(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 7 تير 1388- شماره 19397
 

عبور از فرسايش شغلي علت يابي فرسودگي شغلي در چرخه كار - بخش پاياني



عبور از فرسايش شغلي علت يابي فرسودگي شغلي در چرخه كار - بخش پاياني

حسن آقايي
انعطاف پذيري و توان تغيير شيوه انديشيدن در ساز و برگ كار و زندگي، اصلاً به مفهوم تسليم و محروم شدن فرد نيست، همان طور كه قدم زدن روي خط يكنواخت زندگي و كسب و كار و ايستادن در ايستگاه انتظارات و توقعات رويايي، دليل حصول زيستن در شرايط خالي از دغدغه نيست.
بخشي از فرسايش فكر و روح در ناسازگاري هاي محيط شغلي در محدوده مديريتي و شرايط كلي جامعه و بخش ديگر در نحوه بهره وري از استعداد و كوشايي و غوطه ور شدن مفرط در كار به وجود مي آيد.
در شماره پيشين كم و بيش اشاره كرديم كه عوامل فشار آور در شغل بعضاً افراط از سرناچاري تكرار كاركردن آن هم در مدت زمان فشرده، قبول مسئوليت، تغيير محل و نوع كار در يك محيط شغلي و.... مي باشند. كساني كه در محوريت چنين مواردي واقع مي شوند آناني اند كه دچار شتاب زدگي، بي قراري، كمبود وقت براي گپ و آگاهي از حال و كار افراد خانواده و... مي شوند. از طرف ديگر، عامليت هاي ديگر مسبب تأثير گذاري در فرسودگي شغلي مي شوند، مثل موفق نبودن در كار موردنظر، عدم تشويق درحيطه كاري، مجموعه اين چرخش ها مي تواند در فرسايش شغلي و پيشرفت و آرامش فكر و روان فرد تاثيرگذار باشند.
مشاغل طاقت فرسا
از بيرون كه اين دكان قديمي را مي نگري خيال مي كني يك كاميون كمپرسي انواع واشر و تسمه لاستيكي و سيستم لوله كشي و اتصالات تاسيسات ساختماني را تخليه كرده است. نزديك كه مي شوي فكر مي كني جداسازي آن همه كالاي لاستيكي كه بسياري فله و برخي در كيسه هاي پلاستيكي و گوني روي هم تلمبار شده، غيرممكن است حتي سرريز اين كالاها تا قسمتي از جلوي دكان آمده است. دست ها و لباس «محمد محسن جباري» از تماس با اين كالاها كثيف شده است. او وسط صحبت هايش مي گويد: «اين ها - اشاره به كالاي دكانش مي كند - همه آلوده به مواد گوگرد، شيميايي و كربن دار است. پوست دست هايش را نشان مي دهد كه در اثر تماس مداوم با اين توليدات لاستيكي آسيب ديده است. از او سؤال مي كنم نظرش درباره فرسودگي شغلي و كار بيش ا زحد توان چيست؟ او صبح ها در جاي ديگري مشغول به كار است و بعد از ظهرها مي آيد دكانش را باز مي كند مي گويد: «مجبورم صبح تا شب در چند جا كار كنم. امور زندگي ام به سختي مي گذرد. ناچار صبح ها جاي ديگر فعاليت مي كنم و عصرها اينجا هستم. همه به خاطر تامين امرار معاش روزانه خانوادگي است چون براي بهتر شدن وضع زندگي، شب و روز بايد كار كرد.»
او مي گويد خسته از كار است، احساس بيحوصلگي مي كند و اعصابش خراب مي شود. مي پرسم چقدر به فكرسلامت خود هستي؟ در پاسخ مي گويد: «زياد به سلامتي ام فكر نمي كنم. بيشتر به فكر خرج مايحتاج خانواده هستم. براي تأمين معاش هميشه بايد از استراحت صرف نظر نمود و كار كرد.»
از 10 سالگي مشغول كشاورزي بوده ولي براي انجام كاري به تهران آمده است. معتقد است كه كشاورزي شغل سختي است و فشارهاي زندگي باعث پيري زودرس و ناراحتي روحي آدم مي شود.
