(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه اول مرداد  1388- شماره 19417
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
يقين به وقت فتنه (يادداشت روز)
اساتيد و طلاب با صدور بيانيه اي اعلام كردند حمايت گسترده از آيت الله يزدي در حوزه علميه قم
كيهان و خوانندگان
پرچم (گفت و شنود)
باهنر: موسوي دچار توهم است
در بيانيه اي مشترك و در حمايت از بيانات رهبر انقلاب دو تن از مجتهدين استان فارس:
همراهان امام و انقلاب سوابق خود را آلوده به قانون گريزي نكنند
وقتي پخمه ها تاييديه پختگي صادر مي كنند! (خبر ويژه)
85 درصد مردم ادعاي شما را شنيدند اما نپذيرفتند (خبر ويژه)
وزن كشي واقعي آشوبگران در 30 تير انگليسي- آمريكايي! (خبر ويژه)
تايمز: اين 4 نفر اميد آمريكا براي تداوم بحران هستند (خبر ويژه)
حجاريان: اگر مردم مي دانستند خاتمي وزير هاشمي بوده به او راي نمي دادند (خبر ويژه)
كميته جنگ رواني بي بي سي2 را راه اندازي مي كند؟! (خبر ويژه)



يقين به وقت فتنه (يادداشت روز)

