(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 9 تير 1388- شماره 19399
 

غفلت از راه گزينش صحيح دانشجو تب كنكور و هزينه هاي آن
بيانيه مسئولان نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها
فرمايشات امام گونه رهبر معظم انقلاب، فصل الخطاب همه نخبگان علمي و سياسي دانشگاه هاي كشور است
گفت وشنود دانشجويي انتخابم اشتباه بود
افسانه تقلّب 11 ميليوني
قصه ما و آب نبات ها



غفلت از راه گزينش صحيح دانشجو تب كنكور و هزينه هاي آن

مريم السادات حسيني
سالهاست كه موضوع كنكور سراسري موجب يك رقابت نه چندان صحيح و مهمتر از آن يك وضعيت نابه هنشجار روحي رواني و اجتماعي براي خانواده ها و افراد متقاضي ورود به دانشگاه در كشورشده است كه اين امر تنها به دليل عدم وجود پروسه مناسب براي گزينش دانشجو و عدم جايگيري صحيح متقاضيان ورود به دانشگاه در مرتبه علمي محق ايشان است .
نوجواناني كه به يكباره و در عرض چند ساعت و در شرايطي پر استرس بايد اطلاعات علمي خود را در ميداني كه از آن به عنوان ماراتن علمي و نه يك امتحان علمي ياد مي شود باز پس دهند و بديهي است كه در چنين شرايطي گاه برخي بيش از پتانسيل خود و برخي كمتر از توان علمي خود جلوه مي كنند .
در چند سال اخير هر ساله بيش از يك ميليون خانوار ايراني در بازه زماني نزديك به كنكور دچار استرس هاي شديدي مي شوند و تازمان اعلام نتايج اين ماراتن علمي وحتي پس ازآن نيزبازتاب هاي منفي اين فشارها روحي را در زندگي و حتي كارخود احساس مي كنند .
همين امر يعني وجود رقابتي فشرده ميان متقاضيان ورود به دانشگاه موجب شده تا بازار كلاسهاي كنكور و آموزشگاههاي آزاد هر سال داغ تر از سال قبل شود و خانواده ها نيز كه نگران آينده فرزندشان هستند راهي جز هزينه كردن براي فرزندشان به اميد كسب رتبه علمي بهتر و جايگاه علمي و به تبع آن وجهه اجتماهي بهتر را نداشته باشند .
بسيارند خانوادهايي كه از هر هزينه اي مي زنند تا هزينه كلاس كنكور را فراهم كنند كه اين امر تنها به دليل تقاضاي بسيار بالا نوجوانان ايراني براي ورود به دانشگاه است .
كه اين تقاضاي زياد براي ورود و تحصيل در برخي رشته ها ونظير رشته هاي پزشكي و مهندسي بسيار بيشتر است بطوريكه برخي از متقاضيان از دانشگاه و رشته مورد علاقه خود به عنوان تنها راه پيشرفت و مدينه فاضله ياد مي كنند .
جايگاه اجتماعي خوب
فارغ التحصيلان در برخي
رشته ها نظير رشته پزشكي ، مهندسي معماري و...ورود به اين رشته را به شكل هدف نهايي درآورده وخانواده ها براي دست يابي به اين هدف هزينه هاي گزافي را مجبورند كه بپردازند .
و اين در حاليست كه كشور تنها به پزشك و مهندسيني كه در كشور ما در خيلي از موارد كليشه اي عمل مي كنند نياز ندارد وبطور مثال به پايان رسيدن چرخه سوخت هسته اي و كامل شدن اين حلقه نيز با جمع كثيري از محقيقن ،مهندسين و تكنيسن هايي صورت گرفته كه قطعا هيچ كدام پزشك و مهندسي معمار نبوده اند،اما توانستند در مرحله حساس سياسي درماني مناسب ارائه دهند و التيام بخش روح و جان خسته ملت و كشور شوند .
برمي گرديم به حال و هواي كنكور و اين در شرايطي است كه شركت كنندگان امسال ، كنكور سراسري را پشت سر گذاشته و در حال دريافت كارت ورود به جلسه براي آزمون هاي دانشگاه آزاد هستند .
در اين ميان آموزشگاههاي علمي كه در اغلب موارد چيزي جز كتاب درسي نمي آموزند و تنها نكاتي از كتاب درسي را پررنگ مي كنند ديگر به فكر جذب دانش آموزان سال سوم و حتي سالهاي قبل هستند .
اگر يك برآورد سرانگشتي صورت دهيم و هزينه هر سال استفاده از خدمات آموزشي براي دانش آموزان متقاضي ورود به دانشگاه را 500هزار تومان در نظر بگيريم يك ميليون و 400هزار متقاضي ورود به دانشگاه در طول 4سال 5600نفر هستند كه با در نظر گرفتن هزينه مذكور در طول مدت آماده شدن براي شركت در كنكور 28 ميليارد و 300ميليون تومان هزينه برخانوارهايشان تحميل
