(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 11 مرداد 1388- شماره 19425
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
اعترافات تكان دهنده آشوبگران در دادگاه اسناد خيانت خاتمي و موسوي فاش شد
غائب بودن ما و ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)



اعترافات تكان دهنده آشوبگران در دادگاه اسناد خيانت خاتمي و موسوي فاش شد

معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران در قرائت متن كيفرخواست عليه متهمين پروژه شكست خورده كودتاي مخملي اعلام كرد: طبق مستندات به دست آمده واعترافات مستدل متهمين حوادث و آشوب هاي اخير از پيش طراحي شده وطبق جدول زمانبندي ومراحل كودتاي مخملي پيش رفته است.
بخش هايي از متن كيفر خواست «عبد الرضا محبتي» معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي العموم به شرح ذيل است:
دشمن سرخورده ومأيوس پس از انتخابات پر شور 22خرداد فوراً دست به كار شد وبا بسيج عوامل تبليغي، سياسي و ميداني خود زنجيره اي از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد كه در اثر آن هموطنان عزيزخسارات جاني ، مالي و رواني عديده اي را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمين، وقوع اين حوادث كاملاً از پيش طراحي شده و طبق جدول زمانبندي و مراحل كودتاي مخملي پيش رفته است، به گونه اي كه بيش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهاي «جين شارپ » براي كودتاي مخملي اجرا گرديده است.
پيرامون كودتاي مخملي
كودتاي مخملي نوعي از انواع بر اندازي است كه با كودتاي نظامي در هدف مشترك امّا در شيوه و ابزار كاملا متفاوت است.
در همين رابطه آقاي «رابرت ه لوي » افسر بازنشسته سازمان سيا و شاگرد دكتر «جين شارپ » در كتاب خود با عنوان «مبارزه عاري از خشونت، تأملي در بنيادها »مي نويسد:«مبارزه عاري از خشونت (يعني همان كودتاي مخملي) تفاوت خاصي با درگيري نظامي ندارد جز در اين مورد كه اسلحه به كار رفته در آن متفاوت ومنحصر به اين روش است ».
يكي ديگر از تفاوتهاي كودتاي مخملي با كودتاي نظامي در فرايند شكل گيري از آغاز تا پايان و مدّت طولاني آن است كه گاهي ممكن است 10 سال يا بيشتر به طول انجامد.
مهمترين نكته اي كه در مورد كودتاي مخملي بايد به آن توجّه داشت اين است كه نظريه پردازان اجير شده توسط سرويس هاي جاسوسي واطلاعاتي غرب طبق سفارش كار فرمايان خود اين شيوه را براي خروج جهان استكبار از بن بست عملي براي سرنگوني نظامهاي مستقل يا ناهماهنگ با ه ژموني و استيلاطلبي غرب ابداع نمودند كه نتيجه سالها مطالعه وتحقيق ميداني در كشور هاي مختلف كودتاخيز بوده است. اين شيوه بر اندازي بگونه اي طراحي شده است كه با تمسّك به روشهاي به اصطلاح مدني وطي مدّت زمان طولاني بدون آنكه در بين مردم ونظامهاي سياسي كشور هاي هدف حساسيتي جدّي ايجاد كند يكي پس از ديگري مراحل كودتاي مخملي را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهاي سياسي زماني به خود مي آيند كه كودتاي مخملي به مرحله پاياني خود رسيده و احتمال موفقيت آن بسيار افزايش يافته است.
از سالها پيش بنيادها و مؤسسات متعددي توسط سرويسهاي جاسوسي وديگر نهادهاي حكومتي كشورهاي غربي به ويژه آمريكا به وجود آمده كه طبق يك تقسيم كار سازماني و متمركز مأموريتهاي مختلفي را با هدف مشترك در اجراي پروژه كودتاي مخملي به عهده گرفته اند. مهمترين اين مؤسسات و بنيادها عبارتند از بنياد سوروس(OSI) ، بنياد راكي ف ل ر ، بنياد فورد، بنياد جرمن مارشال فايند، خانه آزادي، شوراي روابط خارجي آمريكا، انجمن سياست خارجي آلمان ومركز مطالعات دموكراسي انگليس.
مراكز غربي طراح كودتا در ايران
در تبيين بيشتر موضوع طراحان كودتاي مخملي لازم است به اظهارات يك جاسوس كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برد و با هدف ايفاي نقش درانتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به ايران بازگشته بود، اشاره شود.
