(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


یکشنبه 31 خرداد 1388-شماره19391
 

پيام ها ي 22 خرداد
پروژه آشوب و چگونگي مقابله ناخداي كشتي انقلاب
بررسي دلائل تحركات اخير افراطيون انقلاب عليه تجديد نظر طلبي
ثروت ها ي باد آورده سياست علوي(4)



پيام ها ي 22 خرداد

به رغم شيطنت هاي برخي از بدخواهان و عوامل مشكوك داخلي و خارجي و پيش بيني هاي بسياري از تحليلگران، انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با آرامش كامل و در عين حال باشكوه و عظمتي وصف ناپذير و با نتايجي نه چندان دور از انتظار، در حالي به پايان رسيد كه بيگانگان از اين استقبال پرشور، به شگفتي ياد كرده و برخي از آنان تمام تلاش خود را بكار بردند تا با اتكاء به اقدامات مذبوحانه عده اي جاهل و خائن خود فروخته براي ايجاد اغتشاش و تشنج آفريني جديد، شيريني اين پيروزي بزرگ را به كام ملت مسلمان و غيرتمند ايران تلخ كنند.
اگرچه دوست و دشمن از اين رويداد تاريخي اظهار شگفتي نمودند، اما اين حضور براي مردم ما فقط انجام وظيفه وتكرار تاريخ بشمار مي رفت، چرا كه مردم مسلمان و متعهد ايران اسلامي بارها ثابت كرده اند كه همواره پشتيبان و حامي انقلاب و نظام اسلامي بوده و هرگاه از سوي دشمن احساس خطر كنند، آماده اند تا به دور از هرگونه شائبه سياسي، فكري، فرهنگي و مذهبي و يا نگرش هاي قومي و طايفه اي ، بطور يكپارچه در كنار يكديگر قرار گرفته و باتمام توان از اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي دفاع نمايند. از همين روست كه حضور امت حزب الله در صحنه هاي مختلف انقلاب، از جمله انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را مي توان به يكي از ماندگارترين حماسه هاي مردمي و سرشار از پيام هايي دانست كه بعنوان يك نيروي بازدارنده فوق العاده قوي، به راحتي توانسته است برتري قدرت نرم انقلاب اسلامي در مصاف با انواع توطئه هاي دشمنان را به تصوير كشيده و شكست ناپذيري آن را بار ديگر اثبات كنند.
برخي از اين پيام ها عبارتند از:
1 - برخلاف تبليغ دشمنان، مقبوليت نظام و ولايت پذيري و دين باوري مردم و همچنين نقش رهبري در اداره حكومت و روشنگري جامعه و جلوگيري از انحرافات و همچنين برخورد منطقي و در عين حال قاطعانه با جريانات تشنج آفرين و تفرقه انگيز را مي توان نشانه ظرفيتهاي برتر نظام اسلامي در مديريت امور جامعه با اتكاء به مردم، معرفي نمود.
2 - اين انتخابات با ترجمان مجدد و ارائه مفهومي روشن از كارآمدي نظام مردم سالاري ديني، ثابت كرد كه بر خلاف بسياري از كشورهاي جهان، مردم ايران به معناي واقعي كلمه در اداره امور كشور خود مشاركت دارند.
3 - تاكيد مردم بر اداي تكليف و وظيفه و آگاهي آنان از نقش و اثر اين مشاركت نيز، بيانگر بيداري و هوشياري بيش از پيش مردم ايران در برخورد با مسائل داخلي و اوضاع بين المللي محسوب مي شود.
4 - هوشياري و عدم تأثيرپذيري افكار عمومي مردم از بازي هاي سياسي و القائات كاذبي كه از داخل و خارج، ذهن و فكر آنان را نشانه رفته و تمام تلاش خود را براي ايجاد جو ياس و نا اميدي بكار گرفته بودند، از ديگر پيام هاي انتخابات دهم به شمار مي رود.
5 - پايبندي و اصرار جامعه بر احياء، حفظ و ترويج ارزش هاي اسلامي، انقلابي و فرهنگي و نيز تاكيد آنها بر ضرورت پايبندي آحاد جامعه و مسئولين نظام به اصول و ارزشهاي انقلاب و زنده نگه داشتن گفتمان و راه و منش حضرت امام(ره)، پيام ديگري است كه در جريان انتخابات دهم به خوبي بيان شد.
6 - در جريان اين انتخابات مردم ثابت كردند، كه اقتدار، سربلندي و عزت ايران و اسلام در راس امور قرار داشته و براي مسلمان ايراني، اين نكته بيش از هر چيز ديگري حائز اهميت و اولويت است.
7 - در اين انتخاب مردم با اتكاء به رهنمودهاي رهبر و مقتداي خود، ساده زيستي و پرهيز از اشرافيگري، خدمت صادقانه، سخت كوشي، مردمي بودن، شجاعت و ايستادگي در برابر زياده خواهي استكبار و عدم غربزدگي و پرهيز از خود باختگي و موضع ضعف و انفعال در برابر دشمن را مهمترين شاخصه هاي مسئول خدمتگذار معرفي و ترجيح حاكميت گفتمان عدالت محوري، و عزم و اراده ملي براي مقابله با فساد اداري، رانت خواري وتبعيض را مورد تاكيد مجدد قرار دادند.
