(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 7 تير 1388- شماره 19397
 

105فيلم در مراحل توليد
عواقب مصرف شيشه در زندگي شيشه اي
28 كشور در جشنواره فيلم هاي ورزشي تهران
نگاهي به سريال هاي شبانه تلويزيون تصوير زندگي در سيماي تابستاني
نگاهي به فيلم «پاتو زمين نذار» شعاري و پر اغراق
VOA اتاق فرمان تخريب
در سينماي آمريكا چه مي گذرد؟ هاليوود و بحران اقتصادي غرب



105فيلم در مراحل توليد

105 فيلم بلند سينمايي تا اول تير ماه سال جاري در مراحل مختلف توليد سينماي ايران به سر مي برند.
واحد پشتيباني توليد بنياد فارابي اعلام كرد؛ تا اول تير ماه جاري 8 فيلم جديد آماده نمايش اكران نشده، 7 فيلم در مرحله صداگذاري، 17 فيلم در مرحله تدوين، 11 فيلم در مرحله فيلمبرداري و 62 فيلم در مرحله پيش توليد به سر مي برند.
ملك سليمان(شهريار بحراني) معبد جان (محمد درمنش ) از جمله فيلم هاي آماده نمايش هستند. همچنين فيلم هاي ، نويسنده (نادر طريقت)، ، نفوذي (جمال شورجه)، نظام از راست (محمدرضا ورزي) برخي از آثاري هستند كه در مرحله صداگذاري به سر مي برند.
بعضي ازفيلم هاي مرحله تدوين نيز عبارتند از: بيداري (فرزاد مؤتمن)، كيميا و خاك (عباس رافعي)، پسر آدم دختر حوا (رامبد جوان) ، چهل سالگي (عليرضا رئيسيان)، يادمان درياقلي (شب واقعه) ساخته شهرام اسدي، زندگي با چشمان بسته (رسول صدرعاملي) ، شير و عسل (آرش معيريان) ، آناهيتا (عزيزالله حميدنژاد)، عصر روز دهم (مجتبي راعي) و... .
تعدادي از فيلم هاي مرحله فيلمبرداري نيز ، راه آبي ابريشم (محمد بزرگ نيا) ، پرواز مرغابي ها (علي شاه حاتمي) ، هم بازي (غلامرضا رمضاني) و ... هستند.

 



عواقب مصرف شيشه در زندگي شيشه اي

مستند «زندگي شيشه اي» به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر از 5 تير ماه جاري به روي آنتن رفت.
اين مستند به نويسندگي و كارگرداني تقي سلحشور با هدف اطلاع رساني از عواقب خطرناك ماده مخدر شيشه و با رويكرد پيشگيري از استعمال مواد مخدر جديد تهيه شده است.
«زندگي شيشه اي» در 10 قسمت 25 دقيقه اي تهيه شده و هر شب از شبكه اول سيما به نمايش در مي آيد.عناوين اين برنامه در طول 10 قسمت عبارت از شيشه، جوان، خسارت هاي مواد مخدر، پيشگيري، پيامدهاي شيشه، درمان اعتياد، تشخيص اعتياد، پيشگيري2 و زندگي شيشه اي به روايت مسافر تحت عنوان «رهايي يافته» است.

 



28 كشور در جشنواره فيلم هاي ورزشي تهران

دبير جشنواره بين المللي فيلم هاي ورزشي تهران گفت كه تا كنون بيش از 56 اثر از 28 كشور خارجي آثار خود را به دبيرخانه دائمي اين رويداد ارسال كردند.
اين آثار از كشورهايي چون روسيه، فرانسه، كرواسي، آلمان، كانادا، اسپانيا، مالزي، سنگاپور، ويتنام، سريلانكا، هند، عربستان، قطر، بحرين، لبنان،عراق، پاكستان، امارات، ازبكستان و افغانستان، الجزاير، اوگاندا، اردن، يمن، كويت، تاجيكستان، تركيه و مالديو به دبيرخانه جشنواره رسيده است .
وي تصريح كرد: آثاري كه در بخش بين الملل جشنواره فيلم هاي ورزشي و تلويزيوني تهران به نمايش درخواهند آمد، آثار توليدي از سال 2006 تا 2009 خواهند بود كه ويژگي مثبت اين دوره افزايش فيلمهاي داستاني است.
ملامحمد يادآورشد كه از ابتداي آغاز به كار دبيرخانه هشتمين جشنواره فيلم هاي ورزشي، پنجم تيرماه را براي پايان مهلت دريافت آثار در نظر گرفته شد اما با توجه به استقبال فيلمسازان و شركت هاي داخلي و خارجي اين مهلت تا 15 تيرماه تمديد شد
جشنواره بين المللي فيلم هاي ورزشي تهران ، مردادماه امسال برگزار مي شود.

