پنجشنبه 4 تیر 1388- شماره 19395
كالبدشكافي بحران سومالي
آوارگان فلسطيني: بالاخره برمي گرديم
كالبدشكافي بحران سومالي
منبع: اسلام اليوم
گردآوري و تدوين: محمد معرفي
اشاره
درگيري مسلحانه و گسترده در سومالي بين حكومت مركزي شيخ شريف و گروه هاي اسلامي كه زماني همه آنها در يك جبهه عليه دشمنان مشترك مي جنگيدند، تأسف بار و غم انگيز است.
تلاش در سومالي براي استقرار يك دولت مركزي قوي كه از حمايت سازمان ملل برخوردار باشد، جاي خود را به كشوري همانند افغانستان داده است كه در آنجا مجاهدين سابق با يكديگر به نبرد برخاسته و حكومت ناتوان است.
وارد شدن فاكتور جديدي به نام مبارزان غيرسوماليايي به نبردهاي داخلي (جنگ هاي خياباني) كه با القاعده مرتبط هستند و از لحاظ مالي و لجستيكي توسط آن حمايت مي شوند، در اين كشور تاكنون بي سابقه بوده و اوضاع آن را به هم ريخته است.
اين در حالي است كه استقرار نيروهاي حافظ صلح در موگاديشو يكي از مهم ترين معضلات در حل بحران سياسي در سومالي به شمار مي رود.
زد و خوردهاي گسترده در سومالي بين حكومت مركزي به رياست شيخ شريف و برخي گروه هاي اسلامي كه زماني برضددشمن مشترك مي جنگيدند، افكار جهانيان را همچنان متوجه اين كشور كرده است.
رژيم شيخ شريف كه اكنون از سوي سازمان ملل حمايت مي شود در واقع پانزدهمين دولت است كه براي ايجاد امنيت در سومالي كه 18 سال است دچار بحران شده است، تلاش مي كند.
بسياري در ابتدا بر اين اعتقاد بودند كه حكومت شيخ شريف امنيت و آرامش را در سومالي مستقر خواهد ساخت، اما چنين اتفاقي نيفتاد، بلكه تجربه اي مانند افغانستان در اين كشور آفريقايي تكرار شد، كه در آن گروه هايي كه زماني در يك جبهه بر عليه دشمن مشترك مي جنگيدند، بعد از پيروزي بر دشمن سابق به جان هم افتادند.
در سومالي نيز، از مدت ها قبل مجاهدين با سربازان اتيوپي به پيكار برخاستند ولي پس از خروج نيروهاي اشغالگر، سلاح هاي خود را به سوي يكديگر نشانه رفتند. در حالي كه مي توانستند به دولت شيخ شريف براي همكاري فرصت دهند، سپس به نقد خط مشي وي و اقداماتش پرداخته و بعد عليه آن موضعگيري كنند.
اما آنچه كه باعث گره خوردن كار شد، ورود نيروهاي خارجي براي نبرد عليه دولت مركزي بود كه شيخ شريف را بر آن داشت تا از جامعه جهاني در اين مورد كمك بخواهد.
اين نيروها كه در هفته هاي اخير در زد و خوردهاي داخلي حضور پررنگي داشتند دوشادوش شورشيان مسلح داخلي برضد دولت شيخ شريف به نبرد پرداختند. شيخ شريف آنها را متجاوزان به تماميت سومالي دانسته و معتقد است كه افغانستان ديگري را در منطقه آفريقا، رقم خواهند زد.
نيروهاي خارجي
و بحران سومالي
وارد شدن جنگجويان خارجي در بحران سومالي اوضاع آن را بغرنج و پيچيده كرده است. براساس گزارش سرويس هاي امنيتي آمريكا، بيش از يك هزار جنگجوي خارجي با مليت هاي مختلف به شيوه هاي گوناگون وارد سومالي شده اند و در كنار مخالفان دولت در خيابان هاي موگاديشو به نبرد پرداخته اند.
