(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


دوشنبه اول تیر 1388- شماره 19392

زنان در حلقه اسارت شغلي مروري بر شكست جريان مدعي برابري زن و مرد در محيط كار



زنان در حلقه اسارت شغلي مروري بر شكست جريان مدعي برابري زن و مرد در محيط كار

گروه گزارش
صبح يك روز سرد زمستاني كه براي نماز صبح بيدار شده بودم ناگهان متوجه صداي خودروي حمل زباله شدم كه براي جمع آوري زباله هاي يكي از خيابان هاي شهر مقابل هتلي در وين توقف كرد. پنج زن رفتگر كه دو نفر بالاي خودرو قرار گرفته و سه نفر ديگر سطل هاي زباله را به سمت خودرو مي بردند صحنه جالبي براي يكي از روزهاي سرد اتريش كه مشرف به منطقه كوهستاني است، نبود. ابتدا تعجب مي كنم اما وقتي به خودم مي آيم مي بينم تصوير زنده اي كه روز گذشته در خيابان بالايي و زناني كه به عنوان كارگر ساختماني مصالح را حمل مي كردند ديده ام بي شباهت به اين صحنه ها نيست. واقعا در اتريش هستم و شاهد زناني كه اينطور در غرب از آنها بهره برداري مي شود!
در سال 1989 هنگامي كه نيويورك تايمز موضوع «مهم ترين مسئله اي كه زنان امروز با آن مواجه اند» را در آمريكا به همه پرسي گذاشت، هيچ كس باورش نمي شد تبعيضات شغلي، بيشترين درصد پاسخ ها را به خود اختصاص داده باشد. تا جايي كه 80 تا 95 درصد زنان شاغل از تبعيض شغلي و نابرابري دستمزد ناراضي بودند و 70درصد آنان آزار و اذيت مردان را در محيط هاي كاري غيرقابل تحمل مي دانستند.
برابري شغلي
حضور و مشاركت برابر زنان در محيط كار بيرون از خانه و قرار گرفتن در كنار همكاران مرد، از جمله مقوله هايي است كه طي دهه گذشته از سوي نهضت هاي فمينيستي در ايران هم ترويج مي شود.
حجت الاسلام سيدعباس نبوي، مدير موسسه تمدن و توسعه اسلامي در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان در باب آزادي زنان در انتخاب شغل معتقد است: «نوعي روشنفكر مابي غلط و نادرست دردنيا ترويج شده كه البته مسبب اصلي آن فعالان حقوق زنان هستند و آن ترويج روحيه تساوي شغلي زنان و مردان در اجتماع است. البته اين موضوع در ايران هم ديده مي شود به طوري كه مسايل روشن و واضح را در مورد تساوي حقوق زنان به شكل فريبنده و مغالطه آميز طرح مي كنند و از طريق اين سر و صداها مي خواهند به مقاصد خود برسند.»
طي دهه گذشته انتظار مي رفت با رشد جمعيت فارغ التحصيلان زن بر ميزان حضور زنان در مشاغل مهم و كليدي افزوده شود به خصوص وقتي آمارها در ايران از رشد تخصص گرايي و مهارت آموزي خبر مي داد. در حالي كه برخي زنان فاقد شغل تحت تاثير القائات گروه هاي فمينيستي ترجيح دادند بيشتر در مشاغل غيررسمي و كاذب و حتي خدماتي جذب شوند تا اينكه در منزل مانده و به عنوان مادر يا همسر نقش آفريني كنند.
نبوي در همين خصوص تصريح مي كند: «ترويج روحيه تساوي زنان و مردان در مشاغل عمده ترين عامل هجوم تعداد كثيري از زنان به بازار كار و در نهايت تن دادن آنها به مشاغل دون پايه و نازل است.
زناني كه به هر فعاليتي مغاير با شان اجتماعي خود در شركت هاي خصوصي تن مي دهند نمونه اي از اين موارد است. عامل مشكل ساز اين است كه در روند گسترده كردن و توزيع اين آزادي ها هزاران مقاصد انحرافي ديگري به وجود مي آيد كه فراگير مي شود.»
نبوي مي گويد: «خانمي كه در شركت بازيافت مشغول به كار است در شكل كلي همه فعاليتش در نظام جمع آوري زباله محدود مي شود. اما اگر در منزل خودش به مرتب كردن منزل بپردازد احساس مي كند به آزادي هاي او به عنوان يك زن تعدي و حقوقش زيرپا گذاشته شده است. اگر خدماتي كه بيش از آن حد اوليه اي كه در نظام شغلي- زندگي خود تعيين كرده است انجام دهد احساس مي كند دارد بيگاري مي كشد. مثل همين مساله در نظام پرستاري، بخش هاي توليدي و صنعتي همين طور در شركت هاي خصوصي ديده مي شود البته زناني كه به حكم اضطرار تامين زندگي مجبور به انجام فعاليت در اين بخش ها مي شوند را بايد جدا كرد.»
