(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 20 تير 1388- شماره 19407
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
واكنش فعالان سياسي و دانشجويي كشور به شهادت بانوي محجبه مصري در آلمان
گزارش اختصاصي كيهان از گروگانگيري اشغالگران در عراق
910 روز بازداشت غيرقانوني ديپلمات هاي ايراني چگونه آزاد شدند؟
تحليلگر يك نشريه مشهور آمريكايي: ايراني ها حق دارند درخواست تعليق را ناديده بگيرند
تصميم تاريخي
رويكرد دوگانه رسانه هاي غربي در قبال دو قتل
خالق قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب درگذشت
ليبرمن: فلسطين حاشيه است به ايران بپردازيد
ديميتري مدودف : ثبات ايران براي روسيه از همه چيز باارزش تر است



واكنش فعالان سياسي و دانشجويي كشور به شهادت بانوي محجبه مصري در آلمان

سرويس سياسي-
شهادت بانوي محجبه مصري در آلمان و سكوت مرگبار رسانه هاي غربي در قبال اين جنايت، اعتراض فعالان سياسي و دانشجويي را در داخل كشور برانگيخت.
جمع كثيري از دانشجويان دانشگاه هاي تهران، صنعتي شريف و اميركبير در اعتراض به نقض حقوق بشر و آزادي هاي مذهبي در غرب و نيز به شهادت رساندن «مروه الشربيني» دانشجوي زن مصري كه اخيراً با 81 ضربه چاقو در آلمان در مقابل ديدگان فرزند و همسرش به شهادت رسيد طوماري را تهيه كردند.
دانشجويان در اين طومار ضمن محكوميت نقض حقوق بشر و آزادي هاي مذهبي و حقوق شهروندي در آلمان، قتل مسلمانان را ادامه پروژه اسلام هراسي در غرب دانسته و از مسئولان آلمان خواستند به روند نقض حقوق بشر و آزادي هاي مذهبي پايان دهد.
همچنين دانشجويان در پايان اين طومار كه به امضاي تعداد زيادي از آنان رسيده است خواستار محاكمه عاملان شهادت بانوي محجبه مصري شدند.
تجمع اعتراض آميز
در مقابل سفارت آلمان
از سوي ديگر قرار است امروز شنبه تجمع اعتراض آميز دانشجويي در مقابل سفارت آلمان برگزار شود.
به گزارش فارس، اين تجمع به دعوت دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان، اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل و جنبش عدالتخواه دانشجويي و در اعتراض به قتل بانوي محجبه در آلمان صورت مي گيرد.
اين تجمع در ساعت 21 امروز برپامي شود.
گفتني است مروه الشربيني بانوي محجبه مصري در روز دهم تيرماه سال جاري در دادگاهي در آلمان با 81 ضربه چاقو در مقابل ديدگان فرزند سه ساله خود به شهادت رسيد. اين حادثه ابتدا از آنجا آغاز شد كه يك مرد نژادپرست آلماني در پاركي در شهر درسدن آلمان به اين زن مصري به خاطر حجابش لقب تروريست را داد و با حمله به او حجاب را از سرش برداشت. در ادامه با شكايت زن مصري به دادگاه آلمان اين فرد آلماني محكوم شد اما در دادگاه استيناف، مرد آلماني در مقابل چشمان فرزند و همسر اين زن با 81 ضربه چاقو او را كشت و هنگامي كه همسر الشربيني براي نجاتش از ضربات چاقو به كمك به وي رفت توسط پليس هدف شليك گلوله قرار گرفت و به شدت زخمي شد.
احضار سفراي آلمان و ايتاليا
به وزارت امور خارجه
درپي شهادت مظلومانه مروه الشربيني يكي از مسلمانان مقيم آلمان در دادگاه شهر درسدن، سفراي آلمان و ايتاليا به وزارت امور خارجه كشورمان فراخوانده شدند و مراتب اعتراض دولت جمهوري اسلامي ايران به اين اقدام غيرانساني به آنان ابلاغ شد.
براساس اين گزارش، در احضار سفير آلمان در تهران به اهمال دولت آلمان در واكنش سريع به اين جنايت هولناك اشاره شد و بر مسئوليت اين كشور براي تامين حقوق و امنيت اقليت ها و نيز شهروندان مسلمان ساكن در خاك اين كشور تاكيد شد.
در اين ديدار همچنين جنايت صورت گرفته در دادگاه شهر درسدن آلمان به عنوان نمونه ديگري از گسترش موج اسلام ستيزي در غرب اعلام و از برخورد گزينشي با موضوع حقوق بشر و بايكوت خبري شهادت مروه الشربيني انتقاد شد.
همچنين سفير ايتاليا در تهران نيز به عنوان اينكه ايتاليا رياست اجلاس سالانه هشت كشور صنعتي جهان را برعهده دارد به وزارت خارجه احضار شد و مراتب اعتراض ايران به اقدام جنايتكارانه مرد آلماني به وي ابلاغ شد. از سوي ديگر حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه با محكوم كردن جنايت دادگاه آلمان از سازمان كنفرانس اسلامي و مجامع بين المللي خواست تا به شهادت مظلومانه بانوي مصري رسيدگي كنند.
واكنش نمايندگان مجلس
يك عضو هيات رئيسه مجلس در گفت وگو با ايرنا شهادت اين بانوي محجبه ايراني را نمونه كامل نقض حقوق بشر در غرب دانست و تاكيد كرد: غربي كه ادعاي طرفداري از حقوق بشر و دموكراسي و آزادي بيان را مي كند چگونه مي تواند در مقابل چنين مساله بزرگي سكوت كند؟
حميدرضا حاجي بابايي گفت: اينكه فردي در مقابل چشمان قاضي و ماموران پليس كشته شود و هيچكس اقدامي نكند نشان مي دهد كه تمامي شعارهاي دموكراسي كشورهاي غربي دروغين است.
وي تاكيد كرد: اين قتل به عنوان قتل يك فرد مطرح نيست بلكه حمله به تفكر و انديشه و حمله به يك دين الهي است.
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي هم اقدام تروريستي عناصر نژادپرست آلماني در به شهادت رساندن خانم «مروه الشربيني» را در محل دادگاه محكوم و تاكيد كرد: قتل بانوي محجبه مصري نقض علني حقوق بشر است.
كوثري اظهار داشت: تاكنون در هيچ جاي دنيا سابقه نداشته است كه فردي با چنين جسارتي در دادگاه فردي را به قتل برساند و ماموران انتظامي و امنيتي عكس العملي نشان ندهند.
وي با اشاره به اينكه اين عمل نشان دهنده دروغين بودن دموكراسي و حقوق بشر در كشورهاي غربي است تاكيد كرد: تمامي شعارهاي سردمداران اين كشورها دروغين، پوچ و توخالي است.
نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوق مجلس شوراي اسلامي هم تاكيد كرد: رسانه هاي غربي با سكوت مرگبار در مقابل قتل زن محجبه مصري نشان دادند داراي ماهيتي استكباري و دوگانه هستند.
«فرهاد تجري» در گفت وگو با ايرنا با اشاره به اينكه قتل زن محجبه مصري ماهيت استكباري غربي ها را آشكار كرد اظهار داشت: اين اقدام دست كشورهايي كه دم از آزادي و دموكراسي غربي را مي زنند را رو كرد.
سكوت قاتلان ندا آقاسلطان در مقابل شهادت بانوي مصري
دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل با اشاره به شهادت مروه الشربيني، گفت: همان ها كه ندا آقاسلطان را به قتل رسانده و از آن چماقي بر سر دولت ايران ساختند، در مقابل شهادت مظلومانه بانوي مصري در آلمان سكوت پيشه كرده اند.
مهدي طوسي در گفت وگو با فارس با بيان اينكه رسانه هاي غربي در راستاي اهداف اربابان خود بعضي جنايت ها را انجام داده و آن را براي برداشت اهداف سياسي خود در بوق و كرنا مي كنند، تاكيد كرد: در همين راستا، مدعيان حقوق بشر هموطن عزيز ما ندا آقاسلطان را كشتند و براي اهداف سياسي خود پرچم آن را بالا گرفتند و در انتشار اخبار آن از هيچ تلاشي فروگذار نكردند.
زهرا احمدي مسئول كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت هم با بيان اينكه شهادت مروه الشربيني نمونه بارز نژادپرستي دولت هاي غربي است، گفت: اين اقدامات از تفكر جاهليت مدرن حاكم در غرب برخاسته است كه هيچ راه علاجي جز بازگشت سردمداران اين كشورها به آموزه هاي ديني ندارد.
احمدي در گفت وگو با فارس خاطرنشان كرد: امروز دولت آلمان به نمايندگي از كشورهاي غربي و بعنوان نماد نژادپرستي در غرب مسئول اين فاجعه ضدبشري است و ساير كشورهاي غربي نيز با سكوت خود در قبال اين قضيه عملكرد نامناسبي در مقابل تضييع آشكار حقوق بشر انجام دادند.

