(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه 4 تیر 1388- شماره 19395
 

به مناسبت سوم رجب سالروز شهادت دهمين چراغ هدايت
نوآوري هاي امام هادي(ع) در مديريت تحولات فكري و فرهنگي
امام باقر(ع) و سنجش اعمال با قرآن
راه هاي مقابله با تهديد امنيت اجتماعي



به مناسبت سوم رجب سالروز شهادت دهمين چراغ هدايت
نوآوري هاي امام هادي(ع) در مديريت تحولات فكري و فرهنگي

اميرعلي حسنلو
در مقاله حاضر نويسنده به بررسي برخي اقدامات و نوآوري هاي امام هادي(ع) در حفظ و صيانت از مكتب توحيد و ميراث گرانقدر نبوي و مبارزه با بدعت ها و افكار و عقايد انحرافي پرداخته است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
¤ ¤ ¤
ويژگي خاص دوره امامت امام هادي(ع)
اگر دوره هاي امامت را به چهار دوره تقسيم كنيم، دوره امام هادي(ع) به خاطر ويژگي هاي خاص سياسي و علمي و فرهنگي دوره اي ديگر است كه در آن علاوه بر تدبير براي آينده شيعه از لحاظ سياسي و عقيدتي، تحكيم پايه هاي فرهنگي و انتقال كامل دست آوردهاي تمام دوران امامت انجام گرفته و مرحله نويني براي شيعه آغاز گرديده كه در نوع خود نقطه عطف بسيار مهمي است.
هر يك از ائمه- عليهم السلام- در دوره خود براساس تدابير مقتضي و مناسب با حوادث و تحولات اجتماعي و سياسي و فكري، جهت هدايت شيعيان و حفظ خط اصلي اسلام ناب، اقدامات بسيار سنجيده اي را انجام داده اند. به نحوي كه با وجود حاكم بودن شرايط سخت و اختناق سياسي، تشيع به عنوان خطي روشن كه متمايز با اكثريت حاكم بود، موجوديت خود را حفظ كرد.
دوره امام هادي(ع) دوره اي است كه بنيان برخي از انديشه هاي ناب تشيع شكل گرفته و بنيان مرجعيت و زعامت شيعه در اين دوره گذاشته شده بود. قرن سوم در جهان اسلام قرن نويني از نظر علمي و فكري بود كه حركت جامعه به سوي رشد علمي و فرهنگي با رويش انديشه هاي جديد كلامي و ورود شبهات مختلف عقلي و فلسفي- كه متأثر از نهضت ترجمه بود مرحله اي متمايزتر از گذشته را در پيش روي قرار داده بود. مكاتب و فرقه هاي مختلف علمي با اختلافات و تنازع، درحال توليد علم براساس انديشه هاي خود بودند. و نابساماني فكري تمام جهان اسلام را به خاطر شيوع شبهات گرفته بود.
اما مكتب اهل بيت با برتري محسوس، در محاصره دستگاه سياسي از پايه هاي محكم و استوار و منطقي به بركت وجود ائمه- عليهم السلام- برخوردار بود و هرگاه شبهه اي متوجه كليت و محتواي اسلام مي شد تنها پاسخ قانع كننده از سوي رهبران مكتب اهل بيت صادر مي شد. و اين واكنش اساسي از سوي ائمه منجر به سامان دهي سازمان يافته مباني فكري اسلام مي شد.
امام هادي(ع) در اين دوره خطير و از لحاظ علمي كه براي آينده جهان اسلام اهميت خاص داشت، امامت داشت و بايستي به گونه اي بنيان هاي علمي مكتب
اهل بيت را تأسيس و سازماندهي مي كرد كه تا قرن هاي آتي اين بنيانگذاري، نيازهاي فكري و سياسي را پاسخ بدهد. امام آينده اي بسيار دور را مدنظر داشت و از نظر فكري و سياسي جهت صيانت و استمرار امامت مدبرانه، برنامه ريزي كرد و شالوده هاي مهم را مشخص نمود كه در اين مقاله به قسمت هايي از مديريت توانمند فكري و علمي امام مي پردازيم.
دوران امامت
امام هادي(ع) در سال 212 پانزدهم ماه ذي حجه در اطراف مدينه از مادري بافضيلت به نام سمانه يا سوسن متولد شد.(1) پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در سال 220 به شهادت رسيد. بدين ترتيب امامت امام هادي(ع) در سن هشت سالگي آغاز و تا سال 254 به مدت 33 سال استمرار داشت. آن حضرت در بين مردم با القاب، عامل، فقيه، امين، نقي، طيب مشهور بود.
آن حضرت در دوره امامتش، معاصر شش تن از سلاطين عباسي به نام هاي معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعين و معتز بود كه دشمن ترين آنها نسبت به علويان متوكل بود.
وضع اجتماعي و سياسي معاصر امام هادي(ع)
هرچه حكومت عباسيان از دوران استقرار و ثبات آن فاصله مي گرفت از نظر سياسي اقتدار آنها كاهش مي يافت، اين تنزل قدرت و حاكميت، از علل مختلف ناشي مي شد كه از جمله آنها نارضايتي اجتماعي و گسترش قيام هاي علويان و مفاسد هيئت حاكمه و شيوع فساد در اجتماع از سوي درباريان بود، نفوذ عناصر ناشايسته در هرم قدرت و حاكميت از جمله عوامل كاهش اقتدار سياسي سلاطين عباسي بود.
