در باغ شهادت باز باز است نقش آفرينان -بخش پاياني
|
 |
پوزش و تصحيح
|
 |
|
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir |
 |
در باغ شهادت باز باز است نقش آفرينان -بخش پاياني
عليرضا ناهيدي سال 1339 در شرق تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان «دانش پرور» و «سعدي» گذرانيد. دوره راهنمايي را در مدرسه داريوش و دبيرستان را در مدرسه ارشاد خوارزمي درسال 1359 به پايان رسانيد. تقارن سال هاي آخر تحصيلات عليرضا با حوادث انقلاب اسلامي باعث شد تا او نقش مؤثري در راه اندازي تظاهرت دانش آموزي شهر تهران داشته باشد. ناهيدي، فعاليت هاي خود را پس از پيروزي انقلاب اسلامي گسترش داد و در مسجد محل، پايگاه بسيج راه اندازي كرد. در شهريور سال 1359 به عضويت سپاه درآمد و عازم كردستان شد. ناهيدي، از هوش سرشاري برخوردار بود و خيلي زود با سلاح هاي مختلف آشنايي پيدا كرد و همين امر باعث شد كه متوسّليان او را به عنوان مسوول ادوات و توپخانه معرفي كند. در زمستان سال 1360 به همراه كاروان اعزامي از مريوان به جنوب اعزام شد و از بدو تشكيل تيپ 27، واحد توپخانه و ادوات تيپ را راه اندازي كرد. در عمليات هاي مختلف با سمت فرماندهي تيپ ذوالفقار شركت داشت و عاقبت در بيست و هفتم بهمن 1361 در عمليات والفجر مقدماتي به شهادت رسيد. بهمن نجفي سال 1334 در يكي از محله هاي جنوب شهر تهران چشم به جهان گشود. تحصيلات خود را تا مقطع سوم راهنمايي ادامه داد، سپس با توجه به وضع اقتصادي خانواده، راهي بازار كار شد. در همين حين مبارزات سياسي خود را عليه نظام استبداد شاه آغاز كرد. با پيروزي انقلاب اسلامي، در تاريخ يك تيرماه 1358 رسماً وارد سپاه شد. لياقت و مديريت او باعث شد تا فرماندهي گردان شش سپاه منطقه 10 تهران را به او واگذار كنند. با همين سمت، در عمليات هاي مختلف مناطق غرب و جنوب كشور شركت كرد. بهمن نجفي در مرحله دوم و سوم عمليات الي بيت المقدس به عنوان فرماندهي گردان بلال، ضربات جبران ناپذيري به پيكره ماشين جنگي عراق وارد كرد. پس از عمليات الي بيت المقدس، قواي محمّد رسول الله(ص) راهي لبنان شدند. بهمن نجفي بعد از بازگشت از لبنان، با فرماندهي گردان مقداد تيپ 27 مشغول به خدمت شد. عمليات رمضان، مسلم و زين العابدين، از نبردهايي بود كه او با عنوان فرماندهي گردان مقداد در آنها شركت جست. با شروع عمليات هاي والفجر مقدماتي و والفجر يك، به عنوان معاون فرماندهي تيپ يكم عمّار وارد عمل شد. بعد از عمليات والفجر يك، با عنوان مسؤول طرح و برنامه عمليات در لشكر 10 سيّدالشهدا مشغول اداي تكليف گرديد و تا سال 1364 اين مسؤوليت را به نحو احسن به انجام رساند. در شهريور سال 1364 از سپاه استعفا كرد. او در عمليات والفجر هشت، به صورت بسيجي گمنام راهي صحنه عمليات شد و در نهايت در عمليات كربلاي يك ]آزادسازي مهران[ تير ماه 1365، در حالي كه هنوز لباس بسيجي بر تن داشت به شهادت رسيد. احمد بابايي سال 1334 در روستاي شال - از توابع قزوين - ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه جامعه تعليمات اسلامي شروع كرد. آنگاه براي ادامه تحصيل راهي تهران شد. پس از اخذ ديپلم، به استخدام نيروي هوايي ارتش درآمد. همزمان با كار در نيروي هوايي، فعاليت سياسي خود را هم سازمان مي داد. عناصر امنيتي نيروي هوايي با اينكه به او مشكوك بودند، ولي هيچگاه نتوانستند مدركي عليه او بدست بياورند. در همين سال هاي بحران زا تشكيل خانواده داد. هيچ گاه فعاليت هاي سياسي - نظامي او باعث نمي شد تا در امور خانواده كوتاهي كند. با پيروزي انقلاب اسلامي، وارد نهاد كميته انقلاب اسلامي شد و بعد از آن در بيستم ارديبهشت 