(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه اول مرداد  1388- شماره 19417
 

10 فيلم درباره امام رضا(ع) ساخته مي شود
تدوين آئين نامه حقوق اهالي تئاتر
توليد يك فيلم - مجموعه درباره رازي
به بهانه نمايش فيلم «خروس جنگي» قابليت هاي فراموش شده سينماي طنز
مدخلي بر آسيب شناسي هنرهاي نمايشي ديني نمايشنامه درپرده فراموشي
سينماي ديني، ممكن يا غيرممكن؟-5 سينماي ديني در غرب
تاريخچه سينماي فلسطين دوربين ها پشت سيم هاي خاردار



10 فيلم درباره امام رضا(ع) ساخته مي شود

در استقبال از ولادت باسعادت امام رضا(ع) 10 فيلم داستاني، مستند و انيميشن توليد مي شود.
اين فيلم ها براي حضور در پنجمين جشنواره فيلم رضوي و توسط مركز گسترش سينماي مستند و تجربي وزارت ارشاد در دست توليد هستند و عبارتنداز:
راه ولايت (مهدي اسدي)، مشهدك (حسن نقاشي)، 10كيلومتري مشهد (شهرام ميراب اقدم)، نقاره خانه و نقاره زني (عليرضا قاسم خان)، ضامن آهو (مهدي كوهيان)، آستان (سيدمجيد رحيمي)، عكاسخانه (مصطفي شيري) قصيده تائيه (علي نجفي امامي) گلهاي تازه گلدانها (سيران عليزاده) و نگاهي نو به طب اسلامي (ناديه جعفري)
اين گزارش مي افزايد: بخش فرهنگي و توليد مركز مذكور طي جلساتي به بررسي ساير طرحها و فيلمنامه هاي ارائه شده خواهند پرداخت تا پس از تصويب نهايي، نسبت به ادامه روند توليد فيلم هاي مرتبط با حضرت امام رضا(ع) و معارف رضوي اقدام نمايد.
گفتني است، پنجمين جشنواره فيلم رضوي، به عنوان يكي از برنامه هاي جشنواره سراسري فرهنگي و هنري امام رضا(ع) 31 مهر تا 3 آبان ماه جاري درتهران برگزار خواهدشد.

 



تدوين آئين نامه حقوق اهالي تئاتر

آئين نامه حقوق توليدكنندگان آثارتئاتري از سوي مركز هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درسال 1388 تصويب شد.
براساس بند 2 توافق نامه شماره 9320/88 مورخ
20/4/1388 مربوط به تعيين حقوق توليدكنندگان تئاتر حرفه اي تهران درسال 88 دستمزد پنج گرايش تئاتر مشخص شده است.

 



توليد يك فيلم - مجموعه درباره رازي

محمدرضا ورزي فيلم - مجموعه «كيمياگر» را با موضوع زندگي محمدبن زكرياي رازي ساخت.
ورزي گفت: فيلم- مجموعه «كيمياگر» را با موضوع زندگي محمدبن زكرياي رازي ساخته ام كه به زودي از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش خواهدشد.
وي به فارس افزود: كيمياگر با نام كامل «كيمياگر: فرازهايي از زندگي و مرگ محمدبن زكرياي رازي دانشمند بزرگ ايراني» يك مجموعه شش قسمتي است كه هر قسمت آن 50 دقيقه زمان دارد و فيلم سينمايي آن براي روز جهاني پزشك پخش خواهدشد و سريال آن نيز در نوبت پخش قرار دارد.

 