مي كنندو يا به عبارت ديگر براي آموزشگاههاي آزاد در آمد زايي مي كنند .
اما در مسابقه كنكور كه نظير آن در كمتر كشوري ديده مي شود چندين نقص وجود دارد اول آنكه سيستم آموزشي و خانواده هاي متقاضيان ،بر اساس تمايل خود تلويحا« دانش آموزرا به سمت انتخاب چندين رشته خاص سوق مي دهند و گويي تحصيلات دانشگاهي تنها در اين رشته ها در اين دانشگاهها معتبر مي دانند و معملين نيز در سركلاس درس خصوصا در سالهاي پاياني تحصيلات متوسطه تنها از دانش آموزان خود كه مهندس و پزشك شده اند ياد مي كنند و به اين ترتيب ذهن دانش آموز را به سمت مقبول شمردن چندين رشته مي برند .
دوم آنكه مرفهين به واسطه دارا بودن امكانات بيشتر و استفاده از كلاسهاي آموزشي با هنر تست زدن و فنون آن بيشتر آشنا مي شوند و قطعا شانش بيشتري براي ورود به رشته هاي بهتر پبدا مي كنند و همين امر موحب شده تا در طول چندسال گذشته به دليل سرمايه گذاري خانواده ها مرفه شاهد تحصيل فرزندان اين قشر از جامعه در دانشگاه هاي معتبر باشيم چرا كه كنكور نيز ديگر همانند سالهاي 60ويا سالها دهه 70درس خواند صرف نيست .
سوم آنكه سيستم آموزشي نيز گزينشي درست ندارد و براساس سوابق دانش آموز وي را براي رشته دانشگاهي مورد علاقه اش گزينش نمي كند و قطعا افرادي كه به واسطه شركت در آزمونها مختلف ترس كمتر ، اعتماد به نفس بيشتري دارند اگر چه كمتر هم مطالعه كرده باشند موفق تر خواهند بود .
در تمام كشورهاي پيشرفته مرسوم است كه دانش آموزان با معدل ها و يا عملكردهاي تحصيلي مناسب وارد كالج مي شوند و در صورت اخذ نمرات مناسب به رشته دلخواهشان ورود پيدا مي كنند و ادامه تحصيل مي دهندكه متاسفانه دركشور ما اينطور نيست كه شايد هم دليل اين امر در سطور بالا مستتر باشد تصور كنيد قرار شود معدل هاي بالاي 18رشته تجربي همگي بتوانند وارد كالج پزشكي شوند قطعادر كشور ما تمام دانش آموزاني كه اين شرط معدل رادارند رشته ديگر انتخاب نمي كنند غافل از آنكه مگر يك كشور 7ميليوني چقدر پزشك مي خواهد ؟
از سوي ديگر معدل تنها در نتيجه كنكور مورد توجه قرار
مي گيرد و ملاك واقعي پاسخ نامه است وبس .
به نظر مي رسد سيستم آموزشي ما عليرغم اين موضوع كه گفته مي شود به سمت خذف كنكور پيش مي رود هنوز نتوانسته انگيزه لازم براي تحصيل دانش اموزان با ضريب هوشي بالاتر و مستعد تر را در رشته هاي موردنياز كشور ايجاد كند بطوريكه هنوز رتبه هاي دو رقمي كنكور سراغ انتخاب رشته پژشكي و مهندسي معماري مي روند و علاقه اي به ادامه تحصيل در رشته ژنتيك و يا به طور مثال علوم محض را ندارند به اين ترتيب با فرض حذف كنكور هم باز عده اي به هدف و رشته دلخواه خود
نمي رسند كه اگر هم برسند براي كشور قطعا ناكارآمد خواهند بود .
به نظر مي رسد روند كنوني نيازمند يك تغيير است و اين تغيير تنها از طريق فرهنگ سازي رسانه اي به همراه تغيير رويكرد آموزش و پرورش و آموزش عالي ميسر است تا شايد روزي تنها واجدين شرايط تحصيل در هررشته در كلاس درسي رشته منظور نظر در دانشگاه حاضر شوند و هزينه دولت براي تحصيل بي علاقه ويا ناكارآمد صرف نشود.
اگر نگاهي به جوانان دانشجو داشته باشيم دانشجوياني كه با ضرب و زور كلاس هاي مختلف در رشته اي بيش از حد توان و هوش خود تحصيل مي كنند و يا دانشجويان بي علاقه به رشته تحصيلي خود كه شايد هم توان علمي بالايي دارند اما در هنگام انتخاب رشته با مشكل مواجه شده و يا توان هزينه كردن براي كنكور را نداشته اند را بيشمار
مي بينيم .
دولت عدالت محور در اولين گامها عدالت آموزشي در آموزش عالي بايد زمينه سازي جايگيري مناسب افراد علاقمند به تحصيل را فراهم كند و اين به معناي كارآمدي بالا كاهش هزينه ها و همسويي بازار كار با وروديهاي دانشگاهي خواهد بود .