8 - مردم در اين انتخابات با لمس و درك آثار كوتاه مدت و بلند مدت سازندگي، به درست بودن راه پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور در امور مختلف علمي، اقتصادي، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي صحه گذاشته و ثابت كردند كه تشنه عدالت، صداقت و نيازمند خدمت هستند و هركس را كه در اين راه گام بردارد تا آخرين لحظه و در سخت ترين شرايط حمايت خواهند كرد.
9 - در اين انتخابات مردم نشان دادند كه از سياست بازي ، گروه گرايي و فعاليت هاي حزبي نامعقول و همچنين پرداختن به مسائل حاشيه اي و شعارگرايي هاي پوچ و بيهوده باندها و جريانات سياسي بيزارند و به هيچ وجه حاضر نيستند بار ديگر كشور را اسير بحرانها و تشنج هاي سياسي و منافع حزبي و خواسته هاي شخصي عده اي معلوم الحال نمايند.
10 - استفاده از شيوه هاي نوين اطلاع رساني و باصطلاح دموكراتيك و تأثير آن در جلب مشاركت عمومي براي حضور در عرصه انتخابات نيز از ديگر دستاوردهايي به شمار مي رود كه بار ديگر حقانيت و در عين حال صداقت و مردمي بودن نظام اسلامي را به اثبات رساند.
11- صرفنظر از اقدامات مذبوحانه برخي از عوامل خود فروخته پس از اعلام نتايج، استفاده هواداران از روش هايي كاملا منطقي و معقول و عاري از برخوردهاي غير اخلاقي در حمايت از كانديداي مورد نظر، حاكي از شور و شعور بالا و قدرت درك مردم در برخورد با مسائل سياسي در مقايسه با نظامهاي غربي و شرقي بوده و تصويري فوق دمكراسي را از مردم ايران بعنوان الگويي مترقي و از نظام اسلامي بعنوان حكومتي مردم سالار، به نمايش گذاشت.
12 - بديهي است در اين ميان، تضارب آراء و بيان مستقيم ديدگاه هاي كانديداها از رسانه ملي و مطبوعات، نه تنها در شناخت مردم نسبت به نامزدهاي انتخاباتي كمك شاياني نموده و نقش رسانه ها در اين مهم را بخوبي آشكار ساخت، بلكه قطعا اين رويكرد در انتقال تجارب و احتمالا بيان نيازها و نكته هاي مغفول و بعضا مشكلات پنهان پيش روي دولت به مسئولين دستگاههاي اجرايي نيز، نقش مؤثري داشته است.
در نهايت اينكه، نتايج اين انتخابات يكبار ديگر نشان داد كه اين انقلاب همچنان از عنايت الهي و توجهات خاصه حضرت ولي عصر(عج) و حمايت قاطع مردم برخوردار و در سايه اين توجهات هرگز آسيب نخواهد ديد و در عين حال بديهي است كه شرايط جديد مسئوليت دولت دهم را در راستاي تحقق انتظارات بحق مردم اين سرزمين، بيش از پيش سنگين كرده است.
احمدرضا هدايتي

 



پروژه آشوب و چگونگي مقابله ناخداي كشتي انقلاب

فاطمه فلاح
با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي، يقينا زمزمه ها و بتدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بد دلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القائات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان همصدا شوند. اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند. (فرازي از فرمان هشت ماده اي رهبر معظم انقلاب خطاب به سران سه قوه در باب مبارزه با مفاسد اقتصادي)
حماسه عظيم و ابهت آفرين 22 خرداد از سويي داراي بازتاب هاي فراوان از منظر داخلي و بين المللي و نشانه قدرت تصميم گيري مردم در تعيين سرنوشت سياسي كشور خود بود و از سويي ديگر نتيجه آن، تاب تحمل برخي از متضرران را گرفت. كانديداهاي اصلاح طلب كه به زعم خود نتيجه انتخابات را تنها براساس حدس و گمان هاي انجام گرفته طيف هواداران خود ارزيابي مي كردند پس از انتشار اولين نتايج شمارش آراء شگفت زده شدند و به قول خودشان نتايج را بهت آور و مضحك قلمداد كردند. سپس پروژه القاء تقلب و تخلف در انتخابات را همزمان با دستور اغتشاش و آشوب كه براي زمان اعلام نتايج درنظر داشتند روي ميز گذاشته و دستور اجراي آن را صادر كردند. البته نمي توان آنها را كاملا بي اطلاع از نتيجه به دست آمده دانست. چه اينكه آنها پس از انجام مناظرات و از ميان رفتن موازنه آراء به نفع احمدي نژاد در نظرسنجي هاي قبل از انتخابات احتمال شكست برايشان محرز شده بود. لذا از قبل خود را براي روز بعد از انتخابات احتمال شكست برايشان محرز شده بود. لذا از قبل خود را براي روز بعد از انتخابات آماده كرده بودند بانك عدالت خواهي و مبارزه با فساد وقتي از حنجره رقيبشان برخواست به خود لرزيدند و به فكر رايزني و چاره انديشي افتادند تا آب رفته را به جوي برگردانند. ملاقات پي درپي اعضاء كميته ايكس در راستاي پروژه تخريب عملا ناكام مانده بود. فرصت به سرعت طي مي شد و آراء خاموش برخلاف انتظار آنها داشت به سبد حريف مي ريخت. البته تحليل آنها از آراء خاموش با تحليل جبهه اصول گرا متفاوت است. آراء خاموش از منظر آنها آراء كساني است كه در شهرهاي بزرگ زندگي مي كنند. اما در واقع آراء خاموش متعلق به روستاها و نقاط محرومي است كه سالها از ديد دولتمردان دور بوده و در تقسيمات كشوري و برخورداري از خدمات و امكانات هميشه كنج حاشيه بوده و سهم اندكي داشته اند خدمات دولت نهم سبب شد دراين انتخابات به حمايت از دولتي كه آنها را در عرصه مواهب كشور سهيم كرده بود به صحنه كشانده و وارد ميدان شوند.