اين جنگجويان خارجي كه با سازمان «القاعده» در ارتباط هستند، در زدو خوردهاي اخير در پايتخت سومالي به طور مسلحانه شركت داشته اند و علاوه بر آن به كار آموزش نظامي افراد مسلح مشغول هستند.
القاعده از لحاظ مالي و تأمين سلاح و مهمات براي شورشيان در سومالي به صورت بي سابقه اي فعال است. گرچه به صورت صددرصد نمي شود به گزارش هاي جاسوسي آمريكا و غرب در مورد اطلاعات آنها از جنگجويان خارجي در سومالي اطمينان و اعتماد كرد، چرا كه آنها اهداف و برنامه هاي خود را دنبال مي كنند و براساس آن به تبليغات و آماده كردن افكار عمومي پرداخته اند اما اين موضوع را نبايد ناديده گرفت كه مخالفان دولت سومالي براي نخستين بار در تاريخ در دوازدهم ماه مه سال جاري به اين موضوع اعتراف كردند كه جنگجويان خارجي در كنار آنها عليه دولت مركزي به جنگ مشغول هستند و آن را نيز تاكنون پنهان نكرده اند.
رسانه هاي آمريكا و غرب تلاش دارند اين جنگجويان خارجي را صددرصد وابسته به القاعده معرفي كنند و بر اين موضوع تأكيد دارند كه سومالي به محل و ماوايي براي القاعده به جاي افغانستان و پاكستان تبديل شده است.
آنها بر اين گمان هستند كه افراد وابسته به القاعده كه اقدام به انفجار سفارت آمريكا در «نايروبي» و «دارالسلام» در سال 1998 و انفجار هتل «مومباسا» در سال 2002 كرده اند، سومالي را به عنوان جاي امني براي پنهان شدن خود انتخاب كرده اند.
آنها در اين مورد به پيام «اسامه بن لادن» رهبر القاعده كه در مارس سال گذشته صادر شد و در آن به شدت به شيخ شريف حمله و از مجاهدين در سومالي خواسته شد، كه رژيم وي را به دليل همكاري با نيروهاي غرب و زير سلطه بودن آمريكا سرنگون كنند، استناد مي كنند.
با وجود اينكه اوضاع و قرائن نشان دهنده دور بودن القاعده از سومالي است، اما ما مخالف ورود جنگجويان به اين ميدان هستيم، چرا كه هر دو طرف (شورشيان و دولت) مسلمان هستند و بايد از شعله ور شدن اين جنگ جلوگيري و در صورت امكان آن را كنترل كرد.
گسترش زدوخوردهاي خياباني در چند روز اخير، باعث افزايش تعداد تلفات در موگاديشو به صدها نفر شده است. گزارش امور پناهندگان سازمان ملل در مورد آوارگان حاكي است هزاران نفر از مردم در موگاديشو در روزهاي اخير مجبور به ترك منازل خود شده اند.
نقش اريتره در بحران سومالي
دخالت اريتره در بحران سومالي، باعث پيچيده تر شدن اوضاع شده است. بر اين اساس اتحاديه آفريقا و سازمان ملل متحد طي بيانيه اي خواستار اتخاذ تدابير فوري براي برخورد با اريتره به دليل حمايت از گروه هاي شورشي شدند.
براساس اين بيانيه، اريتره متهم به حمايت مالي، تسليحاتي و سازماندهي شورشيان شده است و بايستي مورد تحريم قرار بگيرد.
به هر جهت علي رغم دعوت بيشتر علماي ديني در سومالي و خارج از آن براي به زمين گذاشتن اسلحه شورشيان تأكيد دارند به خصوص كه پارلمان سومالي نيز در 19 آوريل 2009 قانوني را تصويب كرد كه براساس آن، قوانين كشور بايستي مطابق شرع اسلام باشد و همه طرف ها نيز موافقت خود را با آن اعلام كردند.
