(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 13 تير 1388- شماره 19402
 

نگاهي به اشعار شاعران نو قلم مروري بر مجموعه شعر محمدمهدي سيار سير و سلوك منطقي در شعر
گفتگوي كوتاه با دكتر دبيران محقق و شاعر شرفنامه منيري واژه نامه اي به زبان فارسي
در مدح حضرت مولي الموحدين
چارلز ديكنز بزرگترين آموزگار قرن نوزدهم
«آموزش زندگي نامه نويسي» درقالب كتاب
عشق از ديدگاه مولانا و تاگور در «شعر» جديد
خلاقيت انتزاعي عكاس



نگاهي به اشعار شاعران نو قلم مروري بر مجموعه شعر محمدمهدي سيار سير و سلوك منطقي در شعر

مصطفي محدثي خراساني
بي خوابي عميق
چاپ اول 1388
ناشر: سوره مهر
سروده: محمدمهدي سيار
1- در مجموعه شعر قريب به يكصد صفحه اي جناب محمدمهدي سيار با عنوان (بي خوابي عميق) نمونه هايي از بيشتر قالب هاي رايج شعر فارسي- غزل، سپيد، نيمايي، رباعي، دوبيتي- گنجانده شده و در تمامي قالب هاي مذكور نيز آثاري هست كه در آنها شاعر، خوب ظاهر شده و توانايي خود را نشان داده است،
غزل خوب، دوبيتي و رباعي خوب، نيمايي و سپيد خوب در بين آثار اين مجموعه ديده مي شود.
2- بهترين شعر محمدمهدي سيار در هركدام از قالب هاي، غزل، سپيد، نيمايي، رباعي، دوبيتي، در اين مجموعه به انتخاب من عبارتند از
غزل:
چشم مي بندم نبايد جاده سرگرمم كند
چند كوه و آبشار ساده سرگرمم كند
راه را در شهرهاي پرخيابان گم كنم
يا دهي آرام و دورافتاده سرگرمم كند
هم نبايد كنج مسجدهاي دنج بين راه
سجده سرگرمم كند، سجده سرگرمم كند
دل به راهي داده ام چون رود و شرمم باد اگر
بركه اي كه دل به (ماهي) داده سرگرمم كند
مي رمم- چون آهوان از مردمان- ترسيده ام
چشم آهويي كنار جاده سرگرمم كند
دوبيتي:
دروغي كهنه داغي بر تنم شد
دريغي وصله پيراهنم شد
سرآغاز و سرانجامم قفس بود
پر و بالم وبال گردنم شد
رباعي:
بي تاب تر از جان پريشان در تب
بي خواب تر از گردش هذيان بر لب
بي رويت روي او بلاتكليفيم
مثل گل آفتابگردان در شب
نيمايي:
باز هم/ يك به يك/ واشدند چترهاي پرغرور
باز هم/ بسته شد دريچه هاي كور
هيچ كس/ غير جوي و ناودان قشنگ تر نشد
هيچ كس قشنگ تر نشد/ همچنان كه پيش از آن
و بعد از اين
باز هم/ حرف آسمان/ ماند بر زمين
سپيد
هر روز صبح/ در رختخوابم/ كسي به دنيا مي آيد/ كه شباهت غريبي با خودم دارد
لباس هاي مرا مي پوشد/ موهايش را در آينه مثل من شانه مي زند/ و سعي مي كند اداي مرا دربياورد
جلوي دوستانم- بي آنكه بتواند-
دوستانم كاش قانع نمي شدند/ با جواب هاي سربالايش
وقتي از او سراغ ميگيرند/ لحن سايق اشعارم را
برق چشمانم/ زنگ خنده هايم را/
حتي شايد مي ديدند- اگر نگاه مي كردند-
كه لباس هايم بر تنش زار مي زنند
و موهايش تنك تر است از من/ دوستانم كاش/
كمي سمج تر بودند
3- نگاهي اجمالي به اين پنج قطعه و مقايسه اي گذرا بين آنها ما را به اين نتايج درباره توانمندي هاي محمدمهدي سيار در بكارگيري قالب هاي مختلف شعر فارسي مي رساند.
غزل:
رديف و قافيه اي بديع دارد و سرشار از مناسبات و مقارنات لازمه غزل است و بيت الغزل هم دارد كه به نظر مي رسد اين بيت باشد.
دل به راهي داده ام چون رود و شرمم باد اگر
بركه اي كه دل به (ماهي) داده سرگرمم كند
اما خالي از تسامحاتي هم نيست، مثل صفت ساده براي كوه و آبشار كه عكس آن مي شود، اگر كوه و آبشار ساده نبودند سرگرم شدن به آنها توجيه داشته. همين مشكل در بيت بعد در رابطه با ده مصداق دارد، نارسايي و ضعف تأليف بيت پاياني هم به جاي خود.
دوبيتي:
اين قطعه نيز خلل هايي دارد، استفاده از امثال، آن هم در مصراع چهارم اگرچه شگردي نخ نما شده، اما هنوز بسته به توانايي شاعر ظرفيت بهره برداري دارد، البته مفهوم استفاده از اين ظرفيت، اين نيست كه پر و بال بيايد و به جاي دست وبال گردن شود.
رباعي:
بيت دوم درخشان است، اما مقدماتي كه در بيت اول براي جا انداختن بيت دوم و خصوصاً مصراع چهارم كه مركز ثقل فرمي و محتوايي رباعي است چيده شده متناسب و هم پايه نيست.
نيمايي:
شعر منسجم و ساختمندي است و محمل انديشه اي عميق و مضموني شاعرانه قرار گرفته است و با نگاه انتقادي هم نمي توان اشكالي قابل طرح به شعر وارد كرد.
سپيد:
انديشه مطرح شده در شعر به مراتب عميق تر و فرازماني تر و فرامكاني تر از انديشه هاي مطرح شده در تمامي شعرهاي مجموعه، در قالب هاي مختلف است و با اينكه شعر سپيد است و از بسياري ظرايف و ظرفيت هاي موسيقايي كه به شعر وجاهت مي بخشد بي بهره است، خواندني ترين و شنيدني ترين شعر اين كتاب همين شعر است.
4- حالا كه مرور اين مجموعه شعر را به پايان برده ام به اين يقين رسيده ام كه عرصه جولان محمدمهدي سيار و محملي كه تخيل او سوار بر آن مي تواند پروازهاي بلندي داشته باشد قالب شعر سپيد است، من بر اين باورم كه راز توفيق سيار در بكارگيري قالب سپيد، شروع با قالب هاي كلاسيك و كسب تجربه لازم در آنها بوده، سيار در ممارست هايي كه در قالب هاي كلاسيك داشته، در تنگناهاي آن به مهارت بكارگيري ظرايف و ظرفيت هاي زباني نايل آمده است.