پروژه تقابل با حاكميت اكنون در مرحله اجرا است. پروژه اي كه ابزار اجرايي آن در واقع برخي هستند كه به ظاهر خود را از هواداران موسوي و هواداران كروبي مي نامند و در واقع با افرادي آشوب طلب و اغتشاش آفرين هماهنگ شده و با برنامه ريزي هاي قبلي وارد خيابان ها شده اند. اصلاح طلبان كه از نداي رئيس جمهور در راستاي مبارزه با شبكه مافياي قدرت و ثروت حسابي دست و پاي خود را گم كرده اند تصميم دارند تا پروژه آشوب خود را به سمت بحران و التهاب تا سالگرد 18 تير بكشانند و پروژه «ميدان تيان آن من تهران» را راه اندازي كنند. آنها حتي از دست خودشان هم عصباني اند. چرا كه آراء ريخته شد، به نفع آنها به حساب نظام واريز شد و شكست به حساب خودشان. در واقع آنها مي خواهند بازي باخت- برد را به برد- برد تغيير دهند. چرا كه از نداي عدالت خواهي ترسيده اند. مرگ را گرفته اند تا بتوانند در فشاري كه از طريق اين آشوب ها ناامني ها ايجاد مي كنند دولت و نظام را مجبور كنند در تعامل با آنها وارد رايزني شده و براي آنها حاشيه امني درنظر بگيرد و به قولي به تب راضي شوند. پرونده هاي فساد اقتصادي و مالي آنها اكنون روشده و مردم باهوش سياسي عميق خود آنها را از لايه هاي پنهان مافيايي به صحنه علني محاكمه كشانده اند و از احمدي نژاد انتظار دارند تا دراين مبارزه اي كه آغاز كرده لحظه اي كوتاه نيايد. اين نكته و استمرار گفته هاي رئيس جمهور مبني بر فاش سازي عناصر اصلي، آنها را مجبور به چانه زني كرده است. آنها قصد دارند در سايه اين التهابات به دو هدف نائل شوند.
نخست آنكه با چانه زني از بالا (انتقال التهابات به سمت رهبري با ارسال نامه هاي متعدد) و فشار از پائين (تحريك مردم براي ادامه شورش هاي خياباني) بتوانند دست دولت را از رسيدن به پرونده هاي اقتصادي و فاش كردن اسامي كوتاه كرده و براي خود حاشيه امني درست كنند. آنگاه در فرصت مقتضي خواهند توانست آثار مخرب اين شور عدالت خواهي و حق طلبي كه دامن آنها را گرفته است، مهار و از اذهان مردم دور كنند.
دوم آنكه اگر در اين كارزار نتوانستند به اهداف داخلي مورد نظر دست يابند كم ترين بهره آن اين است كه در مجامع بين المللي براي خود دوستاني پيدا كرده اند كه مي توانند خود را به عنوان سران مبارزه معرفي كرده و به عنوان اپوزيسيون مخالف دولت همواره مورد حمايت قرارگيرند. در واقع پايگاه امني در خارج از كشور براي خود ايجاد كنند. (حمايت رسانه ها و محافل غربي از بروز اين تشنجات و تأكيد بر ادامه اين روند نشانه هايي از تحقق اين موضوع است.)
اما راهكارهاي پيشنهادي آنها براي رسيدن به اهداف ذكر شده چيست؟
اولين راهكار فشار براي ابطال انتخابات است. انتخاباتي كه در طول سي سال از گذشت انقلاب از لحاظ ميزان مشاركت و حضور حداكثري بي نظير بود و در حقيقت لبيكي بود به فرامين رهبري و مشتي بود بر دهان ياوه گوياني كه منتظر بودند تا جدايي ملت را از حكومت نظاره كند. اصلاح طلبان در حالي به ابطال نتيجه انتخابات پافشاري مي كنند كه از سويي مدعي اند كه با تحليل هاي انجام شده از طرف كارشناسان و اخبار موثق رسيده از ناحيه ستادهاي خودشان، آراء ريخته شده به نفع آنها بوده است. اگر اين فرض را درست بدانيم سؤالاساسي اين است كه چرا آنها كه ادعاي آراء بيشتر را دارند به جاي تأكيد بر باز شماري آراء بر ابطال آراء تأكيد مي كنند؟
دومين راهكار كشاندن اين درگيري ها تا زمان سالگرد 18تير و ادامه آن به صورت برگزاري تحصن است. البته آنها براي اين مسئله با سه مشكل اساسي روبرو هستند. اول طول مدت زمان است كه مي تواند به مرور از ميزان هواداران كم كند. دوم مكان تحصن. و سوم افراد حاضر به شركت در تحصن هستند كه با توجه به فصل امتحانات دانشگاه ها اين سه موضوع مي تواند آنها را براي برگزاري تحصن دچار ترديد كند.
