(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 28 تير 1388- شماره 19414
 

3 هدف شاه از انتصاب آموزگار به سمت نخست وزيري زندگينامه جمعي از رجال پهلوي -11

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




3 هدف شاه از انتصاب آموزگار به سمت نخست وزيري زندگينامه جمعي از رجال پهلوي -11

آموزگار، جمشيد - 14
خيلي محرمانه
گزارش بيوگرافيك جمشيد آموزگار نخست وزير جديد ايران
سپتامبر 1971 - مهر 1356 اطلاعات امنيت ملي
افشاي بدون مجوز، محكوميت جنايي دارد
اين گزارش توسط دفتر مراجعات مركزي تهيه و در مواقع لزوم با سازمان سيا نيز هماهنگ شده است. اساس اين گزارش مبتني بر گزارش هاي وزارت خارجه كه از طريق سفارت آمريكا در تهران ارسال شده است، مي باشد. سؤالات خود را براي آقاي 1ويليام چايد كل، 4ويليام چايد كل ارسال نماييد.
خلاصه بيوگرافي
جمشيد آموزگار كه 51 سال از 19 سال گذشته را عضو هيئت وزراي ايران و بيش از يك دهه مشاور اصلي شاه در امور نفتي بوده به عنوان مذاكره كننده اصلي كشورش در اوپك به صورت يك شخصيت جهاني درآمده است. در داخل كشورش، وي لياقت خود را به عنوان يك سازمان دهنده و همچنين خدمتگزاري سخت كوش در قبال رئيس كشورش به نمايش گذاشته است. انتصاب آموزگار كه تحصيلات آمريكايي و افكار جديدي دارد از نظر داخلي و خارجي نشانأ هيچ سياست جديدي نيست، اما تغييراتي در اولويت ها را نشان مي دهد. اين كار نشانگر تمايل شاه به برخورد فعالانه تري با مشكلات داخلي (عمدتاً اقتصادي)، كه در اواسط سالهاي 1970 بروز نموده اند، مي باشد. باتوجه به اين كه آموزگار به تازگي دوره رياست بر حزب حاكم (و تنها حزب قانوني) ايران را به پايان رسانده، انتصاب وي به نخست وزيري تأكيدي است بر تعهدات رسمي اخير مبني بر ايجاد يك سيستم سياسي دموكراتيك تر. تحت صدارت آموزگار كه گاهي بي رحم و متكبر مي باشد، ممكن است تغيير روشي نيز در دولت به وجود آيد (كابينه وي شامل چندين وزير مقتدر ديگر بوده و خود نخست وزير نيز ماهيتاً فرد سازشكاري نيست).
جمشيد آموزگار نخست وزير (از 7 اوت 1977)
خيلي محرمانه
جمشيد آموزگار قبل از اينكه شاه وي را به نخست وزيري منصوب نمايد به صورت فعالي در چندين پست دولتي خدمت كرده است، اما نقش وي به عنوان مشاور اصلي شاه در امور نفتي و طرف اصلي مذاكره كشور خود در سازمان كشورهاي صادركننده نفت ( اوپك) بوده كه از وي يك چهرأ بين الملي ساخته است. آموزگار اولين نخست وزير ايران است كه در ايالات متحده تحصيل كرده است. وي كه شخصي پويا و بدعتگذار ايدأ نتيجه گرايي است، يكي از تعداد بي شمار تكنوكراتهايي است كه شاه براي مدرن كردن كشور مورد استفاده قرار داده است. شاه از آموزگار انتظار دارد با استفاده از قدرت سازماندهي و دانش اقتصادي خود، حمايت عمومي را براي برنامه هاي سياسي و اقتصادي داخلي بسيج نمايد.
