(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 7 تير 1388- شماره 19397
 

آرامش زير چتر ولايت -قسمت اول
پيامبر(ص)هم براساس «قانون» عمل مي كرد نه علم غيب
متن كامل بيانيه جنبش عدم تعهد در مورد پرونده هسته اي ايران فقط گفت وگو
رهبرا! لبيك



آرامش زير چتر ولايت -قسمت اول

شبنم نادري
پس از يك هفته التهاب و برخي اغتشاشات خياباني همه منتظر بودند تا رهبر معظم انقلاب با اشاره سر انگشتان خود گره ها را باز كند. اين اتفاق در روز جمعه 29خرداد افتاد. براي شنيدن بيانات ايشان همه رفتند. همه منتظر بودند تا خطبه ها آغاز شود و مقام ولايت همچون هميشه اين كشتي طوفان زده را به ساحلي امن هدايت كند. در نهايت انتظار به سر رسيد. ايشان در خطبه هاي نمازجمعه سخنان راه گشا و مهمي ايراد كردند. باتوجه به اهميت و تنوع موضوعات مطرح شده سعي خواهد شد تا در سه بخش نكات مهم سخنان ايشان مورد بررسي قرار گيرد.
الف) تبيين حماسه 22خرداد
هرچند رهبر معظم انقلاب در پيام خود در روز بعد از انتخابات به عظمت و شكوه انتخابات رياست جمهوري اشاره كرده بودند، اما اين بار ترجيح دادند تا رودرروي مردم و بار ديگر از حضور و مشاركت گسترده مردم در انتخابات تشكر نمايند. ايشان معتقدند سخن گفتن در اين خصوص حتي اگر با مبالغه و تملق همراه باشد ايرادي بر آن وارد نيست و اين موضوع خود نشان دهنده ميزان تأثيرگذاري آراء مردم در نظام مردم سالاري ديني ميباشد. از جهت ديگر ايشان حضور مردم را داراي نشانه هاي مهمي دانستند. نشانه هايي كه هم در داخل كشور و هم در جهان داراي آثار فراواني مي باشد.
1) نشانه هاي داخلي
حضور مردم در داخل كشور را ميتوان از ابعاد مختلف نگريست.
1-1) اين حضور نشان دهنده روح مشاركت جوي مردم بود. مشاركت سياسي آن هم در عرصه انتخابات و انتخابات مهمي چون انتخابات رياست جمهوري خود يكي از ويژگي هاي برجسته و نمود حقيقي مردم سالاري و دموكراسي ميباشد.
1-2) اين مشاركت در حقيقت دلبستگي مردم به نظام را نشان داد. مردم ثابت كردند نسبت به مسائل كشور يك تعهد جمعي احساس ميكنند.
1-3) انتخابات 22خرداد براي جمهوري اسلامي پس از گذشت 30سال در حقيقت به مثابه يك نفس تازه كردن و شروع مجدد براي ادامه راهي دشوار بود.
1-4) اين انتخابات نشان داد مردم با اعتماد و اميد و شادابي ملي در كشور زندگي مي كنند، زيرا اميدواري و اعتماد است كه ميتواند روح تعهد جمعي را تقويت كند و مردم را نسبت به آينده كشور خودشان حساس سازد. از منظر مقام معظم رهبري در جامعه و كشوري كه مردم نسبت به مسئولان كشور اعتماد نداشته باشند نمي توانند چراغ اميد و انگيزه را براي تحقق آرمان و اهدافشان در آينده روشن ببينند و در مسائل سياسي كشور مشاركت كنند. انتخابات نشان داد مردم با آزادي و با اميد و اعتماد به نظام در راستاي تحقق اهداف خود حركت ميكنند.
1-5) نسل جوان كشور با رونق بخشيدن و نقش آفريني در اين انتخابات نشان داد نسلي با شور و شعور و تعهد سياسي است. و اين براي جامعه جوان ما موهبت و ارمغاني بس ذي قيمت ميباشد.
2) بازتابهاي جهاني
2-1) اين انتخابات براي دشمنان زلزله سياسي بود. دشمنان نظام جمهوري اسلامي هرگز اين ميزان مشاركت را در انتخابات پيش بيني نمي كردند و با ديدن ميزان حضور مردم در پاي صندوق هاي رأي شوكه و متعجب شدند.
2-2) اين انتخابات براي مظلومان و مستضعفان و حق جويان عالم ميوه شيرين اميد و پيروزي را به ارمغان آورد و آنها نيز در جشن پيروزي ملت ايران شريك شدند. اين پيروزي سبب شد جوانه هاي عدالت خواهي و استكبارستيزي و حق طلبي در دل آنها سبز شود.
2-3) از منظر جهاني مفهوم مردم سالاري ديني كه به منزله يك مفهوم جديد و تجربه نشده ميباشد، توانست با حضور وسيع مردم و مشاركت آنها در انتخاب مهم ترين شخصيت قانوني كشور پس از رهبري خود رابه رخ دشمنان بنماياند.
2-4) در ميان نظامهايي سياسي جهان همواره دو راه وجود داشته است. نخست راهي كه منتهي به ديكتاتوري و نظامهاي استبدادي بوده و دوم راهي كه به دموكراسي هاي دروغين و مردم فريب و دور از دين و معنويت اتكاء داشته است. نظام جمهوري اسلامي در جهان توانسته يك راه سومي را در ميان نظامهاي سياسي موجود بگشايد. راهي بر پايه دين و معنويت و با تكيه بر آراء مردم. تلفيقي از دين و دموكراسي كه در نهايت به نام مردم سالاري ديني شناخته مي شود.