با وجود اين كه پيش بيني مي شد، باب گفت وگو به صورت گسترده باز شود، اما آنچه كه رخ داد برعكس آن بود و خون هاي زيادتري در سومالي ريخته شد.
اختلاف ها در سومالي از آنجا آغاز شد كه شيخ شريف از همكاري با گروه هاي مقاومت دست كشيد و موافقت خود را با پيشنهادات آمريكا به جاي توسل به زور اعلام كرد.
شيخ شريف در ژانويه سال گذشته با تأييد آمريكا و استقبال اتيوپي به پست رياست جمهوري رسيد و اين موضوع باعث ايجاد شك و شبهه در بين گروه هاي اسلامي مخالف با وي شد و اعلام كردند او توانايي تطبيق قوانين شرع اسلام را در سومالي ندارد.
همچنين گروه الشباب، حمايت آمريكا از شيخ شريف را به عنوان، پاشنه آشيل مورد استفاده قرار داده و تلاش در توجيه اعمال خشونت آميز خود در سومالي را دارد.
علاوه بر آن اختلاف فكري شيخ شريف و گروه الشباب كه يك گروه سلفي است، باعث عميق تر شدن اختلاف آنها با حكومت مركزي شده است. درحالي كه شيخ شريف پيش از اين بارها، آمادگي خود را براي مصالحه ديني با گروه هاي اسلام گرا از جمله صوفي ها و عثماني ها اعلام كرده است.
سخن ديگر، گروه هاي مسلمان در سومالي بايد در جهت صلح و آرامش در كشورشان تلاش كنند و اين موضوع را دريابند كه علي رغم نيروي نظامي در اختيار آنها، باز هم اقليتي بيش نيستند. اين درحالي است كه براساس پژوهش هاي به عمل آمده، گروه هاي مخالف فقط 7 درصد از جمعيت هفت ميليوني سومالي را تشكيل مي دهند.
همچنين بايد اين موضوع را درك كنند كه آينده سومالي به سازش و مصالحه آنها با دولت در ارتباط مستقيم است و امروز روزي تاريخي است كه بايد اين احساس مسئوليت را حس كنند كه منافع ملت بر منافع آنها ارجح تر است.
الشباب و نبردهاي خياباني
اوضاع سياسي سومالي مدتي قبل پس از تسلط گروه الشباب بر شهر «جوهر» در 90كيلومتري شمال موگاديشو دگرگون شد. اين موضوع كه از قبل پيش بيني مي شد، نشان داد كه نيروهاي شورشي توانايي مقابله با دولت مركزي شيخ شريف را دارند.
اما شهر «جوهر» هدف نهايي شورشيان نبود، بلكه آنها از آن به عنوان سرپلي براي تدارك حمله به پايتخت استفاده كردند و توانستند خود را به شهري در 30كيلومتري موگاديشو برسانند.
تصرف شهر «جوهر» به عنوان پايگاهي كه پايتخت را به شمال و مركز كشور وصل مي كرد موجب قطع ارتباط حكومت مركزي با ساير نقاط كشور سومالي شد.
اهميت ديگر شهر «جوهر» در اين بود كه زماني خاستگاه دادگاه هاي اسلامي (محاكم اسلامي) و گروه الشباب بود، اما باوجود پيشرفت هاي نظامي گروه الشباب در داخل خود از نظر سياسي دچار بحران و دودستگي شدند، چراكه شيخ محمود حسن از «حزب اسلامي» پس از اوج گرفتن اختلافات به طور كامل به دولت مركزي پيوست.
در بيانيه اي كه د راين ارتباط از سوي هيئت علماي سومالي صادر شد، بر اين موضوع تأكيد شد كه جنگ بر ضد حكومت اسلامي حرام است و اين ضربه مهلكي براي «شيخ حسن طاهر اويس» رهبر گروه شورشيان به شمار مي رود.
نيروهاي صلح بان آفريقا
حضور نيروهاي صلح بان آفريقايي در سومالي ازنظر مخالفان دولت مركزي مهم ترين مانع در تحقق صلح در اين كشور به شمار مي رود.
