(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


يکشنبه 14 تير 1388- شماره 19403
 

چگونه «رام الله» خانواده ها را نابود مي كرد؟! مقاله وارده

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




چگونه «رام الله» خانواده ها را نابود مي كرد؟! مقاله وارده

اشاره:
آنان كه ماهيت فرقه هاي عرفاني دروغين كه در جامعه ما به «فرقه هاي نوظهور آمريكايي» موسوم شده اند را دنبال مي كنند، شايد با نام فرقه «رام الله» آشنا باشند. اين فرقه، مانند برخي گروه هاي مشابه خود، ابتدا با طرح شعارها و اهدافي چون «آموزش مديريت خلاق» و «تعليم تكنيك هاي مدرن براي انديشيدن» از سال ها پيش شروع به فعاليت و عضوگيري از ميان جوانان- خصوصاً بانوان جوان- نمود. سركرده اين فرقه پس از آنكه نزديك به 100 نفر از جوانان را جذب كرد، خود را يك مصلح ديني ناميد، سپس ادعا كرد كه منجي عالم است و در آخر ادعا كرد كه من «خدا» هستم!!! در طول چند سال گذشته، ادعاهاي «رام الله» آن قدر براي جوانان فهيم مضحك و مبتذل بود كه موفقيتي در كسب مريد نيافت، اما متاسفانه تعدادي از جوانان پاك و بي اطلاع اين مرز و بوم، فريب شگردهاي تبليغاتي و ادعاهاي دروغين سركرده اين گروهك را خوردند و در اين تشكيلات مورد انواع سوء استفاده هاي مالي و غير اخلاقي قرار گرفتند.
حكايت فرقه هاي عرفاني دروغين، حكايت تلخي است. چه زندگي هاي پرشور و نشاطي كه تباه شدند. چه روح ها و روان هايي كه آرزوي رسيدن به آرامشي معنوي را در سر داشتند، اما با پيوستن به اين فرقه ها حداقل امنيت رواني خود را نيز از دست دادند؛ كساني كه ناگهان چشم باز كردند و خود را نه مريد، بلكه برده اي يافتند كه تنها وظيفه اش تمكين از خواسته هاي شهواني سركرده فرقه است! چه روابط زناشويي و خانواده اي كه در اين فرآيند از هم پاشيد و كودكان و فرزندان آنان يتيم شدند. اين ها دست كمي از جنايت عليه بشريت نداشتند و البته پيامد نقشه هايي بود كه سركردگان فرقه هايي مانند «رام الله» براي اعضاء خود كشيده بودند؛ سركردگاني كه با بازي هاي بچه گانه ادعاي خدايي مي كردند!
روزنامه «كيهان» به حكم وظيفه شرعي، رسالت رسانه اي و دغدغه انساني خود، از سال هاي گذشته پروژه آمريكايي عرفان هاي دروغين را به دقت تعقيب كرده و افشاگري هايي را درباره ماهيت و فعاليت آنان منتشر نموده است. كوشش «كيهان» آن بوده و هست كه جوانان عضو اين فرق را نسبت به پيامدهاي شوم اين روند آگاه سازد و رسانه اي باشد براي انتقال تجربه كساني كه زندگي خود را باخته اند. همگام با روند افشاگري هاي «كيهان» مسئولان ذيربط و مراجع قانوني در ساليان اخير حساسيت بيشتري نسبت به پيگرد قضايي سركردگان اين فرق (عارفان تقلبي و خدايان دروغين!) نشان داده اند. برخي پرونده سوء استفاده هاي مالي، جنسي، اخلاقي و... سركردگان اين گروهك ها در مراجع قانوني مفتوح است و برخي مجرمان به مجازات هايي نيز محكوم شده اند. مردم ايران نيز با دقت در انتظار مجازات قاطع اين كلاهبرداران هستند.
نامه اي كه در ادامه اين نوشتار مي خوانيد، از سوي يكي از اعضاء سابق فرقه «رام الله» به «كيهان» ارسال شده است. نويسنده اين نامه در سال 1385، پس از چاپ مقاله اي به قلم يكي از جداشدگان اين فرقه كه درباره سوء استفاده ها و ادعاهاي اين فرقه به خوانندگان خود هشدار مي داد و پرده از پروژه شوم آن برداشت، از موضعي انتقادي و وفادارانه نسبت به فرقه اش به روزنامه آمد. اينك و پس از 3 سال همان جواني كه براي دفاع از «رام الله» به «كيهان» آمده بود، دوباره همراه با همسرش كه چون او عمري را در راه فرقه به هدر داده بود، به روزنامه آمد. اين بار، او با كوله باري از تجربه- البته از تجربياتي دشوار، پرهزينه و تلخ- آمده بود؛ با وجداني بيدار و دلي پرسوز و زندگي اي دشوار كه از رهگذر دل بستن به فرقه آسيب هايي عميق ديده بود.
