(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 2 تیر 1388- شماره 19393
 

ارتباط محبت آميز
مغرورنشدن در ارتباط با بزرگان
اعتدال در امور اقتصادي
توليد علم در انديشه باقرالعلوم
هشدار كه گاه انتخاب است!
فضيلت و اعمال ليله الرغائب



ارتباط محبت آميز

قال الامام الرضا(ع): تزاور واتحابوا و تصافحوا ولاتحاشموا
امام رضا(ع) فرمود: به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.(1)
1- بحارالانوار، ج78، ص347

 



مغرورنشدن در ارتباط با بزرگان

بعدازظهري بود كه همراه با چندتن ديگر از دوستان و ياران حضرت رضا(ع) به ديدار آن بزرگوار شتافتيم. ساعتي در خدمت ايشان نشستيم و آماده برگشتن بوديم كه امام به من فرمودند: «احمد برنطي! توبمان»
همراهانم خداحافظي كردند و رفتند و من با امام به گفت وگو نشستم. پرسشهايي كه داشتم پرسيدم و حضرت، پاسخ مرا دادند. ديگر پاسي از شب گذشته بود. خواستم مرخص شوم كه امام(ع) فرمودند: مي خواهي بروي يا امشب پيش ما مي ماني؟ عرض كردم: هر چه شما بفرماييد، اگر بگوييد بمان، مي مانم، و اگر بگوييد برو، مي روم.
حضرت فرمودند: بهتر است بماني. امشب را همين جا بخواب. اين هم رختخواب. آنگاه حضرت رضا(ع) برخاستند و به اتاق خودشان رفتند. از اين كه در ميان چند نفر از دوستان تنها من اين قدر مورد محبت امام قرارگرفته بودم. بسيار خوشحال شدم و از شوق به سجده افتادم و خدا را سپاس گفتم. هنوز سر از سجده برنداشته بودم كه متوجه شدم امام رضا(ع) به اتاق من برگشته اند. برخاستم. حضرت دست مرا گرفتند و به آرامي فشردند و فرمودند: اي احمد! يك بار اميرمؤمنان علي(ع) به عيادت «صعصعه بن صوحان» كه يكي از ياران آن بزرگوار بود، رفتند، و همين كه مي خواستند برخيزند به او فرمودند:
اي صعصعه! مبادا از اين كه من به عيادت تو آمده ام بر ديگران افتخار كني، و عيادت من از تو باعث شود كه خود را از آنان برتر بداني، از خدا بترس، و پرهيزگار باش. براي خدا تواضع و فروتني كن كه خداوند تو را رفعت و بزرگي بخشايد.
امام رضا(ع) اين را گفتند و دستم را رها كردند و رفتند! و من فهميدم كه هيچگاه و با كسب هيچ امتيازي نبايد مغرور شد، و هيچ عاملي نمي تواند جايگزين تربيت نفس، خودسازي و عمل صالح گردد.(1)
1- قرب الاسناد، ص222

 