عباسيان در آغاز كار خود براي سركوب امويان و به دست آوردن منزلت اجتماعي شعار «الرضا من آل محمد» را سرلوحه برنامه هاي سياسي خود قرار دادند اما پس از قدرت گيري از اين شعار، با كشتار علويان فاصله گرفتند، عنصر ايراني در اقتدار سياسي عباسيان نقش مهمي ايفا كرد. چنان كه از نظر فرهنگي و علمي، ايران نقش اساسي در انتقال علوم ايراني و هندي و يوناني به جهان اسلام داشت.از نظر ديواني و تشكيلاتي و سياسي نيز اقتدار لازم را به نهادهاي قدرت عباسيان تزريق كردند، مديريت شايسته عناصر و خاندان هاي اصيل ايراني در تشكيلات حكومتي عباسيان قابل انكار است. به تدريج كه مديريت ايرانيان از تشكيلات كاسته شد، اقتدار نيز كاهش يافت. از طرفي ايرانيان به خاطر حمايت از اهل بيت- عليهم السلام- كه در شعار عباسيان ديده مي شد، همكاري نزديكي با آنها داشتند كه به دور از حقيقت نخواهد بود، اگر فاصله گيري آنها از شعار و سركوب عناصر ايراني را از علل مهم كاهش اقتدار عباسيان بدانيم.(2)
دشمني برخي از سلاطين عباسي مثل متوكل با خاندان امامت و علويان تا حدي بود كه امنيت مالي و جاني آنان در مخاطره بود. از اين روي امام هادي(ع) با توجه به اين اختناق و فقدان امنيت براي صيانت از جان و مال پيروان اهل بيت فعاليت هاي كاملا سري و پنهاني داشت.
امام هادي(ع) قبل از اينكه توسط مأموران عباسي به سامرا احضار شود در مدينه سكونت داشت كه مركز علمي و فقهي بزرگ جهان اسلام محسوب مي شد، فعاليت هاي علمي مناسب با جو علمي مدينه برقرار بود، براساس اظهار شيخ مفيد، امام مدت ده سال آخر دوره امامت را در سامرا سكونت اجباري و تحت نظر داشت.(ارشاد مفيد/2/312)
اختناق شديد سياسي و شيوع شبهات فكري و عقيدتي، دو پديده مهم دوره امام هادي(ع) بود كه اگر مواضع و تدابير امام نبود، اساس فكري مكتب اسلام و عقايد بنياني آن مثل توحيد، گرفتار آشفتگي و در معرض تهديد جدي واقع مي شد. (توصيه صدوق/31)
اختناق شديد سياسي از سوي حاكمان دسترسي به امام را براي مردم مشكل مي نمود. از اين روي عدم حضور امام در جامعه، خود زمينه ساز مشكلات بزرگ عقيدتي را درپي داشت كه منجر به بروز فرقه هاي مختلف مذهبي و كلامي و شيوع عقايد و آراي فكري سست در جامعه مي شد و بدين علت بود كه دين اسلام در معرض مخاطرات جدي قرار داشت. با بروز اين آسيب ها بود كه وجود امام معصوم براي صيانت از دين الهي و اسلام ناب در نزد خردمندان ضروري مي نمود.
از پيامدهاي تلخ سيطره اختناق سياسي، تفرقه بين پيروان اهل بيت(ع) بود كه فرقه هاي مختلفي از شيعه در اين دوره گزارش شده(3) كه به مرور زمان در گرد شمع وجودي امامان بعدي اين اختلافات برچيده شد و از اين فرقه ها جز نامي در تاريخ نماند، آثار وضعي جو سياسي حاكم در جامعه، بروز و ظهورات عديده اي داشت كه امام هادي(ع) با تدابير اساسي، سياسي و علمي، زمينه هاي افزايش اين گونه پيامدها را از بين برد، تدبير خاص امام براي ايجاد هماهنگي و همبستگي بين جمعيت پيروان اهل بيت(ع) كه در شهرهاي مختلف جهان اسلام بودند، با مؤلفه (وكالت) صدها نتيجه زودبازده و آينده ساز داشت.
سازمان وكالت، نوآوري فرهنگي جهت پايداري تشيع
سازمان وكالت و نيابت از طرف امام معصوم(ع) در دوره هاي پيشين وجود داشت. اما در دوره امام هادي(ع) اين سازمان وسيع علمي و فكري و سياسي بعنوان نهادي رسمي و نوين از نمود خاص و برجستگي ويژه برخوردار شد و آثار مهمي را كه در سايه اين نهاد رسمي در راستاي حفظ اساس اسلام درپي داشت، اين نهاد را بعنوان نهادي راه بردي و الگوساز براي آينده شيعه نمايان كرد. در حقيقت نهاد وكالت ابتكار و نوآوري امام در شرايط بحراني خاص بود جهت ارتباط شيعه با امامت و استمرار پيوستگي خط امامت با مردم.
اگر بحرانهاي بعدي تاريخ اسلام پس از امام هادي را درنظر بگيريم، مديريت امام در اين برهه براي رها شدن از بحرانهاي سخت بعدي كارآمدي فراوان و مؤثر داشت، چون وضع سياسي به نحوي پيش رفت كه در عصر امام عسگري(ع) شيعه بيش از پيش در فشار و اختناق قرار گرفت و تنها چاره شيعه جهت اطلاع از وظايف و وضع امام عسگري اين راه برد مهم بود. امام عسگري (ع) كاملاً در محاصره نظامي قرار داشت و گاهي براي پيام رساندن از شيوه هاي خاص استفاده مي كرد و پيام به وكلا مي فرستاد و وكلا به همديگر تا بدين طريق شيعه از مسائل و وظايف خود در قبال انحرافات آگاه مي شد.
الف) كاركرد سازمان وكالت در انسجام و سامان دهي علمي و اجتماعي، امنيتي:
1) ايجاد بستري جهت پيوند مستمر بين امام و پيروان در اقصي نقاط جهان اسلام كه مي توانست پيام امام را مثل ابزار ارتباطي امروزين سريعاً و به طور سيستماتيك از يك كانال موثق و معتبر به شيعيان برساند. بدون اين كه از لحاظ امنيتي براي پيروان اهل بيت(ع) مشكل ساز باشد و ازنظر جغرافيايي، مكان آنها را براي ديگران معلوم سازد.
2) اين شبكه مهم مي توانست ازنظر علمي و فقهي، نيازهاي مردم را از منبع اصلي در دسترس قرار دهد كه رفع شبهات عقيدتي و فكري از نتايج بديهي و اوليه آن بود.