 



گزارش اختصاصي كيهان از گروگانگيري اشغالگران در عراق
910 روز بازداشت غيرقانوني ديپلمات هاي ايراني چگونه آزاد شدند؟

سرويس سياسي-
محسن باقري، محمد فرهادي، مجيد قائمي، عباس جمعي و مجيد داغري 5 ديپلمات كنسولگري ايران در اربيل پس از 910روز اسارت از زندان آمريكايي ها آزاد شده و به مقامات دولت عراق تحويل گرديدند. اين 5 نفر در حالي به اسارت درآمدند كه نظاميان آمريكايي با استفاده از 6 فروند هلي كوپتر فوق مدرن از تاريكي شب و زمان استراحت ديپلمات ها استفاده كرده و با فرود بر روي بام كنسولگري و شكستن درب هاي ورودي همه قوانين بين المللي را نقض كردند.
هجوم شبانه آمريكايي ها به كنسولگري ايران در اربيل شش ساعت پس از آن صورت گرفت كه جرج دبليو بوش رئيس جمهور وقت آمريكا اولين نطق سال 2007 ميلادي را در كنگره آمريكا ايراد كرده بود. بوش در اين روز با پذيرفتن شكست سياست نظامي آمريكا در عراق، وعده داد كه با چرخش اساسي در سياست هاي آمريكا در عراق، روند اوضاع را به نفع نيروهاي اشغالگر تغيير مي دهد. اين نطق در شرايطي ابراز مي شد كه يك اجماع عمومي در سطح دولت هاي غرب، مردم آمريكا و كشورهاي منطقه خاورميانه مبني بر شكست سياست هاي آمريكا در عراق و مطلوب بودن شرايط براي جمهوري اسلامي ايران به وجود آمده بود.
جرج بوش در نطق خود اعلام كرد كه سياست مماشات با ايران را كنار گذاشته از اين پس به جاي آنكه منتظر نتايج رفتار ايران بماند، ايرانيان را در هر كجاي عراق كه بيابد بازداشت، محاكمه و سپس اعدام مي كند. بوش گمان مي كرد به همان اندازه كه مي تواند حرف بزند توانايي عمل كردن نيز دارد و از اين رو شش ساعت بعد نظاميان آمريكايي به كنسولگري ايران نزديك شدند و 6 تن از ساكنان ساختمان كنسولگري ايران در اربيل را در ساعت 3 نيمه شب- 21دي ماه 1385- بازداشت كردند و البته بلافاصله يكي از آنان كه به كار خدماتي مشغول و تبعه عراق بود را آزاد كردند و بقيه را در پادگاني واقع در شمال غرب شهر بغداد زنداني كردند. آنان مدعي شدند كه اين 5 نفر از مقامات سپاه پاسداران هستند و وظيفه داشته اند نيروهاي مخالف آمريكا در عراق را آموزش بدهند. آمريكايي ها اگرچه هنگام هجوم به كنسولگري ايران در اربيل، همه امكانات قابل انتقال اين مركز- از جمله رايانه هاي آن- را به بغداد منتقل كردند ولي هيچگاه سند و مدرك خاصي براي اثبات ادعاي خود ارائه نكردند و البته دائما ضمن تكرار ادعاي خود، مي گفتند ايرانيان بازداشت شده اعترافات مهمي كرده و به نقش سپاه پاسداران در عمليات هاي تروريستي اشاره داشته اند ولي تا زمان آزادي اين گروگانها از اين اعترافات و اشاره ها هيچ خبري نشد.
حدود 3 هفته بعد آمريكايي ها به گمان اينكه مي توانند شرايط رواني را عليه ايرانيان و روابط رو به جلوي بغداد- تهران مديريت نمايند، در تاريخ 15 بهمن ماه 85، «جلال شرفي» دبير دوم سفارت ايران در بغداد را بدون آنكه اعلام رسمي نمايند، دستگير كردند و به زيرزميني در فرودگاه بغداد كه در كنترل آنها بود انتقال دادند و زير شكنجه هاي شديد گرفتند و البته دو ماه بعد-13فروردين86- او را شبانه در يكي از خيابانهاي بغداد رها كردند. شرفي بعد از آزادي فاش كرد كه بارها از روزن سلول خود آمريكايي ها را ديده است. اقدام دزدانه آنان در ربودن جلال شرفي به خوبي نشان داد كه سياست بوش در ترساندن ايران راه به جايي نبرده و آنان را وادار به نقض همه قوانين بين المللي كرده است. سياست ترساندن ايران كه از اواخر سال 85 شروع شد و در طول سال 86 نيز دنبال گرديد راه به جايي نبرد. آنان تلاش كردند تا با تشكيل يك ميليشياي تروريست در استان الانبار، ارتش المهدي وابسته به گروه شيعي مقتدا صدر و سپاه بدر وابسته به مجلس اعلاي اسلامي عراق را خنثي كنند ولي در عمل از اين نيروها- صحوه ها- كار چنداني برنيامد و بعد از آرام شدن الانبار عملا منفعل گرديدند. شكست سياست هاي بوش در سالهاي قبل از 2007 منجر به روي كار آمدن خليل زاد در عراق شد اما در عين حال كار به سامان نرسيد و آمريكايي ها در سال پاياني رياست جمهوري بوش به مذاكره با ايران روي آورده و صراحتا از لزوم مشاركت دادن ايران در مسائل امنيتي عراق سخن گفتند.
سياست مشت آهنين بوش درباره ايران به بازداشت دو ماهه جلال شرفي و بازداشت 5 ديپلمات ايراني محدود ماند و ديگر خبري از كنترل امنيتي آمريكا عليه نيروهاي ايراني منتشر نشد.
