(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه اول مرداد  1388- شماره 19417
 

تحليلي برخطبه هاي نماز جمعه تهران تاخير فاز «مرد بحران ها»
17 پرسش از هاشمي رفسنجاني
ترديد، سكوت و حمايت
نوشداروي خراب! آن هم بعد از مرگ «سهراب»



تحليلي برخطبه هاي نماز جمعه تهران تاخير فاز «مرد بحران ها»

مهدي سعيدي
وقتي كه امام جمعه تهران به خاطر برخي ملاحظات شخصي از حضور در نماز جمعه تهران پرهيز كرد، خط تبليغي جديدي توسط رسانه هاي جريان تفرقه افكن مبني بر چرايي عدم حضور هاشمي در نمازجمعه تهران مطرح شد سرانجام بعداز دو سه هفته بحث پيرامون حضور يا عدم حضور وي در نمازجمعه، اوايل هفته گذشته مشخص شد كه خطيب نمازجمعه اين هفته تهران آقاي هاشمي خواهد بود.
ابعاد و زواياي مختلف اين نماز جمعه منحصر بفرد را در قالب دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف- نكات قابل توجه درباره نماز جمعه مذكور
1- فصل الخطاب براي ملت،
سخنان رهبري است
اعلام برگزاري نمازجمعه به امامت آقاي هاشمي سناريوي جديدي را در دستور كار جريان تفرفه افكن قرارداد تا با بزرگ نمايي اين نمازجمعه، سخنان خطيب آن را به نوعي فصل الخطاب حوادث و اغتشاشات اخير قرار دهند. اعلام حضور سران اغتشاشات اخير در نمازجمعه تهران از جمله موسوي و كروبي و در كنار آنها برخي هواداران ايشان چون عبدالله نوري هادي غفاري، مجيد انصاري، حسن روحاني، محمد هاشمي در نمازجمعه اين هفته همگي نشان از تلاش براي آوردن هواداران به نماز جمعه بود.
اين درحالي بود كه برخي از اين چهره هاي كوچك و بزرگ شناخته شده سياسي، مدتهاي مديدي است كه با نمازجمعه قهر كرده و دراين عمل سياسي- عبادي شركت نكرده اند. عدم شركت اغلب اين آقايون در بزرگترين نمازجمعه تاريخ ايران اسلامي كه در روز بيست و نهم خرداد امسال و به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي برگزار گرديد و به نوعي بيعت ملت ايران و مردم تهران با انقلاب و جايگاه ولايت بود، نمونه اي از اين قهر طولاني است. عدم حضور اين افراد مدعي خط امام در آن نمازجمعه تاريخي كه بخش عمده خطبه هاي مهم آن در تبيين حوادث اخير بعداز انتخابات بود و اتفاقا طرف صحبت امام جمعه نيز با اين جريانات و شخصيت هاي سياسي بود، از چشم دلسوزان انقلاب و مردم آگاه حاضر در صحنه دور نماند و به عنوان يك گناه جبران ناپذير در پرونده اين افراد ثبت گرديد.
اما اينكه چطور قائدين و غائبين در صحنه نمازجمعه تاريخي و سرنوشت ساز ملت، اين بار اينگونه به ميدان نماز جمعه آمده و ديگران را نيز ترغيب به شنيدن سخنان خطيب جمعه نمودند را بايد در غالب توطئه تفرقه افكنانه ديگري تحليل نمود.
دراين باب تنها به ذكر اين نكته اكتفا مي كنيم كه آقايان فراموش نكنند از نگاه ملت ايران آنچه فصل الخطاب تمامي مناقشات است، عباراتي است كه از زبان مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي جاري مي شود و ديگر بلندگوها تا آنجا نزد ملت حجيت و اعتبار دارند كه در ذيل گفتمان رهبري انقلاب ارائه گردد وگرنه پشيزي براي ملت ارزشمند نخواهد بود.
تلاش براي قد علم كردن بيرق هايي ديگر در برابر رهبري انقلاب، تلاش نفاق گونه اي است كه تشت رسوايي آن مدتهاست بر زمين خورده است، چرا كه تلاش هاي صورت گرفته توسط خط نفاق دراين زمينه، در طول سه دهه از عمر با بركت انقلاب اسلامي، همواره به شكست انجاميده و مروري بر نمونه هاي تاريخي پيشين مي تواند درس عبرتي براي اين جريان منافق صفت باشد.
نمونه اي از اين كلام نفاق گونه را مي توان در نوشتار صادق زيبا كلام كه از شيفتگان منسوب به هاشمي است دنبال نمود. وي در بخشي از يادداشت خود كه در روزنامه اعتماد ملي (27/4/87) منتشر گرديد درباره جايگاه هاشمي چنين دچار توهم و غلو شده است: «اينكه او در آن خطبه ها چه بگويد و چگونه نظام را از بحراني كه بيش از يك ماه است در آن گرفتار آمده هدايت كند مساله اي بود كه ميليون ها نفر بي صبرانه در انتظار شنيدنش بودند.»!
اين در حالي است كه راه حل اين فتنه ايجاد شده، خيلي پيش از اين توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح گرديده و آن تسليم شدن به راهكار قانوني كه همان تاكيد بر جايگاه نظارتي شوراي نگهبان است مي باشد. و اين همان چيزي است كه عملا هم مبناي عمل قرار گرفت و انتخابات دهم رياست جمهوري به تأييد شوراي نگهبان رسيد.
