سازي اطلاعات» جولاي 2009.

 



با تصويب نمايندگان مجلس اعزام مشمولان داراي عذر، حداكثر يك سال به تعويق افتاد

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ادامه بررسي جزئيات اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي مصوب سال 1363، مواد ديگري از اين طرح را به تصويب نهايي رساندند.
در جلسه علني ديروز، نمايندگان مجلس تصويب كردند كه مشمولان داراي عذر كه نمي توانند در موعد مقرر به خدمت اعزام شوند براساس دستورالعملي كه توسط سازمان وظيفه عمومي تهيه و به تاييد ستاد كل نيروهاي مسلح خواهد رسيد حداكثر تا يك سال اعزام آنها به تعويق مي افتد.
براساس مصوبه مجلس كليه مشمولان كه وارد خدمت دوره ضرورت مي شوند طبق آيين نامه انضباطي نيروهاي مسلح نسبت به انقلاب اسلامي، قانون اساسي و مقام معظم رهبري سوگند وفاداري ياد مي كنند.
نمايندگان با اصلاح ماده ديگري از قانون خدمت وظيفه عمومي مصوب سال 63 مقرر كردند كساني كه به سن 18سال تمام مي رسند، پس از انتشار آگاهي احضار، موظفند ظرف شش ماه خود را به سازمان معرفي كنند و سازمان نيز مكلف است كه حداكثر ظرف مدت 6ماه مشمولين وظيفه را تعيين تكليف نموده و به خدمت اعزام يا برابر مقررات از خدمت دوره ضرورت معاف كند.
نمايندگان مجلس همچنين در ادامه بررسي طرح اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي مصوب كردند صدور معافيت تحصيلي دانش آموزان، دانشجويان و طلاب علوم ديني، موكول به ارائه گواهي اشتغال به تحصيل آنان از طريق مراجع ذيربط بوده و مدت اعتبار آن تا يك سال پس از صدور گواهي پايان تحصيلات در هر مقطع است.
بر اين اساس حداكثر معافيت تحصيلي براي دانش آموزان تا سن 20سال تمام و در هر يك از مقاطع تحصيلي كارداني 2سال و نيم، كارشناسي ناپيوسته و كارشناسي ارشد ناپيوسته سه سال، كارشناسي پيوسته پنج سال و كارشناسي ارشد پيوسته 6 سال، دكتراي پزشكي پيوسته هشت سال و دكتراي تخصصي شش سال خواهد بود.
مجلس همچنين مصوب كرد كه در مواقع ضروري با تشخيص و اعلام كميسيون موارد خاص دانشگاههاي مربوط حداكثر يك سال به مدت فوق اضافه شود.
دانش آموزان و دانشجويان، طلاب علوم ديني مشمول، در صورت ترك تحصيل، اخراج، انصراف يا فراغت از تحصيل، بايد براي خدمت دوره ضرورت خود را معرفي كنند. مقامات مسئول مكلفند صورت اسامي اين قبيل مشمولين را با ذكر مشخصات كامل و نشاني و رشته تحصيلي به طور انفرادي، بدون تاخير به سازمان محل ارسال دارند.
مجلس براساس تبصره اين ماده مقرر كرد كه مهلت معرفي مشمولين حداكثر يك سال پس از تاريخ انصراف، ترك تحصيل و اخراج و فراغت از تحصيل است.
در پايان اين بحث نمايندگان مصوب كردند مشمولين كه با داشتن معافيت تحصيلي در خارج از كشور تحصيل مي كنند، پس از ترك تحصيل يا اخراج يا انصراف يا فراغت از تحصيل، موظفند جهت رسيدگي به وضع مشموليت خود حداكثر ظرف يك سال خود را به نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور معرفي كنند.
ادامه بحث پيرامون طرح اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي به جلسه آينده موكول شد.
تصويب فوريت يك طرح
در ادامه جلسه علني ديروز يك فوريت طرح عدم لزوم بيمه اجباري شاغلين و ساكنان شهرهاي با جمعيت كمتر از 20هزار نفر كه نزد صندوق بيمه اجتماعي روستائيان و عشاير بيمه هستند با 120راي موافق از ميان 219نماينده حاضر در جلسه به تصويب رسيد.
در صورت تصويب نهايي اين طرح، شاغلين و ساكنين شهرهاي مذكور كه از مزاياي بيمه درماني روستايي و عشايري استفاده مي كنند و نزد صندوق بيمه روستائيان و عشايري بيمه هستند، بيمه مجدد آنها نزد سازمان تامين اجتماعي ضروري نيست.
قانع شدن نماينده پاكدشت از پاسخ وزير كشاورزي
نماينده پاكدشت در مجلس شوراي اسلامي از پاسخ وزير كشاورزي در خصوص اقدامات، راهكارها و تدابير اتخاذ شده از سوي اين وزارتخانه پيرامون بحران خشكسالي قانع شد.
