(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه 11 تير 1388- شماره 19401
 

وصيت يك پدر فلسطيني
غزه؛ سرزمين سلحشوران حقيقي
سناريوهاي جنگ طلبانه
كارنامه خونين ارتش رژيم صهيونيستي



وصيت يك پدر فلسطيني

اي فرزند دلبندم فردا كه تاريكي مرا در خود فرو خواهد برد و آرزوهايم سوزانده و خشكيده شدند، هرگاه مرا در زير خاك دفن كردي وصيت پدرت را به ياد بياور كه اينك در آغوش خاك آرميده است، به ياد داشته باش كه پدرت تجاوزگر نبوده و از تو نيز انتظار تجاوزگري نداشته است ولي ترا براي انتقام جويي پرورش داده ام و اميدوارم كه اين آرزوي قلبي مرا برآورده سازي.
ما روزگاري خانه و آشيانه اي داشتيم و براي حفظ خانه و ميهنمان بهترين هستي خود را فدا كرديم، چه خون هاي پاكي كه براي حفظ سرزمين مان به زمين ريخته شد و چه برادران بي كفني كه به خاطر خيانت دشمنان در اين سرزمين دفن شدند.
كودكي تو در اين سرزمين پاك سپري شد و تو با دشت و صحرا، شكوفه و بوستان هاي اين سرزمين آشنايي داري اما افسوس كه آنان ترا از سرزمينت آواره كردند و دشت هاي سرسبز سرزمينت را آرامگان فرزندان اين آب و خاك كرده اند.
سرزميني كه كودكي ترا پرورش داده مي خواهد جواني ترا هم ببيند وطنت نمي خواهد كه تو سراسر عمرت را آواره و دربه در اين سرزمين و آن سرزمين باشي و در معرض تازيانه هاي نگاه ملامت بار ديگران قرار بگيري.
فرزندم اگر روزي سلاح به دست به سرزمينت بازگشتي به دشت و كوه هايش بگو من همانم كه آشيانه اش را در تاريكي شب آتش زدند و خانواده و هموطنانش را به خاك و خون كشيده يا آواره كردند.
به سرزمينت بگو كه اكنون فرياد وطن اشغال شده ام را لبيك گفته و آماده رزم و مقاومت در مقابل دشمن صهيونيستي هستم.
فرزندم اگر با تو از صلح سخن گفتند مبادا اين حرف ها را باور كني و فريب وعده و وعيدهاي توخالي آنان را بخوري چراكه مطمئن باش آرامش وطن تنها با اخراج اشغالگران ممكن خواهد بود. پسرم بدان كه صلح فريب كاران ريا و توطئه و مژده امنيت آنها سرابي بيش نيست. هيچگاه به ويرانگران سرزمينت اطمينان نكن.
از تو مي خواهم كاري كني كه دشمن هيچگاه اشك تو را نبيند زيرا آنان با ديدن اشك هاي تو و ديگر فرزندان اين سرزمين خوشحال خواهند شد و خود را به اهداف پليدشان نزديكتر خواهند ديد.
سرشت دشمنان اين آب و خاك با تجاوزگري عجين شده است و نبايد از آنان انتظار مهرباني و رأفت داشت.
آرزوي من اين بود كه در سرزمينم بميرم و سر مرگ بر بالين خاكش بگذارم ولي همين آرزويم نيز تحقق نيافت.
پس زماني كه مرا در خاك دفن كردي به سرزمين زرخيز خود برگرد، سرزميني كه ملت ظلم ستيزي را در خود پرورانده است.
پسرم وصيت پدرت را به ياد بياور، پدري كه آرزوهاي جواني و پيريش را به خاك سپردند.
