(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 2 تیر 1388- شماره 19393
 

شكوفايي سليقه ايراني در بازارهاي محلي بررسي وضعيت بازارهاي هفتگي در ايران- بخش نخست



شكوفايي سليقه ايراني در بازارهاي محلي بررسي وضعيت بازارهاي هفتگي در ايران- بخش نخست

گاليا توانگر
بازار قلب تپنده هر شهر است، از اين رو وقتي انسان شهرنشين شد، اماكن مسكوني حول مراكز داد و ستد بنشا شدند. بازار علاوه بر اين كه در نگاه اول محلي اقتصادي براي خريد و فروش هر نوع كالا به حساب مي آيد، مي تواند مركز عرضه محصولات فرهنگي نيز باشد. به بازارهاي بومي و محلي هر شهري از ايران كه سر بزنيد، شيفته رنگ، ذوق و سليقه و اعجاز سر پنجه هاي هنرمندانه مردان و زنان اين مرز و بوم مي شويد كه تنها با اتكا به اندوخته هاي معنوي و ذوق ايراني نه تنها امرار معاش مي كنند، بلكه گوشه اي از هويت و ميراث اصيل اجدادي شان را به نمايش مي گذارند.
از نگاه ديگر چنين بازارهايي فرصت مناسبي براي اشتغال زايي ايجاد مي كند، فرصتي طلايي كه اغلب جوانان به دنبال آن هستند. متأسفانه نتوانسته ايم از پتانسيل بالاي اين قبيل بازار ها استفاده كرده ، علاوه بر عرضه هويت ايراني به چرخه اقتصادي مناطق مختلف كشور كمك كنيم و به ايجاد فرصت هاي شغلي براي جوانان هر شهر بپردازيم.
در تحقق اين امر مهم ضرورت كار كارشناسي منسجم و برنامه ريزي دقيق كاملاً احساس مي شود.
زنان گردانندگان اصلي اغلب بازارهاي محلي در سراسر كشور هستند. اين قشر سختكوش و هنرمند در يك روز خاص هفته گرد هم مي آيند تا هم گوشه اي از هنر خود را به نمايش گذاشته و هم در جايگاه سرپرست خانوار امرار معاش كنند.
«ماه نساء» زني از جنوب كه صبر بر مرگ همسرش و عهده دار مسئوليت سه فرزند بودن او را در ذهن هر آشنايي خودكفا و مستحكم جلوه مي دهد، هر روز سيني ماهي هاي تازه اي را كه پسربزرگش صيد كرده بر سر مي گيرد و در امتداد بازار به دنبال مشتري مي رود و مي آيد. رفتن و آمدنش نشان اين دارد كه بودن و زندگي كردن حق مسلم او و فرزندانش است.
«صبريه» زن ديگري است كه از شاخه هاي درخت خرما جارو، سبد، حصير و سفره هاي گرد بزرگ مي بافد. سفره هاي زيبا و رنگارنگي كه هيچ كجا نظيرش يافت نمي شود. «صبريه» در حاشيه سنگرهاي به جا مانده از زمان جنگ در چند قدمي مناطق جنگي و رود كارون بساطي گسترده است. مسافران از سفره هاي اين زن سوغات مي برند تا بركت خانه شان را از سفره هاي اصيل ايراني برگيرند.
اين جا سخن از سود و زيان نيست، سخن از استقامت زناني است كه همچنان در تلاشند تا قلب تپنده شهرشان «بازارهاي محلي مناطق جنوب» پر جنب و جوش باقي بماند.
بدون گبه و لباس محلي
اين بازارصفايي ندارد
تقابل سنت و مدرنيته در پيكره بازارهاي محلي به وضوح ديده مي شود. در بازار «صفاي» بوشهر كه قدم مي زني هم مي تواني بوي ادويه هندي و عود چيني استشمام كني و هم بوي ماهي تازه. هم مي تواني جارو دستي و حصير و گبه ببيني و هم قالي هاي ماشيني رديف شده اند. اين هجوم كالاهاي مصنوعي به بازارهاي محلي علاوه بر اين كه از زيبايي بازارها مي كاهد، يك دست بودن و اصالت آن را نيز زير سؤال مي برد.
علي برازجاني يكي از اهالي بوشهر توضيح مي دهد: «هر سال كه مي گذرد، رنگ و بوي سنتي بازارهاي محلي بيشتر رنگ مي بازد و به سمت مدرن شدن با شتاب به پيش مي رود. اگر به بازار محلي شهر سري بزنيد، مي بينيد كه به سختي مي توان گبه هاي دست بافت را پيدا كرد و يا ديگر از حصيرهاي زيباي گذشته كه به جاي موكت در زير فرش پهن مي كردند، خبري نيست. مغازه دارها ترجيح مي دهند قالي و موكت ماشيني بفروشند. محصولات محلي تنها در نمايشگاه هاي صنايع دستي آن هم هرچند سال يكبار عرضه مي شوند.»