وي مي گويد: «در سفري كه به اسرائيل داشتم با موسسه اي به نام م مري آشنا شدم كه متعلق به كشور آمريكاست ولي در اسرائيل مستقر مي باشد و كارش در زمينه مطالعات رسانه اي خاورميانه است. تلاش اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است كه در ديگر كشورها صورت مي گيرد. اين موسسه پروژه اي را دنبال مي كند كه هدف آن حمايت از اصلاح طلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسئول اين پروژه يكي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است كه من با او ديداري داشتم. او در اين ديدار به من گفت هدف ما اين است كه تفكراتي مانند تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم. »
اين جاسوس ادامه مي دهد: «يكي ديگر از موسسات فعال در حوزه ايران موسسه هلندي هيفوس است كه من ملاقات هايي هم با مسئولين اين موسسه داشتم. اين موسسه ارتباط خوبي با موسسات داخل ايران دارد و حتي مبلغ 10 ميليون يورو در پايان رياست جمهوري خاتمي در ايران هزينه كرده كه بيشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هيفوس بودجه خود را از طريق رشوه از شركت هاي نفتي هلندي كه مي خواهند از پرداخت ماليات فرار كنند. به دست مي آورد. »
نامبرده در مورد نقش پايگاه راديويي اروپاي آزاد مي گويد: «پايگاه راديويي اروپاي آزاد كه مانند خيلي از موسسات براندازي نرم از زمان جنگ سرد كار خود را آغاز كرده و به سازمان سيا متصل است، زمان جنگ سرد آمريكايي ها براي اينكه به شوروي فشار بياورند از پوشش هاي فرهنگي- سياسي و رسانه اي و از نام هاي زيبايي چون دموكراسي، آزادي و حقوق بشر استفاده كردند و خيلي از موسساتي كه در حال حاضر فعاليت مي كنند، در زمينه براندازي نرم، بازمانده از آن زمان هستند كه راديو اروپاي آزاد هم از اين دسته است. بخش فارسي اين راديو به نام راديو فردا فعاليت مي كند. اين راديو بيشتر اعتراضاتي كه در ايران رخ مي دهد را پوشش مي دهد و به شدت بزرگنمايي مي كند. »
اين جاسوس در ادامه به يكي ديگر از موسسات براندازي نرم به نام «ب ر كمن » اشاره مي كند و مي گويد: «پروژه گ لوبال ويس ز يا همان صداهاي جهاني زير نظر مجموعه اي به نام مركز بركمن در دانشگاه هاروارد انجام مي گيرد. اين پروژه از سال 2004 آغاز شده و من در اولين جلسه آن در هاروارد شركت كرده ام. هدف اين پروژه تمركز بر تمام بلاگرهاي دنيا به خصوص كشورهاي مخالف آمريكا از جمله ايران است تا بتوانند به هدف خود كه ايجاد جنگ رواني در اين كشورها است برسند.
منابع مالي اين پروژه را بنياد سوروس تأمين مي كند كه به اكثر موسسات غيردولتي در دنيا كمك مالي مي دهد. مدير اين پروژه فردي به نام «اتان زوك رمن» است. او يك آمريكايي است كه قبلا در بنياد سوروس فعاليت داشته، او بر روي استفاده از اينترنت براي براندازي نرم در كشورهاي مختلف خيلي كار كرده و با نهادهاي اطلاعاتي امنيتي آمريكا نيز رابطه دارد. »
وي چنين ادامه مي دهد: «مركز بركمن توسط شخصي به نام «جان پالف ري » اداره مي شود كه خودش مدعي بود دايي او ك رميت روزولت كودتاي 28 مرداد را مديريت كرده است. »
نامبرده در اشاره به نقش آمريكا در طرح براندازي نرم مي افزايد: «آمريكا براي طرح براندازي نرم از تئوريسين هاي مختلف از جمله «جين شارپ » كه 50 سال از عمر خود را در موسسه اش صرف كرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حكومت ها براي براندازي نرم را شناسايي كند، استفاده مي كند. در وب سايت اين موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آميز شايد به 20 الي 30 زبان زنده دنيا آموزش داده شده است. البته اين زبانها آلماني، فرانسوي و يا اسپانيايي نيست بلكه به زبانهاي برمه اي، چيني، عربي، فارسي و ... است كه آمريكا دوست دارد در كشورهايي كه به اين زبانها گويش دارند انقلاب نرم صورت بگيرد.
افراد ديگري مانند «مارك پالمر » رئيس موسسه «كنوس » نيز در مورد ايران خيلي تحقيق كرده اند. آنها حتي 2- 3 سال پيش كلاس هايي را تشكيل دادند و يكسري از فعالان 2 خردادي مانند عماد باقي را دعوت كرده و دوره هاي براندازي نرم را به آنها آموزش دادند. »
مدل آمريكا براي براندازي نرم در ايران
جاسوس بازداشت شده در پاسخ اين سؤال كه آمريكا براي براندازي نرم در ايران از چه مدلي استفاده كرده گفت: «اين مدل مبتني بر انتخابات است وزمان آغاز آن حداقل 2 سال قبل از برگزاري يك انتخابات شروع مي شود .آنها ابتداء شروع به برنامه ريزي كرده ونامزد مورد نظر خودشان را انتخاب مي كنند بطور نمونه آقاي ساكاشويلي- رئيس جمهور فعلي گرجستان -كسي نيست كه يك شبه در دنياي سياست سبز شده باشد اين فردبورسيه «فول برايت » متعلق به وزارت خارجه آمريكاست. او سالها در اين كشور تحصيل كرده وبراي اين روزها تربيت شده است .پس از تعيين نامزد مورد نظر به شدت روي او سرمايه گذاري اجتماعي مي كنند. به اين صورت كه افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبكه اي - مدل تجاري ، گلدكوئيستي - مي پردازند كه روش ثابت براي يارگيري در كمپين هاست . بعد از اين مرحله سمبل ونماد گرافيكي ورنگي براي اين نامزد انتخاب مي كنند وشروع به آماده سازي افكار عمومي جهت رأي دادن به نامزدشان مي كنند. از طرف ديگر قبل از انتخابات خودشان را آماده مي كنند تا اگر انتخابات را واگذار كردند شروع به تشكيك در انتخابات كنند واعلام نمايند كه تقلب صورت گرفته است واصل مشروعيت حاكميت را زير سؤال مي برند وشروع به اعتصاب مي كنند ودر نهايت انتخابات را ابطال كرده ويا مجدد با نظارت ناظران خارجي انتخابات را برگزار مي كنند كه در نهايت نامزد مورد نظرشان پيروز مي شود. »
نامبرده ادامه مي دهد: «اين فرايند در كشورهاي گرجستان ، صربستان ، اوكراين و كرواسي انجام شده و به نتيجه هم رسيده است. نكته قابل توجه اينكه همان متون آموزشي كه در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسي ترجمه شده وبا تغييرات كمي در ايران مورد استفاده قرار گرفته است. اين موارد بستگي به آداب ورسوم ، فرهنگ ومذهب جامعه دارد. مهمترين عوامل اجرايي اين انقلاب جوانان هستند كه سرمايه گذاري خوبي بر روي آنها صورت مي گيرد .بر روي انرژي جوانان حساب مي شود. زيراآنان تنها افرادي هستند كه 2تا3 ماه از زندگي خود را بدون پول ، وقف انتخابات مي كنند. »
وي چنين مي افزايد: «كودتاي مخملي ايران خيلي شبيه انقلاب مخملي صربستان است ، در آن كشور گروهي بنام «اوت پور » «OUTPOR » كه گروهي دانشجو بودند ابتداء شروع به عضو گيري كردند كه شباهت زيادي به موج سبز در ايران داشت. در جزوه آموزشي كه بر روي سايت آلبرت انيشتاين قرار گرفته نكته اي به نام »موقعيت دشوار » وجود دارد كه از مهمترين روشهاي استراتژيك است و حكومتها را در شرايطي قرار مي دهد كه نتوانند با معترضان برخورد كنند. در اين نكته آمده كه اعتراضات بايد زير پوشش عادتهاي مذهبي قرار بگيرد و حركاتي مانند پياده روي در خيابان را انجام دهيد كه هيچ دولتي نمي تواند از آن جلوگيري نمايد. در انتهاي اين جزوه آموزشي اشاره اي به چند حلقه فيلم آموزشي شده كه پيرامون انقلاب صربستان است و حتي فيلم ها به زبان فارسي دوبله شده و بر روي وب سايت ها قرار گرفته است.