 



بيانيه مسئولان نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها
فرمايشات امام گونه رهبر معظم انقلاب، فصل الخطاب همه نخبگان علمي و سياسي دانشگاه هاي كشور است

مسئولان نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هاي سراسر كشور در بيانيه اي ضمن تأكيد بر حركت تمامي اركان كشور برمدار قانون و منافع ملي، اعلام كردند: فرمايشات امام گونه رهبر معظم انقلاب فصل الخطاب همه نخبگان علمي و سياسي دانشگاه هاي كشور بوده و موظفيم با پيروي كامل از اين منويات بستر آرامش را در جامعه برقرار نمائيم.
به گزارش مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها «مأوا» اين بيانيه كه به امضاي 132 مسئول نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در سراسر كشور رسيده به شرح ذيل است:
محضر مبارك رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي)
سلام عليكم بماصبرتم
بيانات حكيمانه و وحدت آفرين و اميدبخش حضرتعالي در بي نظيرترين نماز جمعه تاريخ انقلاب، از يك سو نويدبخش فصل جديدي در مناسبات سياسي و اجتماعي ايران اسلامي خواهد بود و از سوي ديگر حكايت از نقش برآب شدن توطئه عميق وپيچيده اي داشت كه طراحان آن همان دشمنان قسم خورده اي هستند كه روزهاي نخست انقلاب بدست آن بزرگمرد تاريخ معاصر، امام راحلمان، همچون دندان فاسدي از بدنه نظام و انقلاب طرد شدند.
رهبر معظم انقلاب: امروز هيمنه پوشالين استكبار به دست مردم فهيم ايران اسلامي فرو ريخت و مشاركت 85 درصدي اين مردم قدرشناس در انتخابات، نقاب ازچهره كريه آنها برداشته و حباب وهم و خيال، براندازي نظام اسلامي آنها در درياي مواج وخروشان ملت فنا گرديد.
رهبر عزيز، دانشگاه و دانشگاهيان به عنوان قلب تپنده جامعه و پيش قراولان نهضت روشنگري و استكبار ستيزي همصدا و همگام با آحاد جامعه با مشاركت حماسي خود جهانيان را مبهوت اراده شكست ناپذير خويش ساخته و نام ايران و ايراني را بار ديگر در جهان پرآوازه ساخت و اكنون با حضور مقتدرانه و گسترده خود در فضايي آرام ومنطقي تجلي مردم سالاري ديني و بسط گفتمان عدالت طلبي را به نظاره نشسته است و اين پيام روشن را در گوش جهانيان فرياد مي زند كه دانشگاهيان ما تربيت يافته مكتب اسلام و قرآنند و هرگز از راه و منش حضرت امام خميني(ره) ومنويات رهبر فرزانه شان سر برنمي تابند و امروز كه رسالت روشنگري، استبداد مدرن و استعمار فرانو را عهده دار شده اند تا آخرين نفر و آخرين نفس استوار و ثابت ايستاده اند.
رهبر حكيم انقلاب
ما مسئولان نهاد نمايندگي حضرتعالي در دانشگاهها ضمن تأكيد بر حركت تمامي اركان كشور بر مدار قانون و منافع ملي اعلام مي داريم فرمايشات امام گونه حضرتعالي فصل الخطاب همه نخبگان علمي و سياسي دانشگاههاي كشور بوده و موظفيم با پيروي كامل از اين منويات بستر آرامش را در جامعه برقرار نماييم.
اي سيد و مقتدايمان!
در پيشگاه قلب عالم امكان و حجت خدا حضرت ولي عصر(عج) گواهي ده كه ما در بذل جان و آبرو در راه شما كه راه اسلام و انقلاب و زمينه سازي ظهور حضرت حجت است تا آخرين نفس ايستاده ايم.
و السلام عليكم ورحمه الله و بركاته

 