با توجه به نكات ذكر شده لازم است تا اصولگرايان و مردم عزيز و بيدار به چند نكته اساسي براي مقابله با اين اهداف توجه كنند.
اول آنكه هدايت و رهبري بي نظير و عالمانه و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب قطعا دشمنان نظام و انقلاب را سرجاي خود خواهد نشاند. بيانات رهبري در خصوص نتيجه انتخابات مبني بر اين نكته كه «مردم با انتخابي كه انجام دادند نشان دادند به ايستادگي در برابر زورگويان و زياده خواهان و پايداري براي احقاق حق افتخار مي كند.» نشان دهنده اين موضوع است. گوش سپردن به فرامين رهبري به عنوان ناخداي كشتي نظام، بدون شك مي تواند ما را از اين شرايط به ساحل امن هدايت رهسپار كند.
دوم آنكه با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در پيامي كه به مناسبت حماسه 22خرداد صادر فرمودند مردم بايد با هوشياري در برابر تحريكات بدخواهانه كه سعي دارند شيريني انتخابات را از كام ملت بزدايند برخورد كنند و از هرگونه رفتار و گفتار تحريك آميز و بدگمانانه پرهيز كرده و اجازه دهند تا عدالت خواهي و مبارزه اي كه بر عليه فساد آغاز شده برطبق مراحل قانوني و از طريق رئيس دولت پيگيري شود. البته مردم نبايد از مطالبات به حق خود هرگز كوتاه آمده و صرف نظر كنند يا به خواست مخالفان مبني بر مصلحت سنجي هاي ادواري تن دهند.

 



بررسي دلائل تحركات اخير افراطيون انقلاب عليه تجديد نظر طلبي

مهدي فيروز كوهي
از بررسي مجموعه تحولات صحنه سياسي كشور بخوبي در مي يابيم كه جريان شكست خورده در انتخابات 22 خرداد عليرغم تحركات بي سابقه اش در اين انتخابات، نتيجه بسيار دور از انتظاري را اخذ كرده كه پذيرش وضعيت جديد و تمكين به راي بي سابقه ملت به دكتر احمدي نژاد را با «مرگ سياسي» خود در آينده برابر مي داند لذا طبيعتاً به هر اقدامي براي تغيير صحنه دست مي زند تا شكست خود در انتخابات را از طريق «لابي و فشار» جبران كند. امري كه در كشورهاي غربي - به عنوان قبله فكري جريانات داخلي - براي جبران شكست دمكراتيك، كاملا مرسوم بوده و استفاده از گروه هاي فشار براي همين شرايط، عينا تجربه شده است.
مطالعه موردي پديده انقلابات رنگين در كشورهاي مختلف بلوك شرق سابق، تحليل گران را به اين نكته رهنمون مي كند كه اگر در اثر غفلت عوامل محافظت كننده سيستم، بحران هاي اجتماعي، بدون سپري كردن «مرحله انتظامي»، مستقيما وارد «فاز امنيتي» شوند منجر به وقوع تحولي ساختارشكن به نام «انقلابات مخملين» مي شوند.
در انتخابات اخير رياست جمهوري براي اولين بار جريان دگرانديش با استفاده از فرصت «الزامات ايام تبليغاتي» به تحركاتي دست زد كه در ساير ايام قادر به انجام آن نبود. با عنايت به اخبار متعدد رسانه ها در خصوص تحركات كميته كذايي موسوم به ايكس و همچنين نامه بي سابقه هاشمي به رهبري كه بار تهديدي آن كاملا محسوس بود تحليل رخدادهاي اخير تهران «وضعيت غيرعادي» بخود گرفته بنحوي كه تمركز رسانه اي دشمنان انقلاب براي دامن زدن به فتنه و تداوم درگيري هاي خياباني فراتر از اعتراض جمعي از طرفداران يك كانديداي شكست خورده به شمار مي رود.
ليكن با توجه به خياباني بودن اين تحركات اين جريان و تجربه «ناتواني آنها براي كنترل و هدايت بحران هاي خودساخته» تداوم اينگونه اغتشاشات خياباني، بستر مساعدي براي زيست اغتشاش گران، غوغاسالاران معاند و ضد انقلاب فراهم شده است.
درچنين شرايطي پاسخ به دو سوال ذيل ذهن تحليل گران را به خود معطوف كرده است:
1- علت بروز نامدني ترين رفتار سياسي از سوي جريان دوم خردادي بعنوان مدعيان جامعه مدني چيست؟
2- چرا جريان تجديدنظر طلب به طرز بي سابقه اي به انتحار سياسي مي پردازد؟
اين نوشته بدنبال واكاوي علت ظهور رفتارهاي كاملا غيرمدني و مخالف با عرف و باورهاي مردم - كه در عين حال مخالف دستاوردهاي توسعه سياسي است - از سوي جريان دوم خرداد به عنوان مدعيان و مباشران داخلي «توسعه سياسي» است.
توطئه سقط ناكام «انقلاب سوم»!
جريان تجديد نظرطلب كه زيست آلوده خود را درگرو وجود بستري عالي منصب كه مستعد سوءاستفاده است، مي داند نهايت سعي خود را مي كند كه قواعد بازي را بهم بزند تا از ولادت اين مولود مبارك جلوگيري كند. اما در واقع، خلق حماسه 40 ميليوني 22 خرداد نشان داد كه تمامي تلاش ها براي سقط انقلاب سوم شكست خورده است و جريان تجديد نظرطلب بايستي مناسبات خود را با اين پديده نوظهور تنظيم كند.
