(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


يکشنبه 14 تير 1388- شماره 19403
 

لزوم همدلي مجلس و دولت
دست آهني و دستكش مخملي- قسمت اول
مروري بر رهنمودهاي مقام معظم رهبري بايسته هاي دهه چهارم انقلاب
نقدي بر يادداشت دكتر افروغ در روزنامه اعتماد ملي كدام شوراي حكميت؟!



لزوم همدلي مجلس و دولت

حميدرضا رسولي
رهبرانقلاب در ديدار اخير با رئيس، هيئت رئيسه و نمايندگان مجلس با اشاره به وظيفه مجلس و دولت براي اداره كشور و پيشبرد امور جامعه، فرمودند: «مجلس بايد بنا را بر مماشات، مدارا و روح همكاري با دولت بگذارد؛ زيرا دولت در وسط ميدان است و بار سنگين مسايل اجرايي كشور را به دوش مي كشد و با تاكيد بر اين كه امور اجرايي سخت و دشوار است خاطرنشان كردند؛ بايد دولت دراين مسير ناهموار و نفس گير، كمك كرد و به آن سخت نگرفت البته اين موضوع به معناي اغماض از خطاها نيست بلكه نوع برخوردها بايد مهربانانه و صميمي باشد.
اكنون كه با درايت و تصميمات به موقع ولي امر مسلمين و هوشياري مردم ناآرامي ها و آشوب هاي چند روز گذشته كه سودجويان فرصت طلب درپي استمرار و تشديد آن بودند به خوبي كنترل و خاموش شده جا داشت هيئت رئيسه محترم به همراه تمامي نمايندگان با حضور در ضيافت دوستانه دولت نشان مي دادند كه اختلاف سليقه اي و جناحي بين مسئولان دو قوا كمتر از آن است كه اقتدار نظام و اتحاد بين قوا تحت تاثير قرارگيرد و دشمنان از اين اختلافات بوجود آمده به نفع مطامع پليدشان بهره برداري كنند و اي كاش با حضور قاطع خود نشان مي دادند كه منافع كشور و مردم در همه حال بر منافع حزبي و گروهي آنهم در شرايطي كه دشمنان داخلي و خارجي درصدد ايجاد شكاف و رخنه بين مسئولان و كارگران نظام بوده و هستند ارجحيت تام دارد.
در غيراين صورت چه ضرورتي داشت كه تعدادي از روزنامه هاي كشور با دريافت كاغذ يارانه اي از بودجه بيت المال به جاي اين كه دل در گروي سربلندي و عزت ايران اسلامي داشته باشند و حضور پرفروغ مردم در روز حماسه آفرين22خرداد را به جهانيان اعلام دارند، درنهايت بي انصافي صرف نظر از تاكيدات مقام معظم رهبري مبني بر رعايت و حفظ مصالح و منافع ملي، از اين كه عده اي از نمايندگان محترم مجلس خواسته يا ناخواسته در ضيافت رياست محترم جمهوري شركت نكردند، سوءاستفاده كرده و چنين خبري را سوژه اي مهم و تيتر اول روزنامه هاي خود كنند؟ اگر چه مردم فهيم و با ذكاوت ايران اسلامي بهتر مطلع اند كه اين عده از شكست خوردگان ومطرودين سياسي با روزنامه هاي اجاره اي خود براي فرار به جلو و تسلي دردهاي بي مرهم خود كه ناشي از شكست سخت و مفتضحانه در انتخابات است، دست به چنين اعمال خفت بار و بي حاصل مي زنند، همان هايي كه در كمتر از 4 سال گذشته با جنجال و استغنا از مناصب و تشكيل سايت و روزنامه مدعي شدند كه ساختار قدرت را به نحوي بنيادين دگرگون خواهندكرد و با خط و نشان كشيدن هاي واهي و تشكيل حزب و با شعار «اين بار تا صبح بيداريم» آمده بودند تا بيدار بمانند. اي كاش براي هميشه در خواب مي ماندند و شايد در خواب شيرين خود به آرزوي به قدرت رسيدن مجدد نظام فسادپرور و تبعيض آميز هزارفاميل خود مي رسيدند ولي دربيداري زهي خيال باطل! زيرا با اعمال و نقشه هاي شومشان نشان دادند كه در واقعيت جايي در بين مردم بيدار و هوشيار سوم تير پشت سرگذاشته نخواهند داشت و چه بسا همين شيطنت ها و حماقت هاي آنان باعث بيداري كامل و حضور بي سابقه مردم درپاي صندوقهاي رأي شد.
ولي مردم ايران اقتدار و استحكام بيشتر پايه هاي استوار نظام خود را پس از سال ها جانفشاني وظلم ستيزي در وحدت بيشتر، مهرباني و ايجاد ارتباط صميمانه بين مسئولان خود جستجو مي كنند و براي چنين مردمي پسنديده نخواهدبود كه منتخبين آنان در مجلس، فرصت ها و بسترهاي مناسبي كه براي حل مسائل و مشكلات جاري در راستاي منافع ملي از سوي دولت برايشان فراهم مي شود را بدون توجه به اوضاع پيش آمده از دست بدهند و يا به راحتي از آن عبور كنند.