 



نگاهي به سريال هاي شبانه تلويزيون تصوير زندگي در سيماي تابستاني

علي يعقوبي
به مناسبت آغاز فصل تابستان، تلويزيون ويژه برنامه هايي را در نظر گرفته است كه پخش برخي از آن ها آغاز و برخي ديگر نيز به زودي روي آنتن خواهند رفت. مرتضي ميرباقري، معاون سيماي سازمان صداوسيما در نشستي خبري گفت: امسال هم تلويزيون چند شبكه مجازي تعريف كرده است كه اصلي ترين آن ها، شبكه هاي مجازي سريال و فيلم سينمايي است. به طوري كه از صبح تا شب، به طور دائم يكي از شبكه هاي سيما اقدام به پخش يك سريال يا فيلم سينمايي مي كنند.
وي درباره سريال ها توضيح داد: در چند سال اخير، در فصل تابستان يك سريال شبانه پخش مي شد. اما امسال اين سريال ها 4 مورد شده است؛ رستگاران در شبكه سه، شمس العماره از شبكه دو، يك سريال طنز در شبكه سه و سريال كودك و نوجوان مدرسه ما از شبكه اول سيما به نمايش درمي آيند.
معاون سيما همچنين از پخش 400 فيلم سينمايي در طول تابستان از شبكه هاي مختلف تلويزيون خبر داد و اظهار داشت: هر روز 4 فيلم سينمايي از شبكه هاي سه، دو، تهران و چهار پخش مي شود.
وي همچنين پخش برنامه ويژه كودك و نوجوان از شبكه دو از صبح تا ساعت 19 و به طور مكمل از شبكه هاي اول و پنجم، مهارت آموزي در شبكه آموزش، اجراي طرح قرآني سوره اسراء در تمام شبكه ها، پخش برنامه از تو مي پرسند به منظور معرفي آثار شهيد مطهري و انواع برنامه هاي تركيبي، صبحگاهي، شبانگاهي و مسابقه را از ديگر برنامه هاي تابستاني سيما معرفي كرد.
با رسيدن فصل تابستان و تعطيلي مدارس لزوم ايجاد برنامه هاي متنوع در برنامه هاي صدا و سيما احساس مي شود. به همين دليل تلويزيون سعي دارد با پخش سريال هاي شبانه، گرماي خاصي به كانون گرم خانواده ها بدهد. از تابستان سال 1385 و با پخش سريال شبانه «نرگس» و استقبال از آن، در سال 1387 سريال «ترانه مادري» به عنوان دومين سريال ملودرام شبانه نيز با استقبال نسبي مخاطبان تلويزيون مواجه شد. خصوصيت اين نوع كارها پيچاندن يك موضوع ساده است؛ مثل جدا كردن دو تا برادر كه پدرومادرشان را وقتي بچه بوده اند از دست داده اند و هيچ دليلي هم نداشته كه از هم جدايشان كنند و يا جنگ بين دو خانواده فقير و غني، و در كنار اينها احيانا اعتياد جوانان و گرفتار شدن در دام مواد مخدر. با اين حال همين موضوعات ساده موجب اختلافات متعدد شده و باعث ايجاد درگيري هايي بين دو خانواده مي شود. قهر و آشتي و دوباره روز از نو، ترانه مادري در 50 قسمت 35 دقيقه اي هر شب ساعت 23 از شبكه 3 سيما پخش شد. سريال «نرگس» نيز با دست مايه قرار دادن دو خانواده يكي پولدار و ديگري فقير، و درگيري هاي بين آنها چه به لحاظ اختلافات طبقاتي و سطح زندگي و طبقه اجتماعي موفق شد جزء پرطرفدارترين سريال هاي تلويزيون در سال 1385 شود. همين دلايل باعث شده كه امسال چند سريال روتين هم زمان با هم ساخته شوند.
رستگاران در شبكه سه
تابستان دو سال پيش بود كه سيروس مقدم با سريال «نرگس» استارت سريال هاي روتين غيرطنز را زد؛ سريالي كه با «شوكت» و «نرگس» حسابي بين مردم طرفدار پيدا كرد. پارسال نيز «ترانه مادري» كار نرگس را تكرار نمود. مسئولان صدا و سيما يك بار ديگر سريالي را با كارگرداني كه به خوبي رگ خواب مخاطب را مي شناسد روانه آنتن كرده اند.
«رستگاران» داستان آدم هاي زيادي است؛ آدم هايي كه هر كدام ماجرايي دارند و در 53 قسمت، هرچند قسمت يك بار داستان يكي از آنها را مي بينيم. اما اتفاق هاي اصلي در يك ساختمان 5 طبقه مي افتد. يكي از طبقه ها، تقريباً طبقه مركزي است؛ يعني مهم ترين اتفاق هاي داستان به آدم هاي آن طبقه مربوط مي شود؛ طبقه «شايسته» و خانواده اش. طبقه آخر آپارتمان مخصوص دخترهاي جوان سريال است كه خودشان اصل ماجرا هستند؛ خانه «پونه»، «سارا» و «خجسته». داستان سريال «رستگاران» با گم شدن شوهر «خجسته» شروع مي شود. طبقه مياني آپارتمان مخصوص صاحبخانه «هاشم خان» و همسرش است. «نرگس» و پسرش هم در طبقه دوم زندگي