(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 27 تير 1388- شماره 19413
 

اداره مطالعات استراتژيك نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه:
دانشجويان رشته هنر بيشترين گرايش را به اينترنت دارند
بي احترامي به زبان كردي و تركي تحريك كننده است
معاون ستاد عمره دانشجويي كشورخبرداد اعزام دانشجويان دختر به عمره منتفي نيست
وزير علوم: سرنخ انقلاب مخملي در برخي پايان نامه هاست
نسخه جعلي اسلام
مديركل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم در گفت و گو با برنا:
پروژه هاي انگليس بي كيفيت است، دانشجو بورسيه نمي كنيم
انتظارات دانشجويان از دولت دهم
طنز دانشگاهي دانشجو در ملل مختلف



اداره مطالعات استراتژيك نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه:
دانشجويان رشته هنر بيشترين گرايش را به اينترنت دارند

براساس اعلام شوراي سياست گذاري و تحليل مطالعات استراتژيك و سنجش افكار نهاد، دانشجويان رشته هنر بيشترين و دانشجويان رشته علوم انساني كمترين گرايش را به اينترنت دارند.
سومين نشست شوراي سياست گذاري و تحليل مطالعات استراتژيك و سنجش افكار نهاد با موضوع «سنجش گرايش دانشجويان نسبت به اينترنت» و با حضور معاونين پژوهشي و فرهنگي نهاد و جمعي از صاحب نظران واساتيد دانشگاه ها در معاونت پژوهشي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها برگزار شد. اين نشست با هدف اجراي طرح پژوهشي و شناخت علمي وضعيت موجود اينترنت و كاربران آن، بررسي عوامل مرتبط و مؤثر بر گرايش دانشجويان سراسر كشور به اينترنت برپا شد.
در بخشي از پژوهش مذكور نتايج زير به دست آمده است:دانشجويان به طور متوسط 6ساعت در هفته از اينترنت استفاده مي كردند.
¤ ازنظر پاسخگويان بيشترين مورد استفاده دانشجويان درحال حاضر از خدمات اينترنتي به ترتيب عبارتند از: ارسال ايميل، دانلود فيلم و موسيقي، فعاليت علمي، جستجوي وب، سرگرمي و خواندن اخبار و در مقابل كمترين مورد استفاده: اتاق چت (درون مرزي)، اتاق چت (برون مرزي)، خريد و فروش و جستجوي كار مي باشد.
¤ از ميان سايت هاي فعال در اينترنت به ترتيب، سايت هاي علمي، خبري، بازي و سرگرمي، جامعه مجازي و خدماتي بيشترين بازديدكننده را به خود اختصاص داده اند.
¤ عواملي كه بيشترين نقش را در گرايش دانشجويان به اينترنت ايفا كرده اند به ترتيب عبارتند از: فعاليت علمي، جلب توجه ديگران، نياز به پيشرفت در زمينه هاي مختلف علمي، اقتصادي و نياز به كنجكاوي و ماجراجويي، اتاق گپ زني، تخليه فشارهاي رواني، نياز عاطفي و ارزشمند شدن اينترنت.
¤ به طور كلي سه شاخصه: عوامل فردي، عوامل محيطي و عوامل ساختاري و بومي در گرايش دانشجويان به اينترنت تأثير دارد.

 



بي احترامي به زبان كردي و تركي تحريك كننده است

اولين نشست شوراي سياستگذاري و تحليل مطالعات استراتژيك و سنجش افكار نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها با موضوع بررسي و تحليل يافته هاي طرح پژوهشي قوميت و هويت در فروردين ماه سال جاري در معاونت پژوهشي نهاد برگزار شد.
به گزارش مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها (مأوا)، هدف از اجراي اين طرح پژوهشي كه در سال 1386 انجام شده ارزيابي اين موضوع است كه عبارت بود از اينكه دانشجويان كرد و ترك در چه موقعيت هاي خاص در تعامل با ديگران هويت ايراني را در خود قوي مي بينند و در چه مواقعي حس قومي آنها جنبه غالب پيدا مي كند، دانشجويان ترك و كرد چه خواسته هايي را به عنوان مهمترين مطالبات فرهنگي و سياسي گروه قومي خود بيان مي كنند و چه شرايط و عواملي سبب تقويت احساس تعلق اين دانشجويان به هويت ايراني و زمينه ساز احساس بيگانگي آنان از هويت مذكور مي شود؟
در اين نشست علمي كه معاونين پژوهشي، فرهنگي و سياسي نهاد و جمعي از صاحبنظران و اساتيد دانشگاه ها حضور داشتند، پس از ارائه گزارش يافته هاي پژوهش از سوي دكتر سيدامامي
(مجري طرح)، حاضران نظرات و ديدگاه هاي خود را درباره موضوع پژوهش ارائه نمودند.اما با نظر مساعد شوراي سياست گذاري و تحليل مطالعات استراتژيك و سنجش افكار نهاد مقرر شد كه موج دوم پژوهش در سطح ملي به اجرا گذاشته شود. گفتني است موج اول طرح پيشتر در سطح دانشگاه هاي تهران و با حجم نمونه 600نفري انجام شده است.در بخشي از پژوهش مذكور نتايج زير به دست آمده است:
¤ در پاسخ به اين سؤال كه در جمع دانشجويان همزبان معمولاً به چه زباني سخن مي گوييد؟
5/92درصد دانشجويان كرد و 7/88درصد دانشجويان ترك اظهار داشتند كه هميشه يا اغلب به زبان بومي سخن مي گويند.
¤ 2/74درصد كردها و 2/82درصد ترك ها از كرد و ترك بودن خود احساس غرور مي كردند.
¤ 6/96درصد كردها و 5/81 درصد ترك ها با معرفي خود به ديگران به عنوان يك كرد و ترك احساس خوبي به دست مي آورند.
¤ 88درصد كردها و 96درصد ترك ها بي احترامي به سطح شعور گروه قومي خويش را توهيني به خود تلقي كردند و 8/87درصد كردها و 5/91درصد ترك ها بي احترامي به زبان خود را عاملي سبب تحريك احساس خود دانستند.
5/62درصد كردها و 38/80درصد ترك ها اظهار داشتند كه چهره هاي نمايش داده شده از قوميت آنان در صدا و سيما منفي است.