مگر نه اينكه رهبر معظم انقلاب در پيام خود در شروع مجلس هشتم و سخنان اخيرشان خطاب به نمايندگان محترم فرمودند: «مردم خواستار همكاري صميمانه و مهربانانه مسئولان براي حل مشكلات كشور هستند» پس چگونه مي توان به راحتي به رغم فرمايشات ايشان از حضور در چنين جلساتي شانه خالي كرد؟ مسلما ملت ايران در حافظه بلندمدت و تاريخي خود مسائل را بخاطر خواهدسپرد و درفرصت مناسب بدست آمده از جمله در پاي صندوقهاي رأي جواب اين بي مهري ها و غيبت هاي ناموجه را خواهد داد. ملت بزرگوار ايران باهوش سياسي خود فردفرد نمايندگان و ديگر مسئولان نظام را زيرنظر دارد و بخوبي حركات متظاهرانه و نمايشي را از زحمات مخلصانه و بي ريا تشخيص مي دهد و با هيچ يك از جناح هاي سياسي، دكانهاي حزبي و فراكسيون هاي موقتي عقد اخوت نبسته و هرگاه درآنها اندكي انحراف از سير اصلي انقلاب و ولايت مشاهده كند درطرد و ترك آنان اغماض و ترديد بخود راه نخواهد داد.
آنچه مسلم است اين كه دولت جناب آقاي احمدي نژاد بيشتر از دولت هاي گذشته، منصفانه و غيرمنصفانه مورد نقد نمايندگان مجلس قرارگرفته اما خوشبختانه اين انتقادات و بعضا شماتت ها باعث صلابت و استحكام دولت شده است و به لطف خداوند روز به روز با اقبال بيشتر مردم و حمايت قاطع رهبري و نمايندگان مواجه مي شود و بهترين دليل آن استقبال گسترده مردمي در سفرهاي استاني و حضور بي سابقه مردم در پاي صندوق هاي رأي در روز 22 خرداد بود.
بي شك در چنين شرايط حساسي هرگونه اقدام و سخني (ازسوي هركس) كه بوي اختلاف و شكاف ميان نخبگان سياسي از آن به مشام برسد، در حكم ريختن آب به آسياب دشمن است و غافلان بايد در برابر خداوند و ملت شريف ايران پاسخگو باشند.

 



دست آهني و دستكش مخملي- قسمت اول

بهرام مهتدي
«از آنجا كه تجارت مرز نمي شناسد و توليد كننده مصر است كه دنيا را بازار خود قرار دهد، پرچم اين كشور بايد پشتيبان وي باشد و درهاي كشورهائي كه بروي وي بسته است شكسته شود. امتيازاتي كه سرمايه گذاران بدست مي آورند بايد از سوي دولت حفاظت شود و لو به قيمت نقض حاكميت كشورهائي كه راغب به اين امر نباشند...» 1.
وودرو ويلسن رئيس جمهور آمريكا
برنده جايزه صلح نوبل
چندي پيش برنامه اي بسيار ديدني از شبكه خبر سيما پخش شد كه با تشكيل ميزگردي به بررسي صد روز اول رياست جمهوري باراك اوباما و عكس العمل ايران به پيام نوروزي وي پرداخته بود. در اين ميزگرد آقاي دكتر صادق زيباكلام نظراتي را بيان كرد كه بدون شك مي بايست براي بسياري از بينندگان برنامه نگران كننده بوده باشد. ظاهرا در هر فرصتي كه بدست مي آيد، اعم از برنامه هاي تلويزيوني و مقالات و پايگاه اينترنتي خود و غيره، جناب زيباكلام، (كه اخيرا كتابي نيز در تجليل از آقاي رفسنجاني تاليف كرده است)، با صراحتي خاص به تفسير اينگونه ديدگاهها مي پرداز د. از آنجا كه بطور كلي بين نقطه نظرهاي دكتر زيباكلام و بسياري از ديگر مخالفين اصولگرايان وجوه مشترك قابل تاملي به چشم مي خورد و بعيد بنظر مي رسد جريان انتخابات 22 خرداد به ميزان كافي باعث تنوير افكار عمومي در خصوص روياروئي اين دو جريان سياسي مهم كشور شده باشد، اميد است بررسي چكيده اي از ديدگاههاي زيباكلام (در كنار ديدگاههاي برخي چهره هاي شاخص جريان «اصلاح طلب» ) و همچنين مقايسه اين نقطه نظرها با تحليلهاي تني چند از برجسته ترين متفكرين جهان (و خصوصا خود مغرب زمين) بتواند شبهاتي درباره مواضع اصولگرايان و مخالفينشان نسبت به مباحث كليدي و در هم تنيده روابط خارجي، اقتصاد و منافع ملي را بر طرف كند.
يكي از اظهار نظرهاي زيباكلام كه بسي جاي تامل دارد انتقاد وي از تحليل حكومت ايران درباره آمريكا و رياست جمهوري اوباما است، به اين مضمون:
«در ايران در مجموع، جريان اصولگراي حاكم به علاوه شماري از اصلاح طلبان و برخي ديگر از كارشناسان معتقدند كه آمدن و رفتن رؤساي جمهور در آمريكا اعم از دموكرات يا جمهوري خواه خيلي را عوض نمي كند. از نظر اينان اوباما، بوش، كلينتون، ريگان و... هيچ فرقي ندارند و در حقيقت قدرت اصلي در آمريكا در دست صهيونيست ها، لابي هاي قدرتمند صهيونيست، صاحبان صنايع بزرگ و از جمله اسلحه، كمپاني هاي نفتي، بانك هاي قدرتمند و... است و اينها هستند كه ] در زيرزمينهائي تاريك[ درباره استراتژي كلان سياست خارجي آمريكا تصميم مي گيرند. از نظر اين تحليلگران، مردم در آمريكا تصور يا احساس مي كنند كه با انتخاب كارتر يا بوش يا ريگان يا اوباما باعث تغيير در سياست خارجي كشورشان مي شوند، در حالي كه واقعا اين طور نيست و سياست هاي كلان آمريكا را همان شركت ها و لابي ها ترسيم مي كنند و هيچ فرقي ندارد كه رئيس جمهور كه باشد»2.
