(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 24 تير 1388- شماره 19411
 

آسيب شناسي مشكلات اقتصادي و اجتماعي زنان سرپرست خانواده آنجا كه فقر رنگ مي بازد-بخش پاياني



آسيب شناسي مشكلات اقتصادي و اجتماعي زنان سرپرست خانواده آنجا كه فقر رنگ مي بازد-بخش پاياني

صديقه توانا
تصوير شهر در لابه لاي جمعيتي انبوه كه هر روز با خنده خورشيد و روشنايي زمين در آمد و شد هستند، تصويري چشم نواز است، اما در اين ميان برخي مردمان به هيأت انسان هايي بي توجه به هم با چهره هايي سرد و عبوس، گرفتار روزمرگي هاي هميشگي خود، مجالي براي توجه به ديگران پيدا نمي كنند، ديگراني كه حتي اگر ناني براي خوردن نداشته باشند، دستي براي التماس به سوي ديگري دراز نمي كنند.
زنان سرپرست خانوار بخشي از حيات اجتماعي هستند كه براي گريز از اين بي پناهي پناهي ديگر مي جويند، دست هايي كه با حمايت بي دريغانه خود مي توانند نجات دهنده انساني مظلوم باشند.
زنان سرپرست خانوار از گروه هاي آسيب پذير جامعه هستند كه رنج مضاعفي را تحمل مي كنند، آنها نه تنها از لحاظ اقتصادي، بلكه از نظر اجتماعي، روحي، رواني و عاطفي نيز تحت فشار هستند.
نبود ديد مثبت براي ازدواج مجدد، گرايش نادرست و ديدگاه غلط مردان نسبت به سوء استفاده از شرايط زنان سرپرست خانوار، درگيري پيراموني با خانواده همسر، نبود قدرت مالي و تأمين نيازهاي اوليه زندگي، تنگ شدن حلقه روابط دوستانه همسايه ها و تا حدودي خانواده در پديدارشدن بحران عاطفي و رواني بين اين زنان و محيط خانوادگي آنها بسيار مؤثر است و باعث شيوع افسردگي و استرس ميان اقشار آسيب پذير جامعه مي شود.
زندگي با درد و رنج
حاصل 15 سال زندگي مشتركشان 3 دختر 14، 9 و 4 ساله بود كه دست اجل ديگر مهلتي براي ادامه زندگي و حيات به اين همسر مهربان و زوج خوشبخت نداد و زنش را تنها گذاشت.
زن بغضش را فرو مي خورد و اشك حلقه زده در چشمانش را پنهان مي كند، چند لحظه اي از پشت ميز كامپيوتر كنار مي آيد و با صدايي لرزان براي ما كه پاي درد دلش نشسته ايم، چنين مي گويد: «همسرم 36 ساله بود كه در يك كارخانه صنعتي در اثر حادثه و به دليل استاندارد نبودن دستگاه، دچار سانحه شد و مرا در 30 سالگي با كوله باري از درد، رنج و مسئوليت، تنها گذاشت و رفت... (گريه امانش نمي دهد)
الان 9 سال از آن زمان مي گذرد، در تهيه و تدارك جهيزيه براي دختر بزرگم هستم، چند ماه ديگر ازدواج مي كند. دختر دومم دانشجوي كامپيوتر است و فرزند كوچكم هم جزو دانش آموزان تيزهوش است. به لطف پروردگار از بابت تربيت بچه ها نگراني ندارم. آهي از نهادش برمي خيزد و ادامه مي دهد: «از وقتي سايه سرم از دستم رفت، جز خدا هيچ پشت و پناهي ندارم. مسائل اقتصادي، اجاره خانه، هزينه هاي زندگي و تحصيل فرزندان كمرم را خم كرده است. مشكلات و درگيري با خانواده همسرم، از صبح تا شب كاركردن در اين شركت از يك طرف و مسائل اجتماعي و فرهنگي هم از طرف ديگر ما را با مصائب زيادي مواجه مي كند. ديگر بريده ام و هيچ رمق و انگيزه اي براي ادامه زندگي ندارم.»
