(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 4 مرداد 1388- شماره 19419
 

سينماي ديني، ممكن يا غيرممكن؟-6
نگاهي به مجموعه تلويزيوني «بشارت منجي» تقابل حق و باطل در آينه تاريخ
گزارشي از روند نمايش نخستين فيلم توليد دولت حماس حماس وود به جاي هاليوود
خطوط قرمز تئاتر كجاست؟ نقد و نظري برنمايش اهل قبور نوشته و كارحسين كياني
بيش از 5400 اثر در دبيرخانه جشنواره آخرين منجي حمايت از توليد فيلم كوتاه با موضوع مهدويت
سريال شهيد فهميده در هفته دفاع مقدس
23 فيلم كودك براي فلسطين



سينماي ديني، ممكن يا غيرممكن؟-6

نسبت ما و سينما
دكتر محمد مهدي بهداروند
در اينجا پرسشي اساسي مطرح است كه نسبت ما به عنوان آدم هايي بيرون از حوزه تمدن غربي با سينما چيست؟ پاسخ به اين پرسش، نيازمند طرح پرسش اساسي تري است: ما چه نسبتي با تكنولوژي داريم؟
طرح خوب يا بد بودن تكنولوژي، تمدن غربي و سينما، همگي پرسش هايي اخلاقي و به تعبيري كه بعدا روشن تر خواهيم گفت، متافيزيكي است. با درك معني تقدير، آن چنان كه هايدگر گفت، درخواهيم يافت كه نمي توان از تكنولوژي و تمدن غرب و ايضا، سينما به گوشه خلوتي گريخت. چه هر جا كه برويم، به مأمن ما نفوذ و رخنه خواهد كرد. برخي بر اين باورند كه در مواجهه با تكنولوژي، تمدن غرب و سينما به جاي طرح خوب و بد متافيزيكي، بايد به دنبال نسبت برقرار كردن بود.
از آنجايي كه پرسش از سينما و تمدن غربي به پرسش از تكنولوژي مي انجامد، در ميان انديشمندان همان تمدن غربي به سراغ هايدگر مي رويم كه تكنولوژي را مبدل به موضوع تحقيقات فلسفي كرد كه از جهات اصلي، راه او ادامه نيچه است. نيچه، مرگ خدايان را در تمدن نيهيليستي و متافيزيكي غرب با گفتن جمله «خدايان مرده اند» اعلام كرد و هايدگر ضمن تأييد اين سخن نيچه، خواستار انتظار براي نجات دهنده بود و با تغذيه از تاريخ غفلت از حق، گفت: تنها يك خدايي مي تواند ما را نجات بخشد1.
هايدگر معتقد است، تعريف و پرسش از تكنولوژي براساس علل اربعه (مادي، صوري، فاعلي، غايي) نمي تواند ماهيت تكنولوژي را بر ما روشن سازد بلكه آن را پنهان مي كند. از اين رو، او به جاي كلمه علت كه مفهومي متافيزيكي (فلسفي) دارد، كلمه آيتيون (Aition) را به كار مي برد كه قبل از ارسطو، در نزد يونانيان باستان به معني مديون بودن چيزي نسبت به ديگر چيز و يا مسئول بودن، بود2.
بر اين اساس، ماده نقره را يكي از مسئولين، فرضا جامي نقره اي مي دانست و نه علت مادي آن و بر همين منهج، صورت جام را مسئول ديگر معرفي مي كند و به جاي علت غايي كلمه تلوس (Telos) را مسئول سوم و بالاخره، مسئول چهارم همان شخص سازنده جام نقره اي مي داند. در توضيح مسئول سوم (تلوس) اضافه مي كند كه مسئول سرحدبندي (Umgrenzende) جام است و اين مسئول همان است كه از قبل، جام مزبور را به قلمرو و تقديس و بركت ]اعمال مقدس[ مربوط و محدود ]سرحدبندي[ مي كند و از اين طريق، حدود آن به عنوان ظرفي مقدس تعيين مي شود اين معني از بودن را در آنجايي كه هايدگر، گشتل
(Ge- Stell) را به عنوان ماهيت تكنولوژي جديد معرفي مي كند، بهتر مي توان درك كرد3.
هنگامي كه نظريات بزرگان سينما را مطالعه كنيم، درمي يابيم كه چگونه هر يك نسبت به نفر قبلي، گامي به پيش برداشته تا سينما را مبدل به هنر كند. اما هنر در دوره تاريخي كنوني چيست؟ سوبژكتيويسم. در نظر بزرگان سينما، هنر سينما از آنجايي آغاز مي شود كه تفسير خلاقانه از واقعيت توسط هنرمند انجام گيرد و معيار آن هم، خود هنرمند به عنوان يك انسان است. بر اين اساس مي توان هنر سينما را سوبژكتيويستي (خودبنيادانه) نداند؟ آيا سخن بزرگان هنر سينما، اثبات «اومانيسم» نيست؟ آيا تاريخ سينماي هنري، نمايش انسان عصر جديد نيست؟
به نظر مي رسد، بزرگان سينما، افرادي بسيار هوشمند بوده اند و به مدد نبوغ خدادادي و حضور هنرمندانه شان، جهت (تلوس) خودبنيادانه سينما را كشف كرده و از آن، زباني آفريده اند كه امروز براي ما تصور سينمايي بدون جهت هاي اومانيستي (انسان مدار) مشكل و بلكه محال است. اهميت سينماي كنوني از اين روست كه آينه اي تمام نما از باطن تمدن غربي است و بهتر از ساير هنرهاي شش گانه، اومانيسم تمدن غربي را باز مي تاباند. شش هنر ديگر، به هر حال، اعصار ديگري را از سر گذرانده اند (دوره هاي تاريخي ماقبل عصر جديد). اما سينما به يك بار، مولود تمدن جديد غربي است و از همان ابتدا به سر برده است.
پي نوشت ها:
1- مارتين هايدگر، پرسش از تكنولوژي، ترجمه شاپور اعتمادي، فصلنامه ارغنون، سال اول، شماره يك.
2- همان. ص .18
3- همان. ص .19
ادامه دارد