 



معاون ستاد عمره دانشجويي كشورخبرداد اعزام دانشجويان دختر به عمره منتفي نيست

معاون ستاد عمره دانشجويي كشور گفت: اعزام دانشجويان دختر عمره گذار به طور كامل لغو نشده است.
ابراهيم صارمي در گفت وگو با مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها (مأوا)، با تكذيب منتفي شدن كامل اعزام دختران دانشجو از سال آينده به حج عمره اظهار داشت: براساس قانون عربستان ورود دختران مجرد زير 45 سال به اين كشور بدون حضور محرم غيرقانوني است، اما سازمان حج و زيارت كشور و ستاد عمره دانشجويي با ارايه راهكارهايي همه ساله دختران دانشجو را در قالب كاروان هاي مجزا به سرزمين حج اعزام مي كرد.
وي ادامه داد: دولت عربستان امسال با سختگيري هاي خود تلاش كرد اين قانون را عملياتي كند كه خوشبختانه مشكل مهمي براي اعزام كاروان ها نداشتيم.صارمي با بيان اين كه دولت عربستان با اجراي مصوبه خود بر اعزام هاي آينده تاكيد دارد، اضافه كرد: سازمان حج و زيارت كشور نيز براساس همين محدوديت ها منتفي شدن سفر دختران مجرد دانش آموز و دانشجو را اعلام كرد.
معاون ستاد عمره دانشجويي كشور تصريح كرد: اما مسئولان ستاد عمره دانشجويي به جهت تداوم اعزام دختران دانشجو به حج عمره و بهره مندي آن ها از اين سفر معنوي در مذاكراتي با ارايه طرح هايي به مسئولان سازمان حج و زيارت و دولت عربستان بنا دارد اعزام آنان را همانند گذشته داشته باشد.
صارمي با اشاره به اين كه مرحله نخست اعزام عمره دانشجويي با اعزام دانشجويان دختر در اسفندسال گذشته پايان پذيرفته، افزود: اعزام بيش از 9 هزار پسر دانشجو به سرزمين وحي از برنامه هاي دومين مرحله از اعزام دانشگاهيان بود كه از 14 تير آغاز و تا 21 مرداد در قالب 90 كاروان به مدينه منوره و مكه معظمه بوده است. اين گروه پيش از فرارسيدن ماه رمضان به كشور بازخواهند گشت.

 