به بهانه نمايش فيلم «خروس جنگي» قابليت هاي فراموش شده سينماي طنز

آرش فهيم
فيلم «خروس جنگي»
نتيجه اي ناتمام در تلاش براي ارائه فيلمي سرگرم كننده و در عين حال متعهد است. مسعود اطيابي، در دومين فيلم بلند سينمايي خود پس از «مصائب دوشيزه» خواسته است تا تفريح را وسيله اي قرار دهد تا اهداف فرهنگي موردنظر خود را، در قالب پيام هايي به مخاطب منتقل كند. اما نتيجه كار، تنها تبديل شدن اين فيلم به اثري است كه در عين تجاري و عوام پسندانه بودن، فضاي سينما را ناامن نمي كند. يعني در آنچه به عنوان فيلم «خروس جنگي» اكنون روي پرده سينماهاست، سرگرم كردن اصالت يافته است، اما براي گيشه و رسيدن به چند ريال بيشتر، «شرافت هنري» زيرپا گذاشته نشده است. فيلم حرف تازه اي نمي زند و حتي تلنگري هم در ذهن مخاطب ايجاد نمي كند، اما موجب مغشوش شدن حال تماشاگرش نيز نمي شود. (اين كه يك فيلم بتواند بدون راه رفتن روي اعصاب بيننده و توهين به مردم، به شكلي سرگرم كننده از آب در بيايد، كار كم اهميتي نيست).
اما دليل اين كه «خروس جنگي» نتوانسته است به مرتبه اي فرهنگساز و تاثير گذار برسد و در حد فيلمي براي خنداندن خانواده ها و به خصوص كودكان باقي مانده است چيست؟
سعي مي كنم به اين سؤال پاسخ دهم: اول اين كه خروس جنگي يك داستان نيمه واقعي، نيمه خيالي دارد:
زن و شوهر جواني دچار اختلاف و كشمكش هستند. منشأ اختلاف آن ها هم، تصور اشتباه دو طرف نسبت به جايگاه طرف مقابل است. يعني زن فكر مي كند، شوهرش شغل دشواري ندارد؛ مرد هم نسبت به دشواري هاي خانه داري همسرش بي اطلاع است. به همين دليل چندي جاي هم را عوض مي كنند؛ مرد در خانه مي ماند و امور مربوط به منزل و فرزندان را پيش مي برد، زن هم به سركار مي رود. اين تغيير و جابه جايي اتفاقاتي را پيش مي آورد و.... اين داستان هر چند ساده است، ولي داراي ظرفيت خوبي براي ارائه نگاهي تازه درباره زندگي مشترك و نقش هاي زن و مرد است كه حاصل آن اقناع كننده نيست. يكي از نكاتي كه در سينماي بدنه ايران مورد غفلت قرار مي گيرد اين است كه مي توان با تعمق بيشتر، پرداخت با كيفيت تر و در نظر گرفتن ملاحظات علمي و سنجيده، از ظرفيت هاي سرگرم سازي استفاده كرد. مثلاً در همين فيلم «خروس جنگي»؛ مي شد با رجوع به تحقيقات و يافته هاي روانشناختي و
جامعه شناختي، نگاه عميق تري به اختلافات زناشويي نمود.
اين در حالي است كه طرح اختلاف بين زن و مرد در فيلم زياد جدي گرفته نشده است. وقتي طرح مسئله سست باشد، پس نمي توان انتظار داشت كه
گره افكني، گشودن آن و رسيدن به نتيجه اي قانع كننده در اين زمينه هم قابل توجه از آب در بيايد.
نكته ديگري كه در اين فيلم - مثل اكثر فيلم هاي بدنه و عامه پسند - فراموش شده است، به تصوير كشيدن زندگي مردم است. سينما، حتي يك فيلم طنز و سرگرم كننده، داراي قابليت توليد معناست. اما يك فيلم ، زماني موفق به انجام چنين كار مهمي مي شود كه بتواند زوايايي از زندگي مردم و فراز و نشيب هاي آن را كه ريشه در فرهنگ و اعتقادات اجتماعي مردم دارد كشف كند و به نوعي بازنمايي نمايد. اما نوع نگاه فيلم هايي مثل خروس جنگي به زندگي آدم ها بسيار قالبي، خشك و مصنوعي است. يعني يك خانواده، با ويژگي هاي جهان شمول محور داستان قرار مي گيرد. اين خانواده به سبكي زندگي مي كنند كه داراي الگويي جهاني و كليشه اي است. يعني آدم هايي را مي بينيم كه دريك آپارتمان ودر ميان تجملات زندگي مي كنند، مي خوابند، بيدار مي شوند، غذا مي خورند و همين كارهاي معمولي را هر روز تكرار مي كنند.
اما آنچه بايد در يك فيلم - چه سينمايي و چه تلويزيوني در نظر گرفت - فرهنگ بومي مردم و توجه به تفاوت در سبك زندگي انسان ها است. به هر حال خانواده اي كه در فيلم «خروس جنگي» به نمايش درآمده است، داراي فرهنگ و آداب خاصي است. حداقلش اين است كه اعضاي آن ايراني هستند. آيا نبايد جلوه هايي از اين فرهنگ ديده شود؟ «خروس جنگي» از نظر ساختاري نيز دست به هيچ گونه نوآوري نزده است. اين فيلم ازنظرگونه شناختي، يك طنز موقعيت است وصحنه هايي مثل برخورد آدم ها به يكديگر، پرتاب شدن از اين طرف به آن طرف و... در آن زياد است. بازيگران فيلم، از جمله رضا عطاران و احمد پورمخبر هم بازي هايي تكراري و مشابه طنزهاي تلويزيوني خود را ارائه كرده اند. طرح خرده روايتي درباره زوجي كه از نظر فرهنگي با هم تضاد دارند، با ساير سكانس ها وصحنه هاي فيلم هماهنگ از آب درنيامده است و بخش پاياني فيلم كه، دوران كهنسالي زن و مرد محوري فيلم را نشان مي دهد، كلاً اضافه است واگر حذف مي شد هم اتفاقي نمي افتاد. با اين حال «خروس جنگي» نسبت به بسياري ديگر از فيلم هاي تجاري سينماي ما جايگاه برتري دارد. چه بهتر كه اگر قرار است يك سري فيلم، فقط براي گيشه ساخته شوند، حداقل در سطح خروس جنگي باشند.

