(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 4 مرداد 1388- شماره 19419
 

تجرد، سوغات سطحي نگري بررسي شيوه هاي همسرگزيني و دلايل افزايش سن ازدواج -بخش نخست



تجرد، سوغات سطحي نگري بررسي شيوه هاي همسرگزيني و دلايل افزايش سن ازدواج -بخش نخست

گاليا توانگر
در جامعه سنتي كه بر پايه ارتباطات نزديك چهره به چهره و پيوندهاي عميق فاميلي و منطقه اي استوار بود، گزينش همسر مناسب به راحتي ميسر مي شد.
همه افراد از احوال و خصوصيات يكديگر باخبر بودند و براساس اعتماد و شناخت انتخاب مي كردند. اگر از اجبارها و زورگويي هاي برخي افراد در گذشته چشم پوشي كنيم، مي بينيم كه در دنياي بدون تلفن همراه، رايانه و... اتفاقا سريعتر، آسانتر و با آگاهي بيشتري انتخاب صورت مي گرفت.
از آنجا كه هر يك از زوجين سطح مالي و فكري يكديگر را به خوبي مي شناختند، لذا بعد از ازدواج به جاي گله مندي از نداشتن برخي امكانات، در سايه صبر و همياري تفاهم را گسترش داده و با توقع كم سعي در سازش داشتند.
وقتي قطار دنيا از تونل مدرنيته گذشت، در پس آفتاب درخشان تكنولوژي ارتباطات نزديك در فاميل و همسايه خدشه دار شد. تنهايي درد بزرگ دنياي ماست. خانواده ها اغلب حصاري به دور خود مي كشند و از ارتباطات منسجم گريزانند. فرزندان نيز چندان رغبتي به مهماني هاي فاميلي و ديدار آشنايان نشان نمي دهند. آنها مي آموزند كه در چهارديواري اتاق خود به تكاليف مدرسه پرداخته و يا پشت دستگاه رايانه با دنياي مجازي ارتباط بگيرند. انزوا كه در درون روح نهادينه مي شود، قدرت ارتباط گيري چهره به چهره، قدرت سنجش و ارزيابي شرايط، انتخاب اولويت ها در تصميم گيري و... ترك برمي دارد.
احياي معيارهاي اسلامي و انساني ازدواج
دختري جوان قصه آخرين خواستگاري فاميلي اش را اين گونه تعريف مي كند: «در مهماني زن دايي ام را به همراه خواهرش به من نشان دادند. از دور سري تكان دادم. بعد از سال ها اولين بار بود كه از نزديك آنها را مي ديدم. خودشان پيشنهاد دادند كه در فاميل شان پسر جواني است كه هم شغل خوبي دارد و هم مي خواهد ازدواج كند. از همه شرايط ما پرسيدند و من هم در حد معقول پاسخ دادم. آنها تاكيد داشتند كه پسر زن كارمند مي خواهد، اما جالب اينجاست كه اين جوان هرگز به معيارهاي مهمتر فكر نكرده بود. قرار شد تماس بگيرند و نتيجه صحبت شان را با پسر بگويند. در مكالمه تلفني كه 4 هفته بعد صورت گرفت پاسخ اين بود: همه شرايط شما مناسب است، فقط پسرمان دارد فكر مي كند كه يك سال سن بيشتر دختر را قبول كند يا نه؟!»
اين پاسخ به معناي اين است كه هنوز در مورد اين كه لااقل فاكتورهاي ظاهري همسرم چه باشد؟ فكر نكرده ام. نداشتن معيار در انتخاب از سردرگمي بزرگي خبر مي دهد كه لااقل مي توان گفت براي ازدواج پسرها يكي از موانع جدي است كه سوغات تنوع مدرنيته و بي خيالي مد روز است!
به راستي بزرگترين مانع انتخاب همسر مناسب كدام است، وضع اقتصادي يا موانع فرهنگي؟ پژوهش هاي صورت گرفته از سوي كارشناسان نشان مي دهد كه موانع فرهنگي نه تنها در جايگاه پايين تري قرار ندارند، بلكه شانه به شانه موانع اقتصادي قرار گرفته اند.