اعتدال در امور اقتصادي

پرسش:
سلوك رفتاري انسان در مسير اعتدال اقتصادي كه موجبات رشد و تعالي فرد و جامعه را نيز فراهم مي آورد با چه ملاك ها و شاخص هايي مورد شناخت و ارزيابي قرارمي گيرد
پاسخ:
در بخش هاي قبلي پاسخ به اين سؤال، ضمن تأكيد بر ضرورت شناخت ابعاد و قلمرو اعتدال به شاخص هاي مهمي در گستره اعتدال از جمله: امور عبادي، موضوعات اعتقادي و امور اجتماعي شامل: دوستي، اعتماد، دفاع، انتقاد و مدح و ذم و اعتدال اشاره كرديم. اينك در ادامه، دنباله مطلب را پي مي گيريم.
ز) روابط دوستي
يكي از موارد اعتدال، احسان به دوستان و حفظ روابط دوستي است. گاهي صميميت و دوستي زياد باعث تضييع حق رفيق مي شود و حرمت او از بين مي رود. علي(ع) بر حفظ پيوند دوستي تاكيد كرده و مي فرمايد: «هيچ گاه به اعتماد رفاقتي كه بين تو و برادرت هست، حق او را ضايع مكن؛ زيرا آن كس كه حقش را ضايع مي كني ديگر برادر تو نخواهدبود. (نهج البلاغه، نامه31)
در مقابل افرادي كه بيش از حد توان خود، براي رفيقشان مايه مي گذارند و خود را به زحمت و تكلف مي اندازند، اين روش نيز ازنظر اسلام مردود است. علي(ع) مي فرمايد: «رفيق خوبي نيست آن كس كه خود را براي تو به مشقت مي اندازد و آن كس كه تو را به مدارا نيازمند و به عذرخواهي ناگزير مي سازد. (محجه البيضاء، ج3، ص344)
4- امور اقتصادي
اعتدال در امور اقتصادي در دو بخش توليد و مصرف قابل بررسي است كه مهمترين مصاديق آن را به نحو اجمال به شرح زير مطرح مي كنيم:
الف) كار و فعاليت
اسلام با بي كاري و رخوت و تنبلي مخالف است؛ همان گونه كه زياده روي در فعاليت اقتصادي، حرص و مال اندوزي را مورد نكوهش قرار داده است. پيشوايان ما با گفتار و عملشان، همواره پيروان خود را به تلاش براي روزي حلال سوق داده و هرگونه كار و فعاليت اقتصادي را كه به منظور رفاه خانواده صورت گيرد، در حكم جهاد در راه خدا شمرده اند. اما درعين حال خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زياده خواهي را نيز گوشزد نموده و به ميانه روي درطلب روزي فراخوانده اند.
امام صادق(ع) مي فرمايد: «دنبال روزي باش، ولي دنبال روزي رفتن تو، از حد كساني كه خود را تضييع مي كنند، بالاتر و از حد حريصان پايين تر باشد.» (وسايل الشيعه، ج21، ص03)
ب) انفاق
بعضي از افراد براي انفاق حد و مرزي قايل نيستند و هرچه دارند به ديگري مي دهند و خود محروم مي مانند. درمقابل كساني چنان بخل مي ورزند كه حاضر نيستند ديناري در اين راه به مصرف برسانند. اسلام هردوگروه را كه جانب افراط و تفريط را گرفته اند، محكوم و به جاي اسراف و بخل ورزي، اعتدال در انفاق را مطرح كرده است.
اسلام به صاحب مال اجازه نمي دهد هرطور بخواهد انفاق و يا اسراف كاري كند. قرآن كريم خطاب به پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: «هرگز دستت را برگردنت زنجير مكن (ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا، تا مورد سرزنش قرارگيري. (اسراء-92) همچنين قرآن مجيد يكي از ويژگي بندگان خاص الهي را اعتدال در انفاق مي داند و مي فرمايد: «آنان در انفاق نه اسراف مي كنند و نه سخت گيري، بلكه حد وسط اين دو را مي گيرند.» (فرقان-76) البته گاهي شرايط اقتضا مي كند كه انسان براي مصالح اجتماعي، ديگران را برخود ترجيح داده، ايثار كند و اين، با اعتدال در انفاق، كه دستور عمومي و همگاني است منافاتي ندارد.

 