وي بدون اينكه خم به ابرو بياورد ، مدعي است كه:«اين تصوير مقدار زيادي يادگار جهان بيني خاصي است كه از دهه 1320 توسط حزب توده به ذهن ما ايرانيان نفوذ كرد»3.
متاسفانه، در ميزگرد شبكه خبر، پس از تفسير مفصلي كه زيباكلام در اين خصوص ارائه داد ،هيچيك از حضار محترم از ايشان نپرسيدند كه اگر اين تصوير كاملا غلط و در خور تمسخر است، چطور است كه بسياري از برجسته ترين اساتيد، تحليلگران و متفكرين آمريكائي (كه به كانونهاي قدرت وابسته نيستند) نظير چامسكي، ادوارد هرمن، هاوارد زين، گور ويدال، اندرو بچويك، چالمرز جانسن، نورمن فينكلستين، پل كريگ رابرتس، ويليام بلوم و غيره در آثار خود كما بيش برهمين تصوير تاكيد دارند؟4
بعنوان مثال، برخلاف زيباكلام كه آمريكا را «قلب دمكراسي» تصور مي كنند5، چامسكي استدلال مي كند كه آمريكا دموكراسي نيست، بلكه صرفا يك پلياركي است، يعني نظامي كه در آن تصميم گيري بجاي مردم بعهده يك «اقليت» كوچك بهره مند از امتيازات خاص اقتصادي، اجتماعي، سياسي و غيره است6. جمله اي كه وي درباره انتخابات سال 2004 بكار برده است وضعيت را در يك كلام بيان مي كند:
«بوش و كري مي توانند در انتخابات شركت كنند زيرا چند كانون خصوصي قدرت، خرج هر دو آنها را مي دهند.»7.
جمله معروف گور ويدال درباره «تك حزبي» بودن آمريكا را هم فراموش نكنيم:«آمريكا فقط يك حزب دارد: حزب پول... حزب شركتهاي بزرگ.
.. اين حزب دو جناح راست دارد ]بنام[ جمهوريخواه و دموكرات ... ]كه[ فرقي با يكديگر ندارند»8.
از نظر دكتر پل كريگ رابرتس، تحليگري كه با سوابقي نظير سردبيري روزنامه با نفوذ وال استريت جورنال و معاونت وزارت خزانه رونالد ريگان اشراف شايان توجهي بر ساختار قدرت در حكومت آمريكا دارد، فرقي نمي كند كه بوش رئيس جمهور باشد يا اوباما، زيرا «قدرت رئيس جمهور آمريكا محدود به خدمت رساني به گروههاي قدرتمند داراي منافع خاص مي باشد ... نظير لابي نظامي / امنيتي، گانگسترهاي مالي / بانكي و AIPAC». در اين مقوله «مردم به درك واصلند»9.
چامسكي درباره پيام نوروزي رئيس جمهور كشورش به ايران نيز تحليل ساده و روشني دارد:
«فرض كنيد كسي از كره مريخ نظاره گر اين موضوع باشد. در يك سو كشوري است كه به دو كشور در مرزهاي ايران حمله كرده است و آن سرزمينها را اشغال كرده است، باندازه مجموع ساير كشورهاي جهان خرج نظاميگري مي كند و سابقه اي باور نكردني در اعمال خشونت و تعرض دارد. در سوي ديگر ايران قرار دارد، كه بودجه نظاميش حدودا در سطح كويت مي باشد و دويست سال است به كشور ديگري حمله نكرده است. آنگاه رهبر كشور ابرقدرتي كه تسليحاتش هم اكنون در حال استفاده در امر معرض و اشغالگري است دارد به ايران ميگويد كه بايد از خشونت و تسليحات و ... صرف نظر كند ... اين وضعيت نشانگر عمق ايدئولوژي استعماري است. تلويحا اين باور وجود دارد كه در اصل ما مالك دنيا هستيم و هر كسي كه بر سر راه ما قرار گيرد دارد عمل نادرستي انجام مي دهد.» 10
چامسكي كسي است كه با گاليله مقايسه شده و حتي روزنامه نيويورك تايمز از وي بعنوان «مهمترين متفكر زنده جهان» نام مي برد. 11 آيا چامسكي و ساير متفكرين آمريكايي كه چنين تصويري از آمريكا ترسيم مي كنند كشور خود را باندازه جناب زيباكلام نمي شناسند؟ آيا اين متفكرين مترقي و مستقل آمريكايي هم از حزب توده خط گرفته اند؟
لذا جناب دكتر از يك منظر بي اساس موضع سنجيده و محتاط جمهوري اسلامي در قبال آمريكا را محكوم مي كند و ادعا دارد كه «رويكرد ما در اين باره به دليل شناخت و تحليل هاي اين چنيني ماست كه تاكنون به گفتمان اوباما درباره ايران هيچ پاسخ مشخصي نداده ايم». 12 طرفه آنكه در ميزگرد مزبور، در جواب سوالات مكرر آقايان حاج بابائي و محبيان كه مگر آمريكا چه قدم جدي و ملموسي در راه بهبودي روابط بين دو كشور برداشته كه ايران را راضي به تقابل نمايد جناب دكتر جوابي نداشت. 13
البته شايد لازم بود سؤالات ديگري نيز از آقاي زيباكلام پرسيده شود، نظير:
1- آيا جناب دكتر اصلا متن پيام را مطالعه كرده است؟
اگر پيام نوروزي آقاي اوباما بازي تبليغاتي نبوده و واقعا دوستانه بود، چرا در متن پيام، اتهام اهانت آميز دست داشتن ايران در تروريسم تكرار شده بود؟
(نمونه اي از موعظه تحقيرآميز اوباما كه امثال آقاي دكتر را به وجد آورده است:
«ايالات متحده آمريكا مايل است كه جمهوري اسلامي ايران جايگاه حقيقي خود در جامعه ملل را بدست آورد. شما اين حق را داريد ولي اين حق مسئوليت هاي واقعي نيز به همراه دارد، و دستيابي به آن جايگاه از طريق تروريسم يا استفاده از سلاح ميسر نمي شود. بلكه راه دستيابي به آن اعمال صلح آميز است كه نشانگر بزرگي حقيقي مردم و تمدن ايران باشد. معيار آن بزرگي اين نيست كه چقدر قدرت تخريب داشته باشيد، بلكه از نشان داده شدن قابليت سازندگي و خلاقيت شما برمي آيد»14
2- آيا آقاي دكتر اخبار و تحولات آمريكا را با دقت كافي دنبال مي كند؟ اگر آن طور كه جناب دكتر و همفكرانشان مي پندارند آمريكا واقعا حسن نيت دارد، پس چرا بعد از آن كه دولت ايران برخلاف انتظار دولت آمريكا به پيام اوباما واكنش منفي نشان نداد و فقط خواستار مشاهده علائم ملموسي از عملي شدن حر فهاي وي شد، دولت و حزب اوباما در كنگره آمريكا پاسخ مسالمت آميز ايران را با اقدام خصمانه جديدي مبني بر تصويب طرح تحريم بنزين دادند؟15 (به گزارش روزنامه آمريكايي نيشن، يكي از طراحان اين تحريم دنيس راس مشاور مخصوص دولت اوباما در امور خليج فارس بوده است 16). پيرو اين اقدام عمال آمريكا نظير نوري زاده از صداي آمريكا وعده دادند كه اين حركت ضربه بزرگي به ايران خواهد زد. كدام انسان عاقل و بالغي در چنين شرايطي قدم جلو مي گذارد؟ آقاي دكتر در پايگاه اينترنتي zibakalamcom مواضع خود و همفكرانشان را بازتر مي كنند:
«اختلاف نظر زيادي بين مسئولان ايران در بحث رابطه با آمريكا وجود دارد. در يك سو گروهي از عملگرايان ميانه رو به رهبري هاشمي رفسنجاني قرار دارند كه اصلاح طلبان را نيز در برمي گيرد و در سوي ديگر تندروها قرار دارند.» «ميانه روها به اين نتيجه رسيده اند كه خصومت با آمريكا به زيان منافع ملي ايران است.»17
حقا طيفي كه آقاي زيبا كلام به آن تعلق دارند ادبيات و قرائت جالبي از روابط ايران و آمريكا دارند. پس اين ايران است كه نسبت به آمريكا خصومت ورزي كرده است و مي كند!
در اينصورت تكليف ده ها سال دشمني آمريكا نسبت به ايران كه با كودتا عليه دولت دكتر مصدق آغاز شد چه مي شود؟ مگر هدف كودتا جز جلوگيري از اينكه ايرانيان در راستاي منافع ملي خود براي كشورشان تصميم گيري كنند چيز ديگري بود؟ چه دشمني از اين بالاتر؟ مگر طي 56 سال اخير آمريكا از پيگيري اين هدف شوم دست برداشته است؟ از 26سال ظلم و ستم و غارت پهلوي دوم گرفته تا ترغيب ارتش ايران به كودتا از سوي ژنرال هايزر، بلوكه و ضبط كردن دارائي هاي ايران، هشت سال جنگ تحميلي، سرنگوني هواپيماي مسافربري، تحريك گروهكهاي تروريستي و جدائي طلب، اقدام به چند كودتاي ديگر نظير كودتاي نوژه و قطب زاده، تحريمهاي متعدد، ممانعت استفاده صلح آميز ايران از انرژي هسته اي، تصويب علني بودجه هاي چند صدميليون دلاري با هدف براندازي حكومت ايران، فحاشي و تهديدات گسترده از جمله تهديد مكرر ايران به حمله نظامي حتي با سلاحهاي هسته اي و اكنون طرح تحريم بنزين دمكراتهاي اوباما.
بدون شك امثال آقاي زيباكلام براي هر يك از اين موارد يك تحليل وارونه در چنته دارند كه مبنائي جز اطلاعات ناقص ندارد. بعنوان مثال، در برنامه تلويزيوني مزبور، وي اصلاً منكر شد كه آمريك ابه صدام چراغ سبز نشان داده بود تا آتش جنگ را به دامان مردم ايران بيافكند. اين در حالي است كه حداقل سه منبع موثق آمريكائي خلاف اين ادعا را اثبات مي كنند (يك نمونه يادداشت هاي سري الكساندر هيگ وزيير خارجه اسبق آمريكا است كه در واقعه ايران- كنترا به بيرون درز كرد. هيگ مي گويد در سفري به خاورميانه مطلع شد كه كارتر از طريق ملك فهد به صدام چراغ سبز نشان داده بود كه به ايران حمله كند18). بماند كه مدارك ديگر آمريكائي نظير شهادت هاوارد تايشر (رئيس بخش «خاور نزديك و جنوب آسياي» شوراي امنيت ملي آمريكا) در دادگاه نشان مي دهند كه آمريكا جنگي كه عراق در سال 1982ميلادي در شرف باختن آن بود را با بسيج گسترده امكانات به مدت 6 سال خونين ديگر طولاني كرد.19
بهر صورت، مگر جمهوري اسلامي ايران جز مقاومت در مقابل اين همه دشمني چه كرده است؟
بسي مايه تاسف است كه جناب دكتر و همفكران «فرهيخته» و «روشنفكر» ايشان چنين حقي براي ايرانيان قائل نيستند. مقاومت را خصومت مي نامند، پس بايد آن را كنار گذاشت و تسليم آمريكا شد.
