(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه 11 تير 1388- شماره 19401
 

مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك نقش آفرينان

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك نقش آفرينان

علي اصغر رنجبران
سال 1335 در منطقه ميدان خراسان - يكي از مناطق جنوب شهر تهران - به دنيا آمد. آخرين سال تحصيلي وي در دبيرستان، مصادف با اوج گيري نهضت اسلامي ايران به رهبري امام خميني بود. از اين رو همواره در تظاهرات ضدرژيم شاه فعاليت چشمگيري داشت و در درگيري هاي روز بيست و يكم و بيست و دوم بهمن 1357 نقش فعالي ايفا كرد.ش
بعد از پيروزي انقلاب، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و در اولين مأموريت براي مقابله با گروه هاي مسلّح ضدانقلاب، عازم منطقه كردستان شد.
با شروع جنگ تحميلي، جهت حراست از مرزهاي ميهن به جبهه هاي غرب شتافت و در مناطقي چون «بازي دراز»، «كوره موش»، «دانه خشك»، «تنگ حاجيان»، «گيلان غرب» و ... به مبارزه با دشمن پرداخت.
در نيمه اول سال 1360 به تهران بازگشت و فرماندهي گردان چهار سپاه منطقه 10 تهران را بر عهده گرفت و در اين مسؤوليت، ضربات سختي به گروهك هاي ضدانقلاب كه در صدد ايجاد جنگ داخلي بودند، وارد كرد. علي اصغر در تاريخ پنجم شهريور سال 1360 اقدام به ازدواج كرد. وي در زمينه سازي عمليات كوهستاني محمّد رسول الله(ص)، نقش مؤثري ايفا كرد.
اواخر سال 1360 به جبهه هاي جنوب شتافت تا در عمليات
فتح مبين، به عنوان فرمانده گردان، تيپ 25 كربلا را همراهي كند. پس از خاتمه عمليات فتح مبين، در تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) با سمت فرمانده گردان ابوذر غفاري مشغول كار شد. گردان ابوذر به فرماندهي علي اصغر رنجبران، در مرحله نخست عمليات الي بيت المقدس، ضربات سختي به دشمن وارد كرد و خود وي نيز در اين نبرد به سختي مجروح شد. در عمليات كوهستاني والفجر4، مسووليت جانشيني فرماندهي »تيپ 3 ابوذر« را بر عهده گرفت و طي مرحله ي سوّم اين عمليات، در تاريخ 13 آبان 1362 در كنار ارتفاعات كاني مانگا به شهادت رسيد.
حسن زماني
سال 1336، در روستاي «خلج» از توابع شهرستان قزوين چشم به جهان گشود.
هنوز پانزده بهار را پشت سر نگذاشته بود كه در سال 1351 براي دستيابي به كسب و كار راهي تهران شد. حسن روزها را در بازار كار مي كرد و شبها به ادامه تحصيل مي پرداخت و در كنار كارهاي روزانه در بازار، با گروه هاي اسلامي مخالف رژيم شاه نيز آشنا مي شد.
پس از پيروزي انقلاب، تمام وقت خود را صرف پاسداري از دستاوردهاي آن كرد؛ تا اين كه در آبان ماه 1358 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد. در دي 1358 به سمت پاوه شتافت. آشنايي حسن با احمد متوسّليان، از همان مأموريت شروع شد. از آن پس همه جا همراه حاج احمد بود؛ از كوه هاي «اورامانات» و «شمشي» تا دره هاي «دزلي» مريوان و تا تپه هاي علي گره زد و دژهاي شلمچه و پادگان زبداني سوريه.
وي در زمستان سال 1360 به همراه كاروان اعزامي از غرب به جنوب، راهي آن منطقه شد و از بدو تشكيل تيپ 27
محمّد رسول الله(ص) به عنوان جانشين واحد تداركات تيپ، كار دشوار پشتيباني و تداركات نيروهاي رزمنده در عمليات فتح مبين را بر عهده گرفت. در عمليات الي بيت المقدس، به عنوان معاون دوم گردان حمزه سيّدالشهدا(ع) در مراحل دشوار اين عمليات شركت فعال داشت.
بعد از عمليات الي بيت المقدس، به همراه قواي
محمّد رسول الله(ص) به لبنان رفت و در بازگشت به عنوان جانشين گردان حمزه سيّدالشهدا(ع) در عمليات رمضان شركت كرد. پس از آن، در عمليات هاي والفجر مقدماتي و والفجر يك، به عنوان جانشين تيپ 3 ابوذر، لشكر 27 را همراهي كرد. گردان حمزه سيّدالشهدا(ع) در عمليات والفجر چهار با فرماندهي حسن زماني توانست ضربات سختي به دشمن وارد آورد. سرانجام در عمليات آبي - خاكي خيبر، روز نهم اسفند ماه سال 1362، در حالي كه سعي مي كرد ارتباط جبهه »طلائيه« با جزاير »مجنون« را برقرار كند، به شهادت رسيد.