گروه هاي شورشي مخالف دولت مركزي، علاوه بر سرنگوني شيخ شريف رئيس جمهور، خواستار خروج نيروهاي صلح بان آفريقا از سومالي هستند.
اين نيروها كه از سال 2007 و با حضور 4300 سرباز اوگاندايي، بوروندي در كشور سومالي مستقر شدند، به عنوان يك هدف نظامي از سوي شورشيان موردتعرض قرار گرفته اند. حزب اسلامي به رهبري «عمرايمان» از جلوگيري از حمله شورشيان به نيروهاي صلح بان خودداري مي كند و معتقد است كه تا زماني كه آنها خاك سومالي را ترك نكرده اند، گفت وگوهاي صلح معنايي ندارد.
وي علاوه بر اين، بر اجراي قوانين شرع اسلام تأكيد دارد و براي تأئيد آن از سوي پارلمان سومالي، همچنانكه حكومت مركزي مبادرت به آن كرد ضرورتي نمي بيند.
اما گروه الشباب كه مهم ترين نقش را در سومالي به عنوان گروه مخالف ايفا مي كند، به طوركلي دولت شيخ شريف را قبول ندارد و آن را غيرقانوني مي داند.
اين گروه حكومت مركزي را مرتد مي داند، چراكه با حضور نيروهاي خارجي در سومالي موافقت كرده است و علاوه بر آن براي تطبيق شرع اسلام به پارلمان متوسل شده است.
گروه الشباب ازنظر ايدئولوژيك نيز اعتقادي به مرزهاي جغرافيايي ندارد و خواستار برپايي يك حكومت اسلامي در جهان است. به هرحال اگر، گروه هاي مخالف دولت سومالي، حضور نيروهاي صلح بان را مانعي در راه صلح مي داند، اما در مقابل آن، اتحاديه عرب و بيشتر كشورهاي عربي، اگر نگويم همه آنها، از حضور اين نيروها در سومالي حمايت مي كنند و بر اين اعتقاد هستند كه حضور نيروهاي صلح بان باعث جلوگيري از گسترش زد و خوردهاي نظامي در اين كشور آفريقايي مي شود.
به علاوه حضور اين نيروها كه بيشتر آنها به كشورهاي آفريقايي تعلق دارد، نوعي ضمانت براي ايجاد صلح در سومالي خواهد بود. در همين ارتباط نيز موضوع مهمي كه بايد به آن توجه كرد، حمايت مادي و مالي از نيروهاي صلح بان آفريقايي است، چراكه در صورت ضعف آنها، شورشيان حملات نظامي خود را شدت خواهند بخشيد و اوضاع داخلي سومالي به هم خواهد ريخت و نخواهد توانست به حكومت مركزي در جهت اجراي قانون كمك كند.
قوه قهريه
هنگامي كه شيخ شريف و دوستانش در جبهه آزادي سومالي، قرارداد صلح را با حكومت سومالي به نخست وزيري نورحسن حسين (عدي) منعقد كردند، كاملا واضح بود كه اين موضوع احتياج به كمك طرف ميانه رو ضددولتي و مسلح براي به دست گرفتن امور حكومت را دارد.
چرا كه پيش از آن همه تلاش هاي حكومت مركزي براي چيره شدن بر گروه هاي مسلح، حتي با كمك ارتش اتيوپي به شكست منجر شد، همان گونه كه اين موضوع در عراق و افغانستان اتفاق افتاد.
شيخ شريف در ابتدا بر حمايت جامعه جهاني از حكومت خودش شرط بندي كرده بود و اين تصور را داشت كه برطرف كردن اين بحران، منوط به شخصيتي است كه از حمايت گسترده مردمي برخوردار باشد و در آن واحد توانايي تاثيرگذاري بر گروه هاي اسلام گراي مسلح كه اخيرا نقش آنها در تهديد منافع غرب در منطقه به خوبي عيان شد، را داشته باشد.