بدون شك هر كه مي گويد «با آمريكا دشمني مي كنيم كه براي مشكلاتي كه از حلشان عاجز هستيم مقصري داشته باشيم» (!) 20 تعمد هم دارد و خوب مي داند چه مي گويد.
آيا برخي از نامزدهاي انتخابات اخير كه در نقد سياست خارجي كشور از «دشمن تراشي» داد سخن داده اند نيز در همين مسير حركت مي كنند؟21
ادامه دارد
پي نوشتها:
1-Williams William Appleman The Tragedy of American Diplomacy WWNorton Co 1972
2- زيبا كلام، صادق، «انتقاد از نگاه بدبينانه به عملكرد اوباما»
http://wwwzibakalamcom/details aspx?type=reviewcode=111
3- همان
4-Noam chomsky Edward Herman Howard Zinn Gore Vidal Andrew Bacevich Chalmers Johnson Norman Finkelstein Paul Craig Roberts William Blum
5- زيباكلام، صادق، «تولد تلويزيون بي بي سي فارسي»
http://wwwzibakalamcom/detailsaspx?type=reviewcode=106
6-Chomsky Noam: Hegemony or Survival Metropolitan Books New York 2003
7-Chomsky Noam زThe Disconnect in US Democracyز Khaleej Times October 29 2004
8-Vidal Gore: Matters of Fact and Fiction Random House 1977
Barsamian David زGore Vidal Interviewز The Progressive Magazine August 2006
9-Craig Roberts Paul زWho Rules Americaز Information Clearing House May 14 2009-06-08 http://informationclearinghouseinfo/article22611htm
10- زDoes Obama Recycle George W Bushشs Plansز Russia Today May 11 2009
11-Jaggi Maya زConscience of a Nationز The Guardian Jan 20 2001
21- زيباكلام، صادق، «انتقاد از نگاه بدبينانه به عملكرد اوباما»
http://wwwzibakalamcom/detailsaspx?type=reviewcode=111
31- «آيا عملكرد اوباما را در 001 روز اخير مثبت ارزيابي مي كنيد؟»، شبكه خبر، جمعه 81 ارديبهشت 88
41-سTranscript: Remarks by President Obama in celebration of Nowruzس IHT March 20 2009
15-Gerecht Marc زNetanyahu and Obama Have a Shared Interest in Iranز The Wall Street Journal May 19 2009
16-Dreyfuss Robert زDennis RossشIran Planز April 8 2009 The Nation
71- زيباكلام، صادق، «زيباكلام در گفتگو با لس آنجلس تايمز: آشتي ايران و آمريكا، تندورها را رواني مي كند»
http://wwwzibakalamcom/detailsaspx?type=goftegoocode=25
18-Parry Robert زTop secret Talking Points on 1981 Trip to Mideastز Consortium News Feb 27 2003
19-Statement by former NSC official Howard Teicher to the US District Court Southern District of Florida
http://wwwgwuedu/nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB82/iraq61pdf
02- «آيا عملكرد اوباما را در 001 روز اخير مثبت ارزيابي مي كنيد؟»، شبكه خبر، جمعه 81 ارديبهشت 88.
12- «موسوي در پاكدشت: با دشمن تراشي نمي توان به توسعه پايدار رسيد»، سايت موج سوم، پويش (كمپين) حمايت از موسوي و خاتمي.
http://wwwmowjir/ShowNewsphp?6570

 



مروري بر رهنمودهاي مقام معظم رهبري بايسته هاي دهه چهارم انقلاب

فاطمه مرسلي
اينك كه پس از گذشت 30 سال از بنيانگذاري نظام مردم سالاري ديني، وارد دهه چهارم انقلاب اسلامي شده ايم، ضروري به نظر مي رسد با عواملي كه از ديدگاه مقام معظم رهبري موجب حفظ و استمرار انقلاب مي شوند، آشنا شده و بدانها جامه عمل بپوشانيم.
رهبر معظم انقلاب اسلامي معتقدند:«حفظ موجوديت انقلاب، كار اول ماست كه در استمرار نظام جمهوري اسلامي، تجسم يافته است و همه قلدرهاي دنيا دست به دست هم داده اند تا آن را ريشه كن كنند.»
حضرت آيت الله خامنه اي ضمن اعتقاد به عناد و دشمني استكبار جهاني، آمريكا و رژيم اشغالگر قدس با اسلام، نظام و انقلاب خطاب به مردم شريف و فهيم ايران مي فرمايند: «آحاد ملت بايد از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن، مسئولان كشور و ايمان اسلامي خود دفاع كنند.»
در اين رابطه، ايشان بر عواملي از قبيل وحدت و هماهنگي ميان مردم، مسئولين، ايستادگي و مقاومت در مقابل آمريكاو استكبار جهاني، نفي القائات دشمنان در خصوص ناكارآمدي نظام، حفظ استحكام دروني نظام و پايه هاي اصلي نهضت اسلامي، حفظ فرهنگ ديني و ملي، تقويت اعتمادبه نفس ملي، پرداختن به ابتكار، خلاقيت، نوآوري در علم و فناوري تأكيد دارند.
1- وحدت و هماهنگي ميان مردم و مسئولين
مقام معظم رهبري ضمن تأكيد بر حفظ وحدت ميان همه اقشار جامعه، وحدت در ميان مسئولين را ضرورتي دوچندان مي دانند. ايشان معتقدند همه فعالان سياسي و فرهنگي بايد بدانند كه حفظ منافع ملي در وحدت و پرهيز از تفرقه و اختلاف است و سليقه ها و گرايش هاي متفاوت نبايد در صحنه افكار عمومي به نزاع و مجادله تبديل شود.