«محمدرضا اسكندري» ديروز در صحن علني در پاسخ به سؤال فرهاد بشيري نژاد، نماينده پاكدشت گفت: 70درصد دشت هاي كشور از نظر ترازنامه آبي منفي است و وزارتخانه كارگروههايي براي پرداختن به اين موضوع تشكيل داده و برنامه هاي مختلفي را براي زيربخش ها تهيه كرده است.
وي افزود: ولي سامانه برنامه ريزي كشور موضوع خشكسالي را نمي پذيرد براي مثال در بحث آبياري تحت فشار بايد سالي 200هزار هكتار اجراي طرح داشته باشيم در صورتي كه اعتبارات منظور شده براي 20هزار هكتار پيش بيني شده است.
چشم فتنه را بايد كور كرد
سيدمحمد جواد ابطحي، عضو كميسيون امنيت داخلي و شوراها در مجلس شوراي اسلامي خواستار محاكمه عوامل پشت پرده حوادث پس از انتخابات اخير شد.
وي در نطق پيش از دستور خود ضمن اعلام اين كه هيچ كس نبايد در برابر قانون براي خود امتيازي قائل باشد و ضمن تشكر از زحمات مسئولان دستگاه قضا و امنيت، از آن ها مي خواهم كه محاكمه فرماندهان پشت صحنه كه بعضا هم با پادشاهان مستبد منطقه در مورد مسائل داخلي و انتخابات رايزني كردند، را بدون مصامحه و مدارا در اولويت قرار دهد تا چشم فتنه كور شود.
ابطحي همچنين خواستار توجه دوباره ملت و نمايندگان مجلس به بازخواني فرمايشات حكيمانه رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نمازجمعه تاريخي 29 خرداد ماه شد.
لزوم برخورد قانوني با مجرمان
«علي اكبر اوليا» نماينده مردم يزد در مجلس شوراي اسلامي در نطق پيش از دستور خود خواستار برخورد قانوني لازم با تمامي مجرمان حوادث اخير شد.
وي در عين حال اعلام كرد كه تشكيل دادگاه و يا پخش اعترافات متهمان تا روشن شدن برخي مسائل به تاخير بيافتد.
اوليا با يادآوري فرمان هشت ماده اي حضرت امام (ره) براي رعايت حقوق شهروندي و در شرايط سخت دفاع مقدس، اظهار اميدواري كرد كه دستورات مقام معظم رهبري، براي رسيدگي به شرايط بازداشتگاه ها و نحوه برخورد با متهمان تا حصول نتيجه دنبال شود تا ان شاءالله ريشه عواملي كه به اسم دفاع از اسلام، انقلاب و رهبري حركت هايي سخيف داشته اند، خشكيده شود.
از رهبري اشارت
از ما به سر دويدن
نماينده مردم سروستان در خانه ملت با اشاره به انتخابات اخير گفت: حماسه 22 خرداد يك رفراندوم، محاسبه و مهر تاييد بر جمهوري اسلامي، حضور پاك و بي غل و غش امتي بود كه بار ديگر همراهي و همدلي را با نظام ديني خود نشان دادند.
«نصرالله كوهي باغ اناري» در نطق ميان دستور خود با بيان اين كه در اين ميان پرده نفاق، دورنگي و دورويي كنار رفت اظهار كرد: نفاق جديد داخلي در لباس عناوين مختلف نمود پيدا كرد، در 22 خرداد همه دنياطلبان پول پرست و قدرت طلبان قلدرمآب و همه دلدادگان به شرق و غرب يك جا به تقابل با جمهوري اسلامي پرداختد و آن جماعت خود باخته مترصد يك انقلاب رنگين بودند كه با الطاف الهي و حضور امت حزب الله و تدبير رهبر معظم انقلاب خنثي شد.
وي در ادامه تاكيد كرد: به مقام معظم رهبري عرض مي كنم سربازانتان همچون 30 سال گذشته گوش به فرمان هستند و از شما به يك اشارت از ما به سر دويدن.
لزوم رسيدگي به جرائم
سران آشوب هاي اخير
«جبار كوچكي نژاد» نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي خواستار رسيدگي سريع و قاطع به جرم سران و عوامل اصلي آشوب هاي پس از انتخابات در كشور شد.
وي در نطق ميان دستور خود با بيان اين كه در تاريخ ايران سابقه نداشته است كه با پادشاهان مستبد و منتقد امور داخلي ايران، رايزني صورت گيرد، اما سران خود فروخته جريان شكست خورده، اين كار را انجام داده اند، اظهار كرد: دولتمردان، نخبگان و نمايندگان مردم بايد مراقب اعمال و رفتار خود باشند؛ چرا كه رهبر معظم انقلاب خطاب به نخبگان فرموده اند كه مراقب باشيد، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته ايد.
بازداشت شدگان آزاد شوند
نماينده مردم آبادان در مجلس شوراي اسلامي نيز در نطق پيش از دستور خود خواستار آزادي بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات شد.
عبداله كعبي گفت: اميدواريم با درايت مسئولان كشور جواناني كه در ايام اخير بازداشت شده اند به آغوش خانواده هايشان بازگردانند.