وقتي اوباما بر سر كار آمد، عراق براي او بعنوان يك ميراث پر دردسر كه احياناً هيچ دستاوردي براي دولت آمريكا نخواهد داشت، جلوه گر شد و از اين رو او از خروج زودهنگام از عراق و كم كردن نيروهاي نظامي خبر داد و در عمل نيز توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن كه در مرداد ماه سال 87 به امضاي مالكي و بوش رسيده بود را به اجرا گذاشت. در اين بين اظهارات دريادار «مايك مولن» رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا نشان داد كه اجراي توافقنامه امنيتي از سوي آمريكا پذيرش رسمي شكست به حساب مي آيد به همين دليل مقامات آمريكايي به تكرار اظهار مي كردند كه آمريكا تنها در صورتي عراق را ترك مي كند كه شرايط هموار شده و دولت عراق توانايي ايفاي نقش هاي امنيتي را داشته باشد.
دولت آمريكا ديروز پس از 910روز بازداشت غيرقانوني، پنج ديپلمات كنسولگري اربيل را به دفتر نخست وزير عراق تحويل داد و تلاش كرد تا آن را به اجراي بخشي از مفاد توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن- بند مربوط به تحويل زندانيان به دولت عراق- ربط دهد و مانع شكل گيري اين ذهنيت شود كه آزادي ديپلمات ها يك دستاورد مهم براي دولت احمدي نژاد و جمهوري اسلامي است. وزارت خارجه آمريكا و سخنگوي كاخ سفيد تاكيد كردند كه براي آزادي گروگانهاي ايراني مذاكره در ميان مقامات وزارت خارجه دو كشور صورت نگرفته است اين موضوع به جاي آنكه كمكي به جا افتادن مسئله اقدام به ظاهر مسالمت جويانه آمريكا نمايد اين سؤال را پديد آورد كه چرا آمريكايي هايي كه همواره براي هر چيز دنبال كسب امتياز هستند اين بار بطور يكجانبه اقدام به آزادي ديپلمات هاي ايراني كرده اند؟
اقدام حدود 5/2سال پيش آمريكا در دستگيري ديپلمات هاي ايراني خارج از عرف ديپلماتيك و ناقض مقررات بين المللي از جمله ناقض حاكميت عراق به حساب مي آمد و از اين رو همواره از سوي مقامات ايراني و عراقي مورد سؤال بوده اند. آمريكايي ها كه مدعي بودند اين افراد در اقدام هاي تروريستي مشاركت داشته اند نتوانستند هيچ سندي ارائه دهند و اين خود يك سند براي غيرقانوني بودن بازداشت و نگهداري ديپلمات ها شده بود. از سوي ديگر ربودن ديپلمات ها و اتباع يك كشور در كشور ثالث مي توانست زمينه لازم را در اختيار كشور قرباني- ايران- قرار دهد تا آنان نيز به گروگان گرفتن نيروهاي آمريكا در عراق روي آورند. اين موضوع از نظر رواني، امنيت خاطر را از حدود 300 هزار نيروي آمريكايي سلب كرده بود و لذا نظاميان آمريكايي از همان آغاز ماجرا فشار زيادي را به دستگاه سياسي آمريكا براي آزادي اين گروگان ها وارد كردند. اگر اظهارنظر فرماندهان آمريكايي در عراق را در كنار اظهارات مقامات سياسي آمريكا قرار دهيم به تفاوت معناداري مي رسيم در حاليكه مقامات نظامي بايد از سخت گيري نسبت به ايران حمايت كنند از توانايي ايران براي واكنش متقابل حرف زده اند.
نيروهاي نظامي آمريكا بدون آنكه سندي ارائه دهند و اقدامات خود را توجيه كنند، ديپلمات هاي ايراني را بدون قيد و شرط آزاد كرده اند و اين به ايران و عراق اجازه مي دهد تا با استناد به غيرقانوني بودن بازداشت اين نيروها و نگهداري 910 روزه آنان و شرايط غيرانساني زمان بازداشت به مراجع بين المللي شكايت كنند و يا حتي پرونده رسيدگي به آن را در دادگاههاي ايران و عراق بگشايند و به يك صورت حساب دائمي براي آمريكا تبديل كنند.
طي ماههاي گذشته، سياست آمريكا در قبال ايران از يك تناقض آشكار رنج برده است. باراك اوباما از يك سو تحريم هاي گذشته عليه ايران را تجديد كرده و در آشوب هاي اخير تهران در كنار اغتشاش گران قرار گرفته است و همزمان با آن در تماس با نخست وزير مالزي خواهان ميانجيگري او براي بهبود روابط تهران- واشنگتن شده و نيز نامه محرمانه اي خطاب به رهبري ايران نگاشته است. اقدام ديرهنگام آزادي ديپلمات هاي ايراني در اين چارچوب قابل مطالعه است.
«هيلاري من لورت» ديپلمات سابق آمريكايي در گفت وگو با شبكه الجزيره انگليسي به غيرقانوني بودن بازداشت 5 ديپلمات ايراني اشاره كرد و گفته است اوباما بايد بلافاصله پس از انجام مراسم تحليف- و بدست گرفتن پست رياست جمهوري- اين ديپلمات ها را آزاد مي كرد چرا كه دولت عراق اين افراد را به بغداد دعوت كرده بود.
لورت به سياست ايران در قبال دستگيري و نگهداري اين ديپلمات ها اشاره كرد و گفت: ايراني ها در خصوص نقض معاهده وين توسط آمريكا و دستگيري اين ديپلمات ها سروصداي زيادي نكرده و معتقد بودند گذر زمان به نفع ايران است و آمريكايي ها را وادار به آزادي آنان مي كند بدون اينكه امتيازي از ايران كسب نمايند.