منبع: مجله پيام فلسطين

 



غزه؛ سرزمين سلحشوران حقيقي

فريده شريفي
اوضاع انساني نااميدكننده در نوار غزه همچنان از زمان جنگ 22روزه رژيم صهيونيستي به اين منطقه ادامه دارد. وضعيت نابسامان اقتصادي و اجتماعي غزه با هيچ كجا قابل مقايسه نيست، در واقع در غزه انسانيت به دست فراموشي سپرده شده است و گذرگاه ها همچنان بسته و تحريم رژيم صهيونيستي به قدرت خود باقي است، هرازگاهي، كاروان هاي حقوق بشري كميته هاي حقيقت ياب و محافل و انجمن هاي بشر دوستانه سري به اين باريكه مي زنند و بيانيه و گزارش تهيه مي كنند و رژيم اسرائيل را محكوم مي سازند اما به راستي اين بيانيه ها و گزارش هاي حقوق بشري براي 5/1ميليون فلسطيني بي گناه كه با كمبود آب سالم آشاميدني، غذاي مناسب، مسكن مناسب، وسايل آموزشي، بهداشتي، دارويي و... مواجه هستند راهكار اساسي ايجاد مي كند؟
بسياري از ساكنان غزه هنوز در چادر به سر مي برند و بيش از 120هزار فلسطيني منازلشان ويران شده و از كمترين امكانات زندگي بهره مندند.
با وجود اين كشورهاي جهان به وعده هايشان عمل نمي كنند و هر آنچه كه درمورد حمايت از نوار غزه امضا كرده اند، فقط درحد يك توافق باقي مانده و هيچ اقدامي صورت نمي گيرد.
رئيس آژانس امدادرساني سازمان ملل (آنروا) از وابستگي 75درصد جمعيت غزه به كمك هاي انسان دوستانه سازمان ملل خبر مي دهد، درحالي كه اسرائيل از ورود اين كمك ها به غزه جلوگيري مي كند.
وزارت بهداشت و درمان فلسطين نيز درباره افزايش مستمر تعداد قربانيان محاصره نوار غزه به ويژه باتوجه به ازدحام ده ها بيمار در بخش هاي بيمارستان هاي
نوار غزه كه نياز مبرم به درمان در خارج از فلسطين اشغالي را دارند هشدار مي دهد درحالي كه مقامات مصر بي توجه به اين هشدارها در جهت بازگشايي گذرگاه مرزي رفح و تسهيل انتقال بيماران ساكن نوارغزه به مراكز درماني خارج از غزه هيچ همكاري از خود نشان نمي دهند. حملات وحشيانه ارتش رژيم صهيونيستي به نوارغزه با تخريب زيرساخت ها و تأسيسات زيربنايي، كارگاه هاي توليدي، مناطق كشاورزي و اقتصادي توقف فعاليت هاي كشاورزي و نيز طرح هاي عمراني و حياتي اين منطقه موجب افزايش ميزان بيكاري در ميان كارگران فلسطيني در نوار غزه شده است. دولت منتخب حماس در نوار غزه هم اعلام كرده است كه شرايط براي همه طرف هاي منطقه اي و بين المللي براي ارسال كمك ها به نوار غزه فراهم و مانعي در برابر هيچ گروهي وجود ندارد اما هنوز هيچ كمك جدي براي بهبود شرايط زندگي مردم غزه ارسال نشده و شرايط نابسامان اقتصادي عرصه را بر مردم سخت كرده است.
درحال حاضر دست كم 120هزار كارگر فلسطيني در نوار غزه زير خط فقر زندگي مي كنند.
فلسطينيان ساكن باريكه غزه همچنين از كمبود آب رنج مي برند و منابع آبي اندكي نسبت به ساكنان رژيم صهيونيستي در اختيار دارند، بنا به گزارش بانك جهاني، ميزان بهره برداري صهيونيست ها از منابع آبي چهار برابر بيشتر از فلسطيني ها است.