وزير علوم: سرنخ انقلاب مخملي در برخي پايان نامه هاست

وزير علوم با بيان اينكه رساله هاي تطبيقي در علوم انساني كه در دانشگاه هاي خارج كشور از سوي دانشجويان ايراني انجام مي شود را قبول نداريم تصريح كرد: بحثي مانند انقلاب مخملي نيز از برخي از همين نوع پايان نامه ها مطرح شده است.
پايان نامه هاي تطبيقي دانشجويان ايراني خارج كشور در مورد مسائل ايران را قبول نداريم
به گزارش مهر، دكتر محمدمهدي زاهدي يكشنبه شب در سومين گردهمايي دانشجويان فعال ايراني در خارج از كشور در دانشگاه شهيد بهشتي در پاسخ به پرسشي در زمينه پايان نامه هاي تطبيقي در علوم انساني تاكيد كرد: ما در وزارت علوم پايان نامه هاي تطبيقي كه دانشجويان دكتري ما در خارج از كشور در مورد مسائل ايران تحقيق مي كنند و اطلاعات كشور را به بيگانگان بدهند را قبول نداريم.
انقلاب مخملي از پايان نامه هايي با موضوع ايران در خارج كشور مطرح شده است
وي اضافه كرد: بايد توجه كنيد بحثي مانند انقلاب مخملي نيز از برخي از همين نوع پايان نامه ها مطرح شده است و ما تاكيد كرده ايم كه به دانشجويان دكتري اعلام شود رساله هايي كه در خارج كشور در زمينه ايران تدوين مي شود را قبول نداريم.
وزير علوم در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان در زمينه عدم قرارگيري دانشگاه هاي ايراني در جمع 500 دانشگاه برتر دنيا گفت: برخي از رتبه بنديهاي جهاني به گونه اي ملاك بندي شده كه تنها دانشگاه هاي خودشان مي توانند در آن رتبه هاي برتر را كسب كنند.
وي افزود: اما با اين وجود در سال 86 دانشگاه هاي تهران و شريف در يك رتبه بندي رتبه زير 500 و در سال 87 در جمع دانشگاه هاي فني رتبه هاي 159 و 160 را بدست آوردند.
برخي ملاكهاي رتبه بندي دانشگاه هاي دنيا را قبول نداريم
زاهدي با بيان اينكه ما ملاكها و معيارهاي آن رتبه بندي ها از جمله جايزه نوبل و تعداد دانشجويان خارجي را قبول نداريم، گفت: نظام رتبه بندي جهان اسلام را راه اندازي كرده ايم كه در آن باورهاي ديني لحاظ شده و مبتني بر علوم و تحقيقات است. رتبه بندي اين نظام انجام شده اما نتايج آن را رسما اعلام نمي كنيم اما وضعيت دانشگاه هاي ايراني در اين رتبه بندي خوب است.
وي به ضعف دانشگاه هاي ايراني در وبومتري اشاره كرد و گفت: علاوه بر اين نكته جدايي و تفرق ميان دانشگاه هاي غيرپزشكي با پزشكي نيز در اين مسئله بي تاثير نيست و توافقاتي صورت گرفته كه دانشگاه ها آدرس واحدي داشته باشند تا رتبه بهتري از نظر وبومتري كسب كنند.
وزير علوم در زمينه اظهارات يكي از دانشجويان در خصوص جذب دانش آموختگان خارج كشور در داخل گفت: كار گروه فناوري شوراي ايرانيان خارج از كشور از فعاليت ايرانيان متخصص استقبال مي كند اما اگر بخواهيم شفاف صحبت كنيم متوجه مي شويم كه برخي از كشورهاي آسياي ميانه مداركي مي دادند كه صحت و سقم آنها مورد ترديد است از اين رو وزارت علوم اين موضوع را ساماندهي كرده و شرايط ارزشيابي مدارك نيمه حضوري و غيرحضوري را اعلام كرده است.
زاهدي تاكيد كرد: وزارت علوم سخت گيري نمي كند بلكه با صدور مدرك بي اعتبار مقابله مي كند.

 