غبار فتنه از هر سو به هوا برخاسته است. علائم فتنه اكنون در محيط سياسي ايران پديدار است. اين را به روشني مي توان ديد. فتنه گران ديگر حتي چهره خود را هم نمي پوشانند. ضرورتي ندارد. فتنه گري آسان شده است. شبهه ظاهرا عرصه را بر حقيقت تنگ كرده؛ در اين ميانه كساني راه را گم كرده اند و كساني ديگر هم درمانده شده اند كه از كدام سو بايد رفت. حيله دشمن با شفقت دوست درآميخته است. دور، دور منافقان است كه فرمود: «اذا لقوا الذين آمنو قالوا آمنا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انا معكم». دستور است كه به هنگام فتنه بايد احتياط ورزيد و جز به يقين عمل نكرد. يقين امروز ما چيست؟
قبل از هر چيز واضح است كه تمام توفيقات ايران چه در بخش دولتي و چه در ديگر بخش هاي نظام تقريبا به طور مستقيم محصول تدبير، هدايت و نظارت رهبري بوده است و به همين دليل دشمنان ايران اكنون آشكارا روي اين تنها نقطه قوت زوال ناپذير نظام تمركز كرده اند. اين موضوع البته جديد نيست. سال هاست كه قدرت هاي طمع كرده در ايران فهميده اند تا خيمه ولايت فقيه در ايران افراشته است، قادر به وارد آوردن هيچ ضربه اساسي به آن نخواهند بود و به همين دليل اكنون تمام توطئه ها و دسيسه هاي خود را به آن سو جهت داده اند. در ماجراي انتخابات اخير رهبر حكيم ايران زودتر از هر كس فهميد و به ملت گفت كه برخي به انتخابات نه به عنوان فرصتي براي مشاركت در يك فرآيند سياسي درون نظام، بلكه به مثابه «قلب يك فتنه» مي نگرند. طرح پيشاپيش بحث «تقلب قطعي» از جانب يك گروه سياسي خاص و همزمان با آن سازماندهي وسيع هواداران در قالب مجموعه هايي با عنوان سازمان راي كه در ايام نزديك به انتخابات به اردوكشي خياباني منجر شد، نشان از آن داشت كه كساني روي انتخابات به عنوان فرصتي براي انجام يك «كار ديگر» حساب مي كنند و به دست گرفتن دولت هدفي ثانوي و شايد هم مجازي است. پيش بيني اين فتنه را قبل از هر جا در سخنان آقا مي توان ديد. همان موقع اين سوال پيش آمد كه اگر كساني وقوع تقلب در انتخابات را قطعي مي دانند، پس چرا با اين شدت و حدت براي حضور در انتخابات در حال برنامه ريزي و تلاشند؟! قصه وقتي جالب تر شد كه بعضي از چهره هاي شناخته شده اصلاح طلب بازي مشكوك و دوگانه اي را آغاز كردند. از يك سو در محافل خصوصي و گپ و گعده هاي حزبي، مكررا و به صراحت تمام مي گفتند كه كانديدا شدن موسوي «دفن اصلاحات» بوده و او را ملامت مي كردند كه با از ميدان به در كردن خاتمي «خيانتي تاريخي» به اصلاحات كرده است، و از سوي ديگر با مراجعه پي در پي به او، به شيوه هايي بعضا محيرالعقول در گوش او مي خواندند كه پيروزي در انتخابات قطعي است، كار احمدي نژاد تمام است، احمدي باي باي و ...! اين بازي تا روز انتخابات ادامه داشت. ظهر روز انتخابات بعضي از سران حزب مشاركت و سازمان مجاهدين با دريافت اخباري از سراسر كشور كه از باخت قطعي موسوي حكايت مي كرد، سراسيمه و هراسان به ويلاي قيطريه رفتند اما خروجي جلسه آنها اين بود كه بروند و پيروزي را به موسوي تبريك بگويند و عصر همان روز هم اين كار را كردند!
تامل در مجموعه اين مسير نشان مي دهد شايد بتوان گفت خود موسوي براي پيروزي در انتخابات وارد صحنه شده بود اما بخش بزرگي از اطرافيان او و مشخصا اعضاي مركزي احزاب كارگزاران، مشاركت و سازمان مجاهدين كه اتفاقا تمامي آنها بعد از انصراف خاتمي با اكراه و انزجار تمام و فقط از سر ناچاري به موسوي پيوستند هدف ديگري داشتند و «فتنه» دقيقا همين جا شكل گرفت. اين عده از مدت ها قبل مي دانستندكه نه موسوي بلكه هيچ كس ديگر توان پيروزي در اين انتخابات بر احمدي نژاد را ندارد و او راي خود را در اثر 4 سال تلاش بي وقفه پيشاپيش از مردم محروم و دردكشيده گرفته است. از ديد اين عده -كه در ائتلافي استراتژيك با طرف خارجي براي برنامه ريزي هاي آينده شان به سر مي بردند- حال كه پيروزي در انتخابات ممكن نيست، بايد ظرفيت هاي موسوي را به سمت ديگري سوق داد. ضرورتي نداشت اين پروژه براي موسوي باز شود و نشد. او بايد تصور مي كرد در حال مبارزه انتخاباتي است و قطعا هم پيروز خواهد شد، منتها مسيري كه براي او چيدند در واقع نه مسير رقابت انتخاباتي بود و نه قرار بود به پيروزي ختم شود. درست برعكس، اين عده به موسوي به عنوان فرصتي براي راه انداختن يك فتنه براي «اعتماد زدايي از مردم در داخل، و مشروعيت زدايي از دولت آينده در خارج» نگاه مي كردند و اين شدني نبود الا اينكه موسوي انتخابات را ببازد و بعد اولا با توجه به روحيه اي كه از او سراغ داشتند و ثانيا با اتكا به زمينه اي كه پيش تر درباره حتمي الوقوع بودن پيروزي ساخته بودند او را به عرصه نزاع خياباني با نظام بكشانند و ...
مسيري كه مهندس موسوي در چند ماه منتهي به انتخابات طي كرد مسير پيروزي نبود. همان ايام كساني از دوستداران او با تعجب مي گفتند براي پيروزي بايد كارهايي كرد كه مهندس نمي كند و كارهايي نبايد كرد كه اتفاقا هر روز از او سر مي زند! طرح پيشاپيش و جدي بحث تقلب، به راه انداختن كميته هاي صيانت از آرا، سازماندهي وسيع جوانان هوادار در قالب هاي مختلف و به خيابان آوردن آنها چند هفته قبل از انتخابات، ايجاد آشوب هاي خياباني و امتناع از حتي يك موضع گيري صريح عليه كساني كه به نام اصلاحات و حمايت از او به مردم عادي و اموال عمومي آسيب مي زدند، نشست و برخاست با گروه هايي كه نه فقط با دولت بلكه با اساس انقلاب هم مسئله دارند، اختصاص رنگ سبز به هواداران، اعلام پيروزي قطعي در انتخابات در حالي كه هنوز راي گيري ادامه داشت آن هم در حضور خبرنگاران خارجي و بعد از انتخابات هم راه اندازي تجمعات خياباني غير قانوني و ايجاد فرصت و زمينه براي دشمنان تا ماهي غرض خود از آب گل آلود فتنه صيد كنند. اين روند هيچ شباهتي به رفتار كسي كه خود را بخشي از نظام سياسي و متعهد به چارچوب هاي آن مي داند و مشغول يك رقابت سالم است، ندارد. برعكس، دقيقا شبيه رفتار كسي است كه مي خواهد با اساس سيستم سياسي درگير شود.
نكته اي كه اين تئوري را تقويت مي كند اين است كه تمام آن سازماني كه براي موسوي ساخته بودند و به او مي گفتند بناست اعجاز كند، بعد از انتخابات به هيچ درد موسوي نخورد بلكه كاملا در اختيار پروژه افراطيون قرار گرفت. نمونه واضح داستان سازمان راي و كميته هاي صيانت از آراست. اين كميته ها كه در سراسر كشور جمعيتي بيش از 40 هزار نفر را شامل مي شد قرار بود اسناد و مدارك و گزارش هاي مربوط به تخلف درانتخابات را جمع آوري كند. اكنون بهانه اطرافيان موسوي اين است كه با قطع شدن سيستم پيامك اين مجموعه نتوانست كار خود را انجام دهد. اين البته توجيهي مضحك بيش نيست. اعضاي كميته هاي صيانت از آرا كه سايت رسمي مهندس موسوي عصر روز انتخابات نوشت در 80 درصد صندوق ها حضور دارند و مطابق آمار رسمي وزارت كشور تعداد آنها 40600 نفر بوده، قلم و كاغذ كه همراه داشته اند و اگر آن روز به دليل قطع شدن سيستم پيامك نتوانستند گزارشي به بالادستي هاي خود ارسال كنند، فرداي آن روز حتما مي توانستند گزارشات مكتوب خود را به ستاد موسوي ارائه كنند. در اين صورت اگر هر عضو اين كميته ها فقط يك برگ مي نوشت ستاد موسوي كه ادعا مي كند بيش از 10 ميليون تقلب در انتخابات صورت گرفته لااقل بايد بالاي 40000 برگ گزارش در اختيار مي داشت، و حال آنكه از سوي اين ستاد بيش از چند ده صفحه به مراجع رسمي ارائه نشد. آيا آقاي موسوي هيچ از خود پرسيده است كه هزاران نفر اعضاي كميته هاي صيانت از آراي ايشان پس چه مي كرده اند كه فرداي انتخابات نتوانستند هيچ كمكي به او براي اثبات ادعاي بزرگ تقلب ميليوني بكنند و نهايتا هم به لطيفه هايي مانند اينكه «به عملكرد دولت قبل از انتخابات اعتراض داريم نه به خود انتخابات» متوسل شدند؟! اين پرسش جواب روشني دارد. آقاي موسوي بايد توجه كنند كه اعضاي اين كميته ها اساسا انگيزه اي براي انجام وظيفه واقعي خود نداشتند و روز انتخابات هم در بسياري از حوزه ها در آستانه غروب فراخوانده شدند تا به عنوان ليدرهاي سازمان آشوب عمل كنند؛ ظاهر قضيه صيانت از آرا بود و باطن آن تدارك براي به وجود آوردن نيروهايي كه بتوانند اعتراضات كف خيابان را رهبري كنند.
نتيجه اين است كه موسوي از ابتدا در دام قرار داشت. دامي كه برايش پهن كردند اما آن را به شكل منزلگهي نيكو آراستند و او در آن اقامت كرد در حالي كه تصور مي كرد همه چيز به جانب امن و آسايش سير مي كند و حال آنكه باطن قضيه نقشه اي پيچيده بود. اين آن چيزي است كه نامش را «فتنه» نهاده ايم. كيد و مكر پيچيده در زرورق واقعيت. اين فتنه را قبل از هر كس مولاي ما ديد و اگر نبود مجموعه تدابير رهبري قبل و خصوصا بعد از انتخابات بي گمان ابعاد آن بسيار فراتر از آن مي رفت كه اكنون هست. از اين حيث همه ما و خصوصا دولت وامدار و مرهون عنايت و تدبير آقاست. از اين به بعد هم تنها يك راه وجود دارد كه فتنه ها خاموش شود و كيد دشمنان به خود آنها برگردد و آن تبعيت از امر رهبري است كه به هنگام فتنه عين يقين است.
مهدي محمدي