در واقع رژيم اشغالگر قدس با الحاق چاه هاي آب به سرزمين هاي اشغالي فلسطين از طريق احداث ديوار حائل و جلوگيري فلسطينيان از حفر چاه هاي جديد و تسلط بر منابع آبي، حقوق فلسطينيان را در اين زمينه هم پايمال كرده است. «انس ابوسعده» محقق و نويسنده فلسطيني مقيم هلند در مقاله اي با عنوان «چه كسي غزه را از ما دزديد؟» آورده است، «وقتي به غزه وارد شدم مي خواستم درباره آنچه كه ديده ام فرياد برآورم به خصوص اينكه سفر دو روزه من به غزه به علت بسته شدن راه ها و قفل بودن درهاي اين قفس (غزه) دو هفته طول كشيد زيرا هرروز به بهانه اينكه درهاي گذرگاه ها بسته است ما را بازمي گرداندند.
ابوسعده اضافه مي كند، ولي اين همه فرياد من نيست، فرياد من از قتل برنامه ريزي و سازماندهي شده انسان هايي است كه تنها به اين علت كه فلسطيني اند به خاك و خون كشيده شدند... غزه قفس بزرگي است كه ديوارهاي آن به جاي آهن از جنس سيمان است وقتي به گذرگاه مي رسي صرف نظر از اينكه مسئول مهمي باشي يا يك شهروند عادي، كمترين چيزي كه به تو گفته مي شود اين است كه بايد از ماشين پياده شوي و پس از بازرسي هاي طولاني وارد غزه شوي... حتي فكر مي كني كه نمي تواني نفس بكشي يا آبي بنوشي...
محقق و نويسنده فلسطيني تصريح مي كند، با وجود كمبود امكانات و محدوديت شديد ورود مواد غذايي و لوازم حياتي زندگي آنچه كه تعجب و شگفتي مرا باعث شد اصرار ساكنان مظلوم و نجيب اين منطقه فراموش شده براي ادامه زندگي در غزه است.
من از اين متحيرم كساني كه خود را براي شهادت آماده كرده اند اعم از پير و جوان، مرد و زن كودك و بزرگسال به يك چيز مي انديشند، آن هم مبارزه با رژيم اشغالگر صهيونيست و آزادي سرزمينشان، چگونه به زيباترين شكل زندگي مي كنند، مدارس به بهترين روش توسط معلمان و استادان ورزيده اداره مي شود، دانش آموزان به بهترين نحو ممكن درس مي خوانند كارگران، كشاورزان، پزشكان و... خدمتي صادقانه ارائه مي دهند و عاطفه و فطرت انساني به گونه اي هدايت شده كه والدين، فرزندان را براي شهادت مي فرستند تا حرمت خانه و وطنشان حفظ شود و اين همان مردانگي حقيقي است كه امروز در اين سرزمين مي بينيم.
ابوسعده مي گويد، امروز با وجود نسل كشي و محاصره ظالمانه غزه با فرافكني، تبليغات و دلايل واهي تلاش مي شود كه لكه ننگ جنايات بشري رژيم صهيونيستي از چهره دشمن پاك شود اما چگونه مي توان با وجود اين همه فقر و فلاكت، نابساماني، بي آبي، بي غذايي، حمله وحشيانه به اردوگاه ها و مردم مظلوم فلسطين جاي ظالم و مظلوم را عوض كرد و جنايات اين رژيم را از اذهان بشري پاك كرد؟
من در مدت كوتاه سفرم به غزه آنچه كه ديدم غيرت و اراده و مردانگي ساكنان اين منطقه بود و مطمئن هستم كه ساكنان غيور غزه با همين غيرت و مردانگي محاصره را خواهند شكست و ظالم را به سزاي اعمالش خواهند رساند واقعيت اين است كه ملت فلسطين به رغم وجود همه مشكلات، آوارگي، كشتارها و محاصره با عزت و افتخار و با حفظ كرامت همچنان پايداري و مقاومت مي كند و به مبارزاتش براي آزادسازي سرزمين فلسطين از چنگال اشغالگران صهيونيست ادامه مي دهد. همين پايداري و استقامت، دشمن را سرگردان و درمانده كرده است، به طوري كه دشمن صهيونيستي با احداث ديوار حائل، خود را در داخل آن محبوس كرده است و ارتش به ظاهر شكست ناپذير آن امروز در زير حملات گروه هاي مقاومت به زانو درآمده است.