توليد علم در انديشه باقرالعلوم

محمود مهدي پور
در مقاله حاضر نويسنده با تبيين اصطلاح توليد علم، به بررسي شرايط و مباني آن پرداخته و رهنمودهاي امام باقر(ع) را در اين زمينه واكاوي كرده است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم. گفتني است اين مطلب از شماره 62 فصلنامه فرهنگ كوثر انتخاب شده است.
يكم: لقب باقرالعلوم(ع)
عنوان «باقرالعلوم» لقبي است كه به صورت هاي گوناگون در مورد پنجمين امام شيعه به كار رفته است:
- باقرالعلم.
- باقرالعلوم.
- باقر علم الدين.
- باقر علم النبيين.
- باقر علم الله و رسوله.
- باقر علم الاولين و الآخرين.
اين لقب، در آغاز از سوي پيامبر گرامي(ص) قبل از ميلاد امام پنجم، به ايشان داده شده و به عنوان يك نشانه و ويژگي امام به صحابي جليل القدر جابربن عبدالله انصاري گفته شده است. در برخي روايات آمده كه امام پنجم در تورات هم با همين لقب شناخته شده اند.(1)
برداشت ها از اين واژه، متفاوت است:
- گاهي باقر را به معناي گسترش دهنده علوم معني كرده اند.(2)
- گاهي از واژه باقر، گستردگي علم و دانش و تبحر آن بزرگوار را فهميده اند.(3)
- گاهي اظهار دانش و آشكارسازي آن را معادل مفهوم باقر گرفته اند.(4)
در اينكه امام پنجم(ع) كانون نشر معارف الهي و چشمه فياض علوم انبيائي بوده، ترديدي وجود ندارد. جابر بن عبدالله انصاري كه حامل پيام و سلام پيامبر براي اين پيشواي بزرگوار شيعه بوده و در بزرگسالي به شاگردي اين امام خردسال افتخار مي كند. او بارها گفته است:
«يا باقر، يا باقر، يا باقر! اشهد بالله انك قد اوتيت الحكم صبيا(5) اي باقر، اي باقر، اي باقر! سوگند به خدا كه از كودكي، خداوند به تو دانش و حكمت داده است.»
جابر، با محاسن سپيد به محضر اين امام بزرگوار مشرف مي شد و معارف فراوان مي آموخت و برخي دانسته هاي خويش را تكميل و اصلاح مي كرد.(6)
دوم: توليد علم
افراد و جوامع نسبت به دانش ها، پنج حالت دارند:
1- توليدكننده دانش اند.
2- مصرف كننده دانش اند.
3- توزيع كننده علم اند.
4- از علوم و دانش ها بي خبر و محرومند.
5- تباه كننده علم اند.
دنياي اسلام در شرايط كنوني نياز فراوان دارد تا از حالت مصرف كنندگي و احيانا ترجمه، اقتباس و توزيع علوم به مرحله توليد و تكميل علوم و دانش راه يابد. تأمين اين نياز فرهنگي برعهده حوزه و دانشگاه و نظام هاي آموزشي دنياي اسلام است.
بيماري هاي معرفتي، اخلاقي و اجتماعي فراواني وجود دارد كه مانع دست يابي امت اسلامي به علوم و دانش هاي گوناگون شده است.
حوزه ها و دانشگاه ها به عنوان دو كانون مهم نشر و آموزش علوم، هر دو با اين بيماري ها مواجه هستند. اگر علوم را به دو بخش «علوم الهي» و «علوم بشري» تقسيم كنيم؛ اين پنج نوع برخورد در هر دو بخش آموزش سنتي و آموزش مدرن وجود دارد.
اداره بهتر دين و دنياي جوامع اسلامي و تأمين زندگي ايده آل و الهي، به مواضع و عملكرد حوزه و دانشگاه نسبت به علوم الهي و بشري بستگي دارد. عزت و استقلال جامعه اسلامي در گرو «توليد»، «ذخيره سازي»، «توزيع» و بهره گيري درست از «علم و دانش» است. بدون ترديد توليد و ذخيره سازي و انتقال و توزيع نور و انرژي مهمترين اقدام و پاسخگوي اصلي ترين نياز جوامع بشري است. علم و دانش، ارزشمندترين گوهر جهان هستي است كه از طريق دقت در دو كتاب تكوين و تشريع، در اختيار انسان ها قرار مي گيرد. امروز توليد، ذخيره سازي، انتقال و گسترش علم و اطلاعات، گرانبهاترين و بهترين سرمايه كشورهاست.
اگر نيازهاي جوامع بشري به سه بخش مهم «نيازهاي فرهنگي»، «نيازهاي امنيتي- دفاعي» و «نيازهاي اقتصادي» تقسيم شود؛ فرد و جامعه اي قله كمال را فتح مي كند كه در تأمين تمام نيازها موفق باشد. امام باقر(ع) فرموده است:
«الكمال كل الكمال، التفقه في الدين و الصبر علي النائبه و تقدير المعيشه(7)؛ كمال اوج كمال در سه چيز نهفته است:
1. تفقه و فهم عميق دين؛
2. صبوري در برابر حوادث و مشكلات؛
3. سنجش و برنامه ريزي در تأمين نيازهاي زندگي.»
سوم: قلمرو دانش هاي باقري
حضرت باقرالعلوم(ع) در چه رشته ها و گرايش هاي علمي داراي آگاهي و مقام دانشوري بود؟ آيا آن بزرگوار فقط در زمينه هاي اعتقادي، اخلاقي، فقهي، سياسي، تاريخي و... داراي دانش و تخصص بود يا فراتر از علوم انساني و طبيعي، در ديگر ميادين نيز تك سوار ميدان محسوب مي شد؟