مي كنند كه حسابي با خانواده «شايسته» درگيري دارند. يك طبقه باقيمانده هم ميانه هاي داستان به پدر «خجسته» كه از اهواز به تهران آمده، اجاره داده مي شود. به گفته «سيروس مقدم» سريال «رستگاران» برخلاف كارهاي قبلي عجله اي نبوده و همه كارها در فرصت مناسبي انجام شده و تصويربرداري هم با دقت و آرامش كافي انجام شده است. قهرمان قصه يك زن است به نام «خجسته» كه مدتي از شوهرش بي خبر بوده و حالا تلاش مي كند تا شوهر خود را پيدا كند و البته موانع زيادي سر راهش قرار مي گيرد. البته به زندگي هاي ديگران هم سرك مي كشيم و برخلاف سريال «نرگس»، داستان از يك ملودرام خانوادگي خارج مي شود و موضوعات اجتماعي را هم مطرح مي كند.
اما آنچه اين سريال ها را از هم متمايز كرده و سبب جلب نظر مخاطبان مي شود نحوه به تصويركشيدن همين دستمايه هاي كمابيش مشابه است. اينكه كارگردان و نويسنده چگونه و با چه نگاهي به زواياي مختلف زندگي آدم ها بپردازد، شايد مهمترين وجه در موفقيت اين مجموعه هاي نمايشي باشد.
اين موضوعات هرچند به كرات و درشكل هاي گوناگون درسريال ها و مجموعه هاي مختلف به تصوير كشيده شده اند، اما به اين دليل كه كشمكش ها و گره هايشان ازبطن زندگي مردم برخاسته است، همواره مخاطباني با درد مشترك را پاي صفحه تلويزيون مي نشانند و چه بسا به همين دليل، نوشتن و ساختن چنين مجموعه هايي و باورپذيربودنشان سخت تر از مجموعه هايي با موضوعات تخيلي است.
طنز در سياهچاله
مجموعه طنز تابستاني شبكه دو به طور موقت «سياهچاله» نام دارد و آن را «رامبد جوان» كارگرداني مي كند.
آن گونه كه پيداست، قرار است اين مجموعه در 50 قسمت به صورت هرشب درايام تابستان از شبكه 3 سيما پخش شود.
داستان مجموعه «سياهچاله» كمي نامتعارف به نظر مي رسد: در سياره كوچك آبي رنگي در گوشه پرتي از كهكشان مدتي است موضوعي فكر اعضاي كنفدراسيون راه شيري را به خود مشغول كرده است و آن اين است كه ساكنان سياره زمين بدون ملاحظه مشغول تخريب محيط زيست خود هستند و نادانسته تعادل كهكشان را به هم زده اند. كنفدراسيون 4 مأمور زبده خود را به زمين مي فرستد تا درباره اين موجودات عجيب تحقيق كنند. آنها درقالب يك خانواده درتهران فرود مي آيند و خانه يك كله پز را اجاره و در آن مستقر مي شوند و اين ابتداي ماجراهاي طنز اين مجموعه است.
شمس العماره از شبكه دو
سريال 70 قسمتي «شمس العماره» قرار است از نيمه اول تيرماه روي آنتن شبكه دوم سيما برود. «مسعود رايگان» در نقش عمو و «رويا تيموريان» در نقش همسر وي ايفاي نقش مي كنند. به نسبت ديگر بازيكنان كه گريم مرسوم و رئال دارند، چهره مسعود رايگان متفاوت است. اين چهارمين سريال سامان مقدم است.
شمس العماره تصويرگر خانواده اي با ريشه هاي قديمي است. درخلاصه داستان آن آمده است: در عمارت شمس العماره گشايش، مراسم عروسي برپاست ... اتفاقي در آن مراسم مي افتد كه تير و طايفه گشايش را برهم مي ريزند. از آن پس هركس از خاندان گشايش تلاش مي كند آن اتفاق را به نفع خود سامان دهد.
با اين اوصاف انتظار مي رود كه اين سريال ها بتوانند براي خود طرفداران و مخاطبين بيشماري دست و پا كنند. البته قوام يك مجموعه تلويزيوني به استقبال مخاطبين و مردم از آن را دارد و اگر غير اين باشد راه را بيراهه رفته اند. اما تجربه نشان داده است كه اين سريال ها از پي هم روايت مي شوند و علاقه مند پيدا مي كنند و خيلي زود هم از ياد مي روند. داستان هايي كه براساس فرمول هاي تثبيت شده ساخته مي شود و هيچ وقت تكراري بودنش به چشم بينندگان نمي آيد. اين تكرار مسير چند هزارباره هنوز براي مخاطب ايراني با وجود آگاهي از عاقبت داستان و از پيش معلوم بودن قصه، جذابيت دارد. فقط يك اي كاش باقي مي ماند كه در سريال هاي ايراني به جاي نشان دادن تجملات و خانه هاي اعياني كمي هم از زندگي واقعي و طبقه ضعيف نشان داده شود. توجه به معنويات و فرهنگ ايراني نيز، ارزش هايي هستند كه چشم انتظار توجه بيشتر به آنها در سريال ها هستيم.