نشانه هاي نابودي رژيم صهيونيستي به وضوح به چشم مي خورد و به رغم حمايت هاي بي حد و حصر دولت آمريكا از رژيم صهيونيستي، خاخام هاي يهودي به شكست پروژه صهيونيسم در سرزمين فلسطين اعتراف كرده اند.دولتمردان آمريكايي با ادامه حمايت هاي مالي، نظامي و سياسي از رژيم صهونيستي سعي دارند مرهمي بر زخم هاي اين رژيم اشغالگر بگذارند و صهيونيست ها را در مقابل كشورهاي عربي و جهاني نيرومند جلوه دهند درحالي كه همه امت اسلام و حتي جهانيان مي دانند كه با ايستادگي، پايداري و مقاومت ملت فلسطين شكست صهيونيست ها در فلسطين اشغالي به مسئله اي امكان پذير و عملي تبديل شده است و شكست و عقب نشيني ارتش صهيونيستي از جنوب لبنان و شكست در جنگ غزه نمونه اي از اين واقعيت است. امروز پس از 61سال از فاجعه فلسطين، ملت فلسطين به بازگشت به ميهن خود و آزادسازي آن از هر وقت ديگر نزديك تر شده است و اين هم نتيجه پايداري پدران، ثبات و جهاد و مقاومت دليرانه فرزندان آنهاست. رژيم صهيونيستي با مهاجرت به فلسطين گمان مي كردند كه اين سرزمين «شير و عسل» است اما جز شكست، سختي و مرارت چيز ديگري نديدند. آنها ادعا مي كردند كه فلسطين را سرزميني بي ملت و ملتي را بي سرزمين خواهند كرد اما عزم و اراده راسخ ملت بزرگوار و فهميده فلسطين خلاف اين ادعا را به آنها ثابت كرد و همين جهاد، مبارزه و پافشاري باعث شد كه رژيم صهيونيستي زمين گير و دچار سير قهقرايي شود. تا آنجا كه «آبراهام بورگ» رئيس سابق كنست رژيم صهيونيستي، اين جامعه را وحشت زده و شكست خورده توصيف مي كند و مي گويد ما «ازنظر روحي و رواني مشكل داريم و احساس مي كنيم كه تمامي جهانيان از ما فراري هستند...»
امثال وي در ميان رژيم صهيونيستي زياد است كه نابودي قريب الوقوع اين رژيم را پيش بيني مي كنند و در نتيجه دل بستن آنها به اين مقوله كه بزرگان و پدران ملت فلسطين مي ميرند و كودكان و فرزندان فراموش مي كنند نقش بر آب شد.

 



سناريوهاي جنگ طلبانه

پايگاه اينترنتي وايو پديا در مقاله اي با اشاره به هزينه هاي سنگين نظامي گري قدرت هاي بزرگ در جهان تأكيدكرد كه مطرح كردن جنگ با تروريست ها ابزاري دردست اين قدرت ها براي ادامه اين سياست هاي جنگ طلبانه است.
«كريس فلويد» نويسنده اين مقاله ماجرا را با طرح سناريويي فرضي آغاز مي كند و مي نويسد: اينجا سناريويي كاملاً فرضي ارائه خواهد شد. فرض كنيد شما امپراتوري نظامي گرا هستيد كه معتقديد امنيت، وجهه و منافع مالي كشورتان را فقط مي توانيد با جنگ و حضور هميشگي تهديدات جنگي حفظ كنيد. براي همين منظور عمليات پرسرو صدايي به راه انداخته ايد، منازعاتي بي پايان و مرگبار كه صدها ميليارد دلار به درون ماشين جنگي تان مي ريزيد و
خط مشي ملي را بيش از پيش به درون فلسفه سياسي كه بدان معتقديد فرو مي برد.