نسخه جعلي اسلام

عرفان «منهاي عقيده»
آنچه مي خواهند به ما بباورانند و خود به آن يقين و عقيده دارند!! اين گزاره است كه: «مي توان هيچ عقيده اي به هيچ گزاره ديني نداشت و در همه چيز حتي توحيد و مبدا و معاد، شك داشت و بلكه منكر همه چيز شد و معذلك ديندار و مؤمن بود. و مي توان با همه احكام ديني مخالفت كرد و در عين حال، الگوي اخلاقي شد و به معنويت و عرفان رسيد.» مثلا در همين متني كه دوستمان خواندند دستكم در هفت مورد گفت كه: مي توان دين و حتي عقايد قطعي و ضروري ديني را رد كرد و در عين حال، ديندار هم بود. به عنوان مثال:
1- با ديدن حوادث تلخ در زندگي- چون زلزله- مي توان خيرخواهي يا عدالت خدا را انكار و يا در آن شك كرد و اين عقيده، منافاتي با ايمان ندارد. زيرا «ايمان»، محتواي عقيدتي- مثلا عقيده به عدالت يا خيرخواهي خدا- ندارد، بلكه در آن يك ايمان بدون موضوع و متعلق هم كافي است!! نبايد از مؤمن پرسيد كه به چه چيز ايمان داري؟! به هيچ.
2- مي توان معتقد بود كه منشأ دين، اساساً نه يك امر ماورايي- مثل خدا- بلكه يك امر بدني (فيزيولوژيك) يا رواني (پسيكولوژيك) است.
يعني مي توان در منشأ الاهي و غيرمادي دين، شك كرد و اين نيز منافاتي با ايمان و معنويت و دينداري ندارد. حتي مي توان پذيرفت يا احتمال داد كه غده اي در بدن است كه اگر ترشح اش زياد شود، آدم ديندار يا ديندارتر مي شود و مي توان احتمال داد كه منشأ دين، يك امر جامعه شناختي، روانشناختي يا زيست شناختي- و نه خداوند- است و اين شك، صدمه اي به ايمان نمي زند چون قرار شد كه ايمان ما از نوع دگماتيك و عقيدتي (كه قطعاً منشأ الاهي براي دين، قائل است و همه اين احتمالات را قاطعانه رد مي كند)، نباشد.
3- مي توان مؤمن و متدين بود و در عين حال مثلا بخاطر عصبانيت از رفتار زشت يك فرد مدعي دينداري، در اصل دين و حقانيت آن شك كرد. اين شك هم منافاتي با ايمان و دينداري ندارد!!
4- كسانيكه بخاطر منافع شخصي يا سود و ضرر مادي به ديني گرويده اند اگر به هر دليل به مطامع خود نرسيدند و يا اگر كاركردي را از دين، انتظار داشته اند ولي انتظار آنان از دين با واقعيت، جور درنيامد، چنين كساني نيز مي توانند در دين، شك كنند و اين شك، صدمه اي به ديانت آنان نمي زند و همچنان مي توان آنان را متدين دانست چون ايمان نبايد يك دگم باشد.
5- چون فرهنگ ديني جامعه در طول تاريخ، تغييراتي به خود مي بيند پس مي توان نتيجه گرفت كه هيچ چيز قطعي نيست و مرزي ميان «ضروريات دين» و «بدعت ها» وجود ندارد، همه چيز مشكوك و نسبي و قابل حذف از دين و يا قابل اسناد به دين است پس هر عقيده اي مي تواند به يك اندازه، ديني يا غيرديني دانسته شود و فاصله اي معرفتي ميان ارتدوكسي ها و هترودكسي ها وجود ندارد. مي توان به چنين سيلان و هرج و مرجي معتقد بود و آرام آرام در همه عقايد ديني شك كرد و ضروريات دين را بدعت دانست و بدعتها را ضروري دين خواند و با اين وجود، اين هرج و مرج عقيدتي نيز به ايمان آدمي صدمه اي نمي زند.
6- مي شود معتقد بود كه هيچ دليلي به نفع توحيد و نبوت و معاد و... وجود ندارد و عقل، هيچ حمايتي از هيچيك از اصول دين نمي كند. مي توان در كليه اصول و عقايد ديني، شك و يا آنها را انكار كرد و در عين حال، متدين و مسلمان بود!!
7- حتي مي توان به عقيده اي برخلاف عقايد اسلامي، معتقد شد و اين نيز منافي با مسلماني نيست. شك در وحي بدليل تعارض يافته هاي بشري (كه حتماً عقلي و قطعي هم نيستند زيرا قرار شد كه هيچ مفهوم اثبات پذير عقلي، ممكن نباشد) با دين، مزاحم دين و دينداري نيست يعني مي توان اين عقيده را پذيرفت كه حقايق و واقعياتي وجود دارند كه دين را نقض مي كنند و در عين حال، هم به آن واقعيات و هم به دين (يعني به طرفين يك تناقض) مؤمن بود!! اين موارد (صريحاً نام برده شده اند و سپس نتيجه گرفته شده است كه «مي توان با چنين اعتقاداتي، مؤمن و ديندار هم بود.» يعني تصريح مي كنند كه قاطعانه!! معتقدند كه هيچيك از عقايد اسلامي عقلا اثبات نمي شود و كليه مفاد آيات و روايات و گزاره هاي ديني مشكوكند و مؤمنين در قبول يا عدم قبول آنها مخيرند زيرا هيچ دليلي بنفع توحيد و مبدأ و معاد و نبوت و... وجود ندارد و اگر در اهم عقايد اسلامي، شك دارد و در عين حال، مي تواند خود را متدين نيز بداند به دو دليل است: 1-از آنجا كه گزاره هاي ديني مطلقاً قابل اثبات نيستند و دليل عقلي ندارند و لذا شك پذير بلكه مشكوكند.
2- از آنجا كه شك، امر اختياري نيست پس قاعدتاً منظور آن است كه فرد شك كننده، «مفعول شك» است نه «فاعل شك»، بنابراين قابل نهي و عتاب نيست. در خصوص دليل دوم در جلسه ديگري بايد بتفصيل پاسخ گفت كه فرد قرباني شك و جهل، اگر مستضعف است، حكم ديگري غير از افراد لجباز و شكاك دارد. اما دليل نخست در تجويز اين شكوك نيز، يك «دور مصرح» است.
اسلام، مشتي جزميات است
اكنون ما در مقام توضيح و تقرير صورت مسئله هستيم و نوبت به پاسخ نرسيده است. ابتدا بايد شفاف شود كه اين نظريه چيست. دوستان تصريح مي كنند كه به عقايد و احكام اسلامي در سه مقام، نقد وارد مي شود و مؤمنين در هر سه مورد بايد اين اشكالات را بپذيرند و مقاومت نكنند زيرا پذيرش اين سه اشكال بر اسلام نيز منافاتي با دينداري ندارد:
اول) حال كه هيچ استدلالي، اسلام- و هيچ دين ديگري را- تأييد نمي كند و مسلمين تنها تسليم اتوريته حضرت محمد(ص) (و اهل بيت ايشان در مورد شيعه) شده اند، اين اشكال و نقد وارد است كه مسلمانان چرا اتوريته ايشان- و نه كس يا كسان ديگري- را پذيرفته اند؟ آيا اين تسليم و گرايش، بحق است يا ناحق؟ اگر استحقاق ايشان براي انتخاب بدون دليل از ميان هزاران انتخاب ديگر، زير سؤال برود مسلمانان استدلالي در مقام پاسخ ندارند بلكه صرفاً چنين گرايشي در آنان وجود دارد و اين انتقاد را بايد پذيرفت (يعني دليلي قطع آور به نفع نبوت، امامت با ولايت وجود ندارد).
دوم) حال كه مسلمانان به هر ترتيب، اسلام و اتوريته حضرت محمد(ص) را پذيرفته و تسليم كتاب و سنت شده اند، مسئله بعدي آن است كه بي نهايت تفسيرها و فهم هاي متضاد از سرتاسر آيات و روايات مي توان داشت كه همگي مشكوكند و هيچ داوري له يا عليه هيچيك نمي توان كرد و هر قرائتي مي توان از اسلام داشت، همه چيز را مي توان به اسلام نسبت داد يا از آن سلب و نفي كرد. شايد بتوان درباره سازگاري نسبي بيشتر يا كمتر برخي تفاسير و قرائت ها داوري كرد (و معلوم نيست كه چرا بتوان؟!) ولي متن اسلام، به كلي مبهم و متشابه و مجمل است و هيچ دليل نقلي قطع آوري هم وجود ندارد (چنانچه هيچ دليل عقلي قطع آوري در كار نيست). اين آقا به جاي «اصل دين» و «فهم دين»، با تقليد از پوپر كه از «جهان يك» و «جهان دو» سخن گفت، تعبير «اسلام يك» و «اسلام دو» را به كار مي برد و همان بحث قديمي را تكرار مي كند كه حتي اگر بپذيريم كه اسلام يك (ذات دين)، درست و حقيقت است (كه آن هم صرفاً يك فرض و مشكوك و اثبات ناپذير است) ولي «اسلام دو» يعني كليه برداشت ها و شرح و تفسيرهاي علماي دين (قرائت ها) سرتاسر مشكوك است و هيچ انطباق قطعي در هيچ موردي با «اسلام يك» (خود دين) ندارد بنابراين سراسر مفاهيم و معارف و احكام اسلام، مشكوك است و هر قرائتي از آنها مي توان كرد و هيچ قرائتي هم لزوماً بر حق نيست و امكان داوري وجود ندارد!! يعني هيچ اندر هيچ. بنظر ايشان كاملا جا دارد كه مسلمانان، اين نقد و اشكال را هم بپذيرند و دست از يقين و اعتقاد بردارند و به يك معنويت مجمل و شك آلود، قناعت كنند.
سوم) نقد سوم آن است كه وقتي ببينيم ميان آنچه از اسلام قبول كرده ايم (بلادليل) و آنچه با استدلال به آن رسيده ايم، ناسازگاري وجود دارد بالاخره بايد ميان دين و آن استدلال، يكي را برگزيد و چنين مواردي، وجود دارد. البته اين نقد سوم، با ادعاي پيشين تناقض دارد كه ادعا مي شد! هيچ دليلي نه له و نه عليه دين وجود ندارد پس چگونه ممكن است كه ميان دين و آنچه استدلالاً پذيرفته ايم ناسازگاري باشد؟