2- تحقق عيني فرضيه احمدي نژاد
قريب به 50 روز پيش آنگاه كه احمدي نژاد درمناظره تاريخي اش با مهندس موسوي اعلام نمود، آنكه در اصل رقيب وي درانتخابات بوده نه موسوي است ونه كروبي بلكه اين هاشمي رفسنجاني است كه به صحنه آمده و هدايتگر جريان رقيب است، و قصد دارد تا سياست «عبور از احمدي نژاد» را محقق سازد، بسياري مبهوت اين جسارت و ادعا شدند! آنروز و روزهاي بعد موسوي و كروبي تلاش نمودند تا اين فرضيه و ادعاي احمدي نژاد را به شدت نفي كنند و آن را حربه اي براي جنگ رواني ايجاد شده توسط احمدي نژاد معرفي نمايند. اما اثبات اين ادعا خيلي هم براي توده هاي ملت نيازمند دليل و قرينه نبود و اكثريت ملت به اين حقيقت پي برده و انتخاب خود را در فضاي دو قطبي احمدي نژاد- هاشمي نمودند. بدون شك نقش سخنان دكتر احمدي نژاد در مناظره با موسوي در جلب آراء قريب به 25 ميليوني وي در انتخابات دهم را نمي توان كتمان نمود و اين افشاگري بود كه جريان مقابل را به شدت برآشفت و كينه دكتر را در دل آنها پررنگ نمود!
گذر زمان از 13خرداد تا 26تيرماه به خوبي در مسير اثبات اين فرضيه به چرخش درآمد و نماز جمعه ديگر نماد اثبات قطعي اين ادعا بود آنگاه كه موسوي و كروبي به هاشمي اقتدا كردند.
3- نماز جمعه اولي ها!
حضور جمعي از هواداران كانديداي سبزپوش با چهره هاي عجيب و غريب كه به سيماي نمازگزاران جمعه شباهتي نداشتند، حكايت از اين داشت كه اينها اصلا نماز جمعه خواندن نمي دانند و اغلب آنها براي اولين بار است كه به نماز آمده اند و برخي از آنها با اهداف ديگري در اين صحنه حاضر شده اند.
اين جمعيت چندهزار نفره كه براساس اخبار موثق و گزارش هاي مستند شماري از آنان از نقاط مختلف استان تهران و برخي از استان هاي همجوار به تهران آورده شده بودند، تنها منتظر بودند تا آقاي هاشمي سخني به نفع ايشان ابراز كند تا آنها با كف و هورا شعار «هاشمي، هاشمي حمايتت مي كنيم» سردهند و اين در حالي بود كه اغلب نمازگزاران بدون همراهي با آنها صبورانه اين اقدامات و بي نظمي ها را تا پايان مراسم تحمل نمودند.
اغلب آنها نيز نماز نخوانده اطراف دانشگاه تهران را ترك كردند و برخي نيز در صحنه هايي نادر با كفش و پيشاني بند، سر به مهر گذاشتند!؟ اين در حالي بود كه هفته گذشته برخي از سايتها و وبلاگهاي هوادار سبزپوشان، آموزش خواندن نماز جمعه را به اين هواداران بي نماز!؟ آموخته بودند.
4- سردادن شعار مرگ بر روسيه، توسط هواداران آمريكا
يكي از حوادث قابل تأمل و جالب توجه در حاشيه نمازجمعه اين هفته تهران، سردادن شعار «مرگ بر روسيه» بود كه توسط برخي از هواداران يكي از نامزدهاي شكست خورده در انتخابات 22خرداد سرداده شد و بسياري از نمازگزاران را متعجب ساخت. اين شعار توسط حاميان كانديدايي مطرح شد كه مدعي پيروي از خط امام است، ولي هواداران وي در اين ايام حتي يك بار هم حاضر به سردادن «شعار مرگ بر آمريكا» نشده اند.
اين شعار كه ظاهرا به دليل اعتراض به حمايت و تبريك رئيس جمهور روسيه به آقاي دكتر احمدي نژاد پس از انتخاب مجدد ايشان به عنوان رئيس جمهور نظام اسلامي سرداده شد، يادآور حوادثي مشابه در ماههاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي است. در آن روزگار شعار «مرگ بر آمريكا» نماد نفرت و كينه ملت از سالها اقدامات متجاوزانه آمريكا عليه انقلاب اسلامي بود، حضرت امام(ره) نيز آمريكا را «شيطان بزرگ» ناميد و از شعارهاي ملت عليه استكبار جهاني و در رأس آن آمريكاي جنايتكار حمايت نمود.
اما در اين ميان برخي جريانهاي حامي آمريكا و آنهايي كه آمال و آرزوهاي خود را در وابستگي به آمريكا جستجو مي كردند و برخي از آنها حتي تابعيت دوگانه آمريكايي- ايراني داشتند، از اين شعارها به خشم آمده و توده هاي ملت انقلابي را به وابستگي به شوروي متهم مي ساختند! در همان ايام مهندس بازرگان پا را فراتر نهاد و در سخنراني اش در زنجان اعلام داشت: «اگر آمريكا شيطان كبير است، شوروي شيطان اكبر است.»!؟
امروز نيز به نظر مي رسد كه اين جريان تفرقه افكن به پيشينيان خويش اقتدا كرده و بر همان مسير انحرافي حركت مي كند كه دشمن اصلي انقلاب و ملت را نمي بيند، وليكن با فرافكني ديگران را مورد هدف قرار مي دهد.
ب- نكات قابل توجه درباره سخنان خطيب نماز جمعه
فارغ از مسايل مطرح درباره برگزاري نماز جمعه، خطبه هاي ايراد شده توسط آقاي هاشمي رفسنجاني نيز داراي نكات قابل تأملي است كه بايد بدان توجه نمود.
1- سخن حكيمانه آن است كه دقيق و
«به موقع» زده شود!
يكي از مهمترين فرازهاي كلام آقاي هاشمي در خطبه هاي نمازجمعه تأكيد بر قانون بود. وي چنين گفت: «همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم. اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم. بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم. اگر كساني با بعضي از قوانين دل خوشي ندارند بايد سعي كنند اين قوانين اصلاح شود و هر وقت لازم است اين اشكالات روزي حل شود، اما چارچوبمان را قانون قرار دهيم.»
طرح اين حرف صحيح توسط آقاي هاشمي براي قانون ستيزان حامي وي مي تواند قابل توجه و دقت باشد، اما نكته اصلي در اين زمينه اين است كه سخن حكيمانه آن است كه «دقيق» و «به موقع» زده شود! تأكيد بر حقيقتي به اين آشكاري زماني مي توانست مفيد باشد كه سردمداران خط نفاق (كه اتفاقا خود را نزديك به آقاي هاشمي مي دانند) با صدور دستور بي قانوني و اغتشاش براي روزهاي متمادي پايتخت را به آشوب كشيدند!