1358، سپاه پاسداران را براي ادامه انجام وظيفه انتخاب كرد. لياقت و مديريت او باعث شد در همان اوايل ورود به سپاه، فرماندهي يكي از گردان هاي سپاه منطقه 10 تهران را به او واگذار كنند. با همين سمت راهي كردستان شد و در سركوب تجزيه طلبان مسلّح شايستگي هاي فراواني از خود نشان داد. در پي آغاز جنگ تحميلي راهي سرپل ذهاب و سپس سوسنگرد شد و با اينكه زخم هاي كاري برمي داشت، ولي هيچ گاه سنگر مقاومت عليه دشمن را خالي نمي كرد. پس از پيروزي نيروهاي مسلّح ايران در عمليات فتح مبين، همه چشم ها منتظر آزادسازي خرّمشهر بود. در چنين شرايطي، احمد بابايي با اينكه هنوز زخم عمليات فتح مبين را بر تن داشت، با سمت فرماندهي گردان مالك اشتر تيپ 27 راهي نبرد الي بيت المقدس شد و در روز بيستم ارديبهشت 1361 در نبرد تكميلي از مرحله دوم عمليات، در صحراي شلمچه؛ در آستانه فتح خرّمشهر به شهادت رسيد. كاظم نجفي رستگار سال 1339 در شهر ري ديده به جهان گشود. در جواني با نهضت امام خميني آشنا شد. با پيروزي انقلاب اسلامي، غائله كردستان، او را در جايگاه رزمنده اي از سپاه، به ميدان نبرد كشيد. با هجوم ارتش عراق به خاك ايران، راهي منطقه نبرد در سرحدّات كشور گرديد و با شايستگي از كيان ملت ايران دفاع كرد. رشادت ها و شايستگي هاي رستگار، او را تا حد فرماندهي گردان صعود داد. عمليات الي بيت المقدس، شاهد از خودگذشتگي هاي او به عنوان فرماندهي گردان ميثم است. در خرداد 1361 به همراه تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) به عنوان مسؤول عمليات تيپ 27 راهي لبنان شد. پس از بازگشت از لبنان با سمت فرماندهي تيپ مستقل 10 سيد الشهدا در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يك به نحو شايسته اي ايفاي نقش كرد. در عمليات خيبر نيز با انتخاب مشكل ترين راه كار هجوم به دشمن، خاطره اي ماندگار از خود و تيپ 10 سيدالشهدا(ع) بر جاي گذاشت. كاظم رستگار سرانجام در روز پنجشنبه بيست و پنجم اسفند 1363 درعمليات آبي - خاكي بدر به شهادت رسيد. علي تورانلو سال 1335 چشم به دنيا گشود. او با تربيت اسلامي والدين خويش، نوجواني را پشت سر گذاشت. در دوران جواني با انقلاب امام خميني آشنا شد. با پيروزي انقلاب اسلامي عضو سپاه پاسداران شد و راهي كردستان گشت. با آغاز هجوم ارتش عراق به خاك ايران، وظيفه را دو چندان ديد. با تأسيس تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) به عنوان معاون دوّم گردان انصار الرسول(ص) مشغول به كار شد و در عمليات هاي فتح مبين و الي بيت المقدس و رمضان رشادت هاي كم نظيري از خود نشان داد و سرانجام در عمليات آبي - خاكي خيبر در اسفند 1362 به شهادت رسيد. علي اصغر شمس سال 1337 به دنيا آمد. تحت توجهات خانواده مذهبي خود، دوران نوجواني و جواني را پشت سر نهاد. با پيروزي انقلاب اسلامي وارد نهاد سپاه پاسداران شد. ورود او به سپاه، همزمان با غائله كردستان بود. بنابراين وي نيز راهي مناطق آشوب زده غرب كشور شد. اولين مسؤوليت او، فرماندهي پايگاهي در سرپل ذهاب بود و سپس براي انجام وظيفه راهي جوانرود شد. با شروع عمليات فتح مبين و الي بيت المقدس راهي صحنه هاي نبرد در جنوب كشور گرديد و به عنوان جانشين گردان ابوذر انجام وظيفه كرد. بعد ازمرحله اول عمليات الي بيت المقدس، به دليل مجروحيت اصغر رنجبران، فرماندهي گردان ابوذر را به عهده گرفت و با رشادت بار اين مسؤوليت را به دوش كشيد. علي اصغر شمس نهايتاً درعمليات والفجر يك، در حالي كه فرماندهي گردان علي اصغر از لشكر 10 سيّدالشهدا را به عهده داشت، به خيل شهدا پيوست. محمّد حسين مردي ممقاني سال 1338 در شهر ممقان چشم به جهان گشود. از كودكي، يار