 



گفتگوي كوتاه با دكتر دبيران محقق و شاعر شرفنامه منيري واژه نامه اي به زبان فارسي

فرخنده حق شنو
دكتر حكيمه دبيران كه يكي از شخصيت هاي علمي و فرهنگي و ادبي، رئيس اسبق دانشگاه الزهرا «س» و يكي از چهره هاي فرهيخته و متعهد در زمينه هاي تدريس، تحقيق، شعر و ادب و مسئوليت هاي اجرايي كشور هستند. همچنين يكي از اعضاي هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم، و استاد گروه زبان و ادبيات فارسي اين دانشگاه، و عضو هيئت تحريريه چند نشريه پژوهشي ادبي، از جمله فصلنامه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم. متن حاضر حاصل گفتگويي است كه با دكتر دبيران صورت گرفت...
- يكي از فعاليت هاي پژوهشي شما كار تصحيح و تعليقات شرفنامه منيري يا فرهنگ ابراهيمي است، كه يكي از اولين لغت نامه هاي فارسي است و در قرن نهم هجري نوشته شده است. تا آنجا كه مي دانم اين واژه نامه در دو جلد چاپ و منتشر شده است. ممكن است در اين زمينه و همچنين از كارهايي كه در باب پژوهش اين واژه نامه انجام داده ايد، به طور كامل توضيح دهيد؟
فرهنگ شرفنامه منيري يكي از صدها واژه نامه اي است كه به زبان فارسي در شبه قاره هند فراهم آمده است. مؤلف آن «ابراهيم قوام فاروقي» از ادبا و نويسندگان قرن نهم آن خطه است كه كتاب خود را به جهت ارادت به عارف مشهور قرن هشتم هجري شيخ شرف الدين احمدبن يحيي منيري، «شرف نامه منيري» ناميده است؛ البته در بعضي تذكره ها به فرهنگ ابراهيمي معروف است. اين واژه نامه داراي ده هزار مدخل اعم از واژه ها و تركيبات است. ويژگي اين فرهنگ اين است كه مؤلف علاوه بر معني واژه در اغلب موارد مترادفات آن را هم آورده است؛ و نيز در بيشتر موارد براي تأييد معني آن، به اشعار خود و بزرگان ادب فارسي استناد كرده است.
استخراج شواهد شعري از هر شاعر مي تواند براي پژوهشگراني كه درباره شعر هر يك از آنان تحقيق مي كنند، مفيد باشد. يكي از فرهنگ هاي مهمي كه تاكنون بهره فراواني از شرفنامه منيري برده، لغت نامه دهخدا است. در آغاز كتاب شرفنامه، بخشي به دستور زبان فارسي و در پايان كتاب، بخشي به علم عروض اختصاص يافته است. در پايان بعضي از فصل هاي واژه نامه، چند واژه تركي با معني فارسي آن آمده است. در متن واژه نامه نيز معادل هندي بعضي از لغات ذكر شده است. اين كتاب پيش از اين به چاپ نرسيده بود. چند دستنويس در ايران مانند كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه ملك ، كتابخانه مركزي تبريز ، مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار سابق) وجود دارد. و دستنويس هايي هم در كتابخانه هاي هند و پاكستان و انگلستان و روسيه و مصر موجود است كه بسياري از آنها هنگام تصحيح نسخه مورد استفاده قرارگرفته است. اين اختلاف نسخ در حاشيه اول چاپ فعلي آمده و حاشيه دومي براي ذكر توضيحات بيشتر با استفاده از ساير فرهنگ ها و كتاب هاي مربوط به آن واژه ترتيب داده شده كه در صورت بررسي مجدد، ممكن است به صورت فرهنگي جداگانه تنظيم و تدوين گردد. جلد اول شامل واژه هايي است كه با حروف «آ» تا «ژ» آغاز مي شود و در سال 1385 توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي چاپ و منتشر شده است. جلد دوم واژه هايي (س-تا-ي) را در بردارد كه با حروف «س» تا «ي» آغاز مي شود، در سال 1386 توسط همين انتشارات به چاپ رسيد. ترتيب واژه ها در هر باب براساس حرف اول و در هر فصل براساس حرف آخر است؛ يعني واژه «چشم» در باب جيم فارسي و فصل ميم قرار دارد. در پايان جلد دوم فهرستي از تمام واژه ها و تركيبات به شيوه الفبايي فرهنگ هاي امروز تهيه شده تا دستيابي استفاده كنندگان به واژه موردنظر آسان نمايد. مؤلف كتاب به ابتكار خود در آغاز هر باب قصيده اي با حرف روي مناسب آن باب آورده است كه تمام آنها سروده خود وي و در مدح ممدوح خويش يا جواب براي شاعران فارسي زبان مانند انوري يا منصور شيرازي است. در آغاز كتاب نيز سه مثنوي وجود دارد كه به ترتيب در ستايش خدا و نعت نبي «ص» و مدح شرف الدين منيري سروده است.
- در مورد آثار ديگرتان بگوييد.
برخي از آثار بنده شامل مقاله هاي منتشر شده در مجلات ادبي دانشگاه و مراكز علمي پژوهشي است كه عبارتند از: پير حافظ، تتبع صائب از حافظ/ تجلي عرفان در شعر صائب/ فرهنگ اسلامي در آثار اقبال لاهوري/ سعه صدر و وسعت مشرب حافظ/ حماسه سياوش و مقايسه با اساطير/ پروين اختر آزادگي/ تصاوير خيال در شعر پروين/ آشنايي با دستنويس هاي فارسي در كتابخانه هاي نيويورك (كتابخانه مركزي عمومي و كتابخانه دانشگاه كلمبيا/ تجلي نور در شعر پروين/ لطايف عرفاني در شعر حزين لاهيجي/ عطار و شبستري/ عارفانه هاي بيدل/ كاشفي و روضه الشهداء/ مكتوبات شرف الدين منيري/ تاثير قرآن و حديث در آثار سعدي/ جمال ساقي باقي در شعر و نثر عراقي/ جلوه هاي انديشه در شعر خواجو/ ماخذ و منابع شاهنامه فردوسي /جمال سيد جمال در آيينه شعر اقبال/ فطرت و اخلاق در آثار امام خميني/ پرواي پروين/ جهان بيني رودكي/ مضامين عرفاني در آثار امير حسن سجزي دهلوي و... و كتابهايي كه به تصحيح و ويرايش يا نگارش مقدمه براي آنها اقدام كرده ام و به چاپ رسيده است، عبارتند از: گزيده اخلاق ناصري/ دلها يكي است / ابجد عشق/ هزاره در نحو و فرهنگ شرفنامه منيري.
- كداميك از آثار شما در «جايزه ادبي پروين» و «جشنواره كتاب فصل» انتخاب شده اند؟
«فرهنگ شرفنامه منيري» است كه در دو جلد در سالهاي 1385 و 1386 توسط پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي به چاپ رسيد و در سال 1386 به عنوان كتاب برگزيده «چهارمين جشنواره كتاب فصل» (زمستان 1386) معرفي شد و همچنين در «سومين دوره جايزه ادبي پروين اعتصامي» كه از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اسفند 1387 برگزار گرديد، جايزه اثر برگزيده در تصحيح متون ادبي را به خود اختصاص داد.
- تا آن جا كه اطلاع دارم شما برگزار كننده سمينارهاي بسياري بوده ايد و در بزرگداشت حكيم رودكي عضو هيئت علمي بوديد، آيا مي شود دراين باره توضيح كوتاهي بدهيد؟
در بعضي از سمينارها فقط به عنوان سخنران يا ارائه كننده مقاله شركت كرده ام و در برخي به عنوان عضو هيئت علمي و داور مقالات و دربعضي از آنها هم هر دو نقش را داشته ام.
مورد اول: شركت در همايش جهاني بزرگداشت شيخ اجل سعدي شيرازي بود. مورد دوم: شركت در همايش بين المللي بزرگداشت «مولانا» و مورد سوم: همكاري و شركت در همايش بين المللي بزرگداشت «امير حسن سجزي دهلوي» در دانشگاه زاهدان بود.
در همايش بين المللي بزرگداشت رودكي، كه يك پيش همايش هم داشت، به عنوان عضو هيئت علمي با شركت در جلسات گوناگون براي داوري مقالات و همكاري در تنظيم برنامه ها حضور داشتم. و نيز علاوه بر پاسخ به پرسشهاي مصاحبه اي كه چاپ و منتشر شد، ارائه كننده مقاله اي درباره «جهان بيني رودكي» بودم.
- در همايش سنايي چه نقشي داشتيد؟
