(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


شنبه 13 تير 1388- شماره 19402
 

معاون فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هااعلام كرد
34 هزار دانشجو متقاضي شركت در اعتكاف منتظران
كشف دومين شهيد! كوي دانشگاه توسط يك سايت امنيتي
خسارت مالي دانشجويان در حادثه كوي تامين مي شود
14 تير آغاز اعزام دانشجويان پسر به عمره مفرده
دانشگاه از ديدگاه مقام معظم رهبري اعتكاف دانشجويان حقيقتا مايه افتخار نظام است
«معنويت» به جاي «دين»، قرائتي ليبرال ـ مسيحي از اسلام
مي خواهم امروزي باشم!



معاون فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هااعلام كرد
34 هزار دانشجو متقاضي شركت در اعتكاف منتظران

معاون فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها شعار امسال اعتكاف دانشجويي را «اعتكاف منتظران» اعلام كرد و گفت: با توجه به شرايط فرهنگي و سياسي كه بر جامعه حاكم شده، يكي از اصلي ترين گزينه هايي كه دانشجويان به عنوان شعار اعتكاف تقاضا داشتند «بيعت مجدد با رهبر معظم انقلاب» است كه از مهم ترين برنامه ها در اين سه روز خواهد بود.
به گزارش مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها (مأوا)، حجت الاسلام داوود رنجبران، اظهار داشت: اين مراسم همزمان با ايام البيض ماه مبارك رجب از سحر روز دوشنبه 15 تير آغاز و تا غروب روز 17 تير در مساجد دانشگاه هاي سراسر كشور برپا خواهد شد. وي با بيان اين كه 60 مسجد دانشگاهي در سراسر كشور پذيراي معتكفين دانشجو است، افزود: ثبت نام از متقاضيان دانشجو از اواسط خردادماه در سطح دانشگاه هاي كشور آغاز شده است. معتكفين دانشجو از غروب روز يكشنبه در مساجد دانشگاه ها مستقر خواهند شد ولي نيتشان را از هنگام سحر روز دوشنبه آغاز مي كنند.
معاون فرهنگي نهاد گفت: تاكنون 16هزار دانشجو ثبت نام كرده اند، البته ظرفيت ثبت نام در مساجد دانشگاه هاي شهر تهران تكميل شده كه به دليل ازدحام متقاضيان با بعضي از مساجد داخل شهرها در اين باره هماهنگي صورت گرفته است.
وي با اشاره به اين كه دانشگاه هاي كشور خود را براي هرچه پربارتر شدن اين مراسم آماده مي كنند، اضافه كرد: از جمله برنامه هايي كه براي دانشجويان معتكف در نظر گرفته شده شامل سخنراني ها، برگزاري جلسات دعا و نيايش، ميزگردهاي معنوي، معرفي عرفان اسلامي به دانشجويان، مشاوره مذهبي براي استفاده دانشجويان دختر و پسر و حتي اساتيد حاضر در مراسم است. معاون فرهنگي نهاد به افزايش 30درصدي دانشجويان نسبت به سال گذشته اشاره كرد و گفت: سال گذشته 25 هزار دانشجو متقاضي ثبت نام بودند اما امسال تقريبا با 30درصد افزايش جمعيت دانشجو روبرو بوديم به نحوي كه 34 هزار دانشجو براي ثبت نام متقاضي هستند.
حجت الاسلام رنجبران افزود: تشكيل باشگاه معنوي، اخلاقي و معتكفي، فعال شدن كانون هاي اخلاقي و معنوي، كانون هاي مطالعاتي و تشكل هاي دانشجويي در دستور كار ما است. اين باشگاه را براي معتكفين دانشگاه تشكيل داده ايم تا دانشجويان بتوانند بعد از اتمام مراسم اعتكاف نيز با اين پايگاه مرتبط باشند.

 



كشف دومين شهيد! كوي دانشگاه توسط يك سايت امنيتي

روز يكشنبه سايت امنيتي وابسته به منابع اطلاعاتي غرب (خبرنامه اميركبير) در خبري با عنوان «گزارش بازداشت صدها دانشجو طي دو هفته گذشته» از كشته شدن يكي از دانشجويان هوافضاي دانشگاه تهران در حادثه كوي خبر داده است و اين در حالي است كه دانشگاه تهران اصلاً رشته هوافضا ندارد.
به گزارش خبرنامه دانشجويان ايران، درگيرودار آشوب هاي پس از انتخابات برخي از سايت ها با پخش اخبار جعلي درباره شدت درگيري ها و مجروح و كشته شدن برخي از آشوب طلبان به اين اغتشاش ها دامن مي زدند.
در همين راستا چندي پيش و در روزهاي ابتدايي اعتراض و شلوغي در خيابان هاي تهران خبر كشته شدن دانشجويي به نام محسن ايماني در جريان كوي دانشگاه منتشر شد كه چند روز بعد در حادثه اي خارق العاده محسن ايماني با كارت دانشجويي اش مقابل دوربين تلويزيون ظاهر شد و خبر كشته شدنش را تكذيب كرد.
متاسفانه اين سايت با نشر اكاذيب و مخلوط كردن اخبار و اطلاعات صحيح و غلط به تحريك احساسات دانشجويان و مردم مي پردازد. گرچه تعداد زيادي از دانشجويان ماهيت اين افراد را شناخته اند و به برخي اكاذيب منتشر شده در اين سايت ها توجهي نمي كنند ولي ديگر دانشجويان كشور كه ممكن است به طور كامل از اتفاق هاي مختلف اطلاع نداشته باشند بايد صحت و سقم اخبار و اطلاعات اين گونه سايت ها را بررسي كنند.