گفت وشنود دانشجويي انتخابم اشتباه بود

فاطمه مرسلي
در يكي از روزهاي امتحاني وقتي درحال بازگشت به خانه بودم، در يكي از ايستگاههاي قطار شهري (مترو)، دوستي مهربان اما پرشور و حرارت را ديدم كه قصد رفتن به دانشگاهش را داشت. بعد از احوال پرسي متقابل از خود و خانواده ها، از وي پرسيدم كه امروز امتحان داري؟
گفت: بله، ولي مي گويند رئيس دانشكده مان گفته كه دلخواهي است و هركس تمايل و آمادگي داشته باشد مي تواند امتحان بدهد درغير اين صورت به بعداً موكول نمايد.
گفتم: مگر چه اتفاقي افتاده است كه رئيس محترم دانشكده تان مقررات آموزشي را ناديده گرفته و اينقدر به فكر دانشجويان هستند و لطفشان زيادي كرده؟
گفت: امروز قرار است در دانشگاهمان به نفع يكي از نامزدهاي ناكام و معترض انتخابات دهم رياست جمهوري تجمع و تظاهرات كنيم؟
از وي پرسيدم كه به چه كسي رأي داده است؟
گفت:...
در شك و بهت فرو رفتم.
به او گفتم: خيلي از انتخابت تعجب كردم. اصلا برايم متصور نبود كه به خاطر ارزش و قداست حجاب كامل و جايگاه رفيع پدرت دربهشت، اين انتخاب را داشته باشي.
گفت: بالاخره هركسي رأي و نظري دارد.
گفتم: صدالبته، نظرت كاملا برايم قابل احترام است.
اما يك سؤال دارم. چه دليلي داشتي كه دست به چنين انتخابي زدي؟ شايد من در انتخابم اشتباه كرده باشم.
گفت: چرا اين همه اختلاف درتعداد رأي هاي داده شده وجود دارد؟
گفتم: از قديم الايام جمله معروفي هست كه بيان مي دارد، اگر كسي خواب باشد مي توان وي را از خواب بيدار كرد. اما اگر خودش را به خواب زده باشد، نمي توان از خواب بيدارش كرد. به نظر من شماها خودتان را به خواب زده و چشمانتان را بر روي حقايق و واقعيت هاي آشكار بسته ايد. چرا كه بعد از انجام مناظرات رو در روي كانديداهاي محترم در سيماي جمهوري اسلامي ايران، خيلي از نظرها تعبير و بسياري از آنها قوت يافتند و استقبال هايي بي مانند و باشكوه از رئيس جمهور منتخب درشهرهاي مشهد، تبريز، مازندران، اصفهان و اهواز و... صورت گرفت.
آيا اينها دليلي محكم بر اين اختلاف حماسي نيست؟
گفت: ولي بالاخره رأي نامزدها در زادگاههاي خود از ديگران بيشتر بوده است.
گفتم: اين دليلي منطقي و حكمي عقلاني نيست كه هركس در زادگاهش رأي بيشتري از رقبا كسب كرده باشد. چرا كه برطبق آمار منتشره ازسوي ستاد انتخابات كشور و در راستاي تاييد شوراي نگهبان، رأي رئيس جمهور منتخب مردم، علاوه بر بالابودن در زادگاه خود، در زادگاه رقبايش نيز بيشتر بوده است. جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در شبستر آذربايجان شرقي، زادگاه آقاي مهندس موسوي، از مجموع هفت هزار رأي مأخوذه، حدود پنج هزار رأي كسب كرده اند. در اليگودرز لرستان، زادگاه آقاي كروبي، 39هزار و 690 رأي به رئيس جمهور منتخب و 14هزار و 512 رأي به ايشان داده شده است. در روستاي لالي از توابع استان خوزستان، زادگاه آقاي دكتر رضايي، از مجموع 900 رأي مأخوذه، دكتر احمدي نژاد 830 رأي و ساير كانديداها 70 رأي كسب كردند. درضمن اصلاح طلبان در زمان حاكميتشان، اصل را بر تمركززدايي آن هم در شهر تهران گذاشتند و مصداقش نيز افزايش مهاجرت به اين شهر مي باشد. اما در زمان دولت نهم و حاكميت گفتمان امام و انقلاب، اصل بر تمركززدايي و احراي عدالت درجاي جاي ميهن عزيزمان بوده است.
گفت: اگر چنين است و تقلب نشده است، چرا نخواسته و اجازه نمي دهند كه سازمان ملل نظارت و در نهايت تاييد يا رد كند؟
گفتم: اولا ما انقلاب نكرده و هزاران شهيد تقديم نكرديم كه حالا سازمان ملل كه فقط نام خود را يدك مي كشد براي ما بزرگتري و سروري كند. ثانيا برطبق يكي از اصول مهم و مصرحه در دكترين سياسي انقلاب اسلامي ايران، حفظ استقلال از شرق و غرب امتحان پس داده. وطيفه دولت و آحاد ملت است و هيچ فرد، گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي ايران كمترين خدشه اي وارد كند. ثالثا اگر سازمان ملل خيلي هنر دارد، به وظايف خود كه در منشور ملل متحد به رعايت آن ملزم شده است عمل كند اگر خيلي دلسوز است، برطبق مفاد ماده 2 منشور، جلوي جنگ 33 روزه رژيم نژادپرست صهيونيستي عليه لبنان و همچنين جنگ 22 روزه عليه مردم مظلوم غزه را مي گرفت. نه اينكه شماها بخواهيد و آنها هم مترصد اين فرصت هستند كه حاكميت ملي كشورها بخصوص جمهوري اسلامي ايران را نقض كنند.