ديدگاه شيعه، علم امام را محدود به زمينه اي خاص نمي داند و دانش معصومان(ع) را شعبه و شعله اي از خورشيد انوار الهي مي شناسد. علوم باقر آل محمد(ص) ازگستردگي فراوان برخورداراست كه به چند مورد آن اشاره مي شود:
1. محمدبن مسلم، شاگرد برجسته آن بزرگوار، بازگو كرده است كه حضرت فرمود: «انا علمنا منطق الطير و اوتينا من كل شيء(8)؛ به ما زبان پرندگان را آموخته اند و از همه چيز به ما داده اند (همچنان كه سليمان پيامبر(ع) از آن برخوردار بود).»
2. سماعه بن مهران گفته است:
پيري از اصحاب ما مي گفت: رفتيم كه به محضر امام باقر(ع) برسيم، وقتي وارد دهليز خانه شديم، صداي قرائت حزين و اندوهباري به زبان سرياني شنيديم كه مي خواند و گريه مي كرد؛ به طوري كه برخي همراهان به گريه افتادند.(9)
3. موسي بن اكيل نميري گفته است: درب خانه امام پنجم رفتيم كه اجازه ورود بگيريم، صداي غم انگيزي كه به زبان عبري چيزي را تلاوت مي كرد، شنيديم. بر ايشان وارد شديم و درمورد صدا پرسش كرديم. حضرت فرمود: «مناجات ايليا را به ياد آوردم و از آن گريه ام گرفت.»(01)
4. در مناقب آل ابيطالب آمده است:
آن قدر معارف در زمينه علوم قرآني، علوم مربوط به عقايد و كلام، دانش هاي مربوط به فتوا و احكام و حلال و حرام از محضر امام باقر(ع) صادر شده كه (تا آن روز) از هيچ كدام از فرزندان امام حسن و امام حسين(ع) نقل نشده است.(11)
5. محمدبن مسلم مي گويد:
سي هزار حديث از آن بزرگوار فراگرفتم و مطلب پرسيدم.(21)
برخي صحابه نبوي، چهره هاي برجسته تابعين، چون: جابربن يزيد جعفي و كيسان سجستاني و بزرگان فقهاي اهل سنت، چون: ابن مبارك، زهري، اوزاعي، ابوحنيفه، مالك، شافعي و زيادبن منذر نهدي از محضر آن بزرگوار احكام و معارف ديني آموخته و نقل كرده اند.(31)
چهارم: توليد علم و عزت
كسي كه به عزت و اقتدار امت اسلامي و حتي زندگي شرافتمندانه خويش مي انديشد، نمي تواند نسبت به توليد علم و دانش بي تفاوت باشد، «علم» زيربناي استقلال فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشورهاست و چه زيباست كه شعار عزت را كسي در جامعه مسلمانان مطرح كند كه با پشتوانه علمي آن راممكن و دست يافتني سازد.
نويسنده مكارم الاخلاق از قول امام صادق(ع) نقل كرده كه بر نگين انگشتر ابوجعفر «امام باقر(ع)» جمله «العزه لله» مكتوب بود.(41)
در برخي نقل ها، عبارت انگشتر امام كامل تر نقل شده و «العزه لله جميعاً» آمده است.(51)
برخي، نقش نگين انگشتر امام را «القوه لله جميعاً» دانسته اند كه باز نشان مي دهد عزت و قوت، خاستگاهي واحد دارد.
در هر صورت، امام باقر(ع) كه به عزت خويش و عزت امت اسلامي مي انديشد و همه را در سايه عزت الهي و نيروي او مقدور مي داند، با توليد، توزيع و تعميق هرچه بيشتر دانش ها، و پرورش شاگردان فراوان، زمينه هاي عزت و اقتدار امت اسلامي را فراهم مي سازد.
شيخ طوسي(قدس سره) در كتاب رجال خويش، 264 نفر مرد و زن را كه به افتخار شاگردي و فراگيري دانش ها از محضر امام باقر(ع) دست يافته اند، نام برده است. اسامي آنان در كتاب ارزشمند امام باقر جلوه امامت در افق دانش
(ص 47-36)، از انتشارات بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي، ثبت شده و همين كتاب بر آمار جويندگان دانش در محضر آن بزرگوار دو نفر افزوده است. و استاد باقر شريف قرشي نيز 284 شاگرد حضرت را نام برده است.
پنجم: امام باقر و قرآن كريم
بدون ترديد، در فرهنگ اسلامي، «قرآن» محور همه دانش هاي ضروري براي زندگي جوامع بشري است. دانش هاي باقرالعلوم از اين كوثر زلال آسماني جوشيده و بسياري از سخنان آن بزرگوار، شرح و توضيح آيات قرآني است.
صدها حديث از امام باقر(ع) در تبيين و تفسير آيات قرآني رسيده كه اي كاش تفسير باقرالعلوم، جداگانه گردآوري مي شد و ميراث فرهنگي آن بزرگوار به طور كامل و جامع همراه با تبيين و روشنگري در اختيار امت اسلامي و جوامع انساني قرار مي گرفت!
گردآوري موسوعه كامل كلمات حضرت باقرالعلوم(ع)، پرداخت موضوعي به هريك از ديدگاه هاي آن بزرگوار، انتقال فرهنگ حديث به جامعه اسلامي و توجه به روش ها و ديدگاه هاي عترت، در فهم بهتر قرآن، از ديگر نيازهاي حياتي امروز امت اسلامي است.
ششم: مباني اخلاقي توليد علم
توليد علم و دانش و ذخيره سازي و گسترش آن، مثل هر اقدام توليدي ديگر، نياز به شرايط، زمينه ها، راهكارها و ابزارهاي خاص خويش دارد و از سوي ديگر، با موانع دروني و بروني فراواني روبه روست. مباني فكري، عقيدتي، نظام سياسي، آداب و اخلاق اجتماعي و فضاي روحي و رواني هركس، در تلاش براي دست يابي به علم و دانش و گسترش و تقويت آن، سهم عمده اي ايفا مي كند.