برازجاني به معرفي گبه يكي از صنايع دستي مشهور جنوب مي پردازد و مي گويد: «گبه، نوعي قالي است كه پودهاي دراز دارد و برجسته ترين صنعت دستي و خانگي استان بوشهر محسوب مي شود. گبه بافي تقريباً در بيشتر نقاط روستايي و حتي شهري اين استان رايج بوده است. گبه بافان براي ايجاد نقوش برروي فرآورده هاي خود از نقشه استفاده نمي كنند و اكثراً به طور ذهني به اين كار مي پردازند. وجه مشترك تمامي گبه هاي توليدي در اين منطقه گونه اي نقش پردازي سنتي است كه طي هزاران سال شكل گرفته و شامل اشكال هندسي و نگاره هاي پرندگان و حيوانات يا انواع گل (نقوش تركمني) و يا راه راه (دستبافت قشقايي) و يا يك تا سه ترنج در هر گوشه است. گاهي نيز زمينه مركزي به چند مربع تقسيم مي شود و يا بر حسب روش زيرينه و باورهاي ذهني هر هنرمند از رديف هاي بته جقه تركيب مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «گبه هاي بافت بوشهر اكثراً داراي ابعادي به طول 200سانتي متر و عرض 100سانتي متر هستند و براي بافت هر تخته آن همكاري يك ماهه دو بافنده با روزي شش ساعت كار الزامي است. گبه معمولاً با پشم رنگ شده گوسفند و مخلوط موي بز از نژاد عدني بافته مي شود. امروز گبه حتي براي نسل جوان شهر ناشناخته است. آن تعداد اندك كه بافته مي شود در نمايشگاه هاي خاص و محدود به معرض نمايش مي گذارند كه يادمان نرود يك روز چه داشته ايم و حالا اثري از آن نيست!» در چند قدمي بازار «صفا» بوشهر بازار «كويتي ها» برپاست. انواع و اقسام كالاهاي وارداتي از شلوار جين ترك تا كت و شلوار چيني فروخته مي شود. هرچه مي گرديم حتي يك نمونه سوزن دوزي بوشهري نمي بينيم. شايد پوشيدن لباس محلي و يا حتي ديده شدن آن كسر شأن است! در بازار محلي لرستان هم چنين بود. خاطره مسافرت آشنايي در ذهنم تداعي مي شود كه تمام بازار را براي حداقل ديدن يك دست لباس محلي و يا روسري طرح چاپي لر گشته بود و هيچ نيافته بود! حالا افتخار اين است كه آن چه در بازارهاي پايتخت فروخته مي شود در دور افتاده ترين بازار كشور هم به همان سبك و سياق يافت مي شود. نهايتاً در آرزوي تنوع ، يك دست لباس متفاوت با طرحي برگرفته از مدل هاي سنتي در مزون هاي پايتخت به قيمت گزاف مي دوزند تا شيك پوشان مرفه خيال كنند بديع پوشيده اند، بدون اين كه بدانند همه اين طرح ها را از چند صدسال پيش داشته و داريم و فراموششان كرده ايم!
عدالت اقتصادي با حذف واسطه ها جان مي گيرد
محمد كهندل، استاد اقتصاد از دانشگاه آزاد تهران جنوب توضيح مي دهد: «هر اقدام سازنده اي صورت گيرد، به شكلي كه بتوانيم رابطه توليدكننده و مصرف كننده را كمتر كنيم، هزينه تمام شده كالا پايين مي آيد و با قيمت مناسب تري به دست مصرف كننده مي رسد. به اين ترتيب بخشي از منابع مالي آزاد خواهد شد كه مي توان صرف سرمايه گذاري و رونق بازارهاي محلي و بومي كرد.
درحال حاضر متأسفانه با رشد چشمگير واسطه ها در بازار عرضه و تقاضا مواجه هستيم، اين شيوه نادرست به بلوكه شدن سرمايه ها مي انجامد، درحالي كه برپايي بازارهاي محلي در روزهاي خاص هفته توسط توليدكنندگان عرضه مستقيم كالا را درپي خواهد داشت و علاوه بر آزاد شدن سرمايه ها و رونق توليد به اشتغال زايي نيز مي انجامد.»
اين استاد اقتصاد در ادامه مي گويد: «در بازارهاي محلي- كه عموماً به جمعه بازار مشهورند ولي امكان دارد در ساير روزهاي هفته نيز برپا شوند- توليدكننده اطمينان پيدا مي كند كه دستمزد كار خود را خودش برداشت مي كند. اين اطمينان خاطر انگيزه توليد را تقويت كرده و بالا مي برد. برعكس اگر توليدكننده متصور شود كه بخش عمده عايدي اش را واسطه ها برداشت مي كنند، انگيزه توليد از بين مي رود، اتفاقي كه براي خيلي از كارگاه هاي داخلي رخ داده است.