و ياور خانواده بود و از هيچ كوششي در جهت كمك به اقتصاد خانواده دريغ نمي كرد. او تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در ممقان و تحصيلات متوسطه را در هنرستان صنعتي شهر تبريز با موفقيت كامل به پايان برد. با پيروزي انقلاب، پاسداري را بهترين عمل براي انجام وظيفه تشخيص داد و وارد سپاه پاسداران شد. با اتمام دوره پزشكياري، دي ماه سال 1358جهت مبارزه با فتنه انگيزان، راهي شهرستان پاوه شد. اين مأموريت، سرآغاز زندگي نظامي او محسوب مي شد. او در تمامي عمليات هاي آزادسازي شهرهاي كردستان، در كنار احمد متوسّليان به نبرد با ضدانقلابيون پرداخت. با تشكيل تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) از سوي فرماندهي تيپ به عنوان مسوول واحد بهداري معرفي گرديد. اولين عمليات بعد از تشكيل تيپ، فتح مبين بود كه در اين عمليات، محمّد حسين براي اولين بار مجروح گشت. عمليات هاي الي بيت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر 1 و 4، خيبر، بدر و والفجر 8، شاهد تلاش هاي او بودند. عاقبت محمّد حسين مردي ممقاني در تيرماه 1365 طي عمليات كربلاي يك؛ آزادسازي شهر مهران، به شهادت رسيد. علي اصغر بشكيده سال 1338 در خانواده اي مذهبي تولد يافت. تحصيلات خود را تا اخذ مدرك رياضي فيزيك با موفقيت به پايان رساند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1358 به عضويت سپاه پاسداران درآمد. با شروع غائله كردستان، راهي آن ديار پرمخاطره شد. پس از تأسيس تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) به جمع نيروهاي اين تيپ پيوست، علي اصغر در عمليات الي بيت المقدس، در پي مجروحيت اكبر حاجي پور، فرماندهي گردان عمّار ياسر را بر عهده گرفت و در جنگي نابرابر، نيروهاي بسيجي را در مقابل تانك هاي تي -72 دشمن به شايستگي هدايت كرد. تا ضمن انهدام بخش وسيعي از ادوات زرهي دشمن، زمينه محاصره كامل خرّمشهر فراهم آيد. او در همين عمليات و در حالي كه نيروهايش را تشويق به مقاومت مي كرد، به شهادت رسيد. سيّديوسف كابلي سال 1335 در تهران به دنيا آمد. پس از پايان دوره ابتدايي وارد دبيرستان »اشرف« شد. در دوره متوسطه، از شاگردان نمونه در زمينه هاي علمي و اخلاقي محسوب مي شد. دوره متوسطه را با موفقيت به پايان رساند و با معدل عالي در رشته رياضي ديپلم گرفت. پس از اخذ مدرك ديپلم، با قبولي در رشته مهندسي مكانيك وارد دانشگاه علم و صنعت تهران شد. وي از بدو ورود به دانشگاه، با مسايل سياسي و تشكيلات مخفي فعال در دانشگاه ها آشنا شد و تا پيروزي انقلاب اسلامي، يك تنه با مخالفين امام خميني مبارزه كرد و در اين راه، متحمل ناملايمات فراواني گرديد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي به عضويت رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و از ابتداي عضويت در سپاه، به خطه كردستان شتافت و در زمره نيروهاي تحت امر احمد متوسّليان درمريوان، به مبارزه با ضدانقلابيون همّت گمارد. سيّد را مي توان از جمله بنيانگذاران توپخانه و ادوات تيپ 27 ناميد. چرا كه به همراه «ناهيدي» و «نوراني» تلاش زيادي براي پا گرفتن توپخانه تيپ انجام داد. كابلي به همراه ديگر همرزمانش در مريوان، از جمله كساني بود كه هسته هاي اوليه فرماندهي تيپ 27 را تشكيل داد، پس از شهادت ناهيدي و نوراني، فرماندهي تيپ ادوات ذوالفقار را بر عهده گرفت. سيّد يوسف كابلي پس از شركت در عمليات هاي مختلف، عاقبت روز هجدهم بهمن ماه 1365 پس از اداي نماز صبح در منطقه عملياتي كربلاي 5 (شلمچه) به شهادت رسيد. علي اكبر هاشمي سال 1340 در شهر تهران به دنيا آمد. سال هاي نوجواني علي اكبر، مصادف بود با اوج گيري