«توليد علم» به تعقل، تدبر، تفكر، تتبع، مشاوره و بهره گيري از خرد جمعي، تخصصي شدن رشته ها، گرايش ها و جزئي شدن موضوعات و مباحث علمي نياز دارد.
تهذيب و تزكيه اخلاقي، استقلال فكري و آزادانديشي، رهايي از غرور علمي، صبوري در برابر مشكلات يادگيري، بلند همتي و عدم قناعت در گردآوري سرمايه علمي، تقويت روح پرسشگري و حق جوئي، پاسخ گوئي، شفاف و صادقانه، اقرار شجاعانه به ندانستن، خودداري از تكيه برقياس و استحسان، پرهيز از دروغ و تهمت بر خدا و طبيعت، خودداري از اظهارنظرهاي ناآگاهانه، دوري از شتابزدگي و بي حوصلگي، هماهنگي ذهن و زبان و گفتار و كردار، درمان تنبلي فكري، ساماندهي و نظام بخشي به اطلاعات و دانش هاي قبلي، درمان بيماري هاي جدال و مراء گفتاري و رسانه اي و پرهيز از شخصيت زدگي، شرط رشد علمي، توليد دانش و گسترش فضاي پژوهش و تحقيق است.
بخشي از رهنمودهاي امام باقر(ع) را در اين زمينه مرور مي كنيم:
¤ ارزش نيروي عقل
از ديدگاه باقرالعلوم(ع) ارزشمندترين سرمايه انسان، عقل است و هيچ مصيبتي براي انسان بزرگتر از فقدان عقل نيست.
«لامصيبه كعدم العقل.» (61)
¤ بيماري قساوت
از نگاه باقرالعلوم(ع) كيفرهاي الهي كه به دليل گناهان، بشر گرفتار آن مي شود، انواع گوناگون دارد:
كيفرهاي روحي و جسمي، فشار زندگي و سستي در عبادت؛ ولي بزرگترين كيفر الهي گرفتار شدن به قساوت قلب و از كف دادن نيروي ادراك و احساس انساني است.(71)
¤ رابطه خودخواهي و خردورزي
در انديشه باقرالعلوم(ع) دريافت علم و توليد آن با روحيه تكبر و غرور امكان پذير نيست؛ بلكه به هر ميزان كه كبر و خود برتربيني بر روان انسان حاكم شود، از خردورزي و عقل او كاسته خواهد شد.
«ما دخل قلب امرء شيء من الكبر الا نقص من عقله». (81)
¤ رابطه دانش و صداقت
امام باقر(ع) يادگيري صداقت و راستگويي را قبل از فراگيري علم و دانش ضروري مي شمارد:
«تعلموا الصدق قبل الحديث.» (91)
در دنيايي كه برخي مراكز دانشگاهي، سؤالات كنكور را به فروش مي گذارند و پرسش هاي مسابقات علمي، خريد و فروش مي شود، گزينش پولي در كنار پذيرش علمي رسميت مي يابد، مدارك و مدارج علمي داد و ستد مي شود! در اين شرايط توجه به مباني اخلاقي توليد علم، آب حيات جامعه بشري است.
¤ اصلاح انگيزه ها
فراگيري دانش ها و تأليف و تدريس آن بدون انگيزه الهي و معنوي، قداست و ارزش علم را از بين مي برد. از اين رو، امام باقر(ع) فرموده است:
آنها كه گمراهان درپي آنان راه مي افتند، افرادي هستند كه براي اغراض دنيوي به فقه و علم ديني مي پردازند، اينان خود گمراه مي شوند و عامل گمراهي ديگران مي گردند.
آن حضرت عنوان «عالم» را شايسته آنها ندانسته، بلكه آنان را مشمول «والشعراء يتبعهم الغاوون» (02) مي داند (12)
¤ جايگاه معلم
توليد علم بدون پاسداشت جايگاه معلم امكان پذير نيست. امام باقر(ع) مي فرمايد:
«معلم الخير يستغفر له دواب الارض و حيتان البحور و كل صغيره و كبيره في ارض الله و سمائه (22). تمام جنبندگان زمين و ماهيان درياها و موجودات كوچك و بزرگ زمين و آسمان خدا براي آموزگار نيكي ها، استغفار مي كنند.»
¤ جنجال و سلامت روحي
كشمكش سياسي و قيل و قال رسانه اي و مطبوعاتي، راه را بر توليد علم مي بندد و موجب نفاق مي گردد. امام باقر(ع) فرمود:
«اياكم والخصومه فانها تفسد القلوب و تورث النفاق.(32) از خصومت بپرهيزيد، زيرا روح را فاسد مي سازد و مايه نفاق مي شود.»
پي نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 64، ص 322.
2- همان، ص 522 و 032.
3- كشف الغمه، ج 2، ص 813.
4- بحارالانوار، ج 64، ص 522.
5- همان.
6- همان، ص 622.
7- تحف العقول، با تصحيح علي اكبر غفاري، ص .292
8تا 21- بحارالانوار، ج 64، ص 492.
31- مناقب آل ابيطالب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 591.
41- بحارالانوار، ج 64، ص 222.
51- همان، ص 322، پاورقي به نقل از حليه الاولياء، ج 3، ص 681.
61- ميزان الحكمه ، ج 3، ص 7302.
71- (ميزان الحكمه، ج 3، ص 2029
ح 09231).
18- همان، ج 3، ص 2053، ح 46531.
19- همان، ج 2، ص 1573، ح 47101.
20- شعراء/ 422.
21- همان، ص 2641، ح 7249.
22- همان، ج 3، ص 2076، ح 02831.
23- همان، ص 1847، ح 14021.