 



نگاهي به فيلم «پاتو زمين نذار» شعاري و پر اغراق

محمد عمراني
مرد پا به سن گذاشته اي به نام «پاشا» كه داراي زن و فرزند و حتي نوه نيز است به عنوان صاحب يك كارخانه صنعتي مي خواهد واسطه برگرداندن مهريه زن صيغه اي يكي از كارگرانش باشد و همين مساله نقطه آغاز ماجرايي پرفراز و نشيب در زندگي خانوادگي و شخصي او مي گردد.
«پاتو زمين نذار» بعنوان آخرين ساخته ايرج قادري با سكانس هاي فوق آغاز مي شود تا روايتگر يك ملودرام خانوادگي باشد.
قادري كه هنوز هم در فضاي فكري سينماي قبل از انقلاب سير مي كند در يك ملودرام ديگر سرراست و مستقيم به شعارگويي براي مخاطب با موضوع مسائل خانوادگي و زناشويي و كمرنگ شدن عاطفه در زندگي هاي امروزي و ... پرداخته، اما در عمل آنچنان اين رويكرد لوث و گل درشت از آب در آمده كه نتيجه اي آن معكوس از آب در آمده است.
در اين قصه، كاراكتر «پـاشا» يعني همان مديركارخانه (كه ايرج قادري به عنوان شخصيت محوري ايفاگر نقش آن است) به دليل آنكه از همسرش مهري، بي مهري و كم عاطفگي مي بيند، جذب زن ديگري به نام «ليلي» مي شود، (همانند ليلي معروف قصه هاي عاشقانه) و اين رابطه آنقدر سريع برقرار مي شود كه تماشاگر ارتباط ميان پاشا و ليلي و صيغه كردن او را چيزي جز هوس نمي داند. اين در حالي است كه سازنده فيلم با هر تمهيدي درصدد تفهيم تماشاگر به پذيرش ارتباط عاطفي و از سر عشق اين دو نفر است.
قادري براي توجيه بيشتر مخاطب، تنهايي «پاشا» را به انحاء مختلف به تصوير مي كشد كه البته بسيار سطحي و شتاب زده كار شده است.
در صحنه ها و سكانس هاي عاشقانه هم كه تعليق اصلي داستان به حساب مي آيند همانند بي توجهي مهري به حرف ها و خاطرات شوهرش از روز خواستگاري يا آوردن چاي براي پاشا و... كه بدون تأثيرگذاري ويژه اي برمخاطب به تصوير كشيده مي شوند و پرداختن به خلق موقعيت هاي داستاني در يك شكل قالبي مشخص، كارگردان تلاش مي كند رفتارهاي شخصيت محوري قصه را توجيه نموده و تا حد امكان منطقي نشان دهد، ولي اين ترفندها نيز آنقدر ساده انگارانه كار شده كه مخاطب را به هيچ نتيجه اي نمي رساند.
در اغلب سكانس هاي فيلم، براي نشان دادن منطق و توجيه بيشتر بيننده، از شعارگويي و روش قرائت بيانيه استفاده شده كه فيلم را به مستندهاي آموزشي و برنامه هاي مشاوره خانواده تبديل كرده است، حتي موضوع غيراخلاقي گرفتن رشوه از سوي پاشا (كه عشق به ليلي، دليل آن معرفي مي گردد) در بخشي از فيلم آنقدر مافيايي و غلو شده مطرح مي گردد كه پيام اخلاقي نهفته در آن نيز به يك شوخي وكاريكاتور بدل مي شود.
«پاتو زمين نذار» كه در حقيقت نقدي بر خانواده سنتي ايران است، دركنار پرداختن به مضرات كمبود عاطفه ميان زن و شوهرها، درصدد است كه عادتهاي زشتي چون دورويي، غيبت و را ... به چالش بكشد، اما در عمل موفق به انجام اين كار نمي شود.
پايان خوش به عنوان يكي از مشخصه هاي ويژه «فيلم فارسي»، تمهيد ديگر كارگردان براي جذب مخاطب است. قادري با نشان دادن سكانس هايي چون «توجه كردن مهري به كمبودهاي عاطفي شوهرش ، دست برداشتن مسعود (برادر زن پاشا) از رفتارهاي بدگذشته ، برگشتن ليلي به شهرستان نزد پدر و مادرش و به زندان افتادن و متنبه شدن پاشا و اظهار ندامت از اعمال سابق خود و... مضامين مورد علاقه خود را بصورت نخ نما شده و مكرر به تصوير كشيده است تا در گيشه هم موفق باشد.
جالب آنكه اغراق در موقعيت هاي داستاني آثار «قادري» در بازيگري او نيز به چشم مي خورد و اين را در ديالوگ گويي هاي كارگردان در مقام بازيگر به خوبي مي توان ديد.
فيلمنامه «پاتو زمين نذار» را سيروس تسليمي نوشته و در جايي گفته است «آقاي قادري كه از قصه فيلمنامه با اطلاع بود، با من تماس گرفتند و پيشنهاد ساخت فيلم را دادند، از آنجايي كه كاراكتر اصلي فيلم، هم سن و سال خود قادري بود، حس كردم او بهترين گزينه براي توليد اين فيلم خواهد بود». و حرف آخر اينكه «ايرج قادري» هنوز وسوسه بازي دارد و فيلمنامه هايي را براي كار انتخاب مي كند كه سن كاراكتر محوري قصه به او بخورد تا بتواند همچنان به حضورش در مقابل دوربين و در هيبت بازيگران فيلم فارسي هاي قبل از انقلاب و اداي همان ديالوگ هاي شعاري و پر اغراق ادامه دهد.