 



خسارت مالي دانشجويان در حادثه كوي تامين مي شود

معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه تهران اعلام كرد: خسارت وارده به كوي دانشگاه تهران هنوز برآورد نشده است، خسارت مالي دانشجويان در حادثه كوي دانشگاه تهران تامين مي شود.
سيدمهدي قمصري در گفت وگو با خبرنگار سرويس دانشگاه برنا، افزود: يك تيم كارشناسي در حال بررسي خسارت هاي وارد شده به كوي دانشگاه تهران توسط عده اي از اغتشاشگران است. وي با بيان اين مطلب كه هنوز مشخص نيست چه مقدار خسارت به كوي دانشگاه تهران وارد شده است تصريح كرد: همچنين از دانشجوياني كه در حادثه كوي دچار خسارت مالي شده اند هم درخواست كرده ايم خسارت هاي مذكور را در قالب گزارشي به دانشگاه ارائه دهند تا تامين شود. معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه تهران افزود: البته دانشگاه خود منابعي براي تامين خسارت دانشجويان مذكور ندارد ولي سعي خواهد كرد از ديگر منابع آن را جبران كند.

 



14 تير آغاز اعزام دانشجويان پسر به عمره مفرده

معاون ستاد عمره دانشگاهيان كشور گفت: مرحله دوم اعزام كاروان دانشجويي عمره 9 هزار دانشجوي پسر يكشنبه 14 تير از تهران با پرواز به جده آغاز مي شود.
ابراهيم صارمي در گفت وگو با مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها(مأوا)، با اعلام اين خبر گفت: 9 هزار دانشجوي پسر در قالب 90 كاروان و 2 هزار استاد اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها در قالب 9 كاروان از 9 ايستگاه پروازي تابستان امسال به سفر عمره مفرده اعزام مي شوند. معاون ستاد عمره دانشگاهيان كشور افزود: نخستين كاروان از تهران شروع و به ترتيب از شهرهاي ديگر اعزام خواهند شد. همچنين اعزام اساتيد از مرداد خواهد بود. وي با اشاره به اعزام 8 هزار دانشجوي دختر در سطح كشور، تصريح كرد: آخرين كاروان اعزامي دانشجويان پسر 21مرداد به پايان مي رسد. صارمي اظهار كرد: ستاد عمره دانشگاهيان در نظر دارد مراسم بدرقه از اولين كاروان اعزامي دانشجويان پسر را 14 تيرماه ساعت 21 با حضور مسئولان كشوري مرتبط همچون حجت الاسلام ابوترابي، حجت الاسلام محمديان رئيس نهاد، نمايندگان وزارت علوم و وزارت بهداشت، سازمان عمره و بعثه مقام معظم رهبري و همچنين دانشگاه آزاد برگزار كند. وي در پايان گفت: اصحاب رسانه و خبرنگاران مي توانند براي پوشش خبري و تصويري مراسم در ترمينال شماره يك حضور داشته باشند.

 