از طرف ديگر ارتش اتيوپي كه در سومالي مستقر بود در ياري رساندن به دولت عبدالله يوسف كاملا شكست خورد و علاوه بر آن رنج هاي ملت سومالي كه با انواع مشكلات از جمله آوارگي، ظلم و ستم و... همراه شده مزيد بر علت بود و آرزوي ملت سومالي براي طرد بيگانگان نيز به ياس مبدل شده بود.
اين مسائل انباشته شده در جامعه سومالي، عامل موثري در نزديكي افكار شيخ شريف و ديدگاه جامعه بين المللي براي حل بحران سومالي را رقم زد.
گروه هايي كه قانع شدند و گروه هايي كه قانع نشدند مبني بر اينكه شيخ شريف بايد حركت خود را با ترك اسمره براي گفت و گو با طرف هاي ديگر آغاز كند، تا به اين صورت جمعي از رهبران مقاومت در داخل كشور را پيرامون خود جمع آوري كند و قدرت خود را تحكيم بخشد و بتواند زمام امور را به راحتي در اختيار داشته باشد.
همچنين او مي بايست، ابتدا به دوحه (پايتخت قطر) و سپس به جيبوتي سفر كند تا طرف بزرگتري از همپيمانان در اسمره را به خود جلب و حكومت قانوني خود را به عنوان نماينده ملت ايجاد كند.
شيخ شريف در كسب موافقت و همراهي تعداد زيادي از رهبران در اسمره موفق شد و تقريبا كسي كه سرش به تنش در عالم سياست سومالي بيارزد در آن جا باقي نماند كه با وي موافقت نكند، مگر شيخ «حسن طاهر اويس» كه با شاگرد سابق خود به مخالفت برخاست.
اما در داخل سومالي وضع طور ديگري بود و اوضاع هنگامي كه گروه الشباب، مشروعيت رهبران اپوزيسيون در خارج از كشور را زير سوال برد، بي نهايت پيچيده شد.
الشباب آنها را به تقسيم قدرت با لائيك ها كه شرع اسلام را قبول ندارند، متهم و عنوان كرد: آنها مسبب تفرقه در صفوف گروه هاي اسلامي خواهند شد.
اين در حالي بود كه گروه هايي كه در لواي گروه موسوم به محاكم اسلامي فعاليت مي كردند، از اتخاذ يك موضع واحد عاجز ماندند و چند دستگي در ميان آنها به وجود آمد. با وجود اين، به مشروعيت دولت شيخ شريف به عنوان تنها نماينده گروه هاي مسلح مخالف در داخل كشور از سوي گروه ها تاكيد شد، اما به هر حال همپيمانان سابق به شدت با يكديگر اختلاف پيدا كردند و محاكم اسلامي از اينكه بتواند اختلافات داخلي را برطرف كند، به شدت عاجز ماند.
بدين ترتيب بود كه گروه هاي جديدي همانند جبهه اسلامي، حزب اسلامي، اردوگاه كيامبوني، گردان هاي خالدبن وليد و غيره از دل اين اختلافات بيرون آمدند و اين موضوع به اثبات رسيد كه سياست پوست پياز، سياستي صد درصد نشات گرفته از كشور سومالي است.
اميد به حمايت خارجي ها
شيخ شريف در ابتدا اميد بسياري به حمايت هاي اعراب و غربي ها داشت، اما اميد او به ياس مبدل شد و بدون دستيابي به نتيجه اي از دوحه و بروكسل بازگشت.
در دوحه رهبران عرب فقط با پرداخت مبلغ سه ميليون از هشت ميليون دلار پيشنهادي آن هم به شرط و شروط موافقت كردند.
مهم ترين اين شرط ها، دستيابي به يك راه حل براي مصالحه با گروه هاي مسلح و خروج نيروهاي خارجي از سومالي بود، كه اين موضوع خشم شيخ شريف را برانگيخت و او را بر آن واداشت كه از خير كمك هاي اعراب بگذرد.