محمود نيكومنظر
سال 1319 در شهر همدان متولد شد، در 1329، ده ساله بود كه پدرش را از دست داد و با مشقت فراوان، تحصيلات خود را تا اخذ ديپلم به پايان رساند.
سال 1343 به استخدام اداره تعاون و امور روستاها در آمد و از سال 1345، فعاليت هاي مذهبي سياسي خود را آغاز كرد. به دنبال فشارهاي ساواك، مبارزات نيكومنظر وارد مرحله تازه اي گرديد. او امر تهيه و تكثير اعلاميه ها و نوارهاي سخنراني امام خميني را در سطح استان همدان بر عهده گرفت.
در خرداد 1357 با اخذ مجوز امام به لبنان رفت و يك دوره فشرده نبرد پارتيزاني را در اردوگاه هاي آموزشي شيعيان با موفقيت سپري كرد و سپس با مقاديري سلاح و مهمات، مخفيانه به كشور بازگشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، دست به كار تشكيل سپاه در استان همدان شد و سپس راهي جبهه هاي غرب كشور گرديد. پس از آن تا اوايل فروردين سال 1361 به حكم محمّد بروجردي مسؤوليت امور مالي سپاه منطقه 7 را بر عهده داشت.
پس از خاتمه عمليات فتح مبين با سمت مسؤول واحد تداركات تيپ 27 نقش موثري در تأمين و تدارك رزمندگان اين تيپ ايفا كرد. در مراحل چهارگانه نبرد الي بيت المقدس شركت داشت. پس از فتح خرّمشهر و تجاوز اسرائيل به لبنان، در معيت متوسّليان و قواي
محمّد رسول الله(ص) عازم سوريه شد و پس از مدتي به همراه ديگر ياران خود به ايران بازگشت و در نبرد رمضان شركت كرد. سرانجام در سي و يكم تير 1361 در عمليات رمضان به شهادت رسيد و پيكرش در شلمچه بر جاي ماند.
حسين اسلاميت
سال 1340 در شهر تهران ديده به جهان گشود. دوره ابتدايي را در دبستان علوي و دوره راهنمايي را در مدرسه مفيد پشت سر گذاشت. فضاي معنوي مدرسه مفيد در پرورش روح حسين نقش مؤثري داشت.
دوران متوسطه را در دبيرستان هدف مشغول تحصيل شد و همزمان با سال هاي دبيرستان، در پيشبرد نهضت امام خميني نيز به سهم خود نقش فعالي ايفا كرد. در كليه تظاهرات دانش آموزي و اعتراضات مردمي عليه رژيم پهلوي شركت داشت.
حسين با بهره گيري از هوش و ذكاوت ذاتي خويش، در دوران دبيرستان همواره با گروه هاي منحرف سياسي مبارزه مي كرد. وي پس از انقلاب اسلامي ايران و به محض شروع آشوبگري گروه هاي كمونيستي در شمال كشور به آن ديار شتافت و در خلع سلاح و در هم كوبيدن آنان بسيار كوشيد. سپس به صورت يك دانش آموز بسيجي عازم كردستان و آذربايجان غربي شد و در شهرهاي سنندج، پاوه، سقز، بوكان، مهاباد، نقده و پيرانشهر به سركوبي ضدانقلابيون پرداخت؛ به طوري كه عمليات هاي متهورانه و شجاعانه اين شير بچه بسيجي در كردستان همواره ورد زبان همرزمان اوست.
پس از بازگشت از مأموريت كردستان، موفق به اخذ ديپلم گرديد و سپس به جمع سبزپوشان سپاه پيوست.
در پاييز 1359 و همزمان با شروع جنگ تحميلي به جبهه غرب شتافت تا در محضر بزرگان و فرماندهان دلير آن ديار، درس عشق و معرفت را بياموزد. در همين مأموريت بود كه حسين به شدت مجروح و به تهران منتقل شد. پس از بهبود، با شروع عمليات الي بيت المقدس عازم جبهه هاي خوزستان شد و در تيپ 27 به عنوان معاون گردان حبيب مظاهر مشغول خدمت گرديد.