 



نگاهي به مجموعه تلويزيوني «بشارت منجي» تقابل حق و باطل در آينه تاريخ

آرش فهيم
«نادر طالب زاده» بيشتر به عنوان يك نظريه پرداز و كارشناس مسائل سياسي و رسانه اي شناخته مي شود. اما اين روز ها سريالي به نام «بشارت منجي» از او در شبكه اول سيما در حال نمايش است . سابقه فعاليت سينمايي طالب زاده به سال 59 و توليد مستند بر مي گردد. وي همچنين تدريس در مركز اسلامي آموزش فيلمسازي و مديريت مركز تحقيقات و مطالعات سينمايي در معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را نيز در سابقه كار هنري خود دارد. «بشارت منجي» ابتدا در قالب يك فيلم سينمايي در بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم فجر اكران شد. طالب زاده همچنين يك فيلم سينمايي ديگر به نام «مسيح» را در كارنامه اش دارد.
«بشارت منجي» به لحاظ تقسيم بندي هاي سينمايي، در ژانر (گونه، نوع)هاي سينمايي ديني، تاريخي و معناگرا قرار مي گيرد.
آنچه در اين فيلم به عنوان ويژگي منحصر به فرد قابل توجه است، روايتي جديد از زندگي حضرت مسيح در سينماست كه تاكنون به تصوير در نيامده است. تا به حال آثار بسياري در تاريخ سينماي جهان با موضوع پيامبر مسيحيان توليد شده است. «مصائب مسيح»، «رمزداوينچي»، «آخرين وسوسه مسيح» و... از جمله نمونه هاي اخير است كه در چند سال گذشته در جهان اكران شده اند كه در بسياري از آنها زندگي و رسالت حضرت عيسي (ع) مورد تحريف قرار گرفته است. اما بشارت منجي طالب زاده، بيش از ساير اين آثار به منابع ديني و تاريخي موثق و معتبر متعهد است. به خصوص اينكه در اين فيلم مسيح از ديدگاه كتاب آسماني مسلمانان، قرآن كريم و كتابهاي مقدس مسيحيان، انجيل هاي چهارگانه و برنابا به صورت توامان به تصوير در آمده است.
اساسا فيلم هاي تاريخي، محل بحث در مورد موضوعات امروزي است. در سينماي غرب و به طور مثال دو فيلم تاريخي «اسكندر» به كارگرداني اليوراستون و «300» اثر زاك اسنايدر، تقابل امروز غرب با ايران اسلامي و تصور دولت هاي غربي از ايران را تجسم كرده اند.
اين نگاه در تمامي فيلم هاي تاريخي روي مي دهد. «بشارت منجي» به كارگرداني نادر طالب زاده نيز از اين قاعده مستثني نيست. در اين فيلم اگر چه زمان به حدود دو هزار سال قبل برگشته، و به ديني غير از اسلام پرداخته مي شود، اما مساله اصلي فيلم نبرد
ازلي - ابدي حق و باطل است؛ صف آرايي اي كه ابتداي تاريخ در قالبهاي مختلف اتفاق افتاده است و امروز نيز در حال روي دادن است.
پيامبران، مبعوثاني از سوي خداي متعال بودند كه بر طبل تقابل با باطل كوبيدند و بشريت را نسبت به مكر شرارت بار شر بيدار كردند. نواي پيامبران كه روزگاري عليه ظلم و ستم طاغوتيان و پرستندگان زر و زور در تاريخ پيچيده بود، در روزگار كنوني بيش از هر زمان ديگر جريان دارد.روزگاري كه پيروان موعودي كه عيسي بن مريم نيز بشارت آن را داده بود، انسان امروز را به سمت صلح و عدالتخواهي در برابر جبهه باطل مي خواند؛ جبهه اي كه روزگاري در قامت حاكمان رومي و كاهنان يهودي ظاهر شده بود وامروز در قالب اميرياليسم جهانخوار و جنگ طلب غربي و صهيونيستي تجلي يافته است.