3) شبكه گسترده وكالت تنها سازمان اقتصادي نبود، بلكه سازمان بزرگ علمي نيز محسوب مي شد كه الگويي براي تشكيل حوزه هاي علمي امروز بود. منشأ علمي سازمان، امام معصوم(ع) بود و نيازها را رفع مي نمود. استمرار اين شبكه تبديل به مراكز علمي و حديثي بزرگ مثل مكتب قم و... شد. وصول مسائل فقهي و كلامي از كانال مورد اطمينان براي پيروان به منزله يك چتر حمايتي بزرگ مصون بخش بود كه تهاجمات فرهنگي را نيز بدون واكنش آشكار فيزيكي، پاسخ داده و دفع مي نمود. شبكه وكالت در حقيقت به منزله يك دانشگاه بزرگ زنجيره اي بود كه پيروان اهلبيت-عليهم السلام- را ازنظر فكري و نيازهاي علمي روزمره با مركز به صورت نامحسوس و سريع مرتبط مي نمود. برخي گمان كرده اند كه سازمان وكالت تنها فعاليت هاي مالي داشت، درحالي كه تدبيري بود كاملاً اساسي و بنياني براي سامان سازي علمي و فرهنگي جهت حفظ اسلام ناب.
ب) كاركرد سازمان وكالت در سامان دهي و صيانت عقايد مذهبي.
1- زدودن شبهه از توحيد و عقايد مردم.
در دوره امام هادي(ع) شبهات مهم فكري و كلامي در جامعه اسلامي رواج داشت و عقايد مردم را تهديد مي كرد. مثل شبهه تشبيه و تجسيم درباره خداوند، كه عده اي به اين عقيده گرايش داشتند. امام با موضع برهاني، اين نظريه را مردود شمرد و فرمود، پيروان اهلبيت درباره خداوند به جسميت قائل نيستند چون لازمه تشبيه، خداوند به اشياء ديگر، تصور جسميت است، و چيزي كه جسم است خود معلول است، شأن خداوند بري از اين تمثيل هاست، چون جسم داشتن، محدود شدن به مكان و زمان و عوارض ديگري نظير پيري، فرسودگي و... را درپي دارد. درحالي كه ذات خداوند پاك از اين اوصاف است. (توحيد صدوق/97)
اين عقيده همان عقيده است كه سبب پيدايش تثليث در مسيحيت شده و آنها براي خداوند شريكي قائل شده اند. امام با برخورد صريح با شيوع اين افكار در بين مردم و پيروان اهلبيت(ع) پيشگيري نمود. اين شبهات و نظاير آنها اساس توحيد را كه اولين و مهمترين دستاورد پيامبران الهي است مورد مخاطره قرار مي داد كه وجود امام هادي(ع) در اين برهه از زمان اين وظيفه را عهده دار است تا از توحيد پاسداري و براي اين منظور برنامه هاي اساسي پي ريزي و از طريق سازمان وكالت اين مسائل را به نقاط مختلف جهان اسلام ابلاغ نمايد.
2- زدودن شبهه از امامت:
امامت مهمترين پايگاه حفظ اصول و ارزش هاي ديني است كه در دوره هاي مختلف، مدعيان دروغين شبهات فراواني در آن ايجاد كرده و هر فرقه اي با پيروي از افكار منحرف افراد، مدعي امامت آنها شده اند. از علل تعدد فرقه هاي انحرافي در بين امت اسلام، ناشناخته ماندن جايگاه امامت در اسلام است.
امام هادي(ع) در اين راستا اقدام بسيار اساسي براي تبيين جايگاه امامت انجام دادند. بارزترين و بهترين سند شناسايي امامت از ميراث امام هادي به نام «زيارت جامعه كبيره» است كه معتبرترين منبع امام شناسي است، امام با شيوه خاصي آن را تبيين نموده و در ضمن آن غلو را در حق ائمه- عليهم السلام- مردود شمرده است.
امام در مقدمه زيارت، ذكر صد مرتبه تكبير را كه دليل وحدانيت خداوند و توحيد است لازم مي شمارد، پس از آن جايگاه واقعي اهلبيت را براي باطل كردن مدعيان امامت با زبان دعا و زيارت روشن مي كند.(مفاتيح الجنان)
معرفي اهل بيت(ع) به عنوان معدن و سرچشمه علم در اين دعا و مضامين ديگر، رد ضمني عقايد فرقه هاي مختلف است كه معتقد به امامت حاكمان اموي و عباسي و ديگران بودند و حديث نبوي «من لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه» را به سلاطين تأويل مي كردند و آنها را امام مفترض الطاعه مي شمردند.
اين ميراث گران سنگ امامت (جامعه كبيره) بهترين شيوه، جهت سامان دهي فكري جامعه اسلامي در آن مقطع و در حال حاضر است كه سبب ثبات فكري و عدم انحراف پيروان راستين اهلبيت (ع)از گرد شمع روشن امامت شده است كه با مراجعه به متن و شروح نوشته شده بر آن، مي تواند جايگاه امامت و خليفه الهي را در زمين روشن كند.
اين فرهنگ سازي از طرف امام دو جنبه اثباتي و سلبي دارد: جنبه اثباتي، دفاع از منزلت اجتماعي و هدايتي ائمه و برقراري حلقه اتصال امت با امام و برتري اهلبيت(ع) از جهات عديده اي است كه هرگز قابل مقايسه با ديگران نيستند و... و جنبه سلبي، نيز انديشه غلات را درباره امامت منتفي و مردود مي شمارد و شهادت بر وحدانيت خداوند و نفي شرك از ذات او را در آغاز و در ضمن زيارت، در پاسخ غاليان به مردم القاء مي كند. آن حضرت در اين زيارت، عصمت امامت را جهت ابطال عقايد معتقدين به امامت حاكمان اموي و عباسي و ديگران مطرح مي فرمايد «... و اذهب عنكم الرجس...».
3. بسترسازي ولايت و مرجعيت جهت آمادگي شيعه براي درك دوره غيبت كبري
از جمله اقدامات مهمي كه از دوره امام هادي(ع) و اقدامات آن حضرت در تأسيس شبكه وكالت مي توان استنباط كرد، پراكنده نمودن و انتخاب و گسيل نمايندگان به مراكز مختلف با عنوان وكيل است، وكالت سازمان يافته به صورت اساسي در اين دوره از برجستگي ويژه برخوردار است كه در عصر
امام عسگري(ع) نيز همين رويه استمرار دارد، در حالي كه در دوره هاي پيشين مثل دوره امام رضا و امام جواد(ع) محدوديت و اختناق ايجاد شده در عصر
امام هادي(ع) وجود نداشت و دسترسي به امام معصوم نسبت به اين دو بزرگوار آسان تر صورت مي گيرد، به تدريج كه به عصر امامت امام زمان- عجل الله تعالي فرجه الشريف- نزديك مي شويم اختناق شدت مي يابد و امامت در حصر و محاصره قرار مي گيرد و از انظار عمومي و دسترس مردم دور مي شود و لذا شبكه وكالت مهم مي شود.