 



مدخلي بر آسيب شناسي هنرهاي نمايشي ديني نمايشنامه درپرده فراموشي

مجيد امرايي
كارشناسان معتقدند مهمترين آسيب جدي عرصه هنر نمايشي خصوصاً در حوزه تئاتر ديني ضعف در عرصه نگارشي و توليد نمايشنامه هاي خوش ساخت و تكنيكي است.
اين صاحبنظران، ضعف نگارشي را جدي ترين آسيب حوزه تئاتر ديني مي دانند و بر اين باورند كه همين مشكل زير ساختي باعث ضعف در ديگر حوزه هاي توليدي چون كارگرداني، بازيگري و... شده است.
آنها مي گويند ضعف در اين بخش چنان مشهود است كه باعث شده كارگرداني و بازيگري تئاتر هاي ديني هم به عنوان ديگر بخش هاي مهم در توليد تئاتر تحت تأثير قرار گيرد و عدم توازن بين سه بخش اصلي توليد تئاتر يعني «متن»، «كارگرداني» و «بازيگري» خروجي جز نمايش هاي ضعيف و بدور از باور هاي ديني را در پي نداشته است.
نبود نمايشنامه هاي خوش ساخت و تكنيكي، ضعف در حوزه بازيگري و كارگرداني باعث شده است تا نمايش ها در منظر مخاطبان عمدتاً سطحي و نازيبا جلوه كند و همين عنصر هم باعث دوري مخاطبان از تئاترهايي با مضامين ديني شده است.
به گزارش ايرنا، گروهي معتقدند علي رغم تمامي تلاش هاي دلسوزانه فعالان عرصه تئاتر ديني اما متأسفانه تاكنون هيچ تعريف درستي از تئاتر ديني ارايه نشده است به همين جهت اگر گهگاه اتفاقي افتاده و اثري با اقبال عمومي رو به رو شده، بيشتر به واسطه خلاقيت هاي شخصي و گروهي بوده كه عمدتاً هم ادامه دارو مستمر نيست. به همين جهت در حوزه تئاتر ديني انگشت شمارند نمايشنامه هاي خوش ساخت و تكنيك محوري كه بتوان از آنها ياد كرد.
اين آمار بيانگر عدم علاقه فعالان عرصه تئاتر كشور به توليدات تئاتر ديني نيست و براي اثبات اين مدعا مي توان به استقبال اهالي تئاتر از فراخوان جشنواره هايي چون جشنواره تئاتر رضوي، جشنواره تئاتر دفاع مقدس، جشنواره تئاتر ماه و جشنواره هايي از اين دست اشاره كرد كه عمدتاً هم با مضامين ديني و مذهبي برگزار مي شود.
اين مسئله گوياي اين واقعيت است كه بسياري از پيشكسوتان و جوانان خلاق حوزه هنر نمايشي ايران علاقه وافري به توليد آثار تئاتري با مضامين ديني دارند كه به جهت نبود مراكز آموزشي، پژوهشي و برنامه هاي منسجم براي توليد و اجراي مستمر تئاتر هاي ديني علاقه مندي آنها كم كم به سردي مي گرايد.
گروهي معتقدند اگر واژه تئاتر ديني و آييني را به عنوان صفت اين گونه تئاترها برداريم شايد حساسيت هاي توليدي هم در حوزه نگارشي و هم در عرصه اجرايي كم شود و دوستداران تئاتر با فراغ بال بيشتري قدم در اين وادي بگذارند، اما در مقابل گروهي معتقدند صفت ديني را هرگز نمي توان از تئاتر دور كرد زيرا ريشه ازلي تئاتر بر آيين و دين مداري است.
اما بحث هر چه باشد وضعيت موجود بيانگر اين واقعيت است كه تئاتر ديني ما در شرايط حال، چندان وضعيت مناسبي ندارد، هم در عرصه برنامه ريزي و هم در حوزه توليدي و اين مهم يادآور اين مسئله است كه پرداختن به تئاتر ديني نياز امروزي در جامعه اسلامي ما است كه اهل هنر و برنامه ريزان از آن غفلت كرده اند.
برخي نگاه سفارشي به توليدات تئاتري را از عمده ترين معضلات حوزه تئاتر ديني مي دانند و ضعف نمايشنامه را دومين مسئله اين عرصه بر مي شمارند كه فضاي توليدات تئاتر ديني را دچار نوعي مسموميت اجرايي كرده است. گروهي معتقدند در 30سال گذشته حوزه تئاتر ديني با رشد چشم گيري رو به رو بوده است و پس از انقلاب با طرح مسائلي چون دين، انقلاب، اسلام و دفاع مقدس در عرصه تئاتر و به طور كلي در حوزه فرهنگ و هنر ايران زمين باعث ظهور نوع جديدي از تئاتر شده است كه امروزه با نام تئاتر ديني مطرح است هر چند تا نقطه مطلوب فاصله بسيار دارد.
اين گروه برخي ضعف هاي موجود در عرصه تئاتر ديني را كم توجهي نويسندگان و توليدكنندگان تئاتر به مقولاتي چون رشد ادبيات، رمان و داستان هاي ديني و دوري از عرصه هاي اقتباسي مي دانند و معتقدند پرداختن به تئاتر ديني به جهت نوظهور بودن آن با رشد خوبي رو به رو بوده است.