طالب زاده در «بشارت منجي» مسايل امروزي جهان را به خوبي قرينه سازي كرده است. تصرف اورشليم توسط رومي ها، برگردان تاريخي اشغال فلسطين به دست غربي هاست. و كاهنان يهودي سران خونريز صهيونيست ها هستند. اتحاد رومي ها و كاهنان يهودي در مقابل مسيح همان تقابل امروز آمريكا و اسرائيل عليه جهان اسلام است.
از ديگر مضامين جاودانه امروزين فيلم، بشارت ظهور موعود رهايي بخش است. انتظار يكي ديگر از مسائل تاريخي بشر بوده است كه تا ابد ادامه خواهد داشت. مسيح بشير احمد(ص) بود و پس از آن نيز حق طلبان و پيروان پيامبر خاتم(ص) انتظار موعود آخرالزمان(عج) را مي كشند.
اما آنچه بيش از هر چيز تمايزبخش «بشارت منجي» با ساير آثار تاريخي است وفاداري به متون ديني است. اين امر موجب اعتبار و سنديت بخشيدن به اين فيلم شده است و راه دخالت حديث نفس و تحريف تاريخ را بسته است.
فيلمساز براي اين كار فقط به يك كتاب قناعت نكرده است. اين عمل باعث نزديكي و همراهي بيش از پيش دو دين اسلام و مسيحيت در يك مسير شده است. اما نگاه حاكم بر فيلم نه انفعالي است و نه پلوراليستي (تكثرگرايانه) بلكه مسيحيت را مقدمه اي براسلام دانسته است. به عبارت بهتر اين مضمون فيلم كه عيسي(ع) ظهور پيدا كرد تا زمينه را براي ظهور پيامبر خاتم حضرت محمد(ص) فراهم نمايد در روايت فيلم تجلي يافته است. به اين ترتيب اول آنچه كه در جهان مسيحيت، تحت عنوان مصلوب شدن حضرت عيسي آمده به تصوير كشيده شده است و متعاقب آن تصاويري برگرفته از قرآن كه تكميل كننده حكايت قبلي است، ترسيم مي شود.
البته بشارت منجي مي توانست بهتر از اين از آب درآيد. مثلا اگر روي تدوين فيلم بيشتر از اين دقت مي شد، ريتم هماهنگ تري مي يافت. و يا مي شد غناي معنوي موسيقي را افزود. اين اثر به لحاظ دراماتيك ضعيف به نظر مي رسد به طوري كه در همراه ساختن مخاطب سست است. روايت فيلم فاقد گره هاي داستاني است.
دراين گونه فيلم ها بايد از جلوه هاي ويژه نهايت استفاده را كرد؛ به خصوص در آثاري كه به موضوعات معنوي و پيامبرها مي پردازند. بايد عظمت موضوع در ساختار فيلم حس شود. طالب زاده حتي در زمينه انتخاب لوكيشن هاي طبيعي جذاب ناموفق بوده است.طبيعت مورد استفاده در فيلم بسيار معمولي است و از هيچ جلوه اي برخوردار نيست.
در ارزيابي كلي «بشارت منجي» بايد گفت كه يك فيلم «سالم» چه از نظر مضمون و محتوا و چه از نظر ساختار سينمايي است.به اين معني كه تكنيك سينما در اينجا ابزاري براي فريب مخاطب و انداختن وي در دام از خودبيگانگي و غفلت نيست. فيلمي در خدمت آرمان است و هدفي مقدس در باطن آن نهان، نه چيز ديگر.