 



VOA اتاق فرمان تخريب

محمدتقي فهيم
ابراهيم اصغرزاده يكي از دانشجويان پيرو خط امام (ره) در مقطع تسخير سفارت آمريكا طي مقاله اي نوشته بود:.. آمريكا در تابستان 58 پيام هايي براي امور خرابكاري به داخل ارسال مي كرد. نيروهاي سلطنت طلب، پيام هايي از راديو آمريكا مي گرفتند و اصولاً پيام هاي آن راديو دستور كار براي كودتاي نظامي بود...
اكنون پرسش اين است كه آيا صداي آمريكا نسبت به سي سال پيش تغيير روش داده است؟ يا هنوز به جاي ايفاي رسالت رسانه اي، مبادرت به مداخله در امور ايران و رساندن پيام هايي به منظور ايجاد تغيير در نظام و جامعه ايران مي كند؟
اگرچه پاسخ اين پرسش روشن است، اما بد نيست اشاره اي كنيم كه اگر در آن مقطع يك صداي آمريكا وجود داشت، به موازات تثبيت و تداوم انقلاب، بر كميت اين صداها افزوده شد و علاوه بر راه اندازي انواع رسانه ها، شبكه تصويري صداي آمريكاVOA نيز بر اين لشكر افزوده شد. همچنين چندي پيش وزارت دفاع آمريكا از عملكرد- VOA و ايضا ديگر رسانه ها در خدمت پنتاگون- ابراز نارضايتي كرده بود. اين وزارتخانه صريحاً ابراز داشت كه در صورت تداوم برخورد نرم با دولت محمود احمدي نژاد، نسبت به بودجه هاي درخواستي اين شبكه ها تجديدنظر خواهد كرد. ازجمله دستورهاي دولت آمريكا به اين رسانه ها- به ويژه-VOA اين بود كه زمان كافي در اختيار منتقدان حكومت ايران قرار دهد. با اينكه مي توان ده ها نمونه و سند ارايه داد اما به نظر همين موارد بالا كفايت مي كند تا بدانيم كه چرا VOA در آستانه انتخابات دهم بر حملات خود به جامعه ايران افزود و به چه دليل مقام مقدس اطلاع رساني را دربست، مبدل به خط دهي و دستور عمل به نيروهاي مخالف ايران و برانگيختن جوانان به آشوب سازي نموده است.
VOA در يك ماه اخير باتوجه به برنامه هاي تبيين شده اش در اتاق فرمان جنگ نرم، همواره در لحن مجري يا كپشن قاب هايش اعلام كرده كه آنچه مهمانان و كارشناسان اعلام مي كنند نظر صداي آمريكا نيست! و مسئوليت مستقيم اين نظرات برعهده شخص اعلام كننده است! همه آنهايي كه با كار رسانه آشنايند به خوبي مي دانند كه اين تمهيد يك فريب وراه كار دروغ پردازانه است، چراكه در تمامي قوانين بين المللي درباره كار رسانه، نه تنها گوينده مهمان كه حتي خبرنگارها مصون از تعقيب هستند و مشخصاً اين صاحبان رسانه و سردبير آن هستند كه