دانشگاه از ديدگاه مقام معظم رهبري اعتكاف دانشجويان حقيقتا مايه افتخار نظام است

بايد در محيط دانشگاهي خودتان، اسلام را به حد اعلي پاس بداريد. كاري كنيد غريبه ها
- آنهايي كه از انقلاب و اسلام غريبه اند- احساس نكنند كه كار زير نگين آن هاست؛ حرف من، اين است... محيط را محيطي بكنيد كه حزب اللهي در آن محيط رشد كند. دشمنان ما در تبليغات دنيايي، سعي مي كنند حزب اللهي را چهره بدي نشان بدهند. حزب اللهي را عباره اخراي يك آدم بي همه چيز و يك لات تصور مي كنند! نخير،... حزب اللهي، يعني آن كه در خدمت خداست و هيچ وابستگي تشكيلاتي سياسي، جز وابستگي به انقلاب و اساس انقلاب- كه اراده الهي است- ندارد.
بايد كوشش بكنيد كه جناح حزب اللهي كشور، دانشگاه، مديريت، يعني آن كه خودش را متعلق به اين انقلاب مي داند، براي انقلاب و اين ملت دل مي سوزاند، هيچ وظيفه اي هم براي خودش جز خدمت به اين كشور و اين انقلاب قائل نيست، احساس كند كه در اين جا خودي است.(1)
اجازه ندهيد در محيط دانشگاه ها نسبت به حجاب اسلامي بي احترامي كنند
در محيط دانشگاه ها، خانم هاي دانشجو و استاد بايد بكوشند روحيه و فرهنگ اسلامي را ترويج كنند. اجازه ندهيد به كساني - اگر خداي نكرده در دانشگاه هاي كشور هستند- كه نسبت به حجاب اسلامي يا زنان و دانشجويان دختر مسلمان بي احترامي كنند. اجازه ندهيد كه اين ها بتوانند افكار فاسد را منتشر كنند. محيط دانشگاه بايد محيط اسلامي باشد؛ محيطي براي رشد انسان طراز اسلام؛ انساني كه الگويش فاطمه زهرا سلام الله عليها است. و اين، براي آينده كشور فوق العاده مهم است.(2)
بايد ارزش هاي اسلامي در دانشگاه مورد مسابقه قرار گيرد
ارزش هاي اسلامي در دانشگاه بايد مورد مسابقه قرار بگيرد، اسلام در دانشگاه غريب نباشد. عمل و تعهد اسلامي يك چيز انگشت نما نباشد، نماز، امانت، صدق گفتار، صفا، برادري، عمل جهادي، درس خواندن از روي علاقه و صميميت، كمك به يكديگر در فراگيري، تلاش براي تعمق در معلومات و دانش هاي مختلف رايج باشد.(3)
اعتكاف دانشجويان حقيقتا مايه افتخار نظام است
حقيقتا براي نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران مايه افتخار است كه در ايام البيض ماه رجب، در مسجد دانشگاه تهران- بزرگ ترين دانشگاه ايران- دانشجوها اعتكاف بكنند. اين خيلي چيز مهمي است، خيلي پديده عجيبي است. بنده وقتي شنيدم، واقعا تكان خوردم. مي دانيد آن مسجد كجاست و آن دانشگاه به دست چه كساني به وجود آمده است؟! اعتكاف دانشجوهاي متدين در آن دانشگاه، داخل آن مسجد، تن آن ها را در گور مي لرزاند، آن كساني كه فكر مي كردند دانشگاه براي اين كه همه ملت ايران را در آينده از دين جدا بكند كافي است. حالا در همان مسجد جوان هاي دانشجو مي نشينند، سه روز روزه مي گيرند و اعتكاف مي كنند. اين خيلي مهم است. اين كارها را هر چه بيشتر ترويج كنيد.(4)
روحيه تعبد در دانشجويان رشد كند
آنچه براي دانشجوها در دانشگاه مهم است، يكي مسئله رشد ايمان مذهبي و انديشه اسلامي در ذهن ها و دل هاي آنان است و يكي رشد روحيه تعبد در آنان، يعني تسليم خدا بودن. معناي مسلم اين است: «و نحن له مسلمون»، نحن له مسلمون يعني ما تسليم خداييم. معناي تعبد اين است: «اني تبت اليك و اني من المسلمين».(5) يعني تسليم فرمان خدا بودن. اين معناي تعبد است. بايد اين روحيه رشد كند. البته مي دانيد تعبد با استدلال عقلي و گرايش به مسائل عقلاني، با اعتقاد به علم و فعاليت علمي و دانشگاهي و دانشجويي هيچ منافاتي ندارد. همه آن ها بايد باشد تعبد هم بايد باشد...
اگر بخواهيم وسوسه هاي شيطان و هواي نفس و ضعف هاي گوناگون كه در درون و خلقيات و در تربيت هاي ما است، لجن هايي كه با جواهر انساني ما جابه جا آميخته است، جوارح ما را از حركت باز ندارند، بايد اين روحيه تعبد در ما باشد. حكم و دستور الهي و وظيفه شرعي است، بايد انجام بدهيم. نبايد ملاحظات، رودربايستي ها، تهديدها، خطرها و تطميع ها جلوي ما را بگيرد. پس بايد تعبد در دانشجو رشد پيدا كند. چرا؟ چون اين جوان، فردا چرخي از چرخ هاي اين مملكت را به دست خواهد گرفت. از حالا بايد سرمايه را پيدا كند وقتي به سنين بنده و امثال بنده رسيد، مثل يك درخت خشك و بي انعطاف است كه ديگر كاري نمي شود كرد. انسان در سنين شما اين استطاعت را دارد كه كجي هاي خود را اصلاح و اشكالات خود را درست كند.(6)
دانشگاه ها بايد به صورت عملي به علم اهميت بدهند
دانشگاه ها بايد به علم اهميت بدهند. اهميت دادن، فقط يك امر قلبي نيست؛ عمل لازم دارد. اين عمل، مقدمات و برنامه ريزي و اهتمام شديد لازم دارد. مايه گذاشتن از وقت و امكانات دانشگاه براي هر كار غيرعلمي، به طور طبيعي از اين اهتمام علمي خواهد كاست. حالا يك وقت آن كار، لازم و در حد ضرورت است، مانعي ندارد؛ اما افراد در آن كارها به گرايش علمي و حركت علمي و سازندگي و به دنبالش بالندگي علمي كه ما به آن نياز داريم، لطمه خواهد زد.(7)
طرفدار دانشگاهي هستم كه اعتلاطلب، فعال و از لحاظ علمي و فكري پرنشاط باشد