از اينرو صرف نظر از دلايل ورود جريان تجديد نظر طلب به فاز مبارزات غيرمدني، پيدايش اينگونه رخدادها، مويد وقوع «انقلاب سوم» از سوي مردم قهرمان ايران است كه بايد آن را به فال نيك گرفت. اگر در انقلاب نخست رهبران نهضت بدنبال مبارزه با استبداد متكي به اجانب بودند و در انقلاب دوم، دانشجويان پيرو خط امام، انقلاب را وارد فاز مقابله صريح با استكبار جهاني به سركردگي آمريكا كردند. اين خيزش سوم انقلاب، سمت و سوي مبارزات انقلابيون را به فاز «مواجهه صريح با اشرافي گري و ثروت اندوزي مقامات» مي كشاند. امري كه نهايتا باعث واكسيناسيون انقلاب و زدودن آفات انقلابيون قبلي خواهد شد.
دلايل ورود جريان تجديد نظر طلب به فاز مبارزات غيرمدني:
1- تغيير ذائقه گفتماني مردم:
شايد بتوان عمده ترين دليل رفتارهاي نابهنجار سياسي جريان شكست خورده در انتخابات دهم رياست جمهوري را در عبارت ذيل جستجو كرد. از آنجائيكه تغيير فاحش ذائقه گفتماني جامعه از «توسعه سياسي» مطروحه توسط سران جبهه مزبور و كليد واژه پركار برد آنها يعني «آزادي ليبرالي» براي خود طراحان كاملا ملموس بوده و دل زدگي مردم از شعارهاي بي پايه و بورژوايي آنان را به عينه احساس مي كنند لذا به مقابله با گفتمان جايگزين مي پردازند. گفتماني كه تحت عنوان «عدالت» ريشه در فرهنگ ديني مردم داشته و با بهره گيري از كليد واژگاني نظير «مقابله با فساد و تبعيض» و بويژه گزاره حساسيت برانگيز آن يعني «مبارزه با مفاسد اقتصادي» توانسته است اقبال خوب توده هاي مردم را جذب نمايد. بنابر اين نخستين دليل اقدامات هيجاني و غيرعقلايي جريان شكست خورده را مي توان بطور خلاصه چنين بيان كرد:
«ترس از تغيير ذائقه گفتماني مردم از توسعه سياسي و ابركليدواژه آن يعني آزادي ليبرالي به سمت گفتمان عدالت با كليدواژه حياتي آن يعني مبارزه با مفاسد اقتصادي»
2- نامتناسب بودن راس و بدنه هرم قدرت تجديدنظرطلبان:
به نظر مي رسد درك اين واقعيت نيازمند اثبات هاي پيشرفته تئوريك نباشد كه «توان بالاي مالي هرم ساختاري تجديد نظرطلبان از سويي و نامتناسب بودن اين توان مالي بادآورده با بدنه اجتماعي و عقبه مردمي آن از سوي ديگر باعث شد تا «راس اين هرم قدرت» بهمراه «ساختار شكل گرفته آن» بر بدنه نحيفش سنگيني بكند و نهايتا موجبات سقوط اين كاخ برافراشته برگرده مردم را فراهم كند.» حال طبيعي است كه جريان مزبور براي كسب رأي اعتماد مجدد مردم بايد اين «ناتناسبي» را به نحوي جبران كند. بدين منظور دو راه بيشتر فراروي اين جريان نيست. يا بايد از وزن سنگين مالي راس هرم خويش بكاهند كه در حكم «مرگ اقتصادي» آنان خواهد بود و يا اينكه در برابر برنامه هاي دولت براي اصلاح ضريب جيني و كاهش فاصله طبقاتي راس و بدنه سر تسليم فرود آورد و دست از كارشكني بردارد. كه در اين صورت با ايجاد چهره اي كارآمد از دولت فعلي بر فهرست حاميان اين دولت افزوده شده و در نتيجه از اطرافيان آن جريان مقابل كاسته خواهد شد و اين هم «مرگ سياسي» اين جريان را بدنبال خواهد داشت. پس كاملا طبيعي است كه با چوبي كه هر دو سر آن براي آنها شكست بدنبال دارد بازي نكنند و در اين فضا به تغيير صحنه بازي روي آورند تا بلكه از شكست بگريزند. رفتارهاي قانون گريزانه اين جريان در سطح خيابان هاي تهران از اين دغدغه نشات مي گيرد.
اين جريان با تمام جوسازي هاي رسانه اي و شانتاژهاي بي پروايي كه صورت داد نتوانست توده مردم را از مشاهده عيني دستاوردهاي متعدد دولت خدمتگذار باز دارد و نهايتا اين بدنه سنگين مردم بودند كه بر راس مالي سنگين جريان تجديد نظر طلب فائق آمدند. از اين رو دومين دليل رويگرداني اين جريان از رفتارهاي قانوني و چرخش به سمت نافرماني مدني ريشه در اين واقعيت دارد كه:
«راس هرم تجديدنظر طلبان بلحاظ مالي، بطور ملموسي بر بدنه اجتماعي سابق آنان سنگيني مي كرد و اين ناتناسبي آن هرم را ناچار به فروپاشي كشاند.»
