(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 2 تیر 1388- شماره 19393
 

تهران را جور ديگر بايد ديد
نسخه اي قديمي اما انسان ساز براي اوقات فراغت نوجوانان غني سازي تابستان دانش آموزان با كار
يادداشتي براي مديران «حلقه هاي شيطاني» را بشكنيم



تهران را جور ديگر بايد ديد

همان طور كه مي دانيم جامعه امروز ما دچار يك بيماري حاد به نام عدم پذيرش تغيير و تحول و دگرگوني در بدنه اكثر بخشهاي خود اعم از اداري- فرهنگي- شهري- اجرائي و... حتي شخصي شده است و اين سكون و عدم موفقيت و عدم حركت ريشه در بسياري از عوامل مختلف دارد.
حركت و پويايي عامل بقاء است و ايستايي و سكون باعث رخوت، سستي و نابودي است. در دنياي امروزي كه همه چيز با سرعت و شتابان در حال حركت، تحول، نوآوري و تغيير مي باشد ديگر جاي هيچگونه درنگ و در جا زدن و فرصت سوزي باقي نمي ماند، (نامگذاري سال گذشته به نام نوآوري و شكوفايي توسط رهبر فرزانه دليلي است بر اين ادعا) و خود خداوند نيز وعده بركت را به حركت كنندگان مي دهد. در جا زدن تا كي؟ آزمون و خطا تا كي؟ بشود يا نشود تا كي؟ فورث ماژورها تا كي طرحهاي روي كاغذ قشنگ تا كي؟ طرحهاي ضربتي، فوريتي، تبليغاتي تا كي؟ بازنگري و بازپيدايي تا كي؟
فكر مي كنيم- طرحي مي ريزيم- ناگهان به ذهنمان چيزي مي رسد: شكلي، حجمي، بعدي، طرحي سازماني، سامانه اي، چشم اندازي، شيوه اي و بالاخره يك چيزي كه از سكون و يكنواختي خلاصمان كند و به ما رهايي بخشد. اما آيا اين كافيست.
بين تمام كسانيكه در اين ابر شهر پير و رنجور و پردامنه و صدالبته پرمسئوليت در امر مديريت و برنامه ريزي شهري فقط چند شاخص اصلي وجود دارد كه باقي وظايف و كارها را
تحت الشعاع قرار مي دهد و آن خلاقيت، نوآوري، آفرينشگري دانش فني و شجاعت است، آخر اينان طبيبان شهرند و اين شهر بيمار با هزار توي پيچيده محتاج و نيازمند متخصصان واقعي و طبيبان حاذق، با دانش يا بهتر بگويم نه عادي، نه خوب و نه ممتاز بلكه خارق العاده مي باشد.
امروزه با توجه به دانش فوق مدرن و پسافراپست مدرنيسم، در برنامه ريزي و مديريت شهري تنها رسيدن ملاك نيست بلكه چگونه رسيدن، با چه سرعتي رسيدن، با چه هزينه اي رسيدن، با چه وسيله اي رسيدن، با چه آرامش امنيتي رسيدن و ازچه مسيري رسيدن و... مهم و حياتي است.
امروزه در برنامه ريزي و مديريت شهري پيشرفته و صحيح ديگر فورث ماژورها، بازنگريها، بازپيرائيها و طرحهاي ضربتي معنايي ندارد، حتي در برنامه ريزي شهري پيشرفته و مدرن حوادث غيرمترقبه و غيرقابل پيش بيني و حوادث قهري طبيعت جزء ذاتي برنامه ريزي و عادي ترين جزء آن مي باشد كه ديگر به هيچ عنوان طرح هاي فوري و ضربتي و آني را نمي طلبد.
ما در اين ابر شهر زندگي مي كنيم، شهري با انواع و اقسام مشكلات عديده «كه بيان آن فقط و فقط تكرار مكررات است و از زبان هر كارشناس و غيركارشناسي شنيده ايم، «كه صد البته اين تكرارها همه اش بيان درد است نه درمان آن» و خلاصه اينكه اين ابرشهر پير و فرسوده و معذور نيازمند تزريق دانش و تفكر مديراني باهوش و خارق العاده و جسور در تمامي سطوح حق در پايين ترين سطوح مي باشد و كم نيستند زن و مرد ايراني تحصيل كرده و باهوش، متعهد و خارق العاده ولي گمنام و بي ادعا.
حسين جعفريان