عضو هيئت علمي اين همايش بودم و علاوه بر شركت در جلسات متعدد كه در دانشگاه الزهرا(س) برگزار مي شد، داوري برخي از مقالات را به عهده داشتم.
- نقش شما در نشر فصلنامه زبان و ادبيات فارسي چيست؟
عضو هيئت تحريريه چند نشريه علمي- پژوهشي زبان و ادبيات فارسي هستم. مانند: «فصلنامه پژوهشهاي ادبي»، وابسته به انجمن علمي زبان و ادبيات فارسي- «پژوهش زبان و ادبيات فارسي»، وابسته به پژوهشگاه علوم انساني جهاد دانشگاهي- مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم و... در جلسات هيئت تحريريه، علاوه بر بررسي و تدوين آيين نامه داخلي، به تعيين داور براي مقاله هاي رسيده و قبول داوري مقالات خارج از دانشگاه خود مي پردازم.
- سفرهاي علمي فرهنگي بسياري داشته ايد. درباره سفرهايتان بيشتر بگوييد. بعضي سفرهاي علمي فرهنگي كوتاه مدت يعني حدود يك هفته تا 51 روز بوده است كه به منظور شركت در سمينارها و سخنراني و ايراد مقاله انجام گرفته كه شامل سفرهايي به شهرهاي مختلف هندوستان مانند حيدرآباد/ بمبئي/ دهلي/ بهوپال/ پتنا/ بنگال غربي/ كلكته و عليگره و نيز كشورهاي ازبكستان (تاشكند)، تركمنستان (عشق آباد)، تاجيكستان (دوشنبه)، نيجريه (لاگوس)، سيرالئون (فري تاون)، سوريه (دمشق) بوده است. در ايام تصدي رياست دانشگاه الزهرا(س) به منظور شركت در (كميته دائمي كنفرانس علم و تكنولوژي) براي مدت يك هفته در معيت وزير محترم فرهنگ و آموزش عالي جناب آقاي دكتر فرهادي و هيئت همراه، سفري به اسلام آباد و لاهور پاكستان داشتم كه علاوه بر شركت در جلسات كنفرانس مذكور بازديدي هم از چند دانشگاه و آكادمي علامه اقبال لاهوري ميسر گرديد. همچنين به منظور بازآموزي استادان زبان و ادبيات فارسي شبه قاره هند سفري 12 روزه به دهلي داشتم.
اما سفرهاي بلند مدت اينجانب به كشورهاي پاكستان (لاهور- دوسال تدريس زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه پنجاب)، آمريكا (بوستون- شش ماه استفاد از فرصت مطالعاتي در دانشگاه هاروارد) و مالزي (كوالالامپور- دو سال تدريس زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه پوترا) بوده است.
- مهم ترين اين سفرها كداميك از آن ها هستند و در ارتباط با كدام حوزه علمي فرهنگي هنري، مي باشند؟
يكي از نكته هاي قابل توجهي كه مي توان در ارتباط با اين سفرها ذكر كرد ترتيب ملاقات با آقاي «جبرييل امين» وزير آموزش عالي نيجريه از طرف مقامات فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آن كشور بود كه موجب دعوت ايشان به ايران جهت انعقاد قرارداد علمي فرهنگي شد.
در مدت استفاده از فرصت مطالعاتي در دانشگاه هاروارد واقع در ايالت بوستون علاوه بر شركت در سمينارهاي فارسي كه در نيويورك برگزار مي شد، توفيق مشاهده بسياري از نسخه هاي خطي فارسي موجود در كتابخانه دانشگاه كلمبيا و كتابخانه مركزي نيويورك فراهم گرديد كه با انتخاب و تهيه تصوير يكي از نسخه هاي خطي موجود در كتابخانه مركزي نيويورك (متن گلشن راز شبستري) و تصحيح و مقابله آن با يكي از نسخه هاي خطي و چند نسخه چاپي ايران آماده نشر است.
امكان زيارت بارگاه شرف الدين منيري در بهار شريف (يكصد كيلومتر پتنا)، در حاشيه برنامه هاي همايش استادان زبان فارسي سراسر شبه قاره هند، در «پتنا» فراهم شد كه خوشبختانه پژوهشي درباره «مكتوبات» اين عارف بلند پايه فارسي زبان در هند، يكي از نتايج اين سفر است.
- از اينكه وقتتان را در اختيارمان قرار داده ايد تشكر مي كنم.