3- سوخت شدن بازيگر ذخيره:
سومين دليل براي رفتارهاي قانون گريزانه امروزين جريان استحاله طلب به اين واقعيت برمي گردد كه بواسطه افشاگري هاي كانديداي پيروز- دكتر احمدي نژاد- پرده از ارتباطات پشت پرده «بازيگر پنهان» با يكي از كانديداها كه در واقع «بازيگر ذخيره» جريان مقابل در طي ساليان متمادي بوده است برداشته شد و با اين كار جبهه اي متحد از طيف وسيعي از چهره هاي سياسي تشكيل شد كه يك سر آن به عقبه اي از كارگزاران سازندگي و برخي افراد و احزاب ختم مي شد و يك سر ديگر آن سر از چهره هاي برانداز كنفرانس برلين و مطرودين نظام اعم از گروهك نهضت آزادي و... درمي آورد. طبيعي بود كه طيف به اين گستردگي با وجود بهره مندي از توان بالاي لجستيكي افرادش از يك «مسئله» بنام «دافعه مردمي برخي از چهره هاي شناخته شده آن» رنج مي برد. واقعيتي كه در آن زمان مورد توجه جريان دوم خردادي در اين انتخابات بود و براساس آن واقعيت سعي مي كردند برخلاف روزهاي اوليه تبليغات انتخاباتي از «آفتابي شدن» اين چهره هاي «راي سوز» در اطراف كانديداي خود جلوگيري كنند. در چنين شرايطي كاملا طبيعي است كه قبول شكست در اين انتخابات بمنزله اعلام پايان حيات سياسي اين چهره ها و يا در بهترين شرايط «اعلام سكته سياسي» چندين ساله آنان تلقي مي شد كه چون هر دو نتيجه، مطلوب اين «چهره ها» نيست فلذا با بهره گيري از عناصر ميداني خود دست به «آتش فشان خياباني» مي زنند.
از همين منظر است كه مي توان گفت دليل عدم ورود خاتمي به ميدان مبارزات انتخاباتي با هدف تعويض جاي خود با «بازيگر ذخيره» و جبران ايثار قبل از دوم خرداد وي نبوده بلكه با هدف حفظ «چهره خود» از تخريب همراهي با چهره هاي فوق الاشاره صورت گرفته تا در آينده، بستر مناسبي براي «رهبري اصلاحات» و ساماندهي فعاليت هاي سياسي جريان همفكر خود در انتخابات آتي مجلس را توسط محمد خاتمي فراهم آورد. امري كه با شكست سنگين ديگر شيخ مدعي رهبري اصلاحات در اين انتخابات، براي وي كاملا ميسر شده است.
4- حفظ ارتباط ميداني با سمپات ها:
بهرحال حضور برخي فرصت طلبان در قدرت در طي برخي سال ها، بستري را براي سازماندهي بخش قابل توجهي از سمپات هاي هيجاني و هواداران احساسي توسط آنان فراهم كرده است. اين هواداران بدليل برخورداري از سطح پايين تحليلي و تعلق به لايه احساساتي جامعه، از ثبات راي برخوردار نبوده و تعلق خاطري عميق به جريان تجديدنظر طلب ندارند. از اينرو همواره در معرض وارونگي فكري و برگشتن از آشفته بافي هاي رهبران خود به متن حركت اصيل جامعه هستند. بنابراين ليدرهاي اين جريان به اتفاقاتي نياز دارند تا اين قبيل افراد طرفدار خود را در صحنه نگه داشته و ارتباط ميداني خود را با آنان حفظ كرده باشند. بديهي است كه صحنه شكست سنگين و با فاصله چندين ميليوني در انتخابات، تأثير بسيار نامطلوبي بر روي اين سمپات ها مي گذارد. لذا كاملا طبيعي است كه انديشمندان جريان رقيب به شورش هاي خياباني و اغتشاشات دامن بزنند تا اولا براي عناصر لمپن و سمپات هاي احساسي خود «خوراك هيجاني» فراهم كنند ثانيا با بهره برداري از خوني كه احتمالا از اين افراد قانون شكن ريخته بشود اسطوره اي بسازند و «خوني كه براي اصلاحات لازم بود» را تدارك بينند! فراموش نكنيد كه از نظر طراحان و متفكران جريان برانداز در ايام قبل از انتخابات، اين «خون» حتي مي توانست خون يكي از مدعيان جدي رهبري اين جريان در قضيه بمب گذاري هواپيمايي مسافربري باشد! چه برسد به مشتي فريب خورده احساساتي.
توجيه شكست بي سابقه در انتخابات شگفتي ساز رياست جمهوري دهم براي «هواداران خياباني» و حفظ ارتباط با آنان بمنظور استفاده در شرايط آتي با هر ابزاري كه امكان دارد صورت مي گيرد. در روزگاري نه چندان دور، اين عده را با افسانه «خواب يك ساعته» به خواب مي برند و در شرايطي ديگر با كليد واژه «تقلب دولت در انتخابات»! اما دريغ از ارائه يك سند براي ادعاهاي اين جماعت.
5- شكستن تابوي حاكميت دوگانه!