سخنان آقاي هاشمي در زماني كه منسوبين به ايشان در سخنراني ها، مصاحبه ها، بيانيه ها و برگزاري تجمعات خلاف قانون بر «تمرد از قانون» اصرار مي ورزيدند، مي توانست مفيد باشد نه حالا! و براستي سكوت ايشان در اين ايام چگونه قابل توجيه است؟ آيا به راستي صرف تأكيد بر قانون آن هم بعد از گذشت قريب به 40 روز از حوادث تلخ اين روزها مي تواند توجيه گر رفتار سياسي آقاي هاشمي باشد!؟
ملت حزب الله انتظار داشت تا آقاي هاشمي در همان روزهاي ابتدايي كه «اردوكشي هاي غيرقانوني خياباني» كه توسط منسوبين ايشان هدايت مي شد و پايتخت را به آشوب كشانده بود وارد صحنه شده و همه را به رعايت قانون دعوت نمايد و يا حداقل در «بيعت با رهبري»، فرداي نمازجمعه تاريخي ايشان در 29 خردادماه، چنين سخناني را بر زبان مي آورد، ولي افسوس كه در آن روزهاي تلخ ما شاهد «سكوت تلخ تر» ايشان بوديم و حالا كه وارد اين صحنه شده بايد به ايشان گفت: «دير آمدي اي نگار سرمست!»
2- قانون گريزان چه كساني هستند؟
امروز مشخص گرديده كه بخشي از اقدامات غيرقانوني توسط خانواده آقاي هاشمي از جمله مهدي هاشمي، فائزه هاشمي و ديگر نزديكان ايشان صورت پذيرفته است. براستي زماني كه همسر ايشان در روز انتخابات با وقاحت تمام ابراز مي دارد: «اگر تقلب نشود، موسوي رئيس جمهور مي شود، ولي خدا نكند تقلب كنند كه اگر اينگونه شود، مردم به خيابان ها مي آيند و اعتراض مي كنند!»1 آيا نوعي دعوت به بي قانوني و اغتشاش نيست!؟
حضور فائزه در ميتينگ هاي غيرقانوني و دستگيري وي در حين اغتشاشات توسط دستگاه هاي امنيتي، انسجام دادن اراذل و اوباش و تشكيل تيم هاي ويژه اغتشاش توسط مهدي هاشمي چگونه با شعار قانون گرايي قابل جمع است؟!
آقاي هاشمي به راستي چه كساني را دعوت به قانون گرايي نموده است! آيا ايشان واقعا و به طور جد به رعايت قانون اعتقاد دارد!؟ آقاي هاشمي بايد بپذيرد كه حتي در مورد بديهي ترين سخن ايشان نيز ملت مسلمان و انقلابي دچار ترديد شده اند!
البته ملت فراموش نكرده است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي تلاش نمودند تا در سخنان خويش در نمازجمعه تهران وضعيت آقاي هاشمي را از فرزندان ايشان جدا نمايند، اما متأسفانه اقدام عملي و كلام روشنگرانه اي از جانب خود ايشان در اين زمينه تا به حال صورت نگرفته است و بلعكس در اغلب موارد حمايت هاي همه جانبه ايشان از منسوبين به وي را شاهد بوده ايم.
3- چه كساني ترديد افكندند!
نكته ديگر، برجسته ساختن مسئله «ترديد» در انتخابات است كه متأسفانه توسط آقاي هاشمي نيز در خطبه هاي نمازجمعه مطرح گرديد. اين همسويي با تفرقه افكنان بعد از انتخابات درحالي صورت مي گيرد كه امروز مشخص شده كه ادعا درباره «تقلب در انتخابات» و زيرسؤال بردن دستگاه ها و نهادهاي قانوني برگزاركننده انتخابات، جزئي از سناريوي براندازي نرم طراحي شده توسط «اتاق جنگ رواني» ستاد موسوي براي به «قدرت رسيدن غيرقانوني» اين جريان بوده است. تشكيل كميته غيرقانوني «صيانت از آراء»، ادعاي ضرورت حضور مجامع بين المللي براي نظارت بر انتخابات در ايران، متهم ساختن احمدي نژادي به دروغ گويي و ارائه آمار «تقلبي» و غلط و دستكاري آمار!، نمونه اقداماتي در سناريو جنگ رواني خط نفاق بود كه به قصد ترديد در افكار عمومي جامعه در صورت شكست در انتخابات 22 خرداد طراحي شده بود. اينكه چطور آقاي هاشمي كه خود سال هاي سال در بطن فرآيند قانوني انتخابات در كشور بوده و بهتر از هركس مي داند كه امكان تقلب 11 ميليوني در انتخابات ايران از محالات مي باشد، متأثر از اين جنگ رواني شده و «دچار ترديد»! گشته اند!؟، سؤال مهمي است كه خطيب نمازجمعه بايد خود پاسخ گوي آن باشد؟!
اينكه امروز «ترديدافكنان» در انتخابات مدعي رفع ابهام شده اند نيز از عجايب روزگار ماست! در اين باره سخن را با نقل قولي از آيت الله يزدي- رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نايب رئيس مجلس خبرگان- به اتمام مي رسانيم. ايشان در بررسي ادعاي آقاي هاشمي فرمودند: «اما ايشان اشاره كردند كه در اين انتخابات بذر ترديد افشانده شد، من از ايشان سؤال مي كنم كه نخستين كسي كه بذر ترديد در جامعه پاشيد، چه كسي بود؟... قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و در آن نامه اشاره كرده بود كه در خيابان ها آتش فتنه برپا شده و چنين و چنان خواهد شد؟ آيا اين بذر ترديد نبود كه در زمينه انتخابات افشانده شد؟ آيا خود هاشمي رفسنجاني با نامه بدون سلام خود بذر ترديد را نيفشانده است!؟»]2[
4- چرا از اغتشاشگران ابراز انزجار نمي كنيد!
