(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 7 تير 1388- شماره 19397
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي: القاي تقلب و ايجاد آشوب از قبل برنامه ريزي شده بود
انتشار سلسله مباحث تفسيري آيت الله جوادي آملي در روزنامه كيهان
در فضيلت ارسال آن پارازيت
اعترافات برادر سركرده گروهك تروريستي ريگي: عبدالمالك مي گفت با قتل شيعيان به بهشت مي رويد !
يك نامه به چهار بزرگ
آزمون بزرگ الهي



عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي: القاي تقلب و ايجاد آشوب از قبل برنامه ريزي شده بود

عضو فعال ستاد مركزي ميرحسين موسوي با اذعان به صحت نتايج انتخابات به تشريح اهداف پشت پرده سران اغتشاش و عمليات رواني مدعيان اصلاح طلبي پرداخت.
به گزارش فارس «سيداميرحسين مهدوي» عضو ستاد انتخاباتي موسوي، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و سردبير روزنامه انديشه نو ديروز با حضور در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا به تشريح جزئياتي درباره مجموعه فعاليت هاي انتخاباتي اصلاح طلبان و نقش برخي عوامل در شكل دهي آشوب هاي اخير در كشور پرداخت.
وي در ابتدا با اشاره به برخي سوابق و فعاليت هاي سياسي خود گفت: در كنگره سال 87 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عضويت شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي درآمدم و در انتخابات خردادماه سال جاري درستاد مركزي موسوي به عنوان سردبير روزنامه انديشه نو كه روزنامه اي در 4 صفحه براي پوشش اخبار ستاد بود آغاز به كار كردم و تا روز 23 خردادماه به انتشار خود ادامه داد.
عدم تمكين به قانون
مهدوي با اشاره به عدم پايبندي موسوي به قانون گفت: روندي كه از فرداي روز انتخابات يعني 23 خردادماه آغاز شد يك انحراف و گردش مسير در مجموعه فعاليت هايي بود كه بخش عمده اي از آنها متعلق به ستاد ميرحسين موسوي بود به طوري كه نامزدي با ويژگيهاي موسوي كه اساس حضورش را بازگشت قطار اجرايي كشور بر ريل قانون بود از شامگاه روز راي گيري با اعلام نتايج پيش از شمارش آراء و پس از آن با عدم پذيرش نتايج شمارش آراء و عدم تمكين به ساز و كار قانوني برگزاري انتخابات زمينه هاي ايجاد مشكلاتي را درجامعه فراهم كرد.
وي افزود: گروه هاي حامي ايشان و سازماني كه من عضو شوراي مركزي آن هستم در قالب 2 يا 3 بيانيه با رفتاري مشابه رفتار كانديداي موردحمايت خود نسبت به روند قانوني بيان اعتراضات و ارائه آنها به شوراي نگهبان بي اعتنايي كرده و پس از آن با منتفي شدن زمان قانوني اعتراض و به ويژه پس از خطبه هاي 29 خرداد رهبر انقلاب با تهييج مردم و صدور بيانيه هاي مختلف و با تشويش اذهان عمومي ملت، تلاش داشته اند تا مطالبه خود را پيگيري كنند و اين موضوع از زماني حادتر شد كه در كنار اين مجموعه رفتارها، برخي دشمنان قسم خورده ملت، خاندان پهلوي و گروهك هاي ضد انقلاب نيز با اعلام علني و رسمي آن را تشويق و مورد حمايت قرار داده اند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با بيان اينكه مدارك و اسنادي رسمي دال بر همراهي و همكاري آنها بر آشوب ها به دست آمده است اضافه كرد: عدم تمكين به فرآيندهاي قانوني راهي جديد را در ليست سياسي برخي جريان ها و گروه ها به وجود آورد و انتشار بيانيه هاي پي در پي نشان داد كه اين گروه ها ديگر متمايل حركت در يك فرآيند قانوني و در چارچوب قانون اساسي و ساختار آن نيستند.
تجمعات غيرقانوني و كمپين پويش خاتمي
مهدوي در تشريح ساختار تجمعات قبل از انتخابات گفت: قبل از 22 خردادماه بزرگترين ظهور تجمعات شكل گيري زنجيره انساني بدون مجوز از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن و همين طور شكل گيري تجمعي از ميدان آزادي تا انقلاب بود كه همه اينها در قالب هايي به شهرستان ها نيز تسري داده شده كه سابقه آنها در روزنامه موجود است.
وي افزود: ساختار اين تجمعات را دو يا سه سازمان جوان بدون مجوز كه ذيل ساختار كمپين پويش خاتمي شكل گرفته بود نظير ياري نيوز كه در مراحلي با اخذ كد ملي از افراد مجموعه ساختارها را شكل داده بود به وجود آمد كه برآوردي از آن وجود داشت حدود 400 هزار نفر عضو را نشان مي داد. قرار بود اين ساختار در قالب شبكه اي خوشه اي مجموعه اي را به وجود آورد كه براساس آن پايه و بانك اطلاعاتي از ناظرين صندوق ها و كمك به ساختار صيانت از آراء باشد كه البته بخش وسيعي از اين فعاليت ها را شاخه هايي از جوانان نظير شاخه جوانان جبهه مشاركت شكل مي داد.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به گروهي موسوم به گروه 88 در ستاد ميرحسين موسوي اشاره كرد و گفت: گروه 88 بنا بود با عضويت 88 جوان در سراسر كشور، 88 جوان در استان ها و 88 جوان در هر يك از شهرستان ها ساختار خوشه اي را در عضويت از افراد به پيش ببرد كه براساس آن و با به پيش رفتن اين ساختار شبكه اي بيان مي شد كه اين مجموعه نيز داراي 35 هزار عضو بر مبناي همين ساختار است كه تمام توسط همين گروه ها سازماندهي شده بود.
نمادهاي رنگين وجه مشترك انقلاب هاي مخملي