 



در مدح حضرت مولي الموحدين

ازلي مرد
اي ازلي مرد براي ابد
بي تو زمين، سرد براي ابد
نام قديمت ز لب حادثه
نعره برآورد براي ابد
پلك تو باز و به روي دلم
پنجره گسترد براي ابد
هر گل سرخي كه جدا از تو رست
زرد شود زرد، براي ابد
غير دلت لشكر اندوه را
كيست هماورد براي ابد؟
يار تو عيار ز روز ازل
خصم تو نامرد، براي ابد
چشم تو در عين تحير شكفت
آينه پرورد براي ابد
دست تو از روز ازل زد رقم
بهر دلم درد، براي ابد
مست شد از باده روشنگرت
اين دل شبگرد براي ابد
صبح ازل مهر تو در من گرفت
شعله ورم كرد براي ابد!

 



چارلز ديكنز بزرگترين آموزگار قرن نوزدهم

مترجم : محمد جعفري
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتي اين ها مي شكنند صدا ندارند! ولي درد بسياري دارند... چارلز ديكنز (7فوريه 1812- 9ژوئن، 1870)، برجسته ترين رمان نويس انگليسي عصر ويكتوريا و يك فعال اجتماعي نيرومند. ديكنز در مقام يكي از برترين نويسندگان انگليسي زبان بود كه از او براي داستان سرايي و نثر توانگرش و خلق شخصيت هاي به يادماندني، بسيار تحسين به عمل آمده و در طول زندگي اش محبوبيت جهاني بسياري كسب كرده است. از آثارش مي توان، ديويد كاپرفيلد، آرزوهاي بزرگ، اليور تويست، داستان دو شهر و بسياري ديگر نام برد.
چارلز ديكنز در رمان هاي خود بي رحمي و خشونت را به گونه ايي استادانه با داستان هاي افسانه ايي آميخته است و نوشته هايش سرشار است از مضامين تلخ و واقع گرايانه كه در كنار آنها آثار كمدي و عاشقانه نيز به چشم مي خورد. وي در رمان هاي خود بصورت كاملا ملموس به جزييات پرداخته است. آثار او چون كشكولي است مملو از رمان هاي كمدي، لطيف، مهيج، احساسي، عجيب و غريب، عاشقانه، وحشتناك، غيرعادي، مرموز، خشن، رمانتيك و آموزنده. ديكنز خوب مي دانست كه خوانندگان آثارش چه چيزي را دوست دارند و همچنين براي كسب درآمد از قريحه خداداديش بسيار مصمم بود اما همواره معتقد بود كه رمان ها بايد حامل پيام هايي باشند كه احساسات اخلاقي را در خوانندگان برانگيخته و انقلابي اخلاقي در زندگيشان رقم بزنند. همين خط فكري باعث شد كه در اعلاميه ترحيم وي، لاندن تايمز از چارلز ديكنز بعنوان «بزرگترين آموزگار قرن نوزدهم» ياد كند.
چارلز ديكنز در دوران خويش مشهورترين نويسنده اروپا و آمريكا بود. هنگامي كه براي ايراد چند سخنراني به آمريكا رفت، طرفدارانش او را دنبال كردند تا جايي كه از بيرون هتل به پنجره اتاقش خيره شده بودند و منتظر او ماندند حتي آنقدر اطراف ماشينش تجمع كردند كه ديكنز براحتي نمي توانست حركت كند صحنه ايي كه ما را ياد ابر ستاره ها و طرفدارانشان مي اندازد.
خوشنامي زودگذر ديكنز
شهرت خيلي زود به سراغ ديكنز آمد هنگامي كه او تنها 25سال داشت اولين رمان خويش با نام «آقاي پيكويك» Pickwick Papers را نوشت كه بلافاصله نام او را بر سر زبانها انداخت. آقاي پيكويك رماني است كمدي و بي نظير چنانچه خوانندگان انتظار داشتند تمام آثار ديكنز پيرو سبك آن باشد. دو رمان بعدي وي با نام هاي آشناي اوليور تويست Oliver Twist و نيكولاس نيكلبي Nicholas Nickelby انتظار خوانندگان را غافلگير كرد و آن ها با مشكلاتي كه ديكنز روبرو بود آشنا كرد. با گذر زمان و كهولت سن، نگرش چالز ديكنز به دنياي اطرافش تيره و تار شد كه زياد به مذاق خوانندگان و منتقدانش خوش نيامد. رمان «داستان دو شهر» بدليل اندك طنزي كه در لابلاي جملات آن ديده مي شد مورد حمله قرارگرفت.