 



مديركل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم در گفت و گو با برنا:
پروژه هاي انگليس بي كيفيت است، دانشجو بورسيه نمي كنيم

مديركل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم،تحقيقات و فناوري اعلام كرد : چون دانشگاه هاي كشور انگلستان پروژه هاي بي كيفيت به دانشجويان مي دهند،وزارت علوم دانشجويي به اين دانشگاه ها بورسيه نمي كند و دانشگاه امير كبير با مسووليت خود دانشجوي بورسيه به دانشگاه بيرمنگام انگلستان اعزام مي كند .
علي اكبر متكان در گفت و گو با خبرنگار سرويس دانشگاه برنا، گفت : وزارت علوم علاوه بر كشور انگلستان، در كشورهاي كانادا و آمريكا هم دانشجو بورسيه ندارد .
وي علت عدم اعزام دانشجوي بورسيه به اين كشورها را مسائل سياسي و مشكلاتي كه كشور كانادا براي صدور ويزا براي خانواده دانشجويان ايجاد مي كند عنوان كرد .
دهه 70 آغاز رشد دانشجويان در خارج كشور
مدير كل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم تصريح كرد : با رشد جمعيت در دهه 60 و افزايش تقاضا براي ورود به آموزش عالي و كمبود ظرفيت هاي داخل در اواخر دهه 70 رشد قابل توجه اي در بحث دانشجويان خارج كشور داشتيم . كه با مشكلات عديده اي روبرو بودند.
وي ادامه داد : اكنون مشكل در مقطع ليسانس در داخل كشور حل شده است به طوري كه در اين مقطع در سال جاري با 250 هزار صندلي خالي روبرو هستيم و كيفيت آموزشي ارتقاء يافته است.
برخورداري دانشجويان خارجي غيربورس از تسهيلات
متكان ياد آورشد : درحال حاضر دانشجويان در مقاطع تحصيلات تكميلي و رشته هاي اولويت دار بورس مي شوند، و دانشجويان غير بورس هم از برخي تسهيلات مانند معافيت هاي سربازي ، تخفيف بليت ايران اير، شركت در برنامه ها و همايش ها بهرمند مي شوند .
پرداخت شهريه دانشجويان بورسه زودتر از موعد مقرر
وي تصريح كرد : براي اينكه دانشجويان بورسيه با مشكل مواجه نشوند شهريه يك سال آنان در اول سال جاري در يك نوبت پرداخت مي شود به طوريكه شهريه سال 88 دانشجويان بورس خارج از كشور پرداخت شده است .
مدير كل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم ادامه داد : در رشته هاي علوم انساني هم مانند كشاورزي براي آشنايي با علوم روز دنيا نيازمند اعزام دانشجوي بورسيه هستي.
اعلام نتايج بورس سال 88 ظرف 20 روز آينده
وي تصريح كرد : هرساله تا سقف 100 الي 200 نفر دانشجوي بورسيه اعزام
مي شوند سال گذشته 100 نفر دانشجو بورسيه اعزام شدند و امسال نيز تا 20 روز آينده اعلام مي شود كه چه تعداد دانشجوي بورسيه اعزام خواهد شد .
عدم تناسب اعزام دانشجويان بورسيه با نياز كشور در دوره قبل
متكان تصريح كرد : در دوره قبل از دولت نهم اعزام دانشجويان بورسيه در تمام مقاطع صورت مي گرفته ، كه براساس نياز كشور نبود، در دولت نهم مقابل اعزام دانشجو در مقاطع مختلف گرفته شد و اعزام منوط به رشته هاي اولويت دار كيفي دكتري شد و در مقطع كارشناسي ارشد هم تنها رشته اي بورس مي شود كه واقعا كشور به آن نيازمند باشد مانند زبان و ادبيات چيني كه دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد بورس مي شود .
افزايش چند برابري بورس هاي داخل كشور
وي ياد آورشد : در زمينه كمي هم بورس هاي داخل كشور چندين برابر شده است و براي آشنايي بورس دكتراي داخل هم با علوم روز دنيا دوره هاي 6 تا 9 ماه خارج كشور پيش بيني شده است .
مدير كل امور بورس دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم تصريح كرد : 50 درصد هزينه دانشجويان غير بورسيه هم براي سفر مطالعاتي به خارج كشور توسط وزارت علوم پرداخت مي شود .
اعزام رايزن علمي به كشورهاي چين و آلمان براي اولين بار
وي همچنين از اعزام رايزن علمي به كشورهاي چين و آلمان براي اولين بار در سال جاري خبر داد و گفت : با توجه به تعداد قابل توجه دانشجو در كشورهاي آلمان و چين وضرورت رسيدگي به وضعيت رفاهي ،علمي و صنفي آنان، امسال براي اولين بار در اين دو كشور رايزن علمي مستقل خواهيم داشت.
وي افزود: پيش از اين كشور چين تحت پوشش رايزن علمي ايرن در جنوب شرق آسيا قرار داشت، كه به علت وسعت تعداد دانشجو از سال جاري اين كشور به طور مستقل داراي رايزن علمي خواهدشد.
متكان گفت: همچنين علاوه بركشور چين، رايزن علمي ايران در كشور آلمان نيزدر سال جاري اعزام خواهد شد.
مدير كل امور بورس و دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم ، شناسايي توانمنديهاي علمي كشورهاي حوزه فعاليت، تلاش در جهت انتقال دانش و تكنولوژي كشورهاي حوزه فعاليت به داخل ، ايجاد هماهنگي براي همكاريهاي مشترك بين دانشگاه هاي داخل و خارج كشور را از وظايف رايزنان علمي عنوان كرد و افزود : رايزنان علمي علاوه بروظايف مذكور، سرپرستي دانشجويان خارج كشور را نيز عهده دار هستند.
افزايش رايزن هاي علمي در دستور كار قرار گرفت
وي از برنامه آتي وزارت علوم، به افزايش تعداد رايزنيهاي علمي در كشورهاي مختلف اشاره كرد و افزود : به علت وسعت شبه قاره هند تعداد رايزنان علمي اين كشور به دو نفر افزايش يافت.

 