حواشي
«ورايتي» روزنامه سينمايي هاليوود به بررسي فيلم «بشارت منجي» ساخته نادر طالب زاده پرداخت.
«دبورا يانگ» خبرنگار اين روزنامه كه در ايام برگزاري جشنواره فيلم در تهران به سر مي برده، در مطلبي كه در روزنامه «ورايتي»منتشر شد نوشته است: «دوسال پيش از آن كه »مصائب مسيح« مل گيبسون، مخاطبان را در خاورميانه به سالن هاي سينما بكشاند، نادر طالب زاده، مستندساز مسلمان به اين نتيجه رسيد كه زمان آن رسيده است كه داستان مسيح را از نگاه مسلمانان روايت كند».
يانگ، طالب زاده را استاد دانشگاهي معرفي مي كند كه دانش آموخته سينما در دانشگاه كلمبيا در دهه 1970 ميلادي است و مدتي نيز در ويرجينياي آمريكا زندگي كرده است. طالب زاده به «ورايتي» درباره فيلم «مصائب مسيح» گفته است: «فكر مي كنم فيلم گيبسون فيلمي خوش ساخت است و با ايماني بزرگ ساخته شده است، اما داستان فيلم غلط است. «ورايتي» همين نكته را دليل ساخته شدن فيلم دوساعته «بشارت منجي» (با عنوان انگليسي «مسيح») دركنار يك سريال تلويزيوني عنوان مي كند. به نوشته اين روزنامه اين فيلم كه از بيش از هزار بازيگر و عوامل جنبي سود مي جويد، يكي از بزرگترين پروژه هاي سينمايي ايران است كه پس از اكران سينمايي در 20 قسمت 45 دقيقه اي از تلويزيون ايران پخش مي شود. دبورايانگ، در ادامه به روايت قصه فيلم «بشارت منجي» مي پردازد و تغيير ظاهر مسيح نسبت به نمونه هاي غربي را بحث انگيز عنوان مي كند و آن را در جهت تلاش كارگردان براي «فلسطيني تر» نشان دادن مسيح عنوان مي كند. به گفته اين خبرنگار هاليوودي، اكثر برنامه ريزان جشنواره هاي خارجي، در همان ابتدا به اين نتيجه رسيدند كه اين فيلم به درد مخاطب آنها نمي خورد و سالن را پيش از اتمام فيلم ترك كردند. يانگ
مي نويسد: در اين فيلم، عيسي، پسر خدا نيست و تنها آخرين پيامبر بني اسرائيل است كه آمده تا محمد(ص) را بشارت دهد و به وسيله الله از تصليب نجات
مي يابد و در شب «شام آخر» به آسمان ها مي رود و به عقيده طالب زاده يهودا اسخريوطي به دليل تشابه معجزه آساي چهره با مسيح به جاي او به صليب كشيده مي شود». در بازار فيلم اما، به نوشته «ورايتي»، اين فيلم با واكنش هاي مثبت و منفي زيادي روبه رو شد و فروش خوبي داشت. «حبيب مكي» پخش كننده شركت «تينسل كرتين موشن پيكچرز» از آفريقاي جنوبي گفت كه قصد دارد در سطح فيلم «مصائب مسيح» اين فيلم را به توزيعي گسترده برساند. طالب زاده به «ورايتي» گفته است: «اميدوارم اين فيلم منجر به ديالوگي ميان مؤمنان مسيحي و مؤمنان مسلمان شود». بنابر نوشته اين روزنامه طالب زاده بسيار مشتاق تماشاي واكنش مخاطبان آمريكاي شمالي است. او
مي گويد: «اين فراتر از يك فيلم است. من مأموريت داشتم اين اطلاعات را منتقل كنم».