 



نسخه اي قديمي اما انسان ساز براي اوقات فراغت نوجوانان غني سازي تابستان دانش آموزان با كار

قاسم حداد اصفهاني
بلد بودن كار با كامپيوتر خوب است. فراگرفتن ورزش شهاي رزمي يا شنا و فوتبال حركت مثبتي به شمار مي رود. رفتن به كلاس زبان و تقويتي هم به آمادگي هاي يك فرد كمك زيادي مي كند. تماشاي تلويزيون، سفر، كوه رفتن، دوچرخه سواري و انجام ساير كارهاي ايستاو پرحركت مي تواند در غني سازي اوقات فراغت پسران و دختران نوجوان مؤثر باشد اما هيچكدام از اين موارد به پاي كاركردن و مسئوليت پذيرفتن انسان ساز نيست. يعني انجام اين كارها لازم است اما كافي به نظر نمي رسد. پسرهاي قديم به اين دليل همه فن حريف بودند و هستند كه «آچار به دست بودن» را آموخته اند. و دخترهاي قديم به اين دليل از هر انگشتشان هنر مي ريزد كه با نخ و سوزن و دار قالي و... انس داشتند.
با اينكه بسياري از كارگاه هاي كوچك و بزرگ شهر به مغازه هاو فروشگاه هاي كالاهاي مصرفي تبديل شده اما هنوز كارگاه هاي زيادي در سطح شهرها و روستاها، فعال هستند و نيازمند كارگرند.
هر پدري دوستاني دارد كه صاحبان حرف و صنايع گوناگونند پس به جاي آن كه جيب پدر به كمك پرشدن اوقات فراغت فرزند بيايد، مي تواند اعتبار و دوستي هاي او غني كننده تابستان پسر باشد. هر مادري يا خود صاحب هنرهايي است يا دوستاني هنرمند و قابل اعتماد دارد تا دختر خود را نزد او بفرستد و صاحب هنرش كند. حتما نبايد درآمدي در كار باشد همين كه پسر خانواده در جايي كار كند و حرفه يا فني بياموزد بزرگترين درآمد را به دست آورده است.
گيريم پسر يا دختر ما خداي كامپيوتر و ورزش و زبان شد اما برق كولر خانه خود را نتوانست وصل كند يا پيراهن خود را نتوانست بدوزد، آيا فرزنداني كامل تربيت كرده ايم. مسلماً فراگيري يك يا چند فن و حرفه براي نوجوانان علاوه بر ايجاد فرهنگ كار و تلاش، آنها را از بسياري احتياجات آينده بي نياز مي سازد.
عادت دادن فرزندان به اين فنون و حرف اما بايد از دوران دبستان يا حتي پيش دبستاني آغاز شود. كودكان اگر از بازي با ابزارآلات واقعي يا مصنوعي لذت ببرند و در سنين دبستان آرام آرام به آن كارها واداشته شوند علاوه بر كشف استعدادهايشان مي توانند انسان هايي با عرضه در اصطلاح عوام در آينده باشند.
پايگاه هاي غني سازي اوقات فراغت حتما نبايد در مدارس و آموزشگاه ها باشد بلكه هر كارگاه يا زمين كشاورزي مي تواند به غني كننده تابستان دانش آموزان تبديل شود.بهترين راه براي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان در هر سطح سني، ياد گرفتن يك فن يا حرفه است. اين فراگيري ها مي تواند در طول سال هاي تحصيلي هم با زماني كمتر انجام گيرد. در تمام كارهاي فني و حرفه اي برخي امور مشترك است و ماحصل آن براي پسران يادگيري «آچار به دست گرفتن» مي شود و براي دختران «مجموعه ريزه كاري هاي هنري بانوان» را آموختن.بهترين كساني هم كه مي توانند دانش آموزان را در اين امر كمك كنند والدين و بستگان و دوستان آنانند. باز هم تكرار مي كنم كه فراگيري كامپيوتر، ورزش و زبان و از اين قبيل لازم است اما براي «مرد زندگي» و «زن زندگي» شدن كافي نيست. و كيست كه از يك كارگر با انگيزه و پرتوان و البته بي مزد و مواجب بدش بيايد؛ پس پيش به سوي غني سازي اوقات فراغت با «كار».