 



تحليلگر يك نشريه مشهور آمريكايي: ايراني ها حق دارند درخواست تعليق را ناديده بگيرند

يك سايت آمريكايي با انتقاد شديد از مواضع اخير اوباما نسبت به برنامه هسته اي ايران تاكيد كرد: هرگونه نگراني از فعاليت هسته اي ايران بي مورد است.
به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي «كامن دريمز» در مقاله اي به قلم «ديويد موريسون» به بررسي تحولات مربوط به برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران پرداخت.
موريسون در اين مقاله با اشاره به ابراز «نگراني عميق» باراك اوباما از برنامه هسته اي ايران كه در كنفرانس خبري 18 مي سالجاري ميلادي در كاخ سفيد از آن ياد كرد، به نقل از رئيس جمهور آمريكا نوشت: «ايران هسته اي تنها يك تهديد براي اسرائيل يا ايالات متحده نيست، بلكه مي تواند منجر به بي ثباتي در جامعه جهاني شده و به مسابقه هسته اي در خاورميانه دامن زند.»
تحليلگر نشريه «كامن دريمز» با بيان اين كه اوباما در حالي چنين عباراتي را بر زبان جاري مي كرد كه در كنار او «بنيامين نتانياهو» نخست وزير اسرائيل ايستاده بود، تصريح كرد: اين در حالي بود كه اوباما به هيچ وجه به سلاح هاي هسته اي اسرائيل و قدرت تخريبي آنها اشاره اي نكرد.
وي افزود: نتانياهو نخست وزير رژيمي است كه به وسيله تسليحات هسته اي مي تواند همان بلايي را بر سر شهرهاي خاورميانه بياورد كه آمريكا بر سر هيروشيما و ناگازاكي آورد.
نگارنده مقاله در ادامه با اشاره به اشتباه اوباما در يافتن مقصر اصلي براي آغاز رقابت هاي هسته اي در خاورميانه تاكيد كرد: «حتي اگر ايران به تسليحات هسته اي دست يابد نمي توان آن را خطري براي اسرائيل به حساب آورد»، تصريح كرد: رهبران ايران عاقل تر از آن هستند كه با به راه انداختن يك جنگ هسته اي، شهرهاي سرزمين خويش را به تلي از خاك بدل كنند، چرا كه اسرائيل هم از يك زرادخانه هسته اي برخوردار است و هم از بي رحمي لازم براي به كاربردن آن.»
هرگونه حمله اي به ايران احمقانه است
نگارنده مقاله با احمقانه دانستن حمله به ايران به بهانه مقابله با اين كشور براي دستيابي به سلاح هسته اي عنوان داشت: حمله پيش دستانه به ايران جهت ممانعت از دستيابي ايران به تسليحات هسته اي، بيشتر موجب آن خواهد شد كه ايران براي دفاع از خود، تمام تلاش خود را براي دستيابي به چنين تسليحاتي به كار گيرد.
نويسنده مقاله سايت «كامن دريمز» در ادامه به فتواي شرعي رهبر انقلاب اسلامي مبني بر «حرام بودن توليد، ذخيره سازي و استفاده از تسليحات اتمي براساس قوانين دين مبين اسلام» اشاره كرده و اين فتوا را با آموزه هاي امام خميني(ره) بنيانگذار انقلاب هماهنگ برشمرده است.
موريسون همچنين با بيان اين كه بنابر الزامات معاهده منع تكثير سلاح هاي هسته اي موسوم به «ان پي تي»، تسهيلات اتمي ايران تحت بازرسي مرتب آژانس قرار داشته و با وجود ساليان متمادي بازرسي و تحقيقات مزبور، آژانس به هيچ نشانه اي مبني بر انحراف برنامه صلح آميز هسته اي ايران در حال حاضر و در گذشته دست نيافته است، تصريح كرد: با اين وجود، رسانه هاي غربي خلاف اين واقعيت را منعكس مي كنند.
وي با اشاره به اينكه «دستيابي ايران به تجهيزات غني سازي اورانيوم ناقض ان پي تي نيست» افزود: اين تجهيزات براي استفاده هاي صلح آميز نيز به كار مي روند. در ضمن، فعاليت اين تجهيزات در نطنز تحت مراقبت شديد آژانس قرار دارد و آژانس تائيد كرده كه غني سازي در اين تاسيسات تنها در سطوح پايين و براي استفاده در توليد انرژي صورت پذيرفته است، بنابراين ايراني ها حق دارند تقاضاي مكرر براي تعليق غني سازي را كه در مغايرت با حقوق مسلم اين كشور است، ناديده بگيرند.
موريسون در ادامه با يادآوري انتشار نتايج تحقيقات سازمان هاي امنيتي آمريكا در دسامبر 2007، تاكيد كرد: اين تحقيقات نشان مي دادند كه ايران از پاييز سال 2003 به بعد هيچ گونه برنامه هسته اي در دستور كار نداشته است، هرچند كه سندي بر وجود چنين برنامه اي حتي قبل از پاييز 2003 نيز وجود ندارد.
اين تحليلگر مستقل غربي در عين حال يادآور شد: برخلاف اين واقعيات، موضع كنوني ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا در حال حاضر نشانگر آن است كه اين كشورها تحت هيچ شرايطي حاضر نيستند حق ايران را در داشتن چرخه توليد سوخت هسته اي در قلمرو داخلي اين كشور به رسميت بشناسند. اين امر نه تنها برخلاف متن صريح ان پي تي است، بلكه نشان از رويكردي تبعيض آميز دارد، چرا كه مثلا هيچ مخالفتي با اين حق در خصوص كشورهايي نظير برزيل و ژاپن صورت نگرفته است.
ايران به پروتكل الحاقي
باز نخواهد گشت
تحليلگر كامن دريمز با غيرمنصفانه خواندن واكنش غرب در قبال اين اقدام ايران گفت: رد اين پيشنهاد موجب شد تا پرونده هسته اي ايران سر از شوراي امنيت سازمان ملل متحد درآورد و چندين قطعنامه عليه ايران صادر شود. اين قطعنامه ها از ايران مي خواستند كه غني سازي را فورا به حالت تعليق درآورد و در ضمن، برخي محدوديت هاي اقتصادي را براي ايران دربر گرفتند.
موريسون در ادامه به بررسي اين مقوله پرداخته كه آيا راهي وجود دارد كه غرب غني سازي اورانيوم را در محدوده قلمرو داخلي ايران پذيرا باشد؟ به طور مثال، آيا مي توان اقداماتي انجام داد كه تضمين نمايند فعاليت هاي هسته اي ايران صلح آميز باقي خواهد ماند؟
وي در پاسخ به اين سؤال، به اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي از سوي ايران در گذشته اشاره كرد و افزود: اين پروتكل به آژانس اجازه مي داد كه از هر مكاني و به صورت از قبل اعلام نشده بازرسي نمايد. ايران اين پروتكل را از دسامبر 2003 تا فوريه 2006 اجرا نمود، اما در فوريه 2006 با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت از آن خارج شد. گرچه نحوه تعاملات ما با ايران به گونه اي بوده كه ترديد دارم ايران حاضر باشد حتي با لغو تحريم هاي سازمان ملل عليه اين كشور، به پروتكل الحاقي بپيوندد.
پيشنهاد احمدي نژاد
خوب بود، آنها سادگي كردند
اين نويسنده غربي در عين حال، پيشنهاد مطرح شده از سوي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در سخنراني 17سپتامبر 2005 در مجمع عمومي سازمان ملل را نيز تضمين مناسبي براي ادامه فعاليت هسته اي ايران به صورت صلح آميز دانست و تصريح كرد: طي اين پيشنهاد احمدي نژاد به بخش هاي خصوصي و عمومي ساير كشورها پيشنهاد شراكت در غني سازي اورانيوم در ايران را داده بود. البته ايالات متحده و اتحاديه اروپا از كنار اين پيشنهاد كه مي توانست تجهيزات هسته اي ايران را تاحدودي تحت كنترل بين المللي درآورد به سادگي گذشتند و شايد لازم باشد اطرافيان اوباما، مجددا اين پيشنهاد را به وي يادآوري نمايند.