ب) جريان شناسي رقابت هاي انتخاباتي
1) از آنجا كه چهار نامزد انتخابات رياست جمهوري هر كدام در خلال 30سال از گذشت انقلاب در زمان هاي متفاوت داراي مسئوليت هاي مختلف در نظام جمهوري اسلامي بوده و شخصيتهاي داخل نظام هستند، بنابراين رقابت هاي انتخاباتي رقابت هايي درون نظام و متعلق به نظام بود. اما دشمنان سعي ميكردند تا رقابتها را به دو گروه رقابت ميان مخالفان و طرفداران نظام جلوه دهند.
2) اختلافات در ديدگاهها در ميان فضاي رقابتي رقابتهايي در چهارچوب نظام بوده است و نمي توان اين اختلافات را به دليل تلقين بيگانگان به اختلافاتي تعبير كرد كه ميان افراد داخل نظام و خارج نظام فاصله مي اندازد.
3) وجوه مثبت مناظره هاي تلويزيوني
3-1) مناظره هاي تلويزيوني به عنوان جديدترين ابزار براي تبليغات كانديداها در اين دوره از انتخابات توانست نقش بسزايي در ميزان شناخت مردم و در نتيجه ميزان شركت مردم در انتخابات داشته باشد.
3-2) به علت شفاف و صريح بودن مناظره ها تبليغات دشمنان در زمينه غيررقابتي بودن انتخابات كاملاً خنثي شد.
3-3) مجبور شدن افراد به پاسخگويي در مقابل سيلاب نقد و انتقاد از ديگر نكات مثبت مناظره ها بود.
3-4) جديت، صراحت و شفاف شدن مواضع اشخاص و گروهها توانست قدرت قضاوت و انتخاب مردم را بالا برده و آنها را در انتخاب اصلح ياري رساند.
4-4) مردم با ديدن مناظره ها توانستند از بسياري از مسائل مطرح در جامعه آگاه شوند و احساس نمودند نظام داراي اندروني و بيروني نيست و مسائل مربوط به نظام بايد به آگاهي همه مردم برسد و آنها در اين خصوص بيگانه تلقي نمي شوند.
5-4) مناظره ها نشان دهنده آزادي بيان بود و توانست ذهن ها را پرورش داده قدرت انتخاب ملت را بالا ببرد. در نهايت آراء مردم را از شكل زينتي به شكل حقيقي تبديل نمايد.
5-4) با حذف نكات منفي ميتوان مناظره ها را در طول سال و در سطوح مديريتي ادامه داد تا مسئولان همواره درحال نقد و پاسخگويي باشند و در ضمن جامعه قدرت پذيرش اين مناظره ها را در خود افزايش دهد تا در زمان انتخابات به حالت انفجار درنيايد.
5) وجوه منفي مناظره هاي تلويزيوني
5-1) گفتگوهايي كه بعد از مناظره به صورت بگو و مگو ادامه مي يابد مي تواند به كشمكش، كدورت و كينه تبديل گردد. لذا بايد از ادامه بگومگوها پرهيز كرد.
5-2) در مراحلي از مناظره ديده مي شد كه جنبه احساس بر جنبه منطقي غلبه مي كرد و در نهايت جنبه تخريبي بر مباحث سايه مي افكند.
5-3) مناظرات گاهي به صورت سياه نمايي افراطي از وضع موجود و وضع گذشته تبديل مي شد و اين مسئله در ميان طرفداران نامزدها التهاب و نگراني ايجاد مي كرد.
5-4) بي انصافي نسبت به خدمات دولت كنوني و دولتهاي پيشين در مناظره ها صورت مي گرفت.
روز جمعه 29خرداد ماه روز حماسه مكرر و در استمرار حماسه 22خرداد بود. مردم مؤمن و ولايت مدار با شركت در نماز وحدت آفرين جمعه نشان دادند كه در مسيرهاي دشوار و التهابات و بحران هايي كه در كشور پيش مي آيد گوش به زنگ يك اشاره از ولي خود هستند تا سراسيمه خود را پاي مكتبش رسانده و براي طي كردن ادامه مسير پرفراز و نشيب از او درس بگيرند. ملت ايران در مراحلي كه دشمنان ساده انديش خواب نقشه هاي شوم خود را مي بينند با اطاعت از فرامين رهبر خود بيدار و آگاه ايستاده است.
ادامه دارد

 



پيامبر(ص)هم براساس «قانون» عمل مي كرد نه علم غيب

آيت الله عبدالله جوادي آملي
در طي اطوار تاريخ ، همواره نهاد » مرجعيت » به عنوان
تأثير گذار ترين حوزه فرهنگي جامعه عهده دار حل مشكلات و
چالش هاي فراواني بر اساس آموزه هاي ديني بوده است .
حماسه آفريني عالمان دين و وارثان انبياء در صحنه هائي چون نهضت مشروطه ، تحريم تنباكو ، ملي شدن صنعت نفت ، انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و ... هرگز از حافظه تاريخ اين مرز و بوم محو نخواهد شد .
اينك همگان بار ديگر نفوذ معنوي و فكري « ولايت فقيه » و «مرجعيت » را در حل معضلات اخير كه پس از حماسه 22 خرداد امسال توسط عده اي از دشمنان داخل و خارج و اندكي
انسان فريب خورده مي رفت تا جان و مال و نواميس مردم و كشور را بار ديگر به تاراج يغماگران بكشاند ، نظاره گرشدند.
آنچه در پي مي آيد سخنان حكيمانه مرجع عاليقدر و فقيه اخلاقي » حضرت آيت الله جوادي آملي (مدظلّه العالي) » در اوج بحران اغتشاشات اخير درديدار جمعي از دانشجويان مي باشد كه در راستاي رهبري فكري علماي رباني تأثير عميقي از خود بر جاي گذاشت .