نخست وزير جديد ايران كه فردي باهوش و با قدرت تمركز غيرمعمول مي باشد، مي تواند تقريباً درباره هر موضوعي به صورت منطقي و هوشيارانه صحبت كند و غالباً عبارات جديد و غيرمتعارف را به كار مي برد. وي در آگاهي از ايده هاي كلي و همچنين جزئيات امور از خود مهارت نشان مي دهد. وي تحصيلات فني، تسلط بر اطلاعات و توانايي گفتگوي قاطع را درهم آميخته است، و اين كار در كشوري كه امورات دولتي نسبتاً مبهم و قابل چانه زدن هستند كار غيرمعمولي است. وي در دستيابي به هدف خاصي، تقريباً نوعي غرور آمريكايي دارد.
اميرعباس هويدا، نخست وزير بركنار شده (كه تقريباً 5/21 سال عهده دار اين سمت بود)، وزير دربار شاهنشاهي شده است. وي در چنين سمت مشاوره حساسي، نقشي مهمتر از هر زمان ديگر را ايفا مي نمايد و نفوذ نسبي هويدا و آموزگار، بيش از موقعيت خاص دولتي آنها، به شخصيت و محيط آنها بستگي دارد. تغيير نخست وزير نشانگر هيچ تغيير اساسي در سياست هاي ملي يا بين المللي نمي باشد.
به نظر مي رسد شاه با انتصاب آموزگار حداقل به سه هدف دست يافته باشد. اولاً، وي توانسته است هويدا را به جاي اسدالله علم، كه فرد نامناسبي است، به وزارت دربار شاهنشاهي منصوب نمايد. ثانياً، نسبت به انتقادات اخير در مورد كمبود كالا و نيروي برق به صورت مثبت پاسخ داده است و ثالثاً، اين تغيير گامي است به سوي متحول كردن نظام سياسي ايران كه شاه در صدد انجام آن بوده است، نظامي كه بتواند بدون به مخاطره انداختن سلطنت بعضي از جلوه ها و مزاياي دموكراسي غربي را تأمين نمايد. آموزگار تقريباً 10 ماه تمام به عنوان دبيركل حزب رستاخيز ايران، يعني تنها حزب سياسي كشور، و همچنين به عنوان وزير مشاور در امور حزب رستاخيز كار كرده است و ارتقأ وي موجب تقويت اظهارات رسمي در زمينه تأكيد بر اهميت حزب رستاخيز مي باشد.
باقي ماندن وزراي مقتدر نظير هوشنگ انصاري (وزير امور اقتصادي و دارايي) در كابينه آموزگار، احتمال بروز اصطكاك در دولت جديد را نشان مي دهد. آموزگار، برخلاف هويدا كه مصالحه گر متبحري بود، احتمالاً سعي خواهد كرد همفكران خود را در كابينه تقويت نمايد. اين كار هنگامي صورت مي گيرد كه وي بخواهد در اصلاح زمينه هاي اقتصادي حساسي چون تلاش براي برچيدن فساد، تجديدنظر در ساختار مالياتي و متحول كردن سرمايه هاي بزرگ از طريق ضوابط مشوقانه دولتي، مداخله نمايد. عدم تمايل آشكاري وي به واگذاري اختيارات و پذيرفتن نظر افراد متخصص، مي تواند روابط نخست وزير جديد و كابينه را پيچيده نمايد.
موقعيت در اوپك
آموزگار در سال 1596 به سمت وزير دارايي منصوب گشت و بلافاصله پس از آن در اوپك فعال گرديد. وي در آنجا زمينه اي ايده آل براي بروز ماهيت توانا و سخت كوش خود به دست آورد. وي در فوريه 1971 رئيس هيئت مذاكره كننده اوپك بود و در اين زمان از طريق تهديد به توقيف كشتي ها در بنادر، شركت هاي نفتي را وادار به پذيرش افزايش قابل ملاحظه اي در قيمت و عوارض محموله هاي نفتي نمود. در طي سالهاي پس از آن، وي به صورت يكي از شاخص ترين چهره هاي اوپك كه طرفدار افزايش قيمت ها مي باشد، درآمد.