در دوره امام عسگري(ع) اين نياز بيش از دوره
امام هادي(ع) احساس مي شود و در دوره غيبت صغري خيلي مهم مي شود و تعداد نواب خاص به چهار نفر منحصر مي شود. در آغاز دوره غيبت كبري با اشاره امام به نايب آخر، كه مي فرمايد مردم در حوادث و رويدادها به راويان احاديث ما مراجعه كنند. مرجعيت شيعه با اين عنايت و ابتكار امام معصوم به تدريج بوجود آمد و رفته رفته تمام خلأهاي فكري و علمي موجود در ميان شيعه با اين راهبرد جبران شد و انديشه پوياي اجتهاد و فقاهت جهت حفظ مكتب اهل بيت(ع) بر اساس اين نوآوري مستقر گرديد، و بدين وسيله مي توان از آينده نگري
امام هادي(ع) جهت مديريت در بحرانهاي فكري الگو گرفت، اساس ولايت فقها برگرفته و بر مبناي اين انديشه سبز شكل گرفته كه امروز در سايه اين انديشه ناب، اسلام اصيل در حال درخشش خورشيدوار است. اين جايگاه عظيم كه هدايت كننده افكار پيروان اهلبيت و انسجام بخش و تضمين كننده بقاي دين است، يكي از مهمترين دستاوردهاي خلاقيت و نوآوريهاي امام هادي(ع) در مديريت تحولات فكري مي باشد كه آينده مكتب اهلبيت را در مقابل حوادث و رويدادها بيمه كرده و از انفعال و انكسار نجات مي بخشد.(ارشاد مفيد/260)
4. دفاع از قرآن ميراث نبوت:
همان طور كه توحيد، اين مهمترين دستاورد پيامبران و پيامبر خاتم(ص)، با افكار انحرافي مورد هجوم و تحريف قرار گرفت، قرآن كريم نيز با عناوين مختلف و افكار التقاطي مورد هجوم واقع شد. در برخي از دوره ها تحت عنوان حادث و قديم بودن كتاب خدا و در دوره اي شبهه تحريف قرآن در زبان ها افتاد و عده اي درصدد القاء شبهات مختلف نسبت به اعتبار قرآن برآمدند. چنان كه اين گونه شبهات از طرف سلفي ها در عصر ما به شيعه نسبت داده مي شود، در گذشته نيز به شيعه و فرقه هاي ديگر نسبت داده مي شد. (تحف العقول/ص730)
در عصر امام هادي(ع) اين شبهه رواج يافت.
آن حضرت به شدت از حريم قرآن كه بزرگترين ميراث نبوت است و تنها امامت مي تواند به بهترين وجه از آن دفاع نمايد، به دفاع از قرآن و جايگاه آن پرداخت و شبهات مطرح را پاسخ فرمود و در اين راستا چنان كه ائمه پيش از او در استدلال هاي خود در مقابل معتزله و اهل جبر و تفويض ابتدا به قرآن استناد مي كردند و در شبهات مختلف فكري از آن بهره مي جستند،
امام هادي (ع) نيز شبهه تحريف قرآن را با استناد به آيات مختلف در مسائل كلامي پاسخ مي داد. نتيجه اي كه از سيره اين امام بزرگوار مي توان گرفت اين است كه در سامان دهي تحولات فكري مهمترين مولفه و كاركرد، پاسخ دادن به شبهات و سؤالات در جامعه اسلامي است كه با استناد به قرآن و سيره نبوي و اهلبيت (ع) مي توان به آن جامه عمل پوشيد.
5- جبرزدايي از مكتب اهل بيت (ع)
از مباحث فكري و عقلي مهم دوره امام هادي (ع) رشد گرايش به جبر در ميان فرقه هاي مختلف بود. كه اساس اين انديشه در قرن اول پايه گذاري شد و در جهان اسلام توسط امويان ترويج گرديد. اهلبيت پيامبر (ص) براي زدودن چهره واقعي دين اسلام از اين غبار كه توسط طرفداران انديشه جبر، به قرآن كريم نسبت داده مي شد، در مقابل اين انديشه موضع گيري نمودند، چنان كه در زمان امير مؤمنان (ع) نيز اين انديشه وجود داشت و پس از آن تا عصر امام صادق (ع)ادامه يافت - و اوج رواج اين بحث در عصر امام رضا (ع) السلام - بود كه با موضع گيري هاي عالمانه آن حضرت، مكتب اهلبيت از اين گرايشات فكري پالايش شد.
در دوره امام هادي (ع) - جبرگرايي (نفي اختيار) و اعتقاد به تفويض (اختيار كامل) دگر باره اوج گرفت و عقايد و افكار پيروان اهلبيت را دچار آشفتگي و سرگرداني نمود. از اين روي شيعيان و بزرگان قوم در اين باره از طريق نامه نگاري كسب آگاهي كردند.
امام هادي (ع) نامه اي نستباً طولاني در رد اين شبهات فكري به آنها نوشت و از هر دو انديشه و ابتلاي به آن برحذر نمود.
مكتب اهلبيت (ع) از اين نسبت ها پاك است، طرفداران جبر جهت حكومت هاي باطل خود به ترويج اين انديشه ها مي پرداختند تا قدرت انتخاب را از انسان گرفته و او در مقابل تصميم پادشاهان، منفعل و مغلوب نمايند، تا قدرت اعتراض و قيام در برابر ظالم از او سلب شود، ائمه با زدودن اين افكار از مكتب اهلبيت پيروان خود را نسبت به سرنوشت خود آگاه و در تمام امور تصميم گيرنده و تأثيرگذار مي دانستند و هرگز آنها را در برابر ستمگران تسليم و سازشگر نمي خواستند، بلكه به شيعه مي آموختند كه زندگي متعادل داشته باشد و از جبر كه توجهي براي حاكميت ظالمان بود برحذر باشند. از طرفي با ترويج اباحي گري در سايه تفويض نيز گرفتار دام افراط نشوند.