گفت: مگر تو دموكراسي را طلب نمي كني؟
گفتم: در ابتدا توصيه اي مي كنم و آن اينكه اجازه ندهي با اين شعارها، از تو سوءاستفاده كرده و فريب دهند. در فرهنگ ديني- ملي ما به دموكراسي، مردم سالاري گفته مي شود كه بطور كامل در كشور وجود دارد. حتي بر طبق اعتراف پروفسور سيمپسون، استاد دانشگاه هاي آمريكا، ايران از معدود كشورهاي خاورميانه است كه تمام مقامات سياسي آن با آراء مستقيم و غيرمستقيم مردم انتخاب مي شوند. در ضمن بر منطق دموكراسي، اگر يك دهم واجدين شرايط يعني معادل 10% مردم در انتخابات شركت كنند، آن انتخابات دموكراتيك است. حال آنكه در انتخابات ما 85% مردم شركت داشتند و هر 4 كانديدا در شعبه هاي اخذ رأي، بخشداري ها، فرمانداري ها، استانداري ها و هم چنين در ستاد انتخابات كشور نماينده اي داشته و اين نتيجه با تأييد آنها حاصل شده است. و ديگر آنكه همانطور كه خودت در تصاوير مشاهده نمودي، يكي از خبرنگاران خارجي حاضر در حماسه 22 خرداد بيان كرد: دموكراسي واقعي در ايران وجود دارد و هر كس آزادانه رأي خود را به صندوق مي اندازد و مردم ما كه اخيرا استقبالي از انتخابات پارلمان اروپا نكردند، بايد از مردم ايران بياموزند.
گفت: توده مردم يا عوام اين نتيجه را تمكين كردند در حاليكه روشنفكران قبول ندارند.
گفتم: اولا بر طبق مطالعات فراوان بنده در زمينه روشنفكري در ايران، تعداد زيادي از افرادي كه لقب روشنفكر بدانها اعطاء شده، غربگرا هستند و تعداد اندكي از آنها روشنفكر واقعي يعني روشنفكران ديني- ملي هستند كه با قاطبه ملت بزرگ ايران همراه مي باشند. ثانيا همين پابرهنگان پشت سر پيامبر مكرم اسلام(ص)، امامان عصمت و طهارت(ع) و بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي ايران ايستادند و با مرفهين بي درد جنگيدند. و هم چنين برخي ملل مستضعف، آزاديخواه و عدالت طلب جهان هستند كه قدرت هاي استكباري را با اراده پولادين خود به زانو درآورده اند.
گفت: خيلي خوب، ولي در اين دولت خون شهدا پايمال شد و به خانواده هاي شهدا و جانبازان اهميت نداده و رسيدگي نكردند.
گفتم: اول اين را به تو مي گويم، همان كساني كه قصد تخريب اعتقادات جوانان ايراني را داشته و براي اين امر سرمايه هاي كلاني در اختيارشان است، زماني گفتند فرهنگ شهادت خشونت آفرين است. و شبهه پراكني مي كردند كه چرا فرزندان شهدا و جانبازان بايد از سهميه ورودي به دانشگاه ها برخوردار باشند.
بدان كه فرهنگ جهاد و شهادت، فرهنگ مبارزه با خشونت عليه انسانهاست. شهدا روحشان از آب بركه لطيف تر و قلبشان از برگ گل نازك تر بود. عاشق انسانها بودند و در لبيك به پيام وجدان بيدار خود و پيام انسان ساز حضرت امام خميني(ره)، به قصد مبارزه با مظلوم كشان، عازم جبهه هاي حق عليه باطل شدند.
براي آگاهي هرچه بيشتر، اين مطلب را به تو مي گويم كه مجموعه شهرهايي كه در نفي و اعتراض به هجوم بي وقفه عليه شهداي جان بركف و بسيجيان ايثارگر توسط شاعر بسيجي؛ شهيد ابوالفضل سپهر، به رشته تحرير درآمد، محصول حاكميت گفتمان اصلاحات بر كشور بوده. (واقعا چه سوزناك است شعرهاي اين شهيد بزرگوار در كتاب دفتر آبي)
همان كساني كه به دفاع از آنان برخاسته اي، زماني در نهايت بي شرمي گفتند انديشه امام بايد به موزه تاريخ سپرده شود اما اكنون از پيرو خط امام بودن، دم مي زنند و طرف مقابل خود را به پيروي از خط انحرافي در افكار امام، متهم مي كنند. بدان و آگاهشان كن كه در خط امام بودن چندان افتخار نيست، بلكه در خط امام ماندن افتخار است.
گفت: اي كاش چيزهايي را كه اكنون شنيدم كمي زودتر مي دانستم.
والسلام