بنابراين اگر بازارهاي محلي را شكوفا كنيم هزينه توليد كالا پايين مي آيد، با حذف واسطه ها سرمايه جذب توليد مي شود، كارگاه ها رونق مي گيرند و بهره وري سرمايه و نيروي كار در اقتصاد كشور افزايش پيدا مي كند. مجموعه اين اقدامات زمينه را براي عدالت و رشد اقتصادي فراهم خواهدكرد.»
كهندل به پيامد مثبت ديگري كه درپي رونق بازارهاي محلي در اقصي نقاط كشور رخ مي دهد اشاره كرده و مي گويد: «شرايط رقابت مثبت در توليد داخلي ايجاد مي شود. در حال حاضر شايد كالاي (الف) ارزش كمتري نسبت به كالاي (ب) داشته باشد، اما چون واسطه هاي فروش كالاي (الف) بيشتر هستند، قيمت آن نسبت به كالاي (ب) بيشتر است. اين موضوع شفافيت بازار را زير سؤال مي برد. ولي اگر واسطه ها را حذف كنيم، ارزش واقعي هر كالايي روشن خواهد شد.»
وي در تكميل صحبت هايش مي گويد: «اگر فاصله توليد و مصرف را كم كنيم، اتفاق بزرگي در اقتصاد مي افتد. يكي از اتفاقات خوب اين است كه از ورود برخي كالاها به بازار سياه جلوگيري مي كنيم. واسطه ها كه زياد شوند، يك سري از افراد يك شبه به ثروت هاي هنگفتي مي رسند. پس روي ديگر سكه انتقال ثروت اقشار كم درآمد به اقشار تازه به دوران رسيده است، ثروت هايي كه بادآورده مي خوانيم و عدالت را زير سؤال مي برد. چنانچه بتوانيم بازارهاي محلي را رونق دهيم به عدالت اقتصادي كمك كرده ايم.»
تقويت سلايق بومي در ذهن نسل آينده
در پايتخت نيز چند سالي است كه با حمايت شهرداري در هر روز هفته بازارهاي محلي برپا مي شوند. اين بازارها هم حسن هايي دارند و هم معايبي. مهدوي خانم كارمندي است كه هفته پيش شخصاً به جمعه بازار داير در پاساژ پروانه (كوچه برلن) سري زده و چون راضي بوده اين بار با يكي ديگر از خانم هاي فاميل و به همراه بچه هايشان آمده اند، انگيزه خود را از خريد در اين بازار اين گونه بيان مي كند: «تنوع كالا زياد است. بعضاً كالاهاي سنتي از قبيل مانتوهاي طرح تركمن، روميزي ها و كوسن هاي سوزن دوزي و كيف هاي منجوق كاري در لابه لاي اجناس به چشم مي خورد. اين گونه بازارها را دوست دارم چون رنگ و بوي ايراني دارد و مي خواهم بچه هايم با سليقه ايراني خريدكنند.»
وي به مانتو سنتي طرح تركمن كه به تن دارد، اشاره كرده و مي گويد: «به همين مانتوهاي پوشيده طرح تركمن نگاه كنيد، قيمت مناسب، جنس خنك و تابستاني پارچه، طرح زيبا و... همه از محاسن آن است. تعجب مي كنم كه چطور تا به حال نتوانسته ايم فرهنگ سازي و تبليغ مناسبي داشته باشيم. نسل امروز مانتوهاي تنگ و غربي و كارهاي ترك و چيني را بهتر از كارهاي داخلي مي شناسند.»
مهدوي در ادامه مي گويد: «الان 4جمعه است كه به اين مكان مي آيم و هربار هم چيزهاي تازه تري ديده ام كه قبلاً بي توجه بوده ام و اصلاً آنها را نديده ام، حتي فاميل را هم تشويق كرده ام كه به اين مكان بيايند.»
اين شهروند تهراني به فضاي امن جمعه بازار اشاره كرده و مي گويد: «اين جا آدم هايش هم خوبند. وقتي در بين بساط ها چرخ مي زنيم احساس امنيت و آرامش داريم. كاش دخترم هم سليقه سنتي و ايراني داشته باشد.»
اگر مسئولان بها دهند...
غلامرضا جليله فروشنده كفش در جمعه بازار پايتخت نيز به برخي معايب كسب در اين مجموعه اشاره كرده و مي گويد: «من كفش هاي تك سايز را در بساطم مي فروشم. اين كفش ها چندين بار به پاي مشتري رفته اند، لذا قيمتشان كم شده است. همين كفش هاي چرمي را در مغازه 22 تا 24هزار تومان مي فروشند كه ما هفت، هشت هزار تومان در حراجي جمعه بازار مي فروشيم. همه اين شرايط به نفع مصرف كننده است، پس مسئولان بايد هواي فروشندگان را نيز داشته باشند. الان به خاطر همين فضاي كوچك، شهرداري هربار 15هزار تومان مي گيرد.»
وي در ادامه مي گويد: «اتفاقاً اگر بها داده شود و بازار محلي رونق بگيرد، استقبال مردم خوب است. ضمناً براي جوان ها هم فرصت خوبي است كه اشتغال داشته باشند و كسب روزي حلال كنند.»

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14