اختلاف قبل از علم ، تفاوتي مقدّس و مورد ستايش
« اختلاف » 3 قسم است ؛ يك اختلاف قبل از علم است كه نظريه پردازها ، انظار علمي و آراء علمي خودشان را طرح مي كنند تا آنچه حق است روشن بشود . اين يك اختلاف محمود و ممدوحي است ؛ مثل اختلاف دو كفّه ترازو در برابر شاهين براي حفظ عدالت . اگر در يك كفّه اي وزن بگذارند ، در كفّه ديگر موزون بگذارند ؛ يعني يك طرف سنگ بگذارند ، يك طرف نان ؛ اينها هماهنگ نباشند ، هميشه اين دو كفّه با هم اختلاف دارند و يك اختلاف مقدّسي هم هست .
براي اينكه اگر وزن سنگين تر باشد ، مي گويد : من به همراه تو نمي آيم . و اگر موزون سنگين تر باشد ، به وزن مي گويد من همراه تو نمي آيم ! اگر هماهنگ بوديم ، همسان و همتا بوديم ؛ بالا مي رويم با هم ، پائين مي آئيم با هم . اين اختلاف دو كفّه ترازو يك اختلاف مقدّسي است براي بر قراري عدل ، مثل اختلاف يك نظريه پرداز با ناقد آن نظريه كه هر دو در صدد رسيدن به يك نظريه علمي اند ؛ اين قسم اوّل اختلاف .
قسم دوّم اختلاف در اثر اطلاع رساني ها يا برداشت هاي ناصواب هست ، يا مقدّمات و مؤخّرات و نتايج ناصواب هست كه اين با گفتگو و گفتمان و نزديك شدن و جلسه تشكيل دادن و تفاهم، كاملاً قابل حل است .
تجلّي عذاب الهي با بروز «اختلاف » در بين بد رفتاران
امّا قسم سوّم اختلاف به عنوان « عذاب الهي » است !! آن ديگر با تفاهم حل نمي شود . ذات أقدس له در سوره مباركه مائده ، دو بار دو تا مطلب را بيان كرد ؛ و در سوره مباركه انعام يك مطلب جامعي را . در سوره مباركه مائده فرمود : من در بين يهودي ها در اثر بد رفتاري ، عذاب اختلاف را ايجاد كردم: و القينا ب ينهم العداوه و البغضاء لي يوم القيامه(1)؛ اين يك . و مسيحي هائي كه طرفدار مسيحيّت ناب عيسوي نبودند ، من بين اينها عذاب و اختلاف ايجاد كردم ؛ و اغرينا ب ينهم العداوه و البغضاء لي يوم القيامه(2). درباره يك عدّه « اغرينا » است ، درباره يك عدّه ديگر « القينا » است ؛ هر دو در سوره مباركه مائده است . فرمود : اين ملّتي كه حق را نپذيرفت ، من اينها را به جان هم انداختم .
در سوره مباركه انعام به عنوان يك اصل جامع بيان كرد كه اختصاصي به يهودي و مسيحي و زرتشتي و اينها ندارد . فرمود : هو القاه ر فوق ع باده(3)، هو القاد ر علي ان يبعث عل يكم عذاباً م ن فوق كم او م ن تحت ارجل كم او يلب سكم ش يعاً فيذيق بعضكم فوق بعض (4). او قادر است در اثر بد رفتاري شما ، عذابي از بالا به عنوان ( صاعقه ) ، از پائين به عنوان ( زمين لرزه ) ، يا عذاب
( اختلاف ) بين شما القاء كند كه به جان هم بيفتيد.
بنابراين ما 3 تا اختلاف داريم ؛ يك اختلاف محمود و ممدوح و مقدّس كه اختلاف نظريه پردازها و ناقدان آن نظريه اند . يك كسي كتابي نوشته ، يا كارگرداني كرده ، يك عدّه اي اين نظريه را ارائه كرده ، يك عدّه نقد دارند ؛ اين يك كار خوبي است تا روشن بشود . يك سلسله اختلافات هم نظير اختلافات سياسي ، اجتماعي است كه با گ له شروع مي شود ، با قهر ختم مي شود ؛ اين با تفاهم و گفتگو كاملاً حل است . يك سلسله اختلاف ها هم در اثر بد رفتاري و عذاب الهي است.
راه حل اختلافات « علمي » «اجتماعي » و « تقديري »
آن اختلاف هاي علمي را از مجراي علمي بايد حل كرد . آن اختلاف هاي اجتماعي را از راه عاطفه بايد حل كرد ، اين اختلاف تقديري را با ناله و ضجّه و اصلاح بين خود و خدا ؛ كه كجا ما بد راهه رفتيم ، بيراهه رفتيم ، راه كسي را بستيم ، راه خودمان را نرفتيم ، يا بيراهه رفتيم ، يا راه كسي را بستيم ؛ خودمان را اصلاح كنيم . اين اصل اوّل كه 3 مطلب را به همراه داشت.
دخالت حتمي بيگانگان
در حرف ها و اختلافات
خودي ها
اصل دوّم آن است كه اين فرمايشات شما كه مربوط به رنج ديدن دانشجويان در خوابگاه است ، ما شنيديم و كاملاً منتقل كرديم . كاملاً منتقل كرديم و آنها هم متوجه شدند . ولي ما بايد بدانيم كه وقتي كسي حرفي دارد ؛ بيگانه در كار او دخالت نكند ، اين فقط در ( بهشت ) است ! در بهشت آدم يكسان و خالص است . هيچ مسلماني نه طرفدار اين آقا ، نه طرفدار آن آقا هرگز حاضر نيست كه خانه كسي را آسيب برساند ، كسي را بسوزاند ، مال كسي را بسوزاند ، ماشين كسي را بسوزاند ! اين حتماً « بيگانه » است . مااگر بخواهيم حرفي داشته باشيم كه اينها نباشند ، اين كار بسيار خوب است ؛ ولي اينها خواه و ناخواه ،خودشان را در اين جمع داخل مي كنند .