بنده طرفدار دانشگاهي هستم كه اصولي، اعتلاطلب، رو به مردم، فعال و از لحاظ علمي و فكري پرنشاط باشد. هرگز من دانشگاه و دانشگاهي را به محافظه كاري و اكتفا به آنچه كه امروز از فكر و فرهنگ و معرفت در دست دارند، توصيه نمي كنم؛ نه، دانشگاه بايد دائم نردبان تعالي را طي كند و پيش برود. من معتقدم محافظه كاري و اكتفاي به آنچه كه داريم و نداشتن همت و بلندپروازي در همه زمينه هاي فكر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است. انقلاب اساسا يعني گام بلند، كه پشت سرش بايد گام هاي بلند ديگري برداشته شود بايد مفاهيم را درست فهميد و دانست و با حيطه بندي درست مفاهيم بايد حركت كرد.(8)
انقلاب، دانشگاه را از دو آفت بزرگ نجات داد
به نظر من بزرگ ترين خدمت انقلاب به دانشگاه دو چيز بود: يكي اين كه احساس هويت مستقل ملي را به دانشگاه داد و دانشگاه را از رو به بيگانه داشتن و محذوب و مبهوت بيگانه بودن و منفعل در مقابل بيگانه بودن نجات داد؛ قبل از انقلاب اين گونه بود. دوم اين كه دانشگاه را با مردم آشتي داد. دانشگاه قبل از انقلاب، يك جزيره تك افتاده در ميان اقيانوس خروشان مردم بود. از عناصر استثنايي استاد و دانشجوي مؤمن و متعهد و خوب كه بگذريم، در آن موقع محيط غالب دانشگاه اين طوري بود كه اگر شما به دانشگاه وارد مي شديد، بايد به فرهنگ عمومي، به ايمان عمومي، به باورهاي عمومي و به دلبستگي هاي مردمي پشت مي كرديد. محيط دانشگاه براي اكثريت بزرگي از استاد و دانشجو، محيط دغدغه هاي صرفاً شخصي بود. غير ازعده اي كه سياسي و مبارز بودند دغدغه ساير افراد، دغدغه هاي شخصي بود، دغدغه هاي اجتماعي نداشتند و دردهاي جامعه خودشان راحس نمي كردند. مهم ترين آرزو براي يك دانشجو در آن موقع اين بود كه بتواند وسيله اي به دست بياورد و خودش را به خارج از مرزها برساند. دانشگاه مجذوب غرب بود و نمي خواست نوآوري بكند؛ نه اين كه استاد و دانشجو ميل به اين معنا نداشتند؛ فرهنگ غالب بر دانشگاه، اين فرهنگ نبود؛ فرهنگ وابستگي بود كه رژيم شاه هم آن را
به شدت ترويج مي كرد. آن كساني كه در داخل دانشگاه داعيه روشنفكري داشتند، آن ها هم روشنفكران مردمي نبودند؛ روشنفكرهاي كافه اي و بريده از مردم بودند؛ خيلي از آن ها بعد از انقلاب رفتند و الآن در كشورهاي اروپايي باز هم كافه اي اند و بيش ترين محيطشان، محيط كافه ها است! دانشگاه چنين وضعي داشت. انقلاب دانشگاه را از اين دو افت بزرگ نجات داد؛ دانشگاه را خودانديش، مستقل، داراي اعتماد به نفس، داراي قدرت توليد- فكر و توليد علم- مرتبط با قشرهاي مختلف مردم، مرتبط با فرهنگ مردمي و متصل به دلبستگي ها و عشق ها و جاذبه هاي موجود ميان مردم قرار داد؛ اين اهميت خيلي زيادي دارد.
من به شما بگويم، اين دو نكته، نكات مهمي هستند كه اگر از طرف بيگانگان و دشمنان خطري دانشگاه را تهديد بكند، بمباران همين دو مركز اساسي ومهم است؛ اعتماد به نفس را از دانشگاهي بگيرند، بخواهند فكرها و تئوري هاي ترجمه اي را وارد محيط دانشگاه كنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آن ها را از اميال و دلبستگي هاي مردم جدا كنند؛ اين، آن خطر اساسي است. علاج هم عبارت است از حفظ اتصال فكري با توده هاي مردم و به شدت چسبيدن و متمسك شدن به ريشه هاي اصولي انقلاب.(9)
دانشگاهي كه در آن نبض انقلاب نزند، تضمين كننده آينده كشور نيست.
بارها در مجامع دانشجويي گفته ام كه در اين نظام مردمي، دانشجويان كه طبقه پيشرو و پيشاهنگ و زبده و با نشاط پيكره اجتماع هستند، بايد در سازندگي آينده و ترسيم حركت عمومي جامعه، بيش از جاهاي ديگر نقش و اثر داشته باشند. اين تأثير، با دو عاملي كه بايد در كنار هم باشند، تحقق پيدا مي كند:
عامل اول، درس و علم و تحصيل است، جوان ها بايد خوب درس بخوانند و اساتيد هم بايد آن ها را تربيت كنند و آينده علمي و عملي كشور را تأمين و تضمين كنند.
عامل دوم، جهت فكري و سياسي انقلابي دانشگاه است؛ آن چيزي كه به علم هم جان و روح و جهت خواهد داد. در بيانات حضرت(قدس سره) و وصيت نامه ايشان، به اين نكته اساسي بسيار توجه شده است. دانشگاه لاابالي و بيگانه از ارزش هاي ديني و بي تفاوت و خونسرد نسبت به مفاهيم و جهت گيري هاي انقلابي، دانشگاهي كه در او نبض انقلاب نزند، دانشگاهي كه اعضايش چه دانشجو و چه استاد نسبت به حركت انقلابي ملت ايران و براي پيشاهنگي و پيشقراولي، احساس تكليف نكند و نقش درجه يك را در كار انقلاب نداشته باشد، دانشگاهي نيست كه اميدبخش و تضمين كننده آينده و موردنظر امام(قدس سره) باشد. دانشگاهي جهت دار، به شدت متمايل به ارزش هاي اسلامي است.(10)
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت:
1- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي 20/9/.1370
2- سخنراني در ديدار با گروهي از زنان پزشك سراسر كشور، 26/10/.1368
3- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمع كثيري از طلاب حوزه هاي علميه و دانشجويان دانشگاه ها، 28/9/.1369
4- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعي از تشكل هاي دانشجويي كشور در قم، 18/9/.1374
5- سوره احقاف: آيه، 15
6- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعي از تشكل هاي دانشجويي كشور در قم، 18/9/.1374
7- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار وزير علوم و رؤساي دانشگاه ها، 17/10/.1383
8- بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير سراسر كشور، 23/3/.1368
9- بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير سراسر كشور، 23/3/.1368
10- بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت جمعي از دانشجويان و دانشگاهيان، 23/3/.1368