رأي 85درصدي مردم به نظام و انتخاب فردي كه بر شعارهاي برگرفته از مفاهيم ديني خود اصرار مي ورزد و دعاي معروف عجل لوليك الفرج را حتي در فرصت محدود چند دقيقه اي تبليغات تلويزيوني خود همواره تكرار مي كند بيانگر مجلس ختم تئوري «حاكميت دوگانه» است. جريان برانداز كه تلاش چندين ساله اي را براي القاي بافته هاي ذهني خود در رابطه با دوگانگي حاكميت كرده بود با مشاهده آراي 40ميليوني مردم به نظام و انتخاب نزديكترين شعار به شعارهاي اصيل انقلاب از ميان شعارهاي داده شده، تمامي رشته هاي خود را درباره وجود حاكميت دوگانه در ايران «پنبه شده» مي بيند. اين پديده بحدي براي اين افراد سنگين است كه با خاتمه يافته تلقي كردن حيات سياسي تفكرات خود، دست به انتحار سياسي بزنند.
6- ارتقاي كارآمدي دولت دهم شكست بزرگتري را براي رقيب رقم مي زند
يقينا «ارتقاي كارآمدي دولت» و «افزايش اقبال مردم به تفكر اصولگرايانه دولت» دو عاملي است كه اثر تشديدي «رزنانسي» برهم داشته و افزايش يكي، فزوني ديگري را بدنبال خواهد داشت. براي اولين بار در تاريخ ايران اسلامي، احمدي نژاد موفق شد آرايي بسيار بالاتر از آراي دور اول خود را در دور دوم كسب كند. اين واقعه علاوه بر اينكه از رأي اعتماد بي نظير بدنه ملت به وي حكايت دارد تمامي تخريب هاي صورت گرفته از سوي مخالفان وي را پاسخي كوبنده داد. بي شك اين پشتوانه عظيم مردم شرايط مناسبي را براي نامزد برگزيده فراهم مي كند تا در تعامل با دوست و دشمن از موضع «قدرت و اقتدار ملت» ظاهر شود. تنها در اين صورت است كه اين دولت با بهره گيري از اين عقبه مردمي بي نظير خود، دست به «كارهاي بزرگي» بزند كه در عين ارتقاي كارآمدي دولت مكتبي، فضا را براي زيست رانت خواران، غوغاسالاران و فريبندگان مردم تنگ كند. در چنين شرايطي دولت موفق خواهد شد تا شعارهاي خود را با بهره برداري از ظرفيت ايجاد شده عملي نمايد. اين امر در صورت تحقق آن فضاي غيرقابل تحملي را براي جريان تجديدنظر طلب فراهم مي كند. و از اينروست كه در آغاز پيروزي مردم فهيم ايران، آن عده بجاي تمكين به رأي تاريخي ملت، با مانع تراشي هاي پيش پا افتاده و سنگ اندازي پيش پاي دولت، درصدد انتقام از ملت برآمده اند. تخريب وحشيانه اموال عمومي توسط عده اي مزدور با هدف انتقام از ملت صورت گرفته است.
7- احساس از دست رفتن اهرم هاي قدرت و ثروت جريان تجديدنظرطلب
تحقق شعارهاي دولت كه با استقبال گسترده مردمي مواجه شده حيات برخي مفسدين را به خطر انداخته است. مبارزه با ويژه خواهي باندهاي فساد سرشناس، پديده اي نيست كه به مذاق برخي ها خوش آيد. فرضيه اي كه در اين باره قابل طرح است مدعي است: اين عده كه از هزينه هاي سنگين تبليغات كلان مسئله دار خود طرفي نبسته اند، خواستار برپايي فضايي اغتشاشي اند تا بلكه بتوانند بخشي از اندوخته ناحقشان را كه ثروت ملي مردم مستضعف مي باشد. به «آن سوي آب» منتقل كنند والا اين قوم را چه به «آتش فشان بازي»!
در فراز پاياني اين مقاله به برخي نكاتي كه در عرصه ريشه هاي خارجي تحركات تجديدنظرطلبان به چشم مي خورد اشاره مي شود:
نكاتي از ريشه هاي خارجي تحولات اخير:
1- مطالعه الگوي غربي انقلابات رنگين يا مخملين نشان مي دهد تكيه گاه محوري اين نوع پديده هاي اجتماعي بر روي دوش طبقه نيمه مرفه باصطلاح نئوبورژوا است. اين طبقه با برخورداري از خاستگاهي شهري و بهره مند از سطح رفاهي مطلوب در نمونه هاي رخ داده از انقلابات مخملين مورد استفاده طراحان اين قبيل تحولات اجتماعي واقع شده اند. در اتفاقات اخير كشورمان نيز مطالعه تفكيكي آراي واريز شده محلات گوناگون و شهرهاي با ثروت متفاوت، نشان مي دهد جريان تجديدنظرطلب روياي استفاده از اين لايه براي مقابله با آراي ميليوني احمدي نژاد را در سرمي پروراند.
2- تاريخ ايران مملو از مداخلات و خيانات دول غربي و بويژه انگلستان است. از اين رو اين دولت ركورددار نفرت ايرانيان از يك دولت مداخله گر اجنبي بوده وبالاترين ميزان نفرت ايرانيان را بخود اختصاص داده است. سابقه سياه اين استعمارگر پير در تحريف گفتمان عدالت خواهي ايرانيان در جريان انقلاب مشروطيت توسط «شارژدافر» همسر سفير وقت بريتانيا در ايران در 102 سال قبل و كودتاي آمريكايي، انگليسي 28مرداد 1332 برعليه مردم ايران از اذهان مردم ايران پاك نمي شود. با اين همه براي اولين بار در تاريخ انقلاب اسلامي، اين دولت منفور بطور كاملا علني براي كمك به يك جريان سياسي در وسط معركه رقابت هاي انتخاباتي وارد شد و سعي نمود با فريب افكار عمومي در زمينه افتضاح ملوانان متجاوزش به آب هاي ايران- كه با پاسخ كوبنده فرزندان غيور ملت مجبور به عذرخواهي شدند- عملا به نفع يك جريان سياسي وارد شود. متأسفانه آن جريان سياسي، حريم منافع ملي را نگه نداشت و در موارد متعددي- كه اين فقط يك نمونه آن بود- با اجانب همراه شد.