 



وارثان حقيقي زمين

محور بحث « مهدويت و آينده بشر » است. مستحضريد كه اين موضوع از يك سو به هستي شناسي و جهان بيني الهي وابسته است و از سوي ديگر به انسان شناسي. آنكه براي مبدأ، آغازي قائل نيست و بر اساس ن ه ي لا حياتنا الدّنيا نموت و نحيا (1) فكر مي كند، يا بر محور و ما يهل كنا لا الدّهر(2) مي انديشد؛ نه درباره آغاز عالم،اصول بيّن يا مبيّني دارد، و نه درباره انجام جهان اصول معقول و مقبول ارائه مي كند ! و همچنين آنكه درباره انسان حتّي به مرز فرضيه دارويني هبوط مي كند، معلوم نيست براي آينده بشر در كدام ت يه و وادي سقوط كند ! نه آن ملحد،حرفي براي آغاز و انجام جهان دارد، و نه اين مادي، كلامي قابل ارائه !
معرفت شناسي وحياني،كامل ترين راه شناخت
آنها كه معرفت شناسي شان در مدار حس و تجربه خلاصه مي شود، در اوّلين پله شناخت هستند. بعد از اين، معرفت شناسي رياضي است و بعد از آن، معرفت شناسي ح كمي و كلامي است، و بعد از آن، معرفت شناسي عرفاني و شهودي است؛ تا برسيم به سلطان علوم و معارف كه وحي انبياء و اولياست. اگر كسي به حرم امن وحي بار نيافت؛ نه درباره جهان حرفي براي گفتن دارد، نه درباره انسان ! بهترين منبع تبيين مهدويت و آينده بشر رجوع به كلام جهان آفرين و انسان ساز است.
ذات أقدس له در اين وحي آسماني آياتي را درباره تكوين، تشريع؛ جهان وانسان ارائه كرد. در بخش تكوين آنچه به مبدأ جهان بر مي گردد، فعلاً از قلمرو بحث بيرون است. آنچه به آينده جهان بر مي گردد، فرمود : انسان و آنچه كه در اختيار انسان است، زمين و آنچه كه روي زمين حركت مي كند، ميراث ماست كه به ما بر مي گردد؛ نّا نحن نر ث الأرض و من عل يها (3). اينها به ذات أقدس له بر مي گردند و در صحنه قيامت، آن عدل الهي ظهور مي كند و هر كسي به جايگاه خاص خود راه پيدا مي كند. عدّه اي بر اساس و امتازوا اليوم أيّها المجر مون (4)گرفتار آن وادي سوزانند، عدّه اي هم وارثان فردوسند كه ير ثون الف ردوس (5).
بخش ديگر مربوط به مؤمنان صالح است كه آنها وارثان زمين و زمينه بهشتند.
چگونگي ميراث بري از زمين دنيا و زمين بهشت
مي ماند جريان ( زمين )؛ زمين بهشت همانطوري كه اشاره شد در اختيار مؤمنان است.آنها مي گويند : الحمد لله الّذ ي صدقنا وعده و اورثنا الأرض نتبوّأ م ن الجنّه ح يث نشآء (6). آن زمين بهشت است و زمينه بهشت است كه بحثش از حريم كنوني بيرون است. عمده ، زمين دنياست كه اين زمين به كي ارث مي رسد. يك سلسله ارث هاي مقطعي است كه آن هم بر اساس ت لك الأيام نداو لها بين النّاس (7) تقسيم مي شود؛ و اورثكم ارضهم و د يارهم (8) هست ومانند آن؛ آن هم در اين ظرف گنجايش ندارد و از بحث بيرون است.
وارثان حقيقي زمين و پايان بشريت
عمده آن است كه پايان بشريت به كجا ختم مي شود؛ آنكه روي زمين زمامداري مي كند كيست؛ چه گروهي بر زمين حاكمند و چه گروهي وارثان زمينند. خداي سبحان فرمود : نّ الأرض ل لّه يور ثها من يشآء (9)؛ نه يؤتيها من يشآء ! آنجا كه سخن از اعطاء و ايتاست، برّ و فاجر درآن سهيمند كه قل اللّهمّ مال ك الملك تؤت ي الملك من تشآء و تنز ع الملك م مّن تشآء (10). گاهي اموي مي گويد : قل اللّهمّ مال ك الملك تؤت ي من تشآء، گاهي زينب كبري (س) به او تشر مي زند كه : اظننت ان اخذت علينا اقطار الأرض و آفاق السّماء و نساق كما تساق الاساري انّ ب نا علي الله هواناً و ب ك عليه كرامه (11)؛ خيال نكن اين ا يتاي ملك، ايراث زمين است ! اين به كافر داده مي شود، به مؤمن داده مي شود؛ و لا يحسبنّ الّذ ين كفروا سبقوا (12)، يا لا يحسبّن الّذ ين كفروا انّما نمل ي لهم خ يأ ل انفس هم نّما نمل ي لهم ل يزدادوا ا ثماً (13).عمده آن است كه فرمود : نّ الأرض ل لّه يور ثها من يشآء.
« خلافت الهي »؛ تنها راه پيوند انسان با خالق