يك وقت است كه انقلاب است ، نظير رهبري امام ؛ اينها را شستشو مي كند . آن روزها ممكن بود چهارتا جوان حزب اللّهي سينما را آسيب برسانند ، امّا مال مردم و ماشين مردم را سعي مي كردند هرگز آسيب نرسانند . آنكه لا تبق ي و لا تذر(5) بود ، به همه آسيب مي رساند ، آن ديگر خط امام نبود ! امّا انقلاب امام همه را شستشو كرد ؛ و مشخص شد كه آنها كي اند ، ملّت كي اند . خواه و ناخواه ما اين دشواري و مشكل را در جامعه احساس مي كنيم ، اين هم يك مطلب .
نامه اي هم كه اين آقايان براي مسئول دستگاه قضائي نوشتند كه امروز من در بعضي از روزنامه ها خواندم ، آنها هم اقدام مي كنند . اين عزيزاني كه فعلاً در
منزل هايشان نيستند ، ن شآء الله زودتر به منزل هايشان برگردند ؛ براي اينكه اينها نامه نوشتند براي مسئول دستگاه قضائي ، آنها هم ن شآء الله اقدام مي كنند . و همانطوري كه امروز باز من در بعضي از روزنامه ها ديدم كه جناب آقاي موسوي و همراهانشان از اغتشاشگرها كاملاً تبرّي كردند ، اين هم كه شده !
درايت هاي چند گانه مقام معظّم رهبري در خصوص
حل مشكلات پس از انتخابات
مقام معظّم رهبري هم 4 ـ 3 تا كار كردند با واسطه يا بي واسطه . آن ديداري كه با اعضاي محترم ستادهاي اين 4 نامزد داشتند ، اين يك ديدار دوستانه و تفاهمي بود ، مهربانانه بود ؛ فرمايشات آن آقايان را گوش دادند ، خودشان هم فرمايشات فرمودند ؛ ولي اين
مي تواند آن اختلاف دوّم را حل كند . اگر خداي ناكرده ما گرفتار اختلاف سوّم باشيم ، اين با ديدار رهبري حل نمي شود !! اين فقط سجده و ناله و دستگاه خدا مي خواهد و توبه وا نابه.
ولي اين بزرگوار كار خودش را كرده ؛ يعني شما كاملاً فرمايشات آن آقايان را شنيد ، اعضاي ستاد محترم آقاي موسوي ، آن آقايان بزرگوارهاي ديگر ، اين 4 نامزد محترم ؛ فرمايشات آنها را شنيد ، بعد سخنراني كردند . ديگر از اين دوستانه تر ، مهربانانه تر ؟! شما شخص اوّل مملكت ، مي بينيد تمام فرمايشات آن آقايان را شنيد .
( برادري ) ، معنايش همين است ! اين شنيده ، دستور اكيد هم به شوراي نگهبان داده كه شوراي نگهبان حرف هاي آنها را گوش بدهد .
عدم استفاده صاحبان
علم غيب از ادراكات خود
در صحنه اجتماع
ولي يك پرانتزي ما اينجا بايد باز بكنيم و آن اين است كه : نه ما علم غيب داريم ، نه خيلي ها ! اگر خود شما هم به جاي شوراي نگهبان بوديد ، چه كار مي كرديد ؟! شما
مي فرمائيد كه : مثلاً فلان آقا در فلان صندوق ، اختلاف شده ؛ بسيار خوب شده ، مدركي داريد ؟ نه ! اين را عزيزان من ، خواهران من ، مادران من خوب گوش بدهيد ؛ آن كه علم غيب دارد و آن پيغمبر است، برابر علم غيب عمل نمي كند !! دنيا دار آزادي است . هر كسي ؛ اگر دنيا برابر با علم غيب عمل مي شد ، كسي به كمال نمي رسيد ! كمال در اين است كه اين شخص بتواند بيراهه برود و نرود .
قضاوت هاي پيامبر (ص)
بر اساس » قانون » و پرهيز آن حضرت از تكيه بر علم
غيب خويش
در دو آيه قرآن بالصّراحه خدا به پيغمبر فرمود : مردم هر كاري كه
مي كنند ؛ هم من مي دانم ، هم تو را آگاه مي كنم . قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله (6). ما معتقديم پيغمبر و امام همه اعمال ما را
مي بينند ، براي اينكه در قيامت بايد شهادت بدهد! امّا حضرت آمده ، صريحاً اعلام كرده كه: مردم ! بدانيد من فقط برابر » قانون » عمل مي كنم . من برابر علم غيب، مي دانم كه كي خلاف كرده ، امّا علم غيب منشأ فقه و حقوق نيست ! نّما اقض ي ب ينكم ب الأيمان و البيّنات ] اين ( نّما ) مفيد حصر است [(7). يعني هر كي شاهد آورد ، من حكم مي كنم ؛ هر كي قسم خورد ، من حكم مي كنم . امّا بنا بر اين نيست كه من براساس علم غيب عمل كنم .