اين عده حمايت هاي مديران، برنامه ريزي مدون و ايجاد مكان هاي ثابت جهت توليدتئاتر هاي ديني را سه عنصر مهم در پيشرفت تئاتر ديني مي دانند كه پرداختن به اين سه باعث بروز خلاقيت در هنرمندان، جلب توجه افكار عمومي به تئاتر و رشد تئاتر ديني در جامعه و به تبع آن در جهان مي شود.
كارشناسان توجه به نياز مخاطبان، پرداختن به موضوعات پژوهشي و تحقيقي، تعامل با كارشناسان عرصه هاي مختلف ديني و هنري داخلي و خارجي، ايجاد فضاهاي ثابت جهت اجراي تئاترهاي ديني و دوري از تكرار و روزمره گي را از جمله مهمترين عوامل تأثيرگذار در مسير پيشرفت تئاتر و تئاتر ديني مي دانند.
براي ما اين يك پيش فرض بديهي است كه دين، تنها آيين و مناسك نيست. مفهوم دين، وسيع تر از مذهب است و دين در رابطه با وظايف انساني است نسبت به خداوند و در قبال همنوع؛ اسلام ديني است جامع كه وحي در آن نه امر تاريخي، بلكه امري ازلي و ابدي است.
از اين رو، دين مبين اسلام ديني است كه همواره به تازگي و طراوت و بطور كلي به همه نيازهاي فطري بشري پاسخ مي دهد و از اين جهت شامل كليه وجوه زندگي بشري مي شود كه اين وجوه با توجه به حضور خداوند، قدسي و اخلاقي مي شود و چه زيبا موضوعاتي است براي نگارندگان نمايشنامه هاي ديني.
با اين ديد، در جهان هيچ امري غيرقدسي نيست بلكه جهان كه خلقت خداوند است، همه قدسي است و انسان در چنين فضايي، لاجرم مي بايد نسبت به خداوند و همنوعان خود متعهد باشد اما تا اين تعبد خدا و تعهد همنوع از سر اخلاص نباشد، اين تعهد، متحقق نخواهد شد و به دليل تعبد است كه دين آزادكننده است، نه محصور كننده. اين تفكري است كه نمايشنامه نويس عرصه تئاتر ديني بايد به آن توجه ويژه داشته باشد. كارشناسان عرصه تئاتر ديني معتقدند تئاتر ديني، تنها مي تواند توسط نمايشگري پديد آيد كه خود متدين باشد و اين عنصر تدين است كه به اجراي نمايش هاي آييني و ديني ختم مي شود.
فضاي توليد تئاتر ديني فضاي حضور خداوند است، فضايي كه اجازه نمي دهد هيچ منكري صورت گيرد و فرد ديني در اين فضاي حضور خداوند است كه رفتاري اصولي مي يابد و اين رفتار او در صحنه نمايش چه زيبا و ديدني است.
اين چنين فردي، اگر تئاتري بسازد (از هر موضوعي) آن تئاتر، تئاتر ديني است؛ خواه اين تئاتر با مفاهيم و قصه هاي ديني باشد و خواه قصه آن امور روزمره مردمي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي را شامل شود. مفاهيم ديني از امور فطري و بشري است و به قولي ناخودآگاه انساني است كه در صحنه تئاتر جلوه گر مي شود تئاتري كه مرتبط به امور ديني و اخلاقيات و مرتبط به دين باشد، به خودي خود براي مردم جاذب خواهد بود. عام ترين بينندگان، مخاطبان تئاترهاي ديني اند، چرا كه تئاتر ديني، مستقيما با تصاوير ملموس ازلي سروكار دارد، در چنين تئاتري است كه ذهن مردم با همه صور ارتباط مي يابد. و اين صور است كه تفكر آفرين است و انديشه انساني را بازنمايي و بيدار مي كند.
اگر تئاتري به صورت فطري و طبيعي با مفاهيم ديني مواجه شود و دور از تبليغ مستقيم يا مقاصد فردي و نفساني و تحريفات رايج در روايات و منابع تاريخي ضعيف و مشكوك و گاه جعلي و در يك كلام، به ظاهر ديني باشد، به واسطه مفاهيم والا و انساني آن قادر است با گسترده ترين قشرها، ارتباط برقرار كند.
تئاتر ديني، تنها به قصه هاي ديني از انبيا و اوليا يا نشان دادن مناسك ديني ختم نمي شود تئاتر ديني، جامع امور بشري است و هم اين جهان و هم آن جهان را شامل مي شود بنابراين، موضوع تئاتر ديني همه امور انساني است از واقعيت زندگي و جامعه كه در پرتو آن تعالي مي يابد تا همه امور و موجودات.
در توليد تئاترهاي ديني اگر اخلاص و صداقت نباشد وهدفي غير از امور ديني در كار باشد، چنين تئاتري حتي با موضوعات و رويدادهاي ديني نمي تواند در حيطه دين قرار گيرد و نمونه اين گونه تئاترهاي كاذب به ظاهر ديني، بسيارند.