در ارث، كسب، سهمي ندارد ! تنها چيزي كه در ارث،سهم تعيين كننده دارد، پيوند با مورّث است. آن كس كه با مورّث و مور ث پيوند دارد، از او ارث مي برد. ممكن است ذات أقدس له چيزي به عنوان آزمون به ديگري عطا بكند، اين ارث نيست كه نّ الأرض ل لّه يور ثها من يشآء ! تنها پيوندي كه قرآن بين انسان و خالق انسان قائل است، پيوند » خلافت » است. اگر كسي خليفه الله شد، با مستخلف عنه در پيوند و ارتباط است. اگر قرآن كريم براي انسان،آزادي قائل است كه قائل است، به پاس كرامت اوست كه فرمود : لقد كرّمنا بن ي آدم (14). و اگر قرآن كريم براي انسان كرامتي قائل است كه قائل است، به پاس خلافت اوست كه فرمود : نّي جاع أ ف ي الأرض خليف ه (15). يعني انساني آزاد و محترم است كه كريم باشد؛ انساني كريم است كه خليفه الله باشد؛ انساني خليفه الله است كه حرف مستخلف عنه را بزند، نه هواي خود را !
راه نيل به مقام خلافت الّهي
كسي كه به بهانه خلافت، كنار سفره كرامت الهي بنشيند؛ حرف خود را بزند، بخواهد قانون شرق را يا اصول غرب را پياده كند؛ اين غاصب است، نه خليفه !! چنين كسي كريم نيست، و چنين كسي گرفتار خذوه فغلّوه. ثمّ الجحيم صلّوه(16) است، نه آزاد و رها ! آزاد تنها اصحاب ميمنت اند كه كلّ نفس ب ما كسبت ره ين ه، لا اصحاب اليمين (17)، اينها هستند كه در رهن و گرو نيستند؛ چون بدهكار نيستند، اينهايند كه آزادند.
اگر كسي خليفه الله شد، با مور ث و مورّث در ارتباط است. اگر با مورث و مورّث در پيوند و ارتباط بود، از او ارث مي برد. وقتي از او ارث برد، مالك زمين شد، حاكم زمين شد؛ حرف او را، دين او را، مرام او را پياده مي كند و نه غير آن ! اگر فرمود : الّذ ين ا ن مكّناهم ف ي الأرض اقاموا الصّلاه و آتوا الزّكاه و أمروا ب المعروف و نهوا عن المنكر و ل لّه عاق به الامور (18)، يك مطلب تأسيسي نيست، بلكه تحليلي است؛ زيرا خليفه الله اگر حاكم شد، حرف مستخلف عنه را مي زند. وارث اگر به جاي مورّث نشست، كتاب مورّث را پياده مي كند و نه غير آن را!
مهدويت، نقطه عطف تاريخ بشريت
و اگر وجود مبارك امير بيان، علي بن أبيطالب (ع) نقطه عطف تاريخ را فقط به دست وجود مبارك مهدي منتظر مي داند، براي همين است. گرچه گفته مي شود فلان حادثه نقطه عطف است، امّا يك عطفي است از زاويه كوچك جهان وسيع. تنها نقطه عطف در پرچم فداكاري ولي عصر است كه يعط ف الهوي علي الهدي ذ عطفوا الهدي علي الهوي، يعط ف الرّأي علي القرآن ذ عطفوا القرآن علي الرّأي(19)؛ اين عطف عالمي است.اگر نقطه عطفي در كلّ جهان پديد نيايد؛ مسئله خلافت ظهور نمي كند، مسئله وراثت جلوه نمي كند، مسئله نّ الأرض ل لّه يور ثها من يشآء تجلّي ندارد ! و آن آيات، تحليل اين مطالب است و نه تأسيس. چون اگر خليفه حاكم شد، جز حرف مستخلف عنه را نمي زند؛ و الّذين ا ن مكّناهم دارد آن را شرح مي دهد، نه چيز جديدي افاضه و اضافه كند! بنابراين نّ الأرض ل لّه يور ثها، نه يؤتيها؛ يور ثها من يشآء.
سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در اجلاس مقدّماتي كنگره بين المللي مصلح موعود (عج) ؛ با موضوع ( انديشه مهدويت و آينده بشريت ) قم ؛ مدرسه علميه امام خميني (ره) - 22 / 7 / 1382
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) مؤمنون / 37 (2) جاثيه / 24 (3) مريم / 40 (4) يس / 59
(5) مؤمنون / 11 (6) زمر / 74 (7) آل عمران / 140 (8) احزاب / 27
(9) اعراف / 128 (10) آل عمران / 26 (11) بحار الأنوار / 45 / 133
(12) انفال / 59 (13) آل عمران / 178 (14) اسراء / 70 (15) بقره / 30
(16) حاقّه / 30 و 31 (17) مدّثر / 38 و 39 (18) حج / 41 (19) نهج البلاغه / خطبه 138
خوان حكمت دردهه مهدويت(5-15 شعبان) هر روز منتشر مي شود