وي اضافه كرد: در كنار اين مجموعه، استفاده از نمادهاي رنگين، جلوه دادن نگراني از سلامت انتخابات كه قالب مشترك شكل دهي انقلاب رنگين در برخي كشورها است، منظومه اي از رفتارها كه نتيجه آنها القاء برخي مفاهيم خاص به جامعه بود را به ذهن متبادر مي كرد.
نظرسازي و القاي تقلب
وي درخصوص القاي نگراني نسبت به صيانت از آراي مردم ازسوي تشكل متبوعش كه اين روزها با عنوان عدم سلامت انتخابات و تقلب در اين فرايند از سوي ميرحسين موسوي پيگيري مي شود، نيز اظهار داشت: از قبل، فرايندي براي انتشار نظرسنجي ها و نتيجه از پيش اعلام شده انتخابات طراحي شده بود و براساس اين برنامه بود كه موسوي ساعت 21 روز 22 خرداد و پيش از اتمام راي گيري در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام كرد در مرحله اول پيروز مي شود و هر نتيجه اي غير از اين نادرست است و نشان مي دهد كه در انتخابات تقلب شده است.
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: فضاسازي ها در باور عمومي براي القاء تقلب در انتخابات به صورت گسترده پيگيري مي شد و مدام تكرار مي شد كه نظرسنجي ها نشان مي دهد موسوي پيروز انتخابات است و نوعا نهادهايي به عنوان مرجع نظرسنجي مطرح مي شدند كه مورد اعتماد هستند تا كسي خواستار ارائه سند در اين زمينه نشود.
هيچ ادله اي براي پيروزي موسوي وجود نداشت
وي ادامه داد: در اين دوره انتخابات در مرحله نخست اعلام كرديم كه موج سبز در كشور راه افتاده و در مرحله بعد گفتيم كه آراي آقاي موسوي در حال رشد است و در گام ديگر مدعي شديم او با آقاي احمدي نژاد به مرحله دوم مي رود و بعد هم در جامعه القا كرديم موسوي در مرحله دوم قطعا پيروز انتخابات خواهد بود اما شخصا هيچ ادله اي براي قطعيت اين نظريه پيدا نكردم. «القاي اين انديشه به موسوي باوراند كه اعلام كند پيروز قطعي انتخابات است و در شرايطي كه مي دانستيم اينگونه نيست و به دليل حضور ناظران آقاي موسوي در قريب به اتفاق صندوق ها، نگراني در زمينه سلامت انتخابات وجود نداشت، تكرار گزاره نگراني از سلامت انتخابات و تقلب از طريق رسانه ها و بيانيه هاي گروه هاي مختلف اصلاح طلب به صورت شفاف پيگيري مي شد.»
نقش تاج زاده و بهزاد نبوي
در اتفاقات اخير
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب در اين باره توضيح داد: مقامات سابق و اسبق وزارت كشور مانند مصطفي تاج زاده از نگراني درباره سلامت انتخابات سخن مي گفتند و پيگيري موضوع صيانت از آرا به بهزاد نبوي سپرده شد و او دنبال جمع آوري افرادي براي معرفي آنها به عنوان ناظران بر انتخابات بود كه اين مسئله نشانگر سمت و سوي القاي نگراني و تاكيد بر لزوم صيانت از آرا بود.
وي ادامه داد: علاوه بر پيگيري موضوع از طريق سايت هاي خبري وابسته به اصلاح طلبان، از سالهاي قبل و از زمان دولت خاتمي جلسات مستمري به صورت هفتگي بين بهزاد نبوي با مديران رسانه ها و متوليان سايت هاي اصلاح طلب برگزار مي شد و با آنكه نبوي صبغه فرهنگي و مطبوعاتي ندارد، هدايت خط خبري در رسانه هاي مذكور را انجام مي داد.
فعاليت عليه دولت توسط سايت منسوب به فرزندان هاشمي
مهدوي درباره يكي از سايت هاي تخريبي اصلاح طلبان افزود: سايت جمهوريت به صورت روشن منسوب به فرزندان آقاي هاشمي رفسنجاني بود و معلوم بود كه اداره كنندگان اين سايت بي پروا و صريح از كجا خط مي گيرند و مشغول پرونده سازي گسترده در خصوص عملكرد چهارساله دولت نهم بودند.
موسوي فقط دولت را
تخريب مي كرد
وي با اذعان به اين كه موسوي هيچ برنامه مدوني براي اداره كشور نداشت و تنها به تخريب دولت مي پرداخت گفت: آقاي موسوي نيمه اسفند سال گذشته وارد عرصه انتخابات شد و ايام نوروز نيز كشور در تعطيلات پانزده روزه به سر مي برد و عملا گردآوري آمار و ارقام و آرشيو تصويري براي وي به صورت سازمان يافته بر عهده حاميان پشت پرده او بود.
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: مجموعه فعالان تبليغاتي موسوي به شكل نامتوازن و بي سابقه به تخريب رقيب او كه رئيس جمهور مستقر بود، پرداختند و با آن كه منتقدان وضع موجود در كنار اثبات ادعاي خود مبني بر نامطلوب بودن وضعيت بايد علت نامزدي خود را تبيين كنند، موسوي در اين زمينه ضعف داشت. عضو ستاد انتخاباتي موسوي ادامه داد: كسي كه وضع موجود را نقد مي كند، علاوه بر علت نقد بايد بيشتر بگويد چه برنامه هايي دارد و چرا بايد مردم او را برگزينند اما آقاي موسوي عملا هيچ برنامه و متن مدوني در اين زمينه نداشت و آنچه در مناظره آخر در قالب بر نامه در تلويزيون به نمايش درآمد، قطع نظر از نقد محتوا يك نوشتار آشفته بود. وي ادامه داد: آنچه موسوي انجام داد حجم گسترده تخريب دولت بود و كمپين و حركت انتخاباتي اين مجموعه نيز فاقد گزاره اي دال بر اداره كشور و شعار واحد بود و شعارهايي كه در اين زمينه داده شد، همچون «انسانم آرزوست» و «ادب مرد به زدولت اوست»، كسي را به سوي آنچه بايد انتخاب كنند رهنمون نمي كرد.