نكته قابل تأمل ديگر در سخنان هاشمي عدم محكوميت اغتشاشات اخير بود. درحالي كه اغتشاشگران يك ماه است كه امنيت را از مردم كوچه و بازار سلب نموده اند، هيچ كلام قابل توجهي در نفي و طرد اين حركات غيرقانوني صادر نشد. هاشمي گويا تلاش داشت تا از جبهه فتنه انگيزان دلي را نرنجاند و خاطري را آزرده نسازد!
اين ماجرا آنقدر برجسته مي نمود كه رسانه هاي بيگانه نيز به آن توجه كرده و چنين نوشتند: «هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تهران هيچ سخني كه مانع از تجمع هواداران موسوي و اقدامات آنها شود بر زبان نياورد... او مي خواهد همچنان از هر فرصتي كه پيدا مي كند براي به چالش كشيدن نتايج انتخابات استفاده كند. ]3[
سكوت معنادار خطيب جمعه در قبال اين ماجرا نياز به بررسي دقيقتري دارد، اما بنظر مي رسد دلائل مذكور در بندهاي پيشين و اينكه برخي از نزديكان ايشان در پشت پرده اين اغتشاشات نقش كليدي داشته اند، شايد يكي از دلائل احتمالي اين سكوت باشد.
5- تأخير فاز «مرد بحران ها»! نسبت
به مردم و رهبري
يكي ديگر از فرازهاي سخنان خطيب جمعه تهران بحراني نشان دادن اوضاع و تلاش براي ارائه راهكارهايي جهت خروج از اين بحران است. ملت فراموش نكرده اند كه درحالي كه در آستانه انتخابات، جامعه نيازمند حفظ آرامش بود، ايشان 2روز مانده به انتخابات وضعيت كشور را بحراني ترسيم كرده و طي نامه اي سرگشاده به رهبري انقلاب، بيشتر بر اختلافات و تشنجات افزودند.
امروز بسياري از شيفتگان و ارادتمندان به ايشان تلاش دارند تا وي را «مرد بحران ها» ]4[ معرفي نمايند، اما هيچگاه حاضر نشده اند كه به اين سؤال اساسي در رفتار آقاي هاشمي پاسخ دهند كه چرا اين «مرد بحرانها» اينقدر «تأخير فاز» نسبت به رهبري انقلاب و مردم دارد؟! چرا همواره بعد از اينكه آشوبها و بحرانهاي سياسي فروكش مي كند و با تدبير رهبري و اقدام انقلابي ملت حزب الله فيصله مي يابد، ايشان در صحنه حاضر شده و مدعي حل بحران مي گردد!؟ حال كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بار ديگر از اعتبار خويش مايه گذاشته و با رهنمودهاي حكيمانه خويش فتنه آشوبگران و تفرقه افكنان را به پشتوانه نيروهاي انقلاب مهار ساخته است و انتخابات با تأ ييد شوراي نگهبان اعتبار قانوني نيز يافته است، جايي براي ورود «مرد بحرانها!» باقي نمانده است.
بنظر مي رسد كه وي همواره در بحران ها بيرون گود مي ايستد تا نظاره گر پيروزي يكي از طرفين باشد و آنگاه وارد ميدان شده و مواضعي ملايم و همسو با طرف پيروز را به خود مي گيرد تا هميشه خودرا به عنوان مرد پيروز معرفي نمايد!
نمونه اين رفتار «مرد بحرانها» را مي توان در غائله 18تير 1378 و فتنه منتظري نيز مشاهده نمود، آنگاه كه وي در حين فتنه از هرگونه اظهارنظري طفره رفته و آنگاه كه چشم فتنه با بصيرت و شجاعت بسيج و بسيجيان كور گرديد، به صحنه آمده و اعلام موضع نمود!
دردمندانه و سوگوارانه بايد گفت كه «مرد بحران» زمان امام، قريب به بيست سال است كه از مردم با بصيرت انقلاب اسلامي نيز عقب مانده و به «مرد عافيت» مبدل گرديده است و متأسفانه بايد گفت به طور كلي «مردان زمان بحران» در انقلاب اسلامي، مدتهاست كه به جاي پيشگامي و سپر قرار دادن جان و آبروي خويش براي دفاع از انقلاب و رهبري معظم انقلاب، ايشان را پيشگام و سپر خويش قرار داده اند!؟ و معظم له يك تنه تمامي بحران هاي دو دهه اخير را مديريت كرده اند.
6- بهتر نيست با تمسك به قانون با اغتشاشگران برخورد شود!؟
فراز قابل تأمل ديگر سخنان هاشمي كه براي خوشامد گويي فتنه گران سبزپوش سروده شد، عبارات ايشان در چگونگي برخورد با اغتشاش گران دستگير شده به عنوان يكي از راه هاي فيصله دادن به بحران! بود.
ايشان به درستي مشخص نكردند كه منظور از دستگير شدگان «عاملان» بوده يا «آمران»! و ايشان بيشتر دغدغه كدام يك از آنها را دارند؟ «عاملان» كه اغلب فريب خوردگاني هستند كه به ديناري خريده شده و در خدمت آمراني قرار گرفته اند كه اهداف بالاتري را از آتش سوزي و سنگ پراكني دنبال كرده اند،اغلب با گرفتن تعهد واظهار ندامت درحال آزادي مي باشند، اما «آمران» كه اغلب از افراد وابسته و فعالان سياسي فتنه گري هستند كه آگاهانه درتلاش براي تحقق سناريوي براندازي نرم بوده و بخش عمده آنها به نقش خود دراين اقدام اعتراف نموده اند، منطقا و قانونا وضعيت ديگري خواهند داشت.