 



گزارشي از روند نمايش نخستين فيلم توليد دولت حماس حماس وود به جاي هاليوود

وزير كشور دولت حماس گفت: «به جاي سينماي هاليوود، ما به دنبال نمايش دادن حماس وود (سينماي حماس) هستيم»
اولين فيلم بلند سينمايي محصول دولت منتخب فلسطين كه تصويرگر زندگي شهيد «عماد عقل» است، در شهر غزه به نمايش درآمد.
به گزارش فارس به نقل از آسوشيتدپرس، فيلم «عماد عقل» با هزينه 200 هزار دلاري ازسوي دولت حماس ساخته شده است.
اين فيلم داستان زندگي«عماد عقل»، عضو ارشد حماس است كه در پيدايش و فرماندهي گردان هاي قسام نقش داشت و در سال 1993 در نبرد با نيروهاي رژيم صهيونيستي در غزه شهيد شد.
«فتحي حماد»، وزير كشور دولت حماس بعد از نمايش اين فيلم در دانشگاه اسلامي شهر غزه گفت: «به جاي سينماي هاليوود، ما سينماي حماس وود (سينماي حماس) را نشان مي دهيم»
وي گفت: «ما سعي كرده ايم تا يك اثر هنري با كيفيت بسازيم. فيلمي كه اسلامي است و درباره مقاومت، بدون صحنه هاي محرك جنسي».
دكتر «محمود الزهار» از رهبران جنبش مقاومت اسلامي فلسطين، فيلمنامه نويس اين فيلم است كه تا كنون سه رمان و يك فيلمنامه نوشته است.
اين فيلم دوساعته كه در مدت 10 ماه ساخته شده، تصويرگر مبارزات «عماد عقل» با حضور در قلب نيروهاي دشمن صهيونيستي است.
در اين فيلم بازيگران عرب، جاي سربازان و چهره هاي سياسي رژيم اشغالگر قدس مثل اسحاق رابين و ايهود باراك با زبان عبري صحبت كرده اند و در اين صحنه ها ديالوگ ها با زيرنويس عربي ترجمه شده اند. بازيگران اين فيلم نيز نابازيگر و اهل غزه هستند كه از آن جمله مي توان به بازي محمدابو روض 57 ساله در نقش اسحاق رابين اشاره كرد.
اين در حالي است كه حماس در حال راه اندازي ايستگاه ماهواره اي راديويي و تلويزيوني و 12 وب سايت خبري است. دو روزنامه نيز در حال پيوستن به حماس هستند.
«االزهار» و «حماد» قصد دارند فيلم بعدي خود را نيز درباره مبارزان فلسطيني شاخه نظامي عز الدين قسام بسازند اما به علت اشغالگري رژيم صهيونيستي، حضور عوامل فيلم در حيفا كه اين قهرمان در دهه 20 در آنجا ساكن بوده، امكان پذير نيست.
«عماد عقل» به عنوان نخستين فيلم دولت حماس، در حالي به نمايش درآمد كه غزه سالن نمايش فيلم ندارد و فيلم «شهيد عماد عقل» در يك مركز فرهنگي اكران شده است.
«اسماعيل هنيه» نخست وزير دولت منتخب فلسطين از حاضران در افتتاحيه فيلم «شهيد عماد عقل» بود.

 