چارلز با اينكه هميشه نگران مقدار پول درآمدي از نوشته هايش بود، اما استقبال خاصي از رمان هاي تاريك خود نديد. در كتاب آرزوهاي بزرگ Great Expectations ديكنز عمداً و مستقيما نارضايتي آنها را در سبك آميخته با فكاهي مورد خطاب مي دهد. در نامه اي به يكي از دوستانش چنين مي نويسد:
نيازي نيست بخاطر طنز موجود در داستان دو شهر شكوه كني. من كاري را شروع كردم كه اميدوارم بطور كلي اثر خود را بر جاي گذارد. يك پسر بچه را در تقابل با يك مرد ساده دل ديوانه قرار دادم كه بنظرم خنده دار است. البته داستان بر روي محوري در حال گردش است كه همانطور كه مي داني تبديل به يك رمان تراژدي كمدي مي شود كه توجه خود من را جلب كرد. براي اينكه ناخواسته دچار دوباره گويي و تكرار نشوم، روز بعد ديويد كاپرفيل را دوباره خواندم و به شكل وصف ناپذيري كه باور نمي كني تحت تأثير قرارگرفتم.
پس از مرگ آتش شهرت او فروكش كرد و رمان هايش گيرايي خودشان را از دست دادند بطوري كه جورج مرديس، رمان نويس آن ها را ناقص قلمداد كرد:
چيز زيادي از ديكنز باقي نخواهد ماند زيرا آثارش با زندگي تطابق ندارد. او سمبل عاميانه گويي و قاتل طنزي است كه اداي معلم اخلاق را درمي آورد. او بايد به داستان هاي كوتاه بسنده مي كرد. اگر رمان هاي او در آينده خوانده شود، مردم خواهند پرسيد كه ما در آنها چه ديده ايم.
ديكنز و خوانندگان آينده
اگر چه آثار ديكنز همواره توسط نسل آينده خوانده مي شد اما وجه ادبي او همچنان در كسوف بود. آثار او مورد توجه كودكان و بزرگسالان بود. نويسندگان روسي پس از محبوبيت از سال 1880 تا اوايل قرن بيستم بهتر از چارلز ديكنز تلقي شدند. البته اين رجحان مبلغي كنايه آميز است چرا كه رمان نويسان روسي هم چارلز را تشويق كردند و هم از وي فن كار آموختند. نويسنده معروف روسي سرگي ويچ ايوان تورگنيف كار ديكنز را مورد تشويق قرارداد و حتي براي مجله وي با نام «حرف هاي خانگي Househole words در دوران جنگ كريمه نويسندگي كرد. تولستوي درباره ديكنز مي نويسد: تمام شخصيت هاي ديكنز دوستان صميمي من هستند و من هميشه آنها را با اشخاص اطراف خودم مقايسه مي كنم و واقعا چه روحي در نوشته هاي او وجود دارد. داستايوفسكي چنان تحت تأثير او قرار مي گيرد كه حتي دست به تقليد از رمان «مرگ نل كوچولو» مي زند كه سرشار از احساسات است. داستايوفسكي در مدت تبعيد خويش در سيبري دو اثر «آقاي پيكويك» و «ديويد كاپرفيل» را از ديكنز خواند و سپس «روياي عمو» و «دوست خانواده» نوشت كه پرواضح است از آثار چارلز الهام گرفته است.
شهرت و اعتبار چارلز ديكنز به سالهاي 1940 و 1950 كشيده شد كه مديون مقاله هاي جورج اورول و ادموند ويلسون است، كساني كه از ديكنز بعنوان بزرگترين نويسنده زمانش ياد مي كنند. بعضي منتقدان معتقدند كه در آثار وي نوعي پيچيدگي، تاريكي و حتي تلخي به چشم مي خورد. سبك كاري چارلز ديكنز تاكنون بلامشابه مانده است.