بدين سان امام هادي (ع) اسلام واقعي را با ساماندهي فكري بسيار مدبرانه از انحرافات پاسداري نمود.
پي نوشت ها
1- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص .298
2- ر. ك: خضري، سيد احمد رضا، خلافت (سلطنت) عباسي از آغاز تا پايان آل بويه.
3- محمد جواد مشكور ، تاريخ شيعه
و فرقه هاي اسلام ، صص 146 -151

 



امام باقر(ع) و سنجش اعمال با قرآن

آيت الله جوادي آملي
ضرورت سنجش و توزين انسان
امروز، روز رحمت و بركت است، اول ماه مبارك رجب و ميلاد مبارك امام باقر(ع) است. دستوري كه وجود مبارك امام باقر(ع) به ما داده اند اين است كه: خودتان را بر قرآن عرضه كنيد. همه ما موظفيم كه خودمان را وزن كنيم كه چقدر مي ارزيم. يك دستوري پزشك ها مي دهند كه شما خودتان را وزن كنيد، ببينيد اضافه وزن داريد يا نه. يك دستوري وجود مبارك پيامبر و ائمه (عليهم السلام) داده اند و فرمودند: زنوا قبل ان توزنوا (1). يعني قبل از اينكه شما را وزن كنند در قيامت كه ارزش انسان مشخص مي شود، خودتان را وزن كنيد. پس مطلب اول اين است كه ما موظفيم خودمان را وزن كنيم.
سنجش انسان با ميزان قرآن كريم
مطلب دوم اين است كه اگر خواستيم وزن بكنيم، اين مسئله ترازو مي خواهد. ما مي خواهيم عقائدمان را، افكارمان را، اخلاق مان را، نتيجه عمرمان را، رفتارمان را در جامعه، رفتار سياسي و اجتماعي مان را وزن كنيم. با چه وزن كنيم؟ وجود مبارك امام باقر(ع) فرمود: خودتان را با «قرآن» وزن بكنيد. قرآن، ترازوي خوبي است، براي اينكه خدا فرمود: ما اين را ميزان قرار داديم. «ميزان» يكي از القاب پربركت قرآن كريم است. تفسير استاد علامه طباطبايي تفسير الميزان است. خودمان را وزن كنيم.
ضرورت شناخت و درك قرآن كريم براي فراهم آمدن عرضه بر ميزان آن
مطلب سوم آن است كه ما تا ترازويمان را نشناسيم و فراهم نكنيم، چه جور مي توانيم خودمان را وزن بكنيم؟! كار شما آقايان كه در دارالقرآن تلاش و كوشش مي كنيد، اين مسئله سوم است؛ يك كار پربركتي است، يك كار عميقي هم هست. براي اينكه داريد ترازو طراحي مي كنيد و مطمئن باشيد اين ترازو تنها براي خود شما نيست.
آنهائي كه ترازو مي سازند، چه كار مي كنند؟ كل احتياجات كشور را تامين مي كنند! يعني اگر كسي بخواهد در مغازه نانوائي برود، ترازو مي خواهد، قصابي برود، ترازو مي خواهد، ميوه فروشي برود، ترازو مي خواهد. اين ترازو را ترازوسازها تهيه مي كنند. پس آن ترازو ساز گرچه ميوه فروش نيست، ولي مشكل ميوه فروش را حل مي كند. او نانوا نيست، ولي مشكل نانوا را حل مي كند. او قصاب نيست، ولي مشكل قصاب را حل مي كند. شما آقايان داريد ترازو مي سازيد؛ براي اينكه دارالقرآن، قرآن را خوب تعميق مي كند، ترجمه مي كند، مي فهمد، معتقد مي شود، عمل مي كند و منتشر مي سازد. وجود مبارك زينب كبري(س) هم كه نام حضرتش دراين مجمع و انجمن شماست، قرآن متحرك است. بنابراين كارتان را سبك نكنيد، ثواب البته دارد؛ كار علمي هم هست. اما بالاتر از اين ثواب اينكه ما تنها نمي خواهيم جهنم نرويم، به بهشت برويم! بلكه مي خواهيم جامعه را هم بهشتي كنيم.
مشكلات علمي و عملي جامعه در سايه عرضه نشدن بر ميزان قرآن كريم
الان هر مشكلي چه در دولت، چه در ما ملت هست؛ براي اين است كه خودمان را طبق دستور وجود مبارك امام باقر به قرآن عرضه نكرده ايم. اينكه مي بينيد فلان جا كم دارد يا روميزي هست، يا زيرميزي هست، يا رشوه هست، يا مفاسد اقتصادي هست، همه اش بخاطر همين است. والا اين كشور هيچ كم ندارد! آب، نيروي انساني به اندازه كافي دارد، ولي متاسفانه مشكل زياد دارد. هرجا شما اين مشكلات را بررسي مي كنيد، مي بينيد براثر اين است كه خودشان را با قرآن تطبيق نداده اند! يا كم گرفتند، يا زياد گرفتند، يا احتكار كردند؛ هيچ چيز نشده، برنج را گرفتند، احتكار كردند. هيچ چيز نشده، چاي را گرفتند، احتكار كردند. اين، يك سلسله مشكلاتي است كه ما داريم؛ يك سلسله مشكلاتي است كه دولت دارد!! وقتي خودمان را بر قرآن عرضه كنيم؛ هم مشكلات ما حل مي شود كه مشكلات ما مشكلات دولت است. هم مشكلات دولت حل مي شود كه مشكلات دولت هم مشكلات ماست؛ بنابراين اين كار شما يك كار سنگيني است.
