(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 31 خرداد 1388-شماره19391
 

براي ملت
بي بي سي، آشوب سازي به روش قورباغه پخته كشف حجاب از رسانه فارسي استعمار پير



براي ملت

محسن حدادي
اگر بپذيريم كه در كشور ما رسانه ملي، فراگيرترين و تاثيرگذارترين مرجع انتشار اخبار و تحليل اخبار است و به نوعي پرچمدار حركت هاي مردمي و تعيين كننده در امور ملي، بايد اعتراف كنيم كه امواج راديويي و تلويزيوني رسانه ملي در حضور 85 درصدي مردم در انتخابات دهم رياست جمهوري سهم بسزايي داشته كه اين اعتراف با مروري بر برنامه هاي اين دوره رسانه ملي به خوبي تاييد مي شود.
اول؛
عزت الله ضرغامي كه در نخستين سال حضورش بر مسند رياست دانشگاه بزرگ صداوسيما برگزاري انتخابات شلوغ و پرسروصداي نهم رياست جمهوري را مي ديد به خوبي توانست با مديريتي قابل قبول و علمي، ضمن رعايت بي طرفي، «فرصت» انتخاب ملي را به مردم بدهد، آن هم در دوراني كه پس از 8سال حضور اصلاح طلبان در قوه مجريه مردم تا حدي خواستار تغيير ذائقه جريان حاكم و البته حركت به سمت و سويي خارج از دايره اصلاح طلبان بودند؛ در انتخابات نهم، ضرغامي با برنامه ريزي مناسب و اجازه حضور به تمامي 10 نامزد رياست جمهوري تكليف كلي انتخابات و ابهامات موجود كه به سردرگمي در انتخاب اصلح منجر مي شد، روشن كرد؛ دوره نهم كه از خاص ترين دوره هاي انتخابات بود به دور دوم كشيده شد و باز هم رسانه ملي با برنامه هايي مردم محور : شاخص تعيين كننده انتخاب در دوره نهم : راه را براي مردم هموار كرد؛ مناظره هاي داغ نمايندگان نامزدها در شبكه دوم سيما و همچنين برنامه «نگاه يك» با اجراي فوق العاده «محمود احمدي» باعث شد بسياري از سوالات و ابهامات و حتي تخريب ها عليه نامزدهاي دور دوم؛ به صراحت مطرح و پاسخ داده شود؛ و شب هايي را در تقويم كشور رقم بزند كه هيچگاه از حافظه تاريخي ملت ايران محو نخواهد شد. اين نقطه درخشان سال ابتدايي حضور ضرغامي در رسانه ملي باعث شد بسياري با نگاهي تحسين برانگيز برنامه هاي او را در دوره دهم انتخابات رياست جمهوري دنبال كنند؛ همين شد كه طراحي برنامه هاي متعدد براي شبكه هاي مختلف راديويي و تلويزيوني برگ برنده جديد رسانه ملي در اين دوره انتخابات شد؛ اگرچه جاي خالي عنصر «مردم» به شدت در برنامه ريزي هاي اين دوره سازمان حس مي شد. اما تنوع برنامه ها و تنوع ديدگاه ها باز هم رسانه ملي را كانون توجه ملت در داخل و خارج از كشور ساخت و اين نكته كه بينندگان خارجي برنامه هاي رسانه ملي در اين دوره بسيار بيشتر از بينندگان داخلي بود نيز قابل تقدير است. رسانه هاي خارجي كه همواره در دوره انتخابات با سليقه و نظر القايي خود به توليد برنامه مي پرداختند در اين دوره با انفعال كامل تنها به پخش مستقيم يا مجدد برنامه هاي رسانه ملي اقدام كردند و يا در نهايت با تحليل بر اين برنامه ها، تصويري از فضاي انتخاباتي كشور را به مخاطبان خود ارائه مي دادند.
اگرچه رسانه ملي در اين دوره نيز نمره قبولي مي گيرد اما باز هم نقاط ضعفي در برنامه هايش مشهود بود كه مي توانست با نظر كارشناسان و بهره گيري از تجربيات ساير رسانه و ملل در اجراي چنين برنامه هايي رفع شود. اگر «گل» برنامه هاي اين دوره صداوسيما را «مناظره هاي انتخاباتي» بدانيم كه رهبري عزيز هم از اين ابتكار صداوسيما تقدير كردند، دست بر قضا بيشتر نقص ها و كاستي ها نيز به متوجه همين برنامه است. نخست آنكه اين مناظره ها بيش از آنكه «مناظره و ديالوگ» باشد يا به منولوگي براي نامزدها تبديل شده بود -آن هم بدون توجه به نامزد ديگر و مجري -و يا به مناقشه اي براي برتري يافتن با هر وسيله اي جز «گفتگو» و بيان نظرات. و اين اشكال نيز مبنايي دارد كه اولين و آخرينش «انفعال برگزاركننده» است.