لكن مردم ، خواهرها ، برادران بدانيد ! اين را ب الصّراحه فرمود كه : اگر كسي شاهد دروغ آورد ، يا قسم دروغ ايراد كرد ؛ آمد در محكمه ، من حكم كردم كه اين مال ، مال اوست ؛ مبادا بگويد : من رفتم محكمه پيغمبر ، از دست خود پيغمبر گرفتم ! اين ق طعأ م ن النّار(8) ؛ يك آتشي دارد خانه مي برد ، اين را هم بدانيد.
لزوم رعايت اخلاق سايه افكن بر قانون توسط
همه اشخاص و گروهها
ما يك اخلاق داريم كه مكمل قانون است؛ يك اخلاق داريم ، ضامن اجراي قانون است ؛ يك اخلاق داريم ، پشتوانه قانون است . هر نقصي كه در قانون باشد ، اخلاق ترميم مي كند . بنابراين آنكه علم غيب دارد ، برابر علم غيب عمل
نمي كند . ايشان هم دستور دادند به شوراي نگهبان ، امروز هم سخنگوي شوراي نگهبان چند بار گفت ، امروز هم گفت كه از خود نامزدهاي محترم دعوت كرديم تشريف بياورند در جلسه رسمي شوراي نگهبان ؛ نه آنهائي كه مأمور انتخاباتند . چون شوراي نگهبان يك چند نفري را از اعضاي خودش براي انتخابات ، براي رعايت انتخابات ، انتخاب مي كند . همه اين آقايان كه مسئوليتي ندارند ! يك چند نفر انتخاب مي شوند براي كانديدا.
امّا الآن در جلسه رسمي ،اين نامزدهاي محترم را دعوت كردند كه تشريف بياورند ، فرمايشاتشان را بگويند . كجاي مملكت از اين شفاف تر ؟!! ممكن است خلاف بشود ، امّا وقتي كه ندانند كجا تقلّب شده ؛ نه شوراي نگهبان دستش باز است ، نه اينها هيچ مدركي قابل ارائه دارند . هر جائي كه مدرك هست ، هر جائي كه قانون هست ، ارائه مي كنند .
ضرورت فراهم نساختن بستر مناسب بهره برداري براي بيگانگان
خواهش من اين است : ما همانطوري كه خودمان چه در نماز جمعه ، چه در غير نماز جمعه حرف ها را مي گوئيم ، امّا مي گوئيم : برابر آنچه كه مال نظام است ، مال قانون است ؛ خواهش ما هم همين است كه همين جور عمل بشود . و گرنه بيگانه به دنبال همين صحنه راه مي افتد ؛ مثلاً آن جلسه اي كه همه اين آقايان نامزدها جمع شدند ، فرمودند : اغتشاش ها را ما محكوم مي كنيم ؛ اين كار بسيار خوبي است .
اجماع كشورهاي مختلف همسايه در هماهنگي با استكبار بر عليه ايران
الآن ما در كمربند گلوله ايم . كمربند گلوله يعني كمربند « مرگ » ! اين شرق ما افغانستان است كه آن طالبان بدتر از القاعده ، القاعده بدتر از طالبان گلوله هايش به طرف ايران است . غرب ما كه پشت سر هم ، وقتي حرم امام ما را بمب گذاري مي كنند ؛آيا به خود ما رحم مي كنند ؟ همين عسكريين را ! اينها هم گلوله هايشان به طرف ماست ، زير گوش مايند . هم سربازان انگليسي هستند ، هم سربازان آمريكائي . شيوخ بي عقل خليج فارس هم كه حيات خلوت آمريكا هستند . شما نگاه بكنيد در كويت ، در ابوظبي ، در بحرين ، در منامه ، در مسقط ؛ در همه جا اينها پايگاه نظامي دارند ، دستشان هم روي اين ماشه است ! اينها با كي دارند مي جنگند ؟! هيچ كسي در منطقه غير از ايران هست در برابر آمريكا و كشورهاي ديگر بايستد؟! براي يك وجب كويت ، اينها پايگاه نظامي درست كردند .
...يك دوستي مي گفت : مگركويت چه كاره است ؟ كويت را جك سياسي زدند . اين ماشين وقتي كه چرخش آسيب مي بيند ، جكي مي زنند كه بيايد بالا . گفت : كويت قابل ذكر نبود ! اين را جك سياسي زدند ، بالا آوردند كه در برابر ايران بايستد و عليه ايران مثلاً پايگاه درست كنند . اين شيوخ بي عقل خليج فارس قدم به قدم اينجا پايگاه دارند .
تركيه، پايگاه ا نجرليك خودش را در اختيار اين دو دشمن خون آشام ما قرار داد ! يعني آمريكا و اسرائيل . اين با او پيمان نظامي بسته ؛ اگر تركيه با آنها پيمان اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي بسته بود ؛ ما مشكلي نداشتيم ! امّا پيمان نظامي بسته ، به بهانه ناتو . در همين پايگاه ا نجرليك تركيه ، هواپيماي شكاري مي تواند پرواز كند و مائيم و محصور به گلوله . در چنين فضائي بهترين راه براي ما « آرامش » است .
پذيرش نامزد حائز اكثريت آراء توسط همگان
در متن آراء ملت
14 ميليون ، 14 ميليون است ؛ كم نيست ! اگر يك وقتي آنها يك رأي بيشتر دادند ، به رأي ما عمل كردند ؛ يعني به رأي ما 14 ميليوني عمل كردند . چرا ؟ براي اينكه ما كه 14 ميليونيم ، مثلاً به اين آقا رأي داديم ؛ ما دو تا رأي داديم . يك رأي به قانون اساسي داديم ، يك رأي به نماينده . آن رأيي كه ما به قانون اساسي داديم ، رأي همه است ، صد در صد است . يعني همه ما گفتيم : هر نامزدي كه رأي بيشتري آورد ، او نماينده ماست ؛ اين رأي ماست! يك رأي فرعي هم داديم .