اين موضوع از ديدگاه بسياري از مردم، شكست مفتضحانه اي در اتخاذ يك موضع واحد در ميان اعراب به شمار مي رود.
اوضاع و احوال شيخ شريف با غرب نيز از اين بهتر نبود، درحالي كه در نشست بروكسل، كشورهاي كمك كننده، پرداخت مبلغ 60 ميليون يورو رابه سومالي به عهده گرفته بودند، مشخص شد بيشتر اين مبلغ از طريق سازمان هاي غيردولتي وابسته به سازمان ملل آن هم به طور سفارشي قرار است دراين كشور آفريقايي هزينه شود، موضوعي كه از نظر شيخ شريف نوعي از اهانت به دولت و ملت سومالي تلقي شد.
تلاش براي همگرايي
به رغم ضعف مواضع دولت جديد سومالي و شكست آن در جلب حمايت هاي مادي و نظامي، تلاش هايي از سوي شيخ شريف براي نزديك شدن به گروه ها و روساي قبايل به طور فعال صورت گرفت.
دولت مركزي توانست با تلاش هاي شيخ شريف دراين زمينه به دستاوردهايي نائل شود و معادله را به نفع خود تغيير دهد، كه دراين زمينه مي توان به نزديكي دولت مركزي با شيخ يوسف محمد سياد (انطاعدي) كه دست راست شيخ حسن طاهر اويس به شمار مي رود، اشاره كرد.
شيخ شريف با استفاده از اختلافات بين شيخ انطاعدي و گروه الشباب در مورد استان «شبيلي سفلي» در يك مانور سياسي كه بسياري از ناظران سياسي سومالي را متعجب كرد، اين مهره كليدي را به سوي خود جذب كرد.
انتخاب آخر
خانم «فرتون شفد» در مقاله هفتگي خود در روزنامه «مدنيمودلسن» كه در شهر «كيسمائو» در مورخه 29 ماه آوريل سال جاري به چاپ رسيد، نوشت: دولت سومالي با يك آزمايش سخت براي اثبات خود از نظر فكري و نظامي روبه رو است، كه در شاخ آفريقا تاكنون بي سابقه بوده است. چرا كه از طرفي وارث فروپاشي نظامي و اقتصادي دولت عبدالله يوسف و از طرف ديگر، با عدم جديت جامعه جهاني براي حمايت از اين حكومت نوپا روبه رو است.
اين روزنامه نگار سومالي مي نويسد، اين مسائل باعث شده كه تنها يك راه حل در مقابل حكومت شيخ شريف باقي بماند و آن راه حل نظامي كه از پيش شكست آن قابل پيش بيني است.
راه حل نظامي گرچه قبلا بارها و بارها آزمايش شده بود، اما عموما با فروپاشي نيروهاي نظامي دولتي و ميليشياي آن، همراه بوده است.
دكتر «عبدي علسو» يكي از صاحبنظران مسائل سياسي سومالي نيز در مقاله اي در سايت «مدولود دات كام» با عنوان «مگاديشو قدس نيست» شيخ شريف را وابسته به قبيله اي مي داند كه بيشتر ساكنان پايتخت و اطراف به آن تعلق دارند.
به عقيده اين صاحبنظر، انتخاب گزينه نظامي، آغازي بر پايان گروه هاي مسلح را رقم خواهد زد.
همچنان كه، شيخ حسن طاهر اويس در گفت وگو با كانال الجزيره در موگاديشو، اظهار داشت كه نبرد در آغاز راه خود است و آنقدر ادامه خواهد داشت تا به مقصد نهايي، نائل شويم.
اين مسائل، پرسش هايي در مورد مسير آينده ملت مصيبت ديده سومالي كه به گروه هاي مختلف تقسيم و دو جنگ منطقه اي را به خود ديده و از مدت ها شاهد درگيري هاي داخلي بوده است در اذهان زنده مي كند، كه تا كي موضوع درگيري هاي نژادي و مذهبي پشت ابرهاي پديد آمده از جاهاي ديگر در آسمان سومالي كه نفعي براي مردم اين كشور ندارد، پنهان خواهد ماند.