«علي اكبر وفايي» مي گويد: كشاورزي شغلي است كه 24 ساعت هم آدم را مشغول مي كند. كسي كه مالك كشت و كار نباشد روزي 8 ساعت كار مي كند. سپس روزي 3 تا 2 ساعت هم به احشام خود مي رسد كه معمولا چنين افرادي كه براي ديگران كار مي كنند، چند تا چشم دارند. نيرويي كه روي زمين مالك كار مي كند و اغلب دستش خالي است، پس از هر روزكاري باز به فكر فرداي كار خود است؛ معمولاً زمان استراحت به زيارتگاه روستا مي روند. كشاورزي كار كم توقع براي شاغل است. اهالي در روستا هزينه هاي زندگي خود را با ميزان مشخص درآمدشان وفق مي دهند. در ديدارهاشان درخانه يكديگر با چايي و اگر بادعوت مهمان بيايد با تدارك آبگوشت (مي خندد) و به قول معروف آب آبگوشت را زياد مي كنند!. اين شيوه در شهرستان ها نيست. به گفته او شرايط در روستا براي روستاييان آن چنان هزينه هاي سنگين شهري ندارد مشكلات شايد 20 درصد باشد كه با سرمايه دولت اين 20 درصد هم برطرف مي شود.
او اما فشارهاي خستگي كار و تحريك اعصاب را عامل فرسودگي شغلي، زودرس شدن آثار پيري و ناراحتي روحي مي داند.
عوامل فرسودگي شغلي
«حسن صادقي» رئيس اتحاديه پيشكسوتان جامعه كار، درباره راهكار هاي بازدارنده عوامل فرسودگي شغلي از جمله پركاري و كاركردن فراتر از زمان متعارف قانوني به مباحث ايجاد تسهيلات حمايتي حقوق و دستمزد چندگانگي بيمه و كاهش آلودگي محيط كارگاه هاي توليدي اشاره مي كند و براي جلوگيري از پركاري معتقد است مي بايست سيستم هاي حمايتي به موازات پركاري و در جهت بالا رفتن سقف سلامت نيروي كار اقدام كنند. وي مي گويد: «در اين زمينه مي توان چند لايه شدن بيمه از جمله بيمه مكمل را در نظر داشت. از سوي ديگر براي آن كه نيروي كار، دغدغه معاش به عنوان يك عامل مهم در ايجاد فرسودگي را نداشته باشد، بايد مزد افراد را براساس واقعيت هاي تورمي همانند كشورهاي توسعه يافته، منظور كنند تا انگيزه بيشتر براي نيروي كار به وجود آيد.»
معاون امور استان هاي خانه كارگر كشور، با اشاره به اينكه بسياري از كشورهاي توسعه يافته رويكرد به افزايش شرايط و تسهيلات مربوط به سن نيروي كار دارند و همچنين در جهت كاهش كميت آمار بازنشستگي به شدت اقدام مي كنند، مي گويد: «اما در كشور ما نيروهاي كار بعضاً با 20 سال سابقه بازنشسته مي شوند، با اين حال در محيط كارهاي سخت و زيان آور كه آلودگي هاي صوتي، شيميايي و بيولوژيكي دارند مي بايست مكانيزم هايي اثربخش در جهت حفظ سلامت نيروي كار وجود داشته باشند همچنين در سيستم هاي ديگر مثلاً كارگاه هاي بافندگي با توجه به غلظت آلايندگي مواد كاربردي و يا در محل هاي ذوب شيشه (شيشه گري) كه بحث گرمايشي دارند، بايد مكانيزم هاي مناسب حفظ سلامت كاركنان وجود داشته باشد. رعايت اين موارد خود از زودرس شدن عامليت فرسايندگي جسمي - رواني جلوگيري و در افزايش توليد مؤثر خواهد بود.»
شغلش نقاشي ساختمان بوده است. انرژي و توانش كه تحليل مي رود، از كار نقاشي دست مي كشد. بعد در يك مؤسسه نقشه برداري و راهسازي مشغول كار مي شود چند سالي آنجا بوده و سرانجام حق و حقوق قانوني اش را مي گيرد و حالا در سن 68 سالگي قرار دارد.
اين شهروند در اثر از هم پاشيدگي خانوادگي اينك در آستانه 70 سالگي، يكه و تنها زندگي اش را با تحمل مشكلات مختلف طي مي كند، در حالي كه برخي ازفرزندانش تحصيلات عاليه دارند.