انتظارات دانشجويان از دولت دهم

¤علي خضريان
دولت دهم طي روزهاي آتي رسماً فعاليت خود را آغازخواهد كرد؛ اينكه چرا سطح توقعات و انتظارات ازدولت دهم نسبت به ساير ادوار متفاوت و كاملاً متمايز است، خود بحث جداگانه اي را مي طلبد كه البته بايد بسترهاي اين انتظار را درمشاركت 85 درصدي مردم در انتخاب رئيس دولت دهم جستجو كرد.
آنچه اما مهم وكليدي مي باشد اينكه جمهوري اسلامي بدون دولت و يا با دولتي ضعيف، ازاساسي ترين پايه هاي خود محروم مي شود و اگر جمهوري اسلامي را مترقي ترين شيوه حكومت مردمي بدانيم پس بايد دولت برآمده از چنين الگويي را نيز همچون ادوار گذشته كه دولت هاي اصلاحات به رياست جمهوري سيد محمد خاتمي، سازندگي به رياست جمهوري اكبر هاشمي رفسنجاني و دوران جنگ تحميلي كه با نخست وزيري ميرحسين موسوي همراه بوده است را هم پاس داشت و درجهت تقويت آن براي اجراي مطالبات مردم تلاش كرد.
به نظر مي رسد عدم تمكين به آراء ملت دراين برهه تاريخي و با اين وسعت توقعات و انتظارات از دولت دهم، از سوي برخي گروه ها و جريان هاي سياسي شكست خورده در انتخابات ضمن اثبات عدم اعتقاد قلبي به مردم سالاري ديني، آبي است كه به آسياب دشمن ملت ايران ريخته خواهد شد وقطعا مردم نيز آن را بي پاسخ نخواهند گذاشت.
بايد يادآور شد زماني كه امام (ره) مردم را ولي نعمتان اين حكومت مي خواندند درصدد تعارف يا خلق جملات زيبا براي تحريك احساسات مردم نبودند و حقيقتاً مطالبات و انتظارات آنها را در رأس امور مسئولان خصوصاً دولتمردان مي دانستند.
دراين ميان دانشگاه به دليل دارا بودن خاصيتي پويا، جوان و علمي همراه با روحيه مطالبه گري انتظار دارد تا دولت دهم نيز با نگاهي دقيق و تخصصي به مسائل، رويكردي صحيح را در دستوركار خود قرار دهد و در اين ميان تعلقات حزبي و گروهي اش مانع از به ثمر نشستن طعم شيرين خدمتگزاري دركام ملت نگردد.
دانشجويان جداي از بدنه مردم نيستند؛ اما دركنار دغدغه هاي عمومي جامعه همچون حفظ ارزش ها و ارتقاء شاخص هاي فرهنگ غني اسلامي دركشور، مقابله با مشكلات معيشتي و رفاهي مردم، حفظ و تقويت گفتمان انقلاب اسلامي با حضور مقتدرانه و ديپلماسي فعال، پيگيري اجرايي شدن عدالت در تمام ابعاد جامعه و... انتظارات ديگري را نيز از دولت دهم دارا مي باشند.
اولين انتظاري كه دانشجويان از دولت دهم دنبال خواهند كرد. خود دانشگاه است. نكته اي كه مي بايست به آن پرداخت اينكه دانشگاه با افزودن پسوند اسلامي و يا با ظواهر و پوشش هاي اسلامي براي دانشجويان مهيا نمي گردد، چرا كه اينها نقش پوسته اي را دريك دانشگاه اسلامي ايفا مي نمايند، البته پـوسته نه به معناي بي ارزش بلكه به مفهوم ظاهر يك دانشگاه اسلامي؛ البته جاي خود مهم است اما مطمئنا نكته مهمترهسته دانشگاه مي باشد كه مي بايست درجهت رسيدن به آن مشخص شود كه مباني درسي و استاد در يك دانشگاه اسلامي بايد چگونه باشد؟ كلاس هاي درس، سلف، خوابگاه و ديگر امكانات رفاهي و مهمتر از همه سياست هاي فرهنگي در چنين دانشگاهي بايد به چه شكلي باشد؟ و در كل انتظار مي رود نمايه اي كامل از چنين دانشگاهي در دولت دهم ترسيم گردد.
درحقيقت دولتمردان مي بايست با تصميمات صحيح دو كار عمده را در دانشگاه در دستوركار خود قرار دهند؛ يكي، تربيت و اصلاح انسان ها، و ديگر، تربيت دانشمندان و متخصصان و به نظر امام خميني (ره)، هر دو كار بايد دركنار يكديگر انجام شود.
چنين اصلي در دانشگاهي رخ خواهد داد كه به معناي حقيقي اسلامي باشد و مطلوب حضرت امام(ره) هم همين بود و مي فرمودند: «ما مي گوييم دانشگاه بايد از بنيان تغيير بكند و اسلامي باشد» و ايشان خيلي خوب اين حرف را معنا كردند و فرمودند: «معني اسلامي شدن دانشگاه اين است كه استقلال پيدا كند، و خودش را از غرب جدا كند و خودش را از وابستگي به شرق جدا كند و يك ملت مستقل، يك دانشگاه مستقل، يك فرهنگ مستقل داشته باشيم.»
ايشان درجمله اي ديگر نيز به مسئله استقلال اشاره مي كنند و مي فرمايند: «بايد دانشگاه ها بيدار شوند. بايد از همين دبستان تا آخر دانشگاه از اين افكار غرب زده تهي بشوند، و شرق روي پاي خودش بايستد.»