برگزاري يك مناظره انتخاباتي قواعدي دارد كه بايد اعتراف كنيم حداقل هاي اين قواعد در تلويزيون ما رعايت شد؛ از طراحي دكور، نورپردازي، جاي دوربين ها و كارگرداني تلويزيوني گرفته تا طراحي سوالات، نقش مجري، نمايش زمان و همچنين جاي خالي مردم و كارشناسان. همه اينها و در مركز اين ضعف ها حضور يك مجري آرام و بدون قدرت مانور نشانگر آن بود كه صداوسيما در اجراي اين برنامه بيشتر خود را در سايه ديده و تنها زنگ آغاز و پايان اين مناظره ها را به صدا در مي آورد و باقي داستان در اختيار خود شركت كننده هاست و البته گاه گاهي هم زنگ اخطار را به صدا در مي آورد كه شايد برخي اوقات بي فايده هم بود.
اگر از ساير برنامه ها بويژه برنامه خوب و پرمخاطب راديو گفتگو صرف نظر كنيم، جاي اين سوال باقي است كه طراحي برنامه هاي اين دوره در رسانه ملي : كه با ابتكاري جالب و قرعه كشي رنگ آميزي شده انجام شد : كمتر به سمت سوالات اصلي مردم و كارشناسان سوق داده شده بود و ...
دوم؛
اما حضور رسانه ملي در خانه هاي ميليون ها ايراني و غير ايراني در تمام كره خاكي تنها منحصر به قبل از رويداد انتخابات نيست، چرا كه اين مهم شايد در دوره هاي گذشته تا حدي قابل قبول بود اما در اين دوره و حضور تاريخي ملت پاي صندوق «آري به نظام جمهوري اسلامي ايران» نيازمند طرحي براي تداوم اين حضور بود كه متاسفانه رسانه ملي كه كار را تمام شده احساس مي كرد و از برنامه ريزي ها و طراحي هايش و نتايج و ثمرات لذت بخش آن راضي بود؛ در روزهاي پس از انتخابات و سم پاشي عده اي در داخل و خارج و البته رويدادهاي تلخي كه رهبري نيز در روز راي گيري از آن خبر داده بود؛ در حالت انفعال قرار گرفت و تنها به تزئين تصوير شبكه هاي مختلف پرداخت و با پخش سرودهاي ملي و مهيج قصد تقدير و تحليل حضور بي سابقه مردم را داشت! اين در حالي است كه فصل تازه اي از فعاليت رسانه ملي تازه آغاز شده بود و رسانه ملي با طراحي خوب و برنامه هاي متنوع مي توانست ابتكار عمل را بار ديگر به دست بگيرد و مانع از گرايش برخي از مردم به ساير رسانه ها شود كاري كه كمي دير در رسانه ملي اتفاق افتاد.
سوم؛
خارج از انصاف است اگر در اين يادداشت نكته اي درباره رييس رسانه ملي نيايد و آن اينكه در طول روزهاي تبليغات انتخاباتي، بويژه شب هاي مناظره، پخش مستندهاي نامزدها، روز راي گيري و همچنين پس از آن، حجم بي سابقه اي از انتقادها و تهديدها و فشارها بر شخص او وارد شد؛ نكته جالب اينكه هجمه هاي عليه ضرغامي در يك طبقه خاص دسته بندي نمي شد و از جناح هاي مختلف نيز به او و رسانه تحت امرش وارد مي آمد؛ در اين ميان سكوت مدبرانه او و عدم پاسخگويي سريع و واكنش غير منطقي به اين انتقادات كه گاه به طور كلي بي مبنا و خارج از ادب سياسي و فرهنگي بود؛ خود عاملي شد براي به ثمر نشستن اهداف رسانه ملي و تداوم جريان سالم آگاهي و آرامش در كشور. اگرچه برخي شيطنت هاي چند برنامه توليدي سازمان را نمي توان ناديده گرفت، اما در كل و در پايان فصل انتخابات نمره رسانه ملي، نمره قبولي و رضايت بخشي است چه براي مردم و چه براي نخبگان. اگرچه اين رضايت بخشي هرگز به معناي تامين تمام سلايق و نظرات نيست و هرگز هم معناي نمره 20 نيست. و اين مهم متوجه مديريت ضرغامي هم هست.