«آنچه موسوي در خصوص جمع آوري گشت ارشاد و يا در خصوص تقويت جايگاه دانشگاهها مطرح كرد، بخش كوچكي از اداره نيروي انتظامي و نهاد آموزش عالي بود و در واقع نشان مي داد در برابر تخريب هايي كه عليه دولت صورت مي دهد برنامه اي براي ارائه ندارد.»
حمايت مالي از موسوي
با اهداف خاص
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب گفت: منابع مالي رسانه هاي تبليغاتي موسوي از طريق ستاد انتخابات اين كانديدا تامين مي شد و به عنوان نمونه روزنامه انديشه نو كه روزنامه كم خرجي بود، از محل كمك هاي مالي كميته مالي و پشتيباني ستاد انتخابات موسوي منتشر مي شد.
مهدوي افزود: انديشه نو با قيمت 50 تومان توزيع مي شد كه درآمدهاي ناشي از فروش آن صرف شبكه توزيع روزنامه مي شد و لذا هزينه چاپ، توليد و تحريريه آن از محل منابع مالي ستاد انتخابات موسوي تامين مي شد كه در مقايسه با ارقام كلان تبليغاتي اندك بود و آنها مي گفتند كه حتي مي توانيم تيراژ روزنامه را ميليوني بالا ببريم و از اين بابت جاي نگراني وجود ندارد. اما بنده به عنوان يك روزنامه نگار مي دانستم كه روزنامه خريدار ندارد و افزايش تيراژ در چنين شرايطي ريسك است.
وي ادامه داد: در جريان فعاليت هاي انتخاباتي كساني كه علاقمند هستند سهمي در قدرت داشته باشند و يا كساني كه فعاليت اقتصادي مي كنند و مي خواهند از طريق كمك مالي به يك نامزد پس از انتخاب او دايره فعاليت خود را گسترش دهند، براي جا نماندن از قافله به نامزدي كه تصور مي كنند پيروز انتخابات است، كمك مي كنند و در اين انتخابات هم برخي افراد در هفته آخر انتخابات به موسوي كمك مالي داشتند.
حجم عظيم تبليغات
به رغم مخالفت قبلي
عضو ستاد انتخابات موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي مدعي بود علاقه اي به حجم گسترده تبليغات ندارد اما حاميان و هواداران وي از طرق مختلف به تامين مالي او پرداختند و در سايه اين كمك هاي مالي فراوان و اقداماتي چون فروش تابلو نقاشي هاي موسوي به دو برابر قيمت كه البته در برابر هزينه هاي كلان تبليغاتي اندك است، شاهد انتشار پوسترهاي موسوي در تيراژ گسترده بودم به طوري كه سنگفرش يكي از خيابان هاي اصلي شهر از تصاوير او و اقلام سبز فرش شده بود.
موسوي اسير گروه فشار شد
سيدامير حسين مهدوي در پاسخ به سوالي درباره نقش بستگان هاشمي و همچنين درباره سيرگذار مواضع ميرحسين موسوي از زمستان سال 87 تاكنون گفت: يكسري بحث ها را بنابر مصالح شايد نتوان اكنون گفت و اميدوارم آن افراد به سمتي نروند كه در آينده نيازي به گفتن آن بحث ها باشد.
سردبير روزنامه انديشه نو در ادامه با اشاره به اعتراضات ميرحسين موسوي به نتايج انتخابات، نقطه شروع اعتراضات را شامگاه 22 خرداد عنوان كرد و افزود: جو عمومي داخل ستاد، عدم پذيرش نتايج انتخابات و عدم اعتنا به روند قانوني شوراي نگهبان بود و ديديم كه در سه روز پس از انتخابات نيز هيچ گونه شكايتي به شوراي نگهبان داده نشد و فقط 7 مورد عناوين كلي داده شد.
مهدوي با اشاره به روند مواضع ميرحسين موسوي از زمستان سال گذشته تا بعد از انتخابات گفت: آقاي موسوي ورود خود را با چند مصاحبه با وب سايت كلمه، يك مجله اقتصادي و ويژه نامه نوروزي يكي از روزنامه هاي اصلاح طلب آغاز كرد و ديديم كه در آن مصاحبه ها مواضع اش در سياست خارجي، اقتصاد و عدالت اجتماعي همان مواضع نخست وزير زمان جنگ بود و همان رويكردها را يادآوري مي كرد. اما بعد از اعلام نامزدي، گروه هاي فشار دور ايشان را گرفته و برايش شرط گذاشتند و فضاي دور او را طوري ساخته و قرائتي را برايش شكل دادند كه با مواضع گذشته اش فرق داشت و در نهايت نيز به عدم پذيرش نتايج انتخابات منتهي شد.
وي افزود: كساني كه اطراف آقاي موسوي را گرفته بودند بحث هزار سخنراني را مطرح كرده بودند كه اين سخنراني ها را همان افراد آن 3، 4 گروه انجام مي دادند و افراطي ترين مواضع و هر چيزي كه دلشان مي خواست القاء مي كردند و همين ها باعث شد كه آقاي موسوي راي عده زيادي را از دست داد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب تصريح كرد: تصور خود موسوي اين بود كه در اصولگراها هم راي خوبي دارد حتي خودم از آقاي خاتمي شنيدم كه مي گفت ممكن است برخي كساني كه به من راي مي دادند به آقاي موسوي راي ندهند. اما او بيشتر از اين تعداد در بين اصولگراها راي دارد.
وي ادامه داد: آقاي موسوي در دايره گروه هاي فشاري محصور شد كه باعث عدم پذيرش نتايج انتخابات از سوي او شدند و آقاي موسوي در فاصله كوتاه با آن موسوي كه تا قبل از آن بود متفاوت شد و كار به جايي رسيد كه گروه هايي كه پيش از اين از نظام و قانون دم مي زدند با تروريست ها، معاندين، خاندان پهلوي و گروه هاي خارجي هم صدا شدند.
ماهيت حاميان رسانه اي اغتشاشات اخير
مهدوي با اشاره به فعاليت چشمگير رسانه هاي خارجي براي دامن زدن به اغتشاش در ايران گفت: كساني كه اين روزها در شبكه صداي آمريكا عليه ايران صحبت مي كنند تا سه و چهار سال پيش در كنار همين گروه هايي كه دور آقاي موسوي را گرفته اند، تحت عنوان عضو دفتر تحكيم و يا روزنامه نگار فعاليت مي كردند و حتي بي بي سي نيز به روش هوشمندانه تر از چند سال قبل عضوگيري كرد و اعضاي خود را آموزش داد تا اينكه پنج شش ماه قبل از انتخابات، دومين شبكه تلويزيوني غير انگليسي خود را كليد بزند كه تمام بودجه و خطوطش با دولت انگليس هماهنگ مي شود.