 



هشدار كه گاه انتخاب است!

محمدجعفر جوادي
بخشي از آيه شريفه 155 سوره مباركه بقره كه به آيه استرجا معروف است در يادآوري تحمل مصائب سخت و سنگين گفته مي شود. خداوند دليل توسل به آن را در ابتداي اين آيه و مصاديق آن را در آيه شريفه قبل آورده است، از مصاديق مصيبتي كه بر انسان وارد مي شود تا مقدمه قول شريف مذكور واقع و زمينه پاداش مقرر در آيه شريفه بعدي آن فراهم شود،... «... نقص من الاموال و الانفس و الثمرات...» است اين خسارت و اصابت مصيبت فقط در نظر مادي آن نيست كه مثلا انسان فرزندش را از دست بدهد و يا محصول و زراعتش را، هر چند آنها هم از مصاديق اين آيه شريفه اند. ليكن مهم در خسران معنوي است و از دست دادن سرمايه هاي پايدار كه اصالت دارند. اين روزها شاهد وقايعي در كشور هستيم كه بسيار جاي تاسف دارد چرا كه مي بينيم بسياري از سرمايه هاي جامعه دارند از دست مي روند و ما در خسارت از دست رفتن آنها از آيه شريفه مذكور تمناي خير مي كنيم. تا زماني كه اميرالمؤمنين(ع) بر مسند حكومت نبود فشارها براي پذيرش مسئوليت، امان او را بريده بود و همين كه مسئوليت را پذيرفت و عدالت در توزيع و مراقبت در هزينه بيت المال را پيشه كرد مخالفت ها و البته ابتدا از سوي همانها كه اصرار به پذيرش خلافت وي داشتند آغاز شد. داغي كه آن زمان بر سينه اميرالمؤمنين نشست هيچ زمان ديگري ننشست و افسوسي كه آن زمان بر دل او ماند قبل از آن بر سينه و دل او ننشست و نماند ، آنگاه كه او شاهد زياده خواهي ياران ديروز از سهام بيت المال بود و چون به خواسته آنان تن نداد مي ديد كه يكي يكي به جناح باطل مي روند و پشت سرلشكر كفر مي ايستند. سپس قرآن برنيزه كردن و تبليغات وسيع و گسترده خروج از دين درباره اش آغاز شد، هجمه هاي ناجوانمردانه و پست و سخيف، تا خواهندگان مال و مقام دنيا را به خواسته نامشروعشان برساند، براي او كه خواستار شهادت بود و مأمور به عدالت، كشته شدن در راه عدالت كه منتهاي آرزوي وي بود و مهجور شدن در راه كوتاه كردن دست عوامل زر و زور و تزوير از بيت المال دردآور نبود ليكن بارها سر در چاه كرده آيه شريفه استرجا را بر زبان آورده بود، آنگاه كه شاهد از دست رفتن تمامي سرمايه هاي آخرت نزديكان ديروزخود بود، مي ديد كه تمامي داشته هاي ايمان و تقوا و رشادتها و پيروزي آفريني هاي ياران ديروز كه در ركاب رسول خدا(ص) حاصل شده بود به يك غفلت و به يك اشتباه از دست مي رود و طلحه ها و زبيرها و حتي زنان و مرداني كه مقرب ترين ها به پيامبر و سعادتمندترين ها تا قبل از اين در سراي جاويد بوده اند تمامي سرمايه هاي خود را به آتش مي كشند و پشت لشكر باطل سنگر مي گيرند.
جنگ بين فقر و غنا و مبارزه ميان حق و باطل همواره بوده و تا ظهور حضرت حجت(عج) نيز خواهد بود و اين از بديهيات آزمون الهي است تا سعيد به سعادت و شقي به جزاي اعمال خود برسد و پايان اين دنياي دني نيز به پايان جنگ بين فقر و غنا و حق و باطل بسته است، ما كه براي احقاق حق با تمييز بين حق و باطل در نبرد با
زياده خواهان خارجي پشت لشكر دين ايستاده ايم، در مناقشه ميان فقر و غنا و حق و باطل در درون نيز چون مي دانيم كه جبهه رهبر معظم انقلاب حق است در كنار وي و در مقابل زياده خواهان و اشراف هاي زاييده دنيا خواهي و دنياپرستي با هر لعاب و نقاب ايستاده ايم و در اين راه كه راه حقيقت وسعادت است همواره آماده جانفشاني بوده و هستيم، ليكن افسوس فراوان و داغ بزرگ آنست كه ببينيم ياران ديروز انقلاب، بستگان و دوستان در دام دنياخواهي ديگران و در ورطه سقوط و هلاكت بيفتند و شاهد باشيم كه به گرداب ناحق فرو مي غلتند ، امروز روز جدا شدن صفوف حق از باطل و ارزشها از غير ارزشهاست، بسيار دردآور است اينكه ما مي بينيم متاسفانه تعدادي از عزيزانمان كه همسنگران ديروز در جبهه حق بوده اند آخرتشان را به دنياي دنياپرستان فروخته و به آن سوي مرز مي روند، اين جدا شدن ياران ديروز و از دست رفتنشان كه تاريخ شاهد گريز يكباره انسانهاي تا ديروز شقي به سمت سعادت و فرار انسانهاي تا ديروز مسعود و امروز مسقوط به دره شقاوت بوده بسيار تلخ و جانكاه است، آنقدر جانكاه كه وقتي پيامبر اكرم(ص) خود را براي نجات انسانها از اين ورطه سقوط به آب و آتش مي زند، فرمان مي رسد كه چرا جان عزيز خود را به هلاكت مي افكني؟ اما آيا مي شود هلاكت انسانها را شاهد بود و آرام نشست؟ امروز نيز اين وقايع در حال تكرار است، از علائم ظهور حضرت حجت (عج) تفكيك صفوف حق و باطل ، فقر و غنا، زياده خواهان و عدالت طلبان و دنياپرستان و خداجويان است و اين صفوف به آرامي وگاه به سرعت در حال شكل گيري است، دغدغه ما و نگراني ما و حسرتي كه بر دل ماست آنكه ياران و عزيزان، در جمع و صف باطل درآيند و سعادت آخرت به دسيسه و فريب دنيا از دست برود، تمامي وقايع در حال اتفاق براين نكته ختم مي شود تا صفوف مؤمنين و متقلبين تفكيك شود چرا كه ديگر منافق در موضع نامشخص نمي ماند اما هيهات اگر مؤمنين و مبارزين و افتخارآفرينان ديروز جبهه حق، خداي ناكرده در سنگر باطل موضع بگيرند كه اكنون زمان امتحان و زمان انتخاب و زمان سرنوشت است.
تشخيص اينكه جبهه دنياطلبي، زياده خواهي، اشرافيگري، جنجال آفريني وبي بند و باري كه از ابتداي انقلاب مورد حمايت دشمنان دين و انقلاب بوده و در مسير باطلند، كجا؟ و جبهه عدالت طلبي، دين خواهي، قناعت و ساده زيستي، مهرورزي يا خوديها و شدت و حدت با دشمنان كه از مظاهر حق است كجا؟ كار دشواري نيست و بايد به شدت هشيار و مراقب بود تا شيطان كه همواره در كمين است، ثروت و سرمايه دينمان را به غارت و تاراج نبرده و ما را به مسير هلاكت و صفوف باطل نيفكند و خدا نياورد آن روزي را كه در پيشگاه الهي شاهد باشيم عليرغم پرونده درخشاني كه به زعم خود به واسطه تلاشهايي در دين، متصوريم، پرونده اعمالمان سياه و بري از هر عمل صالح باشد است كه فاصله بين حق و باطل، صلاح و فساد و خير و شر به باريكي يك تشخيص نابجا و يا يك گرايش ناصواب است.