 



تصميم تاريخي

حسين شمسيان
وقتي در نخستين روزهاي خلافت اميرالمؤمنين علي(ع)، طايفه اي از سابقون و ياران نخستين اسلام با اجتماع گرد يكي از همسران پيامبر(ص)، حزبي در «درون نظام و در مقابل امام» تشكيل دادند و با به راه انداختن جنگ جمل، بر امام معصوم و خليفه حق شوريدند، ابرهاي فتنه، آسمان جامعه مسلمين را دربر گرفت و مردم، بر سر دوراهي انتخاب سختي قرار گرفتند. دوباره از ناي علي(ع)، نداي دعوت مردم به جهاد شنيده مي شد اما اين بار نه در برابر كفار و مشركين، كه در مقابل مسلماناني با سابقه، افرادي با ظاهري ديني و حتي نزديكان پيامبر! كساني كه حاكميت دولت جديد را به منزله پايان سلطه خود بر بيت المال مسلمين مي دانستند، كساني كه برپايي دولت عدالت محور علوي را پايان دولت هزار فاميل مي دانستند و بالاخره كساني كه به زعم خود «احساس خطر كرده بودند» و مي آمدند تا با ادعاي حفظ دين اسلام، از استقرار دولت جديد كه با شعار «عدالت» بر سر كار آمده بود، به هر شكل ممكن جلوگيري كنند. حتي در آن سپاه مسلمانان با سابقه اي بودند كه چندي قبل براي تشكيل حكومت علوي تلاش كرده بودند و اكنون كه علي(ع) سهمي از حاكميت به آنها نداده بود، به جبهه مقابل پيوسته بودند! فتنه پيچيده اي شكل گرفته بود. جمع كثيري از مردم، صف آراستگان در مقابل امام را مي شناختند. بخاطر داشتند كه آنان سرداران جنگ و اميران و حاكمان پس از جنگ هستند. سوابق درخشان برخي از ايشان درصدر اسلام و خدماتي كه به اسلام كرده بودند، نبرد با ايشان را دشوار كرده بود. اتهام برادركشي و ناديده گرفتن خدمات ياران ديروز، علي(ع) را در تجهيز سپاه با مشكل مواجه كرده بود. حتي از درون اردوي حضرت نيز چنين زمزمه هايي شنيده مي شد. در وصف همان زمان است كه، حضرت فرمودند: «همانا فتنه ها چون روي آورد، باطل را بصورت حق آرايد و چون پشت كند حقيقت چنانكه هست رخ نمايد.»(1) بزنگاه تاريخي مهمي شكل گرفته بود. علي بايد بين «حق و مدعيان حق» بين «مصلحت اسلام و مصلحت طبقه اي ويژه از مسلمين» و بين «جلب رضايت خدا و رضايت خواص» يكي را برمي گزيد. تصميم دشواري بود. اصل تشكيل حكومت عدالت محور علوي، در جامعه اسلامي آن روز انقلاب بزرگي بود كه «خيلي ها» تاب آن را نداشتند و اكنون مي رفت تا انقلاب ديگري شكل بگيرد و يا انحرافي بنيان كن براي هميشه در پيكره اسلام نهادينه شود. علي(ع) اما «اسدالهي» بود كه از درنده خويان نمي هراسيد و عدالتخواهي كه به ويژه خواران تمكين نمي كرد. نيك مي دانست كه در سايه سالها دوري حاكمان از اسلام ناب محمدي(ص)، «مبارزان و مجاهدان ديروز» به «ارباب ثروت و سرمايه» بدل شده اند. مي دانست كه طلاهاي برخي ياران ديروز انقلاب را امروز بايد با تبر تقسيم كرد و البته همزمان در جامعه اسلامي جمعي از مردم گرسنه اند. مي دانست كه در سايه اين ثروت نامشروع، توان بسيج رجاله ها و اراذل و اوباش براي ايشان فراهم است. اما «مولا» تصميم تاريخي اش را گرفت. به همه ثابت كرد كه در اجراي قانون الهي، هيچ تعارفي ندارد و با كسي «عقد اخوت» نبسته است. ثابت كرد كه سابقه كسي، برايش مصونيت نمي آورد و مصلحت اسلام از مصلحت تمام افراد و گروهها و حتي نزديكترين ياران پيامبر(ص) بالاتر است. پس، فريب خوردگان را اندرز داد تا به دامن اسلام بازگردند. آنگاه بر آنان كه امنيت شهرها را مختل كرده بودند و مردم را به شورش و نافرماني دعوت مي كردند و بر «خروج بر امام» اصرار داشتند مردانه و بي محابا حمله آورد و سپاه جمل را تارومار كرد. سپس فرمود: «اي مردم، من چشم فتنه را در آوردم پس از آنكه موج تاريكي آن برخاسته بود و گزند آن، همه جا را فرا گرفته بود و كسي جز من جرات و دليري اين كار را نداشت» (2) فرمايشي كه در هيچ جنگ ديگري از آن حضرت شنيده نشد و درسي جاويد براي هميشه تاريخ به يادگار گذاشت كه «حق را به حق بشناسيم نه به افراد، حق را بشناسيم و آنگاه افراد را بدان محك بيازماييم.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1و2-خطبه 93 نهج البلاغه كه حضرت علي(ع) پس از جنگ جمل ايراد فرمودند.

 



رويكرد دوگانه رسانه هاي غربي در قبال دو قتل