وي با اشاره به افرادي كه از مطبوعات ايران جذب رسانه هاي بيگانه شدند، گفت: ممنوعيت فعاليت رسانه هاي ضد ايراني در ايران و وجود افرادي از مطبوعات ايران كه جذب آن رسانه ها شده بودند باعث شد كه در حقيقت ارتباطات خبري اين رسانه ها از دفتر تلفن اين دوستان كه از ايران با خود برده بودند تغذيه شود و همين ارتباط نيز باعث دو سويه شدن ارتباطات شد و افرادي ايراني نيز نكاتي را به اين شبكه ها القاء مي كردند كه اين همسويي و كار مستمر و نزديك در روند فعاليت هاي اين شبكه ها بسيار روشن است.
موسوي اعتقادي به سازوكار قانوني نداشت
مهدوي افزود: وضعيت به وجود آمده پس از انتخابات در ايران مبدا يك تغيير جهت تاريخي است چرا كه ذات اصلاح طلبي به معناي پذيرش چارچوب ها براي كارآمدتر كردن سيستم است اما گروه هايي كه با داعيه قانون و اصلاح طلبي شكل گرفته بودند به رفتارهاي فراقانوني و تعيين تكليف در خيابان و به تعبير رهبري اردو كشي هاي خياباني روي آوردند كه اينها با ذات اصلاح طلبي در تناقض است و در بيانيه هاي آنها نيز مشخص بود كه اعتقادي به ساز و كارهاي قانوني ندارند.
اين عضو ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي نيز پس از انتخابات ساز و كار قانوني انتخابات را نپذيرفت در حالي كه تا روزهاي پيش از انتخابات ايشان مي گفت كه «نظارت استصوابي را قبول ندارم و قانون آن را تغيير خواهم داد اما تا اين قانون پابرجاست به آن عمل مي كنم.» در حالي كه ديديم اين گونه نشد.
موسوي دچار گره ذهني
شده است
مهدوي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: آقاي موسوي دچار يك ابهام وگره ذهني شده و از قضاوت تاريخ در مورد خود نگران است؛ او از ابتدا مدعي پيروزي در انتخابات بود و سرمايه 20 سال سكوت خود را وارد ميدان كرد و حال با اين شكست، پذيرش اين مسئله باورپذير نيست و اگر بخواهد شكست را هم بپذيرد، درست كردن قافيه براي مصراعي كه سروده است بسيار سخت است و همچنين حال كه بيانيه هاي تحريك آميز او باعث كشته شدن تعدادي از افراد شده است، در مجموعه او خود را گرفتار مي بيند.
مهدوي تصريح كرد: به نظر من آقاي موسوي مي تواند از طريق قانوني اعتراض بكند و حتي مي تواند به شوراي نگهبان پيشنهاد بدهد و بايد حساب خود را از روند آشوب و اغتشاش و ريخته شدن خون ها جدا كند و همان طور كه از شخصيت او اين انتظار مي رود، فارغ از هر باوري كه دارد آرامش را به جامعه منتقل كند. چرا كه تاكنون نتيجه بيانيه هاي او فقط تداوم ناامني و به خطر افتادن منافع افراد عادي و بي گناه بوده است.
علت رويگرداني مردم از موسوي
عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و عضو ستاد انتخابات ميرحسين موسوي در بخش پاياني نشست خبري خود، علت اصلي رويكرد مردم از موسوي در انتخابات رياست جمهوري دهم را فاصله گرفتن اين كانديدا از شخصيت و گفتمان اصلي خود عنوان كرد.
وي افزود: انتظار بسياري اين بود كه آقاي موسوي به عنوان نخست وزير دوران امام كه تأكيد بر استكبارستيزي و حمايت از حقوق مستضعفين داشت، با همان شخصيت و گفتمان وارد عرصه انتخابات مي شد كه به نظر مي رسيد آراي موسع تري را نصيب او مي كرد.
مهدوي همچنين بيراهه رفتن در شعارها، اشتباه گرفتن مطالبات و شعارهاي مردم و همصدايي با معاندين و دشمنان تابلودار نظام (سازمان يافته يا غيرسازماني) و همراهي با جرياناتي كه اصل استقلال و تصميم گيري مردم را ناديده مي گيرند دليل رويگرداني مردم از اصلاح طلبان عنوان كرد و گفت كه اگر نامزد اين جريان پيروز مي شد، جاي شگفتي داشت.
بازداشت اعضاي سازمان مجاهدين به آرامش فضا كمك كرد
وي با اشاره به دستگيري 3 نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب، گفت كه دستگيري اين افراد به دليل قطع روابط شبكه هاي خوشه اي جوانان با افراد مذكور همچون تاج زاده و قطع روابط ميان مديران رسانه ها و متوليان سايت هاي دوم خردادي با بهزاد نبوي به آرام شدن فضاي كشور بسيار كمك كرد. اين روزنامه نگار و فعال سياسي دوم خردادي در عين حال گفت كه پس از دستگيري افراد مذكور، سه بيانيه ديگر از سوي سران سازمان بدون اطلاع ساير اعضا از مسير تدوين و انتشار آنها منتشر شده كه عدم مرزبندي صريح با آشوبگران و بدخواهان و عدم پذيرش ساز و كار قانوني رسيدگي به اعتراضات به نتيجه انتخابات، محوري ترين فصل آن است. مهدوي همچنين از مجمع روحانيون مبارز به دليل انتشار بيانيه اغتشاش طلبانه اخيرش انتقاد كرد و اظهار داشت: در حاليكه تصور مي شد اعضاي مجمع روحانيون مبارز به دليل كسوت انقلابي و تعلق آنها به طبقه روحانيت نقش تعادل بخش را در اين روزها ايفا كنند، در بيانيه اي افراطي كه بعيد به نظر مي رسد همه اعضا آن را امضاء كرده باشند، همسو با مشاركتي ها و با ادبيات تندتر از بيانيه هاي ديگر همصدا با آشوب طلبان در اين مسير گام برداشت.