سيما مباشر كارشناس رشته جامعه شناسي توضيح مي دهد: «ما ياد گرفته ايم كه دائما بگوييم پسرها كار ندارند و دخترها پرتوقعند، در حالي كه هيچ كس با خود نمي انديشد كه چرا پسران صاحب شغل، داراي امكانات تا سن بالاي 30سال تن به ازدواج نمي دهند؟ يعني هيچ دختر مناسبي در محيط كار، در بين فاميل و آشنايان و... برايشان پيدا نمي شود؟!»
وي در ادامه مي گويد: «پسرها سه دسته اند يا امر انتخاب را كاملا برعهده خانواده گذاشته و خود منتظر تفاهم چند ده نفري افراد فاميل براي توافق بر سر يك انتخاب مشترك نشسته اند كه روشن است جمع چند ده نفري به ندرت به توافق مي رسند. يا صرفا به انتخاب خود تكيه زده و هنوز هم در پي پدرزن پولدار، دختر كم سن و سال و زيبا آلبوم روزها را ورق مي زنند كه اين دسته هم اغلب هيچ معيار روشني براي ازدواج ندارند. و يا اساسا از مشكلاتي نظير وابستگي محض به خانواده، انزواطلبي، تنوع خواهي، وسواس فكري، ايده آل گرايي و... رنج مي برند.»
وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «دخترها لااقل مي دانند چه مي خواهند. آيا بهتر نيست معيارهاي اسلامي و انساني ازدواج را براي پسران جوان تبيين كنيم؟ پاسخ كليشه اي دخترها پرتوقعند، ديگر كاربرد خودش را از دست داده و آنها كه در جايگاه انتخاب شده ها هستند، اغلب امكانات در حد معقول را انتظار دارند.»
راه هاي همسريابي
براساس روش هاي سنتي و مدرن در حال حاضر در جامعه ما چهار شيوه همسرگزيني شناسايي شده است: خانواده، مراكز مشاوره، تصميم گيري فردي و ارتباط با دنياي مجازي از طريق چت.
علي صادقي كارشناس جامعه شناسي مي گويد: «متداول ترين روش در فرهنگ ملي و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است. افراد خانواده اغلب به دليل شناختي كه از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي دارند و همين طور شناختي كه از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق هاي مهم همه جانبه شناخت كافي پيدا كنند بهتر مي توانند به تطابق داشتن و ميزان هم گرايي و اشتراكات آنها آگاهي پيدا كنند. اين روش ساده ترين روش عملي و آسانترين طريق كسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي و مورد نياز است و از نظر حاصل كار نيز ثمربخش ترين شيوه به شمار مي رود.
به عبارت ديگر اين روش از اين امتيازات برخوردار است: سهولت، سرعت كسب اطلاعات و ارتباطات، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه ( كه خانواده و والدين هستند) و شناخت بيشتر به روحيات، سوابق و خواسته هاي طرفين. علاوه بر اين خالي از هرگونه تعصب و سوگيري است و بدون هيچ گونه حب و بغض شخصي انجام مي گيرد. همچنين تحت تاثير احساسات و عواطف غريزي كه در ارتباط هاي مستقيم به وجود مي آيد، نيست.
در روش ديگري مي توان با مراجعه به برخي مراكز مشاوره ازدواج كه به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج تاسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت. چنين مراكز مشاوره محدود هستند و كمتر با فرهنگ ملي و بومي ما تناسب دارد و افراد كمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراكز مراجعه مي كنند. اگر اين مركز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محيط هاي دانشگاه يا غير آن مي توانند موثر باشند و از طرف ديگر چون امكان همسريابي از راه اول يعني وساطت خانواده به هر دليلي امكان پذير نيست اين راه مي تواند اطلاعات موردنياز را در اختيار فرد بگذارند. تاكيد مي شود اين مراكز مشاوره بايد داراي كارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.»
وي ادامه مي دهد: «راه ديگري كه متاسفانه در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده مي شود روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است. در اين روش جوانان آماده ازدواج شخصاً و مستقيماً اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي كنند. به نظر ما اين روش معقولي نيست و تناسبي با فرهنگ ديني و اخلاقي ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور مي شود زيرا اين روش به «دلباختگي در يك نگاه» منتهي مي شود و تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و ارزش هاي تعيين شده در شرايط همسر ايده آل و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفاً به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات، پست و مقام و... شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يك فضاي فكري و رواني احساسي و عاطفي انجام مي گيرد.