يك پايگاه خبري لبنان در گزارشي با اشاره به كشته شدن زن محجبه مصري در آلمان به مقايسه نحوه پوشش خبري آن با قتل «ندا آقا سلطان» در رسانه هاي غربي پرداخت و نوشت: «كشته شدن ندا در ايران به يكي از سوژه هاي ]رسانه هاي[ جهاني تبديل شد اما قتل الشربيني در آلمان كاملا ناديده گرفته شده است.»
به گزارش فارس، پايگاه خبري لبناني «مناص» در گزارشي با اشاره به كشته شدن زن محجبه مصري در آلمان به نوع متفاوت پوشش خبري آن با قتل ندا آقاسلطان در جريان ناآرامي هاي اخير در ايران پرداخت و نوشت: دو خانم در دو كشور كشته شدند. ندا آقاسلطان در ايران در جريان ناآرامي هاي اخير مورد اصابت گلوله قرار گرفت، در حالي كه «مروه الشربيني» در داخل يك دادگاه آلماني توسط 18 ضربه چاقو كشته شده است. مرگ هركدام از اين دو براي خود داستاني جداگانه دارد اما كشته شدن ندا در داخل ايران به يكي از سوژه هاي ]رسانه هاي[ جهاني تبديل شد اما قتل الشربيني در آلمان كاملا ناديده گرفته شده است.
اين در حالي است كه در روز نخست ماه جولاي «مروه الشربيني» يك بانوي محجبه و محقق مصري كه در آلمان زندگي مي كرد در داخل يكي از دادگاه هاي آلمان در شهر «درسدن» با 18 ضربه چاقو در مقابل ديدگان فرزند سه ساله خود كشته شد.
اين حادثه ابتدا با درگيري لفظي بين الشربيني و اين مرد در پاركي در شهر درسدن شروع شد كه در ادامه فرد آلماني اين زن مصري را به خاطر حجاب تروريست خطاب كرد و با حمله به او حجاب را از سر وي برداشت. در ادامه با شكايت زن به دادگاه آلمان، اين فرد آلماني محكوم به پرداخت 750 يورو شد اما در دادگاه استيناف، مرد آلماني با حمله به اين بانوي مصري با 18 ضربه چاقو وي را به شهادت رساند. اما هنگامي كه همسر الشربيني براي نجات همسرش از ضربات چاقو به كمك وي رفت توسط ماموران امنيتي دادگاه آلمان هدف شليك گلوله قرار گرفت.
نكته مهم در اين ميان اينكه مرگ مروه توسط هيچ يك از رسانه هاي غربي گزارش نشد تا اينكه در مراسم خاكسپاري وي اعتراضات در مصر فوران كرد و به اوج خود رسيد.
گزارش هايي كه بعد از اين حادثه نيز مخابره شد تنها بر روي اعتراضات تمركز كرد و جنايتكار اين حادثه را نيز فردي كه داراي عقايد شخصي بوده معرفي كردند.
واقعيت آن است كه رسانه هاي غربي هر آنچه را كه در راستاي منافع و دستورالعمل هايشان باشد، انتخاب مي كنند.
مقايسه مرگ اين دو زن نشان از آن دارد كه در اروپا و جوامع غربي مگر نفر دوم ]الشربيني[ معني و اهميتي در مفاهيم تاريخي، سياسي و اجتماعي آنها ندارد.
آليكس دبليو كه از وي در رسانه ها به عنوان شخصي كه داراي عقايد شخصي است ياد مي شود و با 18 ضربه چاقو مروه را در داخل دادگاه به قتل رسانده است حاصل جامعه اي است كه وي در آن زندگي مي كند.
قتل مروه بايد اين نگراني را افزايش دهد كه در طي دهه هاي اخير و به خصوص از اواسط دهه 90 ميلادي قرن گذشته نژادپرستي نهفته اي يا شايد غير نهفته اي عليه مسلمانان در حال افزايش است.
نبود يك گزارش در مورد اين قتل و به صدا در نيامدن زنگ خطري كه پس از اين قتل شنيده نشد، كتماني را در اين جوامع غربي نشان مي دهد كه در حال فرو بردن اين جوامع در خود است.
در حالي كه اروپايي ها درباره آزادي و پذيرش ديگران سخن مي گويند و زماني كه اروپايي ها درباره خطر نژادپرستي و فرقه گرايي در كشورهاي جهان سوم حرف مي زنند و هنگامي كه اروپايي ها درباره سخنراني هاي كينه جويانه و ضد يهوديت هشدار مي دهند، ما نژادپرستي، تبعيض و سخنراني هاي كينه ورزانه را كه وجهه قانوني نيز يافته اند را در فرانسه، ايتاليا، هلند، آلمان، اتريش، دانمارك و ديگر كشورهاي دموكراتيك مي شنويم.
غيبت داستان مروه الشربيني از جريان عمومي رسانه هاي غربي و كوتاهي درباره آغاز بحث در مورد خطر فوري نژادپرستي ضد مسلمانان نشان از عمق مشكل داشته و آينده اي تاريك براي مسلمانان در اروپا را ترسيم مي كند.
مسلماناني نظير ندا فقط هنگامي در داستان هاي خبري رسانه هاي غربي جلوه پيدا مي كند كه به اين جريان خبري آنها كه اسلام يك خطر براي آزادي است كمكي كند در حالي كه مسلماني نظير مروه كه نژادپرستي غربي ها را نشان مي دهد و چالشي براي آنها به شمار مي آيد از جاي داشتن در اخبار آنها باز مي ماند.