 



اساتيد و طلاب با صدور بيانيه اي اعلام كردند حمايت گسترده از آيت الله يزدي در حوزه علميه قم

306 نفر از اساتيد، علما، پژوهشگران و مبلغان حوزه علميه قم با صدور بيانيه اي حمايت قاطع خويش را از سخنا ن آيت الله يزدي در نقد خطبه هاي رفسنجاني اعلام كردند.
در ابتداي اين بيانيه خطاب به آيت الله يزدي رئيس جامعه مدرسين و شوراي عالي حوزه علميه قم و نائب رئيس مجلس خبرگان آمده است: حوزه هاي مقدسه علميه و روحانيت معظم شيعه، در طول تاريخ، پاسداران بزرگ سنگرهاي عقيدتي و مدافعان حقوق مردم و تكيه گاه آنان در آشوب ها و فتنه ها بوده اند و حضرت عالي بحمدالله يكي از اين استوانه هاي سرفراز هستيد كه با درك شرايط به روشنگري مي پردازيد.
علما و طلاب قم در ادامه بيانيه خود با انتقاد از اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني تصريح كرده اند: فتنه اي كه پس از انتخابات با مديريت دشمنان انقلاب اسلامي و با بي تدبيري برخي افراد در داخل كشور، پديد آمد، پس از سخنا ن خيرخواهانه و جامع الاطراف ولي فقيه زمان، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- ابعاد آن آشكار و با درايت نظام و آگاهي مردم مهار شد و انتظار اين بود كه رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام با تدبير، آرامش به وجود آمده را پاس بدارند و دسيسه هاي دشمنان را آشكار كنند، ولي در كمال ناباوري در قامت رهبر اپوزيسيون و اقليتي كه خود را اكثريت مي پندارد، ظاهر شد و با سخناني متعارض با متون روايي و فقهي و نظرات فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه، جنبه ديني مشروعيت جمهوري اسلامي را ناديده گرفت و با كتمان ده ها آيه و روايت در باب رهبري الهي و فصل الخطاب بودن سخنان ولي فقيه، به تكرار سخنان كانديداي ناكام و حاميان رسانه اي او پرداخت. اين سخنان، آن قدر تعجب آور بود كه محسن مخملباف سخنگوي ستاد آقاي موسوي در خارج از كشور با تجليل از خطيب نماز جمعه، گفت: «صحبت هاي آقاي هاشمي خلاف انتظار من بود.» متأسفانه اظهارات جناب آقاي هاشمي، با استقبال گسترده رسانه هاي بيگانه و ضد انقلاب مواجه شد و موجب ناخرسندي مردم مسلمان ايران و نمازگزاراني كه سال ها به ايشان اقتدا كرده بودند، شد.