 



افسانه تقلّب 11 ميليوني

سجاد صفارهرندي
تقلب در انتخابات رياست جمهوري از دو حالت كلي نمي تواند خارج باشد : تقلب در اخذ و شمارش رأي در صندوق هاي اخذ رأي و يا تقلب و جابجايي در مرحله تجميع و اعلام آرا در فرمانداري ها و ستاد انتخابات كشور. احتمال وضعيت دوم با توجه به اعلام ريز آرا در تك تك شهرستان ها و حتي صندوق ها عملاً منتفي است. مگر آنكه چنين تصور شود كه مسئولان ستاد انتخابات بعد از اعلام نتايج دلخواه، نتايج تك تك شهرستان ها و صندوق ها را نيز مطابق با آن تغيير داده اند كه اين امر با رجوع به صورت جلسه هر صندوق كه همان شب شمارش آرا به امضاي نمايندگان هيأت اجرايي و نظارت رسيده، آزمون پذير است. اما در حالت اول، يعني تقلب سر صندوق ها، موضوع موقوف به وجود يك » شبكه حداقل 150 هزار نفري تقلّب » از عوامل اجرايي و نظارتي انتخابات است كه كه در عين هماهنگ و توجيه بودن نسبت به ضرورت و فلسفه اين حركت، لازم است به شدت رازدار و امين (!!) نيز بوده باشند. در اين شبكه تقلب لزوماً تعداد معتنابهي معلّم، كارمند جزء، معتمدين محلي و ... حضور دارند و اين البته جدا از دهها هزار نمايندگان كانديداهاست كه تا پايان شمارش آرا در محل حضور و بر فرآيند اخذ و شمارش رأي نظارت داشته اند. آقاي موسوي در نامه به شوراي نگهبان مدعي هستند كه صدها نفر از نمايندگان ايشان در تهران و هزاران نفر در شهرستانها از محل راي گيري اخراج شده اند. اگر چه عوامل اجرايي صحت اين ادعا را نپذيرفته اند ولي با توجه به صدور كارت براي 3800 نماينده آقاي موسوي در تهران و بيش از 40000 نماينده در كل كشور، بر اساس ادعاي خود ايشان مي توان عدم اخراج حداقل
80 % نمايندگان او از صندوق ها و حضور آنان تا پايان شمارش آرا را نتيجه گرفت. در فرض تقلّب بر سر صندوق ها بايد از اين
- حداقل - 3000 نفر در تهران و 30000 نفر در شهرستانها نيز سؤال كرد كه چرا در اعتماد مهندس خيانت و در مقابل اين تقلب 150 هزار نفره سكوت كرده اند؟ آنها حداقل مي توانستند اسناد و مدارك معتبري فراهم كنند تا نامه هاي اعتراضي به شوراي نگهبان مستدل و منطقي تر شود. يا مي توانند با بيان نام و شماره صندوق محل حضور خود درباره تقلب شهادت دهند. ولي آنان در اين امر كوتاهي كرده اند تا جايي كه قوي ترين حجت مهندس موسوي و يارانش براي وقوع تقلب در انتخابات مشاركت بيش از 100 درصدي در 40 حوزه
( و نه 170 حوزه ) اخذ رأي باشد كه مجموعاً كمي بيش از 1 ميليون رأي از مجموع 40 ميليون رأي را به خود اختصاص مي دهد و در برخي از آنها نيز موسوي رأي بيشتري را كسب كرده است! توضيحات قائم مقام ستاد انتخابات درباره اين مهم ترين دليل تقلب را بخوانيد.
