(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 10 مرداد 1388- شماره 19424
 

مشاغل كاذب و چالش هاي پيش رو ساماندهي دست فروشان آرامش و امنيت شغلي - بخش پاياني



مشاغل كاذب و چالش هاي پيش رو ساماندهي دست فروشان آرامش و امنيت شغلي - بخش پاياني

حسن آقايي
سال ها است كه شغل دستفروشي با بگير و ببند مأموران معذور سدمعبر دست و پنجه نرم مي كند و سال ها است كه طنين پاي گريز بساطي هاي خرده فروش كالاها در انظار عمومي به گوش مردم مي رسد.
منطق اين سريال ناتمام ظاهرا آن است كه دستفروشي و به شكل بساطي فروشي در گذرگاه ها، پياده روها و حاشيه ميادين به عنوان يك حرفه مزاحم و سدمعبر و غيرقانوني محسوب مي شود. به عبارت ديگر اين پيشه مختص آدم هاي كم وسع و محتاج امرار معاش روزمرگي است كه روي خط قرمز ضوابط كار مي كنند، خطي كه همانا مانع تسهيل عبور و مرور عابران در پياده روها قلمداد مي شود. اما آيا سدمعبر و مزاحمت در تردد مردم تنها و فقط همين دستفروشان خرده پا هستند كه از طول و عرض پياده روها چهار تا موزائيك را ويترين! بساط خود مي كنند؟
بساطي هاي خرده پا اگر سرمايه داشتند هيچ گاه راضي نمي شدند در انظار عمومي چنان با نگراني به كسب ضعيف شان ادامه بدهند و در زمستان و تابستان طاقت بياورند. نياز است كه از صبح تا شب در انواع التهابات و آلودگي ها سرپا باشند يا روي آسفالت و خاك با يك زيرانداز مقوايي چشم به راه تامين مخارج متعدد زندگيشان باشند.
با اين حال مسولان بايد پاسخ دهند كه اگر دستفروشي به شكل كنوني خلاف مقررات و انضباط و پاكيزگي و رواني عبور و مرور است، آيا بايد مانع كارشان شد يا راه صحيح و نظا م مند ساماندهي آنان را فراهم كرد و با اسكان محل هاي مناسب و ارايه مجوز و با نظارت، حمايت شان كرد؟
سايه روشن هاي دستفروشي
«دكتر فرهاد خرمي» استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، در ارزيابي خود از موقعيت كاري دستفروشان و بساطي ها در معابر شهري و تأثير اين پديده اجتماعي در چرخه اقتصادي، بيكاري و خود اشتغالي، نخست به بيان سايه روشن هاي اين حرفه مي پردازد:
اين قبيل فعاليت ها هم جنبه هاي مثبت و هم منفي دارند. يك بعد مثبت كار دستفروشي و بساطي ها عرضه كردن خيلي از كالاهاي نو براي اولين بار است كه مشتري را جذب مي كند. اما آنان كارشان هزينه بردار مثل مغازه ها نيست. مغازه داران هزينه هاي اجاره محل و سرقفلي مغازه، خدمات شهري، ماليات، عوارض و دستمزد دارند. اين مخارج روي قيمت كالاهايشان سرشكن و افزوده مي شود. در مقابل، دستفروشان چون آن هزينه ها را ندارند، قيمت كالاهايشان نسبت به مغازه ها، ارزان است. جنبه خوب ديگر، ايجاد اشتغال است. عده اي كه مشغول دستفروشي درحاشيه پياده روها هستند و ممكن است تخصصي در رشته اي خاص نداشته باشند، اگر به اين خود اشتغالي تن ندهند بيكار مي شوند. از سوي ديگر دولت براي خود اشتغالي نظام مند بعضا وام مي دهد. دركل، جنبه هاي مثبت شغل دستفروشي، نوآوري و عرضه برخي كالاها، ارزان فروشي، خوداشتغالي و كاهش هر قدر محدود آمار بيكاري و به نوعي سهمي ولو اندك در چرخه عرضه و مصرف و تداوم در اشتغال كلان كشور را شامل مي شوند.»