مثلاً ما كه مي خواهيم اين خانه را بسازيم ، همه جمع شديم كه اين خانه چند تا اتاق داشته باشد . همه مان رأي داديم كه اين خانه مثلا ً يك اتاق مطالعه داشته باشد ، يك اتاق بزرگ باشد ، يك اتاق پذيرائي باشد ؛ 6 تا اتاق باشد . همه ما رأي داديم كه اينجا بايد 6 تا اتاق داشته باشد . بعد وقتي كه در جزئيات اختلاف كرديم ؛ بعضي ها مي گويند : آن اتاق مثلاً بزرگتر باشد ، آن اتاق كوچكتر باشد ؛ مي گوئيم : هر چي كه اكثريت گفتند ، برابر آن عمل مي كنيم . اگر اكثريت گفتند كه اين اتاق مثلاً 6 در 4 باشد ، يا فلان باشد ؛ ما چون قبلاً رأي داديم كه هر چه اكثريت گفت ، معتبر است ؛ آن رأي ماست ، آن رأي اصلي ماست . بنابراين بايد به رأي خودمان عمل بكنيم .
لزوم طي راههاي قانوني
و پرهيز از به خيابان كشيدن طرفداران از سوي كانديداهاي معترض
اگر خداي ناكرده تخلّفي شد ، مدركي داشتيم ؛ ارائه مي كنيم . الآن چند تا كار شده ؛ يكي نشست خود نامزدهاي محترم با شوراي محترم نگهبان ، يكي هم حتّي مقام رهبري فرمودند : اگر چنانچه احتياجي دارد به باز شماري بعضي از صندوق ها ، آن هم باز شماري
مي كنند . اگر بخواهند به خيابان بكشند ، آن ديگر كنترلش از دست شما خواهرها و برادرها خارج
مي شود ، آنوقت آن حادثه پيش
مي آيد . نه معلوم است كي زد ، نه معلوم است كه ] چرا زدند [ ، نه معلوم است كه ] كه را زدند [ !
بنابراين اگر ما در آن اصل اوّل كه اختلافات سه گانه است خوب بررسي كنيم ، و اين جوانب را هم در نظر بگيريم ؛ و همه اين آقايان هم كه اين شورش را محكوم كردند ، امروز هم كه روزنامه ها نوشتند كه جناب آقاي موسوي يا آقايان ديگر شورش و اغتشاش را محكوم كرده اند ، همه علماء محكوم كرده اند ، مسئولين محكوم كرده اند ؛ يك كاري نكنيم كه اين حضور مردم يا اين نظام خداي ناكرده آسيب ببيند . اين دشمن اصلاً آماده است كه خداي ناكرده آشوبي بشود ، او استفاده بكند .
من ضمن تقدير از شما خواهران بزرگوار ، جز دعوت به آرامش و نظم و سفارش به رعايت قانون و رعايت شكايت هاي رسيده و بررسي آنها ، عرضي ندارم .
سخنراني معظم له در ديدار با جمعي از خواهران و برادران دانشجو قم ـ 28 / 3 / 1388
ــــــــــــــــــ
(1) مائده / 64
(2) مائده / 14
(3) انعام / 18 و 61
(4) انعام / 65
(5) مدّثر / 28
(6) توبه / 105
(7) الكافي / 7 / 414
(8) الكافي / 7 / 414

 



متن كامل بيانيه جنبش عدم تعهد در مورد پرونده هسته اي ايران فقط گفت وگو

«جنبش عدم تعهد» با عمري 48 ساله و 118 عضو (دو سوم كشورهاي عضو سازمان ملل متحد) تشكلي تاثيرگذار در تحولات بين المللي به شمار مي رود.
فلسفه تشكيل اين جنبش، گردهم آمدن كشورهايي بود كه در دوران جنگ سرد به هيچكدام از دو بلوك شرق و غرب وابسته نبودند. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اين جنبش تا حدودي رويه اي ضدامپرياليستي را اتخاذ كرده است.
غيرمتعهدها داراي اساسنامه مدون و يا يك مقر دائمي نيست. تصميمات اصلي نيز در اجلاس سران كشورهاي عضو اين جنبش اتخاذ مي شوند. اجلاس سران غيرمتعهدها هر سه سال يكبار برگزار مي شود. سمت رياست جنبش عدم تعهد نيز هر دوره به كشور ميزبان اجلاس سران واگذار مي شود.
اين جنبش تاكنون 14 اجلاس در سطح سران برگزار كرده و رياست كنوني آن بر عهده كشور كوباست.
جنبش عدم تعهد در نشست فصلي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي با صدور بيانيه اي تاكيد كرد، نبايد از حق كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران براي توسعه انرژي اتمي براي مقاصد صلح آميز جلوگيري يا براي آن محدوديت ايجاد شود.
بيانيه حمايتي جنبش از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران را مي توان خلاصه اي از نظرات ايران در مورد پرونده هسته اي كشورمان دانست. آنچه مي خوانيد متن كامل اين بيانيه است.
1- گروه كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در وين مايل است از مديركل به دليل گزارش ايشان درباره اجراي موافقتنامه پادمان NPT در جمهوري اسلامي ايران مندرج در سند
GOV/35/2009 و همچنين از دبيرخانه به دليل برگزاري جلسه توجيهي فني در اين باره تشكر كند.