براستي جواب خون پاك 9شهيد بسيجي و شهداي نيروي انتظامي و دهها مجروح و زخمي و ميلياردها ريال خسارت و زير سوال بردن آبرو و حيثيت نظام اسلامي كه به بهاي خون صدها هزار شهيد بدست آمده است را چه كسي خواهد داد!! آيا به سادگي مي توان از اين همه هزينه وارده به انقلاب و كشور به سادگي گذشت وحكم به تبرئه آمران اين حوادث داد؟
بي شك كسي كه ديگران را دعوت به رعايت قانون مي كند، بهتر از ديگران مي داند كه قانون در اين زمينه قوه قضائيه را متولي رسيدگي دانسته و آن قوه نيز مبتني بر قوانين قضايي و متناسب با جرم اثبات شده، بايد با متخلفين و مجرمين برخورد نمايد و بي شك «بخشودگي فله اي پيشنهادي»، حركت در مسير قانون نخواهد بود.
پايان سخن
نماز جمعه دانشگاه تهران درحالي اقامه گرديد كه نمازگران ثابت قدم آن كه با حضور مستمر خود در اين سه دهه حافظ شكوه و جلال اين عمل سياسي - عبادي بوده اند، براي اولين بار نمازي خواندند كه اغلب به خطبه هاي خطيب اعتقادي نداشته و بخش عمده اي از سخنان او را نپذيرفتند. نمي دانيم آيا آنها نماز خود را دوباره اعاده كردند يا خير، ولي مي توان، اين نماز جمعه تلخ! را يكي از مقبول ترين نماز جمعه هاي اين مومنين دانست، چرا كه تنها و تنها با هدف و نيت «ايجاد وحدت» و «مقابله با خط نفاق» در نظام اسلامي اقامه گرديد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- «موسوي رئيس جمهور نشود، يعني تقلب شده و مردم به خيابان مي آيند.» سايت رجانيوز، 22/3/.88
2- خبرگزاري فارس، 27/4/88،27/4/88، شماره خبر: .8804270846
3- سرمقاله روزنامه كيهان،
4- سرمقاله روزنامه جمهوري، 27/4/.88

 



17 پرسش از هاشمي رفسنجاني

اين كه آقاي هاشمي نگران وحدت جامعه باشد و توصيه كند كه همه افراد سياسي و نهادهاي مدني براي وحدت تلاش كنند بسيار پسنديده است، اما در مورد عوامل تحقق وحدت در جامعه ما و عواملي كه اين وحدت را مورد خطر قرار مي دهد، مسائلي مطرح است كه بدون توجه به آنها محتواي اين توصيه را مخدوش مي كند و هدف گوينده را خيلي روشن نمي كند. تا شنوندگان و مخاطبان سخنان ايشان متوجه شوند كه آقاي هاشمي بر چه مبنايي به دنبال تحقق اين خواسته برحق است. به همين دليل موضع گيري هاي ايشان در طول چهار هفته و قبل از آن و مجموع صحبت هايي كه روز جمعه داشتند سوالات و ابهاماتي ايجاد مي كند كه لازم است در افكار عمومي به آن پاسخ داده شود:
1- اگر ايشان و دوستانشان مساله اعتماد به قانون و فعاليت هاي سياسي در چارچوب قانون را قبول دارند، چرا به بيانات 29خرداد مقام معظم رهبري اعتنا نكردند و مجموعه منتسب به ايشان به قانون شكني و ساختارشكني اقدام كردند؟ مگر نه اين كه اين مساله به خصوص در اتفاقات روز شنبه 30 خردادماه نمود بسيار بارزي داشت؟
2-بنده به همراه هيئت منتخب مجلس براي پيگيري حوادث بعد از انتخابات، چهارشنبه 27خرداد خدمت ايشان رسيديم، ايشان در آن نشست فرمودند كه «آقاي موسوي به فراتر از ابطال انتخابات فكر مي كند». آيا در مقابل اين خواسته موسوي اقدامي انجام داده اند كه ايشان را به تمكين به قانون و ساختارهاي قانوني نظام متقاعد كنند؟
3-اين كه بعد از يك ماه از گذشت انتخابات و آشكار شدن نشانه هاي انقلاب مخملي و فرو نشاندن التهابات و دستگيري بخشي از سران آشوب و اغتشاش، ايشان دعوت به پيگيري مطالبات در مسير قانون مي كنند، هر چند ديرهنگام اما پذيرفتني است، اما اين سوال همچنان باقي است كه آنهايي كه قانون شكني و آشوب هاي خياباني را ايجاد كردند و از طريق شبكه هاي هرمي فراخواني اغتشاش مي كردند، به نظر ايشان بايد محاكمه و مجازات بشوند يا نه؟
4-اين كه مسئولين دغدغه آزادي افرادي را داشته باشند كه ممكن است به خطا دستگير شده باشند و يا جرم هاي سبكي داشته باشند، امر پسنديده اي است؛ اما اگر برادر همسر يكي از سردمداران جريان آشوب، مديريت بخشي از اغتشاشات را برعهده داشت و از 10 سال پيش با خانمي كه سابقه نفاق داشته در خانه تيمي دستگير شده و اعتراف كرده است كه توسط او بخشي از آشوب ها مديريت شده و سفرهاي متعدد در سال هاي اخير به آمريكا داشته وحتي براي سهولت در رفت و آمد گرين كارت دريافت كرده، بايد آزاد شود؟
5- اگر افرادي از دانشگاه آزاد اسلامي مبالغ كلاني از منابع دانشگاه در اين انتخابات خرج يك كانديداي خاص كرده باشند، نبايد محاكمه شوند؟