«دكتر خرمي» در ادامه صحبت هاي خود، پديده دستفروشي را از زاويه اي ديگر نقد مي كند و در مقدمه بيان جنبه هاي منفي اين حرفه خرده پا، پيرامون مسأله سدمعبر، اظهار مي دارد: «سد معبر در بعضي معابر عابران كه پياده روهاي پهن دارند، مشكل زا براي رهگذران نيست. مثل پياده روهاي عريض ميدان هفت حوض (ميدان نوبت)، پياده روي معروف به پشت شهرداري، مردم كالاي موردنيازشان را از دستفروشان حاشيه پياده روها مي خرند. اما پهن كردن بساط در پياده روهاي كم عرض، براي گذر عابران مشكل ايجاد مي كند.»
وي درباره ايمني كار دستفروشان و مورد ايراد قانوني به لحاظ سدمعبر كردن، مي گويد: «من فكر نمي كنم شهرداري به قول معروف به آنان گير بدهد و تحت پيگرد قانوني واقع شوند چرا كه كساني از اين طريق، نان و نياز زندگي افراد خانواده شان را تامين مي كنند و عادلانه نيست با آنها برخورد شود.»
زاويه ديگر نگاه استاد اقتصاد دانشگاه به جنبه هاي منفي دستفروشي حاكي از آن است كه جنسي كه از اين طريق خريداري مي شود داراي ضمانت كيفي نيست. خيلي از بساطي ها جاي ثابت ندارند. فرضا امروز در يك نقطه و فردا در يك محل ديگر بساط پهن مي كنند. اگر جنس خريد شده از يك دستفروش سيار داراي اشكال باشد و فرداي آن به همان محل مراجعه كنيم معلوم نيست باشد يا نباشد. معمولا خيلي شان جاي ثابت ندارند.
بنابراين اطميناني به مرغوبيت كالاي عرضه شده دستفروشان نيست.» وي مي گويد: «اجناسي از آنان خريده ام اما فرضا بعضي از اين نوع فروشندگان موادغذايي عرضه مي كنند كه بهداشتي نيستند. چنين موادي را شخصا خريداري نمي كنم و برغيربهداشتي بودن خصوصا موادغذايي به دليل عدم تضمين در كيفيت آن ها، تاكيد مي كنم. مردم به نوعي مي خواهند كالاهايي خريداري كنند كه سلامتي آنها تهديد نشود و اصولا كيفيت و دوام زياد داشته باشند.»
«دكتر خرمي» در ادامه همين مبحث اگرچه نپرداختن ماليات و عوارض دستفروشان را از موارد منفي كارشان ذكر مي كند و آن را مسئله اي براي اين طيف فروشندگان نمي داند اما براين باور است كه عدم پرداخت ماليات باعث پايين بودن قيمت اجناس شان و به نفع خريدار است. وي در پايان اين گفت وگو همچنان اشتغال زايي و ارزان فروشي دستفروشان را در مقابل عدم تضمين، كيفيت كالا، غيربهداشتي بودن موادخوراكي و ايجاد سدمعبر به عنوان محاسن و معايب اين حرفه كاذب عنوان مي كند.
اسكان دستفروشان در مناطق مناسب
«برهاني» كه روي پله پشت در بسته مغازه اي به تك فروشي كيف اداري مشغول است و باور دارد فزوني مشغوليات روزمره زندگي به حدي شده كه وقت مناسب و فرصت خاص براي بسياري از مردم كه بروند در بازار و مغازه هاي مختلف تا كالاي موردنيازشان را تهيه كنند نمي ماند و سر راه خود جنس موردنظرشان را از دستفروشان مي خرند آنهم به قول او تا 30 درصد ارزان خريد، ادامه صحبت هايش متوجه لزوم ساماندهي بساطي ها و دستفروشان پراكنده در سطح شهر است. وي در اين خصوص پيشنهاد مي كند شهرداري هاي مناطق تهران قسمتي از فضا و قطعه زمين هايي كه درهر منطقه پررفت و آمد شهري در اختيار دارند را براي اسكان دستفروشان خرده فروش تعيين كنند و با احداث غرفه هاي يك دو متري در اختيار اين قشر افراد قرار دهند و با تعيين زمان كار و نظارت آنان را به صورت نظام مند ساماندهي كنند. بدين طريق مسئله جمع آوري و پيگيري رفع سدمعبر كه همواره اين قبيل فروشندگان كالا را تهديد مي كند، حل خواهد شد.