 



انتشار سلسله مباحث تفسيري آيت الله جوادي آملي در روزنامه كيهان

سرويس فرهنگ و معارف
به مناسبت اجراي طرح مسابقات قرآني 1443 در تابستان امسال با محوريت سوره اسراء در شبكه هاي مختلف صدا و سيما، روزنامه كيهان درنظر دارد به منظور تعميق بيشتر مفاهيم قرآن كريم و تعميم بهره مندي از خوان گسترده الهي، ستون «صراط هدايت» را منتشر نمايد.
اين ستون اختصاص به مباحث تفسيري منتشر نشده حكيم فرزانه و مفسر گرانقدر آيت الله جوادي آملي دارد و روزهاي فرد (يكشنبه، سه شنبه و پنج شنبه) در صفحه معارف روزنامه منتشر خواهد شد.
گفتني است در ايام تابستان، اين ستون به مناسبت طرح قرآني 1443 به تفسير سوره مباركه اسراء اختصاص دارد.

 



در فضيلت ارسال آن پارازيت

يكم- به لطف اخوان وزارت خفيه، اليوم سياوش اردلان- اين شاهد بازاري- در بي بي سي فارسي به ماتم نشسته، هر روز از اين ماهواره بدان ماهواره اسباب كشي داشته، ليكن توفير نمي كند و فضاي جو براي اقمار مصنوعي كلاً ناامن است. پارازيت ها آن مقدار قوت دارد كه تلفزيون صداي آمريكا را هم بي نصيب نگذارده، نوري زاده عوض كارشناسي در اين تلفزيون، در اطاق خواب خود با زيرپوش ركابي تحت وب كم به چت كردن اشتغال دارد. ساير تلفزيون ها هم به جاي اغتشاش، شوي عزا تماشا مي دهند؛ تو گويي ختم پدرشان است.
دويم- تبارشناسي يك توهم: صبح خروس خوان از خواب ناقص و آشفته برمي خيزي؛ عيال به جاي تهيه صبحانه مشغول مباحثه با اردلان در بي بي سيسيت. يك قهوه ترك مي نوشي كه عوض آن كه آرامت كند فشار خون را به سطح هيجده ميلي متر جيوه مي رساند. دوكتور محمدرضا تليفون مي نمايد كه آماده ايد؟ متن ها را مطالعه فرموده ايد؟ جواب مي شنود: آري ليكن برخي بندها و پروگرامات سخت پيچيده و دنجريوس و هاي ريسك مي نمايد. صلاح مي دانيد حذف كنم؟
- خير صلاح نيست. از عيال ياد بگيريد كه پلان را مو به مو اجرا مي نمايد.
- بله دارم مي بينم.
صلاه ظهر از مجاورين و همسايه غربي و شمالي و زري عمه و شمسي دخترخاله شنيده مي شود كه 03 ميليون راي، دانسته حق شماست يعني به واقع در صناديق ريخته شده است. از دربخانه كه بيرون مي شوند قريب 150نفر سبزپوش ايشان را تا شعبه اخذ رأي (سابق، تخلف گاه فعلي) مشايعت مي كنند.ناگهان جرقه هاي يك توهم در جان و ذهن، كليد مي خورد. علي كاكل زري از استكهلم تليفون مي نمايد كه همه اينجا سبزند. خيالتان تخت بماند. رئيس جمهور متوهم دستور مي دهند درشكه ها براي صرف ناهار به سمت شارع پاستور بچرخانند اما برخي مشاوران توضيح مي دهند كه جناب پرزيدنت! كمي زود است، اندكي صبر سحر نزديك است.
- خيلي خب به سعدآباد مي رويم.
- جناب مهندس! امروز را در خانه مكث كنيد انشاء الله فردا قبل از شكار به سعدآباد مي رويم.
- جلسه كابينه را كي تشكيل دهيم پس؟
- تصدقتان برويم فردا.
شبانگاهان هنوز ختم الكسيون اعلان نشده در جمع راپورتچيان اجنبي: «اينجانب رئاست جمهوري خود را به خويشتن تبريك گفته اين هم نشانه اش.» و انگشت خود را ويكتوري مي نمايد. مصطفي خان تاج الملوك به محافظان دستور مي دهد كه ايشان را فوراً به منزل برسانند تا براي فردا استراحت كافي نموده، كالري لازم دريافت دارند. صباح فردا عليرغم اعلان نتايج، به ايشان به طريقه هيپنوتيزم القاي اساسي مي شود كه تقلب شده و مي خواهند عليه رياست جمهوريتان كودتا كنند لذا لازم است در جمع هواداران سبزپوش حاضر شده اندكي دعوت به اغتشاش بنماييد حال كودتاچيان اخذ شود.
پلان مورد نظر در ايام آتي بندبند اجرا مي شود... (از اين فقره به بعد، كرامات اين ميرزا در غيب گويي سرانجام ماجراست:) در جريان اغتشاشات موجودي كه عينك سياه به چشم داشت با رئيس جمهور متوهم ملاقات مي نمايد. مشاراليه حالي به حالي شده دستور رجعت به منزل مي دهد. با حالي منقلب مكرراً از عيال مي پرسد: «نه؟! اين ما بوديم؟ نه؟ محال است. نه؟!» چهل سنه بعد در چنين روزي وكالت هاي خبري از كشف يك درويش عجيب المنظر در سلسله جبال هيماليا خبر خواهند داد كه مچ بند و تسبيح نارنجي بر دست داشته، بعد 04 سال استغفار به درگاه الهي و نپذيرفتن توبه اش، با دو ذرع لحيه نتراشيده، چشمان سرخ شده اش هنوز در بكاء بوده، از هر شيء سبز رنگ تبري جسته با ديدن نباتات و چمنزار سنكوب مي نمايد.
سيم- چمدان قنصول هاي انگليز براي گذراندن تعطيلات اجباري و دائمي در سواحل آن كشور بسته شد و عنقريب است سفير غيرمختار آن كشور نيز براي ابد بدانجا تبعيد شود تا حاكمان آنجا تكليف خود را يك بار براي هميشه با پروپاگانداي خبيث و ناشيانه بي بي سي و همچنين ارسال جواسيس و ترويست ها بداخل مملكت فخيمه ايران روشن بنمايند.
ميرزاقلي خان راپورتچي

 



اعترافات برادر سركرده گروهك تروريستي ريگي: عبدالمالك مي گفت با قتل شيعيان به بهشت مي رويد !

عبدالحميد ريگي برادر سركرده گروهك تروريستي ريگي در جلسه محاكمه خود به همراه 12 شرور ديگر عضو اين گروهك با اعتراف به اقدامات تروريستي خواستار عفو مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران شد.
«عبدالحميد ريگي» برادر مالك ريگي سركرده گروهك شرور و تروريستي در بخشي از سخنانش گفت: ما همه تحت تاثير القائات عبدالمالك قرار گرفته بوديم زيرا بيشتر اوقات آيه هاي قرآن را آنگونه كه مي خواست براي ما تفسير و ترجمه مي كرد.
وي افزود: شست وشوي مغزي جوانان ناآگاه از اقدام هاي مالك ريگي براي تحت تاثير قرار دادن افراد بود.
برادر سركرده گروهك تروريستي كه از جمله اتهامات وي مشاركت در راهبندي و قتل 25 نفر از مسافران در تاسوكي و 12 نفر در دارزين كرمان، سر بريدن برادر همسرش و قتل همسرش است، ادامه داد: هيچ اختياري از خود نداشتيم هرچه مالك مي گفت بايد اطاعت مي كرديم زيرا باور كرده بوديم كه با قتل شيعيان به بهشت مي رويم. وي بيان كرد: در قتل برادر همسرم دخالتي نداشتم بلكه عبدالمالك به دليل اينكه همسرم و برادرش شيعه بودند به من گفت فكر مي كنم برادر همسرت با سازمان هاي اطلاعاتي ايران در ارتباط است و بايد كشته شود.
عبدالحميد ريگي افزود: از آنجا كه برادر همسرم هيچ گاه در اينگونه مسايل دخالت نمي كرد ادعاي مالك را رد كردم اما چون وي بر جاسوس بودن برادر همسرم تاكيد داشت، مخالفتي نكردم كه در نهايت عبدالمالك او را محاكمه كرد و خود نيز گردنش را بريد و فيلم تهيه شده آن را به شبكه العربيه ارسال كرد و پخش شد. وي افزود؛ پس از آنكه همسرم از موضوع قتل برادرش مطلع شد با مراجعه به منزل عبدالمالك با وي سروصدا و دعوا كرده بود.
او اضافه كرد: چند روز بعد عبدالمالك خطاب به من گفت به همسرت شك داريم و شنيده ام كه وي با سازمان هاي اطلاعاتي ايران ارتباط دارد و بايد كشته شود.
عبدالحميد ريگي گفت: با وجودي كه مي دانستم همسرم هيچ ارتباطي ندارد و از منزل خارج نمي شود و وسيله ارتباطي نظير تلفن نيز نداشت به ناچار دستور قتل وي اجرا شد.