انقلاب امام خميني در ايران. از اين رو در كليه صحنه هاي انقلاب، حضوري فعال و چشمگير داشت. پس از پيروزي انقلاب، جهت مبارزه و رويارويي با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي، به سوي كردستان شتافت و در شهرهاي بانه، پاوه، سردشت و مريوان به ستيز با مزدوران استكبار جهاني برخاست. هاشمي در مرحله سوم عمليات الي بيت المقدس و پس از شهادت احمد بابايي، فرماندهي گردان مالك اشتر را بر عهده گرفت و نقش بسزايي در شكست پاتك هاي سنگين ارتش عراق در محور شلمچه ايفا كرد. وي به همراه تيپ 27 جهت مقابله با صهيونيست ها عازم سوريه شد. هاشمي پس از بازگشت از سوريه، ضمن شركت در عمليات هاي رمضان و مسلم بن عقيل، عاقبت در عمليات والفجر مقدماتي، روز 19 بهمن 1361 با سمت فرماندهي گردان مالك اشتر لشكر 27 محمّد رسول الله(ص) به شهادت رسيد و پيكر مطهرش به روي رمل هاي فكه بر جاي ماند و سال ها پس از آن، توسط گروه تفحص شهدا كشف گرديد و در بهشت زهرا آرام گرفت. ناصر صالحي پانزدهم ارديبهشت 1336 در محله مجيديه تهران ولادت يافت. در سال تحصيلي 56 -1355 موفق به اخذ ديپلم در رشته رياضي و در همان سال نيز به خدمت سربازي اعزام شد. با اوج گيري انقلاب اسلامي مردم ايران از پادگان فرار كرد و به ملت پيوست. وي به مانند ديگر جوانان اين مرز و بوم در ياري رساندن به رهبر انقلاب حضرت امام خميني تا لحظه پيروزي نهضت اسلامي از پاي ننشست. پس از پيروزي انقلاب به جمع سبزپوشان سپاه پيوست و از لحظه شروع غائله كردستان براي ياري رساندن به مردم محروم آن منطقه عازم آن ديار شد. به طوري كه در پاكسازي شهرهاي سنندج و پاوه نقش اساسي ايفا كرد. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران به مرز قصرشيرين اعزام و به عنوان فرمانده گروهان در آن محور سدّي در مقابل هجوم دشمن ايجاد كرد. هم چنين در سال هاي بحراني 60 - 1359 كه منافقين قصد تعرض به انقلاب را داشتند در مقابل آنان ايستادگي كرد. سرانجام ناصر صالحي درحالي كه با مسئوليت جانشيني فرماندهي گردان بلال حبشي در حال هدايت نيروها به سوي خرمشهر بود، در روز دوم خرداد 1361 در آستانه آزادسازي خرمشهر به شهادت رسيد. غلامرضا يزداني هجدهم دي ماه 1340 در شهرستان نجف آباد ولادت يافت. دوره ابتدايي را در دبستان « نهم آبان» و راهنمايي را در مدرسه« اميركبير» همين شهر به پايان رساند. سپس وارد هنرستان آيت الله طالقاني شد. دوران پاياني دبيرستان او مصادف بود با آغاز نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري حضرت امام خميني. در اين دوران غلامرضا يكي از فعال ترين دانش آموزان شهرستان نجف آباد بود و به همراه دوستان خويش اعلاميه هاي امام را از شهر قم به نجف آباد مي آورد و بين مردم پخش مي كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران براي گذراندن دوره هاي چريكي به همراه شهيدان حجت الاسلام محمد منتظري، احمد كاظمي و غلامرضا صالحي عازم سوريه شد و پس از بازگشت از آنجا درخرداد سال1359موفق به اخذ ديپلم شد. با شروع جنگ تحميلي ابتدا با عضويت بسيج و سپس در لباس سبز سپاه به منطقه جنگي جنوب اعزام گرديد. تيرماه سال 1360 جهت ياري رساندن به مردم محروم كردستان عازم آن ديار شد و در سپاه مريوان تحت فرماندهي حاج احمد متوسليان، توسط شهيدان محسن نوراني و عليرضا ناهيدي آموزش خمپاره و ادوات جنگي را فرا گرفت و در عمليات محمد رسول الله(ص) نقش برجسته اي ايفاء كرد. دي ماه سال 1360 به همراه كاروان اعزامي سپاهيان مريوان به جنوب جهت تشكيل تيپ 27 محمد رسول الله(ص) اعزام شد و با اين تيپ در عمليات هاي مختلف به خصوص فتح مبين، بيت المقدس و رمضان نقش آفريني كرد. غلامرضا