امروزه اگرچه در دانشگاه پيشرفت هاي عظيمي در زمينه هاي مختلف علمي همچون انرژي هسته اي، سلول هاي بنيادين، شبيه سازي حيوانات، درمان ضايعات نخاعي، داروي ايدز، ماهواره اميد و... را داشته ايم، ليكن هنوز آن تحول علمي بزرگ در علوم بالاخص علوم انساني صورت نگرفته است.
چرا كه وقتي فلسفه حيات انسان در گفتمان انقلاب اسلامي با محوريت خداوند تعريف مي شود، بايد توجه به همه ابعاد و وجوه انسان، برعلوم حاكم شود و اين قطعا با مدل علوم در غرب كه بهره اي جز لاشه علم ندارند و «هوالاول والآخر و الظاهر و الباطن» را نمي بينند و عقل انساني را محدود نمي دانند و درنهايت امروز دچار نسبي گرايي و نهيليسم مي شوند بايد متفاوت باشد تا براساس چنين رويكردي بتوان از دانشگاه انتظار داشت آن نقطه آرماني كه قرار است جامعه به آن سمت و سو هدايت شود، مشخص نمايند، به طور مثال اگر وضعيت جامعه را درسال 57 به عنوان نقطه آغازين اين حركت «الف» بناميم بتوان انتظار داشت كه نخبگان دانشگاه آن نقطه «ب» آرماني را براساس مدل گفتمان انقلاب اسلامي كه مطمئنا به صورت چندبعدي قابل ترسيم مي باشد مشخص كنند، تا معلوم گردد كه آن نقطه اي كه بايد تلاش شود تا به آن دست يابيم كجاست؟ داراي چه ابعاد و زوايايي است؟ و دائم بررسي شود كه آيا جامعه اي كه مي خواستيم بسازيم و مي خواهيم بنا كنيم، همين است؟ و اصلا آيا ما دراين مسير هستيم؟
البته اينها به آن معنا نيست كه دانشگاهها در زمينه دانشگاه اسلامي گام برنداشته اند، چرا كه اگر اينگونه فرض مي كرديم نقطه آغازين را درسال 57 قرارنمي داديم، بلكه مي بايست مسير حركت در جهت رسيدن به يك دانشگاه اسلامي معلوم و شفاف باشد تا از نزديكترين راه ممكن و با جمع همه ظرفيت ها هرچه بهتر به اين مهم دست يابيم. از سويي ديگر به دليل آنكه دولت داراي وظايف متعددي همچون گفتمان سازي، تصميم گيري و تصميم سازي هاي كلان و همچنين اجراي قوانين و سياست ها مي باشد، قطعا ارتباط صحيح و اصولي ميان دولت ودانشگاه باعث بالابردن كارآمدي كشور، حاكم كردن خدمتگزاري و در يك كلام انجام صحيح وظايف محوله توسط دولتمردان خواهدشد. ارتباط دولت با دانشگاه مي تواند دولت را با يك حوزه مشاوره علمي و درعين حال مردمي متصل نموده و دولتمردان دهم را بيش از گذشته با دغدغه ها و مطالبات جامعه آشنا مي سازد و نتيجه چنين رويكردي باعث خواهدشد تا دولت دچار روزمرگي هايي كه ازمهمترين آسيب هاي سيستم اجرايي كشور مي باشد نگردد و به گونه اي محصول چنين ارتباط صحيحي امتداد تصميم گيري هاي دولت را به دانشگاه وصل خواهدنمود.
البته دانشگاه در بعد نظارت نيز بهترين حلقه واسط ميان جامعه و دولت مي باشد و بايد گفت از آنجا رئيس جمهور منتخب دولت دهم اعلام كرده است كه قصد اصلاح روندها و جلوگيري از نفوذ فساد در دستگاههاي كشور را دارد، هيچ جايي همچون دانشگاه نمي تواند در امر نظارت يار و ياور دولتيان باشد و دانشجويان به دليل جايگاه پرسش گري، نقادي ومطالبه گري همراه با استقلال از جريان هاي قدرت و ثروت بهترين گزينه به عنوان ناظران امين درسطوح و بخش هاي مختلف مي باشند كه البته بايد گفت اين روابط بايد با حفظ شأن و جايگاه دولت و دانشگاه به صورت متقابل و فعال تعريف شود.
دانشگاه و دولت همچنين داراي شأن مشترك سياسي- اجتماعي خاصي هستند كه باعث گرديده هرگونه اظهارنظري كه ازسوي اين دو نهاد مطرح مي گردد به گونه اي ديگر به آن نگاه شود و مورد توجه و نظر افكار عمومي قرارگيرد كه اين شأن و جايگاه مشترك باعث مي گردد تا بتوان آنها را در سه مولفه تصميم سازي، نظارت بر اجراي تصميمات و شأن سياسي- اجتماعي مرتبط دانست و قطعا اگر پيوند ميان دانشگاه و دولت دراين سه حوزه به صورت متقابل و فعال شكل بگيرد باعث كارآمدي بيش از پيش نظام جمهوري اسلامي و رضايتمندي جامعه از دولتمرداني خواهدشد كه وظيفه خدمتگزاري ملت را در طول دوران دولت دهم برعهده گرفته اند.
¤ فعال دانشجويي