6-اگر منسوبين به شخصيت هاي عالي رتبه نظام، از طريق مراوده با افرادي در عربستان، بخشي از منابع مالي ستادهاي انتخاباتي و هزينه هاي سازماندهي «سازمان راي» و پس از آن «سازمان آشوب» را تامين مي كردند، نبايد مورد سوال و محاكمه قرار بگيرند؟
7- در نشست دومي كه به همراه هيئت منتخب مجلس خدمت ايشان بوديم، نقل شد كه خانم فائزه هاشمي در مصاحبه اي در روز راهپيمايي دوشنبه 25خرداد در مسير خيابان آزادي تهران، حرف هاي ساختارشكنانه اي زده اند كه ايشان با تكذيب اين مساله سي دي اين صحبت هاي 11دقيقه اي را تقاضا كردند كه براي ايشان ارسال شد، ولي تا امروز هيچ واكنشي از ايشان مشاهده نشده است. آيا صلاح مي دانند كه آن صحبت ها در اختيار افكار عمومي قرار گيرد؟
8-آقاي هاشمي بايد به اين سوال پاسخ بدهند كه آيا آنهايي كه حمله به پايگاه بسيج بزرگراه محمدعلي جناح را به قصد تصاحب ده ها قبضه اسلحه سبك طراحي كردند، بايد آزاد شوند؟
9-آيا سردمداران آشوب كه خود به آموزش ديدن در امارات براي انجام كودتاي مخملي و حضور در نشست هاي دختر آقاي ديك چني اعتراف كرده اند، بايد آزاد شوند؟
10-آيا آمرين و عاملين طراحي درگيري هاي خياباني كه از طريق شبكه هاي رسانه اي بيگانه مديريت شده و سازماندهي آنها انجام مي گرفت، نبايد محاكمه شوند؟
11-آيا اجاره «شبكه ماهواره اي رنگارنگ» كه سابقه طولاني فعاليت عليه نظام اسلامي و مسئولان عالي نظام دارد، توسط ستاد يكي از نامزدها از نظر آقاي هاشمي جرم تلقي نمي شود؟ تشكيل ستاد جنگ رواني و تهيه برنامه براي بي بي سي و صداي آمريكا توسط ستاد يكي از نامزدها اقدام عليه امنيت ملي نيست؟
12- آيا نبايد مردم از كم و كيف فرآيند اتفاقاتي كه افتاده است مطلع شوند؟ آقاي موسوي در مصاحبه با تايمز لندن گفته بودند: «براي ما پيروزي يا شكست در انتخابات موضوعيت ندارد و ما براي تغيير آمده ايم كه بخشي از اين تغيير قبل از انتخابات آغاز شده و بعد از انتخابات ادامه خواهد داشت.» آيا نبايد مردم ارتباط اين آشوب ها با اين اظهارنظرهاي «استراتژيك» را بدانند؟
13-اگر جناح رقيب آقاي هاشمي، بيانيه هايي شبيه بيانيه هاي 9گانه آقاي موسوي و بيانيه مجمع روحانيون مبارز صادر مي كرد، ايشان باز هم سكوت مي كردند و غمض عين مي فرمودند؟
14- آقاي هاشمي در خطبه هاي نمازجمعه مشابه نامه سه شنبه قبل از انتخابات خود خطاب به رهبري، شرايط كشور را بحراني تصوير مي كنند. به نظر ايشان نبايد ريشه هاي بحران و بحران آفرينان شناسايي و محاكمه شوند؟
15- آقاي هاشمي به عنوان يكي از چهره هاي شاخص نظام اسلامي كه به گفته خود سابقه 60 ساله حضور در نهضت امام خميني(ره) را يدك مي كشند، چه كمكي به نهادهاي حكومتي براي شناسايي و محاكمه طراحان اين بحران كردند؟
16- ايشان در خطبه هاي نمازجمعه اشاره به حديث پيامبر و رفتار حضرت امير(ع) مي كنند و مي گويند امام علي(ع) براي وحدت از حق خود مي گذرد و از حكومت صرف نظر مي كند. اين حكمت تاريخي را توصيه اي به خود و يا دوستان خود مي دانند يا آن را براي رقباي سياسي خود طرح مي كنند و يا اين كه براي نقاط ديگري در نظام مطرح مي سازند؟
17- بد نيست بار ديگر آقاي هاشمي مجموعه خطبه هاي خود و آنچه در يك ماه گذشته اتفاق افتاده را مرور كنند تا مشخص شود كه چه كساني در محور ستون و خيمه انقلاب، يعني ولايت فقيه اين يادگار امام راحل و وديعه الهي ايشان به ملت ايران، وفادار مانده اند؟ و چه كساني بر مسير آرامش، وحدت و همدلي ملت ايران بر محور ولايت فقيه اهتمام داشته اند؟ چه كساني با اصرار بر رفتارهاي ساختارشكنانه فراقانوني و ميدان دادن به آشوبگران و مديريت سياسي اين جريان، قصد بحران آفريني براي كشور را داشته اند؟
آنها كه در شرايط «فتنه» بذر «ترديد» در سلامت انتخابات در بين خواص افكندند كه خالي از حقيقت بودن آن محرز شد، در قبال «آنچه گفتند و نبايد مي گفتند» و آنچه «بايد مي گفتند و نگفتند» و آنچه «كردند و نبايد مي كردند» و آنچه «بايد مي كردند و نكردند» در پيشگاه خداوند قهار، رهبري عزيز، نظام اسلامي و مردم هوشيار بايد پاسخگو باشند.
الياس نادران

 



ترديد، سكوت و حمايت

فاطمه مرسلي
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني؛ رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام و خبرگان رهبري
با تاملي دقيق بر مشي حضرتعالي از آغاز تبليغات انتخابات رياست جمهوري دهم تا برپايي نمازجمعه اخير تهران، سوالات زير به ذهن متبادر مي گردد كه اميد آن مي رود براي آنها پاسخي منطقي داشته باشيد.