لاله افتخاري نماينده مردم تهران و عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان تاكيد مي كند: «برخي كشورها با ارايه آمار بالاي اشتغال زنان كه البته آن را با افتخار مطرح مي كنند قصد دارند زنان كشورشان را آزاد و برابر با مردان توصيف كنند در حالي كه ما برايشان مطرح مي كنيم تعالي جايگاه زنان به استخدام آنها در مشاغل نازل رفتگري و كارگر ساختماني و يا باربري و حمل ماشين هاي سنگين كه در چين و برخي كشورها شاهد بوده ام نيست و ارزش هاي نظام جمهوري اسلامي ايران اين وضعيت را متناسب با جايگاه زنان نمي داند. ارتقاي جايگاه متعالي زنان در حقيقت با بالا رفتن آمار زناني كه به اين نحو اشتغال دارند مفهومي ندارد بلكه بايد با توجه به توانمندي هاي آنها زمينه شكوفايي استعدادهاي زنان در جامعه فراهم شود.
به گفته اين عضو فراكسيون زنان مجلس، زنان ايراني در مقايسه با تمامي كشورهاي دنيا از وضعيت بهتر و حقوق بالاتري نسبت به همنوعان خود در ديگر كشورها برخوردارند. اين آزادي چه در حريم خصوصي، آزادي انديشه و حتي انتخاب شغل ديده مي شود در حالي كه در بسياري از كشورهاي دنيا شاهد چنين برابري و مساوات زنان با مردان نيستيم.
اشتغال زنان به هر نحو ممكن و در حرفه هاي دون پايه علي رغم تبليغات وسيع، در باطن نگراني غرب را در پي داشته است. به طوري كه صاحبنظران غربي معتقدند اگرچه ممكن است زنان امروزه به آزادي و برابري رسيده باشند اما هيچگاه به اين فلاكت و بدبختي نبوده اند و اين اعتراف كه تنها مسبب اين رنج و بدبختي ترويج واژه اي دروغين به نام «برابري» است.
به گفته بسياري از زنان اروپايي و امريكايي كه در ايران ساكن بوده و يا مدتي را اقامت داشته اند، امنيت اجتماعي موجود براي زنان در اين كشور، غيرقابل تصور براي زنان غرب بود. زندگي در چنين فضاي عاري از تنش هاي اجتماعي ناشي از سوءاستفاده هاي جنسي از زنان براي بسياري از زنان غرب جنبه آرماني دارد.
تا جايي كه بسياري از نشريات امريكايي مرتب عليه جنبش هاي زنان، مقاله ارائه داده اند. آنها معتقدند كه بسياري از مشكلات موجود جامعه از جمله مسائل روحي زنان، خودكشي دختران جوان، خشونت عليه زنان، سقط جنين و غيره ناشي از حركتهاي شكست خورده فمينيستي بوده است.
پشت عينك دودي فمينيست ها
گروه هاي فمينيستي وابسته به دنياي غرب يكي از اتهاماتي كه به كشورمان وارد مي كنند تبعيض هاي جنسيتي به ويژه در زمينه اشتغال زنان است.
لاله افتخاري در توضيح اين كه برخي مدعي فقدان آزادي و برابري زنان در حضور اجتماعي و اشتغال هستند، اضافه مي كند: «اين گروه ها با عينك بدبيني كه به چشم هاي خود زده اند واقعيت ها را نمي بينند. مصداق اين را مي توان در زمان مجازات قانون شكنان ديد كه چطور مدعي مي شوند حقوق بشر در ايران رعايت نمي شود و اگر شخص خاطي زن باشد مي گويند حقوق زنان در ايران زير پا گذاشته مي شود، در حالي كه ظلم به زنان عراقي، افغاني و فلسطيني و غيره را نه تنها نمي بينند بلكه حتي گاهي اوقات عاملان اين ظلم ها را مورد حمايت و تأييد قرار مي دهند.»
دكتر زهره الهيان، نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي نيز در همين رابطه به سرويس گزارش كيهان مي گويد: «موفقيت زنان و آزادي آنان در تعاليم اسلام و ارزش هاي نظام جمهوري اسلامي از نظر دشمنان قابل هضم نيست. بر همين اساس تلاش مي كنند به هر ترتيب با زير سؤال بردن حدود آزادي در ايران، حقوق بشر را در كشور اسلامي در معرض خطر اعلام كنند.