نويسنده نامه و همسرش، چندين سال از عمر خود را در فرقه گذرانده اند و يكي از اعضاء ارشد آن بوده اند، چنان كه سال ها در «حلقه مريدان خاص» آن حضور داشتند. آنان از آنجا كه جواني و زندگي خود را نابود شده مي ديدند، كوشيدند تا از پشت صحنه فعاليت هاي فرقه مطلع شوند و ماهيت اصلي آن را بشناسند.
اكنون آقاي «كوروش فلاح» و همسرش «سپيده شادبخت» با نامه افشاگرانه خود در محضر مخاطبان روزنامه «كيهان» هستند و البته اين نامه پايان ماجرا نيست. آنان در گفتگويي مفصل با كارشناسان روزنامه كيهان نيز شركت كردند و با پاسخ به پرسش هاي آنان، زواياي گوناگون كلاهبرداري ها به نام عرفان و... را كاويدند كه به زودي منتشر مي گردد؛ كساني كه سال هاي سال از بهترين روزهاي جواني شان را ويران شده مي بينند، اما حالا با شناخت ماهيت سياه فرقه قصد دارند تا آينده نويني را براي خود بسازند؛ آينده اي كه هم آن گذشته را جبران كنند و هم عرفان حقيقي را- كه بزرگترين سمبل آن امام خميني(ره) است- در لحظه لحظه زندگي شان جاري سازند. نامه چنين جواناني بي شك خواندني است و درس آموز.
روزنامه كيهان
جناب آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسئول محترم روزنامه كيهان
با عرض سلام و احترام،
در ابتدا لازم است مراتب قدرداني و سپاس خود را از اقدامات حضرتعالي به دليل آن كه روزنامه كيهان اولين رسانه اي بود كه با چاپ مطالبي در تاريخ هاي 28 خرداد 1383در ستون «خبر ويژه» و 14آذر 1385در سلسله مطالب پاورقي «نيمه پنهان» توانست گامي موثر در افشاي عملكرد فرقه رام الله بردارد و در اين رابطه نسبت به ساير رسانه ها به عنوان پيشرو عمل نمايد، اعلام دارم. اينك استدعا دارم با عنايت به مطالبي كه به اختصار در ادامه مي آيد فرصتي را فراهم آوريد تا بتوان مطالب پشت پرده پيمان فتاحي سر كرده اين فرقه را كه حاصل حدود يكسال و نيم تحقيق مستند بنده بوده در اختيار آن مجموعه محترم قرار دهم.
اميدوارم با ياري و استعانت از خداوند مهربان بتوان گامي موثر در جهت تنوير افكار دوستان قديم و گرفتاران در دام اين فرقه برداشت.
شرح مختصر موضوع:
در حدود سيزده سال پيش با شخصي به نام «پيمان فتاحي» كه بعدها خود را ايليا (الياس) رام الله و... ناميد آشنا شدم. اين شخص در پوششي معنوي و با ايجاد فضاي ابهام، مخفي كاري و دروغ خود را براي مشتاقان معنوي معلم حق معرفي كرد. وي در همين راستا و با محور قرار دادن شعار «تسليم و خدمتگزاري به خداوند» تشكيلاتي را راه اندازي نمود كه شامل چندين نشر، نشريه، موسسه فرهنگي، پژوهشي و زيست محيطي و گروه كوهنوردي بود كه پس از چند سال متوجه شديم منظور او از خداوند شخص خودش بوده و همگي ما نيز در جهت خدمت براي تحقق اهداف و مقاصد شخص او گام برداشته ايم.
پيمان فتاحي با همكاري همسر و ساير همدستانش هركس را به تدريج و بنا به خاستگاه اعتقاديش به باوري متفاوت در مورد خود رساند و به مريدانش چنين القاء كرد كه امام زمان، مسيح، الياس يا ايلياي نبي، تجسم خدا (آواتار) و... است.
وي در قالب آموزش هاي عمومي و با در نظر گرفتن شرايط و حساسيت هاي جامعه، اعتقادات و افكار انحرافيش را مستقيماً مطرح نكرد بلكه پس از تغيير دستگاه فكري مريدان، اقدام به ترويج بدعت هاي ديني با عناويني از جمله «الاهيسم نوين» و «يوگائيل» نمود. لازم به توضيح است كه «الاهيسم نوين» ملغمه اي از عرفان مسيحي، كاباليسم يهودي، هندوئيسم و اسلام تحريف يافته است.