خطوط قرمز تئاتر كجاست؟ نقد و نظري برنمايش اهل قبور نوشته و كارحسين كياني

علي اكبر باقري ارومي
تئاتر هنري تلخ و شيرين است. مثل تئاتر مثل آن هنري است كه در عين زيبايي، در درونش به تناسب خود ميوه دانه هايي تلخ و شيرين نهفته دارد كه هر كدام را البته حكمتي است و عرفاني و اين مثل واقعي اين هنر جامع و مانع است كه در طي حيات خويش قدمتي بسيار يافته است.
بعضي از هنرمندان ما در طي ساليان اخير عادت كرده اند كه تئاتر را فقط هنري تلخ و شرنگ مانند نشان دهند و از وراي آن همه تلخي چيز شيريني عايد جماعت علاقه مند و تماشاگر تئاتر نكنند. اين هنرمندان وظيفه تئاتر را فقط و فقط در اين مي دانند كه پرده از سياهي ها و كدورت ها و افسردگي هاي دائمي و بال زندگي افراد بر دارند، بدون اينكه در فضاي تخيل سياه خويش براي زندگي، روشني و اميد قائل باشند، گويي بازگشت به دوران بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا نموده و همه چيز در سايه اي از وحشت و نوميدي و مرگ قرار گرفته است و هيچ اميدي به آينده اي روشن متصور نيست؛ اين تصور روز به روز دامنه خويش را بيشتر و بيشتر گسترده و روشن فكران جامعه ما را هم از آن گريزي نيست؛ آيا به واقع چنين است؟ آيا مي شود راجع به ملت غيور خودمان چنين قضاوتي كرد؟! ملت ما مسلما با حركت خويش در طي اين سال ها معادلات اين گونه سياه بيني سيه فكران را بر هم زده و معادله جديدي از اميد، مبني بر انتظار قطب اسكان ارايه نموده است ولي سؤال ما از هنرمندان متشخص و باصطلاح روشن فكران اين است كه آيا واقعاً آنها دمي به اين اميد و انتظار پويا انديشه نموده اند؟!
مدتي است نمايشي به نام «اهل قبور» در حال اجراست كه خطوط قرمز ذهني و فلسفي و مذهبي را در مي نوردد. حتي اسم نمايش هم تاثير منفي روي من نوعي به عنوان يك تماشاچي مي گذارد. از خود پرسيدم آخر چرا اين گونه با اعتقادات و آيين ما بازي مي شود؟
تئأتر، هنر گفتگو و مفاهمه است، هنر سخن داني و سخن گويي و گره افكني و گره گشايي است. ولي تنها با رعايت يك شرط و آن حفظ تعادل است. تعادل براي خدشه وارد نكردن به افكار و اعتقادات يكديگر!! هنرمندان در طيف هاي مختلف فكري تجربه گر بر آيند افكار هستند. بايد همان گونه كه در جامعه به ظرفيت سازي براي قبول آراي مخالف وموافق مي پردازيم، اين تمرين را در عرصه هنر، به خصوص هنر نمايش به عنوان هنري انديشمندانه انجام دهيم. تا اينجاي كار ما اين را به عنوان يك نظريه كه بايد مطابق آن عمل كنيم قبول داريم ولي در مرحله اجرا و عمل چگونه است؟
نمايش «اهل قبور» نمونه اي از برهم خوردن تعادل در تئاتر است.
حال ببينيم قصه نمايش چيست؟
قصه نمايش حكايت انسانهايي ساده لوح است كه به كندن قبرهايي مشغول هستند كه قرار است با اجساد دشمناني كه احتمال دارد به سرزميني حمله كنند پرشود و شرط اصلي كندن آنها نيز همين موضوع است؛ يعني حمله دشمنان! ما باشخصيتها و اينكه قرار است آنها كجايي باشند اصلاً كار نداريم. اينكه آنها تعلق به كدام سرزمين دارند برايمان مهم نيست. بلكه از همان اول با اعتقاد آنها سرو كار پيدا مي كنيم با دعاي توسل خواندن شان!! با نماز خواندن شان!! و آشنايي با شخصيتهايي مانند طوطي و آيت و مادر بزرگ! ولي كم كم كه در نمايش جلو مي رويم، مي بينيم قصه فراتر از اينهاست! قضيه انتقاد به مشيت الهي است! جلوتر هم كه مي رويم مي بينيم اصلاً قضيه بر مي گردد به انتقاد از خلقت الهي! انتقاد از آدم و حوا و قراردادن آنها برروي كره خاكي و درمواقع به افلاس انداختن آنها!! و نهايت القاي اين فكر كه آن كس كه زور بيشتر دارد در اين دنيا برنده است. اين يعني تاييد ناتوراليسم تاريخي!! يعني در واقع مشيت الهي را به جبر تاريخ دوختن! يعني هر كسي كه به مانند خار شتر زور و قدرت دارد مي تواند همه آنچه را كه مي خواهد به چنگ آورد. در كنه نمايشنامه، آدم هاي اهل دعا و نيايش و نماز را آدمهايي هميشه درمانده نمايش داده مي شود كه از اين دنيا نصيبي جز دست و پا زدن بيهوده و در نهايت نيز چيزي جز مرگ به دست نمي آورند. قصه نمايش «اهل قبور» با گزندگي خاص خود و كنايات آن عليه مذهب و ساختار آسماني آن! انسان را دچار ياس و نوميدي مي كند.