پاسخ گوي سمت و سوي سياسي رسانه خود مي باشند. اما VOA تعمداً با افزايش ساعات زنده برنامه هايش، تايم هاي طولاني را در اختيار كساني قرار مي داد و مي دهد كه علناً با ايراد اخبار كذب از داخل ايران، دستور چگونه عمل كردن معترضان را رهبري و جهت مي دهند. براي نمونه 27 خرداد در برنامه به ظاهر تفسير خبرها، محسن سازگارا، يكي از كارشناسان دائمي اين شبكه- كه عنواني پرطمطراق هم براي خود ساخته است- اعلام مي كند كه اطلاع دقيق دارد كه 60 درصد برگه هاي رأي جاي كد ملي آن خالي بوده و آقايان شروع كرده اند در اين محل نام احمدي نژاد را مي نويسند! و سپس او چند خبر از اين قبيل را اعلام و به كروبي توصيه مي كند: بايد پشت موسوي حركت كند و... چالنگي (مجري برنامه) حرف هاي او را قطع مي كند كه: ما در VOA نبايد بگوييم چه بايد بكنند چه نكنند كه سازگارا و سپس نوري زاده تبعات قانوني اين گرايش خود را تقبل مي كنند! و آشكارا شعار رأي ما را پس بده به عنوان شعار مركزي مطرح و سپس از همه مي خواهند كه در اين شرايط از اين شعار انحراف و عدول پيدا نكنند و همچنين پس از تحليل هايي پيرامون نماز جمعه به امامت ]آيت الله[ خامنه اي علناً به مردم مي گويند كه در سطح نماز جمعه با لباس متحدالشكل ظاهر شوند و از كروبي مي خواهند در جايي ديگر نماز بخواند.
نوري زاده هم با تفسيرهاي بي پايه از دانشجويان مي خواهد كه با پوشيدن لباس واحد در مقابل سفارت روسيه تظاهرات به پا كنند و شعار چرا با مملكت ما چنين مي كنيد را سردهند.
بازگرديم به پاراگراف اول اين نوشته كه صداي آمريكا مطابق تمام شواهد، رسالت اطلاع رساني براي خود قائل نبوده و همواره نيز طي سي سال گذشته در جايگاه كاذبي قرار گرفته است. هنوز فراموش نكرده ايم كه در روزهاي منتهي به فوت امام راحل اين رسانه فضاسازي مشابه روزهاي اخير را درپيش گرفته بود و مرتب در قالب اعلام نظرات كارشناسان مي گفت: درگذشت آيت الله ]امام[ بدون ترديد به بي ثباتي بيشتر در ايران منجر خواهد شد. پيش بيني مي شود كه رژيم ايران به زودي زيرفشار جدال دروني بر سر تصاحب قدرت سقوط كند! اكنون پرسش جدي اين است كه آيا نامزدهاي معترض و هوادارانشان به واقع با كاركرد و اهداف اين رسانه آشنا هستند و آن وقت چپ و راست طرف مصاحبه آن قرار مي گيرند؟ اميدواريم كه سهوا سر از قاب هاي VOA درآورده باشند!
ايرنا

 