 



كيهان و خوانندگان

¤ به برخي از جوانان عزيزمان كه هوادار برخي شخصيت ها و گروه هاي سياسي تجديدنظرطلب هستند توصيه مي كنم نسبت به آنچه كه از آن حمايت مي كنند هوشيار باشند. چون بسياري از اين افراد و گروه ها، خودشان هم خودشان را قبول ندارند و صرفاً به خاطر قدرت و منافع گردهم جمع شده اند. اين جوانان اگر الآن هوشيار نباشند، در آينده پشيمان خواهند شد.
مقدم از تهران
¤ آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه گفت كه بايد ترديدها درباره انتخابات برطرف شود. سؤال اين است كه مگر شوراي نگهبان با 5 روز مهلت اضافه، به بررسي ادعاهاي فاقد سند و مدرك رسيدگي و نتيجه انتخابات را تأييد نكرد؟ مگر سخنان رهبر انقلاب فصل الخطاب نيست؟ پس بيان چنين حرف هايي توسط رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام چه معنايي دارد؟
شفيعي از برازجان
¤ خواهشمند است كه عكس هاي نماز جمعه هاي اول انقلاب را كه منافقان هم در آن شركت مي كردند را همراه با عكس هاي نماز جمعه اين هفته چاپ كنيد و آن ها را با هم مقايسه نماييد.
فاضلي از تهران
¤ يكي از عواملي كه مي تواند در درازمدت باعث فراهم كردن زمينه ايجاد كودتاي مخملين در ايران شود، تحصيل عده اي از افراد در دانشگاه هاي انگليس و آمريكاست. به همين دليل تحصيل ايرانيان در دانشگاه هاي انگلستان و آمريكا بايد ممنوع شود.
علمدار از يزد
¤ غربي ها در وقايع اخير نشان دادند كه منظورشان از حقوق بشر، صرفاً حقوق افرادي چون صدام و منافقان وابسته به آن است كه بر سر مردم دنيا آتش و بمب مي ريزند.
مهدي پهلوان
¤ از صحبت هاي آيت الله يزدي در انتقاد از اظهارات آقاي هاشمي حمايت مي كنيم. از روزنامه كيهان هم تقاضا مي شود كه اين صحبت ها به طور كامل چاپ شود.
وفايي از تهران
¤ برخي دولت هاي اروپايي كه اين گونه انسان ها را به خاك و خون مي كشند و حتي به يك زن مسلمان باردار هم رحم نمي كنند بايد بدانند كه اين خون ها، بالاخره روزي كاخ هاي آن ها را سرنگون خواهد كرد.
مهدي پور
¤ ضمن عرض تبريك به جناب احمدي نژاد، به خاطر انتخاب مجدد توسط مردم به عنوان رئيس جمهور، از ايشان خواهشمند است كه از انتصاب آقاي مشايي؛ كه نظراتي خلاف ديدگاه هاي صريح حضرت امام و مقام معظم رهبري دارد خودداري شود.
عابدين اوتادي
¤ مردم ايران امروز بيش از هر زمان ديگري بايد هوشيار باشند. زيرا برخي قصد دارند از طريق تفرقه بيانداز و حكومت كن، خود را به مردم تحميل كنند.
عليپور از مياندوآب
¤ از مسئولان كشورمان انتظار مي رود كه با تمام قوا از خون شهدا و كيان نظام اسلامي حراست كنند و به فرموده امام راحلمان، نگذارند تا اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد.
يك هموطن
¤ آقاي خاتمي گفته كه جمهوريت و اسلاميت نظام لطمه ديده است. اين درحالي است كه متهم اصلي لطمه ديدن جمهوريت و اسلاميت نظام خود ايشان است. زيرا در دوران رياست جمهوري اش بيشترين ضربه به دين اسلام وارد شد. امروز هم عملاً، رأي مردم كه تجلي جمهوريت نظام است را زيرپا گذاشته است.
اكبري
¤ چرا آنقدر كه به برندگان مسابقات ورزشي توجه مي شود، به جوانان و نوجواناني كه در المپيادهاي علمي موفق مي شوند، اهميت داده نمي شود؟ آيا اهميت كار علمي از ورزش كمتر است؟
مادر يكي از المپيادي ها

 



پرچم (گفت و شنود)

گفت: ديروز مهندس موسوي در جمع تعدادي از اعضاي ستاد انتخاباتي خود گفته است بايد راه گذشته را به شكل ديگري ادامه بدهيم.
گفتم: بعد از وقايع اخير تنها گام باقي مانده براي موسوي و خاتمي و چند عامل پشت صحنه ديگر آن است كه به جرم غائله آفريني، قتل مردم بي گناه و همراهي با آمريكا و اسرائيل محاكمه و مجازات شوند.
گفت: موسوي گفته است «مي خواهيم با پايبندي به قانون اساسي راه خود را ادامه دهيم»!
گفتم: يعني اعتراف مي كند كه تاكنون به قانون اساسي پايبند نبوده است. معلوم نيست اين دفعه ديگر آمريكا و اسرائيل چه برنامه اي را به آنها ديكته كرده اند؟!
گفت: آنچه مسلم است اين كه موسوي و خاتمي نه فقط با نظام اسلامي بلكه با ايران و ايراني سرجنگ دارند و بعيد نيست بگويند در قانون اساسي هم تقلب شده! و قانون اساسي ديگري موردنظر آنهاست!
گفتم: چه عرض كنم؟! شخصي به مغازه اي كه پرچم كشورهاي مختلف را مي فروخت مراجعه كرده و گفت؛ يك پرچم ايران مي خواهم. فروشنده پرچم ايران را آورد و يارو نگاهي به آن كرد و گفت؛ منظورم پرچمي است كه زمينه اش آبي و قرمز است و روي آن چند تا ستاره دارد!!