در اين مقاله با اشاره به بي اهميت بودن افكار عمومي براي امپراتوري هاي دنيا تأكيد شده است: اما مشكلي در اينجا وجود دارد و آن اين است كه افكار عمومي به دليل جنگ طولاني شما عصباني و خسته شده است، خزانه ملي ورشكسته شده است. زيرساخت هاي ملي روبه تباهي گذارده اند، انجمن هاي ملي در حال نابودي هستند، ميليون ها نفر بيكار شده اند، خانه هاي خود را ازدست داده اند، آروزهاي خود را برباد رفته مي بينند و در مارپيچ محروميت و يأس به پايين مي غلتند.
در اين مقاله افزوده شده است، اما شما برخلاف افكار عمومي هنوز نقشه هاي بزرگي داريد، مي خواهيد كه جنگ را تشديد كنيد، ماشين جنگي تان را مجهز سازيد و تسلط خود را بر جهان برقرار سازيد، چه كار بايد انجام داد؟ چگونه بايد عد ه اي را تحريك كرد تا از برنامه هاي حياتي شما بارديگر حمايت كنند؟ نويسنده اين مقاله سناريوي توسل به تروريست ها را يكي از راهكارهاي ادامه سياست هاي نظامي گرانه و فريب مردم توصيف كرده و مي افزايد: براي اين كار كافي است گروه هاي افراطي را با حمله ها، تجاوز و كشتار مردم غيرنظامي و اشغال قلمروشان تحريك كنيد تا دست به انتقام جويي بزنند، آن گاه اين گروه ها با قوي ترين و مجهزترين ارتش دنيا مواجه خواهند شد، ارتشي كه همه ساله با پول هاي مردم بودجه اش تأمين مي شود.
با حمله به اين گروه ها حضور بيشتر نيروها در اين مناطق توجيه مي شود، اين روند همينطور به چرخه خود ادامه مي دهد تا اين كه سرانجام روزي گروه هاي افراطي با رضايت ضمني شما حملاتي را در داخل كشورتان ترتيب خواهند داد و اين همان چيزي است كه شما مي خواستيد و منتظرش بوديد، هم اكنون مي توانيد جنگ طولاني به وجود آوريد و مردم را وادار سازيد كه از آرزوهاي شخصي خود چشم پوشي كنند و مشكلات داخلي را به بهانه جنگ خارجي ناديده بگيرند. اين دقيقاً هدفي است كه امپراتوري بزرگ شما خواهان آن است.
نويسنده اين مقاله تصريح مي كند. چنين سناريوهايي در تاريخ آمريكا كم اتفاق نيفتاده است. مثلاً در حمله «پرل هاربر جديد» كه در 11 سپتامبر 2001 آمريكا را تكان داد كساني مثل ديك چني، دونالد رامسفلد،اسكوتريسبي و بسياري افراد ديگر از يك سال قبل اين برنامه را عنوان كرده بودند كه ازطريق آن بتوانند مردم آمريكا را سريعاً وادارند كه از برنامه هاي نظامي آمريكا حمايت كنند.
اين برنامه ها شامل حمله به عراق نيز بود چه صدام در قدرت باشد يا نباشد. «كريس فلويد» در اين مقاله اضافه مي كند، اين واقعيتي آشكار است كه دولت آمريكا عمداً گروه هاي افراطي را تحريك مي كند تا دست به تلافي بزنند و بعد آنگونه كه خود مي خواهد به اين اقدامات واكنش نشان مي دهد. افغانستان و پاكستان نيز مثال هاي ديگري براي اين سناريوي آمريكا است.
«جيسون ديتز» در پايگاه اينترنتي «آنتي وار» با تيزبيني به تشريح ارتباط بين اين خط مشي و حمله «نامتقارني» كه اخيرا توسط گروه هاي تروريست در پاكستان صورت گرفته مي پردازد. اين حمله مرگبار به يك ايستگاه پليس در لاهور و توسط طالبان پاكستان انجام گرفت. رئيس اين گروه، «بيت الله محسود»، عنوان كرد كه اين حمله در واكنش به حملاتي بود كه توسط هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي به مناطق مرزي پاكستان انجام گرفته است. در اين حملات هوايي علاوه بر «شبه نظاميان» نامشخص و مجهول الهويه، تعداد زيادي غيرنظامي نيز كشته شده اند. ديتز مي نويسد يكي از اهداف اين حملات كه توسط دولت اوباما تشديد شده، تحريك عمدي گروه هاي افراطي است.