آوارگان فلسطيني: بالاخره برمي گرديم
پناهندگان فلسطيني مقيم اردوگاه هاي اردن در شصت و يكمين سالگرد روز تشكيل رژيم جعلي صهيونيستي و اشغال سرزمين فلسطين موسوم به «روز نكبت»، مقاومت را تنها راه احقاق حقوق ملت فلسطين و بازگشت به سرزمين و وطن خود دانستند.
«صبحي القطامي» معروف به ابوحسين از پناهندگان فلسطيني مقيم اردوگاه «الوحدات» در شهر امان پايتخت اردن در گفت وگو با خبرنگار شبكه خبري «العالم»، به فلسطيني ها توصيه كرد كه حتي از يك وجب از خاك فلسطين چشم پوشي نكنند.
وي با بيان اينكه حفظ ميهن مهمتر از هر چيز ديگري است؛ اظهار داشت: سال ها مذاكره با رژيم صهيونيستي هيچ نتيجه اي براي فلسطيني ها نداشته است از اين رو تنها راه بازگشت فلسطيني ها به سرزمين شان مقاومت است.
القطامي تاكيد كرد: مقاومت تا بازگشت آوارگان و پناهندگان فلسطيني به سرزمين شان ادامه خواهد يافت زيرا بدون مقاومت هرگز سرزمين فلسطين بازپس گرفته نخواهد شد و سخناني كه درباره صلح بيان مي شود تو خالي و بيهوده است.
«المختار عطيه مصطفي حجازي» يكي ديگر از پناهندگان فلسطيني ساكن غزه با اشاره به حق بازگشت فلسطيني ها به سرزمين آبا و اجدادي شان خاطرنشان كرد: غربت و آوارگي طولاني، حق بازگشت را از حافظه ملت فلسطين پاك نخواهد كرد و آنان در انتظار روزي هستند كه به وطن شان بازگردند.
اين پيرمرد رنج كشيده فلسطين تاكيد كرد: ملت فلسطين هرگز اسناد مالكيت شان در سرزمين اشغالي فلسطيني را از خود دور نمي كنند، اظهار داشت كه اين ملت براي زنده ماندن حق بازگشت در هر مناسبتي اين حق مهم را براي فرزندان، نوادگان و نسل هاي آينده خود يادآور مي شوند.
اين شاهد عيني اشغال فلسطين گفت: اسنادي در اختيار دارد كه نشان دهنده مالكيت او بر زميني در منطقه «ديرسنيد» از اراضي اشغال شده در سال 1948 است و فلسطيني هاي زيادي را مي شناسد كه در آن منطقه صاحب زمين هستند و اسناد مالكيت زمين هاي خود را در اختيار دارند.
حجازي تاكيد كرد: فلسطيني ها به صبر، پايداري و مبارزه و جهاد تا زمان بازپس گرفتن اراضي اشغالي خود از رژيم اشغالگر اسراييل ادامه مي دهند و اين احساس را به نسل هاي بعدي هم منتقل مي كنند و بالاخره روزي فرا خواهد رسيد كه پناهندگان و آوارگان فلسطيني به آرزوي خود در بازگشت به سرزمينشان برسند.
در 14 ماه مه سال 1948 در حالي كه جهان هنوز از زخم تجاوزات و جنايات نژادپرستان نازي رنج مي برد رژيم نژادپرست جديدي ايجاد و گريبان گير جامعه بشري شد.
در اين روز گروهي از يهوديان با باورهاي نژادپرستانه صهيونيستي كه از چندين سال پيش تر و بنا بر برنامه اي حساب شده كوچ به خاك مقدس فلسطين را آغاز كرده بودند در پي شش روز غارت و كشتار بي رحمانه كه به جنگ شش روزه معروف شد، سرزمين فلسطين را اشغال و رژيمي جعلي تشكيل دادند كه سرانجام با حمايت منفعت طلبانه قدرت هاي بزرگ از جمله بريتانيا و ايالات متحده از سوي سازمان ملل متحد به عنوان رژيمي مستقل به رسميت شناخته شد.