تامل بر قصه نمايش
جاي تامل دارد كه نكته نكته و گره در گره داستان اين نمايش را مدنظر قرار دهيم تا به نكات ظريفي كه كارگردان به عمد و براي به سخره گرفتن خط سير ظهور دوباره اسلام در جلوي ديدگان ما علم كرده پي ببريم و تاسف خويش را از چنين برداشتي از دين و تحريف صريح آن اعلام داريم.
به سخره گرفتن دعا و نماز!!
آنچه از ابتدا تا انتها ديده مي شود به سخره گرفتن دعاي توسل و زير سؤال بردن اساس آن در اين نمايش است. دعاي توسل به مثابه يكي از ادعيه اصلي ما شيعيان كه در آن با توسل به ائمه و توجه عميق به معاني نهفته در دل آن به عنوان تمسك به ائمه و در واقع ربط ملكوت آسماني به زمين ناسوتي از طرف ائمه معصوم مورد توجه بوده است. در اين نمايش اما ضمن بلاتأثير قلمداد نمودن آن، دعا و تاثيرات مثبت آن در زندگي و حيات بشري نفي مي شود.
به عنوان مثال، صحنه نماز خواندن آيت به عنوان شخصيت مذهبي داستان قابل اشاره است. وي نماز مي خواند ولي با قطع مكرر آن و با بكار بردن ذكر الله اكبر و ايما و اشاره در سر نماز، به حرف زدن با طوطي و پرسيدن قضاياي چگونه راندن ماشين توسط پسرعموهايش مي پردازد.
يعني، به همين سادگي با نماز، به عنوان ستون دين اسلام شوخي مي شود.
برجسته كردن جبر مذهبي
جبر از مشتقات طبيعت گرايي است و در ديد مذهبي متحجرانه، جبرعين مشيت گرايي و ترويج دهنده ديد غلط نسبت به قسمت الهي است. در اين نمايش قسمت و مشيت و طبيعت گرايي با هم تلفيق شده است. زندگي اين افراد چسبيده به قبرستان است. محل زندگي آنها اطاقكي است كه در كنار آن موال و حمام و آشپزخانه اش قرار دارد، يعني نزديكي همه چيز بهم و اين يعني ترسيم يك زندگي مچاله شده در هم. يعني قربت مرگ به زندگي و قربت طبيعت و غريزه خور و خواب و دفع به زندگي انسان. اين جبر و مشيت كه در زندگي شخصيتهاي اين نمايش جاري است خود به خود اميد را كور كرده و همه را در سايه آنچه كه پروردگار خواسته و بر بشر جاري مي كند قرار مي دهد و از ديد نويسنده اين مشيت الهي جز به دست و پا زدن در فقر منجر نخواهد شد و فقر هم كه نزديك مرگ ترسيم شده و يا آنان بايد هم چنان در اين فقر دست و پا بزنند و يا مرگ را برگزينند و از اين دو گريزگاهي ندارند. كه سر آخر هم به يكي از اين دو تن مي دهند.
زير سؤال بردن خلقت و بيهوده قلمداد كردن آن
در اين نمايش به خلقت طعنه زده مي شود و هستي به مسخره گرفته مي شود. آيا واقعا خلقت انسان بيهوده است؟! در اين نمايش بي بي مظهر حواست و در مقابل معمار هاني مظهر آدم است. هيچ كدام هم در زندگي توفيقي نداشته اند؛ بي بي (مادربزرگ) دلخوش به طوطي، دختر بي كس و كاري است كه او را بزرگ كرده و در خدمت دارد و هاني معمار هم دلخوش به ثروت موهومي است كه بدست خواهد آورد. آن ها داراي اربابي هستند كه منبع رزق و روزي دست اوست و دريغ او مانع كاميابي افراد مي شود. با توجه به جبر حاكم بر كار كه زندگي افراد را فشرده و درهم به ما ارايه مي نمايد، اين شخص صاحب مشيت است كه رزق و روزي را از بندگان دريغ مي نمايد تا آنها را به سوي پوچي مطلق سوق دهد. نويسنده نمايشنامه با طرح چنين قصه اي در القاي هدفش موفق است كه مذهب يعني جمود و سرنوشت مذهبيان جز تن در دادن به مرگ نيست.
سرآخر اينكه حسين كياني با اين كار خويش نشان داد هم چنان دوست دارد در عالم تخيل و واقع با انكار واقعيت ها فضاي پيراموني خود را انباشته از سموم موهومات نموده و از طريق صحنه نمايش نسبت به انتشار ماليخولياي ذهني اقدام نمايد. اين كار نشان مي دهد بعضي از هنرمندان ما به طور جد بر دور كردن راه خويش از مردم هم چنان اصرار و ابرام دارند.