 



يك نامه به چهار بزرگ

امير عاملي
آقايان! كروبي، رضايي، موسوي و احمدي نژاد
اين ما و من نتيجه بيگانگي بود
صد دل به يك دگر چو شود آشنا يكي است
نامه حاضر را كسي مي نويسد كه وقتي تكه تكه شده تنها برادرش را داخل پتو ريختند و از شلمچه آوردند از خدا خواست اجر اين صبرش تا آخر عمر ارادت به ولايت فقيه باشد و اين نامه را كسي مي نويسد كه بزرگترين پست و مقام او در جمهوري اسلامي شغل شريف معلمي است البته بي مزد و منت.
من كه تاكنون 10 كتاب چاپ كرده ام 2 بار به آقاي خاتمي، 2 بار به آقاي هاشمي و هزار بار به جمهوري اسلامي رأي داده ام. به شما بزرگان عرض كنم كه شماها مبدأ رودخانه اي بوديد كه در قالب چهار رود خروشان چهل ميليون رأي به درياي جمهوري اسلامي ايران واريز كرديد. اگر رودخانه را بشود از دريا جدا كرد رأي ما و مردم را هم مي شود تفكيك نمود.
«دلم ز تفرقه بيزار شد بيا ببريم
قلم سر سخن و ما سر جدايي را»
شما به يك اندازه پرچم دار حماسه اي هستيد كه چشم دشمن را كور و روح امام را شاد كرد. شما مي توانيد دستهاي موازي با هم بودن را براي ارتقاء نظام بزرگ اسلامي به هم بدهيد و موازيان بناچاري نباشيد. مگر نه اين است كه مردم به دين ملوك خود هستند؟ آستانه تحمل را بالا ببريم تا منافق و دشمن را به زير بكشيم. آخر ما ولي داريم ما علي داريم. نيايد روزي كه قول خواجه شيراز محقق شود و بگوئيم: «گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت».
ايرانيان با دو هزار و پانصد سال سابقه مدنيت با صدايي بلند مي گويند ما با ولايت هستيم و تا شهادت ايستاده ايم. حتي طرح تفرقه شما در يك جماعت اندك هم كارساز نخواهد بود ما اعضاي يك خانواده ايم اصلا بني آدم اعضاي يك پيكرند. ما شايد گاهي به پدر خانواده تمكين نكنيم اما پدر دشمن را درمي آوريم اگر به ما بگويد: پدر سوخته ها شماها نه خودتان را مي شناسيد نه ما را. نه خدا را. عشق به ولايت با شير در رگ رگمان وارد شده و با خون بدر شود.
گو پوزه درازهاي وحشي
با پوزه درازها درافتند
هستيم ما مريد ولي يا علي مدد

 