اوباما حملات هوايي به مناطق قبيله اي را افزايش داده، حملاتي كه عمدتا بر نابودي پايگاه هاي آموزشي محسود در وزيرستان جنوبي و شمالي متمركز شده اند. در سپتامبر، رئيس وقت سيا، «مايكل هيدن» اذعان كرد كه اين حملات به منظور تحريك گروه هاي شبه ناظمي تحت هدايت محسود صورت گرفته است. به نظر مي رسد كه هم اكنون و بعد از گذشت شش ماه اين عمليات با موفقيت به اهداف خود نائل شده است.
با اين حال، علاوه بر اين محسود قول داده است كه جنگ را به داخل خاك افغانستان نيز بكشاند. به نوشته نشريه تايمز، (محسود اعلام كرد كه) «بزودي حمله اي در واشنگتن ترتيب خواهيم داد كه دنيا را متعجب خواهد كرد، نهايت كاري كه آنها مي توانند انجام دهند شهيد كردن من است. اما ما انتقام خود از آنها را در داخل خاك آمريكا خواهيم گرفت.»
همانگونه كه «ژوان كول» مي گويد اين كه آيا طالبان پاكستان بتواند يك چنين حمله اي انجام دهد يا نه خود بحث ديگري است. اما نكته اصلي اين نيست. نكته اينجا است كه بار ديگر يك گروه خشونت طلب به سوي انجام اعمال مرگبار سوق داده شده است. حتي بهتر هم شده زيرا اين گروه هم اكنون خود را به صورت «تهديد تروريستي مرگبار» براي آمريكا جلوه گر ساخته است.
در اين گزارش آمده است: جالب است كه تهديد آمريكا توسط محسود درست پس از آن رخ داد كه باراك اوباما با خودستايي راجع به جنگ جديد پاكستاني- افغانستاني، نياز آمريكا به دفاع در برابر حملات تروريستي كه از گروه هاي افراطي فعال در افغانستان و پاكستان نشأت مي گيرند را به عنوان دليل اصلي تشديد حملات به مناطق مرزي اعلام كرد. يعني بار ديگر اتفاقات همزمان باعث شدند كه برنامه هاي نظامي توجيه شوند. هم اكنون كه سخنان اوباما و محسود را كه تصادفا همزمان نيز ايراد شده اند كنار هم مي گذاريم بار ديگر براي شناخت ميزان تأثيرگذاري عواملي چون رضايت، چشم پوشي، سوءاستفاده، شانس و غيره در حملات احتمالي آتي دچار سردرگمي مي شويم.
اين مقاله در بررسي معاني و مفاهيم سياست
«تحريك تروريست ها» مي افزايد: همان گونه كه قبلا نيز اشاره كرديم چنين سياست هايي تنها در عرصه بزرگ شطرنج پياده نمي شوند بلكه واقعيت هايي هستند كه موجب تلف شدن انسان هاي زيادي در جهان گشته اند.
نويسنده در بررسي سياست تحريك تروريست ها به انتشار مجدد قسمت هايي از مقاله اي مي پردازد كه شش سال پيش در روزنامه «مسكو تايمز» منتشر كرده بود.