جنابعالي را چه شد كه با نامه تلخ خود به رهبرمعظم انقلاب اسلامي چراغ سبزي را به اقدامات آتي اغتشاش طلبان نشان داديد؟
چه شد كه بعد از اعلام نتايج انتخابات سكوتي سنگين و معنادار را برگزيديد؟
چه شد كه هيچ يك از اقدامات ضدامنيت ملي برهم زنندگان نظم را محكوم نكرديد؟ آيا مصلحت نظام اينگونه تشخيص داده شد؟
شما را چه شد كه ضرب و شتم و قتل مردم بي گناه و بسيجيان ايثارگر توسط عناصر ضدانقلاب را محكوم نكرديد؟
حالا چه شده است كه با حضورتان بعنوان خطيب نمازجمعه، آشوب طلبان فرصت دوباره اي را براي التهاب آفريني يافتند؟
چه شده است كه ژست قانونگرايي به خودتان گرفته و در عين حال خواستار آزادي قانون گريزان از زندان هستيد؟
چه شده است كه شورايي را زير سوال مي بريد كه از دستاوردهاي همان مبارزات انقلابي شصت ساله حضرتعالي مي باشد؟
چه شده است كه از ايراد و تغيير قانوني صحبت مي كنيد كه خودتان در تنظيم و تصويب آن نقش داشتيد؟
جنابعالي را چه شده است كه اعتراض اقليتي را به اعتراض كل ملت ايران نسبت مي دهيد؟
چه شده است كه مي فرماييد اگر شخصي در نهايت نتوانست با قانون كنار آيد، بايد سعي كند تا قانون اصلاح شود نه اينكه خودش را با قانون تطبيق دهد؟ مگر خون آن حضرات رنگين تر است؟
چه شده است كه عمل صداوسيما را نادرست تشخيص داده و در عين حال به راه حل مناظره، مذاكره و مباحثه تاكيد داريد؟
رئيس مجلس خبرگان رهبري را چه شده است كه از ترديد در ذهن مردمي سخن مي گويد كه خودشان ناظران امر برگزاري انتخابات بوده اند؟
چه شده است كه هنجارشكنان سكوت شما را به خيانت تعبير مي كنند؟ از شما انتظار برآوردن كدام يك از منافع نامشروع خود را دارند؟
چه شده است كه از عدم اعتماد مردم به نظام سخن مي گوييد؟ چرا عدم اعتماد آنان به گفتمان مجلس ششمي ها را به عدم اعتمادشان به نظام تعميم مي دهيد؟
چه شده است كه عليرغم فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اتمام انتخابات، آن را پايان يافته تلقي نكرده و نتايجش را به چالش مي كشيد؟
چه شده است كه وضعيت كشور را بحراني تفسير مي كنيد؟ چرا وضعيت بحران مقبوليت خواص اطراف خود را به بحران مشروعيت كل نظام تعميم مي دهيد؟
حضرتعالي را چه شده است كه معيار قضاوت را سرزنش، شماتت و خنده دشمنان قرار داده نه حق و حقيقت؟ آيا مصلحت نظام را اينگونه تشخيص مي دهيد؟
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، مگر يادتان رفته كه حضرت امام فرمودند اگر روزي غرب از ما تعريف كند آن روز است كه ما بايد در خودمان شك كنيم و خدا آن روز را نياورد. حالا چه شده است كه بعداز فرمايشات حضرتعالي در خطبه هاي نمازجمعه 26 تير تهران، رسانه ها و خبرگزاري هاي غربي با ذوق زدگي اميد جديدي را براي نيل به اهداف خود پيدا كردند؟
مطمئن باشيد كه ديگر عزت با اقتدار ملت هوشيار ايران اجازه نخواهد داد گفتماني جز گفتمان انقلاب، امام و رهبري به حاكميت برسد.چرا كه رأي 24 ميليوني مردم به گفتمان عدالت خواهي در انتخابات دهم رياست جمهوري به همراه نتايج رأي آنها در انتخابات مجلس هفتم و هشتم، شوراهاي دوم و سوم شهر و روستا و رياست جمهوري نهم، نشان از مجلس ختم گفتمان سازمان مجاهديني ها، حزب مشاركتي ها، كارگزاراني ها و در يك كلام اصلاحات دارد.
فراموش نكنيد حماسه 22 خرداد 88 آغازي بود بر پايان گفتمان استحاله طلبي و نيز نقطه شروعي براي تصفيه و پالايش نظام از ويژه خواران.
وبالاخره از جنابعالي انتظار مي رود كه بخاطر مسئوليت هاي خطير خود، استقلال فكري و پايبندي به اصل خدشه ناپذير ولايت فقيه را سرلوحه گفتار و كردار خويش قرار دهيد تا انشاءالله گروه هاي معاند انقلاب از حيثيت و سوابقتان عليه نظام هزينه نكنند.

 



نوشداروي خراب! آن هم بعد از مرگ «سهراب»

رهبر معظم انقلاب در سخنراني مشهور خواص و عوام در سال 75 ، فرمودند: «اگر خواص، در هنگام خودش، كاري را كه لازم است، تشخيص دادند و عمل كردند، تاريخ نجات پيدا مي كند و حسين بن علي ها به كربلاها كشانده نمي شوند. اگر خواص، بد فهميدند، دير فهميدند، يا فهميدند و با هم اختلاف كردند]...[ معلوم است در تاريخ كربلاها تكرار مي شود»
آقاي هاشمي رفسنجاني بعد از هفته ها غيبت و بعد از آرام شدن فضاي جامعه و فرو نشستن گرد و غبارهاي پايتخت! پشت تريبون نماز جمعه رفت و سخناني در باب شرايط حكومت اسلام در زمان پيامبر، قانون مداري، حفظ وحدت و... ايراد كرد. ايشان ترديد را بدترين مصيبت جامعه ما بيان كرد كه در ايام انتخابات مثل خوره به جان ملت افتاده بود.
شايد بتوان ترديد مورد نظر ايشان را به «فتنه» تعبير كرد كه به فرموده حضرت علي(ع) در
نهج البلاغه « فتنه ها آنگاه كه رو آورند، با حق مشتبه مي شوند و هنگامي كه پشت كنند، ماهيت آنها بر همه روشن مي شود» (خطبه 93)
فتنه، حوادث پيچيده اي است كه ظاهري فريبنده و باطني سرشار از فساد دارد و ميان مردم جنگ و خونريزي و تخريب و تباهي به بار مي آورد. چهره حق به جانبي دارد اما هيچ قانوني را به رسميت نمي شناسد. در خطبه 151 نهج البلاغه تعريفي بسيار دقيق و حقايقي عميق و تكان دهنده درمورد فتنه بيان شده است:
« .. رشد آن فتنه همچون رشد جواني سريع و نيرومند و آثارش همچون آثار سنگ محكم و سفت است. ستمكاران بر اساس پيمانها كه با هم دارند آن فتنه را از هم ارث مي برند. اول آنان پيشواي آخرشان، و آخرشان تابع اوّل آنان است..