استفاده از زنان در برهه ها مستمسكي مي شود براي تغيير نظر افراد جامعه به سمت منافع اين افراد و نهضت ها. در واقع امروز برخي به منظور جلب آراي زنان ايران تمام همت خود را صرف سياه نمايي از وضعيت زنان ايراني كرده اند و معتقدند نسبت به زنان در ايران تبعيض روا داشته مي شود. يك سؤال اينجا مطرح است و آن اينكه مدعيان حقوق زنان ايران تا بحال چه قدم هاي مثبتي براي زنان ما برداشته اند؟ امثال خانم شيرين عبادي جز اينكه گزارشاتي را به مجامع جهاني ارايه مي دهند و وضعيت زنان ايراني را سياه نمايي و با عينك بدبيني نگاه مي كنند و از مجامع بين المللي درخواست مي كنند كه عليه ايران قطعنامه حقوق بشر صادر كند هيچ قدم مثبتي براي زنان برنداشته اند.»
اين عضو فراكسيون زنان مجلس ادامه مي دهد: «بيشترين دغدغه نمايندگان زن مجلس شوراي اسلامي پيگيري حقوق زنان و ايجاد فضاي سالم براي تحكيم بنيان هاي خانواده است. وظيفه ذاتي نمايندگان مجلس به ويژه نمايندگان زن آن است كه به تصويب قوانيني بپردازند كه منجر به تحكيم بنيان خانواده شود. به طور نمونه از آنجا كه فرهنگ بالاي ايراني و اسلامي گرايش به چند همسري و تنوع طلبي را مسئله جالبي نمي داند، طرح محدوديت در ازدواج مجدد توسط نمايندگان مطرح شده است كه بر ديگر جنبه هاي زندگي زنان تأثير دارد. و يا سياست خدمت رساني به محروم ترين اقشار جامعه كه زنان سرپرست خانوار از ديگر گروه هايي است كه مورد توجه مجلس واقع و در اين دولت به آنها توجه خاصي شد. همينطور امكانات و حمايت هاي خاصي در نظر گرفته شده است تا در جهت توانمندسازي، اشتغال زايي و كمك معيشتي به اين قشر خدمات ارزنده اي شود.»
در زير ساخت ها مشكلي نداريم
اشتغال زنان همواره به عنوان يك حربه سياسي استفاده شده و از حضور و وجود زنان در مقاطع زماني مختلف در راستاي تحقق اهداف سياسي و اقتصادي بهره جويي شده است.
حجت الاسلام والمسلمين سيدعباس نبوي، عدم تأمل در نظام مطالبات و آزادي هاي اجتماعي را پس از انقلاب اسلامي زمينه ساز بروز نظريه پردازي و اقدامات كاذب از سوي فعالان زنان مي داند.
وي مي گويد: «بحث بر سر مسايل اعتقادي نيست بلكه زيرساخت هاي اعتقادي داريم اما در برخي زمينه ها نتوانسته ايم آن را اجرا كنيم. بلكه در برخي مواقع اظهاراتي مي شود كه زنان را آزرده مي كند. به طور مثال زماني كه يك عالم ديني در مورد خانم ها صحبت كند و بگويد كه هيچ وظيفه اي براي زنان بالاتر از خانه داري و همسرداري نيست در حالي كه زنان با شنيدن اين اظهارات تصور مي كنند نظام جمهوري اسلامي مي خواهد درهاي خانه ها را به روي زنان ببندد و آنها را حبس كند. در حالي كه تعابير رسا نيست و ايجاد ابهام مي كند.»
وي اضافه مي كند: «غربي ها از جريان مواج و سر و صدايي كه بر سر آزادي هاي زنان درست شده است استفاده سوء مي برند و از موجي كه درست كرده اند لشگر بسيار بزرگي از تقاضاي كار توسط خانم ها ايجاد كرده و آقايان خود در پشت صحنه نشسته اند. اگرچه اين مديريت و لشگرآفريني در عمق و ماهيت تماماً مردانه است ولي سياهي لشگر خود را از زنان تشكيل داده اند.»
مدير مؤسسه تمدن و توسعه اسلامي مي گويد: «اين را نبايد فراموش كرد كه بسياري از زنان كه به كارهاي نازل روي مي آورند با موانعي مواجه هستند كه آنان را از تحقق توان بالقوه شان باز مي دارد. به طور مثال فعاليت در بخش هاي مردانه كه مطابق با روحيات مردان است علاوه بر اينكه بر سلامت جسمي زنان ضربه مي زند سلامتي روح آنان را نيز تهديد مي كند.»
به عقيده كارشناسان، زنان با ورود به مشاغل مردانه تبديل به موجودات بي هويتي شده اند كه نه از روح لطيف و پرعطوفت زنانه آنها اثري باقي مانده و نه از درياي بي كران محبت مادرانه شان و اين معضل حاصل بي توجهي نهضت هاي فمينيستي به نقش زن به عنوان همسر و مادر است كه زنان غربي را گرفتار منجلاب توهم آزادي و برابري با مردان كرده است.