زندگي سخت دور از وطن
«علي محمد الهنداوي» 84 ساله كه در الونكي در منطقه «الصدا» در جنوب لبنان بدون آب و برق زندگي مي كند، به خاطر فقر بيش از حد و آوارگي 30 سال است كه به تنهايي زندگي مي كند.
اين پيرمرد آواره فلسطيني كه گذشت زمان زانوهاي او را سست كرده است با خود زمزمه مي كند، كه چرا در آخر عمري حتي از يك زندگي معمولي همانند سايرين نبايد برخوردار باشد و با سرد شدن هوا و بارندگي، سلامتي اش به خطر بيفتد؟!
الهنداوي يكي از ده ها هزار نفر آواره فلسطيني ساكن در لبنان است كه در حلبي آبادهاي غيرقانوني كه به تدريج، ايجاد شده است و از نعمت آب و برق و ساير خدمات از طرف دولت لبنان و تشكيلات خودگردان فلسطين و حتي سازمان ملل محروم هستند، زندگي مي كند.
پيرمرد 84 ساله فلسطيني پس از اينكه اسرائيلي ها در سال 1948 شمال «الجليل» را اشغال كردند پس از عبور از مرز وارد لبنان شد و در چادري متعلق به اونروا (آژانس امدادرساني به مردم فلسطين) در منطقه «كفر بدا» در جنوب لبنان در نزديكي رودخانه «القاسميه» اقامت كرد.
با گذشت زمان بسياري از اين چادرها تبديل به آلونك هايي شد، كه به مرور زمان به عنوان اردوگاه فلسطيني هاي آواره در لبنان شناخته شد.
اما براي افرادي مانند الهنداوي و يا «زهره سعيد» ديگر پناهنده فلسطيني كه خانواده اي با 13 كودك را شامل مي شود، وضع طور ديگري رقم خورد و آنها از محدوده اردوگاه خارج بودند و از امكانات اوليه محروم شدند.
اهمال و بي توجهي به پناهندگان
«غازي حسن» نماينده كميته مردمي فلسطين در منطقه كفربدا در اين مورد معتقد است، هيچ گونه تلاش حقيقي براي بهبود اوضاع در حلبي آبادها تاكنون نه از سوي دولت لبنان و نه از سوي سازمان ملل و تشكيلات خودگردان صورت نگرفته است و بيشتر توجه ها به اردوگاه ها معطوف شده است.
اين در حالي است كه اونروا براي اداره 12 اردوگاه پناهندگان فلسطيني در لبنان كه جمعيتي بالغ بر 400 هزار نفر را دربرمي گيرد، هر سه ماه فقط 100 هزار دلار ارسال مي كند كه فقط كفاف خرج و مخارج شهرداري و حمل و نقل را مي دهد.
به رغم اينكه برخي از سازمان هاي امدادرساني مردمي در لبنان، تلاش مي كنند كه اين شكاف را با كمك هاي خود پر كنند، اما افرادي همانند الهنداوي به كمك همسايگان خود، مانند ديگر همسايه اش «مريم دبابسه» كه 94 سال سن و يك فرزند عقب مانده ذهني دارد، تاكنون توانسته است به زندگي اش ادامه دهد.
در همين حال آوارگاني كه در حال حاضر در خاك لبنان زندگي مي كنند با مشكلات ديگري دست به گريبان هستند. زهره سعيد كه نزديك 30 سال است در لبنان زندگي مي كند با اشاره به قانون دولت لبنان مبني بر عدم حق مالكيت از سوي فلسطيني ها گفت: در طول ده سال گذشته، هر شش ماه از سوي دادگاه محلي، احضاريه اي مبني بر تخليه محل سكونت ارسال مي شود و بارها در دادگاه حاضر شده است.