 



رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز: پروژه آژاكس 2 براي كودتاي مخملي در ايران شكست خورد

رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به طراحي پروژه «آژاكس2» توسط موسسات آمريكايي براي توطئه انقلاب مخملي در ايران تاكيد كرد براي تحقق آژاكس2، انتخابات رياست جمهوري مدنظر بوده است.
حسن عباسي در سخناني با موضوع «آژاكس2، توطئه توئيتري»، با اشاره به اطلاعات ارائه شده از سوي «انستيتو بروكينگز» مركز مشاوره كاخ سفيد آمريكا، گفت: اين موسسه يك گزارش 164صفحه اي براي تغيير رژيم ايران پيشنهاد كرده كه در آن از همه گزينه ها نام برده شده است.
به گفته وي حمله نظامي به ايران، بمباران هوايي نيروگاه هاي هسته اي، تغيير به صورت انقلاب مخملي به عنوان گزينه هاي اصلي اين طرح است.
وي افزود: رفرميست ها، روشنفكران سكولار، جنبش دانشجويي، زنان و كارگران و سلطنت طلبان به عنوان 4 دسته عوامل انقلاب مخملي در ايران مد نظر اين موسسه تحقيقاتي است كه در فرصت مغتنم وارد عرصه خياباني شوند و مانند گرجستان رئيس جمهور را تغيير دهند.
وي با اشاره به طرح آژاكس2 گفت: براي تحقق آژاكس2، انتخابات رياست جمهوري مدنظر بود كه از طريق اعتراضات خياباني بتوانند انقلاب مخملي تغيير نظام را به پيروزي برسانند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به انتقال «آنفلوآنزاي فرهنگي و فكري نيويوركي» به ايران اشاره كرد و گفت: استفاده از اسلام براي سرزنش اسلام، استفاده از هويت ايراني براي شماتت ايرانيت، استفاده از نظام جمهوري اسلامي براي شماتت جمهوري اسلامي، شماتت مسئولين براي ايجاد نفرت از آنان به عنوان اثرات اين آنفلوآنزاست تا طي آن مردم ايران از حكومت خود بيزاري بجويند.
عباسي توضيح داد:ادعاي به هم ريختگي اقتصاد ايران و گفتن جمله اقتصاد ايران در لبه پرتگاه است، بخشهايي از ويروس نيويوركي است تا مردم را نسبت به مسئولين و حاكميت دچار ياس و نااميدي كند.
وي با انتقاد از سخنان برخي از كانديداها در مورد تقلب در انتخابات اخير گفت: روش درست اين بود كه اين آقايان مي گفتند كه به نظر ما با اينكه تقلب شده و خطايي صورت گرفته، نتيجه را مي پذيريم در قالب يك جنبش اجتماعي به فعاليت سياسي در انتخابات شوراها، مجلس شوراي اسلامي و دوره ديگر انتخابات رياست جمهوري ادامه مي دهيم.
وي افزود: چطور افرادي كه نه وزارت كشور و نه شوراي نگهبان را قبول دارند و شايد فردا هم تنفيذ رهبري را قبول نكنند، همچنين مجلس شوراي اسلامي كه به وزرا راي اعتماد مي دهد را هم قبول ندارند، مي خواهند در كشور فعاليت سياسي كنند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود از بي بي سي فارسي، صداي آمريكا، بخش فارسي وب سايت وزارت امور خارجه اسرائيل، فيس بوك و توئيتر به عنوان رسانه هاي كودتاي مخملي در ايران ياد كرد و گفت: دشمن از طريق اين رسانه ها خواستار تحقق پروژه آژاكس2، براي ايجاد انقلاب مخملي در ايران است.
وي طرح شايعه و برجسته كردن استراتژي فشار از پايين، چانه زني از بالا را از القائات اين شبكه ها ذكر كرد و گفت: طراحي اين رسانه ها به صورت يك گازانبر بود تا با تهييج مردم و شخصيت هاي سياسي براي حضور در اعتراضات، مسئولين رده بالاي نظام را تحت فشار قرار دهند تا تن به ابطال انتخابات دهند.
وي از نخبگان سياسي خواست كه حساب خودشان را از منافقين، سلطنت طلبان و مخالفان نظام جمهوري اسلامي جدا كنند و گول سخن گفتن در رسانه هاي آنان را نخورند.
وي افزود: آنچه در بعد از انتخابات اتفاق افتاد، زيبنده ايران نبود و 16كشته اگرچه در مقايسه با ساير بحرانها عدد كمي است ولي خراش برداشتن يك نفر نيز زياد است.
عباسي افزود: خطري از گوش كشور عبور كرد كه دليل آن حضور هوشيارانه مردم و درايت رهبري بود كه اگر در هر كشور ديگري اين بحران روي مي داد، منجر به سقوط حاكميت مي گرديد.