همان نتيجه اي كه رسانه هاي گروهي و افكار عمومي در غرب نسبت به آن ابراز تمايل مي كنند و آن «بازگشت زنان به خانه» است.
مدير مؤسسه تمدن و توسعه اسلامي معتقد است: «حيات مشترك مردان و زنان قبل از آنكه جنبه هاي صوري حقوق مدني بر آن سايه افكند جنبه هاي ذاتي و انساني دارد كه اين جنبه ها مسايلي تكويني اند كه با الزامات حقوقي و مدني تغيير نمي كنند. بدين مفهوم كه اگر قوانين حقوقي نوشته مي شود بايد همگام و همسو با مسايلي باشد كه خداوند در وجود زنان و مردان به وديعه گذارده است.»
وي در توضيح اين ادعا مي گويد: «جريان فعالان حقوق زنان هم در بدو امر اين مشكل را دارد كه مي خواهد باطن وجودي انسان ها را با جنبه هاي صوري بپوشاند. برابري و آزادي هايي از سوي اين گروه ها ترويج مي شود كه به صورت وارداتي از آن سوي مرزها وارد كشور شده و آن را با نسبت و احتمالات خطا به خورد مردم مي دهند. نظريه پردازان آنها نتوانسته اند نسبت آن را با حقوق زنان تعيين كنند لذا تبديل به حركت خطايي شده كه غرب و شرق را به انزجار رسانده است. چون آنها مي خواهند بدون قايل بودن به روش هاي مدني خواسته هايشان از ميان مردم بدست آورند.»
به اعتقاد كارشناسان با گذشت يك دهه از آغاز نهضت برابري حضور اجتماعي زنان همپاي مردان جامعه آنچه معادلات فعالان حقوق زنان را با ترديد مواجه ساخته در درجه نخست اخبار و اطلاعاتي است كه از غرب به گوش مي رسد و خبر از شكست طرح تساوي حقوق زن و مرد در برعهده گرفتن مشاغل يكسان و نارضايتي زنان شاغل غربي از محيط هاي كاري را مطرح مي كند كه سنخيتي با روحيات زنانه آنها ندارد. در درجه بعدي روح خسته زنان كه ناچارند علاوه بر تحمل مشاغل سخت، مرداني را در كنار خود بپذيرند كه قايل به احترام و حفظ حرمت زنان نيستند.
افزايش ميزان افسردگي در ميان فرزندان اين زنان، بالا رفتن شمار طلاق و جدايي همچنين حركت صعودي منحني خشونت عليه زنان شاغل ديگر دليل شكست نهضت هاي مدعي آزادي و برابري زنان در غرب است كه زنگ خطري براي مجامع اسلامي به عنوان هدف گروه هاي فشار تحت عنوان آزادي خواه خواهد بود.
رسانه ها بي گناه نيستند
نقش رسانه ها را نمي توان در اينجا به كناري گذاشت و آنها را مبرا از هر سوءظني در خصوص ترويج روحيه برابري و آزادي كاذب دانست.
هر روز صبح شاهد فروش روزنامه هايي هستيم كه ده ها صفحه آگهي به منظور جذب زنان در مشاغل كاذب اختصاص داده اند.
از دعوت به همكاري براي فروش لوازم آرايشي و البسه گرفته تا استخدام منشي، خانم آشنا به فروش و غيره.
وقتي يك زن در كسوت رانندگي كاميون به عنوان اسوه و الگوي تلاش و مشاركت اجتماعي با تيترهاي درشت برجسته مي شود، و يا هنگامي كه زنان چادري در مجموعه هاي تلويزيوني به زنان خانه دار كه دائماً در حال تجسس در امور ديگران هستند، مبدل مي شوند و صدها نمونه منفي ديگر به نمايش گذاشته مي شود تأمل مسئولان رسانه را بر اصلاح روند موجود ضروري مي كند چرا كه موجب آزردگي بسياري از زنان در جامعه شده است.
ظرفيت هاي كاذب و مسيرهاي ناموجه شغلي در ضميمه هاي روزنامه ها از جمله مواردي است كه مي بايد اصلاح شود.
نقش مؤثري كه رسانه ها در درجه نخست به لحاظ هويت اطلاع رساني مي توانند اجرا كنند انعكاس اخبار غرب مبني بر تلاطم جريان فعالان حقوق زنان است تا نسبت به عملكرد و شكستي كه در آن نقطه از جهان به منظور ارتقاي آزادي و برابري زنان تجربه كرده اند به اطلاع افكار عمومي رسانده شود.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14