از نظر ايشان هوشياري و حفظ وحدت مصونيت ملت در برابر تهديدهاي دشمنان و تلاش هماهنگ و متحد مسئولان نظام نياز اساسي كشور است.
2- ايستادگي و مقاومت در مقابل آمريكا و استكبار جهاني
حضرت آيت الله خامنه اي ضمن تأكيد بر كارساز نبودن تسليم در مقابل دشمن مي فرمايند: «بزرگترين بلايي كه مستقيم و غيرمستقيم در اين دويست سال دوران استعمار بر سر ملت هاي شرق و به خصوص ملت هاي اسلامي آمده همين مرعوب شدن و عقب نشيني كردن در مقابل تبليغات و هجمه هاي غرب است.» در رابطه با راه علاج و مقابله با دشمنان و بدخواهان مي فرمايند: «ملت ايران يك راه علاج دارد و همان راه علاجي است كه تا به امروز دنبال كرده و آن ايستادگي و حضور مردم در صحنه است.» و تأكيد مي كنند كه «عزت، آزادي و استقلال ما در سايه ايستادگي در مقابل استكبار جهاني است.»
3- نفي القائات دشمنان در خصوص ناكارآمدي نظام
حضرت آيت الله خامنه اي در مورد تبليغات دشمن در خصوص ناكارآمدنشان دادن نظام اسلامي، فرموده اند: «دشمنان انقلاب مي توانند دو كار انجام دهند و فقط به اين دو موضوع اميد داشته باشند. يكي ناكارآمدي نظام را به مردم القاء كنند و با القاي آن به مردم ارتباط مستحكم با نظام اسلامي را از بين ببرند، دوم اينكه دسته بندي و اختلاف ايجاد كنند.» اين باور هستند كه سلب اعتماد مردم از كارايي نظام از جمله مواردي است كه مي تواند آسيب جدي بر انقلاب اسلامي بزند.
4- حفظ استحكام دروني نظام و پايه هاي اصلي نهضت اسلامي
مقام معظم رهبري معتقدند: «يكايك ملت ايران وظيفه دارند تا آنجايي كه مي توانند، استحكام دروني نظام را كه به همبستگي ملت، همبستگي دل ها، همبستگي ملت با مسئولان نظام و وحدت كلمه در مجموعه ي اركان نظام وابسته است، حفظ كنند.»
در خصوص حفظ پايه هاي اصلي نهضت كه همان اصول اسلامي است تأكيد دارند كه توحيد، كرامت انسان و عدل از جمله اين پايه ها مي باشند.
در رابطه با توحيد كه يكي از مباني اسلامي نهضت اسلامي است معظم له مي فرمايند: «در نگاه عاميانه عمومي به معني اين است كه خدا يك است و دو نيست. اما توحيد فقط اين نيست، بلكه يگانگي قدرت حاكم بر زندگي انسان است. يعني نفي همه قدرت هايي كه بر انسانها تحكم مي كنند، نفي سلطه و هر حاكميت ظالمانه، نفي همه حكومت هاي كودتايي و موروثي، نفي حكومت همه كساني كه مي خواهند بر بشريت با خودكامگي و تكيه بر احساسات و منافع شخصي حكومت كنند.»
ايشان در رابطه با كرامت انسان، يكي ديگر از پايه هاي اصلي نهضت اسلامي مي فرمايند: «تكريم انسان يعني براي انسان ارزش قائل شدن، نه به زبان، بلكه حق تصميم گيري، انتخاب، مشخص كردن سرنوشت خود و تلاش براي رسيدن به آن را براي او باقي گذاشتن، اين معناي تكريم انسان است.»
همچنين در رابطه با عدل، يكي از تكيه گاه هاي نهضت اسلامي مي فرمايند: «عدل در اسلام به معناي تساوي كه كمونيست ها حرفش را زدند و هرگز هم به آن عمل نكردند نيست، بلكه تعادل يعني اينكه اين شكاف هاي طبقاتي و حفره هاي عميق به هيچ وجه نبايد وجود داشته باشد.»
رهبر فرزانه انقلاب در خصوص برنامه نظام براي دهه چهارم مي فرمايند: «در اين مرحله از انقلاب هدف عمده عبارتست از ساختن كشور نمونه كه در آن رفاه مادي همراه با عدالت اجتماعي و توأم با روحيه و آرمانهاي انقلابي با برخورداري از ارزش هاي اخلاقي اسلام تأمين شود. هر يك از اين چهار ركن اصلي تضعيف يا مورد غفلت قرارگيرد بقاي انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون ممكن نخواهد بود.»
5- حفظ فرهنگ ديني و ملي
مقام معظم رهبري فرهنگ را بستر اصلي زندگي انسان مي دانند و معتقدند كه هويت ملي مردم ايران، نظام اسلامي است. ايشان پلوراليسم فرهنگي را يكي ديگر از مكايد استكبار براي تسلط بر ملت ها مي دانند و مي فرمايند: «در زمينه مسائل مربوط به خودشان، در زمينه فرهنگ غربي، در زمينه فرهنگ هايي كه زمينه ساز استعمار بوده، اجازه كوچكترين خدشه و مناقشه اي را كه در سطح بين المللي به هيچ كس نمي دهند، اما از شما مي خواهند كه در فرهنگ، باورها، عواطف و اصول خودتان معتقد به تكثر و چند قرائتي باشيد. هيچ كس در سطح دنيا اجازه ندارد نسبت به منافع آمريكا نگاه چند قرائتي داشته باشد.»