هر چند لازم است دو طرف به مسائل ظاهري مثل آنچه گفته شد توجه كنند ولي محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفي است و صحيح نيست بلكه بايد ضمن توجه به آنها، به موازين اساسي و ارزش هاي اخلاقي و زيربنايي و پايبندي به اصول اخلاقي ديني اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد. وگرنه تصميم گيري هايي براساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولا براساس خواسته هاي نفساني و احساسات زودگذر انجام مي گيرد كه عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراين توصيه اكيد ما اين است كه براي شناسايي فرد مورد نظر و همسريابي هرگز از اين روش استفاده نشود و به ايجاد ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مكاتبه اي بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف اقدام نكنند.
وي در انتهاي صحبت هايش به شيوه چهارم انتخاب همسر كه سوغات مدرنيته است اشاره كرده و مي گويد: «يكي از راه هايي كه امروزه براي شناسايي و ارتباط دختر و پسر بكار گرفته مي شود، چت است. در اين زمينه گفتني است اصل چت در صورتي كه منتهي به مفسده اي نشود، از نظر فقهي و شرعي اشكال ندارد، ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني كه احراز آنها لازم است، بدست آوردن همسر مناسب از اين طريق مشكل به نظر مي رسد، مگر اين كه در مراحل بعدي در مورد او تحقيقات رسمي صورت گيرد و شما از اين بابت مطمئن شويد كه همسر مورد نظر خود را يافته ايد.»
دختران و پسران با طبق طبق توقع
نمي خواهيم منكر شويم كه برخي دختران و خانواده هايشان با توقعات بالا مانع تحقق امر ازدواج شده اند، اما در چند سال اخير حقيقتاً توقع دختران - چه آگاهانه و چه از سر اجبار و ترس از هرگز ازدواج نكردن- به شدت پايين آمده است و اتفاقاً توقعات پسران به شكلي تصاعدي بالا مي رود.
از م.الف مي پرسم: چرا با اين كه شاغليد و موقعيت خوبي هم داريد تا به حال ازدواج نكرده ايد؟ وي با خنده پاسخ مي دهد: «ازدواج نوعي تجارت است! وگرنه الان هم كه آزادم و مي توانم آزادي و تفريحات خودم را داشته باشم! دلم مي خواهد با يك دختر مرفه ازدواج كنم.»
خيلي متعجبانه مي گويم: «من عذرخواهي مي كنم كه صراحتاً جوابتان را مي دهم. آن وقت تصور نمي كنيد هميشه زيردست خانواده دختر و پدرزنتان باشيد؟ اگر آنها برايتان كادوي گران قيمتي بياورند شما با كدام پول جبران مي كنيد؟ در آن لحظه احساس شكست نخواهيد داشت؟»
از دختر 40ساله اي كه از ظاهري زيبا برخوردار است، دليل ازدواج نكردش را سؤال مي كنم، وي مي گويد: «هميشه يك دنده بودم. يكبار روبروي خواستگارم با نزديكترين فرد فاميلم مشاجره داشتم، ديگر هرگز برنگشت. يكبار هم خواستار اين شدم كه پشت قباله ازدواجم زمين چند هزار متري در شمال به نامم بزنند، كه بازهم موافقت نشد. همه مي گويند اخلاقم تند و پرتوقعم، ولي دست خودم نيست. جزء باورهايم شده است كه با يك پولدار ازدواج كنم و چيزي به نامم شود!» صحبت هاي او را كه مي شنوم، زندگي مادران ديروز در ذهنم ورق مي خورد. مادران ما پا به پاي پدرانمان از سخت ترين چالش ها مي گذشتند و هرگز تا پايان عمر داعيه مال و اموال نداشتند. آيا حق مادري كه چند فرزند را طي سي و چند سال بزرگ كرده زمين و خانه و ارث و ميراث است يا دختران و پسران پرتوقع كه در ابتداي مسير زندگي قرار گرفته اند؟
البته توجه به اموال پسران در امر ازدواج از سوي دختران امروزه به شدت گذشته نيست. آنها معمولاً داشتن شغل و اداره زندگي با رزق حلال را مدنظر دارند و تنها شايد براي قشر تحصيل كرده موقعيت تحصيلي مرد مطرح باشد.