سخنراني در ديدار با قرآن پژوهان دارالقرآن حضرت زينب(س)؛ دماوند 14/4/1387
(1) بحارالانوار /68/ 265- با تلخيص

 



راه هاي مقابله با تهديد امنيت اجتماعي

سيدمحمدرضا عليزاده
بي گمان امنيت از مهم ترين دغدغه بشر است. از اين رو در همه بخش هاي زندگي، امنيت را به شكلي تعريف و از آن دفاع مي كند تا جايي كه آن را مولفه اي از دو مولفه اصلي خوشبختي مي شناسد و براي دست يابي به آن به عنوان هدف اصلي، برنامه ريزي هاي دقيقي انجام مي دهد.
امنيت جان و امنيت غذايي و امنيت شخصي تا امنيت جمعي را مي توان به عنوان مهم ترين انگيزه بشر و هدف از حركت ها و كنش ها برشمرد. اين گونه است كه بهشت كامل انساني جايي است كه انسان در آن از همه نوع امنيت و آرامش برخوردار باشد. اگر دغدغه آرامش روحي و رواني براي هر فردي، دغدغه و هدف اصلي است، آرامش و امنيت جمعي نمي تواند از اين دايره بيرون باشد و لذا امنيت و آرامش به شكل لايه هاي در هم تنيده خودنمايي مي كند. بنابراين تلاش انسان دست يابي به همه انواع و اقسام آرامش و امنيت و حفظ و نگهداشت آن است.
امنيت اجتماعي و امنيت ملي نيز شاخه اي از شاخه هاي اين درخت عظيم است كه به نظر مي رسد به عللي يكي از شاخه هاي مهم واساسي آن مي باشد. از اين رو هر كسي كه بخواهد امنيت و آرامش شخصي و فردي خويش را تامين كند به امنيت اجتماعي و ملي نيز توجه و اهتمام ويژه اي پيدا مي كند، زيرا بي تامين امنيت اجتماعي و ملي شايد حداقل در جوامع امروزي سخن گفتن از امنيت و آرامش شخصي لغو و بيهوده باشد.
برپايه اين نظريه و رويكرد به امنيت ملي و اجتماعي است كه هر كسي حتي براي تامين امنيت و آرامش شخصي، به امنيت اجتماعي و ملي توجه پيدا مي كند و در مقابل تهديدات مي ايستد تا امنيت جامعه و كشور به هر شكلي حفظ شود و در سايه سار آن از امنيت شخصي بهره مند شود.
نويسنده در اين مطلب درصدد است تا راهكارهاي قرآني مقابله و برخورد با انواع تهديدات نسبت به امنيت ملي و جمعي را تبيين كند و مردم را به عمل بدان دعوت نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
¤ ¤ ¤
امنيت شخصي در سايه امنيت جمعي
شايد در دوران بسيار قديم كه تاريخ از آن چيزي حكايت و گزارش نمي كند، اشخاص، امنيت و آرامش را در امنيت و آرامش شخصي تعريف مي كردند، ولي ديگر در جهان معاصر نمي توان از امنيت شخصي سخن گفت و از امنيت اجتماعي، امنيت جمعي، امنيت جامعه و يا امنيت ملي سخني به ميان نياورد؛ زيرا امنيت و آرامش شخصي چنان با امنيت ملي در هم تنيده شده كه اگر اين دومين تامين نشود سخن گفتن از امنيت شخصي و آرامش حتي روحي و رواني فردي، امري گزاف و لغو خواهد بود.
كساني كه در كشوري چون عراق و افغانستان زندگي مي كنند، ازهيچ آرامشي برخوردار نيستند؛ زيرا هر آن در انتظار وقوع رخدادي چون تجاوز به حريم خصوصي، غارت اموال و هتك حرمت، عرض و آبرو و از دست دادن جان به شكلي از اشكال چون حملات انتحاري هستند.
در چنين فضايي امكان سرمايه گذاري بلندمدت براي افراد و يا شركت ها نيست. از اين رو تنها در انديشه گذران زندگي و عبور از فاجعه امروز مي باشند. آنان تنها براي حفظ جان و كمي سرمايه و توشه براي فردا زندگي مي كنند و هيچ گونه سرمايه گذاري فكري و مالي و بدني حتي براي ميان مدت انجام نمي دهند، چه رسد به آن كه براي آينده اي طولاني و بلندمدت برنامه ريزي كنند.
حضور مهاجمان بيگانه و عناصر تخريب گري كه همه بنياد جامعه و ملت را هدف قرار داده و بي توجه به كرامت و شرافت انساني تنها در انديشه قتل و غارت و تجاوز به نواميس مي باشند، نمي تواند مجالي براي فكر و برنامه و آينده و سرمايه به جا گذارد. وضعيت زيست در جوامع بي دولتي چون سومالي يا دولت هاي نيم بندي چون عراق و افغانستان، بسيار فاجعه بار است به گونه اي كه نمي توان حتي آن را با جنگل و جانوران آن مقايسه كرد، زيرا در جنگل، جانوراني زيست مي كنند كه دست كم قوانين تكويني طبيعت را رعايت مي كنند و حدود و ثغوري براي رفتارهاي خويش دارند. و لذا در هنگام سيري متعرض كسي نمي شوند. اما انسانهايي كه از مقام انسانيت سقوط كرده و در مقام «بل هم اضل» نشسته اند از جانوران جنگل نيز خطرناك تر و بي باك تر هستند. درنده خويي انسان به سبب همان وجود كمالات خاص و ويژه انسان به وي اين امكان را مي دهد كه بسيار زشت تر و پست تر عمل كند. از اين رو قتل و كشتار انسان هاي بي گناه به شكل ميليوني و بمب هاي خوشه اي، اتمي و حملات كوركورانه و بي هدف، نه تنها داستان روزانه مردم است كه بدان عادت كرده اند بلكه بازيچه كودكان است تا در بازي هاي رايانه آن را تمرين كنند و در يك فرآيند عادي سازي بدان عادت نمايند.
در چنين فضا و موقعيتي سخن گفتن از امنيت رواني، يا امنيت شخصي، سخن گفتن از افسانه هاست. بنابراين اگر كسي در انديشه امنيت شخصي و رواني و روحي براي خود است مي بايست نخست به امنيت جمعي و اجتماعي و ملي توجه و در تأمين آن اقدام كند.