جزوه ديگري نيز وجود دارد كه در مورد نحوه تسخير مكانها و ساختمان هاي حساس شهر است و در آن آموزش مي دهد كه گروه هاي معترض چگونه بتوانند مراكز مهم را تصرف كنند.
لازم است در اينجا به نكته مهمي در محضر دادگاه اشاره نمايم و آن اين است كه فيلم آموزش كودتاي مخملي صربستان كه به فارسي ترجمه گرديده توسط فردي به نام نادر صديقي ويراستاري و باصداي وي روايت شده است. اين فرد كسي است كه اولين بار آقاي كيان تاج بخش را به آقايان حجاريان و تاج زاده معرفي مي نمايد. آقاي تاج بخش در مورد نقش آقاي نادر صديقي مي گويد: «نقش آقاي نادر صديقي و اينكه چه كسي مرا به او معرفي كرده و او به سفارش چه كسي مسئول وصل من به آقاي حجاريان و تاج زاده گرديده برايم گنگ است.»در حال حاضر نامبرده متواري مي باشد.
بازوهاي كودتاي مخملي در ايران
جاسوس مذكور در مورد بازوهاي كودتاي مخملي در ايران مي گويد: «مدلي كه در ايران طراحي شده مانند ديگر كشورها داراي سه بازوي فكري، اجرايي و رسانه اي است هر كدام از اين بازوها داراي زيرمجموعه هاي فعالي مي باشند كه به طور مثال بازوي فكري داراي زير مجموعه هاي روشنفكري مذهبي، روشنفكري سكولار، سرمايه داري، سياست خارجي، ادبيات و ... مي باشد كه در هر كدام از اين موارد موسساتي در خارج و داخل ايران هستند كه به صورت فعال نقش دارند.
بازوي اجرايي اين پروژه يعني كودتاي مخملي داراي شش زيرمجموعه مي باشد.
1- زيرمجموعه زنان كه از چند طيف تشكيل شده است. مهمترين ليدرهاي اين طيف خانم شادي صدر و خانم شيرين عبادي هستند. اين طيف ها بيشتر با برخي مراكز هلندي در تماس هستند كه هزينه هاي اين گروه ها و كمپين ها را پرداخت مي كنند.
2- زيرمجموعه قومي- نژادي، بيشتر امور اين كار در طيف شيرين عبادي صورت مي گيرد. او با اينكه در زمينه حقوق بشر فعاليت مي كند اما رگه هاي قومي-نژادي در آن وجود دارد. گروه هاي ملي- مذهبي نيز در اين زمينه متمركز هستند.
3- زيرمجموعه حقوق بشر، مهمترين چماقي كه آمريكا براي رويارويي با مخالفان خود استفاده مي كند حقوق بشر است. در اين زيرمجموعه چند طيف وجود دارد كه اين بار نيز طيف شيرين عبادي از فعالان اين عرصه هستند.
4- زيرمجموعه كارگري؛ اگر به ياد داشته باشيد در سال هاي گذشته سنديكاي اتوبوسراني اعتصابي را ايجاد كرده بود كه رهبري آن را فردي به نام منصور اصانلّو برعهده داشت. اين جالب است كه افرادي به دلايل مختلف از جمله عقب افتادگي دستمزد خود دست به اعتصاب مي زنند اما حواسشان نيست كه موسسات برانداز در آمريكا مانند ، صندوق مالي و دموكراسي و ... به صورت آشكار به موسسات ديگر چندين ميليون دلار پول مي دهند تا به سنديكاهاي كارگري در ايران كمك شود.
5- زيرمجموعه دانشجويي؛ اوج فعاليت زيرمجموعه دانشجويي در جريان 18 تير 78 بود كه البته مدتي بعد از آن نيز تضعيف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجويي با مركزيت دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و شاخه هاي مرتبط با آن نقش جدي در بازوي اجرايي براندازي ايفا كرد.
دادگاه آغاجري، نامه به كوفي عنان، تحريم انتخابات و ... از جمله فعاليت هاي اين زيرمجموعه بوده است. رفتن افرادي همچون محسن سازگارا، عطري، علي افشاري و رضا دلبري به آمريكا و شاغل شدن اين افراد در موسساتي كه كار آنها براندازي نظام جمهوري اسلامي است مي تواند بهترين مستند براي همكاري اين زيرمجموعه با پروژه كودتاي مخملي در ايران دانست. »
اين جاسوس سيا درباره بازوهاي فكري پروژه كودتاي مخملي در ايران مي گويد: «اين بازو ازاهميت بالايي برخوردار است و شايد بتوان گفت قبل از هر مسأله اي كار فكري شروع مي شود و سالها طول مي كشد كه ديگر بازوها (اجرايي و رسانه اي) به كار بيفتد.