 



سينماي ديني، ممكن يا غيرممكن؟-5 سينماي ديني در غرب

دكتر محمدمهدي بهداروند
يكي از تقسيم بندي هايي كه در زمينه سينما در غرب مي شود اين است كه به سينمايي، ديني مي گويند كه در آن معنويت وجود دارد. هرچند كه ممكن است، موضوع يا سوژه آن فيلم، در ظاهر هيچ سنخيتي با دين نداشته باشد. اما اين نوع تقسيم بندي مشكل ساز مي شود.
اگر منظورمان از سينماي ديني اين است كه در آن موضوعات ديني مطرح مي شوند، بنابراين، تاريخ سينماي غرب را، مي شود گفت سينماي ديني است و از گريفيث يا سيسيل ب. دوميل از سال 1916 يا 1913، ما تاريخ سينماي ديني در غرب داريم و فيلم هايي هم مثل شاه شاهان، يا ده فرمان و غيره، همه سينماي ديني اند. ولي آنان كه تا حدودي با سينما آشنا هستند و اطلاع دارند، مي دانند كه سيسيل ب. دوميل، واقعا نيتش اين نبود كه يك سينماي ديني برپا كند، بلكه مسائل مختلفي باعث شد او توجه به قصه هاي ديني و قصص انبيا كند و اساس سينماي هاليود هم بر آن مبنا، تقريباً شكل گرفت.
سينماي ديني، يعني به تماشا درآوردن ناديدني ها و مرئي كردن نامرئي ها. اين به همان اندازه محال است كه ايمان. و به همان اندازه دشوار است كه ايمان. و ايمان نزد مؤمن، سهل ترين امر است و نزد فيلسوف، محال است. چرا كه «برخلاف آمد عادت» است. و سينماي ديني «برخلاف آمد عادت» سينما بايد باشد. چرا كه زمان، مكان و جهان سينماي امروز، زمان، مكان و جهان بي خداست. زبان سينماي رايج كه با آن فيلم ساخته مي شود، زبان انسان بي خداست و عادت سينماي رايج نماياندن جهاني بي خداست. به همين دليل است كه هر گاه خواسته باشيم پا به قلمرو حضرت حق نهيم، نخست بايد تمام عادت سينمايي خود را به يك باره فراموش كرده، به زباني ديگر سخن گوييم.
نمي توان سينما را از تمدن غربي جدا ساخت. سينما همان است كه تمدن غربي است. يك اين هماني بين سينماو تمدن غرب وجود دارد كه باعث مي شود هر چه بر سر تمدن غرب برود، بر سر سينما نيز بيايد. زيرا به تعبير فلسفي، تقدير تمدن غرب و سينما، يكي است و طرح سينماي شرقي، ايراني، ملي، ديني، اسلامي و... در عرض سينماي غرب، خود عين غرب زدگي مضاعف است. يك سينما بيشتر وجود ندارد و آن هم سينماي غرب است كه تقديرش همانند تقدير غرب، جهانگيري و استيلاجويي است. كافي است تا سخن فرانسيس بيكن را به خاطر بياوريم كه گفت:«دانايي، توانايي است.» زيرا ما در تمدن عصر جديد، علم پيدا مي كنيم تا بتوانيم مسلط شويم. در حالي كه علم در دوره هاي تاريخي قبلي اين گونه نبود. بلكه فرضا نسبت به طبيعت، علم پيدا مي كردند تا بتوانند خودشان را با آن هماهنگ سازند، نه اين كه همانند دوره كنوني، بر آن مسلط شوند و آن را دگرگون سازند و آسيب هاي جدي بدان وارد كنند. نتيجه علم امروز، ابژه شدن طبيعت است. سينما نيز اين گونه است و خواهان استيلاجويي بر تماشاگرانش است.
براي آن كه جهت تمدن غربي (Telos) را دريابيم، مي بايد به بنيان هاي اين تمدن پرداخت كه مهم ترينشان، انشقاق نظر و عمل (تئوريا، پراكسيس) يا به تعبير ديگر، سوژه و ابژه در سرآغاز فلسفي يوناني كه سرآغاز تاريخ فلسفه (متافيزيك) در تمدن غرب است. با دكارت و آغاز عصر جديد تمدن غربي، بشر خواهان شناسايي چيزي شد تا بر آن استيلا يابد، نه اين كه با آن هم سخن شود، بلكه بشناسد تا بر آن سلطه و تملك پيدا كند. همين خصوصيت، تمدن غربي را جهانگير ساخته است كه هيچ فرهنگ و تمدني را در عرض خود نمي پذيرد. تاريخ جنگ هاي استعماري غربيان عليه ديگر تمدن هاي ماقبل خود، گواه آن است، اما سينماي چنين تمدن مهاجمي، عليه چيست؟ سنت. همچنان كه انديشه مدرنيته تمدن مهاجمي، هر آنچه قبل از خودش را به نام سنت و تحجر نابود كرد، سينما نيز به هرجايي كه رفت بر بنيان هاي سنتي آنجا حمله ور شد.

 