سپس فتنه اي سربرآورد كه سخت لرزاننده، درهم كوبنده و نابود كننده است، كه قلبهايي پس از استواري مي لغزند، و مرداني پس از درستي و سلامت، گمراه مي گردند، و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها پراكنده، و عقايد پس از آشكارشدنشان به شكّ و ترديد دچار مي گردد.
آن كس كه به مقابله با فتنه ها برخيزد كمرش را مي شكند، و كسي كه در فرونشاندن آن تلاش مي كند، او را در هم مي كوبد. در اين ميان، فتنه جويان چونان گورخران، يكديگر را گاز مي گيرند، و رشته هاي سعادت و آيين محكم شده شان لرزان مي گردد، و حقيقت امر پنهان مي ماند. حكمت و دانش كاهش مي يابد، ستمگران به سخن مي آيند ]...[ فتنه ها، با تلخي خواسته ها وارد مي شود، و خون هاي تازه را مي دوشد، نشانه هاي دين را خراب و يقين را از بين مي برد...»
اما آنچه از شناخت فتنه مهمتر به نظر مي رسد، كشف سرچشمه هاي آن و اقدام موثر در جهت كور كردن آن است، نه صرف اشاره به مهلك بودنش، آن هم چند هفته بعد از فروكش كردن آن در جامعه. البته آقاي هاشمي رفسنجاني به تعبير خودشان راه حل هايي هم براي رفع ترديدها و بازگرداندن اعتماد مردم، بيان كردند كه از جمله آن رعايت قانون و حاكميت منطق و آزادكردن بازداشت شدگان بود.
هرچند اين هم درجاي خود پديده شگفت آوري است كه پايبندي به قانون، حاكميت منطق و آزادي كساني كه بر اساس قانون به جرم از بين بردن فضاي منطقي جامعه بازداشت شده اند را يكجا طلب كنيم!
اما به هرصورت عليرغم اينكه تلاش آقاي هاشمي براي رفع ترديد در فضاي موجود كشور قابل تقدير است، اشاره به چند مورد خالي از وجه نيست:
اول اينكه خواص جامعه، پيشكسوتان و تمام كساني كه جايگاهي در بين مردم دارند بايد خودشان از بوجود آمدن فضاي فتنه و ترديد در جامعه جلوگيري كنند، نه اينكه با حمايت از جرياني خاص، تشكيل جلسات مشكوك و محفلي و نوشتن نامه هاي سرگشاده و... به استقبال اين فضا بروند.
دوم اينكه اگر فتنه اي در جامعه سربرآورد بايد آن را در نطفه خفه كرد و قبل از اينكه آتش آن دامن گير مردم شود و خون ها ريخته شود و دشمنان فرصت جولان پيدا كنند، بايد صحبت كرد و راه حل ارائه داد؛ نه بعد از آن. اين فرصت شناسي و اقدام موثر در زمان خود، جز اولين ويژگي هايي است كه خواص جامعه بايد داشته باشند.
اما مهمتر از موارد بالا اين است كه اساسا راه رفع فتنه آنچه آقاي هاشمي در نماز جمعه گفتند، نيست!
حضرت علي(ع) در ادامه همان خطبه 151، رهنمون هايي براي مقابله با فتنه بيان مي فرمايند: « .. سعي كنيد كه شما پرچم فتنه ها و نشانه هاي بدعت ها نباشيد و آنچه را كه پيوند امّت اسلامي بدان استوار ، و پايه هاي طاعت برآن پايدار است، برخود لازم شماريد ... و از گرفتار شدن به دام هاي شيطان ، و قرار گرفتن در وادي دشمني ها بپرهيزيد ...»
همچنين در جاي ديگري از نهج البلاغه مي فرمايند: «در فضاي تاريك فتنه و آنگاه كه دلهاي مومنين سست مي شود، چراغ در دست امام شماست.»
و اين رجوع به امام و پيشواي ديني و رهبري نظام، موردي بود كه در ميان راه حل هاي آقاي هاشمي رفسنجاني از قلم افتاد! حتي بيانات بعد از انتخابات رهبر معظم انقلاب در تاييد و تقدير از ايشان هم باعث نشد آنچه حق مطلب است در تريبون نماز جمعه اين هفته ادا شود.
البته يك جا آقاي هاشمي رفسنجاني نام رهبري را به ميان آورد كه آن هم اشتباه بود و جريان را وارونه نقل كرد. آنجا كه گفت رهبري از شوراي نگهبان خواستند پنج روز ديگر به شكايت رسيدگي كنند در اصل شوراي نگهبان از رهبري درخواست تمديد مهلت رسيدگي كرده بود و رهبري فقط موافقت فرمودند!
اما ناگفته هاي ايشان از رهبري مهمتر از اين بود...
آقاي هاشمي رفسنجاني بر حاكميت منطق و گفتن و شنيدن نظرات در فضاي آرام تاكيد كرد؛ اما نگفت رهبر معظم انقلاب هم چند هفته پيش همين را از مردم، مسئولين و نخبگان سياسي خواستند و فرمايش ايشان از اين حيث كه تكليف شرعي ايجاد مي كند با بقيه متفاوت است
ايشان به حفظ وحدت در ميان مردم وگروه ها اشاره كرد؛ اما نگفت آنچه محور وحدت و سنگ بناي همبستگي و اتحاد در حكومت اسلامي است، رهبري نظام است
ايشان قانون مداري را راه برون رفت از شرايط فعلي جامعه ذكر كرد؛ اما نگفت آنچه جايگاهي بالاتر از قانون دارد و اصلا مشروعيت قانون از آن نشأت مي گيرد، ولايت فقيه است
و ايشان وحدت بر پايه حقوق مردم را از عناصر اصلي حكومت پيامبر گرامي اسلام ناميد؛ اما نگفت كه رشته اين وحدت بعد از رفتن پيامبر چگونه گسسته شد و شوراي خواص آن زمان در سقيفه چگونه بر سخن پيامبر و جانشين بر حق او پشت كردند...
جواد درويش

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14