 



«معنويت» به جاي «دين»، قرائتي ليبرال ـ مسيحي از اسلام

اين نوشته، محصول پاسخ استاد حسن رحيم پور ازغدي به سؤالات مطرح شده در دو نشست از حلقات نقد دانشجوئي است كه در سال 1380 در دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد. در اين دو جلسه، دانشجويان پرسش هائي برگزيده از دو كتاب و رساله را يك به يك طرح كرده و پاسخ مي گرفتند. سپس نوارها را پياده و مطالب را پس از حذف سؤالات، ادغام و بازسازي كردند تا بدين شكل عرضه شود.نام اشخاص و رساله هاي مورد نقد، حذف شد ولي تعابير آنان حذف نشد تا بجاي اشخاص، به افكارشان پاسخ داده شود. آنچه ملاحظه مي كنيد يك تدوين دانشجويي از مجموع آن دو جلسه است:
طرح معنويت بجاي دين را بايد روشي مودبانه براي حذفي غيرمودبانه دانست. بيش از يك دهه است كه اردوگاه مترجمان الاهيات ليبرال - مسيحي درحوزه فرهنگي و سياسي اسلامي - شيعي فعال شده اند و اين البته با تاخيري طولاني نسبت به ترجمه و انتشار همين مفاهيم در حوزه گفتگوهاي كلامي-فرهنگي جهان اهل سنّت است. آنان مي كوشند قرائتي ليبرال - پروتستان و گاه بودايي از اسلام و تشيع، ارائه دهند حال آنكه دستكم دو تفاوت ديگر علاوه بر تأخير زماني، ميان اسلوب طرح مفاهيم الاهيات مسيحي متاخر
(كلام جديد) در ايران با جوامع اهل سنّت(چون شبه قاره هند و شمال آفريقا) قابل ذكر است. يكي تفاوت در زمينه فكري است كه اين مفاهيم تحت عنوان «كلام جديد» در آن بستر، عرضه مي گردند، جهان اهل سنّت غالباً تحت تاثير گرايش اشعري در كلام قرار دارند كه از جهاتي در برابر كلام مهاجم، فاقد قدرت دفاع عقلي است و از جهاتي بخصوص در باب تفكيك دين از عقل، شباهتهايي با الاهيات پروتستاني دارد اما جهان شيعه و ايران، درگير سنّت بسيار مقتدر و ريشه دار الاهيات عقلي و كلامي و فلسفي است كه از هردو جهت مزبور با الاهيات مسيحي جديد، ناسازگار است گرچه برخي وجوه ديگر الاهيات پروتستان، به برخي عقايد اسلامي، نزديكتر از الاهيات كاتوليك است كه فعلاً بدان نمي پردازيم. (كلام جديد، همان كلام مسيحي پس از انشعابات پياپي پروتستاني و مواجهه و ادغام با فلسفه هاي گوناگون غربي در حوزه معرفت شناسي، انسانشناسي و جهان شناسي و... است.) تفاوت دوم در انگيزه و آثار سياسي نشر كلام مسيحي متاخر در ايران است كه به نوعي با نشر فرهنگ و فلسفه هاي غربي و نيز با اهداف سياسي قدرتهاي سياسي غرب در ايران و جهان اسلام بنحو كاملا علني گره خورده است. تلاشي كه در جهت ترويج شكّاكيت ديني، نسبي گرايي اخلاقي و شخصي كردن ارزشها، تفكيك دين از سياست و دولت، پلوراليزم افراطي و مبارزه با نقش علماء دين و فقاهت يا قوانين ديني مي شود همه از حيث تئوريك از طريق گسترش همين نوع دينداري متناسب با جهان مسيحي ليبرال و هم صدا با فرهنگ غير اسلامي غرب، قابل ترويج بوده و شديدا تعقيب مي گردد و بهترين روش فرهنگي براي مخالفت با اصول اساسي انقلاب اسلامي و فلسفه سياسي اسلام و نهضت جهاني امام خميني و به تعبير غرب، مبارزه با بنيادگرايي ديني و اسلام سياسي و ايدئولوژي انقلاب ديني، گسترش اين نوع از دين و دينداري است كه با نوعي پوشش رياكارانه توسط برخي مفاهيم متشابه اسلامي و بويژه تحريف در عرفان اسلامي صورت مي گيرد. اما تمركز كلام شيعه بر روي دو مفهوم »عقل« و »عدل« در حوزه حكمت نظري و عملي دين، كه باعث تفاوت عمده اي با كلام اشعري مي شود مانع از پيشرفت ريشه دار مفاهيم مسيحي - ليبرالي غرب در ايران مي شود و همين نكته باريك از چشم مروجان و مترجمان اين مفاهيم، پنهان مانده و يا نسبت بدان تجاهل مي كنند. عناصر فعال در اين گرايش، البته از نقطه نظر دانش ديني و فلسفي و نيز نوع انگيزه هاي شخصي و ميزان صراحت لهجه و مولفات ديگر، يك دست نيستند و در جزئيات عقايد و گرايشات خود نيز با يكديگر تفاوتهايي دارند اما علي الاصول از اين جهت در اردوگاه واحدي قرار دارند و چنانچه گفتيم من حيث المجموع، درصدد ترويج گفتمان «الاهيات ليبرال - مسيحي جديد»، بويژه آنچه در مسيحيت از نوع آنگلوآمريكن، در نيم قرن اخير پرورش يافته، مي باشند و همگي نيز خود را «روشنفكر ديني» يا متعلق به جريان «نوانديشي ديني» يا «اصلاح دين» مي خوانند. اين اردوگاه در شبيه سازي اسلام و تشيع به مسيحيت ليبرال محورهايي كلي از اين قبيل را در تغيير فرهنگ ديني، تعقيب مي كند تا تحت عنوان «قرائت جديد از اسلام»، دين جديدي را با اين اوصاف، القاء كند:
1. القاء مي كند كه معارف ديني، پشتوانه عقلي ندارند و حساب دين را از عقل بكلي بايد جدا كرد بنابراين اسلام، هيچ رجحان عقلي و استدلالي بر هيچ دين و آيين ديگري حتي اديان بشري ندارد و صرفاً يك انتخاب شخصي و سليقه اي است و اساسا دين، چنين وصفي دارد، اگر چه بايد دانست كه اين رويكرد، همه اديان را بشري مي داند و الاهي بودن اديان را جز به مفهوم مجازي نمي پذيرد.
2. معارف اسلام، علاوه بر آنكه مستظهر به عقل نبوده و مقداري جزميات سنّتي است، هيچ مفاد قطعي و ضروري و ثابتي نيز ندارد و هر تفسيري از آنها مي توان ارائه كرد و سرتاسر متشابه و مجمل و غيرقابل داوري است پس امروز هم مي توان (و بايد) آن را با فرهنگ غرب و ليبراليزم، تطبيق داد و بر اين اساس، تفسير كرد.
3. القاء مي كند كه احكام شريعت بويژه قوانين اجتماعي و حكومتي اسلام (فقه سياسي، اقتصادي و قضايي) نيز بايد كنار گذارده شوند زيرا نه ضرورت ديني دارند و نه قابل اجرا هستند. اسلام، هر نوع ادعاي قانوني در حوزه «سياست» و «اقتصاد» و «حقوق» و «آموزش» را بايد ترك كند و حداكثر مي تواند مثل يك شهروند عادي و به عنوان يك مطالبه انفرادي در ذيل دمكراسي ،تقاضاي اخلاقي و شخصي در اين باب داشته باشد بنابراين، قوانين اسلامي در عرصه جامعه هيچ آتوريته اي ندارد و واجبات اجتماعي شرع ، مطلقاً نبايد الزام مدني بياورد و حداكثر يك «اسلام منهاي احكام» و «دين بدون قوانين اجتماعي» را ترويج كرد.
4. همچنين در اين رويكرد، حكومت ديني، ارتباط دين و دولت، همه و همه، منتفي مي شوند و حكومت لائيك با پوشش ديني، توجيه شده و نوعي سكولاريزم اسلامي! سازمان مي يابد تا حذف شريعت، توجيه شرعي شود.
5. بدين ترتيب پس از آنكه اسلام از «حقّانيت و صدق» در حوزه عقايد و معارف خويش دست شست و به اجمال و ابهام كامل، تن در داد و غيرقابل فهم و داوري شد و پس از آنكه اسلام از احكام عملي و قوانين اجتماعي و بويژه حكومت نيز صرفنظر و عقب نشيني كرد، سپس به سراغ «اخلاق» و «عرفان» و «عبادات » اسلامي مي آيند و از همه آنها مفاهيمي رقيق، بي خاصيت، نسبي و غيراسلامي و تحريف شده، بدست مي دهند تا با مفاهيم احياناً مشابه در اديان ديگر (حتي اديان غيرالاهي) كاملاً شبيه و مساوي شود و عملاً تفاوت و مرجحي ميان اخلاق و عرفان و عبادات اسلامي با مفاهيم بودايي و مسيحي و... نيز نماند. چنانچه گفته شد افرادي كه اين مكتب را در ايران و در لفاف الفاظ اسلامي، ترويج و تعقيب مي كنند از همه جهات و در جزئيات عقايد خود يكدست نيستند و تفاوتهايي با يكديگر دارند اما سير كلي و هدف نهائي آنان يكي است.
شناسنامه «معنويت» سكولاريستي
«معنويتي» كه اين رويكرد، قصد جايگزين كردن آن بجاي «معنويت اسلامي» را دارد:
اولاً، مبتني بر عقايد قرآني و مربوط به معارف اسلامي همچون توحيد و معاد و نبوت نيست و بلكه در جهت نفي عقائد قرآني، سازماندهي و تعريف مي شود.
ثانياً، ارتباطي با احكام عملي اسلام ندارد بلكه اين معنويت، منافي با شريعت و قوانين اسلام نيز تعريف شده و واجب و حرام اسلام را حتي در نقطه مقابل اين معنويت، تقرير مي كنند.
ثالثاً، اين معنويت كه نقطه مقابل معارف اسلام و احكام اسلام باشد و در خدمت سكولاريزم و نفي نظام «حق - تكليف» ديني قرار گيرد، با «معنويت اسلامي» هم كاملاً مباين خواهد بود زيرا معنويت اسلام، نه گسسته بلكه پيوسته با معارف و احكام اسلامي است و معنويت اسلامي نمي تواند با هر نوع عقايدي (مثلاً شرك آميز و غيراسلامي) و با هر سنخ قوانين و رفتاري (حتي سكولاريستي) سازگار باشد. عرفان اسلامي، نوعي آگاهي، شهود، معرفت، كشف و مكاشفه و رؤ يت (قلبي) است و با عرفان مسيحي ليبرال، كه براساس شكّاكيت و جهل و «لاادري گري» بنا شده باشد، يكي نيست. عرفان اسلام، «حيرت بعدالعلم» مي باشد نه «حيرت قبل العلم» كه همان شكّ و جهل و ظلمت است.