 



مخالفت كروبي با آخرين ايده موسوي تشكيل جبهه سياسي در كشور ما كارايي ندارد

سرويس سياسي-
مهدي كروبي كه همپيماني خود را با موسوي، كانديداي به اصطلاح رقيب خود، در جريان تبليغات پيش از انتخابات به اثبات رسانده بود و اين هم نوايي را در راستاي قانون شكني هاي پس از انتخابات به حد اعلاي خود رساند ظاهرا به يكباره طبل جدايي را به صدا درآورده و با آخرين ايده موسوي مبني بر تشكيل «جبهه سياسي» به مخالفت پرداخته است.
مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي كه با باشگاه خبرنگاران گفت وگو مي كرد با اشاره به قصد موسوي به تشكيل جبهه سياسي تاكيد كرد: تشكيل حزب، مقدم بر تشكيل جبهه سياسي است و اگر موسوي قصد تشكيل جبهه سياسي را دارد بايد در اين زمينه گفت وگو كند چرا كه معتقدم حزب داراي اعتبار است، لذا تشكيل جبهه سياسي در كشور ما چندان كارايي ندارد.
وي در خصوص تشكيل شوراي رهبري اصلاحات نيز گفت: در خصوص تشكيل شوراي رهبري اصلاحات و همچنين تشكيل حزب جديد و تشكيل جبهه اصلاحات كه NGOها و هيئت ها در آن حضور داشته باشند بحث هاي گوناگوني انجام شده، من هم در اين ارتباط فقط شنيده ام اما هنوز وارد اين مباحث نشده ام و به كار حزبي خود ادامه مي دهيم. ك
روبي با تاكيد بر اينكه حزب اعتماد ملي به دنبال پالايش جديدي است تصريح كرد: در حال حاضر هنوز وارد مباحث ايجاد يك برنامه جديد براي 4سال آينده در حزب اعتماد ملي نشده ايم اما پيشنهاداتي مطرح و ارائه شده كه در دست بررسي است.
گفتني است كروبي به رغم تاكيد پي درپي بر كار حزبي در انتخابات اخير عده اي از افراد كاملا غيرحزبي را به همه كاره ستادهاي خود بدل كرد و آنها نيز ضمن مقابل قراردادن او و نظام نهايتا زمينه شكست مفتضح وي را فراهم آوردند.

 



استاد حقوق دانشگاه تهران: خاتمي بايد به عنوان يكي از متهمان اصلي در دادگاه حاضر شود