يزداني طي دوران جنگ و پس از آن مسووليت هاي مختلفي داشته است كه مهم ترين آنها عبارت بود از: -فرماندهي توپخانه تيپ 27 محمد رسول الله(ص) -فرماندهي توپخانه قرارگاه نصر -فرماندهي توپخانه قرارگاه ظفر -فرماندهي توپخانه قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع) -معاونت عملياتي توپخانه سپاه -فرماندهي دانشكده علوم و فنون توپخانه سپاه -جانشين يگان موشكي نيروي هوايي سپاه -فرماندهي پدافند هوايي نيروي هوايي سپاه -فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه به اين ترتيب غلامرضا يزداني كه در تاريخ 18/10/1340 تولد يافت، در 18/10/1359 وارد سپاه شد، در 18/10/1382 فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه را پذيرفت؛ سرانجام در 19/10/1384 به همراه شهداي عرفه به دوستان شهيدش ملحق شد. عباس شعف متولد 1338 تهران مي باشد. وي پس از پشت سر گذاشتن دوران ابتدايي و طي نمودن دو سال از نظام قديم متوسطه تحصيلي به دليل فوت پدر درس و مشق خود را رها كرد و در يك كارخانه چاي مشغول كار شد تا كمك خرج خانواده باشد. او پس از تغيير نظام آموزشي قديم به جديد، مجدداً ادامه تحصيل داد. پايان تحصيلات متوسطه عباس مقارن با اوج گيري انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني بوده است. وي به دليل گرايشات مذهبي همواره تلاش مي كرد تا يكي از مبلغين نهضت اسلامي مردم ايران باشد. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي به جرگه پاسداران انقلاب پيوست و در دوره 12 سپاه آموزش نظامي را طي كرد و سپس جهت ادامه خدمت به فرودگاه مهرآباد تهران معرفي شد. هم زمان با يورش ارتش بعث به خاك ميهن اسلامي ايران، عباس شعف با اصرار فراوان خود را به مناطق عملياتي رساند و در محور قصر شيرين- سر پل ذهاب به همراه همرزمانش هم چون محسن وزوايي- عليرضا موحد دانش- اصغر رنجبران و... عمليات هاي موفقي بر روي ارتفاعات بازي دراز انجام دادند، كه در يكي از همين عمليات ها شعف به شدت مجروح شد كه دوستانش به خيال اينكه او شهيد شده وي را همراه پيكرهاي شهدا به عقب انتقال دادند. قبل از شروع عمليات بيت المقدس به تيپ 27محمد رسول الله(ص) منتقل شد. ابتدا به عنوان جانشين گردان ميثم و سپس فرمانده اين گردان در عمليات شركت كرد كه در مرحله اول اين عمليات نيز به شدت مجروح شد، به طوري كه در پشت بيسيم خبر شهادت او را به حاج احمد متوسليان اعلام كردند. اما اين بار هم عباس شهيد نشده بود و گويا در تقدير وي چنين نگاشته بودند كه او در آستانه ورود به خرمشهر شهد شيرين شهادت را نوش جان كند. چه اينكه پس از بهبودي نسبي مجدداً به خط مقدم بازگشت و در مرحله سوم عمليات الي بيت المقدس، در حالي كه مزدوران بعثي داخل خرمشهر در محاصره كامل قرار داشتند و شهر در آستانه آزاد سازي بود؛ عباس شعف نيز به جمع ياران شهيد خود پيوست. محمّد شهبازي وي از جمله همراهان احمد متوسّليان در جبهه مريوان بود. محمّد شهبازي به علت توانمندي نظامي خود، از سوي حاج احمد به فرماندهي سپاه سروآباد مريوان منصوب شد. درسال 1360، شهبازي به همراه متوسّليان به جنوب آمد و پس از تشكيل تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) مسؤوليت گردان مالك اشتر را برعهده گرفت. وي در عمليات فتح مبين به همراه نيروهايش ضربات سختي به دشمن وارد كرد و خود نيز در همين عمليات، سحرگاه روز دوم فروردين 1361 به شهادت رسيد.
|
|
 |
پوزش و تصحيح
در صفحه پاورقي روز چهارشنبه دهم تيرماه عكس شهيد علي اكبر حاجي پور به اشتباه در كنار مطلب مربوط به شهيد حبيب الله مظاهري چاپ شده بود كه بدينوسيله ضمن تصحيح از خوانندگان پوزش مي طلبيم.
|
|