 



باهنر: موسوي دچار توهم است

محمدرضا باهنر در گفت وگويي مفصل، ضمن پاسخ مستدل به ادعاي تقلب در انتخابات، ميرحسين موسوي را غيرمنطقي و دچار توهم خواند.
نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي در گفت وگويي تفصيلي با روزنامه اعتماد ملي، به برخي شبهات انتخاباتي پاسخ گفت و ادعاهاي مطرح شده در مورد تقلب و مهندسي آراء را غيرمنطقي و بي اساس خواند.
محمدرضا باهنر در مورد ادعاي موسوي و كروبي در مورد جابجايي آراء گفت با توجه به سيستم انتخاباتي كشور جابجايي چندين ميليون راي غيرممكن است.
باهنر دليل خود براي غيرممكن خواندن اين موضوع را اينگونه بيان كرد: سر هر صندوق بين 20 تا 25 نفر فعال هستند... آنها براي اينكه بخواهند يك تخلف را سازماندهي كنند بايد يك كلاس كارآموزي دو ساله داشته باشند كه ياد بگيرند چگونه تقلب كنند و در قدم بعدي ياد بگيرند چگونه همديگر را لو ندهند و بعد چه كار كنند كه مردمي كه راي مي دهند متوجه نشوند و الي آخر...
باهنر در پاسخ به اين شبهه كه مجري و ناظران انتخابات همسو بوده اند، به انتخابات دوم خرداد 1376و دوره دوم شوراي شهر تهران اشاره كرد و گفت در دوم خرداد، مجري و ناظران از جناح راست بودند اما برنده از جناح چپ بود و در انتخابات شوراي شهر برعكس.
نايب رئيس مجلس در ادامه علت عدم تمكين موسوي نسبت به نتيجه انتخابات را توهم پيروزي خواند و گفت رقبا بايد ظرفيت برد و باخت در رقابت را داشته باشند.
وي در مورد بازداشت عده اي در جريانات اخير گفت هيچ نظامي اپوزوسيون خارج از نظام را نمي پذيرد. وي با اشاره به بيانيه ها و صحبت هاي تحريك آميز اين افراد از سخنان همسر هاشمي رفسنجاني در روز راي گيري ياد كرد كه به مردم گفته بود به خيابان بريزند و حقشان را بگيرند.
همچنين باهنر در دفاع از عملكرد دولت گفت، ما همه كارهاي احمدي نژاد را تاييد نمي كنيم و به او نمره 20 نمي دهيم اما برآوردهاي ما در مورد دولت نهم مثبت است و در مجموع در ميان دولت هاي پس از انقلاب، به اين دولت رتبه اول را مي دهيم.
باهنر در مورد دلايل رويكرد گسترده مردمي به دولت نهم به مورد جالبي اشاره كرد: در منطقه كهنوج و جيرفت در حدود 150 تا 200 خانوار زندگي مي كنند كه در تاريخ بشريت نتوانسته اند بروند زير سقف زندگي كنند. يعني كپرنشين بودند زمستان و تابستان در كپر زندگي مي كردند كه با مصالح بنايي روي سر آنها نبود، 30 سال هم از انقلاب گذشته و تغييري در شرايط آنها اتفاق نيفتاده بود؛ اما ظرف اين سه سال براي همه آنها خانه ساخته شد به خاطر همين اعلام كردند كه در كهنوج و جيرفت و مناطقي از اين دست آراي احمدي نژاد 90درصد است. من هم با ترس هم باجديت، مي گفتم آن 10درصد چرا به احمدي نژاد راي ندادند.
نايب رئيس مجلس در مورد درخواست غيرقانوني موسوي براي ابطال انتخابات گفت به موسوي گفته است به جاي اين حرف بگوييد از اين پس هر كس راي نياورد رئيس جمهور شود!

 



در بيانيه اي مشترك و در حمايت از بيانات رهبر انقلاب دو تن از مجتهدين استان فارس:
همراهان امام و انقلاب سوابق خود را آلوده به قانون گريزي نكنند

آيت الله دكتر احمد بهشتي نماينده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري و آيت الله محمدباقر نظام رئيس حوزه علميه شهرستان فسا در بيانيه اي مشترك در حمايت از بيانات رهبر انقلاب تاكيد كردند كه تا سايه رفيع ولايت فقيه بر سر اين ملت است اغتشاشگران راه به جايي نخواهند برد.
در اين بيانيه مشترك آمده است: با حمايت از بيانات مقام معظم رهبري به پيروي از آن سلاله پاك زهراي اطهر(س) اظهارات و اقدامات دخالت جويانه بيگانگاني كه چشم طمع به اين مرز و بوم دارند را محكوم مي نماييم و به تمام اغتشاشگران كه چشم اميد به شياطين مكار آن سوي مرز و بوم و ميهن اسلامي دارند اعلام ميداريم كه تا سايه رفيع و پربركت ولايت فقيه و تعاليم روشنگرانه اسلام بر سر اين ملت است آنها راه به جايي نخواهند برد.
اين دو مجتهد شهرستان فسا افزوده اند: به همه علاقه مندان انقلاب و دلبستگان به نظام مقدس اسلامي اين يادگار آن امام سفر كرده خصوصا كساني كه در برهه هايي از انقلاب اسلامي توفيق همراهي با امام و انقلاب داشته اند توصيه مي كنيم سوابق خويش را مشوش و آلوده به قانون گريزي و ايستادگي در مقابل ركن ركين انقلاب اسلامي ننمايند.
عضو مجلس خبرگان رهبري از استان فارس و مدير حوزه علميه شهرستان فسا در بيانيه مشترك خود تاكيد كردند: به همه آحاد ملت با هر انديشه سياسي كه دل در گرو امام، انقلاب و رهبري معظم آن دارند سفارش به همدلي، همراهي و وحدت به يكپارچگي نموده و چهل ميليون شركت كننده در انتخابات را برنده اين ميدان مي دانيم كه امام راحل شركت در آن را از بزرگترين واجبات و ميزان را راي ملت مي دانستند.