وي در پاسخ به سؤالم كه چه خواسته اي از مسئولان دارد چنين مي گويد: «ما فقط نيازمند حمايت عاطفي و اجتماعي آنها هستيم، هرچند مشكلات اقتصادي هم بسيار زياد است.»
فقر رواني و اجتماعي
«زنان سرپرست فقيرترين فقرا هستند.» اين عبارت را دكتر فريبرز عليزاده، جامعه شناس در تحقيقات خود با استدلال بيان مي كند و مي گويد: بيش از 50 درصد خانوارهاي زن سرپرست در دو دهك اول و دوم يعني فقيرترين گروهها قرار گرفته اند.»
وي با پژوهشي كه بر وضعيت زنان سرپرست خانوار انجام داده به اين نتيجه رسيده است كه درصد زنان سرپرست خانوار در دهك اول همواره بيش از مردان بوده، در حاليكه در دهك هاي بالاتر سهم زنان سرپرست خانوار روبه كاهش مي گذارد.
به گفته اين جامعه شناس درحالي كه بيش از 50 درصد خانوارهاي زن سرپرست جزو فقيرترين گروهها قرار گرفته اند. اين رقم در خانوارهاي مرد سرپرست 16 درصد است. به عبارت ديگر زنان سرپرست خانوار، «فقيرترين فقرا» را تشكيل مي دهند. كه فقر آنها به فقر زنانه معروف است. دكتر عليزاده با اشاره به اينكه فقر زنان فقط جنبه اقتصادي ندارد، مي گويد: «جنبه هاي رواني و اجتماعي فقر زنان نيز بسيار مهم است. نابرابري فرصتها در تمام طول زندگي اين گروه از زنان، زماني كه مسئوليت خانواده به دوش آنها گذاشته مي شود، بيش از پيش خود را نشان مي دهد.»
وي اضافه مي كند: «نابرابري در دسترسي به آموزش، مشاركت در جريان تصميم گيريهاي خانواده، عدم امكان كسب مهارت و اتكا به مرد خانواده براي تأمين زندگي، زنان را از قابليتهاي لازم براي كاهش فقر محروم كرده است.»
دكتر عليزاده با اشاره به اينكه زن سرپرست خانوار، «خود» را به قيمت تداوم زندگي و حفظ «ديگران»، فراموش كرده است و در نتيجه صحبت از فرديت و توانمندسازي به تنهايي كافي نيست، تصريح مي كند: «يكي از مشكلاتي كه سبب مي شود، زنان سرپرست خانوار به طور كامل توانمند نشوند، وابستگي فكري آنهاست كه از كودكي به آنها آموزش داده شده و «به عنوان مثال حتي در كتابهاي درسي بابا نان مي دهد و مادر لباس ها را مي شويد. عنوان گرديده است، براساس قوانين هم زن حتي نمي تواند براي فرزندش حساب پس انداز باز كند، مگر از دادگاه گواهي سرپرستي كودكش را داشته باشد، بنابراين چنين زني كه در خانواده پدر و شوهرش وابسته بار مي آيد، در 40 سالگي با فوت همسرش به سختي مي تواند فرد مستقلي باشد.»
عليزاده از زن سرپرست خانواري مي گويد كه سقف خانه اش چكه مي كند و او با وجود داشتن قدرت مالي براي تعمير سقف مي گويد: «مرد ندارم كه اين سقف را تعمير كند.»
او كه معتقد است زنان سرپرست خانوار از توانمندي رواني واجتماعي قابل توجهي برخوردار نيستند، مي گويد: «چرا زنان سرپرست خانوار اعتقاد چنداني به خود اثربخشي ندارند، چرا شبكه روابط اجتماعي آنها بسيار محدود است؟ و پاسخ اين سؤالات نشان از ساختار و قوانيني دارد كه در ذات خود نابرابري و فرصتها را تقويت كرده و گسترش مي دهد.»