 



بي بي سي، آشوب سازي به روش قورباغه پخته كشف حجاب از رسانه فارسي استعمار پير

محمدتقي فهيم
شبكه فارسي بي بي سي بي ترديد يكي از اصلي ترين آتش بياران آشوب هاي چند روز اخير تهران بوده است، اين نكته از آن رو قابل توجه است كه مثلا صداي آمريكا تكليفش روشن است، ولي بي بي سي مدعي پيروي از منشور چند دهه در خبر پراكني است.
شبكه تلويزيوني بي بي سي در رأس همه رسانه هاي معاند با ايران سرافراز، با ادعاي اطلاع رساني لحظه به لحظه از انتخابات دهم رياست جمهوري، عملا به پايگاه انتشار تحليل هاي ساختگي و برانگيختگي اجتماعي در ايران تبديل شده است.
آنچه كارشناسان در ماه هاي اخير ابراز مي داشتند مبني بر اينكه شبكه فارسي بي بي سي به منظور انسجام شبكه براندازي نرم و با حمايت نيروي انساني و مالي جرياني در داخل راه اندازي شده است، طي روزهاي منتهي به انتخابات و پس از آن عملا به اثبات رسيد.
نكته جالب توجه در اين است كه بي بي سي علي رغم دريافت بودجه 15ميليون پوندي (22ميليون دلاري) وزارت امور خارجه انگليس، قبل و پس از راه اندازي همواره با كسري بودجه و اعتراض مردم ماليات دهنده بريتانيا روبرو بوده است، اين در حالي است كه در روزهاي اخير مبادرت به افزايش پخش برنامه هاي زنده خود كرد، به طوري كه جمعه شب مطابق روال قبلي برنامه هايش را تا پايان شمارش آرا و اعلام نتايج در قالب ميزگرد، وب گردي، گفت وگو با كارشناسان، ارتباط مستقيم (نوبت شما) و... ادامه داد.
بي بي سي كه در طول دوره فعاليت خود همواره از تنظيم و پخش خبر به شيوه شبه خبر (فيجرنيوز) و تلفيق سخت خبر (هارد نيوز) و نرم خبر (سافت نيوز) پيروي كرده است، در آستانه انتخابات و از جمله طول جمعه شب به اين سو، دقيقا و دائما با سوئيچ كردن اين شيوه هاي خبري به يكديگر، اهداف شبهه سازي، بحران افكني و هدايت افكار عمومي به انگيختگي و نضج آشوب را هدايت كرد.
اين شبكه متعلق به استعمارگر پير كه روزهاي قبل، خود را آماده بحران سازي اجتماعي كرده بود، پيشاپيش در اخبار و تحليل هاي به اصطلاح كارشناسان سياسي مسايل ايران، بحث تقلب را تئوريزه و قاطعانه بر آن پاي مي فشردند كه: چنانچه احمدي نژاد رأي بياورد شكي در تقلب وجود ندارد.
بي بي سي در چارچوب سناريوي خود، جمعه شب در قالب برنامه هاي زنده، بلافاصله پس از اعلام آمارهاي غيررسمي از منابع داخل ايران، پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار (رئيس سازمان فدائيان خلق) و صادق صبا (تحليل گر سياسي) كليد زد و پس از اين به تناوب انتشار خبرهايي از ايران، ارتباط مستقيم و... كارشناساني مانند جمشيد برزگر، هاشم احمدزاده، احمد سلامتيان، سعيد برزين، مسعود بهنود و... در استوديو و آدم هايي از احزاب و گروهك هاي داخل ايران هر لحظه به موازات اعلام آراي احمدي نژاد، برحملات و تثبيت و تلقين تقلب در انتخابات افزودند، به صورتي كه نزديك صبح و تا ظهر شنبه جملگي گزارش پراكني اين شبكه دستور تلويحي حمله و اغتشاش و افزايش نارضايتي بود.