تاريخچه سينماي فلسطين دوربين ها پشت سيم هاي خاردار

اشاره:
چند روز پيش نمايش يك فيلم با عنوان «عماد عقل» در فلسطين آغاز شد. نمايش اين فيلم كه درباره زندگي شهيد عماد عقل از اعضاي ارشد حماس است را مي توان، شروع دوره اي تازه در سينماي فلسطين دانست. به همين مناسبت تاريخ سينماي فلسطين، به عنوان پيش درآمدي براي پرداختن بيشتر به سينماي نوين اين كشور، در پي آمده است كه برداشتي تلخيص شده از بشري (ماهنامه داخلي سازمان تبليغات اسلامي) است. در شماره هاي آتي، به سينماي امروز فلسطين و فيلم هاي آن خواهيم پرداخت.
تصوير روز
اولين فيلم هاي فلسطيني در سال هاي بين 1967 تا 1969 ساخته شد اما اينكه سينماي فلسطين، دير پا به عرصه گذاشته است دلايل مختلفي دارد. به عقيده «سوفيان راماحي» منتقد فلسطيني، اين مسئله درست نيست كه فلسطيني ها به اين وسيله بياني (سينما) علاقه نداشتند بلكه در آن دوران، زندگي آن ها تحت سلطه ترك ها و بعد، انگليسي ها بود و آن منابع سرمايه گذاري براي توليد آثار سينمايي را در اختيار نداشتند. با اين حال، در خلال سال هاي دهه 30، سالن هاي نمايش فلسطيني مجبور به ايجاد واكنش در مقابل رقابتي بود كه صهيونيست ها ايجادكننده آن بودند. آن ها درهاي سالن ها را به روي فيلم هايي گشودند كه عمدتاً مصري بودند. چون قاهره، تنها پايتخت عربي بود كه فيلم در آن تهيه مي شد. نبوغ توليدات سينمايي فلسطين در اين دوره ظهور كرد. در 1924، دو برادر فلسطيني به نام هاي ابراهيم و بدرلاما از شيلي به اسكندريه بازگشتند تا كمپاني فيلم «»كندور» را پايه ريزي كنند. همچنان كه استوديو «لامع» اولين استوديويي بود كه در مصر تأسيس شد و علاوه بر مشاركتش در تهيه فيلم هاي بلند مصري، فيلم «سالادين» را در 1942 تهيه كرده بود. اين فيلم موفقيت اتحاد ارتش هاي عرب را در آزادسازي اورشليم از چنگ مهاجمان به تصوير مي كشيد.
يك پيشتاز: ابراهيم سيرهان
اين فيلمساز فلسطيني، كارش را از دهه 30 شروع كرد و آغازگر كارش، فيلم هاي مستندي درباره قيام هاي مردمي عليه استعمار انگليس بود. فيلم هاي سيرهان دربردارنده واكنشي بود عليه تبليغ صهيونيست ها كه «تجددگرايي»شان را در مقابل
«توسعه نيافتگي» اعراب به رخ مي كشيدند. اين فيلم ها عبارت بودند از: «شب جشن»، يك فيلم مستند راجع به گشايش استوديو فلسطين در 1935، «رؤياها به حقيقت مي پيوندند» و يك فيلم خبري راجع به ديدار «احمد حلعي پاشا» عضو كميسيون عالي اعراب از اورشليم. بعد از 1948، برهان مجبور به تعطيل كردن كارهايش شد و سپس به اردن پناهنده شد و در آن جا فيلمي به نام «درگيري در جاناش» ساخت. او اكنون در اردوگاه آوارگان صبرا در لبنان مشغول آهنگري است.
سي سال سكوت
تا سي سال، سينماي فلسطين عملاً به خاموشي گراييده بود. فقط در سال 1927 بود كه اولين فيلم بلند ارزشمند عربي در مورد فلسطيني ها ساخته شد: اين فيلم كه «فريب خوردگان» نام داشت توسط «توفيق صلاح» ساخته شده بود كه فيلمنامه آن را از داستان «مردان در آفتاب» اثر «غسان كنفاني» نويسنده فلسطيني اقتباس كرده بود. صلاح كه يك فيلمساز مصري است، پيش از اين در فيلم برجسته اش موسوم به «ياغي ها»، به بلندپروازي هاي رژيم ناصر در مصر اشاره مي كرد. در «فريب خوردگان» او غفلت هاي رژيم هاي عربي در مورد مسئله فلسطين را مورد تأكيد قرار داده بود. به رغم پراكندگي فلسطيني ها در سراسر خاورميانه، اين فيلم عمدتاً در اروپاي غربي به نمايش درآمد و در كشورهاي عربي مهجور ماند. چون تعداد زيادي از اين كشورها نمايش اين فيلم را ممنوع كرده بودند. بعد از «فريب خوردگان» «برهان علوي» فيلمساز لبناني مقيم سوريه، فيلم معروف «كفرقاسم» را تهيه كرد كه يادآور عمليات صهيونيست ها در چند روز قبل از جنگ 1956 بود. همچنين در اين رهگذر، تعدادي از فيلم هاي كوتاه سوري و فيلم الجزايري «ما باز خواهيم گشت» اثر «محمد سليم رياض» را مي توان ذكر كرد. با وجود اين، فيلم كوتاه ديگري محصول سوريه به نام «برخورد»، اثر «مروان موذن» به خاطر طرح تبادل نظرهاي خاورميانه اي مسائل درگير بين جناح هاي مترقي عرب و صهيونيست ها، مورد توجه واقع شده بود. او در اين فيلم نشان مي داد كه چگونه يك يهودي اروپايي كه از اسرائيل ديدن مي كند، توسط رزمندگان فلسطيني ربوده مي شود و در طول مدت اسارتش، متوجه منشأ واقعي صهيونيسم و سير پذيرش سنتي آن از طرف خودش مي شود. اين يكي از لحظات نادري است كه فيلمي در سينماي عرب ساخته مي شود تا چهره واقعي صهيونيست ها را بنماياند.