«فرهاد صفايي» مشاور در امور تربيتي درباره فرسودگي كارگزاران در محيط كاري، نگاهي دو سويه دارد. او معتقد است مديريت كارآمد و صحيح در محيط كاري در پيشبرد امور و سازگاري و رضايت كاركنان نقشي مهم دارد؛ «مدير بايد مدبر و كاردان باشد. با كارگر يا كارمند رابطه صميمانه داشته باشد. از طرف ديگر كاركنان تابعه هم بايد درخواست هاي معقول درحد توان مؤسسه يا كارگاه داشته باشند. توقع شان بيجا و يا دور از اجابت مديريت نباشد كه سزاوار رسيدگي هم نيست. در آن صورت، محيط كار ديگر محيطي براي فرسودگي شغلي محسوب نمي شود. اعصاب راحت مي شود. علاوه بر اين موارد، مسأله ميزان حقوق و دستمزد است كه براي همه حقوق بگيران نيز مطرح است. اگر دخل و خرج جوابگوي زندگي نباشد، مسلماً روي فكر و كار و تلاش شخصي اثر منفي مي گذارد. بايد كاري كرد تفاوت بين هزينه ها و درآمدها، به حداقل برسد. در آن حالت مشكلات خستگي مفرط و افسردگي و ... هم كاسته مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «اعتقادم اين است كلاً هر آنچه اعتراض معقولانه و محق نسبت به محيط كار و خانواده در مسير زندگي براي هر انسان وجود دارد را مي توان در آرامش خاطر و قدري فكورانه، حداقل كاهش داد و راه و چاره هايي ولو مقطعي در رفع خواست ها پيدا كرد.»
مصونيت از فرسودگي در محيط كار
«فراهاني» مشاور امور تربيتي، در برابر پرسشم مبني بر چگونگي شيوه هاي مصونيت از فرسودگي محيط كار و سلامت در ادامه صحبت هايش مي گويد: «برخي از مردم در برابر ناملايمات، بدواً احساس نوعي پريشان حالي مي كنند فرد گلايه مند از وضعيت محيط كار، حقوق، نبود تسهيلات بهداشتي و... لازم است به فكر مشورت با اطرافيان دانا باشد نه آن كه تسليم سرخوردگي و افسردگي شود. از طرف ديگر اين نكات هم شايان توجه است كه برخي از افراد براي تامين كم و بيش معيشت زندگي، فراتر از كشش وسع جسماني و روحي خود ساعاتي را به اضافه كاري مي پردازند و به مشاغل ديگري روي مي آورند بدون آنكه ارزشي براي استراحت كافي و تخليه فشارهاي كاري قايل باشند. مورد ديگر توقعات بلند پروازانه براي دستيابي به مسئوليت هاي سنگين است. همچنين ممكن است كسي و يا كساني از آرامش و آسايش زندگي خود بزنند براي آن كه حتماً داراي يك اتومبيل شخصي شوند و لذا زير بار قرض و وام مي روند در حالي كه يك حقوق ثابت نه چندان قابل توجه دارند. باز خورد اين گونه معامله كردن ها، سلامت فكر و اعصاب را تهديد خواهد كرد و درست است كه هر انساني بايد وضع كار و ديگر نياز و امكانات مجموعه زندگي اش بهتر از گذشته و متحول شود ليكن در حصول خواست ها، بايد مراقب سالم نگهداشتن تندرستي و توجه به روحيه سازي خود و افراد خانواده باشيم.»
وي به عنوان مشاور، در يك جمله كلي چنين توصيه مي كند: «تنها با حفظ سلامت، شكيبايي و درايت در مقابله با ناخواست هاي فرسودگي كار، پيري زودرس و ياگوشه نشيني حزن آور، مي توان به شرايط مناسب و تحقق نسبي خواست ها برسيم.»
عقربه گردش روزگار تا بوده و بوده، همواره متمركز بر فراهم سازي تمامي خواست هاي بشر نبوده است. نگاهي به گردش نظام مند طبيعت بيندازيم كه مافوق مطلق تمام تدابير و تعقل انسان است؛ آسمان هميشه صاف و با يك رنگ دل انگيز نخواهد بود. درختان هميشه سبز و بارور نبوده و نخواهند بود، دريا دائماً آرام و بدون امواج نخواهد بود و... و انرژي انسان هم ثابت نخواهد ماند. حال در چنين واقعيت ها، زيستن بدون دغدغه بدواً انتظاري تقريباً دور از دسترس انسان است.آرامش نخست در برقرار بودن آسايش روان و فكر است، بعد، وسعت دادن به طرز تفكر و تعقل در برابر ناسازگاري هاي محيط شغلي و اصولاً در هر جنبه از زندگي است كه انسان را قادر مي كند آسيب ها و موانع را با درايت كم و كمتر كند و راحت تر از بن بست خروج نمايد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14