2- قبل از آنكه نقطه نظرات مان را درباره گزارش مديركل ابراز كنيم، جنبش عدم تعهد مايل است مواضع اصولي خود را درباره اين موضوع مورد تاكيد مجدد قرار دهد:
- جنبش عدم تعهد حق مسلم و اساسي همه كشورها را براي توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي اتمي براي مقاصد صلح آميز، بدون هرگونه تبعيض و مطابق وظايف قانوني مربوطه آنها مورد تاكيد مجدد قرار مي دهد، بنابراين هيچ چيزي نبايد به نحوي تفسير شود كه از حق كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران به منظور توسعه انرژي اتمي براي مقاصد صلح آميز جلوگيري يا براي آن محدوديت ايجاد شود. آنها مجدداً تاييد كردند كه انتخاب ها و تصميمات كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران در زمينه استفاده صلح آميز ازفن آوري هسته اي و سياست هاي چرخه سوخت آن بايد مورد احترام قرار بگيرد.
- جنبش عدم تعهد آژانس بين المللي انرژي اتمي را به عنوان تنها مرجع ذي صلاح براي راستي آزمايي وظايف پادماني مربوطه كشورهاي عضو مورد تصديق قرار داده است و تاكيد مي كند هيچ گونه فشار يا مداخله در فعاليت هاي آژانس، به ويژه در فرآيند راستي آزمايي كه به كارآيي و اعتبار آژانس لطمه خواهد زد، نبايد وجود داشته باشد.
- جنبش عدم تعهد بر تمايز اساسي بين وظايف پادماني كشورها در قبال موافقتنامه هاي پادمان مربوطه آنها با هرگونه اقدام اعتماد ساز كه به طور داوطلبانه براي حل موضوعات دشوار اتخاذ مي شود، تاكيد كرده و اعتقاد دارد اين گونه اقدامات داوطلبانه وظايف پادماني نيستند.
- جنبش عدم تعهد ايجاد مناطق عاري از سلاح هاي هسته اي (NWFZs) را به عنوان گام مثبتي به سوي نيل به هدف خلع سلاح هسته اي مدنظر قرار دادند و بر حمايت از تاسيس يك منطقه عاري از سلاح هاي هسته اي در خاورميانه طبق قطعنامه هاي مربوطه مجمع عمومي و شوراي امنيت تاكيد كردند.
- جنبش عدم تعهد غيرقابل نقض بودن فعاليت هاي هسته اي صلح آميز را بار ديگر مورد تاييد قرار دادند و تأكيد كردند هرگونه حمله يا تهديد به حمله عليه تاسيسات هسته اي صلح آميز در حال فعاليت يا در حال ساخت، خطر بزرگي را براي انسان ها و محيط زيست به وجود مي آورد و نقض جدي حقوق بين المللي، اصول و اهداف منشور سازمان ملل و مقررات آژانس بين المللي انرژي اتمي است. جنبش عدم تعهد بر لزوم يك سند جامع كه به صورت چندجانبه مورد مذاكره قرار گرفته باشد و حمله يا تهديد به حمله عليه تاسيسات هسته اي مختص استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را منع كند، تصديق كردند.
- جنبش عدم تعهد قويا بر اين باور است كه همه مسايل پادماني و راستي آزمايي از جمله آنهايي كه مربوط به ايران است، بايد در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي حل و فصل شود و مبتني بر زمينه هاي فني و حقوقي باشد. جنبش عدم تعهد بار ديگر تاكيد مي كند، آژانس بايد كار خود را براي حل مسئله هسته اي ايران در چارچوب وظايف خود مطابق اساسنامه آژانس ادامه دهد.
- جنبش عدم تعهد تاكيد كرد ديپلماسي و گفت وگو از طريق ابزارهاي مسالمت آميز براي يافتن يك راه حل جامع و درازمدت براي مسئله هسته اي ايران بايد ادامه يابد. جنبش عدم تعهد اعتقاد راسخ خود را مبني بر اينكه تنها راه حل و فصل اين مسئله ادامه مذاكرات محتوايي بدون هيچ گونه قيد و شرط از پيش تعيين شده در ميان همه طرف هاي ذيربط است بيان كردند.
3- جنبش عدم تعهد ملاحظه مي كند كه مديركل در آخرين گزارش خود بار ديگر بيان كرده كه آژانس قادر بوده است به راستي آزمايي عدم انحراف مواد هسته اي اظهار شده در ايران ادامه دهد. جنبش عدم تعهد همچنين ملاحظه مي كند كه آژانس هيچ گونه شواهدي دال بر فعاليت هاي جاري بازفرآوري در تاسيساتي درايران كه از سوي آژانس تحت نظارت قرار دارند، نيافته است.
4- به علاوه، جنبش عدم تعهد ملاحظه مي كند كه فعاليت هاي توليد مواد هسته اي، به ويژه مربوط به غني سازي، همانگونه كه براساس واقعيت هاي انعكاس يافته در گزارش نشان داده مي شود، همچنان تحت مراقبت و نظارت آژانس قرار دارند:
- مواد هسته اي در كارخانه غني سازي سوخت (FEP) (شامل خوراك، محصول و دورريزها) و نيز همه آبشارهاي نصب شده تحت اقدامات نظارتي و مراقبتي آژانس قرار دارند و آژانس و ايران درباره بهبود نظام حسابرسي تاسيسات در حال گفت وگو هستند.
- مواد هسته اي در كارخانه نيمه صنعتي غني سازي سوخت (PFEP) به علاوه محوطه آبشار تحت اقدامات نظارتي و مراقبتي آژانس قرار دارند.
- تا به امروز نتايج نمونه برداري هاي محيطي كه از كارخانه غني سازي سوخت (FEP) و كارخانه نيمه صنعتي غني سازي سوخت (PFEP) انجام گرفته نشان مي دهد كه كارخانه ها طبق آنچه اعلام شده در حال كار بوده اند.