 



مي خواهم امروزي باشم!

من به عنوان يك جوان دلم مي خواهد هم از مظاهر مد پيروي كنم و در واقع، يك جوان امروزي باشم و هم از سوي ديگر به ارزش هاي خودم پاي بند بمانم و جواني باشم كه هم با جامعه پيش مي رود و هم به مباني ارزشي پاي بند است؛ چطور مي توانم از تك بعدي بودن بپرهيزم و يك جوان چند بعدي باشم و در عين حال، به تضاد و تناقض هم نرسم؟ اسلام چه ديدگاهي در مورد مدگرايي دارد؟
انسان، موجودي است كمال طلب و دوست دارد آن چه را موجب رسيدن او به كمال مي شود به دست آورد. دراين ميان، جوانان نه تنها از اين قاعده مستثنا نيستند، بلكه ويژگي هاي جواني نيز اقتضا مي كند كه براين كمال طلبي، پافشاري بيشتري داشته باشد؛ زيرا جوان همواره به دنبال ايده آل ها، كمال مطلوب ها، جاودانگي، معنويت، زيبايي و ارزش هاست و درعين حال، روحيه اي تنوع طلب دارد و از حالت ثابت و ايستا، گريزان است. اگر اين ويژگي هاي جواني، با بينش صحيح از ارزش ها همراه شود، دوره جواني، يك دوره بسيار بارور و پربركت خواهد بود و اگر اين بينش صحيح همراه با باورهاي ديني نباشد، دوره جواني يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط، انحطاط و هلاكت كشيده شود.
خوشبختانه اسلام كه كامل ترين و جامع ترين اديان الهي است و همه نيازهاي مربوط به كمال و شكوفايي انسان را دربردارد، ديني است مترقي و احكام آن هماهنگ تغييراتي است كه در زندگي بشر به وجود مي آيد و به عبارت ديگر، اسلام زمان و مكان و تاثير آنها در زندگي بشر را درنظر دارد. از اين رو، هيچ گاه يك مسلمان واقعي، انساني
تك بعدي و عقب افتاده از تحولات و پيشرفت هاي زمان خودش نيست. اسلام، همواره به هنر و آراستگي ارج مي نهد و درعين حال، بر حفظ ارزش هاي اخلاقي و مسايل معنوي- كه در رسيدن به كمال نقش اساسي دارند- تاكيد مي كند. بنابراين، اگر ما به اسلام واقعي معرفت پيدا كنيم، هيچ گاه تك بعدي نخواهيم بود؛ اما عدم آگاهي ما به دستورات اسلامي، موجب مي شود كه ما تلقي صحيحي از اسلام نداشته باشيم و گاهي اوقات دچار تعارضاتي نيز بشويم.
كليد حل اين تعارضات، شناخت بيشتر اسلام و التزام عملي به دستورات اسلام مي باشد، اسلام همان طور كه انسان ها را دعوت به خودسازي و طهارت مي كند، به آراستگي ظاهر نيز توجه دارد؛ تا جايي كه نظافت را نشانه ايمان مي داند. طبيعي است كه آراستگي ظاهري در هر زماني، متناسب با شرايط آن زمان و فرهنگ حاكم بر آن جامعه است. به هيمن دليل اسلام، انسان ها را در نوع لباس پوشيدن يا رنگ لباس يا نوع آرايش، محدود نكرده است كه مثلا فقط مثل عرب ها لباس بپوشيد؛ بلكه آن چه موردنظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسان ها حفظ شود، مفسده اي به دنبال ندارد. بنابراين، نوع آرايش يك جوان آسيايي و شرقي، با نوع آرايش يك جوان غربي، متفاوت است؛ اما درعين حال، هر دو مي تواند آراستگي موردنظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط اين كه با ارزش هاي الهي و ساير احكام و دستورات دين، منافات نداشته باشد.
به نظر مي آيد كه در برداشت از آراستگي ظاهري و مدگرايي، اشتباه شده است. مدگرايي امري است غير از آراستگي و زيبايي ظاهري؛ البته ممكن است گاهي اوقات عملي يا هنري و يا طرز لباس پوشيدني مد شود و منافاتي با ارزشهاي ديني نداشته باشد اما هميشه اين گونه نيست؛ زيرا مبناي كساني كه در پشت صحنه، مروج مدگرايي هستند، چيزي جز دنياطلبي و كسب منافع نيست و براي آنها مهم نيست كه آيا اين چيزي كه آنها به تبليغ آن مي پردازند، با ارزش ها و كمالات انساني تعارضي دارد يا نه. بنابراين، يك انسان مؤمن كه مي خواهد، پاي بند به ارزش هاي الهي باشد، نبايد تابع فرهنگ مدگرايي باشد؛ زيرا مروجين چنين فرهنگي بيشتر اوقات پاي بند به ارزش ها نيستند . علاوه براين كه مدگرايي، موجب چند بعدي شدن انسان نيز نمي شود؛ بلكه انسان، خود را
آلت دست افرادي سودجو قرار داده است. چند بعدي شدن انسان، به اين معناست كه انسان از جنبه هاي مختلف علمي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي، رشد كند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلا اگر روزي كامپيوتر و نهضت نرم افزاري حاكم بر همه فعاليت هاي انسان مي شود، او نيز درحد توان خود و متناسب با رشته تحصيلي و نوع شغلي كه دارد، با اين تكنولوژي آشنا و از آن استفاده مي كند و در ساير پيشرفت هاي علمي يا هنري نيز اين گونه است.
چند بعدي شدن انسان، اين نيست كه اگر يك ستاره سينما فلان رفتار را انجام داد، فرداي آن روز همه افراد مثل او رفتار كنند. اين تقليد كوركورانه است و نه تنها انسان را چند بعدي نمي كند، بلكه به انحطاط نيز مي كشاند؛ زيرا بسياري از اين به ظاهر ستاره هاي سينمايي يا ورزشي، يا تابع ارزش هاي الهي نيستند و يا حتي بر خلاف آنها حركت مي كنند بنابراين، چگونه مي شود انسان هم پاي بند به ارزش ها باشد و هم دنباله رو الگوهايي باشد كه در جهت خلاف ارزش ها حركت مي كنند. بنابراين، چند بعدي شدن، مستلزم اين است كه ما الگوهايي را انتخاب كنيم كه از هر جهت، شايستگي الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمه عليهم السلام نيستند؛ زيرا آنها با اسلام ناب آشنا هستند و به تاثير زمان و مكان و شرايط اجتماعي نيز آگاه بودند. از اين رو، همراه با زمان حركت مي كردند و هيچ گاه از زمان خود عقب نبودند و به همين جهت، نوع لباسي كه امام علي عليه السلام مي پوشيد، با نوع لباسي كه امام صادق عليه السلام مي پوشيد، فرق داشت؛ يعني آنها متناسب با زمان خود و با توجه به شرايط جامعه، لباس مي پوشيدند و هر دو مطابق با احكام الهي رفتار مي كردند. بنابراين، شما بايد در همه ابعاد زندگي، پيشرفت داشته باشيد و در وضعيت ظاهري هم همان طور كه اسلام گفته، همواره آراسته باشيد و از مد هم تا آن جا كه با اسلام منافاتي ندارد، استفاده كنيد؛ اما پيرو كوركورانه مد نباشيد. علاوه بر اين، راهكارهاي عملي زير را در رسيدن به مقصود دنبال كنيد:
1. با مطالعه بيشتر در زمينه مسائل اعتقادي، اخلاقي و احكام ديني، با معيارهاي مورد نظر اسلام و ارزش هاي آن آشنا شويد و آگاهي بيشتري كسب كنيد.
2. از تقليد كوركورانه در رفتارهاي اجتماعي و فردي، پرهيز كنيد.
3. با افراد با شخصيت كه از نظر علمي و معنوي، وضعيت مناسبي دارند، معاشرت داشته باشيد.
4. از معاشرت با افرادي كه شئونات اسلامي را رعايت نمي كنند و در رفتارهاي خود تابع معيارهاي صحيحي نيستند، پرهيز كنيد.
5. از كسب آگاهي هاي لازم در زمينه مسائل روز، پيشرفت هاي علمي، به ويژه آن چه مربوط به رشته تحصيلي شما مي شود، غفلت نكنيد.
6. در آراستگي ظاهر و نوع لباس پوشيدن و آرايش ظاهري، هم نوع جنسيت خود را رعايت كنيد و هم از افراط و تفريط هاي وسواس گونه و وقت گير، پرهيز كنيد.
7. در همه شئونات زندگي، حد اعتدال را رعايت كنيد؛ زيرا تعادل در رفتار هم از انحرافات و هم از يك بعدي شدن و هم از حرف بيهوده جلوگيري مي كند.
8. در انجام فرايض ديني، مانند نماز اول وقت و پرهيز از گناه، جدي باشيد.
9. علاوه بر معاشرت با افراد با شخصيت، الگوهاي مناسبي در ميان جوانان موفق پيدا كنيد و با آنها رابطه درستي برقرار كنيد.
مدگرايي از ديدگاه اسلام
رسالت اسلام به عنوان يك مكتب كامل الهي، پاسخ گويي صحيح به تمام خواسته هاي فطري و نيازهاي اصيل انساني است. براين اساس، در مجموعه تعاليم اسلامي- مانند آيات قرآن- به مسئله زينت و زيبايي، توجه خاصي شده است. از تأمل در اين بخش از معارف اسلامي، چند اصل كلي مربوط به موضوع خودآرايي و زينت به دست مي آيد كه عبارتند از:
1. حس زيبايي، يكي از ويژگي هاي مخصوص انسان است كه ريشه در فطرت او دارد و به اقتضاي اين امر، انسان از ديدن هرگونه زيبايي، لذت مي برد. بي ترديد، منشأ تمام هنرهاي انساني، همين حس است كه در هر دوره، موجب به وجود آمدن دستاوردهاي ارزشمند هنري مي شود. بنابراين، استعداد و درك زيبايي، از مواهب به وديعت نهاده شده در وجود انسان است كه به بركت آن، او قادر است از طريق مطالعه و تأمل در ظرافت هاي زيباي نظام آفرينش، زمينه كمال روحي و معنوي خود را فراهم سازد.
2. خودآرايي و زينت، به عنوان بخشي از حس زيبايي، نه تنها آثار بسياري در روح و روان فرد دارد، بلكه موجب تعالي و رشد افراد جامعه نيز مي شود و در مقابل، پرهيز از خودآرايي، پريشاني و ژوليدگي، چون با خواست فطري انسان در تعارض است، به تدريج، اثراتي منفي در روان او بر جاي مي گذارد كه افسردگي روحي، عدم تعادل رواني، بي توجهي به نعمت ها، سركوبي علائق طبيعي و... از اين امور مي باشد.
از آن جا كه اين امور، به سلامت زندگي فرد و نظام اجتماعي، زيان هاي جبران ناپذيري متوجه مي سازند، لذا در احكام اسلامي، به شيوه هاي مختلفي، با اين گونه رفتارها مقابله شده است؛ براي مثال، در سيره اولياي الهي، همواره با اين منطق غلط ناآگاهان كه پرهيز از خودآرايي را دليل وارستگي از قيد نفس و بي اعتنايي به زخارف دنيوي به حساب مي آورند، به طور جدي برخورد شده است؛ زيرا اين كار علاوه بر اين كه نفرت ديگران را فراهم مي آورد، با اصل عزت نفس و كرامت و منزلت انساني، هم خواني ندارد. اما علي عليه السلام مي فرمايد: «خودآرايي، از ويژگي هاي خاص انسان هاي مؤمن است»1.
3. در رهنمودهاي پيشوايان اسلام در مورد خودآرايي، به موارد زيادي تصريح و تأكيد شده است؛ لباس تميز و آراسته، شانه كردن موي سر و صورت، نظافت بدن، خوش بو كردن بدن و لباس ها، پرهيز از كارهايي كه دون شأن انسان مؤمن است.
4. هر چند اسلام توصيه به خودآرايي دارد، اما هرگز اين امر را منحصر به زينت ظاهر نمي كند؛ بلكه آراستگي به فضايل معنوي و اخلاقي را- كه زمينه ساز سعادت و كمال روحي او هستند- مهم تر از آراستگي ظاهر مي شمارد. به عبارت ديگر، اسلام با تعاليم حيات بخش خود، نخست به ايجاد اعتدال در اخلاق و فضيلت هاي روحي مي پردازد و پيروان خود را به درك زيبايي هاي ماوراي عالم ماده، رهنمون مي كند و آنان را از گرفتار شدن در سطحي نگري در اين مسئله، نجات مي بخشد و در عين حال، تلاش مي كند كه افراد، فقط به زينت ظاهري جسم و محيط زندگي خود نپردازند. در اشاره به چنين واقعيتي، امام علي عليه السلام مي فرمايد: «زينت دروني، از زينت ظاهر، بسيار زيباتر است»2؛ چون هم از نظر تأثير و هم از نظر ماندگاري، در كمال حقيقي انسان، مؤثرتر است.
5. گرچه در مجموعه تعاليم اسلامي، به خودآرايي توصيه و تأكيد فراوان شده است، اما به جهت در امان ماندن از عوارض منفي افراط و تفريط در خودآرايي و مدگرايي، حدود و چهارچوب خاصي نيز براي آن تعيين شده است؛ براي مثال، تأكيد شده كه وسيله خودآرايي يا محيط آرايي، بايد حلال باشد؛ از راه مشروع تهيه شود؛ سبب اسراف در سرمايه هاو استعدادها نباشد؛ از هرگونه شائبه تجمل پرستي و خودنمايي به دور باشد؛ به گونه اي نباشد كه زمينه تحريك هواهاي نفساني و اميال جنسي ديگران را فراهم كند؛ به صورت تقليد كوركورانه از ديگران انجام نگيرد و به طور كلي، از بررسي تعاليم اسلامي، چنين به دست مي آيد كه اسلام، نه تنها خودآرايي را منع نمي كند، بلكه به شيوه معقول و منطقي، بر آن تأكيد مي ورزد و در عين حال، هميشه از افراط و تفريط در هر چيزي منع مي كند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت:
1. آمدي، شرح غرر و درر، ج1، ص .307
2. همان، ج4، ص .117
¤ منبع پرسمان

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14