بازوي فكري در ايران از سال هاي خيلي دور يعني از اواسط جنگ آغاز شد در همين راستا يك تفكر روشنفكري جديد از ميان نيروهاي مسلمان بيرون مي آيد كه رهبري آن به عهده عبدالكريم سروش و مجله كيهان فرهنگي است (در آن زمان مديريت مجموعه كيهان با سيد محمد خاتمي بود.)
مقالاتي كه سروش در اين مجله به نگارش در مي آورد موضوعات خاصي را در پي داشت به طور نمونه سروش در اولين مقالات خود اين موضوع را انتخاب مي كند كه چيزي به عنوان غرب وجود ندارد كه بخواهيم در مورد غرب زدگي صحبت كنيم و اينگونه مبارزه با غرب زدگي را كه يكي از گفتمان هاي مهم انقلاب بود زير سئوال مي برد. آنها زير پايه هاي فرهنگي انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از ميان مي بردند. از همان زمان يك تيپ نوچه پروري و استبداد فكري در بحث تفكرشان مطرح بود كه آن را پنهان نگه مي داشتند. اگر ما فرض كنيم كه غرب و استبداد وجود ندارد ديگر شعارهاي انقلاب از قبيل استقلال و آزادي معنا پيدا نمي كند.
اين روند ادامه يافته و يك به يك پايه هاي تفكر امام را مي زند پايه هائي مثل وحدت ديانت و سياست، ولايت فقيه، و بدينسان زمينه براي غربي شدن و آمريكايي شدن را فراهم نمودند. »
وي در ادامه مي گويد: «افراد ديگري مانند سريع القلم، ناصر هاديان و هادي سمتي با تفكرات خاصي شروع به تئوري سازي در زمينه تأمين منافع آمريكا در ايران كردند. آنها موضوعاتي مانند انرژي اتمي و موشكي، حمايت از لبنان و فلسطين را آرام آرام مورد هجوم قرار مي دادند. اين تئوري ها در مراكز تحقيقاتي مختلفي در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش مي شد.
اسناد جعلي در منزل بهزاد نبوي و ستادهاي انتخاباتي
اين جريان با هدف القاء جعل وتقلب در انتخابات وتشويش اذهان عمومي، نامه وزارت كشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به اين وزارت خانه وتوزيع وسيع آن قصد فريب افكار عمومي را داشته است.همچنين در بازرسي از منزل آقاي بهزاد نبوي عضو مؤثر و محوري سازمان مجاهدين اسنادي دال بر جعل سند با هدف تشويش اذهان عمومي به دست آمده كه به پيوست تقديم دادگاه مي شود.
شايان توجّه اينكه نمونه هائي از اين اوراق و نامه هاي جعلي در ستادهاي برخي كانديداهاي ناكام و معترض نيز كشف گرديده است.
حزب مشاركت، حزب كارگزاران، برخي از اعضاء مجمع روحانيون مبارز نيز رسماً و همسو بارسانه ها وگروههاي معاند و مخالف نظام صحّت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد ترديد قرار دادند.
بهزاد نبوي تقلب را مطرح كرد
محمد علي ابطحي مسئول دفتر رئيس جمهور سابق كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد بحث تقلب اظهاراتي دارد كه به قسمت هايي از آن اشاره مي شود وي مي گويد:
«بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولّين بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند ودر اين انتخابات اخير هم اين بحث را بهزاد نبوي مطرح كرد ودر ستاد خاتمي بعنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد. »
آقاي ابطحي مي گويد: «آقاي كروبي در جلسه اي با حضور ديگر دوستان اصلاح طلب اعلام كرد ؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد وديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. درهمان جلسه آقاي موسوي لاري اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است. »
القاي تقلب براي جرزني
وي در ادامه مي گويد: «بعد از اعلام كانديداتوري مهندس موسوي در ستاد ايشان آقاي محتشمي پور طرح تقلب را مطرح كرد ، هم آقاي موسوي وهم محتشمي پور زمينه بسيار تندي در اين باره داشتند وكميته صيانت از آراء را تشكيل دادند ، نكته مهم در اين زمينه عقيده داشتن تمام اصلاح طلبان است بر اينكه بيش از 2 يا 3 ميليون تقلب نمي شود انجام داد. در جلسه بعد آقاي موسوي خوئيني ها اعلام كرد ؛ مانبايد فيتيله بحث تقلب در انتخابات را پايين بكشيم چون موقع جرزدن لازم مي شود. »
آقاي ابطحي تصريح مي كند: «من اعتقادم اين است كه محتشمي پور ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود ؛ من به مهندس موسوي گفته ام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه مي توانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بي تجربگي ودور بودن از صحنه سياسي زود تحت تأثير قرار مي گيرد. »
ابطحي در ادامه گفته فوق افزود: «2 روز بعد از انتخابات از موسوي لاري در زمينه تقلب پرسيدم كه در جوابم گفت ؛ محتشمي پور چرند مي گويد زيرا تغيير در آراء موسوي بيشتر از 700 الي800 هزار نخواهد بود. »
از طريق استان ها مي دانستيم در انتخابات باخته ايم
مصطفي تاج زاده معاون سياسي وزير كشور ورئيس ستاد انتخابات كشور در دولت آقاي خاتمي يكي ديگر از بازداشت شدگان است كه امكان تقلب را منتفي مي داند ودر اين باره مي گويد:
«تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد ومن از بچه هاي استانها سؤال كردم احساس كردم كه انتخابات را باخته ايم ولي فاصله را 3 به1 نمي دانستيم »
تاج زاده ادامه داد: «اين راهم براي اولين بار بگويم كه از ساعت 12 كه آراء اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه مي گويند به من بر نمي گردد ومن دخيل نبوده ام ، البته حزبم بيانيه اي داده وبنده را هم مثل آنها مجازات كنيد. »
مصطفي تاج زاده اضافه مي كند: «به نظر من اين انتخابات به لحاظ كمّي جزء كم نظيرترين وبه لحاظ كيفي جزو بي نظير ترين انتخاباتها بود.معتقدم اين سرمايه 40 ميليوني سرجايش محفوظ است. »
همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: «... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند. از ايشان دو سئوال مطرح كردم سئوال اول: اوضاع رأي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: «رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعا در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سئوال دوم: به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است. »
سندي براي تخلف نداريم
بهزاد نبوي عضوشوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد طرح تقلب اعتراف مي كند:
«ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم »
وقتي از آقاي نبوي خواسته شد كه لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي كه با طرح واهي تقلب به وجود آورده ايد و معترف هم هستيد كه سندي در تأييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مسأله را رسما اعلام كنيد ايشان در پاسخ مي گويد: «من به آقاي موسوي خيانت نمي كنم. » از او سئوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد كه به مردم خود و تاريخ كشورت خيانت كني؟ نامبرده هيچ پاسخي نمي دهد.