وي در آن مقاله در مسكو تايمز نوشت: «ويليام آركين»، تحليلگر امور نظامي در مقاله اي در روزنامه لس آنجلس تايمز به بررسي برنامه دونالد رامسفلد (وزير دفاع سابق آمريكا) براي تأسيس يك مركز بزرگ حمايت از فعاليت هاي اطلاعاتي پرداخت. وظيفه اين مركز هماهنگي بين فعاليت هاي سيا و عمليات مخفي نظامي، جنگ اطلاعاتي، عمليات جاسوسي، مخفي يا فريب آميز است. براساس مدارك طبقه بندي شده اي كه توسط هيئت علمي دفاع براي دونالد رامسفلد تهيه شده، سازمان جديد- «گروه عمليات پيشگيرانه»، مسئول تدوين و اجراي عمليات مخفي به منظور ايجاد «واكنش هاي تحريكي» بين گروه هاي تروريستي خواهد بود تا بعد از بروز اين واكنش هاي خشونت آميز توسط گروه هاي تروريستي، آمريكا بهانه لازم براي حمله متقابل به آنها را در اختيار داشته باشد.
نويسنده تأكيد مي كند: چنان شفاف و گويا كه هيچكس ديگر نيات رامسفلد را اشتباهي نفهمد، دولت آمريكا از برنامه هاي «مخفي و فريبكارانه» نظامي بهره مي جويد تا تروريست ها را تحريك به انجام حملات خشونت آميز عليه مردم بي گناه كند.
به عبارت ديگر دونالد رامسفلد، ديك چني، جرج بوش و ديگر اعضاي رژيم نامنتخب در واشنگتن نقشه ريختند تروريست ها را عمدا تحريك به كشتن مردم بي گناه كنند تا بدين وسيله به اهداف خود دست يابند.
با وجود اين كه روش هاي رامسفلد در استفاده از گروه عمليات پيشگيرانه براي مقابله با تروريسم نوعي جنون اخلاقي است اما اين سازمان تنها براي بيرون كشيدن تروريست ها از مخفيگاهشان و تسليم آنها به عدالت ايجاد نشده بلكه به نظر مي رسد كه اين گروه هدف هاي بزرگتري دارد.
در ادامه اين مقاله چنين نتيجه گيري شده است: بنابراين، اين «گروه عمليات پيشگيرانه» زماني وارد عمل خواهد شد كه رژيم بخواهد مقداري املاك داراي نفت را به قلمرو خود بيفزايد يا يك پايگاه نظامي جديد در املاك درحال گسترش امپراتوري ايجاد كند. فقط كافي است كه يكي از آشيانه هاي ناراضيان را پيدا و آنها را تحريك كند. بعد از آن بهانه لازم را براي هر عملي كه بخواهيد انجام دهيد از مداخله گرفته تا غارت و اشغال به دست خواهيد آورد.
نويسنده اين مقاله همچنين تأكيد مي كند: بيانيه هاي دولت اوباما در مورد «تداوم» سياست خارجي آمريكا جزو تغييرناپذيري از چيزي است كه در اين گروه در مورد آن صحبت مي كنند. بنابراين بنشينيد و منتظر شنيدن اخبار جديدي از طالبان پاكستان و بيت الله محسود باشيد، جنگ طولاني ادامه خواهد يافت و هميشه به كاتاليزوري نياز خواهد داشت كه مردم آمريكا را وحشت زده و آنها را براي حمايت از برنامه هاي نظامي بسيج كند.
خبرگزاري فارس

 



كارنامه خونين ارتش رژيم صهيونيستي

در تحقيقات به عمل آمده اخير از سوي سازمان ملل در مورد جنگ غزه، مشخص شد كه ارتش رژيم صهيونيستي مسئول حداقل هفت حمله به تأسيسات اين سازمان در غزه از جمله چند مدرسه و كلينيك پزشكي بوده است. طي اين جنگ حدود 1400 فلسطيني به شهادت رسيدند.
همچنين اعلام شد كه ارتش اسراييل در غزه از خشونت استفاده كرده و عمداً تاسيسات سازمان ملل و غيرنظامياني كه در اين تأسيسات پناه گرفته بودند را مورد حمله قرارداده و ارتش اسرائيل بدون توجه به امنيت جاني پرسنل سازمان ملل و غيرنظاميان، از اهرم نظامي استفاده كرده است.
شيمون پرز رئيس رژيم اسرائيل اين گزارش را مغرضانه و به دور از واقعيات توصيف كرد.