6- تقويت اعتمادبه نفس ملي
رهبر معظم انقلاب در رابطه با اهميت اعتماد به نفس ملي مي فرمايند: «مهم ترين تأثير اعتمادبه نفس اين است كه حالت انتظار كمك و دستگيري از ديگران را از انسان مي گيرد.» مقام معظم رهبري ضمن اعتقاد به اينكه يك موفقيت، يك خوشه موفقيت را با خودش مي آورد، مي فرمايند: «ايجاد يأس، تيره كردن افق، به رخ كشيدن فاصله ها، اشكال تراشي هاي غيرمنطقي و هوچي گري مطبوعاتي و رسانه اي از موانع رسيدن به اعتمادبه نفس ملي است.
7- پرداختن به ابتكار، خلاقيت و نوآوري در علم و فناوري
مقام معظم رهبري، از بركات انقلاب اسلامي را زنده كردن روحيه ابتكار و خلاقيت علم و فناوري مي دانند. ايشان در اين رابطه مي فرمايند: «قدرت علمي، پايه هاي قدرت هاي اقتصادي، نفوذ فرهنگي و... است.» ايشان به جوانان تأكيد مي كنند كه هر چه مي توانيد علم بياموزيد و آن را در حد اعلا دنبال كنيد.
حضرت آيت الله خامنه اي ضمن معرفي و تبيين اهميت جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم مي فرمايند: «ما مي خواهيم عقب ماندگي علمي مان را جبران كنيم و اين بايد خواسته اي همگاني و ملي شود، بايد فرهنگ توليد را جايگزين فرهنگ مصرف نماييم و از بدعت و نوآوري در وادي علم، بيمناك نباشيم.»
¤ پي نوشت ها در دفتر روزنامه موجود است .

 



نقدي بر يادداشت دكتر افروغ در روزنامه اعتماد ملي كدام شوراي حكميت؟!

عاطفه صادقي دره بيدي
استاد عزيز جناب آقاي دكتر عماد افروغ
يادداشت شما را در صفحه نخست روزنامه اعتماد ملي(ستون نگاه روز مورخ 24/3/1388) خواندم. از اهميت رعايت اخلاق در فضاي سياسي جامعه و از مصاديق بي اخلاقي هاي سياسي فرموده و نوشته ايد: «هر حركتي كه بتواند جريان هاي مردمي را جهت دار كند و به گونه اي جهت نتايج را تغيير بدهد، از بي اخلاقي حكايت دارد.» نوشته ايد: «پس از اعلام نتايج انتخابات، اگر مردم از نتيجه و شيوه اعلام خبر و شمارش ناراضي باشند، درست لحظه اي است كه بايد گفت دولت، اخلاق را زير پا گذاشته و بايد آن را دولت بي اخلاق دانست.» نوشته ايد كه گمانه زني ها و پيش بيني ها حكايت از چيدمان ديگري در انتخابات داشت و اكنون اعلام نتايج انتخابات تا اندازه اي برايتان غير مترقبه بوده است، و اين غير مترقبه بودن نتايج را به بي اخلاقي پيوند زده ايد، و لذا به عنوان يك شهروند پيشنهاد داده ايد، مقام معظم رهبري، شوراي حكميت تشكيل دهند. نوشته ايد كه اگر فرض را بر تخلف و بي اخلاقي بگيريم، فرهنگي نهادينه مي شود كه مي تواند مسير حركت يك كشور را تغيير دهد.
از شما آموخته ايم ميان اخلاق در سياست و وارونگي طرح مباحث اخلاقي براي ذبح حقيقت در فضاي سياسي جامعه تفكيك قائل شويم.
مشكل ما عدم اشراف و شناخت جايگاه اخلاق در سياست است، نه فقط بي اخلاقي هاي سياسي.
آيا سكوت كسي كه سوگند براي خدمتگزاري به مردم خورده است در برابر افرادي كه از شانه هاي قدرت اين مردم بالا رفته و بر صندلي اشرافيت تكيه زده اند، خيانت و بي اخلاقي نيست؟
آيا يكجانبه به قضاوت پرداختن پيرامون بي اخلاقي هاي سياسي، بي اخلاقي محسوب نمي شود؟
آيا تبريك نگفتن به شخصي كه مورد اطمينان مردم واقع شده و يا زير سؤال بردن سلامت انتخابات براي توجيه شكست، از مصاديق بي اخلاقي سياسي محسوب نمي شود؟
از شما آموخته ايم كه رابطه قدرت - ثروت در جامعه ايراني، آتشي است كه آرمان هاي اين انقلاب را مي سوزاند.
آيا بيان اين رابطه، بي اخلاقي است؟
اصولا آيا ملعبه قرار دادن اخلاق براي سرپوش نهادن بر طرد سياسي، بي اخلاقي نيست؟
آنچه هميشه شاگرد شما، دريافته اين است كه متأسفانه روشنفكري و نخبگي در فضاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه ما به ورشكستگي رسيده است، تنها و تنها به دليل گسست و پرهيز از مردم و عدم حضور در اجتماع آنان، تا مبادا به عوام زدگي متهم شود. درحقيقت جامعه شناسان ما نظرياتشان را به جامعه القا ميكنند نه آنكه از متن جامعه دريافت كنند.
فراموش نكنيم اين مردم كه در 22 خرداد به تفكر غربگراي اشرافي «نه» گفتند؛ همان مردم 2 خرداد 76 هستند، و البته كه 22 خرداد نه از جنس 2 خرداد بلكه از جنس 22 بهمن است.
و باز هم متأسفانه نخبگاني كه همسو با اين طرز تفكر شده و خود را تافته جدا بافته پنداشته اند، بايد از اين «نه»، آن هم با اين صداي بلند، شوكه شوند.