 



طنز دانشگاهي دانشجو در ملل مختلف

ژاپن: به شدت مطالعه مي كند و براي تفريح، ربات مي سازد.
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي عليه حسني مبارك، در و پنجره دانشگاهش را مي شكند.
هند: او پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر زيبايي مي شود و همزمان برادر دوقلويش را كه سال ها گم شده بود، پيدا مي كند؛ سپس ماجراهاي عاشقانه واكشني (ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آن دو با هم عروسي مي كنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود.
عراق: مدام به تيرها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد و در صورت زنده ماندن، درس مي خواند.
چين: درس مي خواند و در اوقات فراعت، مشابه يك مارك معروف خارجي را مي سازد و با يك دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد.
گينه بيسائو: او منتظر است تا اولين دانشگاه كشورش افتتاح شود تا به همراه برو بچ هم قبيله اي درس بخواند.
كوبا: او چه دلش بخواهد و چه نخواهد، يك كمونيست است و بايد با سواد باشد و همين طور بايد براي طول عمر فيدل كاسترو و جزجگر گرفتن جميع رؤساي جمهوري آمريكا دعا كند.
پاكستان: او به شدت درس مي خواند تا در صورت كسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان دربيايد.
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيكاري بين كلاس، چند نفر از قبيله توتسي رامي كشد.
انگليس: نسل دانشجوي انگليسي، درحال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره كواترناري، منقرض مي شود، ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند.
ايران: عاشق تخم مرغ است! سركلاس عمومي، چرت مي زند و سركلاس اختصاصي، جزوه مي نويسد! سياسي نيست، ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام كشورهاي بالا را دنبال مي كند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است؛ البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس. هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود؛ اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد والا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود؛ ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده كه چرا صاحب خانه ها جان به عزرائيل مي دهند اما اجاره منزل به دانشجو نه؟!

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14