آموزگار به هنگام ايراد سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل در آوريل 1974، از كشورهاي صنعتي به دليل حفظ استانداردهاي زندگي خود به قيمت استفاده بيش از حد و به هدر دادن ذخاير زيرزميني، انتقاد نمود و ادعا كرد كه اين كشورها نسبت به وضعيت كشورهاي روبه رشد بي تفاوت هستند، كشورهايي كه متحمل اثرات سياست هاي حفاظتي، تورم، بي ثباتي بازار، شرايط نامناسب قراردادهاي تجاري و كمك هاي ناچيز مي باشند. وي شديداً از افزايش قيمت نفت دفاع نمود و استدلال كرد كه كشورهاي پيشرفته، قيمت نفت (و ساير مواد خام) را به طور عمدي پايين نگه مي دارند تا استانداردهاي بالاي زندگي خود را حفظ كنند.
آموزگار در سال 1974، از وزارت دارايي به وزارت كشور و امور خدمات شهري منصوب گرديد، ولي اداره مذاكرات نفتي توسط وي براي شاه آن قدر خوشايند بود كه سبب شد شاه همچنان وي را به عنوان مشاور و طرف مذاكره در موضوعات اوپك حفظ نمايد. در دسامبر 1975 هنگامي كه تروريست هاي عرب وي و چند تن از اعضاي ديگر اوپك را در اجلاسيه وين به گروگان گرفتند و تهديد كردند كه اگر درخواست هايشان عملي نشود آنها را خواهند كشت، امكان داشت زندگي آموزگار به صورت ناگهاني و خشونت باري خاتمه يابد. گروگانها پس از 30 ساعت عذاب و سختي آنها را آزاد كردند.
موقعيت در حزب
در اكتبر 1976 در كنگره دوم حزب رستاخيز ايران، اعضاي حزب آموزگار را به عنوان دبيركل آن انتخاب نمودند. اين سمت علاوه بر اين كه يك كرسي وزارتي براي وي داشت، سبب شد سرپرستي 1200 عضو تمام وقت حزبي 003 دفتر مركزي حزب و 50000 شعبه حزبي را عهده دار شود. (اين حزب 5 ميليون عضو دارد. ) با اين حال اين موقعيت يك پايگاه سياسي در ايران براي وي به دنبال نداشت، زيرا براثر اعتماد شاه به چنين موقعيتي دست يافت. وي كه در نظام حزبي امريكا مطالعه كرده بود، ديدگاههاي فعال تر و جديدتري براي حزب رستاخيز ايران مطرح كرد. وي همچنين افراد وفادار به خود را در سمت هاي كليدي به كار گمارد.
مردي با قدرت سازماندهي
جمشيد آموزگار فرزند حبيب الله آموزگار (نويسنده و سياستمداري كه بعدها وزير كابينه و سناتور شد) در 25 ژوئن 1923 در تهران متولد گرديد.
پس از تحصيل در رشته حقوق و مهندسي در دانشگاه تهران در سال 1943 به ايالات متحده رفت. وي از دانشگاه كرنل با بورس اعطايي، در رشته هاي بهداشت عمومي و مهندسي بهداشت مداركي دريافت نمود و سپس براي يك سال در يك شركت آب و برق در كاليفرنيا كار كرد. وي در سال 1950 به تدريس در كرنل مشغول شد و براي مدت كوتاهي به عنوان متخصص آبهاي زيرزميني براي سازمان ملل كار كرد. وي در سال 1951 دكتراي مهندسي هيدروليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت نمود.
آموزگار در همان سال به ايران بازگشت و براي برنامه اصل چهار ايالات متحده در زمينه همكاريهاي بهداشت عمومي كه يك پروژه مشترك ايران - آمريكا بود كار كرد. مراودات وي با آمريكائيان و روش هاي آمريكايي وي مشكلاتي برايش بوجود آورد و از آن موقع نسبت به اين كه فردي طرفدار امريكا قلمداد گردد، حساس بوده است. با اين وجود هنوز نسبت به ايالات متحده تمايلات دوستانه اي دارد.