آزمون بزرگ الهي

دكتر محمدحسين رجبي دواني
احسب الناس ان يقولوا آمنا فهم لايفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين. (سوره مباركه عنكبوت آيات 2 و 3) يعني: آيا مردم پنداشتند (به صرف اين كه) بگويند ايمان آورديم آنها را مورد آزمايش قرار نمي دهيم. ما امت هايي را كه پيش از اينان بودند به امتحان درآورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملاً معلوم كند.
در آيات شريفه فوق به روشني تاكيد شده است: «مؤمنان» بدون استثنا در همه زمانها و مكانها در قبال نعمت هاي بزرگ الهي مسئولند و آزمايش مي شوند تا صدق و كذب ايمان و اعتقاد آنان معلوم گردد. اين سنت الهي است كه چون مردمي در امتحانات خداوند سربلند بيرون آيند، نه تنها از مجازات و ذلت در دنيا درامانند بلكه تا زماني كه بر عهد با خدا استوارند، از ديگر نعمت هاي الهي پي درپي برخوردار خواهند بود. (سوره يونس، آيه 98). و چنانچه در امتحان الهي مردود شوند بايد منتظر عذاب و ذلت در دنيا و آخرت باشند.
خداوند به سبب قابليت و شايستگي كه امت ما از خود بروز داد نعمت بزرگ انقلاب اسلامي و رهبري الهي آن را به ما عنايت فرمود و چون در آزمون بزرگ انقلاب سربلند و سرافراز گشتيم به لطف الهي به ديگر نعمت بزرگ خداوندي نائل شديم: برپايي نظام مقدس جمهوري اسلامي به زعامت نايب عام و شايسته امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف.
در سنت الهي مقدر بود تا صلاحيت و شايستگي امت ما در حفظ نعمت بزرگ نظام جمهوري اسلامي كه بعد از قريب به 1360سال تنها نظام اسلامي مشروع تاريخ اسلام است، مورد امتحان قرار گيرد.
وقايع و حوادث متعدد پس از پيروزي انقلاب اسلامي بويژه تحميل جنگ همه جانبه و نابرابر استكبار جهاني بر اين نظام مقدس و مظلوم، صحنه هاي مختلف امتحان الهي بود كه در نهايت امت ما از همه آنها سربلند و سرافراز بيرون آمد و شايستگي خود را در حفظ اين نعمت عظيم الهي به اثبات رساند.
آنچه در اين آزمايش هاي الهي پس از انقلاب بيشتر جلب نظر مي كند سرافرازي و سربلندي رهبري و اكثريت قاطع مردم است كه در طول اين سه دهه به حول و قوه الهي با وجود ريزش هاي جزيي، رويش توده هاي جوان متدين و انقلابي را به همراه داشته است. اما در اين ميان بعضي از «خواص» جامعه ما به رغم برخورداري از مؤلفه هايي نظير علم و قدرت و موقعيت سياسي، اجتماعي و... نتوانستند همپاي مردم انقلابي و آگاه حركت كنند و به مرور زمان ريزش هاي پي درپي آنان را شاهد بوديم. برخي در برابر حضرت امام خميني(ره) ايستادند، بعضي در پي كسب قدرت و ثروت بيشتر برآمدند، برخي هم چنان خود را سرگرم روزمرگي كردند كه از وظايف و تكاليف اصلي خويش غافل ماندند و به هنگامي كه جنگ استكبار بر ضد نظام از بعد فيزيكي به بعد فكري و اعتقادي تغيير جهت داد، در لاك خود فرو رفته و بي تفاوت نظاره گر حوادث شدند؛ حال آن كه اين جنگ، جنگ مختص خواص بود و برخلاف جنگ تحميلي، توده ها را بدان راه نبود. دوراني كه «سازندگي» نام گرفت و دوره اي كه بر آن نام «اصلاحات» نهادند، اگر چه از نظر مادي شايد كارنامه قابل قبولي داشته باشند، اما از نظر معنوي دوران جنگ با ارزشها و آرمان هاي ديني بود كه دشمنان انقلاب ريشه را هدف قرار داده بودند: اعتقادات و ارزش ها. در اين دوران بود كه رهبري هوشمند انقلاب تهاجم فرهنگي دشمن را به عينه ديد و خواص را به ميدان مبارزه و جهاد فراخواند. اما دريغ و افسوس كه در اين آزمايش الهي و ميدان مبارزه، جز انگشت شماري كسي از خواص به ياري پرچمدار ارزشها نشتافت. از سوي ديگر خواص آلوده با گشودن جبهه اي از داخل قدم به قدم در پي كمرنگ كردن ارزشها و نهايتاً از ميان بردن آنها و جايگزين كردن ضدارزشهاي معنوي به عنوان ارزشهاي جديد بودند و در حقيقت به عنوان ستون پنجم به ياري دشمن آمدند و متأسفانه تا حدود زيادي هم موفق شدند. چرا كه آلودگي در اين دوران به برخي از اركان نظام نفوذ يافته بود. در اين دوران سخت و پرالتهاب رهبري فرزانه و بيدار انقلاب و توده هاي دلسوخته انقلابي نگران از سرانجام اين روند خطرناك با عملكرد ناصواب خواص آلوده در ميدان مانده بودند؛ آيا در اين آزمايش سربلند خواهيم شد؟
اما خداوند فرصتي تازه داد و آزموني ديگر براي امت رقم زد كه آن، انتخابات سرنوشت ساز سوم تير ماه 84 بود. در حالي كه اكثريت بيدار و ديندار امت ما به رغم بمباران هاي شديد تبليغاتي و سيلابي از اتهام و افترا كه برضد نامزدي از جنس مردم و معتقد به ارزش هاي اصلي انقلاب به راه افتاده بود، رأي به حاكميت ارزش ها دادند و گفتمان اول انقلاب را برگزيدند. با اين انتخاب استكبار جهاني كه با وجود سرمايه گذاري كلان تمام اميدهاي خود را برباد رفته مي ديد، از همان زمان به دنبال «تغيير» به نفع خود برآمد. از سوي ديگر خواص ضربه خورده در اين آزمون بزرگ الهي نيز كه موقعيت برتر خويش را از دست رفته ديده و يقين داشتند در صورت موفقيت گفتمان تازه حاكم شده، ديگر اميدي براي بازگشت به قدرت و زياده خواهي هاي خود نخواهند داشت، در پي از ميان بردن اميد جديد مردم آگاه و روي گردان از آنها برآمدند. تخريب گسترده رسانه اي برگزيده مردم، سياه نمايي خدمات گسترده او، به تمسخر گرفتن آرمان ها و اعتقادات اين گفتمان، چوب لاي چرخ گذاشتن هاي بسيار براي ناكام كردن دولت نهم و... همه و همه براي اين بود تا در انتخاب دهم، با كنار زدن تفكري كه آنان برنمي تابند، بار ديگر موقعيت از دست رفته را بازيابند.
در اين تخريب هاي گسترده شنيع تر و وقيح تر اتهام «دروغگويي» و دروغگو بودن به منتخب مردم بود كه انشاء ا... در مجالي ديگر به اين موضوع خواهيم پرداخت.
آنچه براي خردمندان، مسلم مي نمود اين بود كه اين «خواص» با عملكرد قريب به دو دهه اخير خود در قدرت، نشان داده اند به رغم ظاهري ديني و حتي در لباس دين، از آموزه هاي ديني و اعتقاد به پاسخگويي اعمال، تا حد زيادي غافل مانده اند و از اين كه در آزمون هاي الهي پي درپي مردود مي شوند، بي خبرند. اگر غير از اين بود بايد مي فهميدند علل رويگرداني و حتي تنفر توده هاي متدين و انقلابي از آنان در «تغيير» خودشان است و نه تغيير مردم. لذا تمسك آنان به سابقه خوب گذشته و همراهي با امام و شهيدان بزرگ انقلاب كمترين حس همدردي و همدلي را ميان مردم انقلابي و عاشق امام و مريدان شهداي انقلاب برنيانگيخت.
در اين فضاي آلوده شده توسط خواص و همپيماني و همراهي دشمنان مستكبر نظام با اين خواص، انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري امتحان بزرگ و بسيار مهم ديگري براي امت ما است. نويسنده اين سطور در اين مقال در پي آن نيست كه از زواياي گوناگون نامزدهاي حاضر در عرصه انتخابات و «خواصي» را كه در اين امتحان سرنوشت ساز له يا عليه نامزدها موضع گرفتند، مورد بحث و بررسي قرار دهد. اگر بدون پيش داوري به انتخابات نظر افكنيم همان گونه كه رهبر فرهيخته انقلاب فرمود هر كس (بويژه توده هاي مردم) كه در اين عرصه حاضر شده و به هر يك از نامزدها راي داده باشد، نزد خداوند مأجور است و اگر قصد قربت هم كرده باشد، عبادت نموده است. اما از منظر ديگر اگر ما به عنوان امتي مسلمان كه به اميد صلاح دين و دارالايمان ايران در انتخابات شركت كرده ايم و معتقديم تك تك اعمال ما در محضر الهي ثبت و ضبط مي شود و پاسخگوي اعمال در قبال تكليف خود خواهيم بود، بايد حجت شرعي براي رأيي كه داده ايم داشته باشيم تا ببينيم آيا از اين امتحان الهي سربلند و پيروز بيرون آمده ايم؟ انشاءالله عموم قريب به 40 ميليون نفر تا روز انتخابات از ميدان اين آزمايش پيروز بيرون آمده اند؛ اما بي شك حوادث و وقايع پس از انتخابات عرصه آزموني بس سرنوشت ساز براي نامزدهايي شد كه در اين رقابت برگزيده نشدند و نيز هواداران آنها.