وي پيشتر گفته است زماني خود مغازه دار و فروشنده كيف بوده است. او سن و سالي پشت سرگذاشته، با اندك سرمايه اي كه جور كرده ناچار است گوشه پياده روها خرده كالاهاي خود را به معرض فروش بگذارد تا مقداري از نيازهاي روزمره زندگي خانواده گي اش را برطرف كند.
اشتغال؛ سد بيراهه رفتن
«نوجواني وقتي بيكار است كه به دليل ضعف مالي خانوادگي ترك تحصيل كرده و محلي و جايي براي تأمين امرار معاش خود ندارد، در خانواده هم احساس حقارت مي كند. در مقطع فعلي جامعه اشتغال زايي فراگير ميسر و فراهم نيست تا جوان سرگرم كار شود و با درآمدي كه لااقل هزينه هاي اوليه نيازهايش را برآورده كند سرگرم شود از اين رو احساس درماندگي و حقارت مي كند.»
اين گفته هاي يك دستفروش كنار خيابان است.
وي بر اين باور است جواني كه در اوايل زندگيش مشغول كار شده و حتي اندك پس اندازي از طريق اشتغال خود داشته باشد هيچ وقت نه احساس سربار خانواده و جامعه را دارد و نه احتمالا به بيراهه كشانده مي شود.»
اين كيف فروش كه به اصطلاح گرما و سرماي زندگي را احساس كرده و از فراز موقعيت داشتن مغازه و كار به حال خرده فروشي روي آورده است همچنان به ساماندهي دستفروشان و ايجاد شرايط مناسب در قالب تعيين مكان هاي در خور در سطح شهر تأكيد مي ورزد.
گفته مي شود در برخي كشورها مسئولان مشاغل تسهيلاتي براي دستفروشان فراهم كرده اند به اين صورت كه براي اين نوع فروشندگان شهرداري كارت هاي مجوز دستفروشي صادر مي كند و آنان را در جاهاي مناسب و تحت نظارت مستقر مي كند. نمونه اش در تايلند و اندونزي است.
5 ساعت اتلاف
ساماندهي در نابساماني پاسخ دهي
شنبه سوم مرداد ماه از ساعت حدود 30/10 تا 16 (بيش از 5 ساعت) با قسمت هاي مختلف شهرداري تهران تماس مي گيرم تا بتوانم از مسئولان مربوطه پاسخ اين سؤالم را بگيرم: «شهرداري براي ساماندهي دستفروشان و بساطي ها در سطح شهر چه اقداماتي انجام داده و چه برنامه هاي تازه قانونمند براي خيل شاغلين اين پديده اجتماعي دارد؟ «طي مدت مذكور فقط 13 بار تماس مي گيرم! باتوجه به اين كه در مراحل اوليه كار با مسئول روابط عمومي ساماندهي صنايع و مشاغل پيرامون موضوع گزارش (سؤالم) صحبت مي كنم. آقاي... در جواب مي گويد با روابط عمومي شهرداري تماس بگيرم و اضافه مي كند: «ما به دليل اين كه مصاحبه تبعاتي دارد، هيچ خبري نمي توانيم بدهيم! از طريق شهرداري- روابط عمومي... اقدام كنيد.» او همچنين محتاطانه ادامه مي دهد: «بعداً ممكن است مصاحبه مسئله ساز شود.» مخاطب نيز تعريف مي كند با اين مضمون: «يكبار يك خبرنگار از نشريه اي آمد و مصاحبه كرد ولي جوري منعكس كرد كه مسئله ساز شد و عده اي را متوقع كرد و... فعلا هيچ خبري در اين خصوص براي شما نمي توانيم بدهيم.» مي گويم: پس شماره روابط عمومي شهرداري تهران را بدهيد تا تماس بگيرم. پاسخ مي دهد: «ندارم... مي خواهيد قسم بخورم كه شماره تلفن روابط عمومي شهرداري را ندارم؟!» با اين نحو پاسخگويي از زبان مسئولي كه عنوان روابط عمومي دستگاهي را دارد كه اصل و اساس پرسشم مربوط به آن دستگاه است شگفت زده مي شوم. اين وضع در حالي اتفاق مي افتد كه براساس دانش و آموزه هاي «روابط عمومي»، يكي از وظايف محوله و تعريف شده اش پاسخگويي جامع و كامل به رسانه هاي جمعي جهت اطلاع رساني به مردم است. ديگر اين كه بنا به تعريف