 



وقتي پخمه ها تاييديه پختگي صادر مي كنند! (خبر ويژه)

سعيد مدني از عناصر فعال در گروهك هاي ملي- مذهبي و نهضت آزادي كه مدتها مديريت نشريه زنجيره اي ايران فردا را نيز بر عهده داشت، در گفتگو با راديو فرانسه، از موضع اخير هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تمجيد كرد و گفت: هاشمي رفسنجاني در سن 75 سالگي به كمال پختگي سياسي خود رسيده است.
وي هاشمي را روحاني معتدل توصيف كرد و گفت؛ او از پشتيباني روحانيوني برخوردار است كه ترجيح مي دهند روحانيان و نهاد روحانيت از قدرت سياسي فاصله داشته باشند. سفرهاي وي به مشهد و قم نيز در همين راستا بوده است.
طرح اين موضع در حالي است كه چند ماه پيش ابراهيم يزدي رئيس گروهك نهضت آزادي، صراحتاً روحانيت را مانع توسعه در ايران توصيف كرد اما معلوم نيست چرا طيف پخمه و آلت دست آمريكا كه از اصل روحانيت كينه بر دل دارند، همزمان خرق عادت كرده و به ستايش از مواضع كساني چون آقايان هاشمي، خاتمي، كروبي، منتظري و... مي پردازند و به عنوان مثال از كمال پختگي آنها دم مي زنند.

 



85 درصد مردم ادعاي شما را شنيدند اما نپذيرفتند (خبر ويژه)

مغالطه و سفسطه پردازي از سوي اعضاي ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي ادامه دارد. در اين زمينه عليرضا بهشتي ضمن فصل الخطاب عنوان كردن قانون مدعي شد شوراي نگهبان به بي طرفي مصرح در قانون پايبند نبوده و باعث اعتراض اكثريت(؟!) مردم شده است.
به گزارش سايت زنجيره اي «سلام نيوز» وي اضافه كرد: اعتراض معترضين نه تنها غيرقانوني نيست بلكه عين پافشاري بر اجراي قانون است و اين شوراي نگهبان است كه از پايبندي به قانون عدول كرده است.
بازي با كلمات و طرح مغالطاتي از اين دست از چند زاويه قابل تأمل است و در واقع امر، گره از كار فرو بسته افراطيون كه خود اين گره را در كار خويش انداخته اند نمي گشايد. اولا قانون اساسي و قانون انتخابات، بر مرجعيت نظارت شوراي نگهبان در امر انتخابات تاكيد كرده است و ادعاي قانون گرايي در كنار دور زدن يا تقابل با مكانيزم هاي اجرايي كه در همان قانون پيش بيني شده، موضعي فريبكارانه و تهي از محتواست. ثانياً اگر قرار باشد، هركس از راه رسيد يا در رقابت انتخاباتي كم آورد، شروع كند به تخطئه ناظر انتخاباتي، نام اين روند را قانون گرايي نمي توان گذاشت. ثالثاً شما ادعا مي كنيد شوراي نگهبان بي طرف نبوده است. اين ادعا را هم از ماه ها قبل از انتخابات مطرح مي كرديد. اما با وجود اين ادعا در انتخابات شركت جستيد و حتي از ساعات اوليه روز رأي گيري اعضاي ستاد و سايت هاي شما اخباري را منتشر كردند مبني بر اينكه «30 ميليون رأي به نام موسوي در صندوق ها ريخته شده»، «65درصد آراي ريخته شده به نام موسوي است»، «در 21 استان، رأي قطعي براي موسوي است» و... به عبارت ديگر ادعا كرديد براساس آراء ريخته شده در صندوق ها، پيروزي شما قطعي است. حتي خود آقاي عليرضا بهشتي در گفت وگو با ارگان رسمي سازمان سيا (راديو فردا) مدعي شد در شمارش آرا، 11 ميليون رأي آقاي موسوي خوانده نشده و تقلب شده است. بنابراين هرچه هست در همين صندوق ها و آراي ريخته شده است و اگر ادعاي حضرات درست بود، بايد در بازشماري تصادفي 10 درصد آراء نزد هيئت بازشماري، لااقل 1/1ميليون رأي جديد به نام موسوي قرائت مي شد اما در عمل تقلب مدعايي احراز نشد. رابعاً به رغم همين ادعاهاي بي طرفي و اتهام پراكني چندماهه عليه شوراي نگهبان در چند ماه گذشته بود كه 85 درصد ملت به برگزاركنندگان و ناظران انتخابات اعتماد كردند و پاي صندوق ها حاضر شدند تا به ادعاي شما «نه» گفته باشند و اين ادعاي گزاف كه «اكثريت مردم اعتراض دارند» معلوم نيست چگونه مورد كشف و شهود حضرات واقع شده است، مگر اينكه ادعا كنند مشاركت 40 ميليون نفر (85درصدي) در انتخابات و اعتماد به مجاري قانوني هم دروغ است!