حسين و ياران بسيجي اش در گردان حبيب موفق شدند در اين عمليات، ضربات سختي به دشمن بعثي وارد كنند. تا اين كه در مرحله دوم عمليات الي بيت المقدس، در حالي كه به واسطه مجروحيت فرمانده گردان (عليرضا موحّد دانش) در مرحله اول عمليات، موقتاً مسؤوليت فرماندهي گردان حبيب را بر عهده گرفته بود، به قلب مواضع دشمن در اطراف كانال آب گرمدشت يورش برد و پس از جنگي سخت و نابرابر، خود نيز به آرزوي ديرينه اش نايل آمد.
مرتضي سلمان طرقي
سال 1335 در خانواده اي متدين و زحمتكش در تهران به دنيا آمد. در سال 1355 موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته رياضي شد و در فرصتي كه تا زمان اعزام به سربازي داشت، ديپلم نقشه كشي ساختمان را نيز با نمره هاي عالي كسب كرد. مرتضي براي سربازي به تيپ 55 هوابرد شيراز اعزام شد. از آنجايي كه او فردي معتقد و هدفمند بود، از دوران سربازي بهترين استفاده ها را برد. او فنون جنگي و چتر بازي را به خوبي فراگرفت. در همين زمان؛ حضرت امام فرمان فرار سربازان از پادگان هاي ارتش شاه را صادر كرد. مرتضي در پي فرمان مرجع اش، خدمت سربازي را ترك كرد و به خيل مبارزان عليه رژيم ستم شاهي پيوست.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مرتضي مجدداً به خدمت سربازي بازمي گردد و تا پايان خدمت در جهت اهداف انقلاب امام خميني در ارتش به فعاليت مي پردازد. در سال 1358 به عضويت سپاه پاسداران در مي آيد و از سوي مسؤولان سپاه به عنوان مسؤول حفاظت زندان اوين منصوب مي گردد. با اوج گيري غائله كردستان، مرتضي كه تاب ماندن در تهران را ندارد، با اولين گروه ها عازم منطقه غرب كشور مي شود و در نبردهاي سنندج و بوكان و ديگر شهرهاي غرب كشور از خود رشادت هاي كم نظيري را بروز مي دهد. با شروع جنگ تحميلي و هجوم همه جانبه ارتش عراق به ميهن اسلامي، راهي جبهه هاي جنوب مي شود و در روزهاي مقاومت جنوب، دلاوري هاي بسياري از خود نشان مي دهد. مرتضي در سركوبي غائله بني صدر و عناصر جبهه متحد ضدانقلاب فعالانه شركت مي كند. او در كنار مبارزات خستگي ناپذير خود، تشكيل خانواده را نيز از ياد نمي برد. در سال 1360 كانون گرم خانواده را تشكيل مي دهد. اين ازدواج، بالي براي پرواز مرتضي مي شود. با شروع عمليات الي بيت المقدس، او راهي جبهه خوزستان مي شود و از سوي فرماندهي تيپ 27، همراه با سردار رشيد اسلام كاظم رستگار، فرماندهي گردان ميثم را در آخرين مرحله اين عمليات به عهده مي گيرد و در راه آزادسازي خرّمشهر، تلاشي چشمگير از خود نشان مي دهد. با پيروزي ايران در فتح خرّمشهر، دشمنان اسلام براي انتقام جويي از نهضت جهاني اسلام، مردم مسلمان لبنان را مورد تعرض وحشيانه خود قرار مي دهند. اينجاست كه سپاه محمّد(ص) براي دفاع از ملت مظلوم لبنان، راهي آن ديار مي گردد. مرتضي نيز با اين كاروان همراه مي شود. سلمان طرقي در بسيج و آموزش نظامي شيعيان مظلوم لبناني، فعاليت هاي چشمگيري از خود نشان مي دهد. شهريور 1361، در بازگشت از لبنان و تشكيل تيپ 10 سيّدالشهدا، به دستور عليرضا موحّد دانش، مرتضي به عنوان مسؤول ستاد تيپ منصوب مي گردد. او در عمليات هاي والفجر مقدماتي و والفجر چهار به عنوان مسؤول محور در تيپ 10 سيدالشهدا انجام وظيفه مي كند و سرانجام اسفند 1362 در عمليات خيبر، مزد جهاد خويش را از حضرت دوست دريافت مي كند.
مجيد رمضان
سال 1335 در شهر ري متولد شد. پس از طي مراحل ابتدايي و متوسطه وارد هنرستان شد. در سال 1356 پس از اخذ مدرك ديپلم فني، به خدمت نظام وظيفه اعزام گرديد. در دوران سربازي به روشنگري در پادگان هاي ارتش شاه پرداخت.
با پيروزي انقلاب وارد سپاه پاسداران شد و به عنوان مربي آموزش نظامي بسيج مشغول خدمت گرديد. مجيد رمضان در زمستان سال 1360 به همراه محسن وزوايي جهت تشكيل گردان حبيب بن مظاهر به جمع رزمندگان تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) پيوست و با مسؤوليت فرماندهي گروهان، در مراحل چهارگانه دو عمليات
فتح مبين و الي بيت المقدس شركت فعال داشت.