سه تن از پايه گذران
سينماي مستقل فلسطين، بعد از جنگ ژوئن 1967 تأسيس شد. اين جنگ كه به روايت «انور عبدالملك» تئوريسين مصري، «شكست خوش» خوانده مي شد، خود باعث ايجاد يك تحول مهم در صحنه سياست اعراب شد. در 1968، دو مرد و يك زن به اسامي «هاني جوهريه»، «مصطفي ابوعلي» و «سلافا جادالله» يك واحد سينمايي تحت پوشش سازمان الفتح به وجود آوردند. اين واحد كه سازمان اداري آن در طول سال ها عوض شده است، حدود بيست فيلم كوتاه مستند تهيه كرده است كه قابل توجه ترين آن «تهاجم صهيونيستي» و تعدادي فيلم خبري بوده است. مصطفي ابوعلي فيلم هايي به نام «با تمام خون و روحم» و «آن ها وجود ندارند» ساخته است كه اولي سركوبي فلسطينيان توسط شاه حسين اردني در سال 1970 را به پرده آورده بود. «ابوعلي» و «حسن ابوغنيمه» منتقدان فيلم درباره ريسك هاي هنرمندانه كه در فيلم وجود داشت، در يك كتاب، بحث و انتقاد جالبي كرده بودند كه مردمي كه فيلم براي آن ها ساخته شده بود، آن را نفهميده بودند (آوارگان فلسطيني). فيلم «آن ها وجود ندارند»، برداشتي بود از شخصيتي كه فلسطيني ها از «گلداماير» در تصور داشتند.
صحنه هاي كوتاهي از اين فيلم كه با نقاشي متحرك همراه بود، مبارزه فلسطيني ها را از طريق مطرح كردن سرنوشت اعضاي مختلف يك خانواده فلسطيني نشان داده بود. حاصل همكار ابوعلي با «ژان شمعون» و يك فيلمساز ايتاليايي مستندي راجع به «تل زعتر» بود.
فيلم هاي مستند و خبري
غير از واحد سينمايي الفتح، پنج گروه ديگر وجود دارند كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم با سازمان هاي ديگر عضو سازمان آزادي بخش فلسطين رابطه دارند. «قاسم حوال» فيلمسازي است كه با «جبهه خلق براي آزادي فلسطين» (pelp) همكاري مي كند و تاكنون فيلم هايي چون «زندگي روزانه اردوي نهرالبريد»، «حرف و سلاح» و «خانه كوچك ما» را تهيه كرده است. افزون بر اين، يك جناح ناراضي از اين جبهه، فيلم هاي متعدد خبري را در 1947 تهيه كرده است. بخش فرهنگي و هنري سازمان آزادي بخش فلسطين، تعدادي از آثار «اسماعيل شاموت» شامل «خاطرات و آتش ها»، «فراخوانده اضطراري» و «تل زعتر» را عرضه كرده است.
در جبهه دموكراتيك براي آزادي فلسطين «رفيع حجار» فيلمي به نام «راما... فلسطيني ها» ساخته است كه حاوي جزئيات بيشتري از مسائل آنان است. فيلمساز به طرح منشأ مسئله فلسطين مي پردازد. به خاطر كوشش در ارائه توضيحات تاريخي، اين فيلم با فيلم خبري «انقلاب تا پيروزي» كه توسط يك گروه فيلمسازي آمريكايي در 1927 تهيه شده بود، قابل مقايسه بود. در 1973 يك گروه سينمايي فلسطيني تشكيل شد تا تمامي اين مراكز را به گرد هم آورد، كه گرچه عمر آن كوتاه بود، اما براي «مصطفي ابوعلي» راهگشاي يك فرصت مناسب بود.
نمونه آن فيلم «صحنه هايي از غزه اشغالي» بود كه برداشت غربي حاكم بر وسايل ارتباط جمعي را در رابطه با مسئله فلسطين مورد انتقاد قرار مي داد. «شركت سينمايي صمد» سازمان ديگري است كه فعاليتش را با كارهاي «قليب شعاز» سازنده «سايه هايي در ساحل ديگر» آغاز كرد كه به طور غيرمستقيم به مطرح كردن مسائل فلسطين مي پرداخت. در سال 1976 او فيلمي به نامه «كليد» تهيه كرد كه موضوع آن مربوط به فلسطيني ها رانده شده اي بود كه هنوز كليد خانه هايشان به ديوارها آويخته بود و اين نمايانگر قصد آن ها از بازگشت به خانه بود و تمامي آن مستند و خبري بودند.
پيش از تشكيل «انجمن فيلم فلسطين»، هر سازمان فلسطيني، گروه سينماي مستقلي داشت. سازمان هايي مانند «الفتح»، «جبهه دموكراتيك خلق براي آزادي فلسطين»، «جبهه خلق براي آزادي فلسطين» و «مركز فرهنگ سازمان آزادي بخش فلسطين»، هر يك فيلم هايي براي هدف هاي آموزشي خود مي ساختند و يا سفارش فيلمسازي را به ديگران مي دادند. به تدريج ضرورت اتحاد و اتفاق اين سازمان ها در زمينه سينما پيش آمد. بنياد «مركز پژوهشي فلسطين» در اين مورد تلاش زيادي كرد تا در نوامبر 1972 نخستين اجلاس «انجمن فيلم فلسطين» پس از پايان جشنواره كارتاژ تشكيل شد گرچه پيش از آن هم در خلال جشنواره دمشق، بحث هايي صورت گرفته بود. كيفيت كار «انجمن فيلم فلسطين» كه در اين زمان تشكيل شد، در ابتدا درمورد پيوستن گروه ها و تحليل آن ها در يك سازمان واحد بسيار انعطاف پذير بود. علاوه بر اين انجمن در كنار پيشنهاد و وحدت فيلمسازان فلسطيني، از ديگر سينماگران عرب نيز كه به هدف هاي مردم فلسطين ابراز علاقه مي كردند، دعوت به همكاري كرد. چنين بود كه «توفيق صلاح»، فيلمساز مصري يكي از همگامان اوليه انجمن شد. همچنين در ميان فيلم هاي سازمان هاي فلسطيني كه توسط فلسطيني ها ساخته شده و فيلم هايي كه براي آن سازمان توسط فيلمسازان عرب از مليت هاي مختلف ساخته شده، فرقي گذاشته نمي شد.