 



«آموزش زندگي نامه نويسي» درقالب كتاب

كتاب چگونه زندگي نامه بنويسيم نوشته برايان د.آزبورن و ريچارد ساير با ترجمه محسن سليماني منتشر شد.
به گزارش ستاد خبري انتشارات سوره مهر، سليماني درباره اين كتاب گفت:«كتاب حاضر در واقع ترجمه اي از دو كتاب زندگي نامه و
شرح حال نويسي نوشته برايان د. آزبورن وچگونه زندگي نامه بنويسيم؟ نوشته ريچارد ساير است كه يكي از كتاب ها در آمريكا و ديگري درانگلستان منتشر شده است.»
وي هدف خود را از ترجمه و ارائه اين كتاب كمك به افراد مختلف براي نوشتن زندگي نامه يا شرح حال دانست و افزود:«چند وقتي است كه گرايش به زندگي نامه نويسي دركشورما رشد چشم گيري داشته و افراد مختلف دست به نوشتن و انتشار زندگي نامه خود مي زنند و نهادها و سازمان هاي فرهنگي سعي دارند درجريان نشر زندگي نامه شخصيت ها، مشاهير و شهداي جنگ تحميلي از هم پيشي بگيرند.»
وي ادامه داد:«اما با همه حمايت هاي صورت گرفته، هنوزكتابي منتشر نشده است كه اصول و فنون اين شيوه از نويسندگي را ارائه كند. به همين دليل تصميم گرفتم كتابي دراين باره ترجمه كنم.»
سليماني درباره چگونگي ترجمه اين كتاب گفت:«هنگام ترجمه ناگزير به انتخاب و گزينش بودم. از ميان چند كتاب دراين زمينه، دو كتاب ذكر شده را انتخاب كردم. همچنين در ترجمه اين دو كتاب برخي از قسمت ها را كه درباره تجارب و مسائل بومي زندگي نامه نويسان كشورهاي مبدأ بود، حذف كردم. و مطالبي را كه جزء بافت خاص فرهنگي كشور ديگر بود، براي استفاده فارسي زبان ها اطلاعات و مسائل خاص ايران جايگزين آن كردم.»
اين مترجم، كه پيش از اين كتاب هاي آموزشي ديگري را براي نويسندگان ترجمه و ارائه كرده است، درباره تاثيري گذاري اين گونه كتاب ها اظهار داشت:«قرار نيست اين كتاب ها نويسنده ساز و نويسنده پرور باشد، بلكه قرار است درمسير رشد و پيشرفت به نويسندگان كمك كند تا هر نويسنده از تجربه نويسندگان پيش از خود استفاده كند و اشتباه هاي آن ها را تكرار نكند.»
سليماني زندگي نامه را تاريخ و داستان ندانست و گفت:«زندگي نامه چيزي بين داستان و تاريخ است؛ چرا كه همچون تاريخ، مستند و همچون داستان سراسر خيال پردازي نيست. در واقع به تاريخ كمك مي كند.»
محسن سليماني پيش از اين درحوزه پژوهش و آموزش ادبيات كتاب هايي همچون درس هايي درباره داستان نويسي، 28 اشتباه نويسندگان، رمان چيست؟ و درباب داستان را ترجمه كرده كه در انتشار سوره مهر منتشر شده است.
چگونه زندگي نامه بنويسيم؟ در 397صفحه با قطع رقعي، با قيمت پنج هزار و دويست تومان و در تيراژ دو هزار و پانصد نسخه در انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

 