 



وزن كشي واقعي آشوبگران در 30 تير انگليسي- آمريكايي! (خبر ويژه)

آخرين فراخوان سازماندهي شده عناصر ضدانقلاب براي ايجاد ناآرامي در تهران با ناكامي و رسوايي مطلق مواجه شد و وزن واقعي جريان به اصطلاح اپوزيسيون را نشان داد.
طي دو هفته گذشته جريان رسانه اي ضد انقلاب (شامل شبكه هاي ماهواره اي، سايت ها و شبكه هاي اينترنتي) در اقدامي هماهنگ دعوت به تجمع و راهپيمايي روز 30 تير در ميدان 7 تير كرده بودند. سي ام تيرماه سال 1331 درحالي كه دكتر مصدق استعفا كرده و خانه نشيني پيشه كرده و عملا ميدان را به دست احمد قوام نخست وزير دست نشانده انگليس و آمريكا سپرده بود، مردم قهرمان ايران به دعوت آيت الله كاشاني به خيابان ها ريختند و پروژه انگليس را ناكام گذاشتند. برخلاف واقعيت ماجراي 30 تير 1331، اكنون جريان ضدانقلاب سرسپرده به آمريكا و انگليس از مردم دعوت كرده بودند تا در پوشش قيام سي تير، عليه جمهوري اسلامي تظاهرات راه بيندازند، اما آنچه رخ داد براي جبهه ضد انقلاب با آن همه تبليغات انجام گرفته رسواكننده و شرم آور بود.
روز سه شنبه سي ام تيرماه در ميدان 7 تير بيش از چند ده نفر جمع نشدند حال آن كه مواقع عادي در اين ميدان به طور طبيعي ازدحام جمعيت است. هرچند خبرگزاري «انگليسي» رويتر با گشاده دستي، حاضران را «چند صد نفر» عنوان كرد اما سايت ضد انقلابي گويانيوز، به نقل از گزارشگر خود (فرهاد-ر) كه سر صحنه حاضر بوده و معمولا در اغتشاشات حضور فعال داشته، گزارش داد «تجمع امروز برخلاف تجمعات و تظاهرات گذشته از استقبال عمومي برخوردار نشد و عده كمي در پي فراخوان سي ام تير در ميدان 7 تير تهران حضور يافتند. با ابتكار جالب مسئولان مترو در ايستگاه 7 تير، تصنيف مرغ سحر با صداي محمد شجريان به صورت مداوم در سالن ايستگاه پخش مي شد».
اما رسواتر از همه، دروغ بافي سايت ضدانقلابي روز آن لاين بود. اين سايت كه توسط حسين باستاني- بولتن نويس مشاركتي و فراري نهاد رياست جمهوري در دوران خاتمي - اداره مي شود، در خبربافي خود مدعي شد «هزاران نفر براي چندمين بار به خيابان آمدند... ده ها هزار نفر ديروز همزمان با قيام سي تير 1331 در ميدان 7 تير تجمع كردند»!! و بامزه تر از همه سايت صداي آمريكا بود كه نوشت: «انتظار مي رفت اين تظاهرات در ميدان آزادي و در سالگرد حمايت از محمد مصدق كه در سال 1953 در كودتايي با پشتيباني سازمان مركزي اطلاعات آمريكا بركنار شد، برپا شود»!
گفته مي شود آن چند نفر حضور به هم رسانده در ميدان 7 تير نيز شماري از پيرپاتال هاي گروهك جبهه ملي بودند كه در ماجراي نهضت ملي شدن نفت نيز به ملت ايران خيانت كرده و جبهه آمريكا و انگليس را تقويت كرده بودند و حالا هم 57 سال بعد، ياد خيانت هاي روزگار جواني و پيشاهنگان جبهه ملي افتاده بودند!
ماجراي ميدان 7 تير (بعد از اتفاقات 18تير) نشان داد كه اغتشاشگران مزدور بيگانه عناصر انگشت شماري بيش نيستند و حساب ملت به تعبير رهبر فرزانه انقلاب مطلقاً از اغتشاشگران جداست.

 



تايمز: اين 4 نفر اميد آمريكا براي تداوم بحران هستند (خبر ويژه)

يك روزنامه انگليسي اصلاح طلبان را مايه اميد آمريكا و اروپا خوانده و تأكيد كرد كه سران آنها تلاش مي كنند خشم را زنده نگه دارند.
روزنامه انگليسي تايمز با اشاره به عملكرد خاتمي، موسوي و كروبي مي نويسد: آنها نحوه مداخله خود را چنان تنظيم مي كنند كه در ميان هواداران، خشم و اميد را توأمان زنده نگه دارند. محمد خاتمي كه به عنوان يك اصلاح طلب سال ها مايه اميد اروپا و آمريكا بود، به خودي خود داراي وزن چنداني نيست اما سخنان وي در ادامه نمازجمعه هاشمي رفسنجاني باور نكردني بود. رفسنجاني هم با ابراز ترديد نسبت به نتايج انتخابات و بحراني توصيف كردن شرايط براي جمهوري اسلامي، عمداً به نتايج انتخابات حمله كرد. او مقطعي را انتخاب كرد كه اعتراضات فروكش كرده بود و به اين ترتيب به از سر گرفتن مخالفت كمك كرد. احتمالا او نيز مانند سه نفر ديگر چنين محاسبه كرده كه رژيم قادر به حمله عليه آنها نيست.
تايمز همچنين با ابراز شگفتي از نقش پيشرو موسوي در مخالفت ها نوشت: موسوي به هيچ شيوه ديگري نمي توانست به عنوان چهره اي در مقابل جمهوري اسلامي توصيف شود. نامزد شكست خورده ديگر كروبي است كه به موسوي در نمازجمعه ملحق شد. هر وقت كه به نظر مي رسد اعتراض در حال فروكش كردن است، يك چهره پيشرو براي ترديد در نتايج انتخابات به سخن درمي آيد.