شيوه بارز بي بي سي در توفيق خود اين بود كه كليت مباحث در يك دايره طراحي شده به روش قورباغه پخته، كاركرد مي يافت؛ بدين صورت كه مثلا كارشناسان استوديو دلايلي را در قالب تحليل مطرح مي كردند و سپس ارتباط مستقيم برخي آدم هاي معمولي تحت عنوان مخاطبان بي بي سي و بعد از اين ارتباط با رئيس ستاد مردمي موسوي و سخنگوي ستاد مهدي كروبي و... مجددا كارشناسان داخل استوديو و... جملگي صحبت هاي يكديگر را كپي كرده و با كمي شاخ و برگ اضافه به خورد بينندگان اين شبكه مي دادند.
بي بي سي براي پيشبرد سناريوي خود، به خوبي از شيوه نرم خبر استفاده مي كرد، به طوري كه در ساعت يك بامداد با اولين اعلام هاي غيررسمي آرا، سايت هاي «بالاترين» و «قلم نيوز» را در قاب مي گرفت كه بوي تقلب مي آيد و هر چه اعلام آراي احمدي نژاد بيشتر مي شد لحن و نحوه بيان مطالب بي بي سي و آدم هايش تندتر مي شد تا آنجا كه در ساعت دو و 20دقيقه بامداد سناريوي آنها به نقطه اوج خود رسيد و در تمام اين نوع انتشار، بي بي سي با استفاده از سخت خبر (البته تحريك آميز) كه هم اكنون موسوي و... به وزارت كشور رفته اند و سوئيچ آن به نرم خبر (در قالب گفت وگو و ارتباط مستقيم) و سپس شبه خبر در ارتباط با رئيس ستاد مردمي موسوي، كاملا بحران سازي و تحريك مخاطب رقم زده مي شد.
مثلا سخنگوي ستاد انتخاباتي كروبي، در حالي دولت را متهم به دروغ گويي مي كرد كه هنوز كانال هاي رسمي آمار را اعلام نكرده بود. بي بي سي در پي هر ارتباط و گفت وگو با داخل ايران مي پرسد: واكنش شماچيست؟ (تحريك ضمني به عكس العمل).
بخشي از سناريوي بي بي سي چنين بود: ارتباط با خانمي به نام سولماز كه از مشاهدات خود مي گفت، سوئيچ به مجري: طوفان در راه است. ارتباط با ميترا از تهران و كاميار از دبي كه ابراز نگراني مي كردند و سوئيچ به مجري كه از توطئه اي حكايت مي كند مبني بر اينكه كد احمدي نژاد 44 بوده است و رتبه موسوي 4 و خيلي ها به اشتباه يك 4 اضافه كرده اند و شده 44 به حساب احمدي نژاد رفته! سپس سوئيچ به مسعود بهنود كه محدوديت هاي اينترنتي را به نفع احمدي نژاد مي داند و وكيل مدافعانه مي گويد چون فضاي اينترنتي سهم اصلاح طلبان است، پس محدوديت آن عليه آنهاست و....
مجموعه ساعات پخش برنامه هاي زنده بي بي سي پس از خاتمه رأي گيري يك هدف را تعقيب مي كرد: حتي اگر موسوي و كروبي كوتاه آمدند و براي مطالبات شما به خيابان نيامدند، شما كوتاه نياييد و خيابان را ترك نكنيد.
اكنون بيش از پيش دست بي بي سي رو شد. شبكه اي كه به دليل كسري بودجه بي بي سي روماني را تعطيل كرد، مجاني به مخاطبان داخل انگليس خط نمي دهد. اسپانسر آگهي ندارد و مشخصا اغلب خبرنگاران آن را طيف هاي اصلاح طلب و مشاور آن يكي از سردبيران نشريات زنجيره اي توقيف شده است و غيره، لذا چنين رسانه اي كسري بودجه خود را از كجا تأمين مي كند و آيا با توجه به طيف فكري همكار اين رسانه مي تواند مدعي بي طرفي باشد. بي بي سي كه از پخش آگهي قربانيان غزه خودداري كرد كه مبادا مخاطبانش آن را نقض بي طرفي بي بي سي بدانند! اكنون با جمع يك طرفه اي چگونه مي تواند مدعي خبر پراكني چند سويه درباره ايران باشد؟
وجدان ركن چهارم دمكراسي از عملكرد بي بي سي درباره انتخابات اخير در رنج است، آيا محكمه اي به اين قضيه رسيدگي خواهد كرد؟

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14