 



يادداشتي براي مديران «حلقه هاي شيطاني» را بشكنيم

بنا به تعريف روانشناسي مديريت، «حلقه هاي شيطاني» مجموعه اي از عوامل منفي هستند كه در چرخه اي معيوب يكديگر را تشديد مي نمايند. با ذكر مثالي اين مورد را بهتر به تصوير مي كشيم؛ مثلا اعتياد يك حلقه شيطاني مي باشد، با بروز اعتياد در يك فرد، جامعه پيراموني او (مانند خانواده، همكاران، آشنايان و...) نسبت به او بي اعتماد مي شدند. اين بي اعتمادي فرد معتاد را بيشتر در خود فرو مي كشد و منزوي مي سازد. در دور بعد با كناره گيري فرد از جمع و گوشه گيري، جمع پيراموني بيشتر نسبت به او بي اعتماد مي شوند. بي اعتمادي فزاينده اين مرحله، فرد را بيشتر منزوي و تنها مي سازد و نتيجتاً انزواي بيشتر، بي اعتمادي بيشتر را موجب مي شود؛ و اين دور معيوب به شكلي ويرانگر تسلسل مي يابد.
يا در مثال ديگر، در يك سازمان ممكن است كارمندي چهره تخريب شده و غيرمنضبطي يافته باشد، اين تصوير عدم انضباط از فرد در ذهن مدير سازمان نقش مي بندد و او ديگر چندان مورد توجه قرار نمي گيرد مثلا از برخي ترفيعات سازماني محروم مي ماند يا به آموزش هاي ضروري ارتقاء كيفيت كاري اعزام نمي شود. اين عدم توجه به كارمند موجب بيگانگي فرد از سازمان گشته و هم نيتي سازماني را در او تضعيف مي نمايد، در مرحله بعد، اين بيگانگي او را در سازمان در موقعيت ضعيف تري قرار مي دهد، موقعيت ضعيف تر امكان باز نمودن قابليت ها را از آن فرد مي گيرد و چرخه معيوب در روندي رو به انحطاط و منفي تكرار مي شود.
با اين مثال ها حلقه هاي شيطاني مشخص شدند بسياري از اين حلقه ها را مي توان در سازمان ها، جوامع و محيط هاي كوچك يا كلان مشاهده كرد. هنر مديريت خلاق و نوآور شكستن اين حلقه ها است. مدير مبتكر اسير اين حلقه معيوب و منفي نمي شود و در نقطه اي اين حلقه را مي شكند. ريسك پذيري كه از مشخصه هاي مديريت نوين است، اين توان را به او مي بخشد. او با نگاهي به آينده سازمان با شهامت شيوه هاي قديمي ذهنيت سازي را به كنار مي گذارد. به عنوان نمونه در خصوص كارمند مورد مثال، او را به آموزش هاي كيفي اعزام مي دارد، ترفيع او را لحاظ مي نمايد، سعي در بازسازي چهره او در سازمان مي نمايد، به او مسئوليت مي بخشد، از او در امور سازماني و زمينه هاي كاري مشورت مي خواهد، صميميت را در رفتار و گفتار با او نشان مي دهد، اشتباهات او را با صداقتي دوستانه تنها به خودش گوشزد مي نمايد و...
اين اقدامات كه در مديريت اسلامي نيز بسيار بر آن سفارش شده است توام با كمي صبوري و شكيبائي، مدير خلاق را در شكستن حلقه شيطاني موفق مي سازد. موفقيت در اين مرحله مدير را تشويق به شناسايي حلقه هاي معيوب ديگر در سازمان و رفع آنها مي نمايد يعني بگونه اي دور مثبت آغاز مي شود و سازمان در مسيري شكوفا و سازنده به پيش مي رود.
يونس باقري پور- شيراز

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14