يك استاد حقوق دانشگاه تهران در واكنش به اظهارات خاتمي مبني بر غيرقانوني بودن دادگاه اخير متهمان اغتشاشات تأكيد كرد محمد خاتمي از جمله افرادي است كه بايد به عنوان يكي از متهمان اغتشاشات اخير در دادگاه حاضر شده و محاكمه شود.
فيروز اصلاني استاد حقوق دانشگاه تهران با اشاره به برگزاري دادگاه عالي متهمان اغتشاشات اخير، اظهار داشت: اين دادگاه كاملا مطابق قانون اساسي و قوانين جاري كشور بود.
وي در ادامه اظهارات محمد خاتمي را مبني بر غيرقانوني بودن دادگاه اخير، مضحك دانست و گفت: خود آقاي خاتمي يكي از متهمان اصلي اغتشاشات اخير در كشور است كه بايد با حضور در دادگاه پاسخگوي اظهارات و عملكرد خود باشد و از همين روي است كه وي براي جلوگيري از رسيدگي به اتهاماتش، گزينه فرار به جلو و اتهام افكني را برگزيده و اين اظهارات خاتمي چندان دور از انتظار نيست.
اين استاد حقوق دانشگاه تهران با بيان اينكه برگزاري دادگاه سران اغتشاشات اخير موجب خوشنودي و آرامش مردم ايران شده است، تصريح كرد: به نظر مي رسد با پيگيري و رسيدگي به اتهامات عوامل و آمران اغتشاشات اخير در كشور، ملت ايران شاهد نهضت توابين خواهند بود.

 



حميد رسايي: نبايد به محاكمه عناصر مياني اغتشاشات بسنده كرد

حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اعترافات برخي از عوامل اغتشاشگر تاكيد كرد اين اعترافات پايه هاي خيمه اصلاح طلبان را به لرزه انداخت و خانه عنكبوتي آنان را برهم زد.
حميد رسايي طي يادداشتي در وبلاگ خود، با اشاره به برگزاري جلسه دادگاه متهمان آشوب هاي اخير نوشت: اكنون سوال مهم اين است كه آيا بايد به بررسي عملكرد همين سطح از عوامل اغتشاش اكتفا كرد؟
وي ادامه داد: من امثال بهزاد نبوي، تاج زاده و ابطحي را عوامل دست دوم اين آشوب ها مي دانم كه بدون جلب رضايت برخي از شخصيت هاي سياسي، هرگز جرأت پشتيباني از چنين آشوب هايي را نداشتند. عوامل دست اول همان كساني اند كه حكم پدران معنوي براي اين افراد را داشته اند، اما آيا آنها به پاي ميز سوال و جواب كشيده مي شوند؟
رسايي در ادامه يادداشت خود با انتقاد از اقدام روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام مبني بر تكذيب برخي اعترافات ابطحي درخصوص هاشمي رفسنجاني خاطر نشان كرد: اين مجمع در ماه هاي اخير بيش از آن كه در انديشه مصلحت نظام باشد در انديشه مصلحت جريان نفاق جديد است وي در پايان به طرح سوالاتي از هاشمي رفسنجاني پرداخته و عنوان مي كند:
بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد كه اگر تكذيبه شما درباره اظهارات ابطحي را بپذيريم، با نامه تهديدآميزتان خطاب به رهبري چه كنيم؟ با خطبه هاي نمازجمعه شما كه مورد استقبال شبكه هاي ضد انقلاب قرار گرفت چه كنيم؟ آيا آنها را هم تكذيب مي كنيد؟! اگر اظهارات ابطحي در دادگاه را فقط با اين دو موضع علني شما مقايسه كنيم، بي شك اظهارات ديگر شما شايسته تر به تكذيب هستند تا اظهارات آقاي ابطحي...

 