3- غول هاي رسانه اي مدعيان دموكراسي و راي مردم در غرب در حالي كه داعيه قانون گرايي، جامعه مدني و رجوع به رأي مردمشان گوش فلك را پر كرده است «نامدني ترين رفتار» مشتي قانون شكن كه در مقابل رأي مردم صف آرايي كرده اند را تحت واژه «تقلب»- كه امتحان خود را براي خدمت به منافع نامشروع غرب در انقلابات رنگين، پس داده است- با آب و تاب انعكاس مي دهند.
رسانه هايي چون «بي بي سي»، صداي آمريكا»، «راديو اسرائيل» در اين معركه به طور علني نقش هماهنگي اطلاعات و خبررساني بين اتاق فرمان آشوب و آشوبگران را ايفا مي كنند، بطوريكه گويا تقسيم كاري جدي صورت گرفته است.
نتيجه گيري:
اين انقلاب را غربي ها نشناخته اند همانگونه كه مردم انقلابي ايران را جيره خواران مكاتب غربي نخواهند شناخت. هم از اينروست كه با تمام سرمايه گذاري هاي ميلياردي آنها راي مردم برخلاف خواست غربي ها به تداوم «حيات عزتمندانه تحت رهبري ولي فقيه» بسيار رساتر از ادوار پيشين به فرياد برخاسته است. آنان كه گوش خود را بسته اند فقط اين فرياد را نخواهند شنيد نه اينكه اين فرياد ابدي را خاموش توان كردن!

 



ثروت ها ي باد آورده سياست علوي(4)

مرضيه خاكساري
مي گفت مادر! گرسنه ام و مادر با چشماني پر از اشك به آسمان مي نگريست و به سختي لبخندي تلخ بر لبهايش مي نشست و با فرزند از فردا و فرداها مي گفت: كه فرزندم! به زودي روزهاي سخت تمام خواهد شد. اما طفل، از اين اميدها و دلداري ها خسته شده بود. او نان مي خواست. و اين است مصاديق حقيقي بسياري از مستمندان و ستمديدگان كه در گوشه و كنار جهان بي يار و ياور مانده اند و تنها اميدشان خداست كه روزي منجي خويش را بفرستد تا حق آنان را اعاده كند. اما اگر امروز ثروتمندان و سرمايه داران، لختي درنگ كنند حتي اگر به هيچ مذهب و ديني هم پاي بند نباشند و فقط خود را در چارچوب انسانيت قبول داشته باشند خواهند فهميد كه از كجا آورده اند؟ به چه قيمتي؟ و در كجا هزينه مي كنند. هر چند بسيارند شريح ها كه ثروت انباشته و خود نيز براي آن سند تهيه مي كنند. اما. علي مي خواهد تا اسناد حقيقي و نه جعلي اين اموال را رو كند و به آنها بنماياند كه در چه خيالهاي باطلي به سر مي برند. حضرت در نامه3 نهج البلاغه خطاب به قاضي شريح كه خانه اي به 80دينار خريده و خود بر آن سندي نوشته بود و گواهاني جعلي آنرا امضاء نموده بودند فرمود: به زودي كسي به سراغت مي آيد كه به نوشته ات نگاه نمي كند و از گواهان تو نمي پرسد تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد. اي شريح! انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي.
در واقع اميرمؤمنان انسانها را در اين معامله ثروت زيانكار تلقي كرده و توجه آنها را به معامله حقيقي بين انسان و خدا كه در آن عزت و صداقت مورد بحث قرارمي گيرد جلب مي كند و در نظر دارد ثروت اندوزي به طريق ناصواب را از ريشه درمان كند. حضرت در حكمت 240نهج البلاغه عاقبت پست و شوم مال اندوزي و ثروت هاي بادآورده را گوشزد مي كند و مي فرمايد: آگاه باشيد كه سرانجام كسي كه به جمع آوري مال و ثروت از راه هاي نامشروع مي پردازد چيزي جز نابودي نيست و اين ثروت هاي انبوه را همچون سنگ غصبي مي داند كه اگر در بناي خانه اي بكار رود جز ويراني آن كاركردي نخواهد داشت. و جالب است در طول تاريخ انسانها سرانجام شوم و نكبت بار حاكمان ثروتمند و ظالم و سقوط آنها را با چشم خويش ديده اند اما هيهات كه قلب هايشان قفل و چشمهايشان كور است. و چه زيبا حضرت امير در كلام نوراني خويش فرموده اند خداي سبحان روزي فقرا را در اموال سرمايه داران قرارداده است. پس فقيري گرسنه نمي ماند جز به كاميابي توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگي گرسنگان خواهد پرسيد اما اگر خوب دقت كنيم مي بينيم كه گرسنگان حقيقي اين ستمديدگان نيستند كه خدا يار آنهاست گرسنگان حقيقي گرسنگان ثروت اند كه هرگز عطش طمع آنها را سير نخواهد كرد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14