علمي- كلاسيك، وظيفه روابط عمومي نيز توانايي ايجاد پل قوي ارتباطي بين سازمان متبوع با توده هاي جامعه و امكان ايجاد و توزيع اطلاعات و آگاهي مردم از چگونگي فعاليت هاي موظف و مربوطه است اما در چنان فضايي مسلماً اين موقعيت حرفه اي حساس مسئولانه نياز به اعتماد به نفس، توانمندي هاي راهبردي مثبت و استقلال در چارچوب مسئوليت پذيري و... دارد. پس از آن كه از چنان برخوردي هيچ فايده و تأثيري برنمي تابد، شماره اداره كل روابط عمومي شهرداري را از طريق ديگري به دست مي آورم و با مخاطب صحبت مي كنم. او مي گويد سؤالتان را با آقاي... (همان مسئول روابط عمومي موصوف) در ميان بگذاريد. تعريف مي كنم با آن شخص دقايقي پيش صحبت كردم و اينچنين جواب داده است... القصه در پي پيگيري و پاسكاري هاي بعضاً از سر عدم تشخيص و راهنمايي درست، با قسمت اجرايي هم تماس مي گيرم بنا به همان راهنمايي مذكور، آنجا هم «روابط عمومي» ياد شده را معرفي مي كنند با اين جواب كه قسمت اجرايي نمي تواند در زمينه پرسش موضوع گزارشم صحبتي داشته باشد و مضاف به اين كه بايد موضوع از مديركل استعلام شود و در صورت موافقت، به آقاي... (همان مسئول روابط عمومي) ممكن است اجازه داده شود!
مخاطب، بعد شماره دفتر مديركل روابط عمومي را مي دهد اما مي گويم: شهرداري خيلي روابط عمومي پاسخگويي دارد. مخاطب مي گويد: «بايد اين طور باشد.» به هر حال شماره تلفن دفتر مديركل روابط عمومي را مي گيرم. مخاطب، آقاي... مي گويد بايد با آقاي... مدير رسانه اي اداره كل روابط عمومي به شماره داخلي... و شماره ثابت... تماس بگيرم و صحبت كنم. بلادرنگ شماره را مي گيرم بوق آزاد مي زند... چند دقيقه بعد... باز بوق... كسي گوشي را برنمي دارد و سرانجام تماس برقرار مي شود و مخاطب مي گويد با آقاي... و يا آقاي... كه روابط عمومي ما هستند تماس بگيرم و لطف مي كند شماره همراه يكي از آنان را مي دهد. آن مخاطب همچنين به عنوان راهنمايي، مي گويد اگر اداره كل آسيب هاي اجتماعي در اين مورد كار كرده باشد با روابط عمومي ساماندهي... صحبت كنيد. مي گويم قبلا صحبت كردم كه نتيجه اي نداشت. او مي گويد: آقاي... معاون ارتباطات...، با آقاي... (همان مسئول روابط عمومي ساماندهي) صحبت كردند. بعد شماره همان آقاي معاون را مي دهد و مي افزايد: اگر نتيجه نگرفتيد، به شماره موبايلم زنگ بزنيد.» سرانجام ساعت 43/14 شماره آقاي... را مي گيرم. مخاطب مورد نظر مي گويد: يك ربع ساعت بعد تماس بگيرم.... بعد كه تماس مي گيرم، آقاي... جوابش اين است: طرح ساماندهي مربوط به ما نيست. مربوط به بخش ساماندهي... است!! ناچار شماره همراه آقاي... (شماره موبايل داده) را مي گيرم مي گويم نتيجه اي حاصلم نشد ايشان مي گويد اجازه بدهيد من با روابط ساماندهي... و آقاي... (همان مسئول روابط عمومي) صحبت مي كنم. شما چند دقيقه بعد يك تك زنگ بزنيد نتيجه را بگويم.» دقايقي بعد شماره را مي گيرم تا جواب نتيجه را بدانم، گوشي زنگ مي خورد اما... بار ديگر شماره را مي گيرم، صدايي و جوابي از كسي به گوش نمي رسد...
... و ماحصل ساعت ها پيگيري، اين است كه سؤال ساماندهي كار دستفروشان و بساطي هاي سطح شهر، در نابساماني پاسخگويي، بدون جواب مي ماند و دست ما كوتاه و خرما بر نخيل...
گزارش روز

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14