ازدواج مجدد، حق طبيعي
زنان سرپرست خانوار در مقايسه با ساير زنان، دچار مشكلات روان شناختي بيشتري هستند، اين زنان علاوه بر رويارويي با مشكلات اقتصادي با برخي فشارهاي منفي همچون نگرش منفي به خودشان روبه رو هستند. آنها با از دست دادن همسر خود، در بيشتر موارد از حقوق طبيعي مانند ازدواج مجدد و برقراري روابط عاطفي و احساسي با ديگر افراد محروم مي شوند و در نتيجه به بيماريهاي شديد رواني و افسردگي مبتلا مي شوند.
حجت الاسلام والمسلمين خليل منصوري، محقق و پژوهشگر مسائل اجتماعي در گفت وگو با
گزارشگر كيهان به مسئله عدالت و حقوق مساوي كه بين زن و مرد در دين مبين اسلام مطرح شده، اشاره مي كند و مي گويد: «اسلام قوانين و حقوق را به شكلي سامان داده تا حقوق هر دو بخش حفظ شود و زمينه براي رشد و كمال در يك بستر سالم و به دور از بي عدالتي فراهم آيد. در اين ميان زناني كه بيوه شده و يا به هر دليلي به عنوان سرپرست خانواده درآمده اند، به سبب بي عدالتي هايي كه گاه به نام اسلام صورت مي گيرد، در شرايط سخت تري قرار گرفته اند.»
وي مي گويد: «هنوز در فرهنگ اسلامي جامعه ايراني، به زنان سرپرست خانواده چنانكه اسلام خواسته نگاه نمي شود، و اين گونه است كه برخي از زنان در ظلم و ستمي مضاعف به سر مي برند، از سويي مسئوليت خانواده كه ارتباط تنگاتنگي با مسئوليت هاي اجتماعي برقرار مي كنند، آنها را در فشارهاي مضاعفي قرار مي دهد، جامعه هنوز در ساختار فرهنگي به سر مي برد كه به آنان اجازه حضور مستقيم در جامعه را نمي دهد و هرگونه ارتباط در دايره محيط اجتماعي انگشت اتهام و بهتان را به سوي آنان نشانه مي رود.»
منصوري ادامه مي دهد: هنوز هم در برخي از مناطق ازدواج مجدد به سبب عواملي متعدد از جمله فشارهاي فرزندان، خانواده شوهر و حتي خانواده زنان و در يك كلمه فرهنگ نادرست و جاهلي نه تنها جرم، بلكه گناه نابخشودني به شمار مي آيد. نياز طبيعي به همسر همان اندازه كه مردان را رنج مي دهد، بر زنان بيشتر فشار مي آورد، زيرا مسئوليت دوچندان مديريت مسائل داخلي و بيروني خانواده به عنوان سرپرست براي زنان سرپرست خانوار بسي دشوارتر است.
وي مي گويد: «بسياري از زنان سرپرست خانوار به سبب فشارهاي فرهنگ نادرست محيطي ناچارند يا با فرهنگ عدم حضور در جامعه بجنگند و يا آنكه به گوشه نشيني و عزلت روآورند كه در هر دو صورت اين خانواده است كه به شدت آسيب مي بيند. اين در حالي است كه قوانين اسلام به گونه اي است تا هر انساني ضمن دستيابي و پاسخگويي به نيازهاي مختلف بتواند در مسير تعالي فردي و جمعي بكوشد.»
وي در ادامه خاطرنشان مي كند: «به نظر مي رسد كه فرهنگ غلط و باطل، زنان سرپرست خانوار را در شرايطي سخت قرار مي دهد كه موجبات شكنندگي وضعيت آنان مي شود، و بهترين راهكاري كه قرآن براي رهايي از چنين مشكلاتي تجويز مي كند، تغيير فرهنگ جامعه و اجراي عادلانه قوانين در حق زنان سرپرست خانواده و توجه ويژه از سوي مسئولان نسبت به آنان است. همچنين تامين بخشي از نيازهاي مادي فرزندان توسط دولت و مسئولان نيز مي تواند در اين مورد بسيار مؤثر باشد.»