پس از شهادت عبّاس وراميني از آذر 1362 به عنوان رئيس ستاد لشكر 27 محمّد رسول الله(ص) منصوب گشت و با همين سمت در عمليات هاي خيبر، بدر، والفجر هشت و كربلاي يك حضوري چشمگير داشت و عاقبت در تاريخ 25 دي ماه 1365 در عمليات كربلاي پنج به شهادت رسيد.
محمّد حسن ترابيان (حسن قمي)
سال 1337 به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي تا متوسطه را در شهرستان قم پشت سر گذاشت. پس از پيروزي انقلاب، سال 1358 و همزمان با غائله كردستان، به عنوان بسيجي راهي مناطق جنگي كردستان شد. حسن در راه نيل به اهداف مقدس خود، در تاريخ يكم تيرماه 59 عضو سپاه پاسداران شد. در جبهه پاوه، همه جا همراه و همرزم همّت بود و مسؤوليت واحد تفنگ 106 سپاه پاوه را تا زمستان 1360 به عهده داشت. به همراه همّت به خوزستان آمد . در عمليات فتح مبين با مسؤوليت واحد 106 تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) شركت كرد. سپس در مراحل دوم و سوم عمليات الي بيت المقدس به عنوان جانشين گردان انصارالرسول انجام وظيفه كرد. وي از كادرهاي اعزامي قواي محمّد رسول الله(ص) به لبنان بود. بعد از ارتقاي تيپ 27 به لشكر در پاييز 1361 نيز همچنان در تمامي صحنه هاي جنگ حضوري فعال داشت.
در ذي حجه سال 1364 به خانه خدا مشرف شد. عاقبت در عمليات والفجر هشت، در حالي كه سمت جانشين معاونت طرح و عمليات لشكر 27 محمّد رسول الله(ص) را داشت، به شهادت رسيد.
عبّاس محمّد وراميني
سال 1333 در تهران متولد شد. او ضمن تحصيل در مدارس جعفري و علميه، به دانشگاه راه يافت. در زمان اوج گيري و پيروزي انقلاب اسلامي، از پيشتازان جنبش دانشجويي تهران بود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به همراه تعدادي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، سفارت آمريكا را تصرف كردند. وراميني، از مؤسسين تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) بود و به همراه اين تيپ - كه بعدها به لشكر ارتقا پيدا كرد - در چندين عمليات شركت فعال داشت. سرانجام در مرحله ي سوّم عمليات والفجر چهار در تاريخ 14 آبان 1362 در منطقه پنجوين، در حالي كه مسؤوليت ستاد لشكر 27 محمّد رسول الله(ص) را بر عهده داشت، به شهادت رسيد.
حسين تقوي منش
سال 1341 در خانواده اي مذهبي در تهران به دنيا آمد. ضمن تحصيل در دبيرستان دارالفنون، نسبت به پخش اعلاميه ها و پوسترهاي امام خميني نيز اقدام مي كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در سال 1359 وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گرديد و راهي منطقه كردستان شد. با تشكيل تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) عازم جبهه هاي جنوب شد و همدوش با محسن وزوايي در عمليات هاي فتح مبين و الي بيت المقدس شركت كرد.
حسين تقوي منش در تاريخ دهم ارديبهشت 1361 در عمليات بزرگ الي بيت المقدس در حوالي جاده اهواز به خرّمشهر با تير مستقيم تانك به شهادت رسيد. وي هنگام شهادت، مسؤوليت جانشيني محور عملياتي محرّم تيپ 27 را بر عهده داشت.
محمّدرضا سلطاني قمي
اول اسفند 1339 در شهرستان قم پا به عرصه وجود گذاشت. ديپلم فني خود را در شهرستان قم دريافت كرد. در دوم شهريور 1358 وارد سپاه پاسداران تهران شد. دوره آموزشي خود را در پادگان امام علي(ع) به پايان رساند و سپس در سپاه تهران مشغول به خدمت شد. با اوج گيري غائله كردستان، به عنوان مسؤول دسته عمليات، راهي پاوه گشت و در سپاه شهرستان پاوه، مسؤوليت واحد تداركات را پذيرفت. در پي تشكيل تيپ 27، مسؤوليت واحد تداركات تيپ را به عهده گرفت. سرانجام در عمليات فتح مبين روز 2 فروردين 1361 در حالي كه مشغول رساندن تداركات به نيروهاي رزمنده بود، به همراه برادرش به شهادت رسيد.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14