سه نامزد غيرمنتخب در اين رقابت با به نمايش گذاشتن عدم بلوغ سياسي خود و عدم رعايت حداقل ادب و اخلاق سياسي در تبريك نگفتن به پيروز انتخابات، و تحريك و تهييج هواداران خود به نپذيرفتن نتيجه انتخابات (علني و بي پرده و يا با رياكاري و رندانه) و كوفتن بر طبل دشمن مبني بر تقلب در انتخابات آن هم در نظام اسلامي و ايراد اتهام به اركان قانوني آن بويژه شوراي نگهبان كه در واقع بي اعتقادي آنان به ركن اصلي نظام را مي رساند، رفوزگي خود را در اين امتحان الهي آن هم در «خرداد» به همگان اثبات كردند. و متأسفانه به رغم هشدار رهبر بيدار انقلاب، همگام با دشمنان مستكبر نظام شيريني حضور حماسي و بي نظير مردم را در كام امت آگاه ايران تلخ نمودند و رؤياي استكبار جهاني را با به خطر انداختن امنيت امن ترين كشور جهان به خوبي! تعبير كردند. البته در اين ميان سهم دو نامزد شكست خورده كه در ميان مردم از كمترين مقبوليت برخوردارند، كمتر از ميرحسين موسوي است.
در اين بخش از مقاله روي سخن راقم اين سطور با كسي نيست كه نه تنها در انتخابات بلكه در اين آزمون بزرگ الهي به سختي مردود شد و با بيانيه هاي تند و خلاف شرع و قانون و عرف و اخلاق خود گذشته از اين كه خروج خويش از حاكميت نظام اسلامي را (به رغم تمسك رياكارانه و منافقانه به امام و انقلاب و نظام) ندا مي دهد، با زير پا گذاشتن آنچه به عنوان مرام و آرمان خود در تبليغاتش مطرح كرده بود، پريشان گويي و عدم تعادل سياسي خود را نزد هر خردمندي اثبات كرد. (اگرچه هنوز اميدواريم وي متوجه خطاي فاحش و خيانت خويش گردد و سعي در جبران مافات كند، هر چند نمي دانيم آيا توبه و استغفار او پس از به ذمه درآوردن خونها و خسارات بسيار، و از همه مهم تر همگامي با دشمن در تضعيف نظام نزد خداوند پذيرفتني خواهد بود؟)
روي سخن اينجانب با افرادي از هواداران اوست كه مؤمن و اهل تشرع بوده اند و به حشر و نشر و حساب و كتاب اعمال اعتقاد داشته اند. بويژه برخي از مسئولان ستاد وي. اگرچه بحمدالله شاهد آن هستيم بسياري از متديناني كه به وي رأي داده اند با مشاهده مواضع او پس از انتخابات و اعمال ضدقانوني او بويژه ايستادن در برابر رهنمودهاي رهبري، پشيمان شده و از او برائت مي جويند، اما هنوز افرادي باسابقه تدين و تشرع در اطراف وي هستند و كماكان از مشي و مواضع او حمايت مي كنند. كساني هم چون دو تن از دوستاني كه زماني اينجانب با آنان همكار بوده و سابقه ارادت به آنان دارم: اين دوستان به اتكاي سوابق خود در جلب آراي قابل توجهي از مؤمنان به وي نقش داشته اند. برادران باسابقه و متدين، اين تذهبون؟ شما اگر هنوز به آخرت اعتقاد داريد، در پيشگاه الهي چه پاسخي در برابر اين سؤال كه چرا همگام و هم زبان با استكبار و ضدانقلاب و در دفاع از كانديداي غيرمنتخب در حقيقت به حمايت از اراذل و اوباش سياسي و اجتماعي پرداختيد كه خانه خدا را سوزاندند و جان و نفوس محترمي را از بين بردند و به بيت المال و اموال مردم خسارات سنگيني وارد كردند و فساد پديد آوردند؟ اگر انشاءالله هنوز به شريعت پاي بنديد، مگر آيه شريفه قرآن را نخوانده ايد كه «من قتل نفسا بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعا.»
شما بايد بدانيد كه در تفكر ولايي اماميه، اطاعت از ولايت امر شرط لازم است و اگر اطاعت نشود، امور مختل خواهد شد.
نكند خداي نكرده مثل شما مثل گروهي از پيمان شكنان بصره شود كه با وجود و حضور ملاك و ميزان حق، يعني اميرالمؤمنين علي(ع)، براي روشن كردن اين كه آيا آن حضرت و پيروانش در قتل عثمان دخيل بوده اند يا خير، خليفه واجب الاطاعه را رها كرده و در پي افراد به اصطلاح متدين و مورد اعتمادي بودند تا با تأييد خواست آنان، مجوز ايستادن در برابر اميرمؤمنان(ع) را بدست آورند. و چون چنين خائنان ظاهرالصلاحي را يافتند به نظر خود حجت شرعي پيدا كرده! و تكليف خويش را در مقابله با حضرت امير عليه السلام دانستند!
شما بايد خوانده باشيد كه در فتنه پيمان شكنان بر ضد اميرمؤمنان(ع)، انقلابيون باسابقه ديروز يعني طلحه و زبير كه در صحنه هاي سخت دوران رسول خدا(ص) با اميرمؤمنان(ع) بر ضد شرك و كفر همراه و همگام بودند و با ضدانقلاب نبوي جنگيدند، چون به آنچه در حكومت علوي مي خواستند، نرسيدند از نارضايتي گروهي از خواص آلوده از سياست هاي عدالت محور اميرالمؤمنين(ع) سود جسته و به اميد رسيدن به قدرت نه تنها بيعت خود با امير مؤمنان(ع) را شكستند، بلكه با ضدانقلاب ديروز يعني بني اميه و اتباع آنان كه خود همراه با علي(ع) با آنها جنگيده بودند، هم پيمان شدند و ائتلاف كردند و در براندازي نظام علوي همداستان شدند. حال آن كه طلحه و زبير پس از پيغمبر جز چند مورد معدود پنج سال در صحنه سياسي و اجتماعي فعال نبودند و تقريبا سكوت كرده بودند.
چگونه براي شما اگر اعتقادي به نظام جمهوري اسلامي باقي مانده باشد و كمترين اعتقادي به ولايت فقيه داشته باشيد، جاي سؤال نيست كه نامزد غيرمنتخب براي رسيدن به هدف و قدرت، نه تنها به حمايت انقلابيون ديروزي و استحاله شده هاي امروزي مي بالد، بلكه از همپيماني و ائتلاف با ضدانقلاب اسلامي يعني جبهه مرتد ملي و نهضت آزادي استقبال مي كند و در اين سركشي وفتنه كار را به جايي مي رساند كه پسر شاه معدوم با او در خود وجه اشتراك مي يابد و گروهكهاي بدنام و مفلوكي چون منافقين و فدائيان خلق از حركت او و پيمان شكني اش حمايت مي كنند؟ بگذريم از حمايت ها و شادي هاي سفاكان حاكم بر آمريكا و اروپا و رژيم پليد صهيونيستي.
برادران بدانيد كه در آزموني بزرگ گرفتار شده ايد. تا دير نشده به خود آييد و راه خود را جدا كنيد كه فردا دير است. شما نه تنها براي سرافرازي در اين آزمون بايد زماني كه نامزد غيرمنتخب بر طغيان خود باقي است، به هر نحو ممكن برائت خود از او را به اطلاع كساني كه تحت تأثير تبليغات شما به او گرايش يافته ند، برسانيد.
برادران بار ديگر مي گويم و حجت را به سهم خويش بر شما تمام مي كنم كه اگر هنوز اعتقادي در شما باقي است از جبهه اصحاب جمل امروز خارج شويد و به جبهه حق و محوريت ولايت بپيونديد و بدان تمسك جوييد تا خداوند از گناهتان درگذرد و از اين آزمون بزرگ با نمره قبولي بيرون آييد. انشاءالله.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¤ استاد تاريخ اسلام

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14