در راستاي فعاليت هاي تشكيلاتي، پيمان فتاحي اقدام به جذب اقشار مختلف مردم خصوصاً اشخاص شاخص و مسئولين نمود و با اين كار قصد داشت ظاهري موجه را در نظام براي خود بوجود آورد اما با وجود تلاش هاي فراوان نتوانست بيش از حدود 100 نفر را فعالانه در خدمت بگيرد و ادعاهايي مبني بر اين كه تعداد چند صد هزار پيرو دارد كاملاً بي اساس و دروغ بوده و در جهت ارعاب و ايجاد توجه و ترس است. اما از طرفي بايد اذعان كرد كه او با دريافت هداياي هنگفت از جمله طلا، جواهر، زمين، ويلا و خانه و يك پنجم درآمد ماهيانه مريدان ثروت كلاني را در اين مدت نصيب خود نمود.
پيمان فتاحي در خرداد سال 86 براي اولين بار دستگير شد و پس از شش ماه با قرار وثيقه آزاد گرديد. او پس از آزادي از زندان نه تنها خطاهاي خود را اصلاح نكرد بلكه تلاش نمود تا با همكاري همسرش «شباب ح» اين تشكيلات را مجدداً سازماندهي نمايد كه در نتيجه اين اقدامات در زمستان 87 با دستور داديار محترم شعبه اول امنيت مجدداً دستگير شد.
اين عنصر منافق و همسرش در عين حالي كه خود را در داخل كشور و براي مسئولين حامي نظام معرفي مي كنند از طرفي برخي از مريدان فريب خورده را ترغيب به خروج از كشور، مصاحبه با راديو و تلويزيون هاي بيگانه و مخالف نظام، شعارنويسي و توزيع كتاب هايشان بصورت رايگان در سطح شهر مي نمايند و به هر كدام از مريدان دستور داده اند تا حداقل 20 وبلاگ را در حمايت از او و اقداماتش در اينترنت تاسيس كنند كه بنابراين با وجود 40 تا 50 نفر عضو فعالي كه باقيمانده اند حدود 900 وبلاگ در اينترنت با محتواهاي مشابه راه اندازي شده است.
تعجب آور اين است كه چند تن از حاميان متواري او ظاهراً فراموش كرده اند زماني او را تجسم و نماينده خدا مي دانستند! بنابراين اكنون بايد از آنها پرسيد كه چرا و چگونه اين شخص در آن مقام الهي كه نعوذبالله براي خود اراده خدايي ساخته و پرداخته كرده بود و مدعي بود مي تواند با اراده خود حتي كهكشاني را خلق نمايد! به اين خواري و ضلالت افتاده است؟ و چرا برخي از مريدان نسبت به شايعات، دروغ ها و نفاقي كه روزانه با آن مواجهند سكوت كرده و واكنشي از خود نشان نمي دهند؟ و در صورتي كه پيمان فتاحي و همدستانش مدعي اند اين جريان بر حق است چه ترس و وحشتي از مواجهه اعضا با بنده و امثال بنده كه از اين جريان جدا شده ايم دارند؟
البته بايد گفت از روش ها و اقدامات نخ نماي پيمان فتاحي براي جلوگيري از جدايي اعضاء از اين فرقه پوچ و تهي اين است كه وي در طي چند سال از طريق دريافت چك، سفته و رسيدها و اسناد كلان مالي، قسم دادن اعضاء به قرآن و عهد بستن با آنها به نام خدا، تهديد به گرفتار شدن در روح شيطاني، جذام و بيماري روحي قصد داشت براي مريدان موانعي ايجاد كند و برخي را با تهديد به شكايت و برخي ديگر را در مقابل اعتقادات و ايمان خودشان قرار دهد. او در اين توهم بود كه با اين كار مي تواند روند جدايي و رهايي از بند خود را كند يا متوقف نمايد. در صورتي كه اين بار هم ايده هاي شيادانه او عملي نشد و كساني كه نسبت به عملكرد حقيقي وي آگاه شده اند به راحتي از اين جريان بريده، جدا شده و مي شوند.
ابعاد اقدامات پيمان فتاحي در اين چند سطر نمي گنجد ولي سعي كردم تا آنجا كه مقدور بود بصورت چكيده مطالب را به عرض برسانم. بر اين اساس از حضرتعالي تقاضا دارم مانند هميشه با اطلاع رساني صحيح و شفاف اجازه ندهيد تا شارلاتانيزم معنوي وبرهم زنندگان امنيت رواني مردم در جامعه به فعاليت هاي خود ادامه دهند و احساسات و ايمان پاك مردم را به بازي بگيرند.
والسلام
كورش فلاح
20 ارديبهشت /1388
پاورقي

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14