ضرورت جهاد از نگاه علي(ع)
اميرمؤمنان علي(ع) در نامه هاي بسيار و متعددي كه براي مردم فرستاده و در سخنراني هاي زياد خود به ايشان گوشزد مي كند كه اگر بخواهند امنيت شخصي خود را تأمين كنند نمي توانند با بي توجهي به مسئله جهاد و تأمين امنيت جمعي، آن را تأمين نمايند. ايشان در نامه سرگشاده كه در آن عموم مردم را مخاطب خويش مي سازد مي فرمايد براي تأمين امنيت شخصي و عدم تجاوز به عرض و مال و ناموس خويش مي بايست از خانه و شهرها بيرون رفت و به مقابله با دشمن در بيرون مرزها برخاست؛ زيرا هر قومي كه دست از اسلحه بشويد و جامه رزم بر كناري نهد و در خانه خويش سكونت يابد مورد تجاوز قرار مي گيرد و هستي اش بر باد مي رود. ايشان حتي تبيين مي كند كه براي تأمين امنيت خانه و شخص مي بايد به امنيت عمومي و جمعي انديشيد، زيرا دشمن اجازه نمي دهد كه شخصي ولو بي گناه از امنيت برخوردار باشد. به اين معنا كه اگر شخص بخواهد با كنار كشيدن خود از مسايل و موضوعات اجتماعي جامعه، خود را در دژ امنيت و آرامش قرار دهد، خيالي باطل كرده است؛ زيرا دشمن در هنگام حمله، به جداسازي نمي پردازد و با حملات كوركورانه و يورش هاي بي امان همگان را به تيغ مي كشد و جان و مال را مي برد.
آن حضرت(ع) در نامه اي مي نويسد: گزارش ها نشان مي دهد كه دشمنان وارد خانه زنان مسلمان و زنان اهل كتاب و هم پيمان وارد شده و خلخال از پا و گوشواره از گوش كنده و بي هيچ مزاحمتي رفته اند حضرت در همان نامه در جايي ديگر مي نويسد: ملتي در خانه هايشان مورد هجوم دشمن قرار نگرفتند مگر آن كه خوار و ذيل شدند.
به نظر امام(ع) اگر ملتي براي مقابله با هجوم و يورش هاي دشمنان، خود يورش پيشگيرانه نداشته باشد، دشمنان خود را از مرزها مي گذرانند و به داخل شهرها و خانه هاي شما مي آيند و با غارت و تجاوز و تعدي، شما را خوار و ذليل مي كنند و كشور را اشغال كرده و مالك جان و مال و عرض شما مي شوند.
در حقيقت امام(ع) به اين مهم توجه مي دهد كه امنيت و آرامش شخصي در خانه و كاشانه زماني تأمين مي شود كه امنيت ملي و جمعي تأمين شده باشد. بنابراين هيچ كسي نمي تواند خود را از تعرضات مصون بداند، چه اين شخص طرفدار اين گروه باشد يا آن گروه، چه از اهل ايمان و اسلام باشد يا اهل پيمان و اهل كتاب، همه در هنگام يورش هاي دشمن به شهرها و درون كشور از امنيت بي بهره خواهند بود و آثار و تبعات آن گريبانگير همه خواهد شد.
راهكارهاي مقابله با تهديدات
بي گمان علت اصلي گستاخي دشمنان را مي بايست در تفرقه و اختلاف امت و ملت دانست و تا زماني كه مردم از اتحاد و وحدت برخوردار و بهره مند هستند دشمن نمي تواند در ملتي نفوذ كند و از راه حملات و يورش هاي بيروني آسيب جدي بر ايشان وارد سازد.
خداوند در آياتي چند تبيين مي كند كه اختلاف هاي كوچك و بزرگي كه در امت پديد مي آيد موجب مي شود تا دشمن از رخنه پديد آمده استفاده كند و با بزرگ نمايي و يا بزرگ كردن رخنه براي خود راهي فراهم آورد و به اهداف خود دست يابد.
اين سنت و قانون الهي است كه هر ملتي كه در دام اختلاف افتاد، از درون و بيرون تحت فشار قرار گرفته و از ميان رفته و جز نام و نشاني از آن ها باقي نمانده است. در برخي از آيات از برباد رفتن سخن مي گويد و مي فرمايد كه اختلافات موجب مي شود تا «يذهب ريحكم». اين بدترين تعبير درباره از ميان رفتن و نيست شدن است كه در فرهنگ قرآن و ادبيات عربي گفته شده است.
بنابراين مهم ترين عامل نه تنها در مقابله با تهديدات بلكه عامل بازدارنده از حملات، حفظ وحدت اجتماعي و انسجام ملي است. از اين رو دشمن مي كوشد پيش از هر حمله فيزيكي نخست اين سد استوار را بشكند و با ايجاد اختلافات و تفرقه در صفوف ملت و امت آنان را به خود سرگرم سازد.
از ديگر راهكارهاي قرآني براي مقابله با تهديدات، آمادگي كامل نظامي و روحي و معنوي از سوي ملت است، لذا فرمان مي دهد تا از نظر منابع انساني و مالي و تداركاتي خود را تجهيز كنيد به اندازه اي كه در دل دشمن ترس و وحشت بيفتد: واعدوا لهم ما استطعتم من قوه... ترهبون به عدوالله و عدوكم.
شايد بسياري از تجهيزات هرگز به كار گرفته نشود ولي هر عامل ارعابي كه بتواند ترس و رعب در دل دشمن افكند مي بايست از عامل انساني و غيرانساني فراهم آيد تا در نقش عامل پيشگيرانه عمل كند. به سخن ديگر، آمادگي كامل و درحد نهايي مي بايست همواره به گونه اي باشد كه دشمن از هر نظر در وضعيت پايين تر و پست تر باشد تا وسوسه حمله را به دل راه ندهد و همواره از شما در ترس و وحشت به سر برد.
در حقيقت سياست هاي تهاجمي دولت اسلامي و ملت و امت اسلام مي بايست به عنوان يك راهبرد اساسي در برنامه ها وجود داشته باشد. دشمن نبايد فرصت اين را بيابد كه ترس و وحشت از وي دور شود و احساس امنيت كند. بنابراين ايجاد ناامني روحي و رواني در دشمن بايد به عنوان سياست اصلي مورد توجه امت و دولت اسلامي باشد تا دشمن به خود اجازه ندهد در انديشه تجاوز باشد چه رسد كه آن را عملي سازد و يا حتي به درون شهرها و خانه هاي مسلمانان وارد شود؛ زيرا چنان كه ديديم و امير مومنان علي(ع) نيز گوشزد كرده هرگاه دشمن به شهرها و خانه هاي شما به هر شكلي وارد شده باشد، امنيت و آرامش و آسايش را از شما سلب مي كند.