رمضان زاده: تقلب در ايران امكان ندارد
رمضان زاده سخنگوي دولت آقاي خاتمي نيز در اين باره مي گويد: «من هميشه گفته ام ودوستان هم حزبي بنده هم مي دانند كه تقلب در ايران امكان ندارد. »
صفايي فراهاني: ادعاي تقلب مورد سئوال است
محسن صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي و رئيس هيأت اجرايي مشاركت، نماينده مجلس ششم و رئيس فدراسيون فوتبال از سال 1377 تا 1381 نيز در اقارير خود چنين مي گويد:
«به هيچ وجه نمي توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون. »
او همچنين در اين زمينه افزود: «براي خود من نيز سئوال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو مي باشد و افرادي همچون آقايان محتشمي پور و موسوي لاري كه در دوره هاي گوناگون وزير كشور بودند چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند. »
مي خواستيم اعتراضات را به نهضت تبديل كنيم
آقاي ابطحي هم طي اظهارات خود مبني بر از تجمعات از پيش طراحي شده مي گويد: «در جشن پيروزي يا شكست كه نتيجه آن شورش است مسأله اي بود كه از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خيابان، تعيين مسير، آوردن تجهيزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فيس بوك تماما مواردي بود كه قبل از انتخابات آن را پيگيري مي كردند و مي خواستند اين اعتراضات را به يك نهضت تبديل كنند.
وي در ادامه مي افزايد: «صبح جمعه (22 خرداد) اطلاعيه اي در فيس بوك مهندس موسوي منتشر شد كه حاميان موسوي امشب تا صبح بيدار مي مانند، اين با موضوع سمبليكي كه كروبي مطرح كرده بود متفاوت بود.
بعد از مشخص شدن نتايج اوليه انتخابات، ستاد مهندس موسوي به سرعت نيروهايش را سازماندهي كرد. تاج زاده، در يك تماس تلفني به من گفت: «ما قصد داريم اين جمعيت را تا پايان انتخابات نگه داريم و آنها را به تمام نقاط شهر هدايت كنيم. »
ابطحي ادامه مي دهد: «معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرك 3-شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند. »
در توضيح بيشتر بدنه محرك ابطحي اضافه كرد: « در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروه هاي لشگرساخته خاتمي مانند گروه 88، ياري نيوز، پويش و ... حوزه هاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان مي كرد و شبكه هاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش مي دادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشگرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند. »
وي در مورد نقش بدنه محرك مي گويد: «مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشگرهاي ساخته شده صورت مي گرفت. »
ابطحي در جاي ديگر مي افزايد: «به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شبنه نقش داشتند. »
تلاش حزب مشاركت براي تغيير ماهوي نظام
حزب مشاركت در سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي خود كه براي دوره پنج ساله در پاييز 1387 تهيه نموده پرده از منويات خود براي تغيير ماهوي نظام مقدس جمهوري اسلامي برمي دارد. هر چند كه نويسندگان اين سند سعي نموده اند نيت واقعي خود كه حاكميت سكولاريسم در كشور است را در لفافه اصطلاحاتي مانند مردمسالاري و دموكراسي بپوشانند اما در بخش هايي نتوانسته اند واقعيت خويش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 اين سند آمده است: »بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه زني بيشتر استفاده نمايد. »
آيا اين جمله نامي جز خيانت دارد؟ البته سراسر محتواي سند فوق حاكي ازآن است كه حزب مشاركت، نظام جمهوري اسلامي را نظامي اسبتدادي و غيرمردمسالار مي داند و با اين فرضيه قصد تغيير ماهوي آن را دارد و براي تحقق خواست خود برنامه ريزي نموده است و استفاده از عبارات آزادسازي اقتصادي و آزادسازي سياسي دقيقا با همين نگاه صورت گرفته است.