 



فضيلت و اعمال ليله الرغائب

فرشته محيطي
معناشناسي ليله الرغائب
در فرهنگ قرآني اسلامي، براي برخي از زمان ها و مكان ها اقتدار و خصوصيات ويژه اي گفته شده است. از اين رو برخي از سرزمين ها چون بيت المقدس و مكه جايگاه قداست معنوي خاصي دارند و اعمال در آن مكانها از پاداش و ارزش ويژه اي برخوردار مي باشد. برخي از زمان ها نيز چون سحرگاهان و فجر و ليله القدر از چنين ويژگي هاي خاص بهره مند هستند و خداوند در آيات و حتي سوره هايي به ارزش و جايگاه ويژه آنها اشاره كرده است و درباره شب قدر آن را برابر با هزار ماه كه به اندازه عمر آدمي است دانسته است.
اين ويژگي را مي توان درباره برخي از ماهها چون ماه رمضان و يا ماه رجب برشمرد كه از ويژگي هاي انحصاري برخوردار مي باشند. از جمله ويژگي هاي انحصاري ماه رجب، ليله الرغائب است.
كلمه «رغائب» جمع «رغيبه» به معناي چيزي كه مورد رغبت و ميل است و نيز به معناي عطا و بخشش فراوان مي باشد. بنابراين معناي اول «ليله الرغائب» يعني شبي كه ميل و توجه به عبادت و بندگي در آن فراوان است و بندگان خوب و شايسته خداوند دراين شب تمايل زيادي به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خويش دارند.
بنابر معناي دوم، «ليله الرغائب» يعني شبي كه در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبي و خاكساري در برابر عظمت حق شايسته دريافت انعام و عطا و بخشش بي كرانه حق مي گردند.
عظمت و ارزش ليله الرغائب
درباره فضيلت و ارزش و عظمت آن مي توان دو جهت زير را بيان كرد: 1- از اين جهت كه اصولا شب جمعه، خود داراي ويژگي و ارزش خاصي است و اعمال عبادي فراواني در آن وارد شده و زمان عبادت و مناجات و عرض حاجات با قاضي الحاجات است.
2- ماه رجب اولين ماه از ماههاي حرام (ماه هاي حرام عبارتند از: رجب، ذي القعده، ذي الحجه، محرم) و ماه خدا و هنگام عبادت و دعا و استغفار است و رحمت الهي در اين ماه در حال ريزش و نزول است، به همين جهت اين ماه را رجب الاصب گويند، چون «صب» به معناي ريختن است. پس ليله الرغائب، شرافت و ارزش شب جمعه و ماه رجب هردو را درخود جمع نموده و ارزشي دوچندان دارد.
شيخ المحدثين عباس قمي در كتاب شريف مفاتيح الجنان درباره اين شب مي نويسد: بدان كه شب جمعه اول ماه رجب را ليله الرغايب گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول(ص) با فضيلت بسيار واردشده كه سيدبن طاووس در كتاب اقبال و علامه مجلسي در اجازه نبي زهره آن را نقل كرده اند.
ازجمله فضيلت هايي كه براي آن برشمرده اند اينكه به سبب شرافت اين شب گناهان بسيار از كساني كه اعمال خاصي را انجام دهند آمرزيده مي شود.
از جمله اعمال اين شب نمازي است كه اگر شخص آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامي كه در قبر گذاشته شود خداوند تبارك و تعالي ثواب نمازش را به سوي او به بهترين صورت مي فرستد تا همدم او شود و او را از تنهايي بيرون آورد.
اين شخص با روي گشاده و درخشان و زباني شيوا و فصيح به او مي گويد: اي حبيب و دوست من! بشارت باد تو را كه از هر شدت و سختي نجات يافتي.
ميت مي پرسد: تو كيستي؟ بخدا سوگند كه من چهره اي بهتر از روي تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي بهتر از بوي تو نبوئيده ام.
آن شخص مي گويد: من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم ومونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخيز دميده مي شود من درعرصه قيامت، سايه بر سر تو خواهم افكند. پس خوشحال باش كه هرگز خير از تو معدوم نخواهدشد.