 



بيش از 5400 اثر در دبيرخانه جشنواره آخرين منجي حمايت از توليد فيلم كوتاه با موضوع مهدويت

دبير شوراي هماهنگي جشنواره آخرين منجي گفت: 5407 اثر رسانه اي با موضوع مهدويت به دبيرخانه جشنواره رسيده است.
محمد صادق افراسيابي در جمع خبرنگاران با بيان اينكه جشنواره آخرين منجي همزمان با جشنواره هاي مهدوي كشور (10مرداد) برگزار مي شود، افزود:اين جشنواره تخصصي رسانه اي در رشته هاي فيلم كوتاه، عكس، نماهنگ، موسيقي، گزارش هاي خبري، صوتي، تصويري و مكتوب برگزار مي شود.
وي تدوين سند پژوهشي نيازسنجي مخاطبان در زمينه مهدويت را از برنامه هاي دبيرخانه جشنواره آخرين منجي برشمرد و افزود: برنامه هاي توليدي در اين زمينه براساس اولويت هاي مخاطبان خواهد بود.
دبير شوراي هماهنگي جشنواره آخرين منجي در ادامه گفت: 12 فيلم تلويزيوني و 25 اثر راديويي در مركز صوتي و تصويري جشنواره توليد شده است. وي افزود: انتشارات جشنواره نيز امسال آثار خود را در اختيار علاقه مندان قرار مي دهد. افراسيابي اضافه كرد: پايگاه اينترنتي آخرين منجي نيز طراحي شده است.
وي با بيان اينكه جشنواره از فيلم نامه ها و پديدآورندگان فيلم هاي كوتاه برتر حمايت مي كند افزود: حمايت مالي براي توليد فيلم نامه و توليدات بعدي سازندگان فيلم هاي برتر همچنين برگزاري دوره هاي تخصصي كوتاه مدت در دانشكده صدا و سيما به منظور ارتقاي توان علمي برگزيدگان ازجمله اين برنامه هاي حمايتي است. افراسيابي از آمادگي دبيرخانه جشنواره آخرين منجي براي برگزاري نشست هاي نقد و بررسي آثار جشنواره در همه رسانه هاي علاقه مند خبر داد و گفت: تعامل گسترده اي با شبكه هاي مختلف داخلي و بين المللي صدا و سيما در اين زمينه صورت گرفته است.

 



سريال شهيد فهميده در هفته دفاع مقدس

مجموعه مستند داستاني «شهيد فهميده هاي دفاع مقدس» همزمان با هفته دفاع مقدس از شبكه دو سيما پخش مي شود.
پروانه مرزبان، كارگردان مستند داستاني «شهيد فهميده هاي دفاع مقدس» با بيان اين مطلب گفت: اين مستند داستاني به سفارش سيماي شاهد است و در 9 قسمت 135دقيقه اي به روايت زندگي چندتن از شهداي نوجوان در زمان جنگ مي پردازد.
وي افزود: تاكنون 4 قسمت از اين مجموعه آماده شده و 5 قسمت ديگر در حال تصويربرداري است.
مرزبان اظهار داشت: ميانگين سن شهدايي كه به زندگي آنها در اين مجموعه پرداخته شده، 11 تا 17سال است كه همگي آنها همچون شهيد فهميده دانش آموز بوده اند.وي در ادامه تصريح كرد: قسمت هايي از اين مستند در تركمن صحرا و بخشي ديگر در زابل و بوشهر تصويربرداري شده است.
مرزبان افزود: بيان خاطرات از زبان خانواده، دوستان و همرزمان شهدا و استفاده از آهنگ هاي محلي ازجمله مباحث اين مجموعه است.
وي گفت: روايت داستان زندگي شهيد «حسين عالي» و «حسين سرابندي» 2 قسمت از اين مجموعه را به خود اختصاص داده است.

 



23 فيلم كودك براي فلسطين

اسامي فيلم هاي بخش موضوعي غزه و فلسطين در بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم هاي كودكان و نوجوانان اعلام شد.
در اين بخش از جشنواره كه به صورت غيررقابتي برگزار مي شود، 11 فيلم كوتاه و 12 انيميشن كوتاه به نمايش درمي آيد.
برپايه اين گزارش، فيلم هاي كوتاه 2009 (كريم فائقيان- زينب عربي)، اذان جاويد (محمد محرابي يار)، دريا يه روز مال من بود، اگه... (ساسان فرخ نيا)، دست هاي كوچك (آرش انيسي)، مويه هاي كودكانه (رضا محمدي)، ريشه در بيشه فلسطين (مهدي ايمان شهيدي)، زخم ها برجاي مي مانند (محمدحسين صفري)، سرزمين امن (مجتبي بهرامي)، سنگ كاغذ قيچي (ليلا شهابي نيا)، شفق سرخ (مهدي ايل بيگي) و يك جرعه عاطفه (يزدان كياني) در اين بخش به نمايش درمي آيند.
انيميشن هاي اين بخش نيز عبارتند از: آخرش (ليلا نخعي- حميد نخعي)، پابرجا (كيارش زندي)، ردپاي گرگ ها (مجتبي بهرامي)، روي خط سفيد (سيدعلي موسوي نژاد)، زخم (محمدرضا گودرزي سروش)، زندگي در 60 ثانيه (بهزاد مظاهري)، زنگ انشاء (عليرضا ميراسدالله)، سرزمين من (مجتبي بهرامي)، فتنه گر
(علي اسماعيل رنجبر)، كودك و اشغالگر (كيانوش الوند)، نسل آفتاب (حسن عليرضايي) و نقطه نهايي (علي لطفي).
بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم هاي كودكان و نوجوانان از 11 تا 15 مردادماه سال جاري در شهر همدان برگزار مي شود.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14