عشق از ديدگاه مولانا و تاگور در «شعر» جديد

جديدترين شماره فصلنامه تخصصي «شعر» با گفتار و نوشتارهايي از علي معلم دامغاني، دكتر محمدرضا شفيعي كدكني، صابر امامي، عليرضا قزوه، ضياءالدين ترابي، محمد كاظم كاظمي، يوسفعلي ميرشكاك، شهلا پورمصطفي و... منتشر شد.
در جديدترين شماره «شعر» كه شماره 65 و ويژه فصل بهار اين نشريه است موضوعاتي همچون «شعر پارسي»، «با خاطرات و شعر محبت»، «شعر معاصر چك و اسلواكي»، «نظام نشانه ها»، «سيري در سلوك هند» و... موردتوجه قرار گرفته است. «راز ماندگاري؛ آنچه ملت ازشاعرش مي خواهد» عنواني است كه براي سرمقاله اين شماره «شعر» انتخاب شده و طي آن به اين نكته اشاره شده كه شاعراني كه بعد از انقلاب شناخته شده اند و ما آنها را به عنوان شاعران انقلاب مي شناسيم و در بين مردم موردتوجه قرار گرفته اند كاري نكرده اند مگر اينكه مخاطب آنچه كه از يك شاعر مي خواهد در شعر آنها متجلي مي بيند.
گفت و گو با استاد محمدجواد محبت با عنوان «با خاطرات و شعر محبت» را مصطفي محدثي خراساني انجام داده و در مسير آن به بررسي شعر و انديشه اين شاعر پرداخته است.
بررسي ميزان تأثيرپذيري «تاگور»؛ شاعر و متفكر معاصر از مولوي از ديگر مطالب نشريه «شعر» است كه در اين مطلب مواردي همچون «عشق از ديدگاه مولانا و تاگور»، «ني در كلام مولانا و تاگور»، «جبر واختيار» و «مرگ از ديدگاه مولوي و تاگور» بررسي شده است.
«نظام نشانه ها در داستاني از هفت پيكر نظامي»، «آنك، نامي براي شعر كوتاه»، «شعر آئيني... نقطه سرخط»، «آنتولوژي غزل معاصر تركي»، «سماع دين بر مدار عشق»، «نقدي بر مجموعه شعر عصر پايان معجزات سروده حميدرضا شكارسري»، «نگاهي به مجموعه شعرهاي سيد عبدالجواد موسوي»، «سفرنامه كشمير»، «نگاهي به مجموعه شعر ارتفاع بيدار عشق»، «درنگي بر چهار مجموعه شعر از بانوان جوان مهاجر» و... برخي ديگر از مطالب شماره جديد «شعر» است.
فصلنامه تخصصي «شعر» با صاحب امتيازي حوزه هنري و مدير مسئولي حسن بنيانيان وسردبيري مصطفي محدثي خراساني توسط انتشارات سوره مهر منتشر مي شود.

 



خلاقيت انتزاعي عكاس

هستي زماني
يك مطلب را مي توان به شيوه هاي مختلفي نوشت؛ آيا همه اين شيوه ها به رساندن منظور نويسنده، به خواننده كمك مي كند؟ سوال جالبي است. مهم اين است كه هميشه يادمان باشد، يك مطلب را مي توان به شيوه ها و سبك هاي مختلفي به خواننده ارائه داد.
در حقيقت يك هنرمند؛ نويسنده، شاعر، نقاش و يا عكاس مي تواند خارج از چارچوب و با ساختارشكني نوعي خاص از هنر خود را به نمايش بگذارد.
اين سنت و شيوه تجربه شده را مي توان در آثار عكاس خلاق اسپانيايي، چمامادوز
(Chema Madoz) ديد. او در سال 1958 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد. مادوز به سال 1980 وارد دانشگاه مادريد شد و در رشته تاريخ هنر به تحصيل پرداخت وي در 1982 جذب عكاسي شد و تا سال 1983 در مركز آموزش تصوير مادريد به آموزش عكاسي پرداخت.
مادوز عكاسي است متفاوت كه با بهره گيري از تصاوير سياه و سفيد با دوربين قطع متوسط سعي دارد در عكس هايش به مخاطب آن چيزي را القا كند كه درك كرده است و با درك جديدي از اشيا، نوع جديدي از عكاسي (خلاق) را به بيننده نشان دهد و تصورات ذهني خود را در قالب عكس به نمايش مي گذارد و ساز وكارهاي ديداري مخاطب را تغيير مي دهد.
در حقيقت ذهن خلاق مادوز اشيا معمولي را دستكاري يا بدون دستكاري ديجيتالي به ايجاد تصاوير بصري در خارج از چارچوب اصلي دست مي زند، تا يك واقعيت جديد را به نمايش بگذارد و به مخاطب گوشزد مي كند كه دريافت هاي حسي ما از اطرافمان مي تواند متفاوت باشد.
در نگاه اول به عكس هاي مادوز، عكس ها متعارف به نظر مي آيند اما با نگاهي دقيق تر، تصويري فرا واقعي و انتزاعي را نشان مي دهد و بعضي ا ز عكس ها مخاطب را در فضاي گنگ نگاه مي دارد. عكس هاي خلاق چمامادوز موضوع بسياري از نمايشگاه هاي بين المللي بوده است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14