مهندس حميد احمدي، مديركل ايتام، زنان سرپرست خانوار و سالمندان هم با تاكيد بر اينكه 70 درصد زنان سرپرست خانوار، همسران خود را از دست داده و فوت شده اند، براي فرهنگ سازي ازدواج مجدد مي گويد: «با توجه به دغدغه اي كه به امنيت روحي و رواني زنان سرپرست خانوار داريم، كميته امداد پس از ازدواج مجدد زنان سرپرست خانوار، در صورت تمايل خود افراد، پرونده آنها را باطل نمي كند و آنها مي توانند تحت پوشش كميته امداد باقي بمانند و از حمايتهاي لازم برخوردار شوند، ضمن آنكه براي تهيه جهيزيه وام هم در اختيار آنها قرار مي گيرد و كلاسهاي ويژه اي هم براي آموزش زنان تشكيل مي شود.»
غربالگري سلامت جسمي زنان
175 هزار خانوار زن سرپرست تحت پوشش سازمان بهزيستي قرار دارند كه براساس تعداد خانوارها هر ماه بين 32 تا 60 هزار تومان به همراه بن به آنها تعلق مي گيرد.
دكتر فريد براتي سده، مدير كل دفتر امور زنان و خانواده در سازمان بهزيستي كشور با اشاره به اينكه اساسي ترين مشكل در مورد زنان سرپرست خانوار، بحث توانمندسازي آنها مي باشد، تصريح مي كند: «براي حل مشكل اشتغال زنان و خروج از چرخه حمايت و رسيدن به استقلال مالي و فرهنگي آنها، طرح گروههاي هميار» را در دستور كارخود قرار داده ايم كه در اين طرح زنان در گروههاي 7 تا 10 نفره با توجه به علايق و توانمندي هاي خود، در كلاسهاي مختلف و با حضور كارشناسان، آموزشهاي لازم را فرا مي گيرند و سپس وارد بازار كار مي شوند.
وي مي گويد: سازمان براي افراد شركت كننده در گروههاي هميار كه 10 هزار نفر و در قالب 870 گروه هستند، سالانه، يك ميليارد و 30 ميليون تومان هزينه مي كند.
همچنين براتي تهيه و توزيع آرد غني شده براي رفع سوءتغذيه زنان و فرزندان آنها، «غربالگري سلامت جسمي زنان»، اعزام 1200 نفر از زنان سرپرست خانوار به مشهد مقدس در قالب طرح «رضاي جانان»، اجراي طرح «نشاط خانواده» در استانهاي ايلام، تهران، اصفهان و بوشهر، تهيه جهيزيه و وام ازدواج و پرداخت كمك هزينه هاي تحصيلي به دانش آموزان و دانشجويان، بيمه 250 هزار زن سرپرست خانوار شاغل، واگذاري 12 هزار واحد مسكوني به مدد جويان را از مهمترين گامهاي سازمان بهزيستي در راستاي توجه و رسيدگي به زنان سرپرست خانوار برمي شمرد و ادامه مي دهد: «سازمان بهزيستي با تمام توان براي رفع مشكلات اقتصادي، اجتماعي و روحي و رواني اين زنان تلاش مي كند.»
دكتر زهره اللهيان نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون زنان مجلس هم در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان با اشاره به اينكه 50 درصد زنان سرپرست خانوار جزو فقيرترين اقشار جامعه هستند كه بايد مورد توجه قرار گيرند، در مورد اقدامات اين فراكسيون براي اين قشر آسيب پذير جامعه مي گويد:
«تشكيل صندوق حمايت از زنان سرپرست خانوار در دستور كار فراكسيون زنان قرار گرفته است و اميدواريم اين برنامه هرچه زودتر به نتيجه برسد. همچنين اقداماتي در مجلس و دولت براي كاهش مشكلات اين زنان صورت گرفته كه واگذاري سهام عدالت، اعطاي وام و تسهيلات با بهره هاي كم در همين راستا صورت مي گيرد.»
وي مي گويد: «در تعاملاتي هم كه با وزارت رفاه و سازمان تامين اجتماعي داشته ايم، براي بيمه اين زنان اقدامات جدي و مؤثري صورت گرفته است.»
گزارش

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14