آموزگار ترقي خود را از سال 1955 با يك سمت دولتي آغاز نمود. وي در آن زمان معاون وزير بهداري گرديد. با انتصاب به وزارت كار در سال 1958، وزارتخانه را تجديد سازمان داد (وزارتخانه اي كه مدتها به عنوان فاسدترين و كم كارترين وزارتخانه دولت شناخته شده بود). وي متن اصلي قانون كار را كه بر رفاه اجتماعي تأكيد داشت، تهيه نمود و واحدهاي كارگري را به طور موقت دلگرم كرد. وي در سال 1959 وزير كشاورزي شد. (اين سمت از نظر اهميت يك گام به جلو بود. ) وي اين وزارت خانه را نيز تجديد سازمان نمود و در تصويب لايحه تقسيم اراضي كرد (كه در زمره اولين اقدامات در جهت اصلاحات ارضي بود) از مجلس فرد مؤثري بود. وي از سوي تعدادي از سياستمداران قديمي به عنوان فردي تازه به دوران رسيده قلمداد مي شد.
در سال 1960، شاه كابينه را منحل و آموزگار را اخراج كرد. آموزگار نيز مشغول كار مهندسي عمران گرديد. با اين وجود 4 سال بعد به دولت بازگشت و اين بار به وزارت بهداري منصوب گرديد. در طي يك سالي كه در اين وزارتخانه بود آنجا را تجديد سازمان داده و سپاه بهداشت را تأسيس نمود. در سال 1965 هنگامي كه هويدا به جاي حسنعلي منصور به نخست وزيري منصوب شد، آموزگار نيز جاي هويدا را به عنوان وزير دارايي گرفت.
آموزگار علاوه بر مسافرت هايي كه براي شركت در مجامع اوپك داشته به نقاط بسيار ديگري به ويژه به عنوان وزير دارايي سفر نموده است. وي چند بار براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل و همچنين شركت در هيئت وزارتي صندوق بين المللي پول و كميته عمران و بازسازي بانك بين المللي به ايالات متحده مسافرت كرده است. وي در سال 1972 به طور رسمي به اتحاد جماهير شوروي مسافرت نمود.
اطلاعات شخصي
آموزگار يك ديپلمات آرام، زرنگ، مؤدب با شخصيتي صميمي و دلپذير مي باشد، ولي در عين حال مي تواند رك، مقتدر، متكبر و بي رحم باشد. وي به زمان آلماني و انگليسي روان تكلم مي كند.
نخست وزير ( آموزگار ) ازدواج كرده و ليلي همسرش يك زن آلماني الاصل از دانزيك (گدانسك فعلي در لهستان) مي باشد كه به زبان انگليسي صحبت مي كند. از همسرش به عنوان يك زن با سليقه ياد مي شود كه براي جبران فقدان زيبايي خود، لباسهاي خوبي مي پوشد. خانواده آموزگار كه فرزندي ندارند به آرامي در شمال تهران زندگي مي كنند و در زمره شيك پوشان كلوپ تهران محسوب مي شوند. با اين حال از نظر اجتماعي فعال نبوده و معمولاً گوشه گير هستند و دوستان نزديك اندكي دارند. آموزگار معشوقه اي دارد كه وجود او توسط همسرش تحمل مي شود.
آموزگار سه برادر دارد. جهانگير متولد 1920 و عضو سابق هيئت دولت كه از دسامبر 1962 به سمت رايزن امور اقتصادي و سرپرست هيئت اقتصادي ايران در سفارت ايران در واشنگتن كار كرده است. كورس متولد 1927، يك مهندس عمران كه در طي سالهاي 1970 تا 1974 وزير مسكن بوده است. هوشنگ نيز حداقل از 1969 تا نوامبر 1973 سرپرست اداره اطلاعات دبيرخانه اوپك در وين بوده است. جهانگير و كورس از دانشگاههاي امريكا درجه دكترا دريافت نموده اند. اطلاعات در مورد تحصيلات هوشنگ فعلاً در دسترس نمي باشد، ولي وي نيز احتمالاً در امريكا تحصيل كرده است.