در سينماي آمريكا چه مي گذرد؟ هاليوود و بحران اقتصادي غرب

حسين رضايي
سينماي آمريكا يكي از پر هزينه ترين دستگاه هاي اين كشور است. هرچند آثار هاليوود برگشت سرمايه قابل توجهي دارند، اما به هرحال وقتي آمريكا، مثل ساير كشورهاي غربي، اسير بحران اقتصادي مي شود، هاليوود نيز از آن تأثير مي پذيرد.
بحران اقتصادي و رقابت سخت ديگر ايالت هاي آمريكا باعث شده ميزان ساخت توليدات سينمايي در لس آنجلس مركز فيلمسازي اين كشور به پائين ترين سطح برسد.
لس آنجلس تايمز اعلام كرد، استوديوهاي فيلمسازي، كاهش پروژه هاي سينمايي و تعداد كارمندان را در دستور كار قرار داده اند. كاهش فروش نسخه هايDVD، كاهش درآمدهاي حاصل از آگهي هاي تبليغاتي تلويزيوني و كاهش منابع مالي دلايل اتخاذ چنين تصميم هايي ذكر شده است.
كاهش بودجه توليد آگهي هاي تبليغاتي باعث شده سازندگان اين فيلم ها كمتر از قبل فعال باشند. برابر با آمار اداره كاريابي كاليفرنيا تنها در ماه ژانويه22 هزار فرصت شغلي معادل حدود 10درصد نيروي كار در صنعت سرگرمي از دست رفته است.
تازه ترين شاخص از تأثير بحران اقتصادي آمريكا بر هاليوود، تعداد درخواست ها براي فيلمبرداري در شهر لس آنجلس است. برابر با جديدترين آمار منتشر شده ميزان درخواست ها براي فيلمبرداري توليدات سينمايي در اين شهر، در سه ماه اول سال 2009 در مقايسه با پارسال 56درصد كمتر بوده است.
تعداد توليدات تبليغاتي نيز 34درصد كمتر شده است. برابر با اين گزارش امسال تنها پنج فيلم استوديويي مهم در لس آنجلس فيلمبرداري مي شود، درحالي كه پارسال 15فيلم در اين شهر فيلمبرداري شد.
بخشي از اين كاهش به خاطر تلاش ديگر ايالت هاي آمريكا براي مشاركت در معامله هاي سودآور صنعت فيلمسازي از طريق مشوق هاي مالياتي است. به اين ترتيب استوديوهاي فيلمسازي ترجيح مي دهند با توليد پروژه هاي خود در خارج از لس آنجلس كار را ارزان تر تمام كنند.
كوين كلودن از مؤسسه اقتصادي ميلكن در اين باره گفت: تلفيقي از سرمايه گذاري هاي محدود شده، بودجه هاي كاهش يافته استوديو ها و كاهش بودجه فيلم هاي تبليغاتي، همزمان به هاليوود هجوم آورده و نتيجه كار كاهش توليد و از دست رفتن فرصت هاي شغلي است.
توسل به فيلم هاي خشن و غيراخلاقي
هاليوود كه فارغ از تشديد بحران اقتصادي با توليد انبوه آثار سطحي كه برگرفته از مضامين خشن و غيراخلاقي است گرفتار ريزش شديد مخاطب در داخل و خارج آمريكا شده است، به دليل فقر موضوع با چالش جدي نيز روبه رو است.
راه فيروزه به نقل از آي ام دي بي گزارش داد، درحالي كه فصل تابستان به عنوان زمان پرفروشترين فيلم هاي هاليوود محسوب مي شود، امسال تنها فيلم هايي توانسته اند در صدر فروش قرار گيرند كه دنباله اي بر يك اثر ديگر هستند.
براساس اين گزارش، فيلم كمدي «شبي در موزه2» توانسته در ميان بسياري از فيلم هاي تازه ساخته در صدر جدول فروش قرار گيرد كه هجمه اي كمدي با استفاده از جلوه هاي رايانه اي است.
فيلم دوم جدول فروش نيز قسمت چهارم ترميناتور است كه از ادامه ساخت اين فيلم بر سه اثر قبلي حكايت مي كند.
پيش از اين نيز فيلم هايي چون «سريع و آتشي4» و «مردان ايكس4» آثاري بودند كه بيش از فيلم هاي ابتكاري مورد توجه قرار گرفته بودند. اين اتفاق كه نشانگر فقر شديد موضوعي در سينماي هاليوود است، دست اندركاران صنعت فيلم آمريكا را در كنار شدت گرفتن بحران مالي در اين كشور نگران كرده است. نزول معيار سنجش و داوري آثار هنري در غرب بويژه در آمريكا همپاي توليد و عرضه فيلم هاي سطحي كمپاني هاي فيلمسازي و شبكه هاي تلويزيوني، چهره نشان داد.
توليد و عرضه فيلم هاي خشن در سينماي آمريكا به عنوان الگوي نامطلوب براي انجام جرم و جنايت در جامعه غرب به شمار مي رود و نمايش اين دست آثار موجي از نگراني و التهاب را در ميان خانواده ها در جوامع ياد شده به وجود آورده است.
آماده سازي فيلم «اره6» توسط «كوين گروترد» براي نمايش در ماه اكتبر سالجاري ميلادي، بر نگراني سازمان ها و نهادهاي مدني در آمريكا و كشورهاي اروپايي افزوده است.
در اين فيلم كه حاوي داستاني سراسر خشونت آميز با چاشني دلهره است و در ادامه روايت هاي آثار ساخته شده قبلي است، شوآن اسميت، تابين بل و تاندرا هوارد بازي كرده اند.