- از مارس 2007،
26 بازرسي اعلام نشده در كارخانه غني سازي سوخت (FEP) اجرا شده است.
5- جنبش عدم تعهد از درخواست مديركل از آن گروه از كشورهاي عضو كه اطلاعاتي را در ارتباط با «مطالعات ادعايي» به دبيرخانه ارائه داده اند، مبني بر موافقت با اينكه آژانس نسخه اي را به ايران ارائه دهد، كاملا حمايت مي كند. جنبش عدم تعهد يكبار ديگر نگراني خود را درباره ايجاد موانع در اين خصوص، كه فرآيند راستي آزمايي آژانس را با مانع مواجه مي سازد، ابراز مي دارد.
6- با در نظر گرفتن تحولات اخير فوق الاشاره همچنين گزارش هاي قبلي مديركل در خصوص اجراي برنامه عمل در خصوص «تفاهم نامه جمهوري اسلامي ايران و آژانس درباره مداليتي براي حل و فصل مسائل باقيمانده» (INFCIRC/711)، جنبش عدم تعهد همچنان منتظر است كه اجراي پادمان در ايران به شكل معمول انجام پذيرد.
7- جنبش عدم تعهد مواضع اصولي خود، مبني بر اينكه ديپلماسي و گفت وگو تنها راه براي حل و فصل بلندمدت موضوع هسته اي ايران است، مورد تاكيد قرار مي دهد. جنبش عدم تعهد كشورهاي عضو را به مشاركت مثبت در اين راستا ترغيب مي كند. جنبش عدم تعهد همچنين انتظار د ارد كه تمامي طرف هاي ذي ربط از فشار بي مورد كه فرآيند سازنده في مابين آنان را به مخاطره مي اندازد، پرهيز كنند.

 



رهبرا! لبيك

زعيم حكيم امت و رهبر فرهمند انقلاب اسلامي
حضرت آيت الله العظمي سيدعلي خامنه اي- دام ظله الوارف.
سلام عليكم بما صبرتم
سخنان سرشار از صلابت و صولت و سطوت؛ و آكنده از صراحت و سلاست و ستواري؛ و مالامال از صواب و صلاح؛ و سرريز از صفا و سوزوگداز، و مشحون از سماحت و صبوري و سعه صدر شما در خطبه آدينه، صمصام صف شكني بود كه بر تارك بدخواهان جهاني فرود آمد، و صفير سربي مغز شكافي بود كه بر مغز عليل انديشان بومي فرو نشست؛ و صلاي ابتهال و احتجاجي بود كه حجت، بر منكران و متمردان تمام كرد؛ و صور بيدار باشي بود كه در گوش جان هوش باختگان دميده شد، و سروش هدايتي بود كه بر قلب سرگشتگان و متحيران نازل گشت، و ذوالفقار وش، فاروق حق و باطل شد، و چشم فتنه را از حدقه بركشيد؛ و صراحي سكرآوري بود كه سرخوشان باده ولايت را دوچندان كرد.
سركردگان استبداد بين المللي، كه هراسناك از تبلور مشروعيت «دروني شده»ي نظام مقدس جمهوري اسلامي در آينه حضور حماسي هشتاد و پنج درصدي ملت، در آغازه دهه چهارم انقلاب اسلامي، حسرت زده و شتاب آلود به خام سرايي و ياوه درايي پرداخته بودند، در آن جمعه نوراني و باراني، بار ديگر خروش سهمگين خميني را از حنجره خلف صالحش، با رسايي تمام شنيدند و دموكراسي شعاران مستند خصال نيز، كه اينك «مصالح ملي» و ميراث امام(ره)» را به قربانگاه «منافع شخصي-جناحي» برده اند، در پيشبرد مطالبت خودخواهانه و منطق ناشناسانه، خويش را در بن بستي، كه خود ساخته بودند، گرفتار يافتند.
اينك پس از آن خطبه فصل الخطاب و كسوف شكن، و بعد از ظهور اين همه شواهد مشهود و قرائن قوي، كه خصم نقاب دريده و حجاب بركشيده و آشكارا هويت و هستي انقلابي و ملي ما را نشانه رفته است، نقش نخبگان فكري، و فريضه فرهيختگان اجتماعي و تكليف طلايه داران حكمت و معرفت ديني، مشخص و مسجل گشته است؛ و سكوت محافظه كارانه گروه هاي مرجع، منافي با مرجعيت و فرهيختگي آنان است؛ اگر مردم تاكنون صبوري پيشه كرده اند، حريم پيشاهنگان جامعه پاس داشته اند، اما اگر احساس خطر يا خطا كنند، آرام نخواهند نشست. آنك تاريخ، ما را به سپردن رسالت ثقيل و ثمين مي خواند.
در اين فصل گل، هرچه داري به مي ده
مبادا كه ديگر بهاري نيايد
رهبرا!
مديران، مدرسان و طلاب حوزه علميه امام رضا(ع) و مدارس تابعه، به حكم تكليف ديني و وظيفه ملي خويش، ضمن لبيك گويي به رهنمودهاي هميشه رهگشاي ولايت امر، آمادگي خويش را براي حراست از ميراث ماندگار راحل رستگار امت و حفاظت از خونبهاي سيصدهزار شهيد انقلاب اسلامي، تحت هدايت و ذيل ولايت نيابت حقه حجت حاضر حق(عج)، اعلام مي دارند.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضي و لا تجعلنا من الذين يحسبون انهم يحسنون صنعا،ً واجعل عواقب امورنا خيراً، فانك خير موفق و هاد.
علي اكبر رشاد
سرپرست حوزه علميه امام رضا(ع)- تهران

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14