مينا دختر 29 ساله اي كه از قشر متوسط جامعه برخاسته است، مي گويد: «يكبار در دانشگاه با آقايي كه دانشجوي دكتراي فيزيك هسته اي بود، آشنا شدم. بسيار متين و با وقار به نظر مي رسيد. هر چند دختر كم خواستگاري هستم، ولي هميشه سطح سواد همسرم برايم مهم بوده است.»
دختران شيفته موقعيت اجتماعي و پتانسيل هاي خواستگاران نيز كم نيستند. در اصل هم كفو بودن كه بر توازن هر ويژگي صحه گذاشته شده اين گونه توقعات جز موانع ازدواج قرار مي گيرند. به راستي فردي با مدرك بالا به دنبال همتاي خود در رده هاي بالاتر يا در حد خود نخواهد بود؟ اگر دختر تحصيلات كارشناسي دارد چطور معيارش اين است كه با پسري كه چند پله بالاتر قرار گرفته ازدواج كند؟
اين گونه مصاديق نشان مي دهند كه بايد بر روي تبيين معيارهاي ازدواج در قشر جوان كارهاي فرهنگي گسترده اي صورت گيرد، وگرنه هر فردي با توقعات نابه جا ويرانگر آينده خود خواهد بود.
تقويت نقش ريش سفيدي در امر ازدواج
به اطراف خود دقت كنيد، چه بسيار دختران خوب و صاحب ويژگي هاي مناسب و حتي شاغل در سازمان هاي مختلف هستند كه تا سنين بالاي 35 سال هم ازدواج نكرده اند. آيا همه اين افراد پرتوقع بوده اند؟! خيلي از مطبوعات عدم توازن آماري پسران و دختران در سن ازدواج را مطرح مي كنند. عده اي در قالب بحث هاي روانشناسي با تئوري هاي بديع خود مي گويند: «افرادي كه ازدواج نكرده اند قادر نبوده اند خود را در موقعيت مناسب قرار دهند. به عبارتي از هوش كافي برخوردار نيستند و يا عاميانه تر زرنگي ندارند!» عده اي نيز مسائل اقتصادي را عامل اصلي عنوان مي كنند و در پي آن به بحث كليشه اي پرتوقع بودن دختران رو مي آورند.
حجت الاسلام جوادي رئيس ازدواج دانشجويي نهاد رهبري ضمن اشاره به اين كه اين گونه تحليل هاي تيره اساس و پايه علمي ندارند و تنها افراد مغرض مي خواهند ذهنيت بچه هاي مذهبي ما را به هم ريخته و زمينه انحراف را ايجاد كنند، مي گويد: «براساس نگاه سنتي فاصله زن و مرد بايد شش تا هفت سال باشد، در حالي كه در شرايط فعلي ثابت شده فاصله سني يك تا دو سال هم مشكل جدي ايجاد نمي كند. اگر بخواهيم بر ديدگاه سنتي پافشاري كنيم، تعداد دختران و پسران آماده ازدواج در تطابق نخواهد بود، اما اگر نگاه را اصلاح كنيم توازن برقرار است. وقتي سخن از اصلاح نگرش سنتي به ميان مي آيد، منظور تغيير چنين ديدگاه هايي است، وگرنه هيچ كس نمي خواهد نقش خانواده را كه يك نقش اساسي است، حذف كند. اتفاقاً ما دليل اصلي افزايش سن ازدواج و تجرد اجباري برخي جوانان را در كمرنگ شدن نقش ريش سفيدي و وساطت مي دانيم.»
وي ادامه مي دهد: «اين كه بنگاه ازدواج و همسريابي تأسيس كنيم، راه حل مناسبي نيست. بايد فرهنگ سازي شود كه هر كس در قبال مجردين اطراف خود احساس مسئوليت داشته باشد. يك دوست متأهل به دوست مجرد خود موارد مناسب را معرفي كند. يك رئيس هوشمند افراد با توانمندي همسطح را به هم معرفي كند. يك استاد دانشگاه واسطه ازدواج و معرفي دانشجويانش بشود. اما همه مي گويند: اگر بد باشد، تقصيرها گردن ماست، لذا با اين ذهنيت منفي همه درها را در مسير خير به روي خود مي بندند.»
وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «هنوز هم خانواده ها به دنبال دختران و پسران متعهد هستند. بياييم با احياي شيوه هاي اسلامي و پررنگ شدن نقش وساطت به ازدواج آسان، به موقع و پربركت جوانان كمك كنيم.»
گزادش

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14