91 اوت 1977
آموزگار، جمشيد - 24
جمشيد آموزگار نخست وزير (از 7 اوت 1977)
خيلي محرمانه
عنوان خطاب: آقاي نخست وزير
جمشيد آموزگار براي مدت نزديك به 20 سال مناصب بالاي دولتي را تصدي و همزمان با آن مشاور اصلي شاه در امور نفت و طرف مذاكره اصلي از جانب دولت ايران در سازمان كشورهاي صادركننده نفت ( اوپك) بوده است. وي از اكتبر 1976 تا اوت 1977 دبيركل تنها حزب سياسي ايران، يعني حزب رستاخيز ايران، بود. اين سمت به وي يك كرسي در دولت تحت عنوان وزير مشاور در امور حزب رستاخيز داد. انتصاب وي به نخست وزيري از جمله اقداماتي است كه شاه در نظر دارد براي دگرگوني سيستم سياسي ايران انجام دهد، سيستمي كه بدون به خطر انداختن نظام سلطنتي، بعضي از مزايا و جنبه هاي دموكراسي غربي را فراهم خواهد نمود. شاه از آموزگار انتظار دارد با استفاده از توانايي سازماندهي و سوابق اقتصادي خود، حمايت جامعه را براي اجراي برنامه هاي سياسي و اقتصادي داخلي جلب نمايد. با اين حال اين واقعيت كه وي دست راست شاه در مسائل مربوط به امور نفت مي باشد، آموزگار را براي ايالات متحده فرد مهمي كرده است. وي نسبت به امريكا احساس دوستانه اي دارد، ولي سعي مي كند از هر موقعيتي كه ممكن است براي وي اشتهار به آمريكايي بودن را همراه داشته باشد، پرهيز نمايد. آموزگار در كنفرانس اوپك يك طرف مذاكره زيرك و هوشيار بوده و شخصيتي صريح و قدرتمند نشان داده است. وي در كنفرانس هاي 1791، 1973 و 1974 سمت رياست داشته است. وي در سال 1975 در يك سخنراني براي مجمع عمومي سازمان ملل اظهار داشت با تعيين بهاي نازل براي مواد خام، نظير نفت، تعداد كمي از كشورها به منظور تأمين استانداردهاي عالي زندگي براي خود، منابع زيرزميني كشورشان را به نابودي مي كشانند. وي ادعا كرد كه نفت ارزان، شكاف بين كشورهاي رو به رشد و توسعه يافته را عميق تر مي كند. آموزگار يكي از گروگانهايي بود كه در اجلاسيه 5791 اوپك در وين توسط اعراب تروريست دستگير و براي مدت 30 ساعت زنداني شد. وي در اجلاسيه اوپك در دوحه سال 1976: تأكيد ايران بر افزايش 15 درصد بهاي نفت را منعكس كرد.
معرفي و ويژگيها
آموزگار كه فردي سخت كوش و بدعتگذار ايدأ نتيجه گرايي مي باشد، يكي از تكنوكراتهاي بي شماري است كه توسط شاه براي مدرن كردن ايران مورد استفاده قرار گرفته است. وي مداركي در رشته هاي بهداشت عمومي و مهندسي بهداشت از دانشگاه كرنل و دكتراي مهندسي هيدروليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت نموده است. وي پويايي، تشويق و انتقاد از فساد را با سمت جديد خود به همراه آورده است.
آموزگار با 45 سال سن، مردي مرتب، آرام و مؤدب بوده و شخصيتي صميمي و خوشايند دارد. وي مي تواند تقريباً درباره هر موضوعي با درايت صحبت كند. وي در سال 1972 از اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده ديدار نمود. وي در اجلاسيه صندوق بين المللي پول و بانك توسعه جهاني (IBRD) در سال 1971 (واشنگتن) و 1973 (نايروبي ) شركت داشت. در سال 1975 به عراق و پرو مسافرت نمود.
آموزگار با يك زن آلماني ازدواج كرده و فرزندي ندارند. هر دوي آنها انگليسي را به رواني و زبان آلماني صحبت مي كنند. آموزگار سه برادر دارد كه آنها نيز مناصب شايسته اي در دولت داشته اند.
پاورقي

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14