اما سينماي فلسطين براي نخستين بار در سال 1965 به وجود آمد، با اين همه تا پس از سال 1968 توسعه اي در آن حاصل نشد. سازمان الفتح شش فيلم كوتاه و نيمه بلند درباره موضوعاتي مانند تظاهرات عظيم عليه طرح راجرز در سال 1969 در عمان، رويدادهاي سپتامبر 1970 در عمان، برخوردهاي جنوب لبنان در 1972، پيشرفت و توسعه تدريجي هنر مردمي و شركت زنان فلسطيني در مبارزه هاي نهضت مقاومت، تهيه كرده است. طول تمامي اين فيلم ها مجموعاً يكصدو پنجاه دقيقه است.
«جبهه خلق براي آزادي فلسطين» نيز سه فيلم تهيه كرد: «آب سرد است» (قاسم حول) در مورد وضع بهداشت در اردوگاه «نهرالبارد» كه محل زندگي 25هزار آواره فلسطيني در لبنان است. «تفنگ» (قاسم حول) فيلمي است درباره مبارزه در مرز اسرائيل. فيلم سوم هم درمورد عمليات و فعاليت هاي هوايي در عمان ساخته شده، طول اين فيلم ها مجموعاً شصت دقيقه است.
«حسن ابوغنيمه» منتقد فلسطيني، «سليم رياضي» را در ميان فيلم سازان بخش خصوصي موفق مي داند. «ما باز خواهيم گشت» ساخته اين فيلم ساز الجزايري است كه فلسطيني ها نيز با او همكاري كرده اند. فيلم ديگري كه كاملا مورد تأييد فلسطيني ها است، «ساده لوحان» (توفيق صلاح) نام دارد كه براساس داستان مردان در آفتاب، نوشته «غسان كنفاني» (شاعر، داستان نويس و منتقد برجسته فلسطيني كه درسال 1972 در اثر انفجار بمبي در اتومبيلش كشته شد) ساخته شده است. فيلم «مردان درآفتاب» (محمد ملص) نيز از روي همين داستان ساخته شده.
سازمان هاي مختلف فلسطيني از سال 1968، فيلم هايي ساختند كه به فيلم هاي تبليغاتي «جبهه آزادي بخش ويتنام» شباهت زيادي داشت. تهيه فيلم هاي خبري پانزده تا سي دقيقه اي از طرح هاي مهم اين سازمان ها بود.
سينماگران فلسطيني به دنبال سينماي انقلابي مورد نظرشان هستند و فيلم هاي غربي كه دركشورهاي عربي پخش مي شوند را، داراي اثرهايي زيان آور مي دانند.«ابوغنيمه» (منتقد فلسطيني) درمورد وظايف و خصيصه هاي سينماي انقلابي مي گويد:«اين سينما بايد به نيازهاي فوري، موقعيت فعلي و آگاه كردن مردم ما واكنش سريعي نشان دهد كه با استراتژي دراز مدت تري هماهنگ باشد. سينماي انقلابي بايد ازديدي ديگر اين موارد را رعايت كند:عدالت و حقانيت درپيروي از ايدئولوژي انقلابي و تلاش براي عملي كردن آن، بررسي جدي موضوع فيلم با روشي متفاوت از روش هاي سنتي هاليوود و درجهت رفع نيازهاي مردم، انتقال صحيح پيام با زباني ساده و رعايت اصول زيبايي شناسي واضح، بحث و بررسي مسائل محلي با توجه به واقعيت موجود درهمه ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي.»
هنگامي كه پيش از نخستين جشنواره فيلم فلسطين در بغداد (1973)، انجمن فيلم فلسطين در سال 1972تشكيل شد نيز به شكلي ديگر درمورد اهداف و خصوصيت هاي سينماي فلسطين مطالبي اظهار شد. در بيانيه انجمن فيلم فلسطين كه سال 1973 صادر شدآمده است:«شكست ژوئن 1967، تجربه اي لرزاننده براي بيداري از كابوس خود بزرگ بيني بود. سرانجام استعدادهاي جوان و متعهد كه معتقد به دگرگوني اساسي در فرم و محتواي فيلم ها بودند، زمينه لازم را براي بيان پرسش هاي علت شكست، پـيدا كردند. اين زمينه براي پيشرفت سينماي فلسطين كه توانايي حمايت بي دريغ از مبارزه و توصيف مراحل سخت مبارزه اعراب و فلسطيني ها براي آزاد كردن سرزمين خود را دارند، بسيار مهم است.»
در طول جنگ داخلي لبنان و حمله هاي اسرائيل، ضربه هاي شديدي بر پيكر سينماي فلسطين وارد شد. سه فيلم ساز كشته شدند كه «هاني جواريه» از پايه گذران سينماي فلسطين نيز جزء آنان بود. درسال هاي اخير هم دو فيلم فلسطيني «دخالت الهي» (اليا سليمان، 2002) و «اينك بهشت» (هاني ابواسد، 2005) دردنيا خوش درخشيدند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14