آن گاه شيخ عباس قمي درباره چگونه اعمال اين شب مي نويسد: كيفيت آن چنان است كه روز پنجشنبه اول ماه رجب را روزه مي داري و چون شب جمعه داخل شود مابين نماز مغرب و عشا دوازده ركعت نماز مي گذاري كه هر دو ركعت را با يك سلام تمام مي كني. در هر ركعت از آن نماز يكمرتبه «حمد» و سه مرتبه «اناانزلناه» و دوازده مرتبه
«قل هوالله احد» مي خواني و چون از نماز دو ركعتي فارغ شدي، هفتاد مرتبه «اللهم صلي علي محمدالنبي الامي و علي اله» مي گويي و سپس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائكه و الروح» مي گويي. پس از آن، سر از سجده برمي داري و هفتاد مرتبه «رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم» مي گويي. پس از آن نيز دوباره به سجده مي روي و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائكه و الروح» مي گويي. آن گاه حاجت خود را مي طلبي كه برآورده خواهد شد. (مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي با تصرف و تخليص)
سخن صاحب المراقبات
عارف كامل و استاد و اصل مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي در اين باره در كتاب المراقبات خويش مي نويسد: اولين شب جمعه ماه رجب را ليله الرغائب نامند. در اين شب فرشتگان بر زمين نزول مي كنند.
اگر شب اول ماه رجب مصادف با شب جمعه بود، سزاوار است عمل «ليله الرغائب» را نيز انجام دهد.
از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه د رماه رجب غافل نشويد؛ زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليله الرغائب» مي نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه مقداري از شب گذشت، هيچ فرشته اي در آسمان ها و زمين نمي ماند مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع مي شوند.
آن گاه خداوند مي فرمايد: اي فرشتگانم! هرچه مي خواهيد از من درخواست كنيد.
فرشتگان عرض مي كنند: حاجت ما اين است كه از روزه داران رجب درگذري.
خداوند مي فرمايد: اين كار را انجام دادم.
عارف كامل، ملكي درباره اعمال اين شب مي نويسد: بهتر است كسي كه اين حديث را مي شنود، در اين شب، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت (سوره نساء آيه 68) براي صلوات فرستادن به عهده ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد. وي آنگاه به نقل از رسول خدا(ص) نمازي را كه در بالا شرح آن گذشت نقل مي كند .
استاد ملكي تبريزي اين پرسش را مطرح مي كند كه: ظاهر روايت اين است كه «ليله الرغائب» اولين شب جمعه ماه رجب است؛ و اگر اعمالي كه در اين روايت ذكر شده از اعمال اين شب بوده و شب جمعه اول ماه، مصادف با اول ماه شد، چگونه مي توان اين عمل را به جا آورد؟
وي پاسخ مي دهد از آن جايي كه پنج شنبه قبل از جمعه اول، جزء ماه رجب نيست؛ بايد در پاسخ بگوييم كه اگر بخواهيم به ظاهر روايت عمل كنيم، اين اعمال درصورتي است كه شب اول ماه شب جمعه نباشد؛ و اگر شب جمعه بود، شب جمعه دوم، اين اعمال انجام مي شود؛ گرچه ليله الرغائب نباشد. چون در روايت تصريح نشده كه اين اعمال حتماً بايد در ليله الرغائب باشد. ولي راه دوم و سومي هم هست كه صحيح تر به نظر مي رسد. راه دوم اين است كه اين اعمال را بدون روزه انجام دهيم و راه سوم اين است كه روزه را هم بگيريم گرچه روزه در رجب نباشد. (كتاب المر اقبات/ مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد مالكي تبريزي(ره) )اجمالاً آنكه ليله الرغائب، اولين شب جمعه ماه رجب است كه براي آن اعمال و فضايل بسياري نقل كرده اند كه از آن جمله مي توان به روزه پنجشنبه و استغفار زياد در آن شب اشاره كرد. كسي كه مي خواهد به ثواب و پاداش اعمال اين شب برسد مي بايست به اعمال آن اهتمام جدي بورزد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14