با اين توضيح توجه دادگاه محترم را به بخشي از اين سند جلب مي كنم، در صفحه 6 آمده است: »در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند. »
البته تهيه كنندگان اين سند كه به امضاء دبيركل و مهر حزب نيز منقّش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و اين تغيير را به كل نظام قابل تسري مي داند و اين يعني تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولاريسم. مستند به اينكه 1- آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري خود در يكي از جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح مي كند «گريزي از سكولاريسم نيست » و اين تفكر متأثر از تصميم سازي شبه علمي دفتر مطالعات استراتژيك نهاد رياست جمهوري به رياست آقاي تاجيك عضو شوراي مركزي حزب مشاركت است طي مقالاتي سفارشي در نشريه راهبرد اين استنتاج غيرعلمي را القاء و به رويت آقاي خاتمي مي رساند كه «در آينده نزديك احدي را ياراي مقاومت در برابر سكولاريسم نيست و بايد خود به نحو شايسته به اين سرنوشت محتوم بشر تن دهيم و دعوت از هابرماس به ايران در سال 81 نيز با همين هدف صورت مي پذيرد و در جلسه اي محرمانه در منزل آقاي كديور كه با حضور افرادي مانند حجاريان و محمد مجتهد شبستري تشكيل گرديد به دقت روند سكولاريزاسيون در ايران مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و راهكارهاي جديد ارائه مي گردد.
آقاي يورگ ن هابرماس در حالي به كشور خود باز مي گردد كه در رايزني هاي خود از اراده اصلاح طلبان براي استقرار حكومت سكولار در ايران مطمئن گرديده بود.
همچنين سفر آقاي جان كين به ايران در سال 78 و ملاقات با برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در همين رابطه ارزيابي مي گردد.
آقاي جان كين يكي از نظريه پردازان كودتاي مخملي و عضو سرويس اطلاعات خارجي انگليس ام آي 6 مي باشد.
2- در يكي از جلسات مشترك بين نمايندگان چند حزب اصلاح طلب كه در پرونده سند آن موجود مي باشد در مورد بررسي راه هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود در رقابت هاي سياسي داخلي به صراحت بحث مي گردد و حمايت اتحاديه اروپا از متحصنين مجلس ششم نشان مي دهد كه در جلسه فوق گزينه مذكور به تصويب رسيده است.
3- پيشنهاد بهزاد نبوي مبني بر تشكيل جبهه ضد استبداد با حضور همه طيفهاي اپوزيسيون
4- القاي غيردموكراتيك بودن نظام كه به صورت ترجيع بند اظهارات و بيانيه هاي احزاب مذكور و اعضاء آن نمايان مي باشد.
5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.
6- در حزب مشاركت نيز اقدام مشابهي در شاخه اراك صورت مي پذيرد و يكي از مسئولين شاخه طي سخناني اظهار مي دارد در صورت حمله آمريكا به ايران با دستان خودمان مسئولين جمهوري اسلامي را اعدام خواهيم نمود.
7- اظهارات و مواضع ضد ديني اعضاء سازمان طي سالهاي گذشته كه اسناد آن موجود مي باشد به حدي رسيد كه مرحوم آيت الله مشكيني رحمه الله عليه اين سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.
8- صدور بيانيه هاي ساختار شكن و محوريت در جمع آوري امضاء براي نامه هاي سرگشاده به مسئولين نظام به ويژه به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه در يكي ازاين نامه ها از معظم له مي خواهند مانند امام جام زهر رابراي مصلحت نظام بنوشند.
9- و اما در حوادث اخير نقش محوري اعضاء حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كارگزاران در سطح طراحي، سازماندهي و هدايت اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني.
اين نتيجه را به دست مي دهد كه احزاب مذكور همواره چه زماني كه در قدرت باشند مانند دوره اصلاحات كه دو قوه را در اختيار داشتند و چه زماني كه در قدرت نباشند، بر روند فتنه جويي تا تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولار ادامه خواهند داد.
نقش و اتهامات برخي عوامل ميداني پروژه كودتاي مخملي
- رضا خادمي با نام مستعار حبيب فرزند عباس متهم است كه به واسطه برقراري ارتباط با گروهك تروريستي منافقين عليه امنيت جمهوري اسلامي ايران اقدام نموده است.
متهم مزبور به صورت غيرقانوني از كشور خارج و با حضور در قرارگاه اشرف در عراق و گذراندن دوره هاي مختلف آموزشي نظامي و جمع آوري اخبار و اطلاعات به كشور بازگشته است. وي با ناصر عبدالحسيني، محمد نوري و حسين شيرمحمدي از ديگر اعضاي منافقين در ارتباط بوده است و اقدام به جمع آوري پنهان اخبار و گزارش هاي مربوط به اغتشاشات پس از انتخابات و حضور فعال در تجمعات غيرقانوني نموده است.
- خانم عذرا سادات قاضي ميرسعيد فرزند حسن داراي سابقه محكوميت كيفري و عضويت در سازمان منافقين است.
اتهام وي محاربه و افساد في الارض از طريق تلاش و فعاليت موثر در راستاي پيشبرد اهداف گروهك تروريستي منافقين و همكاري با اين سازمان است.
دستگيري متهمه در صحنه ارتكاب جرم و پس از شناسايي وي به عنوان يكي از عوامل اصلي اغتشاش توسط مأمورين امنيتي حين پرتاب كوكتل مولوتف صورت گرفته است.
- ناصح فريدي فرزند محمد، از طريق تلفن و اينترنت با گروهك منافقين وصل مي شود و سپس با شركت فعال در تجمعات دانشجويي و صنفي، اقدام به تهيه و ارسال عكس و فيلم و اخبار به گروهك نفاق مي كند.
متهم مزبور همچنين مأموريت داشته است اخبار و اطلاعات زندانيان گروهك نفاق را پيگيري و اين اطلاعات را به خانواده هاي آنان و گروهك منافقين ارسال نمايد
- آقاي اميرحسين فتوحي فرزند حسن، از عناصر فعال گروهك منافقين است كه در اغتشاشات اخير نقش موثري داشته و در جلسه تشكيلاتي گروهك دستگير شده است.