گذشته از تمامي اين مناقشات، « افسانه تقلب 11 ميليوني » در دو سطح قابل تحليل است. در سطح سياسي ما با پروژه اي برنامه ريزي شده مواجهيم كه از 6 ماه قبل از انتخابات با طرح موضوع صيانت از آرا كليد خورد. بر من خرده گرفته خواهد شد كه چرا سريعاً پاي انقلاب هاي رنگي را به ميان مي كشي؟! ولي تقصير من چيست كه كارگردانان آشكار و نهان جريان سياسي مقابل، سه فاز اصلي تجربه انقلاب هاي رنگي در اوكراين و گرجستان
( انتخاب يك رنگ، تأكيد بر دروغگويي دولت و اظهار نگراني دائم از تقلب در انتخابات ) را طابق النعل بالنعل پياده كردند و با دعوت مردم به خيابان پس از انتخابات فاز چهارم را نيز به نمايش گذاشتند؟ كارگردانان آشكار و نهان خود خوب مي دانند كه واقعيت چيست و خبرهاي نشت كرده از جلسات دروني و صحبت هاي يكي از مسئولين ارشد ستاد موسوي در ديدار با رهبري به روشني مؤيد اين مطلب است.
اما اين واقعيت در وراي سطح سياسي، واجد سطحي اجتماعي نيز هست كه بايد به طور جدي مورد تأمل قرار گيرد. اين واقعيت حيرت انگيز آن است كه بخش قابل توجهي از طبقه متوسط جديد شهر نشين
( به ويژه تهران نشين ) « افسانه تقلّب 11 ميليوني » را باور كرد. در جمع بندي هاي دروني كارگردانان آشكار و نهان اين گونه مطرح شده بود كه براي باور پذير ساختن مسأله تقلب بايد نهايت تلاش صورت گيرد كه فاصله احمدي نژاد از رقيبش بيشتر از 4 يا 5 ميليون رأي نباشد. اما به راستي چرا و چگونه آنان در فاصله بيش از 11 ميليوني موفق به اقناع بخش معتنابهي از بدنه اجتماعي خود راجع به وقوع تقلب شدند؟! در پست قبلي من بر اساس تجربه شخصي خودم اشاره اي به موضوع حال و هواي هواداران فعال و پر شور يك كانديدا پس از شكست در انتخابات كردم. ولي بايد اذعان كرد كه باور افسانه تقلب 11 ميليوني از سوي بخش مهمي از طبقه متوسط تهران نشين با تكيه صرف به چنين تفسيرهايي دچار نارسايي است و به لحاظ كمّي و كيفي متفاوت از آن است. مقصود را با مثالي توضيح مي دهم : هفته گذشته در اتاق يكي از اساتيد دانشكده علوم اجتماعي بودم كه يكي ديگر از اساتيد مشهور و سرشناس دانشكده
( كه سوابق مديريتي مهم و البته سابقه حضور در نهاد هاي انقلابي و - به قول دوستان نظامي - را هم دارد ) با حالتي هيجان زده وارد شد و در حال نشان دادن صفحه پرينت گرفته شده به همكارش مي گفت : « ايناها!! ... اين نتايج واقعي انتخابات است. » همان نتايج معروفي كه طي آن نامه بانمك از سوي محصولي به رهبري اطلاع داده شده بود : موسوي 19 ميليون، كروبي
13 ميليون و احمدي نژاد
5 ميليون!! و من هر چه دقت كردم در چهره استاد محترم كه با آب و تاب از درز كردن اين آمار از درون وزارت كشور سخن
مي گفت، نشاني از شوخي يا جنگ رواني نديدم. او افسانه را باور كرده بود! در پست بعدي تلاش مي كنم پاسخي براي اين سؤال بيابم كه چرا طبقه متوسط جديد تهران نشين افسانه تقلب
11 ميليوني را باور كرد.
¤ فعال دانشجويي