متأسفانه فراموش كرده ايم كه انقلاب، فقط تقابل با مدرنيته غرب نبوده و نيست، بلكه جنگ فقر و غنا نيز هست، بلكه جنگ مستضعفان و مستكبران نيز هست.
شما در روزنامه اعتماد ملي، از كدام شايعه نزديك به واقعيت سخن مي گوييد؟
متأسفانه وقتي اساتيد ما با ماشين هاي فرستاده شده به دانشگاه و محل سخنراني ها و كتابخانه ها و كلاس درس مي روند، و وقتي شأن آنان اجازه نمي دهد در مترو، تاكسي، ايستگاه اتوبوس و صف نانوايي با مردم همنشين باشند، البته نمي توانند واقعيت را از شايعه و توهم و فضايي كه اطلاعات نادرست براي آنان ساخته است، تفكيك نمايند.
به جامعه بازگرديم.
مردمي كه در عصر روز 24 خرداد 88 پس از گذشت بيش از 30 سال از وقوع انقلاب اسلامي، دوباره شعار «مرگ بر شاه» سر مي دهند، فراموش نكرده اند و نمي كنند كلام
اماممان (ره) را كه فرمود:
«آن روزي كه مجلسيان خوي كاخ نشيني پيدا كنند - خداي نخواسته - و از اين خوي ارزنده كوخ نشيني بيرون بروند، آن روز است كه ما براي اين كشور بايد فاتحه بخوانيم.
]صحيفه نور-ج17-ص218{»
كمترين نكته مثبت شفاف سازي انتخابات اخير، يادآوري اين نكته به مسؤولان بود كه: «مسؤوليت، شفافيت را مي طلبد و مردم، كاملا همه چيز را رصد مي كنند؛ اگرچه سكوت كنند.»
«احمدي نژاد» شايد از نظر بسياري، بي اخلاقي را در فضاي سياسي جامعه رقم زده باشد، چرا كه اسلام ناب محمدي را بر هر چيز و هر شخص ترجيح داد:
«به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد، به استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي - صلّي الله عليه و آله و سلّم - است. اسلامي كه پرچمداران آن، پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن، ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بوده اند و دشمنان حقيقي آن، زراندوزان حيله گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بي هنرند.
]صحيفه نور-ج21-ص59[»
هميشه از شما آموخته ايم كه سرباز اعتقاداتمان باشيم، اعتقاد به اسلام ناب محمدي و آرمان هاي انقلابي به رهبري امام خميني (ره)؛ انقلابي صدرايي.
و مردم بر اساس همين اعتقادات، فرزندي از فرزندان خويش را به پشتوانه سنت ايراني و هويت ديني خويش پذيرفتند تا سرباز اعتقاداتشان باشد. همين و بس، و شيفته چشم و ابروي هيچ نگاري نيستند.
از شما آموخته ايم كه اين انقلاب است كه افراد را ماندگار مي كند، نه افراد، انقلاب را.
افراد، مادامي كه خادم آرمان هاي مردم و انقلابند معتبرند، حتي اگر نامشان استوانه اين نظام و انقلاب باشد.
و مردم در اين حضور حماسه آفرين و بي سابقه خويش، بار ديگر اين درس را به مسؤولان نظام يادآوري كردند، و آيا اين جز فربهي قدرت مدني معناي ديگري دارد؟!
اين انتخابات البته گذر و احياي دوباره اي در تاريخ انقلاب اسلامي ايران محسوب مي شود. گذر از نگاه غربگراي اشرافي و بازگشت و احياي هويت ديني و اسلامي با محوريت انديشه امام خميني (ره).
متأسفانه روشنفكري و نخبگي در ويترين نشسته، البته انتظار چيدمان ديگري داشت؛ چرا كه شناخت او از لايه هاي اجتماعي، فرهنگي و فكري مردم جامعه اش، شناختي ناقص و در حاشيه است. مردم ولي، فارغ از تمام نظريات جامعه شناسي و سياسي، كسي را به خدمتگزاري خويش مفتخر نمودند كه هم سفره آنان باشد.
استاد ما را چه شده كه هم صدا با رسانه هاي بيگانه از صحت سلامت انتخابات مي گويند و براي روشن شدن امور، حتي براي رهبري نظام نسخه مي پيچند؟!
متأسفانه طرح «شوراي حكميت» شما، در روزنامه اعتماد ملي، خاطره تاريخي «شوراي حكميت صفين» را برايم زنده كرد.
«احمدي نژاد» اصلا خارج از گردونه مديران اين نظام نيست. او مديري است كه عليه آنان كه از آرمان هاي انقلاب جدا شده اند، مي شورد و دقيقا به همين دليل، مردم او را مورد اعتماد خود مي كنند؛ كه ميزان، رأي ملت است و ميزان رأي ملت، پاي بندي افراد به اعتقاداتي است كه مردم به خاطر آنان، جگر گوشه هايشان را نثار كردند.
همچون ساير دانشجويانتان در سايت«در راه مدرس»، معتقدم بايد همچون مدرس هم پياله مستضعفان شويم.
وقت آن رسيده كه اصول جامعه شناسي انقلاب اسلامي را نه در كتب ترجمه شده غربي، بلكه از هم نشيني با اين مردم كه صاحبان اصلي انقلابند دريابيم.
و نخبگان ما، پيام اين انقلاب را دريابند!
نه هر كه چهره برافروخت، دلبري داند نه هر كه آينه سازد، سكندري داند
نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست كلاهداري و آيين سروري داند
هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست نه هر كه سر بتراشد قلندري داند!

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14