- آقاي مهدي شيرازي فرزند احمد از ديگر اعضاي گروهك تروريستي منافقين است كه در جلسه سازماندهي اعضاي گروهك منافقين جهت دامن زدن به آشوب ها و اغتشاشات دستگير شده است.
- آقاي حسام سلامت فرزند محمد، متهم به همكاري و ارتباط داشتن با ضياء نبوي چاشمي از عناصر مرتبط با گروهك منافقين در داخل كشور است.
وي همچنين ارتباط نزديكي با شوراي محرومين از تحصيل دارد كه اين شورا تحت نفوذ و هدايت منافقين مي باشد. متهم مزبور از فعالين و محركين شركت در تجمعات غيرقانوني پس از انتخابات رياست جمهوري بوده است و اخبار و گزارشهاي مربوط به اغتشاشات را از طريق مجيد دري كه از سرپل هاي منافقين در داخل است، براي رسانه هاي بيگانه و منافقين ارسال كرده است.
- آقاي احمد كريمي فرزند محمود عضو ديگري از شبكه تروريستي وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكايي است كه به همراه دو متهم ديگر يعني حامد روحي نژاد و محمدرضا علي زماني براي ديدار، توجيه و دريافت مأموريت از مقامات آمريكايي و اسرائيلي به صورت غيرقانوني از كشور خارج شده، به سليمانيه عراق مي روند.
متهم نامبرده در جريان ملاقات و تماس با افسران اطلاعاتي آمريكا و برقراري جلسات متعدد، آمادگي خود را براي هرگونه اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران اعلام مي نمايد. متهم و تيم همراه، پس از دريافت پشتيباني هاي لازم از جمله پول و تجهيزات مخابراتي، جهت انجام عمليات بمب گذاري و تروريستي در اماكن دولتي، مذهبي، جمع آوري اطلاعات از مراكز نظامي به ويژه سپاه و بسيج و تهيه چارت سازماني نيروهاي مسلح وارد كشور مي شوند.
متهم نامبرده به همراه ديگر اعضاي شبكه، پروژه هاي مختلفي را جهت ايجاد آشوب و ناامني در كشور در برهه برگزاري انتخابات دهم و پس از آن تدارك ديده بودند كه قبل از موفقيت در انجام انفجار و عملياتهاي تروريستي دستگير شدند.
اميررضاعارفي فرزند احمد عضو ديگر اين شبكه از طريق ارتباط با فردي به نام فرود فولادوند با سرويس اطلاعاتي آمريكا مرتبط بوده است.
نامبرده به همراه يكي ديگر از متهمان اقدام به ساخت بمبي قوي آتش زا مي نمايد و در چند مرحله شدت انفجار آن را در بيابانهاي اطراف تهران آزمايش مي كند.
- آقاي ميثم قرباني فرزند حجت الله كه يكي از متهمان اغتشاشات پس از انتخابات است در اعترافات خود مي گويد: »براي به آشوب كشانيدن تجمعات خياباني، تصميم گرفتم مواد لازم را براي ساخت نارنجك دست ساز فراهم كنم كه در اين كار موفق بودم. پس از ساخت اين نارنجك ها، آنها را در آشوبهاي خياباني مورد استفاده قرار دادم اما از آنجا كه نگران شناسايي و بازداشت خود همراه با نارنجك بودم، اقدام به تهيه لباس فرم سپاه كردم تا از اين پوشش بتوانم براي اهداف خود سود ببرم. »

 



غائب بودن ما و ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)

بزرگاني كه معارف روايات را به ج د فهميدند و باور كردند؛ گفتند: ما دو تا درس داريم؛ يك درس عمومي داريم كه با اين طلبه ها مي رويم در مسجد و حسينيّه، درس مي خوانيم. يك درس خصوصي هم داريم؛ هم بحث هاي ما و همشاگردي هاي ما ديگر اينها نيستند !بلكه يك تكه آهن است، يك تكه چوب است، يك تكه سنگ؛ ما چهارمي آنها هستيم. يك سنگ است و يك چوب است و يك آهن و من زيد، چهارمي آنها. آن چوب چيست، آن سنگ چيست، آن آهن چيست كه شما چهارمي آنها هستي ؟!
مي گويند : آن ( آهن ) همان است كه و النّا له الحديد (1)؛ اگر داودي بود و آهن سردي بود و آن آهن به دست داود نرم شد؛ نه قلب ما از آهن سخت تر است، نه وجود مبارك ولي عصر از داود كمتر است،پس چرا اين دل را به او ندهيم و نرمش نكنيم ؟! ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا !!
آن ( چوب ) كيست ؟ نه آن چوب چيست؛ آن چوب كيست ؟ آن چوب همين استن حنّانه است. اين را هم شيعه نقل كرد، هم سنّي ! وجود مبارك پيغمبر (ص) به حالت ايستاده، به ستون چوبي مسجد مدينه تكيه مي داد و سخنراني مي كرد. به حضرت عرض كردند : شما اگرايستاده، سخنراني كنيد، سختتان است، خسته مي شويد؛ اجازه بدهيد منبر تهيّه كنيم، اجازه فرمودند؛ منبر 3 پله اي تهيه شد. مستمعين هم حاضر، وجود مبارك پيغمبر از اين ستون به طرف اين منبر حركت كرد. ديدند اين ستون جزع مي كند از مفارقت حضرت ! اين را همه ديدند. وجود مبارك حضرت برگشت، اين ستون را بغل كرد مثل يك دوست؛ اين ستون آرام شد.
بنواخت نورمصطفي آن استن حنّانه را كمترزچوبي نيستي؛ حنانه شو، حنانه شو (2)
اين رفيق دوّم ما !