 



قصه ما و آب نبات ها

حسيني
روزگاري بود كه به هنگام ايجاد يك پست الكترونيكي در سرويس جي ميل شركت اينترنتي گوگل، براي انتخاب نام كشور، مجبور بوديم جايي به مانند لبنان را به عنوان كشورمان انتخاب كنيم، و دليل آن به رسميت شناخته نشدن كشور ايران توسط گوگل بود. گوگل، هنوز به وجود كشوري به نام ايران پي نبرده بود، يا بهتر است بگوييم دولت آمريكا، كشور ما را اصولا ناديده مي گرفت .
روزگاريست بس طولاني، كه ايرانيان طومارهاي اينترنتي تهيه مي كنند، همايش هايي فرهنگي تاريخي برگزار مي كنند،
نمايشگاه هاي نقشه و عكس برپا مي كنند، تا گوگل را متقاعد نمايند نام نامبارك ع.ر.ب.ي را از كنار اسم خيلج فارس در سرويس گوگل ارث حذف نمايد. اين اتفاق تاكنون رخ نداده .
روزگاريست به هنگام مراجعه به بعضي سرويس هاي گوگل، نظير گوگل ارث، گوگل كروم، گوگل تاك، گوگل سرچ كد و گوگل دسك تاپ با پيغامي روبرو مي شويم با اين محتوا : اين سرويس در كشور شما غيرقابل دسترسي است (This product is not available in your country). گوگل در دنيايي كه شتابان به سوي متن باز حركت مي كند، كاربران ايراني را از ابزارهايي مفيد و كارآمد، اين چنين خسيسانه بي بهره مي كند.(گوگل كاربران ايراني را محروم مي كند، نه دولت ايران را، كه دولت اساسا نيازي به اين گونه ابزارها ندارد )
روزگاريست كه ايرانيان، اگر به يكي از ويدئوهاي صفحه آغازين سايت يويتوب مراجعه كنند(منظور قبل فيلترينگ اين سايت است)، با پيغامي روبرو مي شوند با اين مضموم: اين ويدئو در كشور شما غيرقابل دسترسي است. يوتيوب سال هاست كه به شركت گوگل تعلق دارد .
اما چند روزي است كه گوگل با ايرانيان مهربان شده. گوگل مهربان شده و سرويس گوگل ترنسليت را براي زبان فارسي عرضه كرده. اين سرويس براي ترجمه از فارسي به ديگر زبان ها و بلعكس مورد استفاده قرار مي گيرد. مهرباني ديگر گوگل، به روز كردن نقشه هاي ماهواره اي شهر تهران در سرويس گوگل مپ و گوگل ارث بوده است. نقشه هايي كه از چند سال پيش تا كنون، همچنان بدون تغيير مانده بودند. اين كار كه البته تدريجي خواهد بود، چند روزيست آغاز شده .
در مقابل اين الطاف، ايرانيان نيز به هيجان آمده اند و مرتب از گوگل مي خواهند به ياد جانفشاني هاي آنها در كف خيابان هاي تهران، يك روز لوگوي صفحه اولش را به رنگ سبز درآورد .
¤¤¤
روزگاري بود كه آمريكايي ها مي گفتند: «اينترنت حق نيست، بلكه امتيازي است كه به ديگران مي دهيم و هر وقت بخواهيم آن را مي گيريم.» (نماينده آمريكا در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي )
چند روزيست رسانه هاي آنها اينگونه مي گويند :
«... امروزه اصلاح طلبان نياز مبرمي به شبكه اينترنت و ديگر وسائل ارتباط جمعي دارند ، بايد راه هاي دستيابي به اينترنت از راه دور را در اختيار گروه هاي اصلاح طلب قرار داد .
بايد كمك هاي مالي فراواني در اختيار NGO ها قرارداده شود تا صداهاي بومي در راديو، وبلاگ ها، كليپ هاي ويديويي و ديگر توليدات رسانه اي در داخل كشور توليد شود. در همين زمينه بايد امكانات ماهواره اي، شبكه هاي تلويزيوني و دسترسي به اينترنت هر چه بيشتر در اختيار مخالفان قرار گيرد ...» ( وال استريت ژورنال )
چند روزيست وزارت خارجه آمريكا نگران ارتباطات ايرانيان با يكديگر و جهانيان شده است. آنها، حتي نمي خواهند تعميرات برنامه ريزي شده سرويس توييتر، خللي در ارتباطات ايرانيان ايجاد كند :
« روز دوشنبه يك كارمند ارشد وزارت خارجه آمريكا با ارسال ايميلي به مديران شبكه اجتماعي توئيتر خواهان به تعويق انداختن »تعميرات برنامه ريزي شد « اين پايگاه اينترنتي شد تا از اين طريق ايرانيان بتوانند بدون وقفه اطلاعات لازم درباره تظاهرات خياباني را بين خود و جهان خارج رد و بدل كنند.» (نيويورك تايمز )
وزير خارجه آنها نيز اينگونه مي گويد :
« ظاهراً توئيتر بسيار مهم است و در زماني كه منابع اطلاعاتي ديگري وجود ندارد اين شبكه نقش مهمي در حفظ خطوط ارتباطي بر عهده دارد و به افراد امكان مي دهد اطلاعات را مبادله كنند...اين حق اساسي مردم است كه بتوانند با هم ارتباط برقرار كنند» (لس آنجلس تايمز )
¤¤¤
همين چند هفته پيش بود كه شبكه اجتماعي فيس بوك، يك نظرسنجي ميان كاربران خود برگزار كرد، كه آيا كاربران كشورهايي نظير ايران، از فعاليت هاي تجاري در اين شبكه منع شوند يا خير، كه با سه چهارم آرا تصويب شد .
چند روز پيش، نسخه فارسي زبان اين سايت آغاز به كار كرد .
¤¤¤
غول هاي دنيا، همه آب نبات به دست، صف كشيده اند و ما ايرانيان، چه زود فراموش مي كنيم آن همه نامهرباني هاي غول ها را !
برچسب : facebook، google، iran election، twitter، youtube، آب نبات، آمريكا، اغتشاشات، انتخابات ايران، اينترنت، توييتر، فيس بوك، گوگل، يوتيوب
¤ دانشجوي رشته كامپيوتر دانشگاه تهران

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14