قومي كه از هنر نبرد بهره مرده است

آقاي شجريان! آيا شما انتقاد مشفقانه را به تملق مذبوحانه ترجيح نمي دهيد بعد از چاپ مقاله هاي كيهان دفاعيه هايي عجيب و غريب از شما منتشر شد كه حقير دلم براي شما بيشتر سوخت قبلاً فكر مي كردم جايگاه مردمي را ازدست داده ايد اما اينطور كه معلوم است نوچه ها و اطرافيان هم در قالب دفاع از شما قصد رخ نمايي دارند. صداهاي تازه مي شنويم!
شما مطلب «استاد تو بخوان...» آقاي مختاباد كه در روزنامه اعتماد ملي چاپ شده بود را مطالعه بفرمائيد جمعاً مي شد برداشت كرد كه به بهانه دفاع از شما فرياد برآورده كه آهاي، پس من چي؟ منم هستم!
نويسنده گاهي به بهانه صميميت مخاطب يعني جنابعالي را مفرد خطاب كرده كه به نظر اهل خرد چنين خطابي بي ادبي است. گفته است: «از من دعوت شد در حضور ملكه انگليس» كه خودنمايي است. گفته: عزيز برادر در طول قرن ها از سرگذشت اين خاك بلاكش مي گذرد هنرمندان و انديشمندان حتي اختيار سقفي براي به روز كردن نداشتند چه رسد به فروش وطن».
مطلب فوق گذشته از ضعف تأليف سخني به گزافه است. چرا؟ شما و ايشان به سقف خانه هايتان نگاه كنيد ببينيد امنيت ندارد و تازه اگر هم امنيت كامل داشته باشد مجوزي براي فروش وطن نيست. نويسنده بعد از قول حافظ نسبت به سفله پروري آب و هواي فارس- كه توهين به مردم آن سامان است-شاملو را عربده كش تلقي مي كند و از قول شاملو مي گويد: «بگذار بر سرزمين خود بايستم» مگر كس گفته است شما يا شاملو از سرزمين خود بيرون برويد؟ حرف ما اين است كه مال مردم باشيد و كمتر برويد. چه كسي گفته است اسطوره هاي هنر در تمامي قرون و اعصار بركناره مي روند؟
اين اسطوره سازي و شواليه تراشي كه بيشتر از رسانه هاي بي بي سي و آمريكا به آن دامن زده مي شود غلط است. برخي از ما آنقدر يك نفر را بزرگ مي كنيم كه خودمان از او مي ترسيم. مثل كسي كه نام فرزندش را رستم گذاشت و ترسيد او را صدا كند.
آقاي شاگرد ارادتمند، مخاطب را مفرد صدا كردن شرايط دارد اخلاق ناصري را بخوانيد. يا اينكه بعضي ها زود پسرخاله مي شوند.
در يك جا گفته ايد: «او شهريار آواز ايراني در اين نيم قرن بوده». حالا اگر ما بگوئيم تاريخ مصرف بعضي ها تمام شده اعتراض مي كنيد ولي شما خيلي صريح تر همين معني را تكرار كرده ايد.
نوع نثر شما در صفحه بعد از مخاطب مفرد به جمع تغيير مي كند ملاحظه فرمائيد.
«چرا ما به خود اجازت مي دهيم كه مقام استاد عزيزي كه محبوب هزاران انسان عاشق فرهنگ و هنر اصيل اين مملكتند پامال جفاهاي قلمي نابخرد و ناسنجيده شود؟»
اين قطعه از شاهكار شما با بقيه متفاوت است البته در ضعف تأليف نقطه اشتراك دارد. بعد از سفله پروري كه حكم شماست بازهم ريتم متن به سوي ادب گرايش پيدا مي كند ببينيد: «استادم شنيدم كه شما قصد شكايت از نويسنده اي را داريد...» يك سطر پائين تر بعد از بيت نابجاي حافظ- البته بيت حافظ بجاست شما نابجا استفاده كرده ايد- فرموده ايد: «تو فقط بخوان قطعاً دادگاه وجدان بيدار نسل هاي آينده شكايتت را قضاوتي جانانه و عادلانه تر خواهد كرد.»
1-تو بخوان ادبيات بخردانه و با ادب است؟ اگر هست پس نثر قبلي شما كه مؤدبانه خطاب كرده ايد را چه كنيم؟
2-اعتراف كرده ايد كه اين دادگاه قضاوتي عادلانه كرده است كه آن دادگاه وجدان عادلانه تر قضاوت مي كند.
3-هنوز دادگاهي تشكيل نشده تا قضاوت معلوم باشد مگر شما علم غيب داشته باشيد.
4-آدم به استادش امر و نهي نمي كند. در روستاي ما به اين لحن بي ادبي مي گويند.
5-شما و آقاي شجريان و همه اهالي هنر آستانه تحمل را بالاتر ببريد. اگر وطن فروش گفتن جرم است از زبان حافظ نويسنده نقد را احمق خطاب كردن هم جرم است. «گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم.»
باز از زبان حافظ بزرگ استاد و اهل دانش و فضل دانسته، كه حتماً هستند. اما نويسندگان نقد به استاد را مردم نادان خطاب كردن يك دفعه ديگر هم بي ادبي است.
اما بيتي از حافظ خطاب به آقاي شجريان گفته بوديد كه الحق نظر ما هم همين است. «به صدر مصطبه بنشين و ساغر مينوش- كه اينقدر زجهان كسب مال و جاهت بس»
واقعاً مال اندوزي و جاه طلبي خواهي بس است و بهتر است استاد به شماها شاگردان دستپاچه براي رسيدن به مال و جاه كمي بها بدهد. ريتم و آهنگ دفاعيه شما از سرخوردگي و آرزويي دراز حكايت كرد معلوم نيست استاد را دوست داريد يا مي خواهيد از ميدان به در كنيد؟ دلم براي آقاي شجريان سوخت چون دفاع شما از حمله هم بدتر بود. اما قول اخوان شنيدني است:
رسيده ايم من و عمر من به آخر خط
نگاهدار جوانان بگو سوار شوند
اميرعاملي- قزوين

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14