مرحوم شيخ طوسي ونيز جناب زمخشري در كشّاف نقل كرده؛ يعني هم سنّي ها نقل كردند، هم شيعه ها كه وجود مبارك پيغمبر(ص) فرمود : يك سنگي بود در جاهليّت، قبل از اينكه من پيغمبر بشوم؛ هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ و نّي لاعر فه الآن (3)، الآن هم من آن سنگ را مي شناسم. هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ اين رفيق سوّم ما.
آنهائي كه به جائي رسيدند، بعد به خدمت حضرت ولي عصر مي رسيدند، شدند بحرالعلوم، آنهايك درس خصوصي هم داشتند. از اين درس هاي عمومي اگر كسي به مقصد مي رسيد، ما هم از مستان اين م ي بوديم؛ ولي اينطور نيست ! حداكثر اين است كه آدم جهنّم نرود، بهشت برود، جنّاأ تجر ي م ن تحت ها النهار نصيبش بشود، همين! امّا اينكه ع ند مليك مقتد ر(4) باشد، اينها نصيبش نمي شود!!
وجود مبارك حضرت چون قائم است، اينها را مي پروراند. و چون قائم است، سعي مي كند كه قعود ما به قيام ما تبديل بشود كه آن حضرت ظهور بكند؛ و اينجور شاگردان خاص را مي پروراند. آنها كساني اند كه وقتي حضرت ظهور كرد، به ديوار كعبه تكيه داد و قرائت فرمود: أنا بق يّه الله (5)، بق يّه الله خ يأ لكم ا ن كنتم تعلمون (6)، همه مي شنوند؛ در كوتاه ترين مدت خود را به پيشگاه آن حضرت مي رسانند. حالا اگر آن ظهور عمومي پيدا نشود؛ ظهور خصوصي و شاگردي خصوصي كه ممكن است.
ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)
وجود مبارك حضرت فرمود : آفتاب بالأخره هست، اين ابر جلوي چشم شما را گرفته؛ شما غائبيد،نه ما ! اينكه در جواب آن سئوال كه در زمان غيبت از شما چگونه استفاده مي كنند، فرمود : مثل آفتاب پشت ابر است؛ يعني شما غائبيد، نه ما ! آفتاب محجوب است يا ما محجوب ؟ اين ابر،جلوي آفتاب را گرفته يا جلوي ما را گرفته ؟ در جريان ظلّ گرفتن و كسوف و خسوف چه طور است ؟! آن را ظلّ گرفته يا ما را ظل گرفته ؟! ما را ظل گرفته.
يعني وقتي زمين بين ما و شمس فاصله شد، آنجا كه رو به آفتاب است كه كاملاً نور دارد. سايه ماه مي افتد روي زمين؛ زمين را ظلّ مي گيرد، زمين تاريك مي شود؛ ما را ظلّ گرفته، نه شمس را ! ما چون آن شمس را نمي بينيم، مي گوئيم : آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است، و هم سائر نظام كيهاني روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته؛ اين سحاب هم جلوي آن را نگرفته، بلكه مانع ما شده. ولي بالأخره از او بر مي آيد كه مشكل ما را حل كند.
بنابراين هدف خلقت اين است كه ما فقط عبادت كنيم، يعني اطاعت. چون بخش پاياني سوره ذاريات يك قضيه نيست كه بشر براي عبادت خلق شد، دو تا قضيه است؛ يكي موجبه، ديگري سالبه. نفرمود: خلقت الج نّ و النس ل يعبدون، فرمود : و ما خلقت الج نّ و النس لا ل يعبدون؛ يعني براي غير عبادت خلق نشد. بنابراين اگر كسي كارهاي عادي انجام بدهد كه حرام نيست، ولي اثر ديني ندارد؛ لهو و لعب است، معصيت نيست؛او در اين 10 ساعت يا 20 ساعت در راستاي خلقت حركت نكرده است.او، هم بايد قضيه موجبه را حفظ بكند، هم قضيه سالبه را تا جميع شئونش بشود نّ صلات ي و نسك ي و محياي و ممات ي ل لّه ربّ العالمين.
چنين انساني خليفه كامل است؛ و در عصر كنوني وجود مبارك ولي عصر، يعني مهدي شخصي موجود موعود از يك سو، قائم غائب (عليه آلاف التحيّه والثناء) از سوي ديگر است كه جمعيّت را مي برد به سمتي كه به مصداق: و ما خلقت الج نّ و النس لا ل يعبدون عمل مي كنند و همه كارها مي شود عبادي. توليد مي شود عبادي، مصرف مي شود عبادي، هنر مي شود عبادي، ادبيات مي شود عبادي ... ؛ هم حسن فعلي دارد، هم حسن فاعلي. هم كار خوب مي كند، هم براي رضاي خدا مي كند.
اگر كسي آدم خوبي باشد، ولي كارش بازي باشد؛ معصيت نكرده، مؤمن هست؛اما چون يك ركن را از دست داده، به هدف نمي رسد. يا كارش كار خوبي است، به نفع جامعه است، ولي او موحد نيست؛ چون فاقد حسن فاعلي است، يك گوشه را از دست داده است. ما به سمتي در سايه آن حضرت حركت مي كنيم كه هم حسن فاعلي داشته باشيم، هم حسن فعلي تا بشود جميع شئون ما ل لّه، آنوقت بشر به اين وضع مي رسد؛ آنگاه مي شود ل يظه ره علي الدّين كلّ ه و لو كر ه المشر كون (7).
سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمع كثيري از طلاب، فضلاء، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم به مناسبت ميلاد حضرت ولي عصر (عج) قم ؛ دفتر مقام معظّم رهبري ـ 1381
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) سبأ / 10
(2) كليات شمس / غزل 2130
(3) الأمالي ل لطوسي / 341
(4) قمر / 55
(5) الكافي / 1 / 472
(6) هود / 86
(7) توبه / 33
خوان حكمت دردهه مهدويت(5-15 شعبان) هر روز منتشر مي شود

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14