اين درحالي است كه شكست قسمت پنجم اين فيلم در سال گذشته نشان از عدم رويكرد و استقبال مخاطبان از اين آثار دارد.
اره با نمايش خشن ترين و غيرانساني ترين صحنه هاي ممكن به عنوان اثري كه با مخالفت كليساي كاتوليك نيز روبه رو شده است، شناخته مي شود.
از سوي ديگر اصرار سينماي هاليوود براي ساخت اين گونه آثار هشدار انجمن روانشناسان و حمايت از كودكان را نيز دربر داشته است.
به اعتقاد صاحب نظران اجتماعي، بسياري از جنايات رخ داده در آمريكا با الگوبرداري از روي اين قبيل آثار روي مي دهد، اما نگاه صرف تجاري هاليوود بي اعتنا به اين نگراني هاست.
در همين حال پايين آمدن سطح سليقه رسانه هاي آمريكايي بار ديگر در جريان مراسم اهداي جوايز شبكه تلويزيوني ام تي وي مشاهده شد. اين شبكه تلويزيوني جايزه بهترين اثر سينمايي سال خود را به فيلمي سطحي با عنوان «گرگ و ميش» اهدا كرد كه اثري تين ايجري و با داستاني برگرفته از قصه دراكولاست.
اهداي اين جايزه درحالي صورت گرفته كه پيشتر بسياري از منتقدان سينماي مستقل آمريكا، اقتباس هاي سينمايي از روي داستان هاي «استفاني مير» نويسنده كتابي كه اين فيلم براساس آن ساخته شده را موجب كاهش سطح هنري سينماي اين كشور عنوان كردند.
ام تي وي كه از آن به عنوان يكي از شبكه هاي متمول غربي نام مي برند به تازگي با نفوذ در برخي كشورها از جمله كشورهاي عربي و آسياي شرقي درصدد اشاعه فرهنگ آمريكايي با توليد و عرضه فيلم هاي سطحي است.
كتاب هاي محبوب كودكان؛ راهي ديگر
لس آنجلس تايمز نيز در گزارشي درباره تأثير بحران اقتصادي غرب بر هاليوود نوشت: با توجه به بحران اقتصادي و كمتر شدن استقبال مردم از سينما، هاليوود كه مدت هاست در تلاش است تا با استفاده از فيلم هاي مورد علاقه نوجوانان سينماها را پر كند، اين بار دست به دامان داستان هاي كلاسيك محبوب كودكان شده است تا با اقتباس از آنها فيلم هايي بسازد كه خانواده ها را مجدداً به سينما بكشاند.
در سال 2011 آخرين قسمت از فيلم «هري پاتر» به روي پرده مي رود و كمپاني هاي فيلم سازي در جستجوي جايگزيني براي آن هستند كه بتواند در اين بحران اقتصادي خانواده ها را به سينماها بكشاند. چندي پيش مسئولان كمپاني هاي «سوني» و «پارامونت» و مديران بازاريابي فيلم از سراسر جهان در اتاق كنفرانس شركت سوني گرد هم آمدند تا درباره ساختن اقتباسي سينمايي از مجموعه كميك استريپ«تن تن» مشورت كنند. آن ها اميدوار بودند تا با ساخت فيلمي به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» و تهيه كنندگي «پيتر جكسون» از اين كميك استريپ محبوب كه هشتاد سال پيش توسط «هرژه» هنرمند بلژيكي خلق شده، بتوانند خانواده ها را دوباره به سينما بكشانند. بحران اقتصادي باعث شده تا استوديوهاي فيلم سازي نسبت به گذشته فيلم هاي كمتري بسازند. بهترين راه براي اطمينان از استقبال خوب مردم از فيلم ها اين است كه از كتاب هاي محبوب اقتباس شوند و تنها شركت هاي سوني و پارامونت نيستند كه به اين موضوع فكر كرده اند. كمپاني هاي ديگري هم مشغول ساخت «خرس يوگي»، «كوتوله ها» و «هابيت» هستند.
«اليزابت گبلر» مدير توليد كمپاني فاكس 2000 به نكته مهمي در توليد فيلم هاي اقتباسي اشاره مي كند. او مي گويد: «تماشاگران به دنبال يك فيلم خانوادگي اند. با توجه به بحران اقتصادي براي خانواده ها راحت تر است تا از سينما به عنوان يك تفريح خانوادگي بهره ببرند و با هم به سينما بروند. براي اين كار لازم است كه فيلم ها طوري ساخته شوند كه هم مناسب كودكان باشند و هم بزرگترها از ديدنشان لذت ببرند.»
در هاليوود، اگر در محاسبه استقبال مردم از فيلم هاي خانوادگي اشتباهي رخ دهد كمپاني سازنده ضرر زيادي متحمل مي شود. ساختن فيلمي از پريان و موجودات خيالي هزينه اي 100 تا 200ميليون دلاري روي دست شركت هاي تهيه كننده مي گذارد و در اين اوضاع بد اقتصادي، شكست فيلم در گيشه ممكن است به ورشكستگي كمپاني توليد كننده منجر شود. بنابر گزارش ايبنا، به نظر مي رسد كه اقتباس از آثار مشهور و محبوب ادبي كودكان براي ساختن فيلم هايي كه بتوانند براي گروه هاي سني مختلف لذت بخش باشند كم خطرتر است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14