 



حجاريان: اگر مردم مي دانستند خاتمي وزير هاشمي بوده به او راي نمي دادند (خبر ويژه)

مدعيان امروزي حمايت از هاشمي، قبلاً تصريح مي كردند كه وي حتي يك شاهي به سياست و دموكراسي اعتقاد ندارد. به گزارش «رجانيوز»، سعيد حجاريان در گفت وگو با حسين سليمي در سال 1383كه در كتابي تحت عنوان «كالبد شكافي ذهنيت اصلاح گرايان» به چاپ رسيده، تاكيد مي كند «در سياست بله، در سياست حاجب الدوله كه سهل است، هاشمي يك شاهي به سياست و دموكراسي اعتقاد ندارد.»
وي با بيان اينكه هاشمي دنبال توسعه اقتصادي بود اما ذهنيت ما را چندان نمي پسنديد و پروژه ما درباره توسعه سياسي را رها كرد، گفته بود:«ما بخش سياسي توسعه سياسي را كاملاً انجام داده بوديم. پروژه توسعه سياسي ما حداقل اتودش كاملاً مشخص بود كه چه مي خواهيم. پروژه ما در 4 سال اول رياست جمهوري آقاي هاشمي در مركز تحقيقات استراتژيك معلوم شده بود، بعد در دوره آقاي روحاني پروژه ما با رفتن آقاي موسوي خوئيني ها متوقف شد. در راه نوسازي بومي معلوم بود كه چه مي خواهيم. همه چيز تعريف شده بود.»
وي با اشاره به ماجراي دوم خرداد 76 و راي نياوردن آقاي ناطق نوري مي گويد: جريان هاشمي يك تداركاتچي يا حاجب الدوله مي خواست. من گفتم حاجب الدوله كه برايش صندوق راي نمي گذارند، خودتان يك نفر را بگذاريد. مردم رئيس جمهور مي خواستند.
وي مي افزايد: «خاتمي كه شناخته شده نبود. شما فيلم انتخاباتي خاتمي و ناطق را آناليز كنيد. ببينيد چه چيزي باعث جذابيت آقاي خاتمي شد؟ اول كار آقاي خاتمي آمد و گفت من مشاور هاشمي بودم، من وزير هاشمي بودم و... من مخالفت كردم، گفتم اين حرف ها بد است مردم به تو راي نمي دهند.»

 



كميته جنگ رواني بي بي سي2 را راه اندازي مي كند؟! (خبر ويژه)

برخي منابع خبري از فعاليت رئيس «كميته رسانه ستاد موسوي» در انگليس براي راه اندازي شبكه ماهواره اي خبر مي دهند. براساس اين گزارش، فرد ياد شده كه در چند ماهه قبل از انتخابات تحت عنوان مرخصي تحصيلي به تهران آمده بود، پس از ناكامي موسوي در انتخابات به انگلستان بازگشت. از وي به عنوان عضو حلقه اي كه نقش اصلي در تحريك موسوي به قانون شكني و القاي تقلب داشتند ياد مي شود. گفته مي شود رئيس كميته رسانه موسوي كه ماهانه 1500 پوند حقوق از جهاد دانشگاهي مي گيرد در انگليس تماس هايي را با عناصر بدنامي چون محسن مخملباف (عضو ستاد موسوي) و محسن سازگارا در جهت راه اندازي شبكه ماهواره اي مذكور برقرار كرده است. نامبرده پس از حوادث انتخاباتي ممنوع الخروج شده بود اما با پا در مياني يكي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس اجازه خروج از كشور را دريافت كرد.
زمزمه راه اندازي شبكه ماهواره اي در انگليس از سوي مدعيان حمايت از موسوي درحالي است كه اين طيف طي 5-4 ماه اخير از سرويس كامل شبكه رسمي دولت انگليس (بي بي سي) برخوردار شده و خود نيز كمال همكاري را با مديران شبكه بي بي سي در جنگ رواني عليه ملت ايران داشته اند و با وجود اين هماهنگي كامل ميان بي بي سي و ستاد موسوي، به نظر مي رسد تاسيس شبكه اي ديگر صرفاً دوباره كاري و هزينه زيادي باشد!
از كميته رسانه اي در ستاد انتخاباتي موسوي به عنوان ستاد جنگ و عمليات رواني ياد مي شد به ويژه اين كه جهت گيري اين ستاد مبتني بر تهيه و توزيع شايعات، ايجاد التهاب در فضاي افكارعمومي، و القاي عدم سلامت انتخابات تعريف شده و موازي با پروژه هاي ضدانتخاباتي و ضدانقلابي بيگانگان تعريف شده بود.
گفتني است ايوان لوئيس معاون وزارت خارجه انگليس پريروز ضمن حمايت از آشوبگران، نسبت به برخورد خشن با معترضان! ابراز نگراني كرد. وي در پاسخ به سؤال يكي از نمايندگان مجلس عوام درباره حوادث اخير ايران گفت: وزير خارجه انگليس با همتاي آمريكايي خود پس از انتخابات رياست جمهوري ايران صحبت كرده و هر دو كشور نگراني هاي مشتركي درباره برخورد خشن با مخالفان دارند.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14