 



خالق قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب درگذشت

سرويس ادب و هنر -
مهدي آذريزدي نويسنده و خالق مجموعه كتاب هاي «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» پنج شنبه 18 تير در سن 87 سالگي در اثر بيماري ريوي در بيمارستاني در تهران درگذشت.
اين نويسنده كودك و نوجوان سال 1301 در يزد متولد شد. آذريزدي به عنوان يكي از پايه گذاران ادبيات كودك ايران شناخته مي شود. وي بيش از 30 اثر چون «قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن»، «گربه ناقلا»، «گربه تنبل»، «مثنوي» (براي بچه ها)، «مجموعه قصه هاي ساده و صحيح «مثنوي» مولوي (براي بزرگسالان) را نوشته است كه معروف ترين و پر خواننده ترين اثر او «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» است. كتابي كه شامل بازنويسي داستان هايي از كتاب هاي ادبيات كلاسيك فارسي همچون كليله و دمنه، گلستان و بوستان سعدي، مرزبان نامه، قابوسنامه و ... است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سفري كه در سال 1386 به يزد انجام دادند، در جلسه اي كه آذريزدي هم در آن حضور داشت، با تجليل از آثار وي فرموده بودند «در زمان طاغوت براي بچه هاي كوچك، دستمان خالي بود، تا اينكه كتاب ايشان را من پيدا كردم. نگاه كردم ديدم اين از جهات متعددي، از دو سه جهت، همان چيزي است كه من دنبالش مي گردم.»
در بخشي از بيانات مقام معظم رهبري در آن جلسه كه توسط پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي خامنه اي منتشر شده آمده است: «... من خودم را از جهت رسيدگي به فرزندانم، بخشي مديون اين مرد و كتاب اين مرد مي دانم. آن وقتي كه كتاب ايشان درآمد - اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آنوقتي كه من اطلاع پيدا كردم، از اين كتاب درآمده بود؛ «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» - من رفتم تورق كردم بچه هاي ما داشتند به دوران مراهقي - يعني نزديكي به بلوغ - مي رسيدند، دوره هم دوره طاغوت بود و همه عوامل در جهت گمراه سازي ذهن و دل جوان حركت مي كرد. من دلم مي خواست چيزي باشد كه جوان هاي ما با او هدايت شوند و جاذبه هم داشته باشد. خب، كتاب خوب كه خيلي بود. بنده فهرست پيشنهادي كتاب مي نوشتم و بين جوان هاي دانشجو و دانش آموزهاي سطوح بالاي دبيرستان ها پخش مي شد، اما براي بچه هاي كوچك، دستمان خالي بود، تا اينكه كتاب ايشان را من پيدا كردم. نگاه كردم ديدم اين از جهات متعدد، از دو سه جهت، همان چيزي است كه من دنبالش مي گردم، به نظرم دو جلد يا سه جلد آنوقت چاپ شده بود، خريدم. بعد هم دنبالش گشتم تا اينكه جلد پنجم به نظرم يا ششم - حالا درست نمي دانم، يادم نيست - درآمد؛ به تدريج چاپ شد و من رفتم تهيه كردم و براي فرزندانم خريدم. نه فقط فرزندان، بلكه در سطح شعاع ارتباطات فاميلي و دوستانه، هرجا دستم رسيد و فرزندي داشتند كه مناسب بود با اين قضيه، اين كتاب ايشان را معرفي كردم.... ايشان - آذريزدي - يك خلأيي را در يك برهه از زمان براي زنجيره طولاني فرهنگي اين كشور پر كردند. اين كار، با ارزش است. خداوند از - شما آقاي مهدي آذريزدي! - اين خدمت را قبول كند و مأجور باشيد...»
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به مناسبت درگذشت مهدي آذريزدي پيامي را صادر كرد. در پيام محمدحسين صفارهرندي آمده است: او كه با آفرينش و بازآفريني قصه ها و حكايات خواندني به ويژه داستان زندگي انبياء الهي توانست بيش از نيم قرن نسل هاي متوالي را با ادبيات اين مرز و بوم آشنا كند، نمونه موفقي از ساده زيستي و ساده نويسي براي ما به يادگار نهاد.
غلامعلي حدادعادل، رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي نيز پيامي صادر كرد و درباره آذريزدي نوشت: وي استاد مكتب نديده اي بود كه به يمن همجواري در محيط هاي ديني و فرهنگي و اشتياق وافر به مطالعه كتاب هاي ادبي و مذهبي شوق نوشتن و سرودن را در خود برانگيخت.
مراسم تشييع پيكر مرحوم مهدي آذريزدي ساعت 9 صبح امروز از مقابل خبرگزاري ايكنا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار مي شود.
روزنامه كيهان نيز درگذشت اين پيشكسوت ادبيات و نويسنده ارزشمند را به مقام معظم رهبري، ملت فرهيخته ايران و بازماندگان مرحوم آذريزدي تسليت مي گويد.