اما جالب ترين عكس العمل از سوي ايهود باراك، وزير دفاع اسرائيل اعلام شد. باراك در اظهارنظري گفته بود كه ارتش اسراييل «اخلاق گراترين» ارتش دنياست. اين اظهارنظر باراك نمونه اي از دروغ هاي مقامات اسراييلي به حساب مي آيد. مجامع بين المللي نيز به اين نتيجه رسيده اند كه اسراييل تبليغات سوء در مورد اقدامات نظامي اش عليه فلسطينيان به راه انداخته و واقعيات را در اين رابطه بيان نمي كند. اگر اين اظهارنظر ايهود باراك صحت داشته باشد، پس چگونه مي توان حضور اسراييلي ها را در قتل عام بي شمار غيرنظاميان بي گناه و رفتارهاي غيرقانوني و غيراخلاقي آنها تشريح كرد:
بايد به باراك خاطرات قتل عام «دير ياسين» در سال 1948 را يادآور شد؛ جايي كه گروه تروريستي «ايرگون» به رهبري مناخيم بگين كه بعدها در دهه 1970 نخست وزير اسراييل شد، به اين شهرك فلسطيني حمله كرد و 240 مرد، زن و كودك بي گناه را كشت. همچنين خاطرات قتل عام سال 1951 را جايي كه ارتش اسراييل به رهبري آريل شارون، جان يكسري غيرنظاميان بي گناه را گرفت، بايد براي باراك يادآوري شود آوي شليم، مورخ اسراييلي در كتاب خود با عنوان «ديوار آهني» نوشته است: اين شهر به ويرانه اي تبديل شد. 45خانه منفجر و 69غيرنظامي كه دو سوم آنها زنان و كودكان بودند، كشته شدند.
از ديگر جنايات اسراييل مي توان به قتل عام «كفرقاسم» در سال 1965 اشاره كرد؛ جايي كه 49فلسطيني كه از حملات اسراييل بي خبر بودند، كشته شدند و اجساد آنها در بوته زار ريخته شد. كشتار صبرا و شتيلا نيز در كارنامه اقدامات نظامي اسراييل وجود دارد. طي حمله ارتش اسراييل در سال 1982 به لبنان آريل شارون وزير دفاع وقت، به هم پيمانان فالانژ لبناني خود اجازه داد تا به اردوگاه هاي صبرا و شتيلا بروند. جايي كه آنها حدود 1800 مرد، زن و كودك فلسطيني را همزمان با حفاظت نيروهاي ارتش اسراييل به قتل رساندند.
جنايتكارترين ارتش دنيا حتي به تأسيسات سازمان ملل نيز رحم نكرده است. براي نمونه سال 1948 كانت فولكه برنادوت، ميانجي صلح سازمان ملل ترور شد. از ديگر جنايات اسراييل مي توان به قتل عام قانا در سال 1994 اشاره كرد؛ جايي كه تأسيسات نيروهاي موقت سازمان ملل در لبنان توسط ارتش اسراييل بمباران شد و طي اين بمباران، 100غيرنظامي لبناني كه در اين سازمان ملل پناه گرفته بودند، كشته شدند، در تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان ملل مشخص شد كه بعيد است اين حمله اشتباه فني يا عادي از سوي اسراييل بوده باشد.
طي جنگ لبنان در سال 2006 خشونت طلب ترين ارتش دنيا مراكز غيرنظامي را بمباران كرد، از بمب هاي خوشه اي استفاده و از دادن نقشه مكان هاي مين گذاري شده به مقامات لبناني براي نجات جان غيرنظاميان امتناع كرد. بركسي پوشيده نيست كه سابقه كاري ارتش اسراييل يك سابقه همراه با خشونت محض، بي توجهي به جان غيرنظاميان و استفاده بيش از حد از اهرم نظامي است. حال با اين سابقه نمي توان به اين نتيجه رسيد كه ارتش اسراييل خشونت طلب ترين ارتش دنياست؟

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14