اصول اساسي وحدت
در جهان معاصر، دشمن خود را از نظر تجهيزات و نفرات در آمادگي بالاتري قرار داده است و بلكه با ابزارهاي پيشرفته مخابراتي حتي در خانه هاي مسلمانان آشيانه كرده و حضور بيست و چهار ساعته دارد. رسانه هاي آنان تفرقه و اختلاف را دامن مي زنند و وحشت و هراس در دل مسلمانان مي افكنند تا مالكيت و تسلط آنان را بپذيرند.
براي تامين اتحاد و وحدت مي بايست نخست به اصول اساسي وحدت امت يعني توحيد و يكتاپرستي بازگشت و در سايه رهبري و امامت امام گام برداشت. از اين رو خداوند بازگشت به اصول اساسي دين و پيروي و اطاعت از آن و هم چنين رهبري را به عنوان مهم ترين عامل وحدت مورد تاكيد و توجه قرار مي دهد و در آياتي بسيار بر اطاعت و پيروي از خدا و رسول پافشاري مي كند.
البته مومنان براي اين كه وحدت را در ميان خويش تقويت كنند مي بايست رفتارهاي ملايم و ملاطفت آميز را درپيش گيرند و نسبت به يكديگر سخت گيري نكنند، زيرا نرمي و ملاطفت بين مردم موجب مي شود تا انسجام و وحدت تقويت شود و كينه ها و كدورت ها از ميان برود.
از آن جايي كه دشمن در درون دل ها لانه مي كند و با وسوسه هاي خويش مردم را مي هراساند و دل هايشان را خالي مي كند، لازم است تا با اين پديده با استفاده از ذكرالله و يادكرد دايم او مبارزه شود. در جهان امروز دشمن با استفاده از ابزار رسانه به طور شبانه روز در درون خانه ها ترس و واهمه را تلقين مي كند. بنابراين تنها با ذكرالله و نام اوست كه آدمي مي تواند طمأنينه به دست آورد و قدرت مقاومت و دفاع را بيابد.
در آيات 32 و 33 سوره يوسف، خداوند از ذكرالله به عنوان يكي از مهم ترين علل و عوامل مقابله با هرگونه تهديدي ياد مي كند و به مردم گوشزد مي كند كه چگونه مي توان با دشمن كه از راه وسوسه دروني وارد مي شود مقابله كرد و تهديدات او را از ميان برداشت.
در شرايط سخت و دشوار كه اميد هر كسي بريده مي شود لازم است كه انسان ياد خدا را بر زبان و دل داشته باشد و با توكل به خدا به مقابله با دشمن برخيزد.
(آل عمران آيه 172)
بي گمان هر كسي بر اين باور باشد كه اگر كشته شوم و يا پيروز در هر دو حالت پيروز ميدان است نمي توان چنين كسي را هرگز شكست داد. انسان مسلمان و مومن به سبب باور به وظيفه و تكليف مي داند كه اگر به وظيفه خويش به عنوان تقرب الي الله عمل كند، در هر دو حالت پيروزي و شكست، اوست كه پيروز مي باشد، زيرا به وظيفه و تكليف خود عمل كرده و در صورت پيروزي، از نعمت هاي بزرگ و كمال بخش دنيا چون آرامش و آسايش بهره مند مي شود و اگر شهيد شود نيز در بهشت رضوان الهي جاي مي گيرد و از آسايش و آرامش ابدي برخوردار مي شود. بر اين اساس هرگز ترسي به نام شكست او را نمي آزارد و نمي هراساند. اين درحالي است كه دشمن تنها به پيروزي در دنيا مي انديشد و اگر احتمال شكست دهد هرگز به جنگ نمي آيد، زيرا كشته شدن را عين نابودي و هلاكت مي داند و به جهان آخرت و پاداش باور و اعتقادي ندارد.
بنابراين براي مقابله با تهديدات دشمن مي بايست روحيه و باور مردم را افزايش داد و به آنان فهماند كه آن چه وظيفه بشر است انجام تكليف و مسئوليت است و اين كه انسان مأمور به وظيفه مي باشد نه مأمور به نتيجه. بنابراين چه كشته شود و چه پيروز گردد او قطعا پيروز واقعي است.
گاه لازم است كه انسان نسبت به تهديدات دشمن بي اعتنايي كند و آن را در دايره جنگ رواني قرار دهد؛ زيرا دشمن تنها به خالي كردن دل ملت توجه دارد و با ابزارهاي رواني مي كوشد تا دل ها را بهراسند. در اين جا است كه مومنان مي بايست تنها از خداوند هراسناك باشند و از غير او ترسي به خود راه ندهند و تهديدات دشمن را به عنوان جنگ رواني ارزيابي كرده و به آن بي توجهي كنند؛ زيرا توجه كردن به اين گونه تهديدات ممكن است دشمن را به اين فكر بيندازد كه در كار خويش مي تواند موفقيت كسب كند. اما هرگاه تهديدات وي با بي اعتنايي مواجه شود دشمن در مي يابد كه اصولا ملت در يك فضا و موقعيت برتري قرار دارد كه براي تهديدات وي پشيزي ارزش قايل نيست. اين روش را پيامبراني چون ابراهيم(ع) در برابر دشمنان خويش به كار مي بست كه آيات 80 و 81 گزارشي از اين سازوكار به دست مي دهد.
در شرايط كنوني كه تمام كفر در برابر تمام ايمان و اسلام ايستاده و در تمامي سرزمين هاي اسلامي مومنان را تهديد مي كند مي بايست با حفظ وحدت و توكل به خدا و فراهم آوري عوامل بازدارنده، دشمن را نه تنها به بيرون مرزها برانيم بلكه مي بايست كاري كنيم كه ديگر وسوسه حمله به خود راه ندهد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14