 



ليبرمن: فلسطين حاشيه است به ايران بپردازيد

وزارت خارجه رژيم صهيونيستي با اعلام اينكه پرونده هاي حاشيه اي مانند فلسطين بايد از اولويت اين وزارتخانه خارج شود ايران را در راس اولويت هاي خود قرار داد.
به گزارش روزنامه صهيونيستي هاآرتص، «آويگدور ليبرمن» وزير خارجه اسرائيل از مسئولان ارشد اين وزارتخانه خواست تا تمام تلاش خود را معطوف برنامه هسته اي ايران كنند و از «موضوعات حاشيه اي» مانند موضوع فلسطين دست بردارند.
ليبرمن چند روز پيش در نشستي محرمانه با اعضاي ارشد وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در يك هتل در شهر قدس اعلام كرد كه اصلاحاتي داخلي در برنامه هاي كاري وزارت خارجه اسرائيل انجام خواهد داد.
براساس طرح ليبرمن، ايران و برنامه هسته اي اين كشور در راس اولويت هاي ديپلماتيك اسرائيل قرار مي گيرند و تلاش هاي جهاني براي ترميم وجهه رژيم صهيونيستي در جهان نيز در اولويت دوم اين وزارتخانه قرار خواهد گرفت.
در اين نشست همچنين از مقامات ارشد اين وزارتخانه خواسته شده است تا از تمركز بر موضوع حاشيه اي فلسطين خودداري كنند.
اين ديدار بعد از آن صورت گرفت كه روزنامه هاآرتص در گزارشي اعلام كرد كه وزارت خارجه اسرائيل در اداره روابط اين كشور با آمريكا، كشورهاي اتحاديه اروپا و كشورهاي عربي نقش حاشيه اي دارد.
هاآرتص مي افزايد در اين نشست محرمانه كه با حضور بيش از 15 ديپلمات اسرائيلي چندين ساعت به طول انجاميد، اجراي اصلاحاتي در سفارتخانه هاي اين رژيم در جهان در راستاي تغييرات جهاني و ايجاد تغييراتي در ساختار تشكيلاتي وزارتخانه نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
در اين نشست با اذعان به اينكه رژيم صهيونيستي با مشكل عمده اي در زمينه افكار عمومي مردم جهان مواجه شده است، اعلام شد كه بايد بر «ديپلماسي مردمي» در سياست هاي اسرائيل تاكيد شود تا چهره تخريب شده اين رژيم در خارج از طريق تكنولوژي هاي پيشرفته و پايگاه هاي اينترنتي نظير «فيس بوك» «يوتيوب» و «تويتر» اندكي ترميم شود.
ايده تعيين بخشي براي پروژه هاي خاص در وزارت خارجه از ديگر مواردي بود كه در اين نشست مورد توجه قرار گرفت. در اين طرح پيش بيني مي شود كه دهها ميليون دلار هزينه شود تا چهره ايران را در جامعه جهاني و افكار عمومي مردم دنيا تخريب كنند.

 



ديميتري مدودف : ثبات ايران براي روسيه از همه چيز باارزش تر است

رئيس جمهور روسيه تاكيد كرد كه ايران شريك مهم روسيه است و ما به ارتباط با ايران به عنوان همسايه و شريك مان در سياست خارجي ادامه خواهيم داد.
به گزارش ريانووستي، ديميتري مدودف، رئيس جمهور روسيه اعلام كرد كه ايران شريك مهم روسيه است و با داخلي خواندن اوضاع پس از انتخابات در ايران تاكيد كرد كه مهم باثبات بودن ايران است.
بنا بر اين گزارش رئيس جمهور روسيه در مصاحبه اي با رسانه هاي ايتاليايي در رابطه با مسايل اخير در داخل ايران پس از انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد كه خود ايراني ها بايد اين مشكل را حل كنند.
وي تصريح كرد: موضع ما ساده است، بگذاريد خود ايراني ها در رابطه با آنچه كه رخ مي دهد، تصميم بگيرند، اين از امور داخلي آنان است. براي ما مهم اين است كه ايران كشوري باثبات باشد كه با آن بتوان امور بين المللي را متحقق كرد. اين از همه چيز باارزش تر است.
مدودف همچنين خاطرنشان كرد: ايران، شريك مهم ماست، ما با آن ارتباط داريم، ما طيفي از مشكلات مشترك را داريم كه در رابطه با آنها تعاملي كاملا مثمر ثمر داريم. من اكنون حتي درباره روابط اقتصادي صحبت نمي كنم. ما با چالش هايي مواجهيم كه به طور مشترك به آنها واكنش نشان مي دهيم، اين شامل گردش مواد مخدر و تهديد تروريسم است. و ما به ارتباط با ايران، به عنوان همسايه ما و شريك ما در سياست خارجي ادامه خواهيم داد.
رئيس جمهور روسيه در رابطه با برنامه هسته اي ايران نيز گفت: موضع ما همانند ساير شركت كنندگان در باشگاه هسته اي و به طور كلي آناني است كه اين مشكل را بررسي مي كنند. برنامه هسته اي ايران تنها تحت حمايت آژانس بين المللي انرژي اتمي مي تواند صلح آميز باشد. در رابطه با تسليحات هسته اي نيز بايد گفت كه اين تهديدي براي همه كشورهاي همجوار است و در اين راستا مسلما ما با نهايت دقت پيگير روندهايي از اين دست خواهيم بود.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14